آستانه مقدسه امامزاده فاطمه اخری (علیها السلام) ـ رشت

به خواهر امام (علیها السلام) معروف می باشد.
تاریخ تولد ایشان 971 هجری و تاریخ وفات ایشان 995 هجری قمری می باشد. علامه مجلسی به پیروی از سبط ابن جوزی در کتاب ‏ارزشمند «بحار الانوار» از فواطم اربعه یاد کرده است و در مورد ‏فاطمه اُخری می نویسد: «و فی رشت مزار یُـنسَب إلی فاطمة ‏الطاهرة أخت الرّضا(علیهما السّلام»، و در رشت مزاری است که ‏به فاطمه طاهر، خواهر امام رضا (علیهما السلام) منسوب است‎.‎ در باور مردم گیلان، وی به همراه برادرانش سید جلال ‏الدین اشرف و میر شمس الدین (علیه السلام) به گیلان مهاجرت ‏کرد و در زمان حکومت سیّد در رشت، از دنیا رفته است‎.‎
آیت الله شیخ محمّد مهدوی در کتاب «سادات متقدمه ‏گیلان» خود درباره این موضوع چنین می نویسد‎:‎ «فاطمه بنت موسی بن جعفر معروف به فاطمة اخری و ‏مشهور به خواهر امام، یا به همراه برادرش سید جلال الدین ‏اشرف به گیلان آمده و یا بعد از کشته شدن حضرت رضا (علیه السلام)، ‏به دیدن برادر خود به گیلان آمده و در همان وقت و یا قبل از ‏سید جلال الدین اشرف، وفات کرده و در این مکان دفن شده ‏است‎«.‎
برخی از محققان همانند مؤلف کتاب طرائق الحقایق در ‏جلد سوم، صفحه ۲۸۴ کتابش، از این امامزاده یاد کرده است و ‏می گوید: چهارشنبه دهم رجب سنه ۱۳۰۴‏‎ ‎قمری در رشت به ‏زیارتگاه خواهر امام، مزار فاطمه همشیره رضا (علیه السلام) رفتم و در ‏حاشیه همان صفحه می نویسد: فاطمه بنت موسی بن جعفر(علیه السلام)‏ ‎ ‎وی متولد سرزمین عربستان شهرمدینه منوره است. وقتی ‏برادرایشان حضرت احمد بن موسی در اوایل قرن سوم به قصد ‏دیدار برادر بزرگوارش حضرت امام رضا (علیه السلام) رهسپار ‏ایران شد و در این مسافرت بنا به احتمال قوی، یکی از ‏همراهان آن حضرت، بی بی فاطمه اخری، یا خواهر امام بوده ‏است‎.‎
پدر ایشان حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) و ‏برادر ایشان امام رضا (علیه السلام) و خواهران وی: حضرت ‏معصومه(علیها السلام)(فاطمه کبری)، فاطمه وسطی، فاطمه ‏صغری) مزار: آذربایجان، که به خواهر امام(علیها السلام) شهرت ‏د اشتند و لقب ایشان طاهره بود.‏
دیلمیان به دلیل موقعیت طبیعی قلمرو خود که دارای راه ‏های صعب العبور و کوه های بلند و جنگل های انبوه بود و نیز ‏با پایداری و استقامت و دلاوری مردان سلحشور خویش ‏توانستند تا ۲۵۰ سال بعد از حمله اعراب در برابر لشکریان ‏مقتدر خلفای بغداد مقاومت و از ورود آنان به سرزمین خویش ‏جلوگیری کنند‎.‎
در این زمان سرزمین سرسبز گیلان و دیلمان، مأمن و ‏پناهگاه علویان ستمدیده ای گردید که به سبب جور و ستم ‏خلفای بغداد و کارگزاران آنها، مأوا و مسکن خود را رها ‏ساخته و فرار کرده بودند‎.‎
مهاجرت سادات علوی به نقاط امن دیلمان و طبرستان ‏علت های مختلفی داشت؛ از جمله در این مناطق به جهت ‏موقعیت جغرافیایی خاص خود، وقوع جنگ ، لشکرکشی و ‏تصرف در آن از سوی خلفای جور امکان پذیر نبود و از طرفی ‏هم مردم در انتخاب دین و مذهب در مناطق حکومت حاکمان ‏محلی تا حدودی آزادی داشتند‎.‎
از سویی دیگر، مردم دیلمان خصوصاً سرداران دیلمی که ‏عباسیان را دشمن می داشتند، با پناه دادن سادات علوی، آنان را ‏تحت حمایت خویش قرار می دادند و وسایل زندگی و ‏معیشت آنان را فراهم می ساختند. پناهندگان و سادات جلیل ‏القدر نیز بر اثر معاشرت با مردم دیلمان، آنها را تحت تأثیر قرار ‏دادند و با تعالیم دین مبین اسلام آشنا ساختند‎.‎
وجود زیارتگاه های متعدد در گیلان نشان می دهد که ‏این سرزمین همواره مورد توجه امامزادگان و سادات علوی بوده ‏است و مردم نوع دوست گیلان نیز آنها را حمایت و پشتیبانی ‏می کردند. امروز نیز آرامگاه آنان مورد احترام و زیارتگاه مردم ‏این سامان است‎.‎
پس می توان از جمله دلایل هجرت فاطمه اخری را این ‏چنین برشمرد که‎:‎‏ خفقان، ظلم و شکنجه و آزار و اذیت عمال ‏خلفای عباسی‎ .‎استقبال و احترام ایرانیان به فرزندان و فرزند زادگان ائمه ‏اطهار علیهم السلام بویژه مردم دیلم (گیلان)، دور بودن منطقه ‏ایران از دست خلفای عباسی، تشکیل حکومتهای اسلامی مستقل ‏در بعضی از مناطق ایران، دیدار از امام رضا علیه السلام،‎ ‎زندگی ‏در سایه امام رضا علیه السلام همراه با امنیت و آرامش‎ .‎
‎ ‎به هرحال، حضرت احمد بن موسی علیه السلام در ‏اوایل قرن سوم به قصد دیدار برادر بزرگوارش حضرت امام ‏رضا علیه السلام رهسپار ایران شد و در این مسافرت بالغ بر ‏‏۱۲۰۰ نفر از امامزادگان و ذراری ائمه علیهم السلام، ایشان را ‏همراهی می کردند. بنا به احتمال قوی، یکی از همراهان آن ‏حضرت، بی بی فاطمه اخری (علیها السلام)، همین خواهر امام ‏می باشد‎ .‎
پس از به شهادت رسیدن حضرت احمد بن موسی علیه ‏السلام هر یک از اصحاب حضرت شاهچراغ و امامزادگان، به ‏مناطقی فرار نموده اند که در این میان می توان، ورود حضرت ‏خواهر امام و جمع دیگری از امامزادگان را به منطقه دیلم و ‏رشت نام برد‎ .‎
از آنجائی که اکثر مورخین، هجرت و شهادت حضرت ‏شاهچراغ را در سنه ۲۰۳ هـ.ق نوشته اند؛ لذا ورود حضرت ‏خواهر امام به منطقه دیلم را می توان در این سال دانست که در ‏این هنگام آن حضرت سنی بالغ بر ۲۴ سال داشته است‎ .‎دلایل شهرت فاطمه اخری به خواهرامام‎ ‎اول اینکه از نظر ‏راحتی و سهولت در گفتار در عرف و به جهت اینکه حضرت‎ ‏‏«فاطمه اخری» خواهر امام رضا علیه السلام هستند به این نام ‏مشهور شده است، دیگر اینکه شاید تاریخ بناء بقعه و یا تعمیر ‏آن بر شخصیت مدفون در بقعه شهرت بیشتر پیدا کرده باشد‎.‎
بارگاه مبارک ایشان در شهرستان رشت و در منطقه ‏‏«خواهر امام» در نزدیکی مسجدسوخته تکیه خیابان ‏‏«شهیدمطهری» واقع است‎. در این بقعه سراسر نوروجود حضرت فاطمة الاخری ‏خفته است. ایشان آخرین نفر از فواطم اربعه است. بنا در دوره قاجار ساخته شده است. سر درب بقعه داراي كاشي كاري و اشعاري در 9 بيت، به‎ ‎تاريخ ‏‏1290 هـ.ق است. گچ بري داخل كمربند گنبد، دربرگيرنده آيه الكرسي به خط‎ ‎نستعليق به تاريخ ‏‏1306 هـ.ق است. خوشنويس آن «محمد ميرزا» به دستور «حسام السلطنه‎ ‎به اهتمام «ميرزا عباد ‏قاجار مسعودي » و عمل «حاجي غلامحسين» است. كتيبه اي‎ ‎جلوي در حرم به چشم مي خورد كه ‏بر روي آن به دستور«ناصرالدين شاه قاجار» فرمان‎ ‎معافيت مالياتي خبازان، به خط «ملك محمد ‏قزويني» درسال 1272 هجري آمده است‎.‎ بر روى سقف اصلى بقعه با خط نستعليق سفيد برزمينهٔ آبى، آيه‌هايى از قرآن و مطالبى را به تاريخ ‏‏۱۳۰۶ هـ.ق نوشته‌اند. سردرِ حياط بقعه، با آجرهاى لعابدارچيده شده و ابياتى به تاريخ ۱۲۹۰ هـ.ق ‏برآن نوشته شده است. برسمت چپ درِب بقعهٔ خواهر امام، کتيبه ی سنگى از دوره ی ناصرالدين‌ شاه ‏در مورد معافيت مالياتى نانوايان به تاريخ ۱۲۷۲ هـ.ق نصب شده است. در این بقعه قندیلی است که به ‏آن استخاره می بندند.‏ مثل بقعه حضرت علی بن جعفر علیه السلام در قم که ‏به (دربهشت) شهرت دارد و حال آنکه تعمیر بقعه آن در سال ‏‏۷۱۲ ه.ق بود که طبق حروف ابجد می شود (در بهشت). همه ‏ساله تمامی مراسمهای مذهبی از قبیل اعیاد، شهادتها و غیره در ‏حرم مطهر فاطمه اخری (علیها السلام) رشت برگزار می شود‎.‎
پیش از بازسازی حرم ایشان،در سر در ورودی حیاط ‏بقعه که از آجرهای لعاب دار چیده شده است، ابیات زیر بر ‏کاشیهای آن مسطور بود که جهت توصیف بقعه فاطمه اخری ‏‏(علیها السلام)، سروده شده و سراینده ی آن معلوم نمی باشد. ‏متأسفانه بر اثر توسعه ی حرم این اشعار و کاشیهای آن مفقود ‏شدند‎.‎
یا رب بنای کیست مر این طاق بی نظیر؟‎
کز رفعتش سپهر معلق بّود قصیر‎
بر می دهد بهشت نشان جدول درش‎
شنگرف آفتابِ فلک، سوده بر حریر‎
ماهش اگر به طوف بیاید به پای خویش‎
دست ادب، ز بام سپهرش کشد به زیر‎
در حیرتم که بانی این آستانه کیست‎
کز آب خضر کرده گلش را مَلک خمیر‎
مانا که هست باعث این طاق و این بنای‎
در این بهشت بقعه که خاکش بُود عبیر‎
سلمان روزگار ، شریعتمدار دهر‎
کز اوج عرش بگذردش پایه ی سریر‎
تاریخ این بنای که چون ضوء آفتاب‎
تا روز رستخیز نباشد خلل پذیر‎
پرسیدم از خرَد که چه باشد به لوح نور‎
با آب زر نوشتبه اسقاط یا صغیر‎
نامه باب معانی به جرم قلم بکش‎
روزی که مرغ و مور کشد از جگر صفیر
‎ این آرامگاه در گذشته معروف به «امامزاده لال شوی» بود ‏و ظهیرالدین مرعشی در کتاب «تاریخ گیلان و دیلمستان» که در ‏اواخر قرن ۹ هجری نوشته شده، از این بقعه با همین نام یاد ‏کرده‌است. ظاهراً علت این نامگذاری مربوط به نحوه کشف این ‏مزار بوده‌است‎.‎
سپس در دوره ناصری در سال ۱۲۸۲ ه. ق، ملا حسنعلی ‏حسنی در ایام حکومت قاسم خان والی بنای بقعه بزرگی را در ‏این مکان با صحن و ایوان و مسجد و سرداب آغاز کرد که پس ‏از مرگ او به پایان رسید و تصویر آن در کتاب‌های جهانگردان ‏و اروپایی‌ها به چاپ رسیده‌است‎.‎
حاجی ملا رفیع شریعتمدار (مجتهد و متمول تراز اول ‏گیلان در عهد ناصری) در آخرین سال حیات خود یعنی در ‏‏۱۲۹۲ه.ق برای این بقعه سردری ساخت که هنوز پابرجاست‎.‎
این بقعه در دوره قاجار محل بست نشینی مقصرین بوده ‏و در دوره مشروطه محل تحصن و تظاهرات مردم به شمار ‏می‌آمده‌ است‎.‎
اَلسَّلامُ عَلَیکِ اَیّتُهَا السَّیِّدَةُ الزَّکیَّةُ، اَلطّاهِرَةُ الوَلِیَّةُ، و الدّاعِیَةُ الحفِیَّةُ، اَشهَدُ اَنَّکِ قُلتِ حَقّاً، وَ نَطَقتِ حَقاً وَ صِدقاً، وَ دَعَوتِ اِلی مَولایَ وَ مَولاکِ، عَلانِیَةً وَ سِرّاً، فازَ مُتَّبِعُکِ، وَ نَجا مُصَدِّقُکِ، وَ خابَ وَ خَسِرَ مُکَذِّبُکِ، و المُتَخَلِّفُ عَنکِ، اِشهَدی لی بِهذِهِ الشَّهادَةِ، لِاَکونَ مِنَ الفائِزینَ بِمَعرِفَتِکِ وَ طاعَتِکِ، وَ تَصدیقِکِ وَ اتِّباعِکِ، وَ السَّلامُ عَلَیکِ، وَ السَّلامُ عَلَیکِ یا سَیِّدَتی وَ ابنَةَ سَیِّدی. اَنتِ بابُ اللهِ المُوتی مِنهُ، وَ المَأخوذُ عَنهُ، اَتَیتُکِ زائِراً، وَ حاجاتی لَکِ مُستَودِعَةً، وَ ها اَنَا ذا اَستَودِعُکِ دینی وَ اَمانَتی، وَ خَواتیمَ عَمَلی، وَ جَوامِعَ اَمَلی اِلی مُنتَهی اَجَلی، وَ السَّلامُ عَلَیکِ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه.
***
سلام بر تو ای سرور پاک و پاکیزه و ولی من و ای دعوت کننده (به حق) به مهربانی، گواهی دهم که تو حق گفتی و به حق و راستی سخن کردی و (مردم را) آشکارا و نهان به سوی مولای من و مولای خودت دعوت فرمودی رستگار شد پیرو تو و نجات یافت تصدیق کننده ات و نومید و زیانکار شد تکذیب کننده ات و آنکس که با تو مخالفت کرد گواه باش برای من این گواهی را تا من به وسیله معرفت و اطاعت تو و تصدیق و پیروی کردنت از زمره رستگاران باشم و سلام بر تو ای سرور من و ای فرزند آقای من توئی درگاه خدا که از آن درآیند و (معالم دین را)از آن بگیرند آمده ام به درگاهت برای زیارت و حاجتهای خود را به تو سپرده ام و من اکنون به تو می سپارم دینم و امانتم و سرانجام کارهایم و همه آرزوهایم را تا پایان عمرم و بر تو باد سلام و رحمت خدا و برکاتش.
استان گیلان ـ شهرستان رشت ـ بخش مرکزی ـ شهر رشت، محله خواهرامام
ارسال اطلاعات برای امامزاده
شما می توانید برای تکمیل اطلاعات پرتال امامزادگان و بقاع متبرکه ایران اسلامی برای این امامزاده اطلاعات وارد نمایید.
لطفا توجه بفرمایید که اطلاعات شما موثق و همراه با منابع باشد.
اطلاعات شما پس از تایید و ویرایش نهایی  در سایت بارگزاری خواهد شد.
   نوع اطلاعات:
 




mehrab motavally