تبیین نقش بقعه امامزاد گان به عنوان فضاهایی عمومی در شکل گیری  احساس تعلق و ارتقاء سطح هویت شهری
شهر تجلی¬گاه انتزاعی و اجتماعی، مظهر زندگی و منبع نمادین اعتقادات، خاطرات و تعلقات است. فضاهای¬عمومی -شهری نیز از مهمترین اجزای شهر محسوب می¬شوند که به عنوان عرصه¬ا¬ی ¬عمومی، بستر حضور فعال و هدفمند شهروندان...
سه شنبه 31 تیر 1393    
بازدید: 2584

تبیین نقش بقعه امامزاد گان به عنوان فضاهایی عمومی در شکل­گیری

احساس تعلق و ارتقاء سطح هویت شهری

محمد مؤیدی[1]

چکیده

شهر تجلی­گاه انتزاعی و اجتماعی، مظهر زندگی و منبع نمادین اعتقادات، خاطرات و تعلقات است. فضاهای­ عمومی ­شهری نیز از مهمترین اجزای شهر محسوب می­شوند که به عنوان عرصه­ا­ی ­عمومی، بستر حضور فعال و هدفمند شهروندان را فراهم می­آورند. از جمله فضاهای­ عمومی تأثیرگذار در شهرها اماکن مذهبی به ویژه بارگاه متبرک امامزادگاناست که به عنوان فضایی شاخص، بر مبنای اعتقادات مذهبی، محل حضور شهروندان و انجام فرائض و فعالیت­های دینی- اجتماعی آنان است ؛ تا بدانجا که حتی شهروندان نیز به صورت شبانه­روزی خواهان بهره­گیری از این اماکن متبرکند.از این­رو با توجه به ماهیت مذهبی و اعتقادی بارگاه امامزادگان،این دسته از فضاهای­عمومی نقش مهمی در تقویت وجهه فرهنگی و اجتماعی شهرها ایفا می­نمایند. این­ پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی ضمن بررسی مفاهیمی چون فضای ­عمومی ­شهری و هویت و هویت­ شهری، به بررسی نقش امامزادگانو بقعه متبرکشان به عنوان فضایی ­عمومی در شهرها می پردازد.

کلید واژه ها: فضاهای عمومی شهری، بارگاه امامزادگان، احساس تعلق، هویت، هویت شهری.

مقدمه

شهر را می­توان به قصه تشبیه کرد، زیرا هر دو نتیجه بازتولید آرمان­ها و بینش مردمی است که ریشه در گذشته دارند، در حال زندگی می­کنند و به آینده می­نگرند(حبیبی،1389: 1)، در واقع، شهر به عنوان یکی از بسترهای حضور انسان، زمینه­های بسیاری طلب می­کند تا واجد خصیصه «شهر بودن» شود. «شهر از آغاز شکل‌گیری، در هر زمان، نقش منحصر به فردی بر عهده دارد. این نقش اگر چه ممکن است دستخوش تغییراتی شود اما در طول تاریخ، هویت ویژه‌ای از آن شهر در ذهن شهروندان نقش می‌بندد. اگرچه شهرها معمولاً مجموعه­ای از فعالیت­های گوناگون را در خود جای می ­ دهند، اما برخی از آنها نقش خاصی به عهده می گیرند و واجد هویت منحصر به فردی می شوند» (کالن،163:1382). شهر می‌تواند نقش مذهبی، حکومتی- سیاسی، فرهنگی، تجاری یا... داشته باشد و هویت غالب خود را بر اساس زمان، مکان و حضور انسان- که تعریف‌کننده کارکرد شهر است- بر ملا کند.

انسان براساس جهان­بيني خود همواره با محیط در يک هم کنشي است و این دو تأثيرات و تأثراتي را از یکديگر مي­پذيرند. تأثير انسان زماني بر محیط مطرح است که از قابلیت فضاسازی يا چشم انداز آفرينی برخوردار باشد و بتواند با پشتوانه و مضمون فرهنگ خود، محیط زندگی­اش را دستخوش تغییر و تحول قرار دهد. شهرها نیز به عنوان بستر سکونت و ميراث انسانی، به طور دائم در جريان این تحول و ارتباط متقابل با محيط اجتماعي قرار دارند از عواملی که در تحول و توسعه شهرها نقش جدی ایفا می­نمایند، ارزش­های دینی و بينش جهان­بینی عقيدتي است که نفوذ و تأثیر غیر قابل انکاری بر شهرها دارند تا بدان اندازه که اين عامل نه تنها چهره بخش پديده­هايي چون معابد، مساجد، زيارتگاه­ها، گورستان­ها، مکان­هاي عمومي و اجتماعي و... است بلکه در چگونگي روابط، آداب اجتماعي، لباس مردمان و... نيز تأثیر می گذارد و هویت ویژه­ای را برای شهرها و ساکنانشان ایجاد می کند. بنابراین عامل دین و مذهب به عنوان عامل مؤثر بر فرهنگ و ارزش­های جامعه نه تنها در ایجاد آثار کالبدی ایفای نقش می­نماید بلکه فراتر از آن، در ایجاد ارزش­هایی که به عنوان معیارهای ارزیابی و تعیین مرتبه معنوی پدیده­ها، موضوعات و مفاهیم دخالت دارد، تأثیر غیر قابل انکاری دارد. این ارزش­ها به نوبه خود هویت شهری را به همراه دارد.

در این میان، تأثیر عوامل مذهبی و فرهنگی، «سبب می­شودکه در یک محیط ثابت، انواع یا جلوه­هایی از هویت محیطی به منصه ظهور برسند و یا تأثیر عوامل فرهنگی، عامل ظهور و جلوه­های متفاوت هویت عملکردی شوند» (نقی زاده،1386: 342). لذا اعتقادات مذهبی و ايدئولوژي­ها از عوامل اساسی هویت بخشی و ایجاد تمایز و تفاوت بسیاری از شهرها با یکدیگر محسوب می­گردند. طرفداران نظريه عامل مذهبي در پيدايش شهرها معتقدند عوامل مذهبي در به هم پيوستن گروه­هاي مختلف اجتماعي در سکونت­گاه­­هاي انساني و نيز در تمرکز جمعيت و پيدايش شهرها مؤثر بوده­اند. بيشتر محققاني که درباره نقش اعتقادات مذهبي و ایدئولوژی­ها در پيدايش شهرها به تحقيق پرداخته­اند در ميان اديان، دين مبین اسلام را به خاطر داشتن روح زندگی جمعی و تأکید بر موضوع زندگی شهری بيش از سایر ادیان متوجه توسعه شهرها دانسته­اند. شهرهاي اسلامي، در واقع حاصل اعتقادات اسلامي است و تنها با درک اصول و قوانين اسلامي است که مي­توان با عوامل و عناصر مؤثر بر شکل­گیری و توسعه آن­ها ارتباط برقرار نمود.

تأثير جهان بيني ديني بر محیط­های شهری به ويژه در شهرهاي اسلامي­ـ ايراني کاملاً نمایان و مشهود است. از جمله عوامل مذهبی و منبعث از ایدئولوژی اسلامی به ویژه در مکتب تشیع که بر شکل­گیری و گسترش شهرها و فضاهای شهری تأثیر غیر قابل انکاری داشته است، تکریم و بزرگداشت جایگاه ائمه اطهار (س) و فرزندانشان یعنی امامزادگان است. این موضوع با توجه به اعتقادات دینی و مذهبی، تقدس و اهمیت قابل توجهی میان مردم دارد و در برخی از شهرهاي ايراني، یکی از موضوعات جدی شکل­گیری و توسعه حول محور آن­ها محسوب می­گردد. چرا که عامل مذهب و اعتقادات مذهبي، زيارتگاه ها و اماکن مذهبي را مقدس می داند و آن­ها را محل رجوع و حضور بسیاری از شهروندان برشمرده است. تا آنجا که وجود این اماکن حتی نقشی فرا منطقه­ای و فرا ملی برای برخی شهرها به همراه داشته است.در این خصوص، شهرهاي مقدسی چون قم، مشهد، ری و... قابل توجه است.

این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره­گیری از مطالعات کتابخانه­ای، به بررسی مفاهیمی چون فضاهای عمومی شهری، هویت و هویت شهری می­پردازد و به دنبال آن است تا با بررسی نقش امامزادگان به عنوان فضاهایی عمومی در ایجاد هویت شهری شهرهای ایرانی، زمینه­ها و نتایج ایجاد این هویت را به دست آورد. در انتها نیز اصول و راهبردهایی برای حفظ این هویت در شهرهای کنونی پیشنهاد می شود.

مبانی نظری

فضاهای عمومی

فضاهای شهری مکان­هایی هستند که به عموم شهروندان تعلق دارند، منحصر به جنبه کالبدی و فیزیکی نیستند و با حضور انسان و فعالیت اوست که معنا می­یابند این فضاها به اشکال گوناگون در شهرها حضور دارند و سبب شکل­گیری بافت شهری در پیرامون و یا بر حول محور خود گردیده­اند (کاشانی جو، 1389). بر این اساس،«فضاهای شهری، یکی از عناصر ساخت فضایی شهر است که همراه با تاریخ یک ملت در ادوار مختلف به وجود می­آید، شکل می­گیرد و دگرگون می­شود(توسلی،1371)، تداوم زندگی عمومی و شهری در آن اتفاق می­افتد و شرط اساسی آن، وقوع تعاملات اجتماعی و فرهنگی جامعه در این دسته ار فضاها است. «همچنین در طرح یک فضای عمومی برای شهر همه افراد استفاده کنند(زنان، مردان، پیر، جوان، کودک) باید در نظر گرفته شده باشند» (Ortiz and Prats,2004) . لذا فضاهای عمومی شهر از طریق فضاهایی تقویت و گسترش پیدا می­کنند که در طراحی آن­ها جذب گروه­های متنوعی از مردم در نظر گرفته شده باشد (بحرینی،1385: 451).

از دیدگاه اجتماعی و فرهنگی، فضاهای عمومی به عنوان مکان­هایی برای مناسبات و روابط بیرونی، تعاملات، تغییرات و رویارویی­های اجتماعی و مکان­هایی که گروه­های مختلف با خواست­ها و علایق متفاوت گرد هم جمع می­شوند، تعریف می­شود (Braza,2003) . فضاهای عمومی یک دنیای نهادی و مادی مشترک و فضای حائلی است که امکان حضور مشترک را فراهم و روابط متقابل افراد را تنظیم می­کند. با حضور مشترک در نهادهایی خاص همچون آیین­ها و مناسک، نمایش­ها و اجراها، گفتگوهای دسته جمعی و... می­توان به تجربه مشترکی دست یافت (مدنی پور،1384: 31). فضاهای عمومی این قابلیت را دارند که عناصر اصلی در زندگی شهری و منعکس کننده فرهنگ، عقاید و ارزش­ها محسوب شوند (Francis,1989) و زمانی­که توسط افراد زیادی برای فعالیت­های متنوع و گسترده­ استفاده شود، می­توان هویت جمعی اجتماعی، به این مکان داد (Franck & Paxon,1989) . لذا فضاهای عمومی به دلیل طیف وسیع مخاطبان که انگیزه­های بسیار متفاوت در آن حضور می­یابند، سهم بسیار بالایی در تبادلات فرهنگی دارند. براین اساس، عمومی­ترین و تأثیرگذارترین نوع فضاها، فضاهایی هستند که در تعامل فرهنگی نقش مهم و تأثیرگذاری ایفا می­نمایند. به طور کلی ویژگی های فضاهای عمومی شهری به قرار ذیل است:

- محل برخورد اجتماعی شهروندان و تبادل افکار و عقاید؛

- محل وقوع رخدادها و حوادث؛

- محل دریافت تصویر و ادراک ذهنی از سیما و الگوی شهر؛

- محل برقراری فعالیت­ها، داد وستد و برطرف سازی نیازها؛

- محل گذراندن اوقات فراغت، تفرج و حضور در شهر؛

- محل ایجاد عملکرد و فعالیت­های شهری؛

- محل تردد، جابجایی و برقراری دسترسی به اجزای شهر؛

- محل وقوع هنجارهای اجتماعی؛

- محل توجه به عوامل مؤثر بر پایداری محیط.

فضاهای عمومی شهر نه تنها خیابان­ها، میدان­ها و چهارراه ­ ها بلکه فضاهای درونی ساختمان­های عمومی چون کتابخانه و سالن­های اجتماعات عمومی و... را در برمی­گیرد. فضاهای عمومی، فضایی است که بین فضای خصوصی و فضاهای محل کار قرار دارد و غالباً به عنوان فضاهای آزاد، واجد اهمیت خاص است. وظایف فضاهای عمومی نیز را می­توان این گونه برشمرد:

- ابزاری برای ارتباطات؛

- مکانی برای رویارویی؛

- مدیریت و هماهنگ کننده شهروندان آزاد (سیفایی، 1384: 35).

مهم­ترین مؤلفه­های تشکیل دهنده فضاهای عمومی در جدول(1) مورد اشاره قرار گرفته است.

جدول1- مؤلفه­های ایجاد فضاهای عمومی

نوع مؤلفه

تبیین مؤلفه­های فضای شهری

فرم

بخشی از پدیده و دارای قابلیت ادراک توسط حواس آدمی

عملکرد

خاصیتی از پدیده و جوابگوی بخشی از نیاز- فایده یک پدیده

معنی

خاصیتی از پدیده و دارای قابلیت ارتباط آدمی با دیگر جنبه های زندگی

از هویت تا هویت شهری

هویت

یکی از معانی هویت که علاوه بر برخی رهیافت­های فلسفی، بر فهم عمومی و عامیانه آن استوار شده «ماهیت و تشخص» است. بدین ترتیب آنچه موجب شناسایی شیء باشد یا به عبارت دیگر چیستی شیء، هویت آن را تشکیل می­دهد (نقره کار، 1388). هویت به تمایز و شناخته شدن افراد و گروه­ها به شناخت فضای اجتماعی زندگی آن­ها منجر می­شود. هر دو بعد اجتماعی و کالبدی هویت می­تواند فردی یا گروهی باشد ( Rapaport,1982 ) . در جدول (2) برخی از نظریات صاحب نظران در این باره است.

جدول (2)- نظرات مختلف درباره هویت

صاحب نظر

هویت

کالن

توجه به شخصیت فردی هر محیط و پرهیز از یکنواختی و مشابهت در محیط‌های شهری

جیکوبز

هویت محیط در ارتباط با فعالیت‌ها و زندگی در فضاها و عرصه‌های عمومی تعریف می‌شود .

راپاپورت

هویت خصوصیتی از محیط است که در شرایط مختلف تغییر نمی‌کند و یا خصوصیتی که موجبات قابلیت تمیز و تشخیص عنصری را از عناصر دیگر فراهم می‌آورد.

الکساندر

هویت محیط، حاصل ارتباط طبیعی و منطقی فرد با محیط است و این ارتباط و احساس تعلق خاطر به وجود نخواهد آمد مگر آنکه فرد قادر به شناخت عمیق محیط و درک تمایز آن از محیط‌های دیگر باشد.

پروشانسکی

هویت محیط، زیر ساختی از هویت شخص است که از شناخت‌های ذهنی فرد از دنیای کالبدی که در آن زندگی می‌کند تشکیل می‌شود.

لالی

هویت فرد در ربط و نسبت با محیط به دست می‌آید.

(منبع: دانشپور، 1383)

لینچ نیز «هویت» را به طور خیلی ساده «معنی یک محل» تعریف می­کند و معتقد است هویت یعنی حدی که شخص می­تواند یک مکان را به عنوان مکان متمایزی از سایر مکان ها بشناسد و یا بازشناسی نماید. به طوری که شخصیتی مشخص، بی نظیر یا حداقل مخصوص به خود را داشته باشد(لینچ،1384). بنابراین هویت، ویژگی دائمی و اساسی یک شخص و گروه عنوان شده است. «تنها پدیده­ای که دغدغه هویت دارد، انسان است و همواره به دنبال ابزاری می­گردد که به واسطه آن خود را تبیین کند. بدیهی است که تبیین خویشتن به صورت منتزع از سایرین امکان پذیر نیست... بر این مبنا دستیابی به هویت شخصی نیز تابع یک فرآیند اجتماعی است» (قاسمی،1383: 67). به همین خاطر است که اجتماع در نحوه تفکر مردم درباره خود و ایجاد هویت مشخصی برای آنها نقش اساسی ایفا می­نماید (افروغ، 1377: 69). در مجموع، هویت منشاء حیات و سرزندگی در شهرها است و اشکال گوناگونی دارد که عمدتاً در زمینه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و بالاخره کالبدی تبلور می­یابد (نوده فراهانی، 1385). عموم صاحب‌نظران بر هویت به عنوان معیار اساسی کیفی محیط تاکید دارند. از نظر آنان محیط باید در درجه اول، لحاظ بصری واجد شخصیت و هویت بصری باشد (دانشپور،1383).

هویت شهری

شهر تجلی گاه انتزاعی و اجتماعی، مظهر زندگی و منبع نمادین خاطرات، تصورات و تعلقات است. شاید بتوان گفت هویت، لایه­های مختلفی از تاریخ زندگی اجتماعی انسان است(رفیع زاده، 1385). «مامفورد» در تحليل هویت، مسأله اصلي شهرسازي مدرن را مسأله فقدان هويت شهري تلقي می کند و معتقد است «شهرها زماني از خود شخصيت و موجوديتي داشته‌اند ليكن امروزه اين شخصيت و موجوديت از ميان رفته است و همه آن‌ها به توده‌های مشابه يكنواختي بدل گشته‌اند» (دانشپور،1383)؛ لذا هویت از چالش‌های اصلی جوامع انسانی به ویژه شهرها محسوب می­شود. این چالش‌ها در دو دهه اخیر با ظهور و گسترش ادبیات جهانی­سازی از یک سو و خودآگاهی نسبت به ارزش خرده فرهنگ‌ها از سوی دیگر، عمق بیشتری پیدا کرده است .

هویت شهر،‌ با شکل شهر تفاوت‌های اساسی دارد. وقتی از هویت شهر صحبت می‌کنیم، به چیزی رجوع می‌کنیم که در پس ظاهر و در بطن شهر نهفته است و ممکن است هیچ ربطی به شکل و ظاهر شهر نداشته باشد. مهم این است که داخل شهر چه می‌گذرد (حبیبی،1384). «حدود نوزده مفهوم برای هویت شهری از میان منابع مرتب» (پیران،1384) وجود دارد که در غالب دو برداشت از هویت شهری مطرح می­شود. یک برداشت، هویت شهری را در کالبد و پوسته شهر یا مجموعه نماهای ساختمان‌های شهر و حتی منحصر به نوع مصالح نما مطرح می­نماید و برداشت دیگر، هویت شهری را در ارتباط با «ماهیت کل شهر» یا تمام ویژگی‌های پیدا و پنهان شهر، از ویژگی‌های طبیعی و اقلیمی همچون منابع آب­های زیرزمینی گرفته تا ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی، فرهنگی، آداب و رسوم و مختصات کالبدی شهر جستجو می کند. به طور کلی، هویت شهر به معنای مجموعه ویژگی‌هایی است که در طول زمان حضوری مداوم در تعریف شهر داشته باشند و یک شهر علاوه بر پاسخگویی به تغییرات و نیازهای جدید در امتداد تاریخ خود قرار داشته باشد.

این مفهوم هویت شهر، مفهومی پویاست و لزوماً به تثبیت و تکرار اجزای خاص شهر منجر نمی‌شود. علاوه بر این، مؤلفه‌های سازنده هویت شهر لزوماً نوع یا گونه خاصی از ویژگی‌ها و عناصر شهری از قبیل ویژگی‌های ظاهری شهر یا صفات ساختاری آن نیستند بلکه همه عناصر سازنده شهر به شرط تداوم می‌توانند هویت ساز باشند. به این ترتیب ممکن است در شهری رنگ و مصالح خاص نما، عامل تشخیص هویت باشد و در شهر دیگری، فعالیت­ها و آداب و رسوم خاص محلی . « بنابراین هویت شهر حالتی از اندیشه، انسجامی از عادت و سنن، عواطف و افکار و رفتارهای سازمان یافته ساکنان شهر است که به عنوان جزء لاینفک عادات زندگی شهری به فرهنگ شهری منتقل شده­اند. بر این اساس، «هویت شهری» را باید نوعی هویت جمعی به حساب آورد که کنشگران اجتماعی از جمله مهمترین محورهای شکل­گیری آن هستند. این کنشگران در خود میزانی از هویت ها را دارند که آنها را در یک مکان گرد هم می آورد و به همگرایی و همسازی با یکدیگر برای امکان پذیر کردن جامعه بودگی نیاز دارند.

تحقق هویت مکان برای دستیابی به هویت شهری

مکان جا یا قسمتی از فضاست که از طریق عواملی که در آن قرار دارد، صاحب هویت خاصی شده است و به خاطر خاصیت احاطه ناپذیرش در عین حال هم محدودیت و هم شرط وجود هر چیزی است. به تعبیری، مکان فضایی است که برای فرد یا هر گروه از مردم، واجد معنی باشد و فهم آن بتواند منجر به احیا و نگهداری مکان­های موجود و خلق مکان جدید گردد. بدون فهم جامعی از مکان که در برگیرنده مشخصات انسانی است، مشکل می­توان علت بخصوص بودن بعضی مکان­ها را توضیح داد. این امر را می­توان به صورت «مکان= فضا+معنا» بیان کرد (پورجعفر،1390) . مکان تمامیتی است که از چیزهای ملموس دارای ماده، فرم، رنگ و... ساخته شده است، بنابراین در نظر گرفتن جزیی از آن بدون در نظر آوردن کلیت آن امکان پذیر نیست و تمام آنها در پیوند با هم گوهر مکان را شکل می‌دهند. مکان دارای ساختاری است که شامل دو جزء «فضا» و «ماهیت» می‌شود. فضا تعیین کننده مرزها و حس جهت یابی فرد در مکان و ماهیت، بیانگر هویت مکان برای انسان است و همان حال و هوای حاکم بر مکان را شکل می‌دهد. بنابراین تجسم کلی از یک مکان، از ادراک کیفیات جسم و روح آن مکان حاصل می‌شود. «اینکه چرا مکان­ها برای مردم مهم هستند و معماری و طراحی چگونه می­تواند ابزاری برای ساخت مکان باشد بحثی است که از دیدگاه پدیدارشناسی برای توصیف مکان مورد بررسی قرار گرفته است» (پورجعفر،1390؛ نوربرگ شولتز، 1391) در مجموع «مشخصات فیزیکی، عینی­ترین وجه، فعالیت­ها و معنی و ویژگی­هایی چون زشتی، زیبایی،کارآمدی و غیره که ذهنی­اند، هویت مکان را شکل می­دهند. منظور از هویت مکان، یگانگی­ و تطابق ماندگاری است که کمک می­کند هر مکان از مکان­های دیگر متمایز گردد، فضایی که در ابتدا بدون تمایز به نظر می­رسد و وقتی آن­ را می­شناسیم و برای آن ارزش قائل می­شویم، به مکان تبدیل می­شود. می­توان گفت هویت مکانی تحت تأثیر حس مکان است (پورجعفر،1390) ؛حسی که پویایی و ماندگاری محیط و مکان را سبب می­شود و فضا را معنادار می­کند.

در این میان، مهمترین رکن ارتباط انسان با محیط پیرامونش، حضور یافتن در یک محیط است تا خاطراتی در ذهن او ثبت شود. شولتز در این رابطه می‌گوید: «شرط لازم برای کاربرد مکان به معنای راستین کلمه، خاطره است. انسان پس از رسیدن به مکان، کیفیات محیطی آن را تجربه می‌کند و یگانگی و وحدت آن مکان- هویت- بر او آشکار می‌شود» (شولتز،1387). البته درک یک فضای شهری، به تناسب جنس، سن، سطح و محل زندگی، سطح فرهنگ، نوع فعالیت و ... برای هر فرد، متفاوت است (کالن،435:1382).

نقش فضای بقعه امامزادگان در شهر

عرصه­های عمومی فضاهای شهری شهرهای قدیم ایران، در متن شهرهای آیینی تحقق می­یافتند. در این گونه شهرها، آیین­ها، عادات، سنت­ها و خاطرات جمعی مردم، مهم­ترین عناصری هستند که بنیان شکل­گیری عرصه­های عمومی را تشکیل می­دهند. «مهمترین فضاهای عمومی این دوره عبارت بود از بازار، مکان­های مذهبی (در اشکال مختلف از جمله تکیه­ها و...) قهوه خانه­ها، دار الحکومه» (اعتماد،1384: 53). فضاهای مذهبی همواره از شاخص­ترین و تأثیرگذارترین فضاها بر روح و روان مردم و نوع زندگی آن­ها به شمار می­روند. این فضاها علاوه بر آن­که از عهده انجام وظائف دینی ساکنان بر می آید، کانونی برای بحث در مورد مسائل سیاسی، مذهبی، اخلاقی، تربیتی و اجتماعی نیز بوده است (توسلی،1381). از مهمترین فضاهای مذهبی در شهرها می­توان به بقعه متبرک امامزادگان، مساجد جامع و مساجد محلی و حسینیه­ها اشاره نمود که حضور آن­ها در بافت شهری، ضمن آن­که نشان از جایگاه رفیع و پر رنگ ارزش­ها و باورهای اعتقادی و دینی دارد، محرک رشد، توسعه و رونق بافت شهری نیز گردیده است.

در واقع، تقسیم عمومی جهان به پدیده­های قدسی و غیر قدسی از پایه­های اساسی اندیشه دینی است که در فضای شهر بازتولید می­شود. شهر مجموعه­ای از فضاها با درجه متفاوتی از تقدس یا عدم تقدس را به وجود می­آورد. برخی از اشکال تقدس کاملاً هنجارند و مشخص هستند همچون (معبد، کلیسا و مسجد) و برخی دیگر به نظر می­رسد جنبه قدسی محدودتری دارند. برخی دیگر از فضاها به دلیل بارگزاری معنایی- نشانه­ای، حالت تقدس می یابند. ارزشیابی و نشانه­گذاری قدسی در شهر طبعاً مکانیزم­های تضمین کننده و تداوم بخشی دارد که سبب باز تولید و یا برعکس حذف بارهای معنایی در طول زمان می­شوند(فکوهی، 1385: 244). محل مدفن متبرک امامزادگاناز جمله فضاهای قدسی در شهر به شمار می­آیند که بر مبنای اعتقادت دینی و مذهبی شهروندان، جایگاه ویژه و محترمی دارند و محل مراجعه و حضور ساکنان شهر و حتی سایر نقاط کشور در کلیه روزها و ایام سال هستند. «زیارتگاه­ها از فضاهای عمومی مهم شهر محسوب می­شدند که بسته به درجه اهمیت، هر یک از وسعت، تجهیزات و مؤسسات خاصی برخوردار بودند و مردم را به خود جلب می­نمودند» (بزرگ نیا،1382: 38)

در ایران، عمده فضای زیارتگاهی را مدفن امامزاد­گان تشکیل می­دهد . زيارت در معارف شيعه، از مفاهيم کليدي محسوب مي‌‌شود که ارزش والايي دارد و سرچشمه آثار و ثمرات بسياري است. درهم­آميختگي انديشه و عمل و جهت‌دهي صحيح به احساسات و نياز‌هاي انساني، از ثمرات كم‌مانند زيارت محسوب ی شود. از سوي ديگر، التزام به زيارت از شاخص‌هاي اساسي براي تمايز تشيع از ديگر فرق اسلامي، بلکه ساير اديان است. این موضوع تا بدانجا تأثیرگذار است که جایگاه و اهمیت شهر نیز با توجه به حضور بقعه متبرک امامزادگان(همانند شهر مقدس قم، شهر ری، شهر شیراز و...) از سایر شهرها متمایز و قابل تشخیص می­گردد که این موضوع نشان از هویت­یابی آن شهرها برمبنای استقرار مدفن آن امامزادگان بزرگوار است. نقش این دسته از فضاهای عمومی مذهبی در تعاملات اجتماعی و فرهنگی چنان بارز و پر اهمیت است که شاید بتوان ادعا کرد مهم­ترین فضاهای فرهنگی یک جامعه را تشکیل می­دهند.

بقعه امامزادگان، نقش مهم و تأثیرگذاری را از سه بعد فرمی (فیزیکی) و کارکردی (عملکردی) و معنی در برنامه­ریزی و توسعه شهرها دارند. این دسته از فضاهای عمومی شهری به عنوان یکی از اجزای اصلی شهر از بعد فرمی و فیزیکی بر توسعه و رشد شهرها تأثیر دارند و حتی یک نشانه شهری معرف هویت شهر می­شوند. از بعد کارکردی نیز این فضاها زمانی که تعاملات اجتماعی زیادی در آنها به وقوع بپیوندد، حالت اجتماعی افزایش می­دهند و با دخالت در تسهیل و پالایش ساخت اجتماعی، عموماً با راهبردهای اجتماعی درگیر و موجب تقویت و تحکیم آن­ها می­شوند. در واقع، فضای بقعه امامزادگان به عنوان بستر وقوع و رشد کارکردهای اجتماعی و فرهنگی در تسهیل این کارکردها و پویش­های وابسته به آن نقشی برجسته دارند و موجب تسهیل روابط و پالایش ساخت اجتماعی می­شوند و تأثیر اجتماعی و فرهنگی محسوس و غیر قابل انکاری بر شهرها و زندگی شهری می گذارند. از نظر معنا نیز با توجه به قدسی بودن این دسته از فضاهای عمومی و پیوند آنها با مبانی اعتقادی شهروندان، بقعه متبرک امامزادگان تأثیر بسزایی بر روح حاکم بر شهرها و ساکنین آن­ها می گذارد و به نوعی احساس تعلق در شهرها به وجود می­آورد. مهمترین نقش­ها و کارکردهای امامزادگان در شهرها در جدول شماره (3) مورد بررسی قرار گرفته است.

جدول3- مهمترین نقش­ها و کارکردهای امامزادگان در شهرها

مؤلفه

نقش و کارکرد

عملکردی

محل انجام فعالیتهای دینی و اعتقادی

محل برخورد اجتماعی شهروندان و تبادل افکار و عقاید

محل وقوع رخدادها و حوادث

محل گذراندن اوقات فراغت، تفرج و حضور

محل وقوع هنجارهای اجتماعی

محل برگزاری مراسم­ ها، آیین­ها و گردهمایی­های مذهبی

محل پیوند دهنده اعضای جامعه

محل ملاقات و دید و بازدید و انتقال اطلاعات

محور کانون فرهنگی شهر

محل انجام فعالیت­های هنری

محل ارائه خدمات اجتماعی

فرمی

دسترسی فیزیکی و بصری تمام بخش­های بافت شهری

دسترسی آسان و عمومی در تمامی ساعات شبانه روز

توجه به فرم برای استفاده جمعی از فضا

توجه به برنامه ریزی فضاهای باز و بسته در امامزاده

استفاده از معماری بومی و دینی متناسب با فرهنگ اسلامی

توجه به تزئینات و عناصر موضعی در فرم بنا

محل تردد، جا به جایی و دسترسی به سایر اجزای شهر

معنی

منعکس کننده فرهنگ، عقاید و ارزش ها

محل دریافت تصویر و ادراک ذهنی از سیما و الگوی شهر

شکل دهنده هویت اجتماعی و هویت شهری

زنده کردن یاد خدا و ارزش ­ های دینی و انسانی در شهرها

حس مکان آفرینی امامزادگان برای هویت­یابی شهرها

از منظر پدیدارشناسان، حس مکان به معنای مرتبط شدن با مکان به دلیل درک نمادها و فعالیت­های روزمره است. این حس می­تواند در مکان زندگی فرد به وجود آید و با گذر زمان، عمق و گسترش یابد (Relph,1976) . ارزش­های فردی و جمعی بر چگونگی حس مکان تأثیر می­گذارد و حس مکان نیز بر ارزش­ها، نگرش­ها و به ویژه رفتار فردی و اجتماعی افراد در مکان تأثیر می­گذارد و افراد معمولاً در فعالیت­های اجتماعی و با توجه به چگونگی حس مکان­شان شرکت می­کنند (Canter,1971) . در این نگرش، حس مکان نه فقط سبب هماهنگی و کارکرد مناسب می­شود. بلکه عاملی برای احساس امنیت، لذت و ادراک عاطفی افراد نیز هست و به هویت­مندی آن­ها و احساس تعلق­شان به مکان کمک می­کند. لذا « در حوزه پدیدارشناختی، حس مکان، حقیقت مکان است و به معنی ویژگی­ها و خصلت­های غیر مادی یا شخصیت مکان به کار می­رود که معنایی نزدیک به روح مکان دارد (فلاحت،1384). روان­شناسان، ­محیطی نیز در این خصوص معتقدند « اصطلاح حس مکان از تعریف دو واژه حس و مکان تشکیل شده است که با توجه به مرور مفهوم مکان در بخش هویت مکان، موضوع حس ضرورت تعریف می­یابد. واژه حس به طور کلی سه معنای اصلی دارد: حواس پنج­گانه، احساس، عاطفه و محبت و توانایی در قضاوت درباره یک موضوع انتزاعی مثل معنای حس. واژه حس در اصطلاح حس مکان، بیشتر به مفهوم عاطفه، محبت، قضاوت و تجربه­ کلی مکان یا توانایی آن در ایجاد حس خاص یا تعلق در افراد است» (ضرابیان و منعام، 1390). انسان­ها از طریق تعامل صمیمی و نوعی همذات پنداری با مکانی که در آن سکونت دارند، به تجربه حسی نسبت به محیط می­رسند و که این تعامل سبب تبدیل شدن یک محیط به یک مکان می­شود (فلاحت، 1385). این تعامل صمیمی و همذات پنداری، روح یا حس مکان نامیده می­شود. توجه به تعلق به مکان از مهمترین مباحث مطرح شده در خصوص حس مکان است. «تعلق مکانی به این معناست که مردم به واسطه مکانی که در آن به دنیا آمده و رشد کرده­اند، تعریف شوند. این ارتباط که به طور کلی حس مکان نامیده می­شود، مردم را به گونه­ای عمیق و ماندگار تحت تأثیر قرار می­دهد و خاطره مکان، هویت و قدرت انسان را تقویت می­کند» (فلاحت،1385: 60).

ارضای حس تعلق به سرزمین و هویت ملی ویژه، زیربنای انگیزه معنوی اصلی برای شاخص و متمایز بودن از دیگران در اندیشه هر فرد و هر گروه انسانی است. هنگامی که حس تعلق ارضا شود، نیاز اساسی به داشتن هویت خودنمایی می­کند(مجتهدزاده،1381: 63). بر این اساس، حس مکان به عنوان عامل مهمی در هماهنگی فرد با محیط سبب بهره­برداری بهتر از محیط، رضایت استفاده­کنندگان و در نهایت احساس تعلق آن­ها به محیط و تداوم حضور در آن می­شود. این حس، عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات رفتاری و حسی ویژه برای افراد خاص می­شود و فضاهایی که با عادات و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی همخوانی داشته باشند، احساس تعلق و این همانی بیشتری ایجاد می­کنند (ضرابیان و منعام،1390). در این نگرش، از لحاظ هویتی، تعلق مکانی رابطه تعلقی و هویتی فرد به محیط اجتماعی است که در آن زندگی می­کند. در واقع، دلبستگی به مکان، رابطه نمادین ایجاد شده افراد با مکان است که معانی احساسی، عاطفی و فرهنگی مشترکی به یک فضای خاص می­دهد. دلبستگی به مکان، مبنایی برای درک فرد و گروه نسبت به محیط است و معمولاً در محیطی فرهنگی به وجود می­آید. بنابراین تعلق به مکان، بیش از یک تجربه عاطفی و شناختی است و عقاید فرهنگی مرتبط کننده افراد به مکان را شامل می­شود .(Altman & Low,1992)

هر گونه احساس تعلق به مکان­ها که سطوح بالاتری از حس مکان به شمار می­رود، موجب می­شود تا فرد بر اساس تجربه­های خود، شخصیت و نقشی از مکان در ذهن خود بپروراند به گونه­ای که نه تنها خود را جزئی از مکان بداند بلکه برای مکان احترام و ارزش خاصی قائل شود. از این رو، نوعی هویت مکانی پدید می­آید که به نوعی ابراز وجود تلقی می­شود (میرحیدر، 1386: 53). از بعد اجتماعی و روانی نیز هویت مکانی به این دلیل بروز می­کند که مکان­ها به عنوان محل­های محدودی که آکنده از معانی شخصی، اجتماعی و فرهنگی است، چهارچوب مهمی را فراهم می­آورند که هویت در آن شکل می گیرد، حفظ شود و تحول می­پذیرد(مویر،1379: 38-37). همچنین مکان، بافتی مناسب را برای شکل­گیری هویت بازشناسی علائق فراهم می­سازد و بدین لحاظ می­توان فعالیت­ها را حول محور مکان سازماندهی و تجهیز کرد.

امامزادگان از نظر روح حاکم بر مکان و تجربه­ای که برای مخاطب ایجاد می­نمایند، بستری برای زیارت مدفن فرزند امام (ع)، انجام فرائض دینی، اعتقادی و همچنین برگزاری گردهمایی­های مذهبی محسوب می­شود که در آن، مراجعه کنندگان می­توانند ضمن زیارت، به انجام فرائض دینی و در نهایت حضور در برنامه­ها و مراسم­ مذهبی بپردازند. از این رو مکان امامزادگان خود به مکان ویژه­ای تبدیل می­شود که حس تقدس و احترام آن، وجه تمایز این مکان با سایر مکان­ها محسوب می­شود. مهمترین موضوعات متمایز کننده این فضاها نسبت به سایر فضاها وجود «آگاهی زنده و پویا از محیط، یک تکرار دینی و مذهبی و یک احساس رفاقت و دوستی با مکان است (Brinckerhoff,1994) . بنابراین این شهروندان با آگاهی و بر مبنای اعتقادات دینی و مذهبی خود از فضای امامزاد­گان بهره می گیرند. زیبایی­های فرامادی و معنوی این مکان­ها بر مبنای جاذبه ای که برای شهروندان ایجاد می­نمایند، در فرد نوعی احساس وصف نشدنی ایجاد می­نماید که حس تعلق، سرزندگی و علاقه مندی به بازگشت را در وی پدید می­آورد. این موضوع به نوبه خود، تجربه وصف ناشدنی را برای مخاطب به همراه دارد و وی به صورت ناخودآگاه میان این مکان با سایر مکان­ها تفاوت قائل می شود و کیفیت آن را منحصر به فرد می­داند لذا مجددا این مکان را برای تجربه های بعدی خود بر می­گزیند.

توجه به موضوع زیارت نیز این دسته از مکان­های زیارتی را به عنوان مکان­هایی فرهنگی مورد توجه شهروندان قرار داده است و اشتیاق برای حضور در چنین مکان­هایی نشان از احساس تعلق به مکان دارد. امامزادگان با ایجاد حس مکان، به دلیل اهمیت مذهبی- معنوی و وابستگی آن­ها به ائمه معصومین(ع)، سبب ایجاد هم زاد پنداری و تعلق فرد به مکان می­شوند. این موضوع دلبستگی به مکان را به وجود می آورد و فرد بر اساس اعتقادات و ذهنیات خود با محیط برخورد می­کند. لذا امامزادگان به عنوان یک نماد مشترک اعتقادی و فرهنگی مورد تجربه افراد قرار می گیرند و این موضوع ضمن آن که یادآور مفاهیم و معانی اعتقادی و فرهنگی است، محرک تجربه­های بعدی مراجعه به این فضاهای معنوی نیز هست.

پیوند روحی، روانی و تجربه­ فعالیت­های مذهبی و عبادی، عامل اساسی و بنیادی در ایجاد حس افراد نسبت به امامزادگان است که سبب تشویق به حضور مجدد افراد در آنها می شود. لذا در شهرها افراد با آگاهی نسبت به حضور در یک مکان یعنی امامزادگان و بر اساس تعلق خاطر با توجه به اعتقادات دینی و مذهبی مشترک، به یک سطح دلبستگی به محیط می­رسند که با یکی شدن اهداف و نیازهای شهروندان از مکان مشتاقانه خواهان حضور مکرر و تجربه این دسته از مکان­ها می­شوند. می­توان به صورت خلاصه گفت امامزادگان نقش جدی، تأثیرگذار و تعیین کننده­ای در ایجاد هویت شهری داشته و دارند. به گونه­ای که با نادیده گرفتن آن­ها و یا کمرنگ شدن حضورشان، شاهد از میان رفتن هویت اصلی شهرها خواهیم بود.

مؤلفه­های ایجاد کننده حس مکان امامزادگان در شهرها

«پدیدارشناسان با در نظر گرفتن سه مؤلفه فرم، عملکرد و معنا، در قالب مؤلفه­های هویت مکان، حس مکان را به عنوان جنبه یا بعد دیگری از هویت که در جهت سه مؤلفه مذکور عمل می­کند، تلقی می­کنند» (Relph,1976) . ازاین رو، به سبب پیدایش حس مکان در فضاهای شهری که سبب احساس تعلق و هویت مکانی برای شهروندان توجه به مؤلفه های ذیل ضروری است:

الف- عملکردی

حس مکان مفهومی پیچیده از احساسات و دلبستگی­های انسان نسبت به محیط است که در اثر فعالیت و استفاده انسان از مکان به وجود می­آید. این فعالیت­ها با برقراری تعاملات اجتماعی، حس اجتماعی را ایجاد می کند و در نهایت، با افزایش رضایتمندی افراد از محیط، حس مکان را نسبت به محیط به وجود می­آورد. بنابراین مکان با فراهم آوردن بستر وقوع تعاملات اجتماعی، زمینه حضور فعال و هدفمند افراد را در محیط فراهم ­می آورد و این موضوع زمانی از سطح اثرگذاری بالاتری برخوردار می­شود که این بستر بر مبنای اعتقادات، ارزش­ها و نیازهای مشترک، زمینه حضور و گردهم­آیی افراد را در محیط ایجاد نماید. در این صورت است که شاهد شکل­گیری حس اجتماعی مشترک میان افراد، ساکنان یک شهر و حتی فراتر از آن خواهیم بود. از این­رو، پاسخ مناسب به نیازهای مشترک انسانی در قرارگاه رفتاری باعث افزایش رضایت شهروندان از مکان می شود و حس تعلق را در افراد به وجود می­آورد.

ب- کالبدی - فرمی

از مهمترین عوامل کالبدی مؤثر در ادراک حس مکان، اندازه مکان، درجه محصوریت، تضاد، مقیاس، تناسب، مقیاس انسانی، فاصله، بافت، رنگ، بو، صدا و تنوع بصری است (Steele,1981) . حس مکان از تعامل سه عنصر موقعیت، منظر و درهم تنیدگی فردی به وجود می­آید که هر کدام از آنها به تنهایی برای خلق حس مکان کافی نیست (فلاحت،1385: 63). همچنین حس مکان در مکان­هایی یافت می­شود که دارای شخصیت مشخص و متمایز دارند و شخصیت محیطی از چیزهای ملموس ساخته شده که دارای مصالح، شکل، بافت و رنگ است ) 1997,norberg-schuls ). بررسی­ها نشان می­دهد ویژگی­های کالبدی محیط با ایجاد معانی و تأمین فعالیت­های خاص، در ایجاد حس مکان مؤثر است. تأمین فعالیت ها از فضا با رضایتمندی از ویژگی های متغیر محیط مانند دما، صدا و امکان انجام فعالیت­های فردی و تعاملات اجتماعی توسط عناصر ایستای محیط مانند ابعاد، تناسبات و فرم­ها به وجود می­آید. شناخت و عاطفه نسبت به فضا با درک معانی، نمادها، زیبایی شناختی فرمی و معنایی فضا و هویت­مندی با آن حاصل می­شود (فلاحت، 1385: 63).

ج- معنا (ادراکی- شناختی)

حس مکان ترکیبی پیچیده از معانی، نمادها و کیفیت­هایی است که شخص یا گروه به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از فضا یا منطقه­ای خاص ادراک می­کنند Shamai,1991) ( . این موضوع به معنی این نیست که حس مکان تنها به عنوان یک حس یا عاطفه یا هرگونه رابطه مکانی خاص است، بلکه نظام و ساختاری است که فرد با آن به موضوعات، اشخاص، اشیاء و مفاهیم یک مکان تعلق پیدا می­کند. از این رو، فضایی که در فرد حس مکان و تعلق ایجاد می­کند، دیگر برای او فضا نیست و تبدیل به یک مکان می­شود. بنابراین « معنای مکان برآیندی از عوامل متفاوتی است که در نتیجه تعامل انسان و مکان، حاصل می­گردد و تعامل انسان با مکان از طریق پیام­های عناصر مختلف موجود در مکان صورت می­پذیرد. در واقع کشف معنی این پیام­ها، ارتباط انسان را با مکان­ها برقرار می­کند. بنابراین یکی از جنبه­ها و اهداف اصلی و اساسی ارتباطات و تعاملات میان این دو، دریافت و ادراک معانی مکان است»(کلالی و مدیری،1391: 45). گیبسون در رابطه با تعامل انسان و محیط شش سطح معنا را بیان می­نماید که معنای محیط شهری را از مراحل ادراک تا ارتباط با ارزش­ها و مفاهیم غیر فضایی شامل می­شود. بر این اساس سطوح معنا عبارت است از معانی آنی و ابتدایی (مبین ویژگی های آشکار فیزیکی)، معانی کارکردی (مبین عملکرد و سودمندی پدیده)، معنای ابزاری (پاسخگو به مقاصد و کاربردهای ویژه)، معنای ارزشی و عاطفی (مبین جنبه های احساس قابل درک از پدیده) و معنای نمادین می­گردد (Gibson,1950) و در جدول شماره 4 نیز این عوامل مورد بررسی قرار گرفته است.

جدول 4- عوامل معنا بخش در ایجاد حس مکان در شهرها

نوع معنا

نوع ادراک

ابعاد در برگیرنده

مفاهیم در بر گیرنده

معنای عینی

ادراک معانی آنی- ابتدایی

ویژگی های کالبدی محیط

شناسایی

بازشناسی

تمایز

برقراری پیوند بین اجزاء و عناصر محیط

معنای ذهنی

ادراک معانی کارکردی

ویژگی های عملکردی و سودمندی پدیده

برقراری ارتباط و پیوند بین محیط های شهری و فعالیت های شهری

ادراک معانی ابزاری

پاسخگو به مقاصد و کاربردهای ویژه

برقراری ارتباط و پیوند بین محیط های شهری و فعالیت های شهری

ادراک معانی ارزشی و عاطفی

مبین جنبه های احساسی قابل ادراک پذیر

برقراری پیوند رویدادها، مکان و زمان

ادراک معنای نشانه­ای

مبین جنبه های نشانه­ای پدیده

ارتباط مفاهیم غیر فضایی و ارزش­ها

ادراک معنای نمادین

مبین جنبه های نشانه ای و نمادین

ارتباط مفاهیم غیر فضایی و ارزش­ها

پیشنهادها :

امروزه متأسفانه شهرهای ما با بی­هویتی جدی مواجه شده­ و حیات مدنی، اجتماعی و فرهنگی آنها به تدریج از معنی تهی شده است. یکی از موضوعات پر اهمیت در این بی هویتی، عدم توجه به جایگاه عناصر تأثیرگذار بر هویت شهرهاست. یکی از این عناصر تأثیرگذار حضور بارگاه امامزادگاندر شهرهاست که ناباورانه اهمیت و تأثیر آنها در فرآیندهای برنامه­ریزی و توسعه شهری مورد غفلت سؤال برانگیزی قرار گرفته است. این موضوع از آن­جهت قابل تأمل­تر می­شود که گاه هویت بسیاری از شهرهایی که امامزادگان در آنها حضور دارند، از آنها گرفته شده است و نقش و جایگاه­شان در یک رقابت غیر قابل توجیه، به فضاهای دیگری سپرده شده که خود عامل تشدید بی­هویتی شهرها شده است. این موضوع سبب شده است که نه تنها نقش و جایگاه امامزادگان در پیوند فرهنگ، اعتقادات دینی و مذهبی شهروندان تضعیف گردد بلکه هویت شهری نیز متزلزل شود و شاهد کاهش احساس تعلق در شهرها ­باشیم.

بنابراین ضروری است تا برای رفع این معضل مجدداً به دامان عناصر هویت ساز شهری که یکی از پر اهمیت­ترین آن­ها امامزادگان هستند بازگردیم و از آن­ها یاری جوییم. چرا که این دسته از فضاهای عمومی شهری چه از نظر عملکردی، چه کالبدی و چه معنایی، بر شهروندان و محیط شهری تأثیرگذارند و به نوبه خود با خصوصیات فردی (شرایط روحی، اعتقادات دینی و خصوصیات فردی و...)، عینیت بخشیدن به فضا (سیمای شهر، فرم و شکل و...) و ذهنیت فضا (فرصت­های رفتاری، القائات معنایی و فرهنگی نمادین و...) در ارتباط و تعامل هستند. لذا آرامگاه امامزادگان بر اساس راهکارهای ذیل، تعاملات اجتماعی و تعلقات مکانی را بهبود می بخشند و افزایش سطح هویت را در شهرها فراهم خواهند ساخت:

- ایجاد بستر مناسب برای برقراری ارتباط و تعاملات رو در رو و عمومی.

- تشکیل گروه­های مردمی در میان رده های مختلف ساکنان شهر.

- نهادینه سازی مشارکت در درون گروه­های مردمی و محلی.

- افزایش حس تعلق شهروندان و در نهایت حس مسئولیت پذیری آنها از طریق دخیل نمودن آنها در امور.

- استفاده از عناصر طراحی ماندگار در امامزادگان برای افزایش خاطره انگیزی آنها.

- استفاده از نمادها و نشانه­های دینی، مذهبی و بومی در امامزاده ها.

- استفاده از نمادها و نشانه­های منحصر به امامزادگان در سطح شهر.

- توجه به منظرسازی و سازماندهی فضای عمومی بارگاه امامزادگان.

- رعایت معماری بومی و متناسب با بافت شهری.

- توجه به نقش هدایت کنندگی محیط در عملکرد و کالبد.

- دقت در ایجاد یک تصویر ذهنی مناسب از طریق تنوع عملکردی و کالبدی.

- توجه به اصول زیبایی شناسی در کالبد بقعه امامزادگان.

- توجه به پیوستگی بقعه امامزادگان با بافت شهری.

- اهمیت تمیزی و سلامت محیط بقعه امامزادگان برای حضور شهروندان.

- توجه به برقراری ارتباط بین بقعه امامزادگان با طبیعت و یا عناصر طبیعی.

- برنامه ریزی و طراحی بقعه امامزادگان به گونه­ای که قابلیت استفاده شبانه روزی را برای شهروندان داشته باشد.

- برای بقعه امامزادگان راه های ارتباطی اعم از بصری و دیداری تقویت شود.

- تأمین ایمنی و سهولت دسترسی به امامزادگان برای عموم افراد.

نتیجه

شهرها پدیده مدنیت انسان­ها هستند که بر مبنای نیازهای زندگی اجتماعی به وجود آمده­ و بر حسب نوع تعاملات اجتماعی، فضاهای عمومی آن شکل گرفته­اند. یکی از فضاهای عمومی تأثیرگذار بقعه متبرک امامزادگان است که بر اساس مطالعات صورت گرفته، با حضور آنها هویت شهرها تعریف می شود و با ایجاد حس مکان احساس تعلق و هویت را در ساکنان شهرها به وجود می­آورد. بررسی­ها نشان می­دهد که این دسته از فضاهای عمومی از آنجا ­که با اعتقادات دینی و مذهبی شهروندان پیوند خورده است، نقش مؤثری در شکل­گیری و توسعه شهرها دارند لذا در این خصوص لازم است با توجه به اهمیت موضوع در برنامه­های توسعه­ای که برای شهرها پیش­بینی و مدون می­شود، موارد ذیل به عنوان نکات قابل تأمل و حساس در نظر گرفته شود.

- بارگاه امامزادگان در بافت­های شهری، هویت شهری به وجود می­آورند.

- بارگاه امامزادگان در درون بافت­های شهری، در هویت بافت بسیار مؤثرند.

- بارگاه امامزادگان انعکاس ارزشهای فرهنگی و مذهبی جامعه هستند.

- بارگاه امامزادگان در ایجاد تصویر ذهنی شهروندان نسبت به شهر تأثیر جدی دارند.

- بارگاه امامزادگان بستر مناسب وقوع ارتباطات و تعاملات اجتماعی هستند.

- بارگاه امامزادگان در ایجاد حس اعتماد و اطمینان در شهروندان نقش مؤثری ایفا می­نمایند.

- بارگاه امامزادگان در شهر باعث ایجاد همبستگی میان شهروندان می­شوند.

- بارگاه امامزادگان به عنوان شاخص­های محلی و شهری از جمله فضاهای با ارزش برای طراحی و احیا می­باشند.

- بارگاه امامزادگانبه عنوان میراث محیطی و اصالت هر شهر محسوب می­شوند.

- بارگاه امامزادگان در ارتقاء فرهنگی شهرها نقش مؤثری دارند.

- بارگاه امامزادگان در مقیاس­های کلان نشانه­های اصلی شهری محسوب می­شوند.

- بارگاه امامزادگان خاطرات و تاریخ هر شهر را به تصویر در می­آورند.

- بارگاه امامزادگان انتقال دهنده مبانی اعتقادی به نسل­های آینده هستند.

- بارگاه امامزادگان با ایجاد پرسپکتیو و منظر جذاب پیوندی متعادل بین احجام بافت و آرامش درون بافتی برقرار می­کنند.

- بارگاه امامزادگان فرصت تفرج و تفریح سالم را در شهرها به وجود می­آورند.

- بارگاه امامزادگان نقش قابل توجهی را در رشد اقتصادی شهرها ایفا می­نمایند.

پدیداری این حس مکان با توجه به سه بعد عملکرد، کالبد و معنا که تعریف کننده فضاهای عمومی شهری می­باشد قابل توجه و تأمل است. شهرها مجموعه­ای از اقوام، نژادها و سلایق مختلف را در خود مجتمع کرده­اند و حضور مدفن متبرک امامزادگان با توجه به اعتقادات مذهبی و دینی به عنوان فصل مشترک همه این اقوام و گروه­ها بر وجوه وحدت ساکنان شهر می افزاید و علی­رغم تنوع فرهنگی، زبانی، نژادی و ...حول یک عامل عقیدتی و ارزشی، ایجاد وحدت می کنند. این موضوع خود نیز با توجه به بررسی و تحلیل­های صورت گرفته عامل پیدایش هویت در شهرها می­ شود به گونه­ای که ساکنان شهر خود را بر مبنای این موضوع متعلق به آن شهر می­دانند. همچنین بقعه این امامزادگان به عنوان فضایی عمومی محل مناسبی برای برگزاری همایش­ها و مناسبت­های مذهبی با حضور عموم شهروندان محسوب می­گردد. براین اساس، امامزاده نماد یک عقیده، گرایش دینی و نظام اخلاقی- رفتاری خاص است و « قدر مشترک» همه تنوع هاست که در عین حال عامل تمایز نیز تعریف می­شود. در مجموع، امامزادگان نقش عمده و اثرگذاری از نظر عملکردی- کارکردی، کالبدی- فرمی و معنایی در برنامه ریزی و توسعه شهری دارند، به گونه­ای که بر مبنای نظر بسیاری از اندیشمندان، این دسته از فضاهای عمومی نقش پر اهمیتی به عنوان یکی از اجزای اصلی در شهر دارند و از طریق ایجاد هویت شهری، احساس تعلق را در ساکنان شهرها افزایش می دهند. این موضوع تا بدانجا قابل گسترش است که به نوعی احساس تعلق فرا شهری، منطقه­ای، ملی و گاه بین المللی را نیز ایجاد می­نمایند. به همین جهت، به نوبه خود بر بهبود کیفیت شهرها، رونق اقتصادی و برقراری تعاملات اجتماعی تأثیرگذارند و نقشی جدی در برنامه ریزی شهری را دارند.

منابع و مآخذ

- اعتماد، گیتی.(1384). «تحول عملکرد و شکل گیری فضاهای عمومی در ایران»، مجله اندیشه ایران­شهر، سال اول، شماره سوم.

- بحرینی، سید حسین.(1385). فرایند طراحی شهری، تهران: دانشگاه تهران.

- بزرگ نیا، زهره.(1382).«فضاهای شهری و شهرهای ما»، شهر، سال پنجم، شماره28.

- پورجعفر، محمدرضا و همکاران.(1390). «پدیدارشناسی هویت و مکان در بافت های تاریخی»، فصلنامه مطالعات شهرایرانی اسلامی، شماره3.

- پیران، پرویز.(1384).«هویت شهر‌ها»، فصلنامه آبادی(6-9)، مركز مطالعاتي و تحقيقاتي شهرسازي و معماري، ش48 .

- توسلی، محمود.(1371). طراحی فضای شهری، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

- ـــــــــــــــــ..(1381).ساخت شهر و معماری در اقلیم گرم و خشک ایران، تهران: پیوند نو.

- حبیبی.(1389).قصه شهر(تهران نماد شهر نورپرداز ایرانی1332-1299)، تهران: دانشگاه تهران.

- دانشپور، سيد عبدالهادي.(1383).«درآمدي بر مفهوم و كاركرد هويت محيط انسان ساخت»، فصلنامه باغ نظر(59-70)، مرکز پژوهشی نظر، سال اول، ش1.

- رفیعی زاده، ناصر.(1384).«فرآیند اجتماعی- فضایی هویت شهر، مقدمه ای بر شناخت و توانمندسازی هویت شهر ایرانی»، مجله آبادی، ش48.

- سیفایی، مهسا.(1384). مطلوبیت سنجی استفاده از فضاهای عمومی با تأکید بر برنامه ریزی مشارکتی، پایان نامه کارشناسی ارشد شهرسازی، تهران: دانشگاه تربیت مدرس.

- ضرابیان، فرناز و محمدرضا منعام.(1390).«بررسی میزان و عوامل تأثیرگذار بر حس مکان»، نشریه شهرداری ها، ش89.

- فلاحت،محمدصادق.(1384).«نقش طرح کالبدی در حس مکان مسجد»، هنرهای زیبا، ش22 .

- ـــــــــــــــــــ..(1385).«مفهوم حس مکان و عوامل شکل دهنده­ آن»، هنرهای زیبا، ش26.

- فکوهی، ناصر.(1385).انسان شناسی شهری، تهران: نی.

- قاسمی، مروارید.(1383).اهل کجا هستیم، هویت بخشی به بافتهای مسکونی، تهران: روزنه.

- کاشانی جو، خشایار.(1389).بازشناخت رویکردهای نظری به فضاهای عمومی شهری، بی جا: بی نا.

- کالن، گوردون.(1382).گزیده منظر شهری، ترجمه منوچهر طبیبیان، تهران: دانشگاه تهران.

- کلالی، پریسا و آتوسا مدیری.(1391).«تبیین نقش مؤلفه معنا در فرآیند شکل گیری حس مکان»، هنرهای زیبا، معماری و شهرسازی، دوره17، ش2.

- مدنی پور، علی.(1384).طراحی فضای شهری: نگرشی بر فرایندهای اجتماعی- مکانی، ترجمه فرهاد مرتضایی، تهران: شرکت پردازش شهری و برنامه ریزی شهری.

- مویر، ریچارد.(1379). درآمدی نو بر جغرافیای سیاسی، ترجمه دره میرحیدر و یحیی صفوی، تهران: سازمان ژئوپلتیک.

- میرحیدر، دره.(1384).«بررسی مفهوم Territoriality و تحول آن از دیدگاه جغرافیای سیاسی»، ژئوپلیتیک، ش1.

- نوربرگ شولتز، کریستین.(1391).روح مکان: به سوی پدیدارشناسی معماری، تهران: رخداد نو.

- نقره کار، عبدالحمید .(1388). درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی، تهران: دانشگاه پیام نور.

- نقی زاده، محمد.(1386). ادراک زیبایی و هویت شهر در پرتو تفکر اسلامی، اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان.

- نوربرگ شولتز، کریستیان.(1387).معماری: حضور، زبان و مکان، ترجمه: علیرضا سید احمدیان، تهران: نیلوفر .

- نوده فراهانی، مرتضی.(1385).بررسی عوامل مؤثر بر هویت شهرهای جدید، نمونه موردی شهر جدید پردیس، پایان نامه کارشناسی ارشد شهرسازی، تهران: دانشگاه تهران، دانشکده هنرهای زیبا.

- Rapaport, Amos, “The Meaning of Built Environment (A N onverbal Communication Aproach)”. Sage Publications, London, 1982.

- Ortiz, Anna,Parts, Maria,2004, Urban planning gender and the use of public space, ElsevIer Publication,Available at: www.Elsevier.com .

- Braza M, Parks, 2003, Community Gardend, and open Space in Urban Neghbourhoods, Available at: www.neighbourhoodcoalition.org .

- Francis, M,1989, control as a Dimension of public Space Quality. In Public place and spaces.(eds.) I Altman, EH Zube,pp 147-172,New York: Plenum press.

- Franck, KA and Paxon , 1989, Women and urban Public Spaces, In public places and spaces, New York: Plenum press.

- Merleau – Ponty, M. 1998, Phenomenology of Perception, trans, Colin Smith, Routledge, London and New York.

- Gibson, J . 1950, The perception of the visual world, Houghton Miffin, Boston.

- Relph, E . 1976, Place and Placelessness , Pion ,London.

- Canter, D. 1971, "The Psychology of Place", the Architectural Press, London.

- Brinckerhoff, Jackson John . 1994," A Sense of Place, A Sense of Time", Yale University Press, New Haven and London.

- Altman, I. & Setha Low (ed.) . 1992, "Place Attachment", Plenum Press, New York.

- Shamai, Shmuel . 1991," Sense of place: An empirical measurement", Isreael, Geoforum volume 22, pp. 347-358.
- Steele, Fritz . 1981," The Sense of Place", CBI Publishing Company, Boston. - Norberg-Schulz, Christan . 1997," The Phenomenon of Place", Princton Architectural Press, New York.




[1] پژوهشگر شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران m_moayedi110@yahoo.com

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally