ادله منكرين زيارت قبور پيامبر(ص) و اهل‌بيت(ع)
در این نوشتار بعضى از دلايل منکرین زیارت قبور پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) كه پرچم مادى‌گرايى و حس‌گرايى را به نام توحيد به دوش گرفته‌اند، ذكر مى‌كنیم.
جمعه 7 تیر 1398    
بازدید: 865
ادله منكرين زيارت قبور پيامبر(ص) و اهل‌بيت(ع)


در این نوشتار بعضى از دلايل منکرین زیارت قبور پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) كه پرچم مادى‌گرايى و حس‌گرايى را به نام توحيد به دوش گرفته‌اند، ذكر مى‌كنیم:

 اول : زيارت پيامبر(ص) و زيارت قبور عترت ايشان، وسيله و شفيع قرار دادن آنان است و اين به خيال ايشان شرك است.

شوكانى در درّ النضيد مى‌گويد: «اجماع صحابه در توسل به پيامبر خدا(ص) و بندگان صالح بعد از ايشان اثبات شده است». ١ پس كسى كه منكر توسل به آن حضرت، بعد از مرگشان يا منكر توسل به ذات افراد صالح شود، خلاف اجماع عمل كرده كه اين رفتار، باطل و بنا بر نظر همگان، مردود است. بنابراين تمام علما، گفتار ابن‌تيميه و پيروان او را رد مى‌كنند؛ چراكه اينان، توسل را جايز نمى‌دانند.

 مؤلف: زيارت پيامبر(ص) و تقرب جستن نزد خدا به واسطه اين زيارت، نزد وهابيان شرك است؛ در حالى‌كه اين امر از امور توحيدى است و تقرب خداوند سبحان را به دنبال دارد. همچنين با نص قرآن كريم بيان خواهيم كرد كه توسل و تشفع، تنها راه رسيدن به توحيد است. پس اين گروه اندك، توحيد را شرك مى‌دانند و پرچم مادى‌گرايى و حس‌گرايى را با نام توحيد بلند مى‌كنند.

 دوم : در زيارت پيامبر(ص) و اهل بيت(عليهم السلام) ايشان، اين بزرگان مورد خطاب قرار مى‌گيرند و از ايشان طلب كمك مى‌شود كه تمام اين مطالب به خيال وهابيان مختص خداست. آنان بر اين باورند كه گاهى در زيارت، بر قبر هم سجده مى‌شود و زائر در اين اماكن، با حالت خشوع و خضوع وارد شده و گريه هم مى‌كند و اين امور نوعى خضوع در برابر غيرخداست.

اين درحالى است كه هيچ كس، حتى ابن‌تيميه توسل را رد نمى‌كند، بلكه بر اين امر به عنوان شعار دين تأكيد نيز مى‌كند. وى در كتابش «التوسل و الوسيلة» 2 آورده كه سلف نيز توسل مى‌كردند و از احمدبن‌حنبل در منسك المروزى، توسل به پيامبر(ص) در دعا و مانند آن را 3 نقل كرده است. اين عين عبارت احمدبن‌حنبل است كه در منسك المروزى آمده است: «براى حاجتت واسطه‌اى چون پيامبر(ص) فراهم كن تا خدا آن را برآورد» و اين‌گونه ابن‌تيميه جواب اخنائى را داده است. 4

از اقتضاى اين قاعده شريف روشن مى‌شود كه اينان با خدا و پيامبر(ص) جنگ كرده و نمى‌توان ادعايشان را حمل بر اجتهاد كرد.

 سوم: زيارت پيامبر(ص)، تعظيم و بزرگداشت ايشان است كه لازمه آن تذلل و تذليل در برابر عظمت ايشان مى‌باشد و تذلل و خشوع براى غيرخدا جايز نيست. همچنين ساختن قبر و سقف براى آنها، تزيين كردن آنها به طلا و نقره، روشن كردن چراغ در آن حرم‌ها و معطر كردن آن مكان‌ها، به‌طورى كه مايه عظمت صاحب بقعه و قبر شود، جايز نيست.

در حقيقت ساخت بنا، نوعى عظمت براى قبور ايجاد مى‌كند كه اينها شرك و معارض توحيد است.

 چهارم: وهابيان به آيه ١٨ سوره يونس استدلال كرده‌اند:

(وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللّٰهَ بِمٰا لاٰ يَعْلَمُ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي الْأَرْضِ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالىٰ عَمّٰا يُشْرِكُونَ)
آنها غير از خدا، چيزهايى را مى‌پرستند كه نه به آنان زيان مى‌رساند و نه سودى مى‌بخشد و مى‌گويند: اينها شفيعان ما نزد خدا هستند! بگو: آيا خدا را به چيزى خبر مى‌دهيد كه در آسمان‌ها و زمين سراغ ندارد؟! منزه است او و برتر است از آن همتايانى كه قرار مى‌دهند.

به گمان اين جماعت، پيامبر(ص) فرموده است، كسى كه بين خود و خدا واسطه قرار دهد و از او طلب شفاعت كند، آن شخص را پرستيده و شريك خدا دانسته است؛ چراكه شفاعت طبق آيه ٢۵۵ سوره بقره كه مى‌فرمايد: (مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ) «كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟»، به‌طور كامل از آن خداست. بنابراين طلب شفاعت از پيامبران، بعد از مرگشان، ساخت حرم براى ايشان، قرار دادن چراغ در حرمشان، برپايى نماز در اين مكان‌ها، نذركردن، آنجا را محل اجتماع قرار دادن و براى آنجا خادم گماشتن، اعمالى هستند كه پيامبران پيش از مرگشان از آنها خبر داده و با اين كار تمام راه‌هاى منتهى به شرك را بسته و مسلمانان را از تمامى مظاهر شرك بر حذر داشته‌اند.

اينان با اين منطق، تمام مسلمانان را تكفير كردند و آيات قرآن را نيز تفسير به رأى كرده و رساله‌هاى بسيارى در اين موضوع نوشته‌اند. چنان‌كه محمد بن امير صنعانى مى‌گويد:

دليلى كه نوشتن اين رساله را بر من واجب كرد مسائلى بود همچون ديدن مشرك شدن مردم در شهرها، روستاها و بسيارى كشورها از جمله يمن، شام، مصر، نجد، تهامه و ديگر بلاد؛ همچنين اعتقاد مردم به قبور و به افرادى كه مدعى علم به غيب هستند؛ در حالى‌كه آنان اهل گناه بوده و اهل حضور در مسجد و انجام عبادت نيستند و به سنت و كتاب آگاهى نداشتند و از حساب و كتاب روز جزا نيز باكى ندارند. در نتيجه، هدف من اين است كه حق خدا را در انكار ايشان به جاى آورم. 5

در كلام چنين افرادى دقت كنيد و ببينيد كه چگونه تمام مسلمانان را تكفير مى‌كنند و آنان را متصف به اين صفات زشت و ناپسند مى‌دانند.

همچنين به آيات ديگرى نيز استناد كرده‌اند؛ از جمله آيه٢٢ سوره فاطر:
(وَ مٰا يَسْتَوِي الْأَحْيٰاءُ وَ لاَ الْأَمْوٰاتُ إِنَّ اللّٰهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشٰاءُ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ)

و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند. خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد مى‌رساند، و تو نمى‌توانى سخن خود را به گوش آنان كه در گور خفته‌اند برسانى! بنابراين آنان كه در قبرند، سود و زيانى نمى‌رسانند و نمى‌شنوند.

هرچند ما منظور آيه را از (مَنْ فِي الْقُبُورِ) خواهيم گفت، ولى كوتاه عرض مى‌كنيم كه اينان به آيات متشابه استدلال كرده‌اند و مى‌خواهند فتنه‌انگيزى كنند و از تأويل آيات قرآن به نفع خود استفاده نمايند.

همچنين به آيه ١٣ سوره ممتحنه استدلال كرده‌اند به:

(يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمٰا يَئِسَ الْكُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ الْقُبُورِ)

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! با قومى كه خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نكنيد؛ آنان از آخرت مأيوس‌اند، همان‌گونه كه كفار مدفون در قبرها مأيوس مى‌باشند.

اين خلاصه‌اى از آياتى بود كه اينان براى رسيدن به منظورشان به آنها استناد كرده بودند؛ اما اين تمام حرفشان نيست و جنبه‌هاى ديگرى نيز براى اثبات ادعايشان شبيه به همين مطالب ذكر كرده‌اند.

 پنجم: در زيارت قبور، تبرك جستن به آنها به‌واسطه بوسيدنشان و دست كشيدن به آنها - به ادعاى اينان - شرك است و نه مظهرى براى توحيد و عبادت خدا.

در اينجا ادعا مى‌شود كه قبر و شخص زيارت‌شده، به جاى خدا خوانده مى‌شود و زائران از او طلب مى‌كنند كه حاجاتشان را برآورده كند و مشكلاتشان را مرتفع نمايد. زائران براى او نماز مى‌خوانند و حيوان ذبح مى‌كنند و از اين قبيل اعمال كه همه شرك بوده و جايز نيست.

 ششم: اموالى كه در اين حرم‌ها هزينه مى‌شود، اسراف بوده و براساس نص قرآن غيرجايز و حرام است. منشأ اين اشكال، پول‌پرستى و اهميت نداشتن امور معنوى نزد ايشان است؛ چراكه روش اينان بر پايه جمع كردن مال است و اگر مانع زيارت مى‌شوند، براى ذخيره كردن مال و خرج نكردن آن است كه اين مسئله، نشان مى‌دهد كه مال براى ايشان، همچون بت است.

 هفتم: سفر به نيت زيارت قبر پيامبر(ص) يا حضرت على(ع) يا زيارت قبور ائمه بقيع(عليهم السلام)، حج است و آن هم حجى براى غير خانه خدا. از سوى ديگر طواف غير كعبه نيز جايز نيست.

به اذن خدا بيان خواهيم كرد كه زيارت و سفر به سوى اين اماكن، از عبادت‌هايى است كه بر آن اجماع شده است و زيارت اين مشاهد شريف، مراسم و اعمالى همچون حج است كه هم نزد اماميه و هم نزد اهل سنت منصوص و يقينى بوده و آن را از آداب زيارت خانه خدا دانسته‌اند.

 هشتم : آباد ساختن قبر پيامبر(ص) و قبور اهل بيت(عليهم السلام) ايشان، باعث تعطيلى مساجد و مانع انجام عبادت و اقامه نماز در آنها مى‌شود. همچنين سفر براى زيارت اين مشاهد، باعث تعطيلى حج و زيارت خانه خدا خواهد شد.

اين ادعا در حالى است كه تاكنون در هيچ سالى، حج خانه خدا (چه عمره چه حج واجب) از سوى شيعيان تعطيل نشده است.

 نهم: مهم‌ترين دليل وهابيان اين است كه اين قبور از سوى زائران، قبله به حساب مى‌آيند و براى اين مدعاى خود به كلام مرحوم مجلسى نيز استناد كرده‌اند كه فرموده: «در زيارت، رو به قبر ايستادن لازم است؛ اگرچه موافق قبله نباشد... و قبله قرار دادن قبر از طرف زائر، مانند رو به قبله ايستادن است؛ چراكه مزور، وجه الله است و خدا به مردم امر كرده كه در اين حالت، رو به او يعنى مزور بايستند». 6
 تهمتى آشكار و دروغى واضح عليه شيعه اماميه

مرحوم مجلسى نمى‌گويد در نماز رو به قبله ايستادن نياز نيست و اگر پشت به قبله باشيم اشكالى نخواهد داشت يا اينكه بگويد زائر در نمازش قبر را قبله قرار دهد، بلكه منظور وى، رو به قبر ايستادن در هنگام زيارت است؛ وگرنه زائر هنگام نماز بايد رو به قبله بايستد. بله ايشان مى‌گويد در نماز هم بهتر است جلوتر از قبر نايستد بلكه رو به قبله و در سمت راست قبر باشد. اينها همه از آداب زيارت و احترام به قبر است. اين مطالب از آيات قرآن و از جمله آيه ١٢۵سوره بقره كه مى‌فرمايد: (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى) «و از مقام ابراهيم(ع)، عبادتگاهى براى خود انتخاب كنيد» استفاده مى‌شود.

حال آيا كسى مى‌تواند مدعى شود و بگويد كه خداوند بر مسلمانان امر كرده تا مقام ابراهيم(ع) را به جاى كعبه قبله قرار دهند؟ يا اينكه اين ادعاها، از روى ظن و گمان بى‌اساس اين فرقه كوچك و رهروانشان مى‌باشد؟

 دهم: وهابيان، مجموعه رواياتى را در مورد نهى از زيارت قبور يا ساخت قبرهايى كه مورد پرستش و سجده قرار مى‌گيرند، در كتاب‌هايشان آورده و به آنها استناد مى‌كنند. در اين روايات، پيامبر(ص) انجام اين امور شرك‌آلود و مخالف توحيد را نهى كرده‌اند.

الف) حديث معروف نبوى(ص) كه بخارى آن را نقل كرده: «خدا لعنت كند يهود و نصارى را كه قبور پيامبرانشان را سجده‌گاه خويش گرفتند». 7

ب) از عايشه نقل شده كه در حضور پيامبر(ص)، بعضى از زنان ايشان كه به حبشه رفته بودند (يعنى ام‌سلمه، ماريه و ام‌حبيبه) از كنيسه‌ها، زيبايى‌ها و تصاوير نصب‌شده در آنجا تعريف كردند. ايشان سر بلند كردند و فرمودند: آنان وقتى مرد صالحى از ميانشان فوت مى‌كرد، بر قبرش مسجدى مى‌ساختند. سپس در آنجا تصاوير را نصب مى‌كردند؛ آنان بدترين مردم نزد خداوند بودند. 8

ج) ابن‌عباس مى‌گويد: «پيامبر(ص)، زنان زيارت‌كننده قبرها و كسانى كه آنجا را مسجد قرار مى‌دادند و چراغ مى‌گذاردند، لعن مى‌فرمودند». 9

د) كلام پيامبر(ص) كه فرمود: «خداوندا قبرم را بت قرار مده! خدا لعنت كند قومى را كه قبور پيامبرانشان را مسجد مى‌كردند. بعد از من، قبرم را به عنوان بت قرار ندهيد». 10

ه ) كلام پيامبر(ص) كه فرمود: «قبرم را محل اجتماع خود قرار ندهيد و خانه‌هايتان را قبر قرار ندهيد و هر جايى بوديد بر من درود بفرستيد درودتان به من خواهد رسيد. نزد قبور، نه نماز بخوانيد و نه عبادتى انجام دهيد». 11

اين خلاصه‌اى از رواياتى است كه اين گروه به آنها تمسك كرده‌اند و ما در بحث روايى، مفصل در توضيح اين روايات و تعارض و جمع آنها با دسته ديگرى از روايات كه از نظر سند و دلالت قطعى هستند، بحث خواهيم كرد.




پی نوشت:

1. الدرّ النضيد فى إخلاص كلمة التوحيد، باب التوسل إلى الله سبحانه بأحد من خلقه، ص۶.
2. التوسل والوسيلة، ص٩٨.
3. منسك المروزى، المروزى، ص١۵۵.
4. سورة الرد على الاخنائى، ص١۶٨.
5. تطهير الاعتقاد من ادران الالحاد، ص٢.
6. بحارالأنوار، ج٩٨، ص٣٩۶.
7. صحيح بخارى، ج۵، باب مرض النبى.
8. صحيح بخارى، ج٢، باب فى الجنائز و ج ۴، باب هجرة النبى.
9. سنن نسائى، ج۴، باب اتخاذ القبور مساجد؛ سنن أبى‌داوود، باب فى زيارت القبور، ح٣٢٣۶.
10. مسند احمد، ج٢، باب مسند ابى‌هريرة، ص٢۴۶.
11. همان، ص٣۶٧.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally