زیارت، تولی و تبری و حرکت به سوی خوبی ها
حضور در برخی مکان‌ها که کانون انرژی مثبت هستند، شخص را در جذب و ذخیره‌سازی نیروی معنوی کمک می‌کند، لکن هر مکانی حاوی چنین نیروهایی نیست!
سه شنبه 3 اردیبهشت 1398    
بازدید: 1135
زیارت، تولی و تبری و حرکت به سوی خوبی ها
 
 


 
زیارت، حرکت به سوی خوبی ها
حضور در برخی مکان‌ها که کانون انرژی مثبت هستند، شخص را در جذب و ذخیره‌سازی نیروی معنوی کمک می‌کند، لکن هر مکانی حاوی چنین نیروهایی نیست!

برخی از نقاط روی زمین، کانونی است که دارای خصوصیات بسیار ویژه و اسرارآمیزی بوده که با حضور در آن‌ها می‌توان  کسب انرژی کرد.

حتی ممکن است در ظاهر دارای هیچ شاخصه‌ای مانند درخت و آب و گل و بلبل هم نبوده بلکه تکه‌ای خاک باشند ولی به دلیل نیروی باطنی عظیمی که در نهان دارند، بر انسان تأثیرگذار باشند.

این خصوصیت را می‌توان به‌وضوح در حرم‌های ائمه (ع) مشاهده نمود. قبور متبرکه ائمه (ع) بیوتی هستند که در اثر مجاورت و تبرک آن مکان‌ها به وجود افرادی که حجت و جانشین خدای متعال هستند[۱]، دارای چنین ارزشی گردیده‌اند و خداوند امر به تعظیم و بزرگداشت چنین مکان‌هایی داده است (فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُه‏).[۲] امام باقر ـ‌ع ـ فرمودند: منظور از بیوت خانه‌های انبیا و ائمه ـ‌عـ است.[۳]

حرم ائمه (ع) کانون انرژی اصیل الهی است که جاذبه‌های آن هر انسان عاشقی را به‌سوی خود می‌کشاند. مکانی با نیرو و انرژی متمرکز است که در هماهنگی با آگاهی و معرفت انسان نسبت به صاحب حرم و توسل همه‌جانبه به او، عمل می‌کند.

جریان‌های معنوی موجود در این‌گونه نقاط، در طرز تفکر، تصمیم‌گیری‌ها و نحوه انجام کارها در دنیا، به شخص کمک می‌کند و چراغی می شود که در تمام مراحل زندگی و مشکلات، راهبر انسان است؛ چراکه به تعبیر امام باقر ـ‌ع ـ، تابش نور امام در دل شیعه، از درخشش نور خورشید فروزان‌تر است.[۴]

ابوهاشم جعفری می‌گوید: امام هادی (ع) مریض شدند و فرمودند: فردی را از جانب من به کربلا بفرست و بگو برای شفای من دعا کن. آن فردی که به کربلا رفت، در ذهنش این سؤال پدید آمد که او حجت خداست و افضل از حائر حسینی است و دعای او برای خودش افضل از دعای من برای اوست اما وقتی برگشت امام ـ‌ع ـ در پاسخ به او فرمودند: پیامبر اکرم (ص) هم افضل از بیت‌الله و حجرالأسود بود اما برای بندگی به آنجا می‌رفت. سپس فرمودند: خداوند متعال نظر خاصی به برخی از مکان‌ها داشته و دوست دارد که در این نقاط عبادت شود و کربلا هم از همان مکان‌هاست.[۵]

آری! این نتیجه نیروی معنوی و انرژی بسیاری است که خداوند متعال آن را در برخی نقاط قرار داده است. در کنار این عامل بسیار مهم، یک عامل دیگر هم این انرژی را دوچندان می‌کند و آن حضور در همین مکان‌های خاص و البته در برخی زمان‌هاست که خالق هستی به آن زمان‌ها چنین اعتباری بخشیده است.

برخی زمان‌ها، مدنظر شارع مقدس بوده که شیعیان و دوست داران ائمه (ع) با حضور در آن معادن نور الهی، خود را منوّر کنند.علاوه بر آن  در اجتماع افراد نیز مصلحتی وجود دارد؛ زیرا دل هر شیعه‌ای به نور ولایت روشن گردیده؛ به‌گونه‌ای که کنار هم قرار گرفتن این شعله‌ها، نور عظیمی تشکیل می‌دهد و بر یکدیگر تأثیرگذارست.

در روایات هم وارد شده که دست خداوند و نظر لطفش به همراه این اجتماع است.[۶]

ازاین‌رو، سزاوار است سعی کنیم در هر لحظه، خود را به حرم‌های ائمه (ع) که ملجأ و پناهگاه است، رسانده و با توسل به ساحت مقدس ایشان، دل‌های خود را به نیروی معنوی و نورانی ایشان منور نماییم.
 
 
زیارت، مصداق بارز تولی و تبری

یکی از اسراری که در زیارات معصومین علیهم‌السلام‌ وجود دارد، اظهار حب اهل‌بیت (ع) در مقام عمل و به دنبال آن بیزاری جستن  از دشمنان ایشان در حضور امام علیه‌السلام‌ است.

می توان گفت حقیقت دین، از دو رکن تولی و تبری شکل گرفته است[۱]؛ بدین معنا که اگر یکی از این دو رکن اساسی در انسان نباشد، حقیقتاً مؤمن نبوده و اهل نجات نخواهد بود؛ چراکه روح جمیع عبادات همین دو امر است.[۲]

ولایت ائمه (ع) چیزی جز ولایت خداوند متعال نیست[۳]؛ لذا رضایت و غضب خدا هم چیزی جز رضایت و غضب امام نیست. ازاین‌رو، شخص زائر در زیارت جامعه کبیره، پس‌ازاینکه در حضور امام (ع)، به وجود گناهانی بین خود و خداوند اقرار می‌کند، به امام عرضه می‌دارد که ملاک بخشش تمامی این گناهان رضایت شما معصومین (ع) است و این، یعنی همان اصلی که رضایت آنان از رضایت خداوند جدا نیست.

زیارت معصومین (ع) مصداق بارز تولی و تبری محسوب می‌شود؛ از این ‌روی مورد تأکید اهل‌بیت (ع) قرار می‌گیرد.

بدیهی است که به هر میزان که انسان محب ارتباط بیش‌تری با محبوبش داشته باشد، به همان میزان محبتش بیش‌تر خواهد شد و این مطلب در عرف مردم امری کاملاً مشهود است. شخص زائر نیز با توجه به آستان مقدس معصومین (ع)، محبتش بیش‌تر می‌شود و به همان میزان بر بغضش نسبت به دشمنان اهل‌بیت (ع) و جبهه طاغوت بیش‌تر خواهد شد.

این نکته در تمام عبارات زیارات معصومین (ع) دیده می‌شود. اگر به زیارات روایت ‌شده از معصومین (ع) دقت شود، کاملاً مشهود است که یکی از درخواست‌های انسان در حین زیارت رسیدن به تقرب الی الله از طریق  تولی و تبری است.[۴]

با توجه به این نکته که روح جمیع عبادات و قبولی آن‌ها تولی و تبری است، به‌وضوح می‌توان زیارت را مصداق این دو رکن دانست. به‌راستی این ویژگی دوبعدی را در کدام‌یک از اعمال انسان می‌توان مشاهده نمود؟!

در برخی روایات ثواب زیارت سیدالشهدا (ع) معادل بی‌نهایت حج و عمره ذکرشده است[۵]؛ لذا به ‌جرئت می‌توان گفت که هیچ عملی همسنگ با زیارت نیست مگر گریه بر اهل‌بیت (ع) که نسبت به آن ‌هم فرموده‌اند: ثوابش بی‌نهایت است[۶] و چه‌بسا کثرت ثواب بی‌حد و حصر در گریه هم به دلیل دو بعدی بودن این عمل باشد.
 
زیارت و به خطر افتادن موقعیت دستگاه ظلم
دشمنان دین همواره درصدد زدودن آثار مربوط به صاحبان دین بوده‌اند؛ چراکه اقبال مردم به آن آثار را باعث به خطر افتادن موقعیت و جایگاه خویش می‌دیدند. در طول سالیان، مخالفین ائمه، هرچه را که ارتباط مستقیم و یا غیرمستقیم با اهل‌بیت (ع) داشته، مورد تعرض خود قرار می‌دادند.

یکی از این آثار، بقاع متبرکه و توجه به آستان مقدس معصومین (ع) است که مردم را به سمت خود دعوت می‌کند و خطری جدی برای بنیان دستگاه‌های ظلم و مخالفین اهل‌بیت (ع) محسوب می‌شود .

 افرادی مانند متوکل ملعون به مدت بیست سال، همواره امر به شخم زدن و از بین بردن قبر مطهر سیدالشهدا (ع) می‌کردند[۱] ولی جز بر بزرگی و رفعت جایگاه آن افزوده نشد و این وعده‌ای است که خداوند متعال داده است: یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُون‏.[۲]

این نکته را در سخنان حضرت زینب (س) می‌توان به‌خوبی مشاهده نمود. آن زمانی که امام سجاد (ع) در کربلا، با دیدن بدن‌های آغشته به خون و بدون لباس، نزدیک بود جان دهد، حضرت زینب (س) در جهت دلداری ایشان فرمود:

«عده‌ای که از آنان پیمان گرفته شده، این بدن‌ها را دفن کرده و در این سرزمین براى پدرت، سیدالشهدا (ع)، نشانه‏اى نصب می کنند که اثرش هیچ‌گاه کهنه و مندرس نشده و گذشت شب و روز آن را محو نمى ‏کند و علی‌رغم تلاش بسیارى از رهبران کفر و الحاد و گمراهى در جهت نابود کردن آن، رسم و نشانه و بلندی جایگاهش روزبه‌روز ظاهرتر و آشکارتر می‌گردد..»[۳]

بنابراین یکی از اسرار زیارت، این است که اقبال به امام، توجه به‌حق و خداوند متعال است و زمینه‌ای برای پشت سر انداختن باطل و جلوه‌های آن می‌باشد.

دشمنان اهل‌بیت هیچ‌گاه از این ازدحام و اجتماع در حرم اهل‌بیت (ع) خوشنود نبوده و نیستند و درصدد از بین بردن این مکان‌های مقدس می‌باشند که در دوران معاصر هم این خواسته را  در تخریب قبور مطهر ائمه بقیع (ع) و حرمین عسکریین (ع) مشاهده کردیم.

اهل‌بیت (ع) همواره تأکید و اصرار بر زیارت مشاهد مشرفه ائمه (ع) داشته‌اند و در این میان، کربلا به لحاظ خون سیدالشهدا (ع) و مظلومیت خاصی که داشتند، در نزد دشمنان، مهم‌تر جلوه کرده است و اهل‌بیت (ع) هم از این ‌روی، در میان همه زیارات، توجه به زیارت سیدالشهدا (ع) را مورد تأکید قرار می‌دادند.
 
 
پی نوشت:

[1] کلینی، کافی، ج 1، ص 200: قال الامام الرضا ـ‌علیه‌السلام‌ـ: إِنَّ الْإِمَامَهَ خِلَافَهُ اللَّهِ وَ خِلَافَهُ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله.

[2] سوره نور، آیه 36

[3] کلینی، کافی، ج 8، ص 119

[4] کلینی، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج ‏1، ص  194:

عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا فَقَالَ یَا أَبَا خَالِدٍ النُّورُ وَ اللَّهِ- الْأَئِمَّهُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِی السَّمَاوَاتِ وَ فِی الْأَرْضِ وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ الْإِمَامِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَهِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللَّهِ یُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَحْجُبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نُورَهُمْ عَمَّنْ یَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُم‏.

[5] ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 274:

مُحَمَّدٌ الْحِمْیَرِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیُّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ـ‌علیه‌السلام‌ـ وَ هُوَ مَحْمُومٌ عَلِیلٌ فَقَالَ لِی یَا أَبَا هَاشِمٍ ابْعَثْ رَجُلًا مِنْ مَوَالِینَا إِلَى الْحَائِرِ یَدْعُو اللَّهَ لِی فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَاسْتَقْبَلَنِی عَلِیُّ بْنُ بِلَالٍ فَأَعْلَمْتُهُ مَا قَالَ لِی وَ سَأَلْتُهُ أَنْ یَکُونَ الرَّجُلَ الَّذِی یَخْرُجُ فَقَالَ السَّمْعَ وَ الطَّاعَهَ وَ لَکِنَّنِی أَقُولُ- إِنَّهُ أَفْضَلُ مِنَ الْحَائِرِ إِذْ کَانَ بِمَنْزِلَهِ مَنْ فِی الْحَائِرِ وَ دُعَاؤُهُ لِنَفْسِهِ أَفْضَلُ مِنْ دُعَائِی لَهُ بِالْحَائِرِ فَأَعْلَمْتُهُ ع مَا قَالَ فَقَالَ لِی قُلْ لَهُ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلَ مِنَ الْبَیْتِ وَ الْحَجَرِ وَ کَانَ یَطُوفُ بِالْبَیْتِ وَ یَسْتَلِمُ الْحَجَرَ وَ إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى بِقَاعاً یُحِبُّ أَنْ یُدْعَى فِیهَا فَیَسْتَجِیبَ لِمَنْ دَعَاهُ وَ الْحَائِرُ مِنْهَا.

[6] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 33، ص 373

[7] تفسیر فرات الکوفی، ص430: قال الامام الباقر (ع): هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْض‏...

[8] رجوع شود به بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏27، ص51، باب 1، وجوب موالاه أولیائهم و معاداه أعدائهم‏

[9] کلینی، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏1، ص437: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: وَلَایَتُنَا وَلَایَهُ اللَّهِ الَّتِی لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا بِهَا.

[10] مثلاً در زیارت عاشورا می خوانیم: یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِلَى فَاطِمَهَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَیْکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَ سَلَّمَ وَ عَلَیْهِمْ بِمُوَالاتِکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ بِالْبَرَاءَهِ مِنْ أَعْدَائِک‏...

[11] مثلاً راوی از امام صادق (ع) پیرامون زیارت در روز عرفه سؤال می کند: کَمْ تَعْدِلُ حِجَّهً وَ کَمْ تَعْدِلُ عُمْرَهً قَالَ لَا یُحْصَى ذَلِکَ قَالَ قُلْتُ مِائَهً قَالَ وَ مَنْ یُحْصِی ذَلِکَ قُلْتُ ألف [أَلْفاً] قَالَ وَ أَکْثَرَ ثُمَّ قَالَ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها- إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِیمٌ [کَرِیمٌ‏]. کامل الزیارات، ص173

[12] کامل الزیارات، ص106: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ ثَوَابٌ إِلَّا الدَّمْعَهَ فِینَا.

[13] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 45، ص 405. به امر متوکل، هفده بار قبر امام حسین‏ (ع) را خراب کردند. (تتمه المنتهی، ص 241) در یکى از این نوبت‎ها، «دیزج یهودى‏» را مأمور تغییر و تبدیل ‏و تخریب قبر مطهر کرد. او نیز با غلامان خویش سراغ قبر رفت و حتى قبر را شکافت و به‏ بوریایى که پیکر امام در آن بود برخورد کرد که از آن بوى مشک مى‏آمد. دوباره خاک ‏روى آن ریختند و آب بستند و آن زمین را مى‏خواستند با گاو، شخم بزنند که گاوها پیشروى نمى‏کردند. (بحارالانوار، ج 45، ص 394) همچنین برای مطالعه بیش‌تر در این زمینه، می‌توان به کتاب بحارالانوار، باب 50، جور الخلفاء على قبره الشریف و ما ظهر من المعجزات عند ضریحه و من تربته و زیارته (‌صلوات‌الله‌علیه‌) مراجعه نمود.

[14] سوره صف، آیه 8

[15] ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 262
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally