جایگاه زیارت از دیدگاه اسلام، ادیان و اقوام گذشته
زیارت در سیرة انبیاء و ائمّة اطهار(ع)، به‌ویژه فرهنگ شیعه، جایگاه و اهمیّت خاصّی دارد، امّا این امر از سوی برخی جریان‌های روشنفکرنما و فِرَق ساختگی، نظیر وهابیّت، مورد تخطئه قرار گرفته است. از این روی،...
چهارشنبه 17 بهمن 1397    
بازدید: 1511

زیارت در ادیان و بررسی فواید و آفات آن

محسن صمدانیان؛ نازیلا عادل فر
 
 
 

مقدّمه

«زیارت، تعظیم، تکریم، گرامیداشت و یادکرد انسان‌های شایسته، هنرمند، فرهیخته، فرهنگ‌ساز، نقش‌آفرین، مصلح، متحوّل‌کنندة تاریخ... و نیز زنده نگه داشتن نام و یاد آنها پس از مرگ، لازمة محبّت، عشق و ارادت انسان‌ها به نیکی‌ها و کمالات است و ریشه در فطرت و سرشت آدمی دارد» (جوادی آملی، 1381: 17ـ18).

در باب برخی زیارات، از جمله زیارت عاشورا، جامعه، زیارت امام رضا(ع) و زیارات مربوط به امیرالمؤمنین(ع)، تحقیقات نسبتاً زیادی صورت گرفته است، امّا با توجّه به اشکال‌هایی که برخی برای نفی مسئلة زیارت مطرح می‌کنند و آن را نمود شرک می‌دانند، در این نوشتار، جزءبه‌جزء این مسئله بررسی شده است. ابتدا مروری اجمالی برتاریخچة زیارت از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون صورت گرفته است تا پاسخ پرسش‌های زیر روشن گردد: آیا مسئلة زیارت مقابر و بزرگان هر قوم در دورة شیعیان مرسوم شده یا قبل از آن نیز وجود داشته است؟ جایگاه زیارت در میان اقوام دیگر چگونه است؟ اهداف، فواید، آفات و آسیب‌های زیارت چیست؟ علل تکفیر زائران بهترین مخلوقات خداوند، توحیدی یا مغرضانه است؟

برای پاسخ به پرسش‌های مذکور در این مبحث، برخی دلایل قائلان به شرک زوّار مطرح شده است و با ادلّة متناقض خود آنان مورد نقد قرار گرفته است. همچنین، به دلیل مخالفت ایشان با خواندن زیارت‌نامه (به‌ویژه در اطراف قبرستان بقیع)، یک بررسی محتوایی پیرامون عبارات، مفاهیم و آداب زیارات مأثور صورت گرفته است تا مشخّص گردد تناقضی با توحید دارد یا اهداف مغرضانه باعث منع آن می‌گردد. این مفاهیم و آداب شامل توحید، نبوّت، معاد، امامت و جایگاه امام، درخواست شفاعت و توسّل به امام می‌باشد و به نظر نمی‌رسد منافاتی با توحید داشته باشد. برخی مفاهیم، از اصول دین است و در قرآن نیز موجود است و برخی مانند شفاعت با ادلّه قرآنی قابل تأیید است.

هدف بیان برخی حقایق با ذکر دلایل قرآنی، روایی و عقلی است، تا حق‌جویان، حقیقت را دریابند و الفت و وحدت بین مسلمانان ایجاد شود و مغرضان رسوا گشته، از اهداف تفرقه‌انگیز خود بازمانند.

1ـ بررسی لغوی و اصطلاحی واژة زیارت

لغت‌شناسان این واژه را از سه ریشه گرفته‌اند: «1ـ زَوَر (به فتحِ «ز» و «واو»): میل، انحراف، کجی و عدول از چیزی، یا میل در وسط سینه، بالا و وسط سینه. زُرتُ فُلاَناً؛ او را زیارت کردم یعنی با سینة خود، [از روبه‌رو] وی را ملاقات کردم» (فراهیدی، 1410ق.، ج 7: 379؛ راغب اصفهانی، 1412ق.: 386 و ابن‌منظور، 1414ق.، ج 4: 334). بنابراین، از بابِ «علم، یعلم» به معنی میل و انحراف است؛ مثل Pوَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ... ذَاتَ الشِّمَالِ...: خورشید را مى‏دیدى که به هنگام طلوع به غارشان متمایل مى‏گردد ... به سمت چپ ...O (الکهف/ 17). همچنین، از باب «نصر، ینصر» به معنی قصد و توجّه (به‌خلاف ظاهر) و زیارت نیز از آن است؛ مثلِ Pحَتَّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ: تا آنجا که به دیدار قبرها رفتیدO (التّکاثر/2)؛ یعنی عدول از غیر (ر.ک؛ قرشی، 1371، ج 3: 189 و مصطفوی، 1360، ج 4: 364 و 365).

2ـ «زَور (به فتحِ «ز» و سکونِ «واو»): دیدن کردن (از کسی)، ملاقات کردن (کسی)، سَر زدن (به کسی)، دیدار کردن (از جایی). زُرْتُ فُلاَناً: تَلَقَّیتُهُ. یا برخی از مادّة ’’زَورة“ گرفته‌اند، به معنای ملاقات، زیارت و دیدار. مزار به معنای محلّ زیارت، مرقد ضریح و زیارتگاه آمده است» (راغب اصفهانی، 1412ق.: 386؛ آذرنوش، 1316: 422 و طریحی، 1320، ج 3: 319ـ320). ابن‌فارس آورده است: «زائر را از آن روی زائر می‌گویند که وقتی به زیارت تو می‌آید، از غیر تو عدول می‌کند و رو برمی‌گرداند» (ابن‌فارس، 1404ق.، ج 3: 36).

3ـ «زُور (به ضمِّ «ز»): سخن کذب و شهادت باطل است، از آن روی که باعث انحراف از راه حق می‌گردد. پس ظاهراً مراد، کلامِ منحرف از حقّ و سخن باطل است، اعمّ از آنکه دروغ باشد یا غیرِ آن. به دروغ، زُور گفته‌اند؛ زیرا از جهت راست [عدول کرده است و از حقیقت دور و] منحرف شده است. در قرآن فرموده است: P...ظُلْمًا وَزُورًا: ظلم و دروغ بزرگىO (الفرقان/ 4). بنابراین، گفتار ظالمانه، زور است» (فراهیدی، 1410ق.، ج 7: 380؛ راغب اصفهانی، 1412ق.: 387؛ قرشی، 1371، ج 3: 189؛ ابن‌منظور، 1414ق.، ج 4: 334؛ طریحی، 1320، ج 3: 319 و مصطفوی، 1360، ج 4: 364).

بنابراین، معنای اصلی واژة «زیارت» بر اساس ریشة اوّل و دوم آن، دیدار از کسی یا چیزی و عدول از سایرین است و قصد و توجّه به او، خواه آن شخص زنده باشد یا از دنیا رفته باشد و یا حتّی مکان مقدّسی باشد. همچنین، زیارت در عرف آن است که انسان با اندیشة بزرگداشت کسی و اُنس گرفتن با او، با تمام توجّه به وی روی آورد و از دیگران عدول نماید.

2ـ زیارت در ادیان گذشته

در این بخش، به بررسی تعظیم و تکریم انبیاء سلف و رهبران و بزرگان جوامع از سوی پیروانشان پرداخته می‌شود. مسئلة دیدار و گرامیداشت بزرگان هر قوم یا اماکن مقدّس، از گذشته‌ها مرسوم بوده است. مردم به دیدار یکدیگر یا به آرامگاه افراد، مکان‌های مذهبی مثل مساجد، معابد، نمادهای مذهبی می‌روند و با این کار، احساس آرامش می‌کنند.

آدم ابوالبشر برای دیدار و زیارت قبر هابیل رفت و بر او گریست و مرثیه خواند (ر.ک؛ طبری، 1375، ج 1: 92) و پیامبر خاتم(ص) بر مرگ فرزندش، ابراهیم گریست (ر.ک؛ مجلسی، 1414ق.، ج 2: 468). بنابراین، گریه بر مردگان در سنّت و روش انبیاء و اولیاء بوده است.

با مطالعة تاریخ مشاهده می‌گردد که همواره بزرگمردان تاریخ به نیکی یاد شده‌اند و به یاد بزرگداشت آنها مقابری ساخته‌اند که حتّی بسیاری از آنها باگذشت قرن‌ها هنوز باقی است، اگرچه در محلّ واقعی برخی از آنها اختلاف هست، ولی مورد اقبال مردم می‌باشد که به عنوان نمونه، برخی از معروف‌ترین آنها ذکر می‌شود.

2ـ1) معرّفی برخی از مقابر و زیارتگاه‌ها در جهان

در باب قبر حضرت آدم(ع)، طبری دو نقل آورده است. یکی در مکّه و در غار ابوقبیس و در روایتی از ابن‌عبّاس آمده است: «وقتی نوح از کشتی درآمد، آدم(ع) را در بیت‌المقدّس به خاک سپرد» (طبری، 1375، ج 1: 156). البتّه ابن‌طاووس1 (م. 693 ق.) در کتاب فرحة‌الغری در روایاتی از امام صادق(ع) می‌گوید: «حضرت نوح تابوت حضرت آدم را از کشتی بیرون آورد و در نجف دفن کرد و هنگام زیارت در نجف، آدم(ع)، نوح(ع) و امیرالمؤمنین(ع) را زیارت کن» (ابن‌طاووس، بی‌تا: 73ـ74). از متن زیارتنامه‌های نجف که هر سه بزرگوار را مورد خطاب قرار داده است، نقل قول آخری صحیح به نظر می‌رسد.

برای مرقد شیث نقل‌های دیگری نیز هست؛ از جمله در شهر موصل، مسجد و مزاری هست که به شیث نسبت داده می‌شود و در شهر کرک نوح لبنان، مشهد شیث معروف است. همچنین در بقاع لبنان مقبره‌ای است که به مقبرة نبیّ شیث معروف است (ر.ک؛ بی‌آزار شیرازی، 1382: 121ـ123).

برای آرامگاه حضرت نوح(ع) نقل‌های مختلفی شده است؛ از جمله: 1ـ قریة ثمانین نزدیک کوه جودی در موصل. 2ـ نخجوان. 3ـ بر کوه بوذ در هند. 4ـ در مکّه بین زمزم و رکن مقام. 5ـ در کوفه. 6ـ در مغارة قدس در کنار آدم، سام، ابراهیم، اسحاق ویعقوب(ع). 7ـ در نجف اشرف و در کنار آدم(ع) و امام علی(ع). 8ـ در کرک بعلبک لبنان که از زمان قدیم منسوب به حضرت نوح و فرزند اوست. در این محل، کتیبه و نقوشی از زمان‌های مختلف وجود دارد که مردم همواره آن را زیارت می‌کنند و به آن تبرّک می‌جویند (ر.ک؛ همان: 46). ابن‌حجر عسقلانی، سبط ابن‌جوزی و حموی، روایاتی مبنی بر تأیید مدفن حضرت نوح(ع) در شهر مذکور نقل کرده‌اند (ر.ک؛ همان: 123). بی‌آزار شیرازی به نقل از تاریخ کرک نوح آورده است: «در این شهر، مشهد بسیاری از پیامبران و در رأس آنها، مزار شیث، نوح، الیاس و جانشین وی، الیسع(ع) است. از آنجا که این منطقه مربوط به پرستش الهة سوری (عزیز) بوده، آن را بقاع عزیزی می‌نامیدند» (همان).

حضرت دانیال(ع) که از نوادگان و خاندان ملوکانة داوود(ع) است، در شوش (نام قدیمی آن: سوس یا دشت سوسیانا) به خاک سپرده شده است. روی سنگ مزار وی، روایتی از حضرت علی(ع) نوشته شده است: «مَن زَارَ أَخِی دَانِیَالَ کَمَن زَارَنِی» (ر.ک؛ همان: 441 و 443).

آرامگاه حزقیل در ساحل رود فرات قرار دارد. این آرامگاه، زیارتگاه مقدّسی برای یهودیان به شمار می‌آید و از سال 1327، چند سال پس از جنگ جهانی دوم و تحوّلات سیاسی عراق، از آن خبری در دست نیست (ر.ک؛ جلالی،1380: 132).

قبر حضرت عزیر(ع) یا ارمیا یا یرمیا که یکی از پیامبران مهمّ بنی‌اسرائیل است و نسب او به بنیامین فرزند حضرت یعقوب(ع) می‌رسد، در 60 کیلومتری شاهرود به طرف خراسان، در روستای ارمیان است. مرقد اشموئیل (معرّب صموئیل یا صمویل) در یازده کیلومتری ساوه2 قرار دارد و از گذشته زیارتگاه عام و خاص بوده است. نقل است او کسی بوده که از طرف خدا طالوت را به فرماندهی مردم برگزید. رشیدرضا نظر بیضاوی و دیگر مفسّران که اشموئیل را پیامبر مورد اشارة قرآن دانسته‌اند، قوی‌تر می‌شمارد. گنبد و بارگاه اشعیاء(ع) از کهن‌ترین ابنیّة تاریخی در اصفهان به شمار می‌رود و در مسجدی قدیمی درجوار امامزاده اسماعیل است. همچنین، قبر یوشع نبی(ع) در تخت فولاد اصفهان (لسان‌الأرض) می‌باشد و زیارتگاه مردم است (رک؛ بی‌آزار شیرازی، 1382: 412ـ424).

ضریح مقدّس پیامبراکرم(ص) در مسجدالنّبی و مرقد مطهّر چهار امام از اهل بیت ایشان، در قبرستان بقیع است. قبر منوّر ائمّة اطهار(ع) تا حدود صد سال پیش، گنبد و بارگاه داشته است.

علاوه بر مقابر، برخی مکان‌ها نیز به سبب حضور انسان‌های صالح یا وقوع مسئله‌ای مهم، مقدّس شمرده شده، زیارتگاه شده است؛ از جمله محلّ هبوط آدم(ع) که چندین نقل برای آن شده است؛ مثلاً در بسیاری روایات، کوه سراندیب یا سری‌لانکا را در جنوب هندوستان ذکر کرده‌اند. در این جزیره، کوهی است که پرتقالی‌ها آن را «کوه آدم» نامیده‌اند و گفته می‌شود در آن کوه، جای پای آدم حک شده است و مسلمانان، مسیحیان و بودائیان به زیارت آنجا می‌روند (ر.ک؛ همان: 24ـ25).

در قرآن آمده که مردم در محلّ فوت اصحاب کهف، برای بزرگداشت آن جوانمردان مسجدی ساختند و قرآن منعی از آن نکرده است: P...فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِم بُنْیَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا: ... گروهى مى‏گفتند بنایى بر آنان بسازید. پروردگارشان از وضع آنها آگاه‌تر است، ولى آنها که از رازشان آگاهى یافتند، گفتند که ما مسجدى در کنار آنها مى‏سازیمO (الکهف/21). طبرسی ذیل این آیه آورده است: «مشرکان گفتند در مقابل غار بنایی بسازید و آنان را از چشم مردم پنهان کنید... و دربارة Pقَالَ الَّذِینَ غَلَبُواْ عَلیَ أَمْرِهِمْ...O آورده، پادشاه مؤمن و یارانش و به قولی، دوستان اصحاب کهف که از مؤمنین بودند و به قولی، بزرگان شهر، گفتند: در اینجا معبد و مسجدی می‌سازیم تا عبادتگاه مردم باشد و مردم از برکات آنان عبادت کنند» (طبرسی، 1372، ج 6: 710). از این آیه استنباط می‌شود که مشرکان قصد محو کردن مقابر اولیای الهی را دارند و موحّدان قصد ساخت مسجد و محلّ نماز و عبادت در محلّ مقبرة صلحاء را داشته‌اند و دارند. در صورتی که وهّابیّون اعتقاد دارند که هیچ انسانی نه موحّد است و نه مسلمان، مگر اینکه اموری را ترک کند؛ از جمله اینکه گفته‌اند زائران به قصد زیارت به آرامگاه رسول خدا(ص) وارد نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آنجا دعا نخوانند و نماز نگزارند و ساختمان و مسجدی بر روی قبر نسازند (ر.ک؛ سجّادی، 1389: 159). ابن‌تیمیه می‌گوید: «إِنَّهُ لاَ یَجُوزُ بنَاءَ المَسَاجِدِ عَلَی القُبُورِ...»(ابن‌تیمیه، 1418ق.، ج 1: 18). حال آنکه طبق آیة قرآن مسجد کهف برای یادبود جوانمردانی موحّد ساخته شد و مسجدالحرام کنار قبر هاجر و اسماعیل(ع) می‌باشد و مسجدالنّبی در جوار مرقد خاتم پیامبران(ص) است و علاوه بر آن، اکنون که خودشان ساختمان و مسجد کنار قبر پیامبر(ص) و دو قبر همجوار ایشان را هر روز توسعه می‌دهند، پس طبق نظر خود آنان، از جرگة مسلمین خارج‌اَند.

از جمله مکان‌های مقدّس دیگر از زمان‌های بسیار قدیم که محلّ عبادت هفتاد و پنج پیامبر بوده است، مسجد خیف می‌باشد. در دوران عثمانی، محراب و گنبدی بزرگ در محلّ نماز رسول‌الله(ص) ساختند، امّا در دوران بازسازی و توسعة دوران سعودی برداشته شد (ر.ک؛ قائدان، 1388: 156). درب مسجد خیف فقط در ایّام تشریق، در موسم حجّ واجب باز است و بقیّة ایّام سال برای نماز و عبادت از آن استفاده نمی‌شود. از این نمونه مکان‌های مقدّس در سراسر جهان و در همة ادیان، بسیار است و مجال یادآوری آنها نیست.

3ـ زیارت در تاریخ اسلام

در اسلام، طبق سنّت پیامبر، زیارت قبور مرسوم بوده است و ایشان به زیارت قبر پدرشان رفتند. همچنین، در حجّةالوداع، قبر مادرشان را زیارت کردند. پیامبر(ص) و دخترشان فاطمه(س) به زیارت شهدای اُحُد می‌رفتند، چنان‌چه به سند قوی از امام صادق(ع) منقول است که حضرت فاطمه(س) هر صبح شنبه به زیارت قبور شهدا و حمزه(س) می‌آمدند و برای آنان طلب مرحمت و استغفار می‌نمودند (ر.ک؛ مجلسی، 1414 ق.، ج 2: 468). همچنین، گریة حضرت فاطمه(س) در رحلت پدر گرامیشان و سوگواری امیرالمؤمنین(ع) بر مدفن دخت رسول خدا(ص) و بالأخره، زیارت جابر از حائر مقدّس سیّدالشّهدا(ع) نمونة نخستین زیارت‌ها و بهترین زائرین است (ر.ک؛ رکنی یزدی، 1362» 8ـ 9).

زیارت در بین اهل سنّت نیز رواج دارد، چنان‌چه قبر شیخ معین‌الدّین چشتی، از بزرگان متصوّفه در شهر اجمیر هند، همه‌ساله از شبه قارّة هند (هند، پاکستان و بنگلادش) زائرین زیادی را پذیرا می‌شود (ر.ک؛ رکنی یزدی، 1362: 26).

3ـ1) زیارت در اسلام طبق روایات و آثار آن

پیامبر(ص) مسلمانان را به زیارت خود و خاندانشان و مؤمنین دعوت می‌نمود و این مطلب در احادیث بسیاری مورد تأکید ایشان قرار گرفته است؛ به عنوان نمونه چند مورد بیان می‌شود. پیامبر(ص) می‌فرماید: «وَ کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیَارَةِ الْقُبُورِ أَلَا فَزُورُوهَا وَ لَا تَقُولُوا هُجْراً فَإِنَّهُ بَدَا لِی أَنْ یُرِقَ الْقَلْبَ» (نوری، 1408 ق.، ج 2: 364). پیامبر در این روایت می‌فرماید: ابتدا شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم (به سبب آنکه به زیارت مشرکان می‌رفتند که ممنوع است. اکنون که قبور مسلمانان و شهیدان درمقابل شماست،) زیارت کنید و یکی از اثرات زیارت را نیز در اینجا می‌گویند که ایجاد رقّت قلب است. در حدیث دیگر نیز اضافه می‌کنند که زیارت، دل‌ها را نرم و دیدگان را اشکبار می‌سازد و آخرت را به خاطر می‌آورد و برای شما عبرت است. همچنین ایشان فرمودند: «مَنْ زَارَنِی أَوْ زَارَ أَحَداً مِنْ ذُرِّیَّتِی زُرْتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَأَنْقَذْتُهُ مِنْ أَهْوَالِهَا» (حرّ عاملی، 1409 ق.، ج 14: 332). از امیرالمؤمنین(ع) نیز نقل است: «أَتِمُّوا بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) حَجَّکُمْ إِذَا خَرَجْتُمْ إِلَی بَیْتِ اللَّهِ فَإِنَّ تَرْکَهُ جَفَاءٌ وَ بِذَلِکَ أُمِرْتُمْ وَ أَتِمُّوا بِالْقُبُورِ الَّتِی أَلْزَمَکُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ زِیَارَتَهَا وَ حَقَّهَا وَ اطْلُبُوا الرِّزْقَ عِنْدَه» (همان). در این حدیث، امام سفارش می‌نمایند که حجّتان را با زیارت رسول خدا تمام کنید و اگر کسی این کار را ترک کند، جفا کرده است و یا حتّی سفارش شده به طلب رزق و روزی نزد قبر ایشان، در حالی‌که برخی این نوع درخواست‌ها را مصداق شرک می‌دانند.

 
نتیجه گیری:

1ـ تاریخ زیارت به تاریخ آفرینش انسان و حضرت آدم(ع) برمی‌گردد و همواره انسان‌ها بر غم عزیزان از دست‌رفتة خود به سوگ می‌نشستند، به‌ویژه اگر آن افراد، جزو انسان‌های برتر یا انبیاء و اولیاء بودند، قرن‌ها مورد توجّه و احترام مردم بوده‌اند و هستند. این مسئله در بین مردم ادیان مختلف وجود داشته است و بناها، مقابر و زیارتگاه‌هایی هم برای بزرگان خود ساخته‌اند. بنابراین زیارت و بزرگداشت افراد مهمّ هر قوم، به سبب الگوسازی برای نسل‌های آینده، تکریم آنان و آرامش فرد زائر، عقلی و عرفی بوده است و نتایج مثبتی دارد.

2ـ پیامبر(ص) که اسوة حسنه است، خود به زیارت پدر و مادرشان و شهدا رفته‌اند و با مردگان در جنگ بدر حرف زده‌اند و آنان را مورد خطاب قرار داده‌اند و بر مرگ فرزند خود، ابراهیم گریسته‌اند. این موارد تأییدی است بر زیارت اموات، جواز گریه بر آنها، داشتن حیات برزخی و فهم اموات.

 
 
پی نوشت:
1ـ سیّد غیاث‌الدّین، عبدالکریم‌بن احمد حلّی، فرزند سیّد احمدبن طاووس و برادرزادة سیّد علیّ‌بن طاووس، صاحب إقبال‌الأعمال است.
2ـ در جادّة بوئین زهرا واقع است.
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally