نقد دلايل حرمت بنا بر قبور با تکیه بر آیات قرآن
طبق نظر سلفی ها زیارت قبور و احداث بنا بر آن و استحكام بخشيدن به آنها، همان توسل به انبيا و اوصيا و طلب شفاعت از ايشان است، از اين جهت ويران كردن قبور انبيا و اوصيا را براى خود جايز مى‌دانند. در این نوشتار...
شنبه 17 آذر 1397    
بازدید: 5
نقد دلايل حرمت بنا بر قبور با تکیه بر آیات قرآن



دليل اولى كه سلفى‌ها به شكل عام در انكار عبادت بودن زيارت قبور پيامبر اعظم(ص) و اهل بيت او(عليهم السلام) و قبور انبيا و اوصيا(عليهم السلام) به آن استناد مى‌كنند، عبارت است از اينكه زيارت قبور و احداث بنا بر آن و استحكام بخشيدن به آنها، همان توسل به انبيا و اوصيا و طلب شفاعت از ايشان است.
سلفى‌ها منكر توجه به انبيا و اوصيا(عليهم السلام) و طلب شفاعت از ايشان هستند و نه‌تنها منكر ركن بودن اينها (زيارت قبور انبيا و طلب شفاعت از ايشان) در دين مى‌شوند، بلكه منكر تدين به اينها (جزء دين بودن) نيز هستند و از اين جهت ويران كردن قبور انبيا و اوصيا را براى خود جايز مى‌دانند، تا جايى كه دستورهاى صريح مبنى بر جواز تخريب قبر مطهر پيامبر اعظم(ص) از ايشان صادر شده است.

پاسخ دليل اول اين است كه طلب شفاعت و توسل و توجه به پيامبر اعظم(ص) و اهل بيت او(عليهم السلام) تنها امرى جايز و پسنديده نيست، بلكه تعدادى از آيات قرآن كريم بر اين نكته دلالت دارد كه طلب شفاعت و توسل به انبيا و اوصيا شرط قبولى اعمال، بلكه شرط قبولى ايمان است؛ چنان‌كه در كلام خداوند متعال ذيل آيه ۴٠ سوره مبارك اعراف چنين آمده است:
(إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْهٰا لاٰ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوٰابُ السَّمٰاءِ وَ لاٰ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتّٰى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيٰاطِ وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ)

كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و در برابر آن تكبر ورزيدند، [هرگز] درهاى آسمان به رويشان گشوده نمى‌شود و [هيچ‌گاه] داخل بهشت نخواهند شد، مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! اين‌گونه، گنهكاران را جزا مى‌دهيم.

آيه كريمه به ممنوعيت تكذيب و تكبر ورزيدن و روى گرداندن از آيات الهى اشاره دارد و مى‌فرمايد هر يك از اينها باعث هلاكت و نابودى خواهد شد. در اين آيه، منظور از آياتى كه تكذيب مى‌شوند، همان حجت‌هاى الهى هستند كه از اخبار آسمان خبر مى‌دهند. اين آيات، انبيا و اوصيا(عليهم السلام) هستند؛ چنان‌كه در مورد حضرت عيسى بن مريم(عليهم السلام) در قرآن كريم ذيل آيه ۵٠ سوره مؤمنون آمده است: (وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً) ؛ «و ما فرزند مريم [عيسى] و مادرش را نشانه‌اى قرار داديم».

عبارتى كه در آيه ۴٠ سوره اعراف مى‌فرمايد: (وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْهٰا) ، دربرگيرنده معنى روى گرداندن از آيات الهى در قالب تكبر ورزيدن است. اين تعبير را قرآن مجيد به طور دقيق در مورد داستان ابليس با حضرت آدم(ع) نيز آورده است؛ آنجا كه در آيه ٣۴ سوره بقره فرمود: (أَبىٰ وَ اسْتَكْبَرَ) .

همچنين در مورد موضع منافقان در برابر پيامبر اعظم(ص) در آيه ۵ سوره منافقون آمده است:

(وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللّٰهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ)

هنگامى كه به آنان گفته شود: بياييد تا رسول خدا(ص) براى شما استغفار كند سرهاى خود را [از روى استهزا و كبر و غرور] تكان مى‌دهند و آنها را مى‌بينى كه از سخنان تو اعراض كرده و تكبر مى‌ورزند!
اين آيه با تهديد در مورد تكذيبى كه در مقابل تصديق است و همچنين تكبرى كه در برابر خضوع و توجه به انبيا و اوصياست، بيم مى‌دهد.

هر يك از اين دو رفتار (تكذيب و استكبار)، درهاى آسمان را به روى ايمان و عمل بنده مى‌بندد. كليد درهاى آسمان براى فرستادن ايمان و عمل بنده به سوى حضرت حق، تنها ايمان به حجت‌هاى خداوند نيست، بلكه بايد در برابر آنها فروتنى نشان داد و نسبت به آنها توجه ويژه داشت. در اين صورت مى‌توان به وسيله آنها به درگاه الهى متوسل شد.

آيات قرآن به روشنى بيان مى‌كند كه عقيده و عمل صالح بايد به سوى درگاه الهى بالا برود؛ چنان‌كه در آيه ١٠ سوره مبارك فاطر آمده است: (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ) ؛ «سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى‌كند و عمل صالح را بالا مى‌برد».

اين آيه بيانگر اين مطلب است كه روى گرداندن از حجت‌هاى الهى و بى‌توجهى به آنها، ايمان را تباه مى‌سازد؛ چه رسد به عبادت‌ها و اعمال.

عالمان اماميه - رضوان الله تعالى عليهم - اگرچه ولايت اهل بيت(عليهم السلام) در ايمان و اعمال را شرط مى‌دانند، ولى آيا اين تعبير، معنايى جز ايمان به اهل بيت(عليهم السلام) دارد؟ به نظر ما قول صحيح آن است كه نه تنها شرط ايمان به اهل بيت كافى نيست، بلكه بايد ولايت اهل بيت(عليهم السلام) در توسل و توجه به ايشان را نيز شرط دانست. تنها ايمان به اهل بيت(عليهم السلام)، بدون ايمان به تمام جنبه‌هاى ولايت و بدون داشتن رابطه و توسل به آنها و حركت در مسير ايشان، شرط ولايت آنان - كه ركن ايمان و صحت اعمال و عبادات است - را محقق نمى‌كند.

دليل اين مطلب آيه ۵ سوره منافقين است كه روگردانى منافقين از پيامبر خدا(ص) و توجه نكردن به توبه را عامل سلب ايمان از آنها مى‌داند. اين آيه توسل به پيامبر اعظم(ص) و توجه به‌وسيله او به سوى خداوند متعال را ركن تحقق ايمان مى‌داند؛
همچنين اين آيه، توسل به پيامبر اعظم(ص) را شرط تحقق ايمان بيان مى‌كند. همچنين توسل به پيامبر شرط پذيرش توبه و بازگشت به سوى خداوند عزوجل است.

از اينجا دلالت آيات مربوط به مسئله شيطان و سرپيچى او از امر خداوند در مورد سجده به حضرت آدم(ع) و توجه به‌وسيله انسان به خدا كه موجب تباهى ايمان ابليس شد، روشن مى‌گردد. خداوند متعال در آيه ۶۴ سوره مبارك نساء مى‌فرمايد:

(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً)

و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مى‌كردند [و فرمان‌هاى خدا را زير پا مى‌گذاردند]، به نزد تو مى‌آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‌كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‌كرد، خدا را توبه‌پذير و مهربان مى‌يافتند.

آيه شريفه، چهار شرط را به ترتيب مد نظر قرار داده است؟

شرط اول: توجه كردن و پناه بردن و يارى خواستن از خداوند متعال، به‌واسطه پيامبر اعظم(ص).

شرط دوم: طلب مغفرت از سوى فرد گنهكار.

شرط سوم: طلب شفاعت پيامبر اعظم(ص) و وساطت او نزد خداوند متعال، عامل پذيرش توبه گنهكاران امت است.

شرط چهارم: ترتيب اين شرطها مهم است؛ همانند ترتيب در افعال نماز كه اگر پيش از قرائت حمد و سوره به ركوع برويم، نماز باطل مى‌شود.

اين آيه شريفه، سنت جارى الهى تا روز قيامت است و جايگاه آن همانند مقام و منزلت ساير آيات و فرايض، وابسته به پيامبر اعظم(ص) بوده يا با ايشان در ارتباط است؛ چراكه در كلام الهى ذيل آيه ۵٩ سوره نساء آمده است: (يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ) ؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خداوند و رسول او را اطاعت كنيد».
اطاعت از پيامبر تنها در زمان حيات شريف ايشان نيست، بلكه در زمان رحلت ايشان به ملكوت اعلى نيز جريان دارد. چنان‌كه خداوند در آيه ٧ سوره مبارك حشر مى‌فرمايد:

(وَ مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِيدُ الْعِقٰابِ)

آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد [و اجرا كنيد]، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد و از [مخالفت] خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است.

آيات ديگرى نيز در اين خصوص وارد شده است. همان‌گونه كه شهادت دوم (شهادت به رسالت پيامبر اعظم(ص) در اذان) از اركان توحيد و رمز داخل شدن در جرگه اسلام تا روز قيامت است، اين مسئله نيز اختصاصى به زمان حيات پيامبر اعظم(ص) در دنيا ندارد.

در بحث از آيات ذكرشده در مورد ركن بودن توسل و طلب شفاعت از پيامبر اعظم(ص)، به اين مسئله اشاره شد، ولى بايد توجه داشت كه ركن ندانستن توسل، التزام به شهادت دوم (رسالت پيامبر(ص)) را به صورت پنهانى هدف قرار مى‌دهد و از اين روى در ادبيات آنها بيان نتايج و بازخوردهاى شهادت دوم (رسالت پيامبر(ص)) را مشاهده نمى‌كنيد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally