جواز و استحباب زيارت قبر پيامبر(ص) 2
در این مقاله به جواز و استحباب زیارت قبر پیامبر اعظم(ص) خواهیم پرداخت لیکن شايسته است پيش از بررسى ادلّۀ جواز و استحباب نظريۀ ابن تيميّه و دليل‌هاى او را بررسی کنیم.
شنبه 19 آبان 1397    
بازدید: 11
جواز و استحباب زيارت قبر پيامبر(ص) 2
 
 
 
 
جواب از حديث «لاتشدّ الرحال»

اين حديث هيچ ارتباطى به مسأله زيارت قبر پيامبران و اوليا ندارد؛ زيرا:

اوّلاً: استثنا در اين حديث استثناى مفرّغ است و نيازمند تقدير در مستثنىٰ منه مى‌باشد و در اينجا سه احتمال متصوّر است:

١. احتمال اوّل اين است كه در مستثنىٰ منه، يك كلمۀ عامّ و فراگيرى در تقدير گرفته شود، مثلاً كلمۀ «شىء» در تقدير باشد. در اين صورت معناى حديث اين است:
«مسافرت و باربندى به قصد هر چيزى انجام نمى‌شود مگر به قصد مساجد سه گانه.»

طبق اين احتمال، حديث مذكور دلالت بر حرمت سفر براى زيارت قبر پيامبران و امامان دارد. ولى به طور قطع، اين احتمال مردود است و هيچ يك از علماى اسلام اين احتمال را مطرح نكرده‌اند؛ زيرا طبق اين احتمال، حديث «لاتشدّ الرحال» دلالت دارد بر حرمت هر مسافرتى به جز مسافرت به مساجد سه گانه. در نتيجه بايد گفت: مسافرت به قصد تجارت، تحصيل علم، صلۀ رحم، تفريح و... جايز نباشد، و يا بايد همۀ اين موارد حديث «لاتشدّ الرحال» را تخصيص بزنند. و معلوم است كه مسافرت به قصد تجارت و تحصيل علم و صلۀ رحم و... جايز و گاهى واجب و يا مستحب است؛ و تخصيص اين امور نيز تخصيص اكثر است و تخصيص اكثر در نزد علما و فقها مستهجن و مرجوح است. بنابر اين، چنين احتمالى از اساس مردود است.

٢. احتمال دوم اين است كه كلمۀ «مكان» در تقدير باشد؛ يعنى در واقع رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: «لاتشدّ الرحال إلى مكان إلّا....» در اين صورت حديث مذكور دلالت دارد بر اينكه باربندى و مسافرت به قصد هر مكانى جايز نيست، مگر به قصد مكان‌هاى سه گانۀ مسجدالحرام و مسجدالنبى و مسجدالأقصى.

ابن تيميّه نيز همين احتمال را پذيرفته است و مى‌گويد:

«إنّ قوله: (لاتشدّ الرحال إلّاإلى ثلاثة مساجد) يتناول المنع من السفر إلى كل بقعة مقصودة.

بخلاف السفر للتجارة وطلب العلم ونحو ذلك 1.»

«سخن پيامبر صلى الله عليه و آله : (لاتشدّ الرحال) شامل سفر به هر بقعه‌اى مى‌شود كه به قصد آن بقعه مسافرت شود. ولى شامل سفر براى تجارت و تحصيل علم و امثال آن نمى‌گردد.»

اين احتمال نيز مردود است؛ زيرا اگر چه گفته‌اند: «در مستثناى مفرّغ لازم است عمومى‌ترين مفهوم در مقايسه با مستثنا در تقدير گرفته شود»، ولى هم‌نوع و هم‌صنف بودن مقدَّر با مستثنا لازم و ضرورى است.

و بر فرض بپذيريم كه كلمۀ مقدَّر «مكان» است، در اين صورت حديث دلالت دارد بر اينكه براى زيارت بقعه يا مكانى جز مساجد سه گانه باربندى و مسافرت نشود. امّا اگر كسى به قصد زيارت رسول خدا صلى الله عليه و آله و اولياى الهى و سلام دادن به آن حضرات مسافرت كند، نه به قصد زيارت ضريح و مكانى كه آن حضرات در آنجا مدفون‌اند، اين حديث شامل آن نمى‌شود. شكّى نيست كه مسلمانان از دورترين شهرهاى اسلامى با اعتقاد به زنده بودن رسول خدا صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام و به قصد عرض ارادت و اخلاص و سلام، به مدينه و شهرهاى ديگر مى‌روند، نه براى زيارت ضريح و يا مكانى كه آنان در آنجا دفن شده‌اند.
٣. احتمال سوم اين است كه كلمۀ «مسجد» در تقدير باشد.

در اين صورت معناى حديث اين است: «باربندى و مسافرت به قصد مسجدى نكنيد، مگر به قصد مساجد سه گانه.»

طبق اين احتمال حديث مذكور هيچ ارتباطى به زيارت قبور و اوليا ندارد. بدون شكّ اين احتمال به واقع نزديكتر است؛ زيرا هيچ يك از محذورات دو احتمال گذشته را ندارد، علاوه بر اينكه دو قرينه بر تأييد اين احتمال وجود دارد:

الف: پيامبر صلى الله عليه و آله در اين حديث در مقام معرّفى اهمّيت و برترى مساجد سه گانه نسبت به مساجد ديگر است و در حقيقت مى‌خواهد بفرمايد كه اين مساجد سه گانه به حدّى فضيلت دارند كه شايسته است انسان‌ها كار و زندگى را رها كرده، براى درك فضيلت آنها بار بسته، مسافرت كنند، همچنان كه درك فضيلت حج و عمره چنين است و امّا مساجد ديگر اين اهمّيت را ندارند و شايسته نيست كه افراد زندگى را رها كرده، به قصد آنها مسافرت كنند.

و گواه بر اين مطلب اين است كه در تمام كتاب‌هاى اهل سنّت - جز در يك مورد - اين حديث به صورت نفى «لاتشدّ» وارد شده و اين قرينه است بر نفى فضيلت شدّ رحال به قصد مساجد ديگر. علاوه بر اينكه در بعضى از نقل‌ها اين روايت با كلمۀ «لاينبغى الرحال» (مسافرت شايسته نيست) آمده است.

البتّه در خصوص اين دو موضوع در پاسخ بعدى بطور مفصّل سخن خواهيم گفت.

ب: مستثنا در اين روايت، «مساجد ثلاثه» است و تقدير كلمۀ «مسجد» در مستثنا منه از جنس خودِ مستثنا بوده و مناسب مى‌باشد.

ابن حجر عسقلانى در كتاب «فتح البارى» مى‌گويد:

«ومنها: أنّ المراد حكم المساجد فقط، وأنّه لاتشدّ الرحال إلى مسجدٍ من المساجد الولاء فيه غير هذه الثلاثة. وأمّا قصد غير المساجد لزيارة صالح أو قريب أو صاحب أو طلب علم أوتجارة أونزهة فلا يدخل في النهي. ويؤيّده ما روى أحمد من طريق شهر بن حوشب، قال: سمعت أباسعيد وذكرت عنده الصلاة في الطور، فقال: قال رسول‌اللّٰه صلى الله عليه و آله : (لا ينبغي للمصلّي أن يشدّ رحاله إلى مسجد تبتغي فيه الصلاة غير المسجد الحرام والمسجد الأقصى ومسجدي) . وشهر حسن الحديث وإن كان فيه بعض الضعف 2.»

«و يكى از پاسخ‌هاى حديث «لاتشدّ الرحال» اين است كه مراد از اين حديث فقط بيان حكم مساجد سه گانه است. و معناى حديث اين است كه باربندى و مسافرت نمى‌شود به مسجدى از مساجدى كه دوست داريد، مگر به اين مساجد سه گانه. و امّا اگر كسى قصد سفر به غير از اين مساجد را كند تا شخص صالح يا قريب يا دوستى را زيارت كند و يا مقصودش تحصيل علم يا تجارت و يا گردش تفريحى باشد، داخل در اين حديث نمى‌شود. و مؤيّد آن، روايتى است كه احمد بن حنبل از طريق شهر بن حوشب نقل كرده است. شهر بن حوشب گفته است: از ابوسعيد خواستم نظرش را دربارۀ نماز در كوه طور بگويد. از او شنيدم كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «شايسته نيست كه نمازگزار قصد رفتن به مسجدى و آرزوى نماز در آن مسافرت كند، مگر به قصد رفتن به مسجدالحرام و مسجدالاقصى و مسجد من.» شهربن حوشب حسن الحديث است، اگر چه مقدارى ضَعف هم دارد.»

در ادامه مى‌گويد:

«قال بعض المحقّقين: في قوله: (إلّا إلى ثلاثة مساجد) المستثنى منه محذوف. فإمّا أن يقدّر عامّاً فيصير: (لاتشدّ الرحال إلى مكان في أيّ أمر كان إلّا إلى الثلاثة) ، أو أخصّ من ذلك. لا سبيل إلى الأوّل، لإفضائه إلى سدّ باب السفر للتجارة وصلة الرحم وطلب العلم وغيرها. فتعيّن الثاني. والأولى أن يقدّر ما هو أكثر مناسبةً، وهو (لا تشدّ الرحال إلى مسجد الولاء فيه إلّاإلى الثلاثة) فيبطل بذلك قول من منع شدّ الرحال إلى زيارة القبرالشريف وغيره من قبور الصالحين 3.»
«بعضى از محقّقين گفته‌اند: در فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله (إلّا إلى ثلاثة مساجد) مستثنىٰ منه محذوف است. لذا يا يك مفهوم عامّى در تقدير گرفته مى‌شود و معناى حديث اين است: «باربندى و مسافرت نمى‌شود به مكانى به قصد هر امرى مگر به مساجد سه گانه»، و يا يك مفهومى اخّص از آن در تقدير گرفته مى‌شود. احتمال اوّل ممكن نيست، زيرا موجب مى‌شود باب سفر براى تجارت، صلۀ رحم، تحصيل علم و ساير موارد بسته شود. پس احتمال دوم درست است. و بهتر اين است كه لفظى در تقدير گرفته شود كه با مستثنا مناسبت بيشترى داشته باشد و آن لفظ اين است كه «باربندى و مسافرت نمى‌شود به مسجدى مگر مساجد سه گانه.» در اين صورت نظر كسانى كه مسافرت به قصد زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و صلحا را ممنوع مى‌دانند، باطل مى‌شود.»

ثانياً: حديث «لاتشدّ الرحال» در صحيح بخارى از ابوهريره و ابوسعيد خدرى به صورت نفى «لاتشدّ» وارد شده است. 4 و در صحيح مسلم از ابوسعيد به صورت نهى «لاتشدّوا» و از ابوهريره به صورت نفى «لاتشدّ» روايت شده است. 5

و به احتمال بسيار زياد روايت مسلم از ابوسعيد به صورت نهى غلط است و امكان دارد نسخه نويسان اشتباه كرده باشند.

دليل بر اين مطلب اين است كه در تمام كتاب‌هاى حديثى، تفسيرى، فقهى و رجالى اهل سنّت اين حديث از ابوسعيد و ابوهريره به صورت نفى نقل شده است. 6

تنها ابن ابى‌شيبه اين حديث را به چند طريق با كلمۀ «لاتشدّوا» به صورت نهى ذكر كرده است. ولى او نيز همين حديث را در جاى ديگر به همان سندهاى پيشين به صورت نفى ذكر كرده است. 7

نووى نيز در «شرح صحيح مسلم» روايت ابوسعيد را از صحيح مسلم به صورت نهى ذكر كرده است. و در همين كتاب دوباره اين حديث را به صورت نفى ذكر كرده است. 8

و كلمۀ نفى ظهور در تحريم ندارد، بلكه براى اثبات استعمال نفى در مقام نهى نيازمند به قرينه مى‌باشيم. و در حديث «لاتشدّ الرحال» هيچ قرينه‌اى بر استعمال نفى در مقام نهى وجود ندارد. بلكه وجود كلمۀ «لا تنبغي» در روايت شهر بن حوشب قرينه است بر اينكه كلمۀ «لاتشدّ» در اين روايت جهتِ توصيه‌اى دارد و فضيلت سفر به مكان ديگر را نفى مى‌نمايد و هيچ دلالتى بر حرمت سفر براى زيارت قبور ندارد.

ملّا على قارى مى‌گويد:

«و(لاتشدّ الرحال) أي لاينبغى أن يسافر أحدٌ للتبرّك إلى المشاهد 9.»

«معناى لاتشدّ الرحال اين است كه شايسته نيست كسى براى تبرّك جستن به مشاهد مشرّفه مسافرت كند.»

ابن قدامه نيز مى‌گويد:

«فإن سافر لزيارة القبور والمشاهد، فقال ابن عقيل لايباح له الترخيص، لأنّه منهي عن السفر اليها، قال النبى صلى الله عليه و آله : (لاتشدّ الرحال إلّاإلى ثلاثة مساجد) متّفق عليه. والصحيح اباحته وجواز القصر فيه، لأنّ النبيّ صلى الله عليه و آله كان يأتي قباء راكباً وماشياً، وكان يزور القبور وقال: (زوروها تذكّركم الآخرة) . وأمّا قوله صلى الله عليه و آله (لاتشدّ الرحال إلّاإلى ثلاثة مساجد) فيحمل على نفي التفضيل، لا على التحريم 10.»

اگر كسى به قصد زيارت قبرها و مشاهد مسافرت كند، ابن عقيل آن را مباح نمى‌داند، به دليل اينكه از مسافرت به قصد زيارت قبور و مشاهد نهى شده است، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: «باربندى نمى‌شود مگر به سه مسجد»، و اين حديث مورد اتّفاق است. ولى نظريّۀ صحيح اين است كه مسافرت به قصد زيارت قبرها و مشاهد مباح و در اين مسافرت نماز شكسته است؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله گاهى سواره و گاهى پياده به مسجد قبا مى‌رفت و قبرها را زيارت مى‌كرد و مى‌فرمود: «قبرها را زيارت كنيد، زيرا زيارت قبرها يادآور آخرت است.» و امّا سخن ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله كه مى‌فرمايد: «لاتشدّ الرحال...» حمل بر نفى فضيلت مى‌شود نه حرمت.»

بهوتى در كتاب «كشف القناع» مى‌گويد:

«و اگر كسى به قصد مشهدى از مشاهد مشرّفه يا مسجدى غير از مساجد سه گانه يا زيارت قبر پيامبرى يا زيارت قبر يكى از اوليا مسافرت كند، اشكالى ندارد. و حديث «لاتشدّ الرحال...» معنايش اين است كه مسافرت به جايى غير از مساجد سه گانه مانند مسافرت به مساجد سه گانه مطلوب نيست؛ از اين رو اين حديث از باربندى و مسافرت به غير مساجد سه گانه نهى نمى‌كند - به خلاف بعضى كه چنين پنداشته‌اند - زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله گاه سواره و گاه پياده به مسجد قبا مسافرت مى‌كرد و نيز قبرها را زيارت مى‌كرد و مى‌فرمود: قبرها را زيارت كنيد، زيرا زيارت قبرها شما را به ياد آخرت مى‌اندازد» 11.

نووى در «شرح صحيح مسلم» دربارۀ حكم سفر به قصد زيارت قبر پيامبران و أئمّه عليهم السلام مى‌گويد: «نظريۀ صحيح نزد اصحاب ما كه امام الحرمين و محقّقين نيز آن را برگزيده‌اند، اين است كه مسافرت به قصد زيارت قبور افراد صالح و مكان‌هاى بافضيلت حرام و مكروه نيست. آنان گفته‌اند: مراد از حديث «لا تشدّ الرحال» اين است كه فضيلت تامّ فقط در سفر به مساجد سه گانه است» 12.

كلام نووى صراحت دارد كه نظر محقّقين اهل سنّت اين است كه در سفر به مساجد سه گانه فضيلت تامّ و كامل وجود دارد. و امّا در سفر به غير مساجد سه گانه يعنى قبور انبيا و مشاهد مشرّفه فضيلت هست، ولى فضيلت تامّ نيست.

دو روايت ديگر وجود دارد كه سخن نووى را تأييد مى‌كند.

روايت اوّل روايتى‌است كه جابر از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده‌است:

«إنّ خير ما ركبتْ إليه الرواحل مسجدي هذا والبيت العتيق 13.»

«بهترين مكانى كه مسافران به قصد آنجا سوار بر وسائل نقليه مى‌شوند، مسجد من و بيت عتيق (خانۀ كعبه) است.»

سند اين روايت از اين قرار است: «الليث بن سعد عن أبي الزبير عن جابر بن عبداللّٰه عن رسول‌اللّٰه صلى الله عليه و آله .» تمام افرادى كه در سند هستند ثقه مى‌باشند. هيثمى در مجمع الزوائد مى‌گويد: «رجاله رجال صحيح 14؛ سند اين حديث صحيح است.» و البانى نيز اين حديث را در كتاب «السلسلة الصحيحة 15» و «صحيح الترغيب والترهيب 16» از روايات صحيحه ذكر كرده است. ابن حبّان نيز آن را در كتاب «صحيح ابن حبّان 17» ذكر مى‌كند.

اين روايت گوياى اين واقعيّت است كه مسجدالنبى و مسجدالحرام بهترين مقصد مسافرت‌اند، نه تنها مقصد مسافرتى. پس مسافرت به قصد زيارت اماكن و مشاهد مشرّفه اگر چه بهترين مسافرت نيست، ولى مسافرتِ خوبى است.

روايت دوم روايتى است كه عايشه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است:

«قال رسول‌اللّٰه صلى الله عليه و آله : أنا خاتم الأنبياء ومسجدي خاتم مساجد الأنبياء. أحقّ المساجد أن يُزار وتشدّ إليه الرواحل المسجد الحرام ومسجدي. صلاة في مسجدي أفضل من ألف صلاة فيما سواه من المساجد إلّا المسجد الحرام 18.»

«رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: من خاتم پيامبران و مسجد من، خاتَم مسجدهاى پيامبران است. شايسته‌ترين مسجد براى زيارت و مسافرت مسجدالحرام و مسجد من است. نماز در مسجد من برتر از هزار ركعت نماز در مساجد ديگر، جز مسجدالحرام است.»

اين روايت نيز مسجدالحرام و مسجدالنبى را شايسته‌ترين مكان براى باربندى و سفر به قصد زيارت معرّفى كرده و شايستگى ساير اماكن و مشاهد مشرّفه - مانند قبر پيامبران به خصوص بارگاه رسول مكرّم اسلام - كه (أفضل بقاء الأرض) معرّفى شده - يا بارگاه امامان معصوم و اولياء را نفى نكرده است، بلكه اشاره به شايستگى اين اماكن براى مسافرت و زيارت دارد.

اينجا است كه مى‌بينيم كسانى مانند ابن تيميّه براى اثبات نظريات خويش از بسيارى روايات صحيحه چشم‌پوشى نموده، به دروغ‌پردازى و فريبكارى رويگردان مى‌شوند. ابن قدامه (م.۶٢٠) نظريّۀ حرمت سفر به قصد زيارت قبور پيامبران را تنها به ابن‌عقيل نسبت مى‌دهد. و نووى (م.۶٧۶) كه مورد توجّه تمام انديشمندان اهل سنّت است مى‌گويد: «نظريّۀ محقّقين اهل سنّت اين است كه سفر به قصد زيارت اماكن و مشاهد مشرّفه حرام يا مكروه نيست، بلكه تنها فضيلت سفر به قصد مساجد سه گانه را ندارد.» و ابن تيميّه (م.٧٢٨) كه توسّط بسيارى از علماى اهل سنّت فاسق و كافر و بدعت‌گذار معرّفى شده، مى‌گويد: «محقّقين اهل سنّت سفر به قصد زيارت قبر پيامبران و ديگران را سفر معصيت و حرام مى‌دانند»!.
 
 
 ادامه دارد...
 
 
 پی نوشت:
1) . مجموع الفتاوى، ج٢٧، ص٢١.
2) . فتح البارى، ج٣، ص۵٣.
3) . فتح البارى، ج٣، ص۵۴.
4) . صحيح البخاري، ج٢، ص۵۶ و ۵٨ و ٢٢٠ و ٢۵٠.
5) . صحيح مسلم، ج۴، ص ١٠٢ و ١٢۶.
6) . مسند أحمد بن حنبل، ج٣، ص ٧ و ٣۴ و ۴۵ و ٧٨ و ج۶، ص ٧ و ٣٩٨؛ سنن الدارمي، ج١، ص٣٣٠؛ سنن ابن‌ماجة، ج١، ص۴۵٢؛ سنن أبي‌داود السجستاني، ج١، ص۴۵١؛ سنن الترمذي، ج١، ص٢٠۵؛ سنن النسائي، ج٢، ص٣٧؛ السنن الكبرى (البيهقي) ، ج١٠، ص٨٢؛ مجمع الزوائد، ج۴، ص٣-۴؛ مسند أبي‌داود الطيالسي، ص١٩٢؛ مسند الحميدي، ج٢، ص٣٣٠ و ۴٢١؛ السنن الكبرى (النسائي) ، ج١، ص٢۵٨.
7) . المصنّف (ابن أبي‌شيبة) ، ج٢، ص ٢۶٨ و ج۴، ص ۵١٨.
8) . شرح صحيح مسلم (نووي) ، ج٩، ص ١٠۵ و ج٩، ص ١۶٧.
9) . شرح مسند أبي حنيفة، ص٢۵٠.
10) . المغني، ج٢، ص ١٠٣ و ١٠۴.
11) . كشف القناع، ج١، ص۶١٨.
12) . شرح صحيح مسلم (نووي) ، ج٩، ص١٠۵.
13) . مسند أحمد بن حنبل، ج٣، ص٣۵؛ السنن الكبرى (النسائي) ، ج۶، ص۴١١؛ مسند أبي يعلى، ج۴، ص١٨٣.
14) . مجمع الزوائد، ج ۴، ص ۴.
15) . السلسلة الصحيحة، ج ۴، ص ٢٠۴.
16) . صحيح الترغيب و الترهيب، ج ٢، ص ٢٨.
17) . صحيح ابن حبّان، ج ۴، ص ۴٩۵.
18) . مجمع الزوائد، ج۴، ص۴؛ كنز العمّال، ج١٢، ص٢٧٠؛ الدر المنثور، ج٢، ص۵۴؛ تهذيب الكمال، ج٨، ص۴۵١.
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally