جواز و استحباب زيارت قبر پيامبر(ص) 1
در این مقاله به جواز و استحباب زیارت قبر پیامبر اعظم(ص) خواهیم پرداخت لیکن شايسته است پيش از بررسى ادلّۀ جواز و استحباب نظريۀ ابن تيميّه و دليل‌هاى او را بررسی کنیم.
شنبه 19 آبان 1397    
بازدید: 12
جواز و استحباب زيارت قبر پيامبر(ص) 1


شايسته است پيش از بررسى ادلّۀ جواز و استحباب زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله نظريۀ ابن تيميّه و دليل‌هاى او را برشمريم:

نظريّۀ ابن تيميّه: حرمت زيارت قبر پيامبران

بعضى تلاش مى‌كنند ابن تيميّه را در فتوا به حرمت زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله تبرئه كنند. از اين رو لازم است كلمات ابن تيميّه و اظهارات بعضى از انديشمندان اهل سنّت در باب اعتقادات او در زيارت پيامبر مكرّم اسلام صلى الله عليه و آله و ساير پيامبران گفته شود تا باورهاى فاسد او بر همگان روشن شود.

ايشان در كتاب «مجموع الفتاوىٰ» در پاسخ به سئوال از زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌گويد:

«و أمّا الزيارة البدعيّة فمن جنس زيارة اليهود والنصارى وأهل البدع الّذين يتّخذون قبور الأنبياء والصالحين مساجد... فالزيارة البدعيّة مثل قصد قبر بعض الأنبياء والصالحين للصلاة عنده والدعاء عنده أوبه أوطلب الحوائج منه أومن اللّٰه تعالى عند قبره أو الاستغاثة به أو الإقسام على اللّٰه تعالى به ونحو ذلك هو من البدع الّتي لم يفعلها أحد من الصحابة ولاالتابعين، ولاسنّ ذلك رسول‌اللّٰه، ولا أحد من خلفائه الراشدين، بل قد نهى عن ذلك أئمّة المسلمين الكبار ١

«زيارتى كه بدعت است مانند زيارت يهوديان و مسيحيان و بدعت گذارانى كه بر روى قبرهاى پيامبران و صلحا مسجد مى‌سازند... زيارتى كه بدعت است، مانند اينكه شخصى قصد كند كنار قبر بعضى از پيامبران و افراد صالح برود تا در كنار قبر آنها نماز بخواند، يا دعا كند، يا به آنها متوسّل شود و نيازهايش را از آنها يا از خدا در كنار قبر آنها بخواهد يا از آنها مدد جسته، يا خداوند را به آنها سوگند دهد. اين كارها بدعت‌هايى است كه هيچ يك از صحابه و تابعين انجام نداده‌اند و رسول خدا صلى الله عليه و آله يا يكى از خلفاى راشدين دستور به آن نداده‌اند، بلكه پيشوايان بزرگ مسلمانان از انجام اين كارها نهى كرده‌اند.»

در اين عبارت ابن تيميّه تصريح مى‌كند زيارت كسى كه به قصد زيارت پيامبران و افراد صالح مسافرت مى‌كند بدعت است و بدعت حرام است؛ لذا زيارت او حرام خواهد بود.

و در جاى ديگر مى‌گويد:

«فمَن قَصَد قبورَ الأنبياء والصالحين لأجل الصلاة والدعاء عندها فقد قَصَد نفسَ المحرّم الّذي سدّ اللّٰه ورسوله ذريعته. ٢»

«هر كسى كه به قصد نماز و دعا به كنار قبرهاى پيامبران و صلحا برود، در واقع حرامى را قصد كرده كه خدا و رسولش مانع از واسطه قرار دادن آن شده‌اند.»

و نيز گفته است:

«الأحاديث المرويّة فى زيارة قبره كلّها ضعيفة، بل كذب. 3»

«تمام احاديثى كه دربارۀ زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده ضعيف و دروغ است.»

همچنين گفته است:

«نفس السفر لزيارة قبرٍ من القبور - قبر نبيٍّ أو غيره - منهي عنه عند جمهور العلماء، حتّى أ نّهم لا يجوّزون قصر الصلاة فيه بناءً على أ نّه سفر معصية، لقوله الثابت في الصحيحين: (لاتشدّ الرحال إلّاإلى ثلاثة مساجد: المسجد الحرام، والمسجد الأقصى، ومسجدي هذا) ... . 4»

«به نظر علما از مسافرت نمودن به قصد زيارت قبرى - چه قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و چه ساير قبرها - نهى شده است، طورى كه جايز نمى‌دانند كسى در اين سفر نماز را شكسته بخواند؛ چون مسافرتش مسافرت معصيت است! به دليل اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: باربندى و مسافرت نمى‌شود مگر به سه مسجد: مسجدالحرام، مسجد الأقصىٰ ومسجد من.»

و نيز گفته است:

«وأمّا الحديث المذكور فى زيارة قبر النبيّ صلى الله عليه و آله فهو ضعيف، وليس في زيارة قبر النبيّ صلى الله عليه و آله حديث حسن ولاصحيح، ولاروى أهل السنن المعروفة كسنن أبي داود والنسائي وابن ماجة والترمذي، ولا أهل المسانيد المعروفة كمسند أحمد ونحوه، ولاأهل المصنّفات كموطأ مالك وغيره في ذلك شيئاً، بل عامّة ما يروى في ذلك أحاديث مكذوبة موضوعة، كما يروى عنه صلى الله عليه و آله أنّه قال: (من زارني وزار أبي ابراهيم في عام واحد ضمن له على اللّٰه الجنّة) ، وهذا حديثٌ موضوعٌ كذبٌ باتّفاق أهل العلم. وكذلك ما يروى أنّه قال: (من زارني بعد مماتي فكأ نّما زارني في حياتي) و(من زارني بعد مماتي ضمنتُ له على‌اللّٰه الجنّة) ليس لشىء من ذلك أصل. وإن كان قد روى بعض ذلك الدارقطني والبزار في مسنده، فمدار ذلك على عبداللّٰه بن عمر العمري أومن هو أضعف منه ممّن لا يجوز أن يثبت بروايته حكم شرعيٌ. وانّما اعتمد الأئمّة في ذلك على ما رواه أبوداود في السنن عن أبي هريرة عن النبيّ صلى الله عليه و آله أ نّه قال: (ما من رجل يسلّم علىّ إلّاردّ اللّٰه عليّ روحي حتّى أرد عليه السلام) وكما في سنن النسائي عن النبيّ صلى الله عليه و آله أنّه قال: (إنّ اللّٰه وكّل بقبري ملائكة تبلغني عن امّتي السلام) ، فالصلاة والسلام عليه ممّا أمر اللّٰه به ورسوله، فلهذا استحبّ ذلك العلماء 5.»

امّا حديثى كه دربارۀ زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر شده است ضعيف مى‌باشد. دربارۀ زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ حديثِ نيكو و صحيح وجود ندارد. و اهل سنن - مانند ابوداود و نسائى و ابن ماجه - و مسانيد - مانند مسند احمد و ديگران - و مصنّفات - مانند موطأ مالك و غير او - روايتى دربارۀ زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر نكرده‌اند. بلكه تمام رواياتى كه در خصوص زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده دروغ و جعلى است. مثلاً از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه آن حضرت فرمود: «هر كسى كه من و پدرم ابراهيم را در يك سال زيارت كند، تعهّد مى‌كنم خداوند او را به بهشت ببرد.» اين حديث به اتّفاق همۀ علما ساختگى و دروغ است. و نيز روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كسى كه پس از مُردن، مرا زيارت كند به مانند اين است كه مرا در حال زنده بودن زيارت كرده است»، اين حديث نيز اصل واساسى ندارد. البتّه بعضى از اين احاديث را دارقطنى و بزار در مسندشان روايت كرده‌اند، ولى در سند آن احاديث، عبداللّٰه بن عمر عمرى يا كسانى ضعيف‌تر از او وجود دارد كه نمى‌شود با روايت آنها حكم شرعى را ثابت نمود.

آرى! پيشوايان دين در باب زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله فقط به روايتى كه ابوداود در سنن ابى داود از ابوهريره نقل مى‌كند اعتماد كرده‌اند. ابوهريره از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «هيچ مردى نيست كه به من سلام كند، مگر اينكه خداوند روح من را به جسدم برمى‌گرداند تا من جواب سلام او را بدهم.» و نيز در سنن نسائى از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است كه آن حضرت فرمود: «خداوند در كنار قبر من فرشتگانى را گمارده تا سلام امّت مرا به من ابلاغ كنند.» لذا درود و سلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله چيزى است كه خداوند و رسولش به آن امر كرده‌اند و به همين دليل علما سلام دادن به پيامبر صلى الله عليه و آله را مستحب دانسته‌اند.»

از مجموع كلمات ابن تيميّه استفاده مى‌شود كه ايشان در باب زيارت پيامبران مدّعى چند نكته است:

١. زيارت قبر پيامبران در صورتى كه شخصى به قصد زيارت آنان برود، عملى ساختگى و بدعت است.

اين سخن در حرمت زيارت قبر پيامبران براى هر كسى كه قصد زيارت كند كاملاً صراحت دارد؛ زيرا به اعتقاد ابن تيميّه اين زيارت بدعت است و بدعت حرام مى‌باشد.

٢. كسى كه به قصد زيارت قبر پيامبران و افراد صالح و براى انجام نماز و دعا به آنجا مسافرت كند، قصد انجام فعل حرام را كرده است.

اين كلام نيز صراحت دارد كه «زيارت قبر پيامبران و افراد صالح» حرام است.

٣. كسى كه براى زيارت قبر پيامبران و افراد صالح مسافرت كند، سفر معصيت انجام داده و بايد نمازش را تمام بخواند.

مسافرت زمانى سفرِ معصيت مى‌شود كه در آن مسافرت فعل حرام انجام گيرد، مثلاً به قصد فروش شراب مسافرت انجام گيرد، يا به قصد غارت اموال مردم مسافرت انجام شود؛ از اين رو اين قسمت از سخن ابن تيميّه صراحت دارد كه زيارت قبر پيامبران و اوليا از ديدگاه ابن تيميّه حرام است.

۴. تمام احاديثى كه دربارۀ زيارت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده، ساختگى و دروغ است، و هيچ يك از اهل علم متعرّض آن نشده‌اند.

۵. دليل بر حرام بودن سفر براى زيارت قبر پيامبران و أئمّه عليهم السلام فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه مى‌فرمايد: «لاتشدّ الرحال....»

گفتنى است كه اين اظهارات نه تنها باطل و بى‌اساس است، بلكه بسيار زشت و بى‌ادبانه است. ابن حجر عسقلانى در كتاب «فتح البارى» مى‌گويد:
«وهي من أبشع المسائل المنقولة عن بن تيميّة 6.»

«سخن ابن تيميّه در منع زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله از زشت‌ترين مسائلى است كه تاكنون از او نقل شده است.»

و تعجّب است از كسانى كه سعى مى‌كنند ابن تيميّه را تبرئه نموده، انتساب مطالب مذكور را به ايشان تهمت مى‌دانند و مى‌گويند: «ابن تيميّه تنها مسافرت نمودن به قصد زيارت را حرام دانسته است، نه زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله را، بلكه ايشان زيارت قبر پيامبران را مستحب مى‌داند.» 7 چگونه ابن تيميّه مدعّى استحباب زيارت قبر پيامبران است، ولى قصد زيارت آنان را حرام مى‌داند و مسافرت براى زيارت آنان را سفر معصيت مى‌داند؟! آيا اين تناقض گويى نيست؟! آيا تضعيف روايات زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله توسط ابن تيميّه بهترين گواه بر عدم اعتقاد ايشان به استحباب زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله نيست؟ بسيارى از انديشمندان اهل سنّت از فتواى ابن تيميّه به معصيت بودن زيارت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ساير پيامبران پرده برداشته‌اند. 8

پاسخ به ابن تيميّه

بى‌اساس بودن سخنان ابن‌تيميّه زمانى روشن‌مى‌شود كه دو مطلب بررسى گردد:

١. حديث «لاتشدّ الرحال» و دليل ابن تيميّه بر گفتارش.

٢. دليل بر مستحب بودن زيارت قبور پيامبران - به خصوص قبر پيامبر مكرّم اسلام صلى الله عليه و آله - و ساير اولياء اللّٰه و سفر براى اين زيارت.

مطلب اوّل: حديث «لاتشدّ الرحال...»

اين حديث در «صحيح البخاري» و «صحيح مسلم» با دو سند از ابوسعيد خدرى و ابوهريره نقل شده است:

١. سفيان عن الزهري عن سعيد عن أبي‌هريره عن النبيّ صلى الله عليه و آله ، قال:

لا تشدّ الرحال إلّاإلى‌ثلاثة مساجد:

المسجدالحرام، و مسجدالرسول و مسجدالأقصى 9

«پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: باربندى نمى‌شود مگر به قصد سه مسجد: مسجدالحرام، مسجدالرسول و مسجدالأقصى.»

٢. شعبة عن عبدالملك عن قزعة عن أبي‌سعيد الخدري عن النبيّ صلى الله عليه و آله قال:

ولاتشدّ الرحال إلّاإلى ثلاثة مساجد:

مسجدالحرام و مسجدالأقصى ومسجدي.» 10

اين حديث در ساير كتاب‌هاى حديثى اهل سنّت نيز با سندهاى ديگرى روايت شده است، 11 و در صدور آن اتفاق نظر دارند.

ابن تيميّه - همانطور كه گذشت - بر حرمت سفر براى زيارت قبور پيامبران و أئمّه عليهم السلام به اين حديث استدلال مى‌كند، با اين توضيح كه در حديث نبوى از هر گونه باربندى و سفر منع شده است، جز مسافرت به مساجد سه گانه. پس اگر كسى براى زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله باربندى و مسافرت كند، با نهى پيامبر صلى الله عليه و آله مخالفت كرده و سفر معصيت انجام داده است. متن كلام ايشان در «مجموع الفتاوى» اين است:

«وربما كان مقصوده بالحج من زيارة قبره أكثر من مقصوده بالحج، وربما سوّى بين القصدين، وكلّ هذا ضلال عن الدين باتّفاق المسلمين، بل نفس السفر لزيارة قبرٍ من القبور - قبر نبيٍّ أو غيره - منهي عنه عند جمهور العلماء، حتّى أ نّهم لايجوّزون قصر الصلاة فيه بناءً على أنّه سفر معصية، لقوله الثابت في الصحيحين: لا تشدّ الرحال إلّاإلى ثلاثة مساجد: المسجد الحرام والمسجد الأقصى ومسجدي هذا 12.»

بعضى در سفر حج مقصود اصلى را زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله قرار مى‌دهند، يا هر دو [يعنى زيارت خانۀ خدا و زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله ] را قصد مى‌كنند، و تمام اين كارها به اتّفاق تمام مسلمانان خروج از دين است. بلكه خود سفر براى زيارت قبرى - چه قبر پيامبرى از پيامبران و چه قبر سايرين - در نظر جمهور علما نهى شده است، طورى كه شكسته خواندن نماز در اين سفر را اجازه نداده‌اند، زيرا اين سفر، سفر معصيت است، به دليل فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله كه فرموده است: باربندى و سفر نمى‌شود مگر به قصد سه مسجد: مسجد الحرام، مسجد الأقصى و مسجد من، اينجا.»
 
 
ادامه دارد...
 
 
 

پی نوشت:
١) . مجموع الفتاوى، ج٢۴، ص٣٣۴.
٢) . همان، ج١، ص٢٣٧.
3) . مجموع الفتاوى، ج١، ص٣۵۵.
4) . همان، ج۴، ص۵٢٠.
5) . مجموع الفتاوى، ج٢۴، ص ٣۵۶ و ٣۵٧.
6) . فتح الباري، ج٣، ص۵۴.
7) . شرح قصيدة ابن القيّم، ج٢، ص٣۶٣ و ٣۶۴.
8) . رفع المنارة، ص ٧١؛ دفع شبه من شبّه و تمرّد، ص ۴٧؛ التوفيق الربانى، ص٢١.
9) . صحيح البخاري، ج٢، ص ۵۶ و ۵٨؛ صحيح مسلم، ج۴، ص١٠٢.
10) . صحيح البخاري، ج٢، ص۵۶؛ صحيح مسلم، ج۴، ص١٢۶.
11) . سنن ابن ماجة، ج١، ص۴۵٢؛ مسند أحمد بن حنبل، ج۶، ص ٧و٣۴و۴۵؛سنن الدارمي، ج١، ص٣٣٠؛ سنن أبي داود السجستاني، ج١، ص۴۵١؛ سنن الترمذي، ج١، ص٢٠۵؛ مسند أبي‌داود الطيالسي، ص١٩٢؛ مسند الحميدي، ج٢، ص٣٣٠؛ المصنّف (ابن أبي‌شيبة) ، ج٢، ص٢۶٨ و ج۴، ص۵١٨- ۵١٩؛ السنن الكبرى (النسائي) ، ج١، ص٢۵٨؛ مسند أبي يعلى، ج٢، ص٢٨٨؛ صحيح ابن حبّان، ج۴، ص۴٩۶.
12) . مجموع الفتاوى، ج۴، ص۵٢٠.

 


 
 
 
 
 
 
mehrab motavally