نجف، آرامگاه امیرالمومنین(ع)
پيكر اميرالمؤمنين (عليه السلام) پنهانى و مخفيانه در جايگاه كنونى، در دل شب دفن شد و غير از گروهى اندك از فرزندان و نزديكان آن بزرگوار، كسى از جايگاه قبر مولا و مغرب آفتاب عدالت، خبر نداشت.
چهارشنبه 16 آبان 1397    
بازدید: 22
نجف، آرامگاه امیرالمومنین(ع)

محمود مهدى پور
 
 

حريم مولا

نجف ازديدگاه تاريخى، تداوم و گسترش يافتۀ «كوفه» است. از اين رو، بررسى تاريخ نجف، بدون گذر از كوفه، مقدور نيست.

در روايات اهل بيت (عليهم السلام) جايگاه كوفه و به ويژه قداست مسجد كوفه، از مطالب قطعى و مورد قبول عموم راويان حديث است.

١. امام صادق (عليه السلام) فرمود: در آيۀ شريفۀ:

و آوينا هما الى ربوة ذات قرار و معين؛ منظور از «ربوه»، نجف و كوفه و منظور از معين، رود فرات است. ١

آن روزها كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) در كوفه اقامت داشت، بارها به همين حدود نجف مى‌آمد و چنين مى‌فرمود:

وادى السلام ومجمع ارواح المؤمنين و نعم المضجع للمومن هذا المكان؛ اين جا سرزمين سلامت و پايگاه اجتماع ارواح مؤمنان است و براى مؤمن، آرامگاهى نيكوست.

همچنين مى‌فرمود:

اللهم اجعل قبرى بها؛ خدايا! قبر مرا در اين جايگاه قرار ده. ٢

شهادت امام

سخن گفتن از مزار و مرقد خورشيد، كارى آسان نيست. نوزدهم رمضان سال چهلم هجرت، پيشواى پارسايان در محراب مسجد كوفه ضربت خورد و سه روز بعد، روح بلندش به ملكوت اعلا پرگشود و تن خاكى او در تپه‌هاى بيرون شهر كوفه، با فاصله حدود ده كيلومتر، به خاك سپرده شد. آن روز منطقۀ دفن امام عليه اسلام را «ظهر الكوفه» وغرى ٣مى‌گفتند. پيكر اميرالمؤمنين (عليه السلام) پنهانى و مخفيانه در جايگاه كنونى، در دل شب دفن شد و غير از گروهى اندك از فرزندان و نزديكان آن بزرگوار، كسى از جايگاه قبر مولا و مغرب آفتاب عدالت، خبر نداشت.

امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) ، محمد حنفيه، عبدالله بن جعفر، داماد آن بزرگوار و برخى ديگر از فرزندان امام، همچون جعفر، عباس، عون و يحيى، در مراسم دفن مولا حضور داشتند. صعصعة بن صوحان عبدى از ياران نزديك امام، دراين مراسم شركت داشت.

پنهان ماندن محل دفن
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) به امام حسن (عليه السلام) فرمود:

براى من چهار قبر در چهار موضع، حفر كن، يكى در مسجد كوفه، دوم در رحبه، سوم در نجف و چهارم در خانۀ جعدة بن هبيره مخزولى؛ تا كسى از جايگاه اصلى قبر من آگاه نشود.

راز پنهان كردن محل دفن مولا آن بود كه امام على(عليه السلام) دو گروه دشمن كينه‌توز و بى‌فرهنگ داشت؛ گروه اول، خوارج نهروان بودند كه پيامبر اكرم(صلى‌الله و عليه وآله) و خود آن حضرت، آنان را «مارقين» مى‌ناميدند.

اينان داراى تعصبى ناروا، تقدسى بدون آگاهى و فاقد فهم درست از دين الهى بودند و همين آميزۀ جهل و غرور، دنيا و آخرت آنان را به تباهى كشاند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) سرانجام به دست اينان شهيد شد.

گروه دوم، قاسطين، يعنى معاويه و امويان بودند كه به تعبير شهيد مطهرى:

روح آنان، روح سياست و تقلب و نفاق بود. آنها مى‌كوشيدند تا زمام حكومت را در دست گيرند و بنيان حكومت و زمامدارى على(عليه السلام) را در هم ريزند. 4

اين گروه در ايجاد و گسترش و تحريك گروه اول، نقش اساسى داشتند. دشمنى معاويه و طرفدارانش ريشه‌هاى عقيدتى، سياسى و تاريخى داشت. تفكر دنياگرايى امويان و انديشۀ الهى و آخرت گراى علوى، در طول تاريخ، با هم ناسازگار بودند و هواداران معاويه سال‌هاى سال اميرالمؤمنين(عليه السلام) و يارانش رامورد هجوم تبليغى و سب و لعن و نفرين قرار دادند و از امام و يارانش، چهره‌اى منفور و بيرحم در ذهن جامعۀ اسلامى ترسيم كردند و در قتل و غارت و آزار پيروان على (عليه السلام) از هيچ كوششى كوتاهى نكردند.

قاسطين و مارقين اگر بر بدن مولا سلطه مى‌يافتند، آن را مورد اهانت و هتك حرمت قرار مى‌دادند و شايد بى‌گناهان فراوانى در پى اين اهانت، كشته مى‌شدند.از اين رو، مزار و مدفن اميرالمؤمنين (عليه السلام) تاعصر امام صادق(عليه السلام) و زمان حكومت هارون، پنهان و ناشناخته باقى ماند؛ گرچه امامان و فرزندان ايشان، كم و بيش جايگاه قبر رامى شناختند و به زيارت آن بزرگوار مى‌رفتند. ابوحمزه ثمالى به همراه زيد بن على بن الحسين، قبل از سال ١٢١ق. در شب نيمه شعبان، به زيارت اميرالمؤمنين (عليه السلام) رفت و زيد در منطقۀ «ذكوات بيض»، جايى رابه او نشان داد و گفت: اين، قبر اميرالمؤمنين، على بن ابى طالب(عليه السلام) است. 5

خاكسپارى امام

پس از شهادت، پيكر مطهر مولا، با حنوط بهشتى كه جبرييل آورده بود، خوشبو شد؛ حنوطى كه بوى خوش آن در آفاق شهر كوفه پيچيده. پيكر مولا در پنج جامه كفن شد و در تابوت قرار گرفت و طبق وصيت آن حضرت، عقب تابوت را دو فرزندش امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) گرفتند و از زمين بلند كردند و دو فرشتۀ عالى مقام الهى، ميكاييل و جبراييل، جلو سرير مولا را حمل مى‌كردند و به سرعت به سوى جايگاهى كه «ظهر كوفه» ناميده مى‌شد، حركت كردند.
برخى مردم خواستند، جنازه اميرالمؤمنين (عليه السلام) را تشيع كنند كه امام حسن(عليه السلام) آنان را باز گرداند.

امام حسين(عليه السلام) همواره مى‌گريست و ذكر شريف «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم» را تكرار مى‌كرد و مى‌فرمود:«اى پدر بزرگوار! پشت ما را شكستى؛ گريه را براى تو آموخته‌ايم».

محمد بن حنفيه مى‌گويد: به خدا سوگند! من شاهد بودم كه جنازۀ مولا بر هر در و ديوار و ساختمان و درختى كه عبور مى‌كرد آنها خم مى‌شدند و در برابر جنازه، كرنش مى‌كردند.

در كتاب امالى شيخ طوسى قدس‌سره چنين آمده است:

وقتى جنازه از برابر ميل معروف غرّى عبور كرد، اين بناى قديمى كه عَلَم ناميده مى‌شد، به احترام پيكر مطهر مولا، خم شد؛ همان طور كه تخت ابرهه در برابر عبدالمطلب سر خم كرد.

امروز در جايگاه اين ميل معروف، مسجد حنانه قرار دارد كه حدود سه هزار ذرع (سه كيلومتر) از شرق نجف فاصله دارد.

اين مسجد، امروز يادآور خاطرۀ عبور حزن آلود جنازه خورشيد نجف و فرزندان غم‌زده او در شب بيست و سوم رمضان سال چهلم هجرى است.

وقتى پيكر مولا به جايگاه دفن رسيد، جلو تابوت بر زمين قرار گرفت و امام حسن(عليه السلام) و همراهان، بر پيكر پدر نماز خواندند و هفت تكبير گفتند؛ سپس همان جا را كه جنازه بر زمين فرود آمد، كندند؛ قبرى ساخته و لحدى آماده، نمايان شد و تخته‌اى در درون قبر نمودار شد كه با خط سريانى، دوسطر بر آن نوشته شده بود كه ترجمۀ عربى آن عبارت، چنين است:

بسم الله الرحمن الرحيم

هذا ما حفره نوح النبى لعلى وصى محمد(صلى‌الله و عليه وآله) قبل الطوفان بسيع مانة عام؛ اين قبرى است كه هفت صد سال قبل از طوفان نوح پيامبر براى على، وقتى محمد(صلى‌الله و عليه وآله) حفر كرده است. 6

در برخى روايات آمده كه بر لوح كشف شده در جايگاه دفن مولا، اين چنين نوشته شده بود:

اين قبر را نوح پيغمبر براى بنده شايسته و طاهر و مطهر، آماده كرده است. 7

شيخ صدوق در اين باره چنين نوشته است:

صفوان بن مهران جمال دربارۀ امام صادق(عليه السلام) مى‌گويد:

آن حضرت از قادسيه حركت كرد تا به بلندى‌هاى نجف رسيد. من با آن حضرت بودم كه فرمود:
نجف همان كوهى است كه پسر جدم نوح(عليه السلام) وقتى گفت:

سآوى الى جبل يعصمنى لن الما»، به آن پناه برد و خداوند عزوجل بر او وحى كرد كه آيا تو در برابر من كسى را پناه مى‌دهى؟ پس اين كوه به زمين فرو رفت و قطعاتى از آن تا منطقه شام پراكنده شدند؛ سپس حضرت فرمود: از سمت ديگر برو و من راه را كج كردم و ادامه داد تا به «غرّى» رسيد و بعد توقف كرد و سلام بر پيامبران را از آدم آغاز كرد و بر هر كدام از پيامبران (عليهم السلام) سلام مى‌كرد، من هم سلام‌ها را تكرار مى‌كردم؛ تا به سلام بر پيغمبر گرامى(صلى‌الله و عليه وآله) رسيد؛ سپس حضرت خود را بر قبر افكند و سلام داد و صداى ناله‌اش بلند شد؛ سپس برخاست و چهار ركعت (و در برخى روايات شش ركعت) نمازگزارد و من هم با امام نماز خواندم و به حضرت گفتم: يابن رسول الله! اين قبر كيست؟ فرمود: اين قبر جدم، على بن ابى طالب(عليه السلام) است». 8

عزادارى صعصعه

وقتى در دل شب، كار دفن مولا(عليه السلام) پايان يافت، صعصعة بن صوحان بر بالاى قبر ايستاد و مشتى از خاك برداشت و بر سرخويش ريخت و چنين گفت:

پدر و مادرم به فدايت يا اميرالمؤمنين!

كرامت‌هاى خدا گوارايت اى اباالحسن!

ميلادت پاك بود و صبوريت فراوان؛ جهادت عظيم بود و به آن چه آرزوى داشتى، رسيدى؛ تجارتى پر سود كردى و به نزد پروردگار خويش رفتى... .

در اين جا صعصعه به شدت گريست و همه را گريان كرد. 9

حاضران مراسم دفن اميرالمؤمنين(عليه السلام) پس از شنيدن گفتار صعصعه، فرزندان حضرت را دلدارى دادند و تسليت گفتند و به كوفه بازگشتند.

پس از خاكسپارى

صبح گاه آن روز، براى آن كه جايگاه دفن مولا معلوم نباشد، خاندان حضرت و فرزندان آن بزرگوار، تابوتى از خانۀ حضرت بيرون آوردند و در بيرون كوفه با امام حسن(عليه السلام) بر آن نماز گزاردند و تابوت را بر شترى بستند و آن را به سوى مدينه اعزام كردند. 10

از امام محمد باقر(عليه السلام) ، چنين نقل شده است:

پيكر اميرالمؤمنين(عليه السلام) پيش از طلوع صبح در ناحيه غريين به خاك سپرده شد و چهار نفر وارد قبر آن حضرت شدند؛ امام حسن(عليه السلام) ، امام حسين(عليه السلام) ، محمد بن حنفيه و عبدالله بن جعفر طيار.

كلام آخر

مؤلف ناسخ التواريخ از كتاب فرحة الغرى، تأليف سيدعبدالكريم بن طاووس روايت كرده كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) اراضى بين كوفه و نجف تا حيره رااز دهقانان آن حدود به چهل هزار درهم خريدارى كرد و گروهى را بر اين معامله شاهد گرفت. بعضى از اصحاب گفتند: چنين زمينى كه آب و گياه ندارد، گران خريدارى كرده‌ايد. حضرت(عليه السلام) فرمود: از رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) شنيدم كه فرمود:

كوفان، كوفان يحشر من ظهرها سبعون الف، يدخلون الجنه بغير حساب فاشتهيت ان يحشروا فى ملكى؛ از سرزمين پشت كوفه، هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت مى‌شوند؛ خواستم آنان در ملك من محشور شوند.

پيشواى اول خود مى‌دانست كه سرانجام دراين نقطه دفن خواهد و خود اين جايگاه را دوست داشت.

سيدبن طاووس، چنين آورده ا ست كه آن بزرگوار نگاهى به سرزمين بيرون كوفه كرد و فرمود:

ما احسن ظهرك و اطيب قعرك اللهم اجعل قبرى فيها؛ ١
چقدر ظاهرت زيباست و چقدر درونت خوشبوست. خدايا! قبر مرا در اين سرزمين قرار ده.

از ديدگاه پيروان عترت، قطعى است كه مولا در جايگاه كنونى، در نجف به خاك سپرده شد و سرانجام، اين آرزوى امام، تحقق يافت.



پی نوشت:

١) . همان، ص١٣.
٢) . فضل الكوفه و مسجدها؛ ابن عساكر، التاريخ الكبير، ج١، ص۴۵.
٣) . غرّى يا غريين، زمينى پشت كوفه است كه آرامگاه حضرت على بن ابى طالب‌عليه‌السلام در آن جا قرار دارد و برخى گمان كرده‌اند كه از بناهاى پادشاهان حيره است (مسعودى، مروج الذهب، ج١، ص٢٩٧، چاپ مصر).
4) . جاذبه و دافعه، على‌عليه‌السلام، انتشارات صدرا، قم، ص١١٢.
5) . مجلسى، بحارالانوار، ج۴۶، ص١٨۴.
6) . منتهى الآمال، ج١، ص١٨٣.
7) . همان.
8) . همان.
9) . منتهى الاآمال، ج١، ص١٨٣.
10) . همان، ص١٨٣.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally