ارزش، اهمیت و آداب زيارت
در ميان رساله‌هاى موجود فقهى، كتاب گرانسنگ جامع عباسى داراى امتيازات خاصى است كه در برداشتن بحث «زيارت» آن را ممتاز ساخته است. در این نوشتار با اقتباس از این کتاب ارزشمند به برخی آداب زیارت اشاره می کنیم.
چهارشنبه 16 آبان 1397    
بازدید: 22
ارزش، اهمیت و آداب زيارت
 
محمدباقر پورامينى
 
 

در ميان رساله‌هاى موجود فقهى، كتاب گرانسنگ جامع عباسى داراى امتيازات خاصى است كه در برداشتن بحث «زيارت» آن را ممتاز ساخته است. به بهانه طرح آداب زيارت، ضمن معرفى اين كتاب، به نويسنده اين بخش از متن نيز اشاره مى‌شود ؛ بديهى است مراجعه به كتاب، حلاوت و جذبه خاص خود را داراست.

رساله جامع عباسى

جامع عباسى ، يك رساله فقهى به زبان فارسى است كه به ابتكار شيخ بهايى، طراحى و تدوين شد.

اين اثر، يك دوره كامل فقه شيعى، از طهارت تا ديات است و اضافه بر آن مسائل امر به معروف و نهى از منكر و مباحثى در باب زيارت را در بردارد. اين متن جامع را مى‌توان يك كتاب فتوايى برشمرد كه ديدگاه فقهى مصنف در آن ارائه شده است و از اين رو آن را مى‌توان نخستين رساله عمليه به زبان فارسى برشمرد كه احكام شرعى مورد نياز مردم، با قلمى ساده و روان، تبيين و ترسيم شده است ١ بدان حد كه جامع عباسى، نقطه عطفى در سير نگارش متون فقهى فارسى به شمار مى‌آيد؛ ٢ حركتى كه در سده‌هاى بعد، به تدوين رساله‌هاى توضيح المسائل منتهى شد.

جامع عباسى، مرجعى مطمئن براى عامه مردم و اثرى مقبول براى فقهيان دوره‌هاى بعد بود؛ اقبال فقها به اين اثر را مى‌توان به حاشيه‌هاى آنان بر اين كتاب جستجو كرد، به گونه‌اى كه بسيارى از فقها براى بيان ديدگاه فقهى خود، به جاى تاليف كتابى مستقل، تنها به حاشيه زدن و تعليقه نوشتن بر متن جامع عباسى اكتفا نمودند. محمدبن على عامِلى معروف به ابن خاتون(متوفى ١٠۵٧) ، مولى حسينعلى اصفهانى(متوفى ١٢٨۶) و ملا عبداللّه مامقانى (متوفى ١٣۵١) بر اين كتاب حاشيه نوشته‌اند ٣؛

همچنين مى‌توان به جامع عباسى با حاشيه چهار مجتهد نامى ؛ ملا عبداللّه مازندرانى (متوفى ١٣٣٠)، محمدكاظم طباطبائى يزدى (متوفى ١٣٣٨)، سيداسماعيل صدر (متوفى ١٣٣٨) و ابوالقاسم دهكردى اصفهانى (متوفى ١٣۵٣)، اشاره كرد كه در سال ١٣٢٨ق. منتشر گرديد.

رساله‌اى با دو مولف

شيخ بهايى، كتاب جامع عباسى را در بيست باب طرح ريزى كرد و خود نيز پنج باب نخست آن را نوشت، اما با درگذشت آن فقيه در ١٠٣١ ق. شاگرد او، نظام الدين ساوجى، پانزده باب باقيمانده كتاب را مطابق طرح استادش به پايان رساند؛ ۴ از اين رو جامع عباسى را مى‌توان رساله‌اى با دو مولف دانست.
شيخ بهايى درباره علت تدوين كتاب چنين مى‌نويسد:

«ارادۀ خاطر اقدس (كلب آستان علىّ بن ابى طالب شاه عبّاس الحسينى الموسوىّ الصّفوى) آنست كه جميع خلايق و شيعيان و غلامان حضرت امير المؤمنين عليه السّلام عارف به مسائل دين مبين و واقف بر احكام حضرات ائمّۀ معصومين صلوات اللّٰه عليهم اجمعين باشند لهذا امر اشرف اقدس عزّ صدور يافت كه اين بنده دعا گوى بهاء الدّين محمّد عاملى كتابى ترتيب نمايد كه مشتمل باشد بر مسائل ضرورى دين مثلا وضو و غسل و تيمّم و نماز و زكاة و حجّ و جهاد و زيارت حضرت رسالت پناه و حضرت امير المؤمنين و باقى حضرت ائمّۀ معصومين و ايّام مولود و وفات ايشان و مسائلى كه اغلب اوقات بآن واقع مى‌شود احتياج مثل مسائل وقف و تصدّق و بيع و نكاح و طلاق و نذر و كفّاره دادن و بنده آزاد كردن و مقدار خونبهاى قتل آدمى و مقدار خونبهاى قطع اعضاى او و زخمهاى كه شخصى بر شخصى زند و آدابى كه از حضرات ائمّة معصومين صلوات اللّٰه و سلامه عليهم اجمعين نقل شده در باب طعام خوردن و آب نوشيدن و رخت پوشيدن و شكار كردن و امثال آن امتثالا لأمر الاشرف الارفع اين كتاب سمت تحرير يافت و مسائل آن را به عبارات واضح نزديك به فهم مؤدى ساخت تا جميع خلايق از خواصّ و عوام از مطالعۀ آن نفع يابند و بهره‌مند گردند.» 5

شيخ بهايى در آغاز، به ابواب بيست‌گانه كتاب نيز اشاره مى‌كند كه مع الاسف تنها شش باب ذيل را تدوين مى‌نمايد؛

باب اوّل، طهارت.

باب دوّم، نمازهاى واجبى و سنّتى.

باب سوم، زكاة و خمس واجبى و سنّتى.

باب چهارم، روزه واجبى و سنّتى.

باب پنجم، حجّ گذاردن.

با درگذشت شيخ بهايى، شيخ نظام ساوجى، به دستور شاه عباس صفوى، تكميل ابواب باقى مانده كتاب را عهده‌دار مى‌شود و با محوريت طرح ترسيمى استاد خويش، باب‌هاى باقى مانده كتاب را تدوين مى‌نمايد:

«استاد بنده اعنى حضرت خاتم المجتهدين و خلاصة المتقدّمين و زبدة المتأخّرين بهاء الملّة و الشّريعة و الحقيقة و الدّين محمّد العاملى رحمه اللّٰه را مأمور ساخته بودند به تصنيف كردن كتابى كه مشتمل باشد به مسايل وضو و غسل و تيمّم و نماز و زكاة و روزه و حجّ و جهاد و زيارت حضرت رسالت پناهى صلّى اللّٰه عليه و آله و حضرات ائمّۀ معصومين صلوات اللّٰه عليهم اجمعين و ايّام مولود ايشان و مسايل ضرورى كه بيشتر اوقات بآن احتياج واقع مى‌شود چون بيع و توابع آن و نكاح و طلاق و غير آن و حضرت خاتم المجتهدين امتثالا لأمره الاشرف شروع در تاليف آن كتاب نموده آن را موسوم به جامع عبّاسى ساخت مشتمل بر بيست باب و چون بعد از اتمام پنج باب آن در دوازدهم ماه شوّال سنۀ هزار و سى و يك هجرى به جوار رحمت ايزدى پيوست در ثانى الحال امر اشرف اعلى عزّ صدور يافت كه پانزده باب تتمّۀ آن كتاب سمت اتمام و صورت اختتام پذيرد و داعى دولت قاهره نظام بن حسين ساوجى امتثالا لأمره الأشرف المطاع لا زال نافذا فى الأقطار و الأرباع، شروع در اتمام آن نموده و اللّٰه الموفّق للإتمام و الميسّر للاختتام..» 6

نظام الدين ساوجى

نظام الدين محمد بن حسين قرشى ساوجى، از علماى اماميه و از شاگردان و پروردگان شيخ بهائى است . او در دربار شاه عباس اول صفوى حرمتى خاص داشت و پس از كناررفتن ملا خليل قزوينى، از مدرسى بقعه حضرت عبدالعظيم (عليه السلام)، عهده‌دار تدريس در آنجا شد و اندكى پس از درگذشت شاه عباس (١٠٣٨ ق)، در سن چهل سالگى در شهررى درگذشت. 7 به جز تكميل جامع عباسى، آثار ذيل از تصانيف اوست :

١. تحفه عباسى، در فضائل و مناقب؛ 8

٢. نظام الاقوال فى احوال الرجال؛ 9

٣. زينة المجالس(همانند كشكول شيخ بهايى)؛ 10

۴. الصحيح العباسى؛ 11

۵. رسالة فى صلاة الجمعة؛ 12

۶. رسالة فى ترجمة سلطان العلماء السيد حسين الحسينى المشهور بخليفة سلطان وزير الشاه عباس. 13

ساوجى در سال ١٠٣٣ ق سفرى به عتبات عاليات نمود، او روزشمار سفر خود را مكتوب كرد و در آن حوادث فتح بغداد و حوادث پيرامونى آن و هم چنين تعداد تشرف خود به حرم ائمه اطهار(عليه السلام) در عتبات را مرقوم كرده است. 14

ارزش و اهميت زيارت
شيخ نظام ساوجى، باب هفتم كتاب را به زيارت معصومان (عليه السلام) اختصاص داده است و در فصل نخست آن، به تفكيك، از ثواب زيارت پيامبر اكرم(ص) و خاندان طاهرينش ياد مى‌كند؛ او در وصف ثواب زيارت اميرمومنان (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) احاديث ذيل را ارائه مى‌دهد:

١. وقتى حضرت امام حسن (عليه السّلام) از رسول اكرم (ص) سئوال نمود كه يا رسول اللّٰه كسى كه زيارت ما كند چه ثواب دارد؟ آن حضرت فرمودند:

هر كس كه مرا يا پدر ترا يا برادر ترا يا ترا در حيات و ممات زيارت كند هر آينه بر من واجب مى‌شود كه او را روز قيامت از آتش دوزخ نگاهدارم.

٢. از حضرت امام بحق ناطق جعفر ابن محمّد الصّادق (عليه السّلام) منقولست كه:

كسى كه حضرت امير المؤمنين على (عليه السّلام) را زيارت كند و عارف بحقّ او باشد يعنى يقين داند كه امام مفترض الطّاعة است خداى تعالى جهت او حجّ مقبولى و عمرۀ مبرورى بنويسد و به خدا قسم آتش دوزخ نمى‌چشد پاى‌هايى كه خاك آلوده شده باشد در زيارت او خواه در سوارى و خواه در پيادكى.

٣. و نيز از آن حضرت منقولست كه فرمودند:

هر كس يكى از ما را زيارت كند چنانست كه حضرت پيغمبر را زيارت كرده باشد.

۴. و نيز از آن حضرت منقولست در ثواب زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام فرموده كه:

هر كس كه در مشهد آن حضرت حاضر شود و زيارت او كند و دو ركعت نماز بگذارد در ديوان اعمال او حجّ مبرورى نوشته مى‌شود و اگر چهار ركعت نماز بگزارند حجّ و عمره نوشته مى‌شود و هم چنين است ثواب زيارت كردن هر امامى كه اطاعت او واجب باشد.

۵. و در بعضى روايات وارد شده كه:

زيارت آن حضرت در روز عرفه با عارف بودن بحقّ او مقابل هزار حجّ مقبولست و هزار هزار جهاد است در راه خداى تعالى با پيغمبر (صلّى اللّٰه عليه و آله) و امام (عليه السّلام) و زيارت آن حضرت در اوّل ماه رجب مغفرت گناهانست و در نصف شعبان مصافحه مى‌كنند با او صد و بيست پيغمبر و در شب قدر سبب آمرزش همۀ گناهانست و در يك سال جمع كردن زيارات او ميان عرفه و فطر و شب نصف شعبان معادل هزار حجّ و هزار عمرۀ مبروره است و قضاى هزار حاجت دنيا و آخرت مى‌كند و زيارت عاشورا با معرفت بحقّ او مثل زيارت خداست در عرش.
و مراد از اين كلام كنايت از ثواب بسيار است و بزرگى بى‌شمار مثل كسى كه خداى تعالى او را به عرش برد.

۶. و زيارت او در هر ماه ثواب هزار شهيد دارد از شهداى بدر.

٧. و در روايت وارد شده كه:

نماز كردن در مشهد منوّر آن حضرت هر ركعتى معادل هزار حجّ و هزار عمره است و هزار بنده كه آزاد كند و هزار جنگ در راه خداى تعالى كند با حضور پيغمبر مرسل و يك نماز واجب گذاردن معادل حجّ است و نماز سنّت معادل عمره. 15

آداب زيارت

ساوجى، فصل دوم باب هفتم كتاب را به «آداب زيارت» اختصاص داده است ؛ آدابى كه به هنگام زيارت بارگاه و مزار هر معصومى زيبنده است و در متون روايى ما بدان توصيه شده است. او به تفصيل، از ٢١ ادب حضور ياد مى‌كند:

١. غسل كردن؛ پيش از دخول به روضه.

٢. تا داخل شدن، با طهارت باشد؛ پس اگر در ميانه حدثى واقع شود اعاده غسل بايد كرد.

٣. جامه نو و پاك پوشد و بر در مشهد بايستد و دعاى منقول بخواند و اذن دخول بطلبد پس اگر در آن حال او را رقّت (و دلشكستگى) بهم رسد داخل شود و الّا انتظار بكشد كه هر گاه رقّت بهم رسد، داخل شود.

۴. داخل شدن به خضوع و خشوع؛ و در حين دخول پاى راست را مقدّم دارد، در وقت بيرون آمدن پاى چپ را.

۵. خود را به ضريح بچسباند؛ و بعضى توهّم كرده‌اند كه دور ايستادن بهتر است و اين غلط است چه در احاديث وارد شده كه بر ضريح تكيه بايد كرد و بوسيدن ضريح جايز است و در بوسيدن آستانها حديثى وارد نشده و بعضى از مجتهدين اماميّه برآنند كه جايز است.

۶. رو بقبله نكند؛ بلكه رو به ضريح و پشت بقبله كردن در حالت زيارت بهتر است.

٧. زيارت بطريق منقول كردن؛ و قول «السّلام عليك» كافيست و بعضى از مجتهدين حاضر شدن در آنجا را كافى مى‌دانند.

٨. جانب راست روى خود را بر ضريح نهادن؛ و در وقت فارغ شدن از زيارت دعا كردن.

٩. جانب چپ روى خود را بر ضريح نهادن؛ و سؤال نمودن از خداى تعالى بحقّ او و بحقّ صاحب قبر كه او را از اهل بهشت بگرداند به شفاعت صاحب قبر و مبالغه در دعا كردن و الحاح نمودن.

١٠. بر سر بالين آمدن و رو بقبله نمودن و دعا كردن.

١١. دو ركعت نماز زيارت كردن؛ بعد از زيارت و اگر زيارت حضرت رسول صلّى اللّٰه عليه و آله باشد سنت است كه نماز زيارت را در ميان منبر آن حضرت و قبر او گذارد و اگر زيارت حضرات ائمه معصومين (عليهم السّلام) باشد در بالين سر بايد گذارد.

١٢. بعد از نماز زيارت دعاى منقول خواندن؛ و آن چه به خاطرش رسد از امور دين و دنيا طلب نمودن و دعا براى جميع خلايق نمودن بهتر است چه آن به اجابت نزديكتر است.

١٣. در آن مكان تلاوت قرآن نمودن؛ و ثواب آن را به صاحب ضريح هديه كردن چه نفع آن باز به او مى‌رسد و سبب تعظيم صاحب قبر است.

١۴. احضار قلب است در جميع احوال؛ بحسب استطاعت و توبه كردن از جميع گناهان.

١۵. تصدّق نمودن بر خدمتكاران و نگاهبانان آن مقام و محتاجان آنجا؛ چه ثواب تصدّق در آن مقام مضاعف مى‌شود.

١۶. تعظيم ايشان؛ چه فى الحقيقه تعظيم ايشان تعظيم صاحب قبر است.

١٧. هر گاه از زيارت برگردد باز به زيارت رود، تا در آن شهر است.

١٨. هر گاه رفتن او نزديك آيد وداع به دعاى منقول كند.

١٩. سؤال كند از خداى تعالى عود (و بازگشت) بدان مقام را.

٢٠. در وقت بيرون آمدن از آن مقام، روى به ضريح كرده پس بيرون آيد.

٢١. زود از آن مقام بيرون رود؛ چه حرمت و تعظيم در آن بيشتر است و اشتياق باز آمدن زودتر بهم مى‌رسد. 16
نظام الدين ساوجى در فصل سوم اين باب، به زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام اشاره مى‌نمايد ؛ حسن ختام اين نوشتار را با اين متن او پى مى‌گيريم:

هر گاه ارادۀ زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام كنى در كربلاى معلّى بايد كه در نهر فرات غسل كنى و جامه اى پاك بپوشى و پاى برهنه بروى چه در حديث وارد شده كه راه رفتن در آن حرم محترم چنان باشد كه در حرم خدا و رسول خدا راه رود و در راه تكبير و تهليل و تسبيح بگو و سلام و صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرست تا آن كه بدر حاير آن حضرت رسى و مراد به حاير ديواريست كه الحال بر دور گنبد حضرت كشيده‌اند و به واسطۀ آن حايرش مى‌گويند كه متوكّل عبّاسى خواست كه كسى به زيارت قبر آن حضرت نرود آب را در آنجا سر داد تا قبر آن حضرت را خراب كند آب چون به حوالى قبر رسيد بر بالاى يكديكر جمع شده پيش نرفت و حيران‌وار بر دوران بايستاد پس چون بدر حاير آن حضرت رسى بگو:

السّلام عليك يا حجّة اللّٰه و ابن حجّته السّلام عليكم يا ملائكة اللّٰه و زوار قبر الحسين بن نبيّ اللّٰه.. 17


پی نوشت:

١) . آقابزرگ تهرانى، الذريعه، ج ۵، ص ۶٢.
٢) . مطهرى، خدمات متقابل اسلام و ايران، ص ۴٩۴.
٣) . الذريعه، ج ۵، ص ۶٣، ج ۶، ص ۵۶ ، ٨٩. علامه آقابزرگ تهرانى مى نويسد: «نسخه نفيس «جامع عباسى» را كه به سال ١٠٧٩ تحرير شده بود، در كربلا، در كتابخانه سيد عبد الحسين ديدم، كه حاشيه مولى حسينعلى بن نوروزعلى اصفهانى(متوفى ١٢٨۶)بر آن مكتوب بود.»الذريعه، ج۵، ص ٣.
4) . جامع عباسى، ج١، ص ٢ و ٣.
5) . همان، ج۵، ص۶٢ و ۶٣.
6) . همان، ج٢، ص ١٣٩ و ١٣٨.
7) . الذريعة ، ج٧، ص: ١٠٨ ؛ امين عاملى ،اعيان‌الشيعه، ج٩، ص ٢۵٢؛ ج١٠، ص ٢٢٢.
8) . الذريعه، ج٣، ص ۴۵٣.
9) . همان، ج١٢، ص ٩۵؛ امين العاملى، اعيان‌الشيعة، ج١، ص ١۵٢ ؛ ج٩، ص ٢۵٣؛ سيد حسن صدر، تكملة امل‌الآمل، ص ٣٢٠.
10) . الذريعه، ج١٢، ص ٩۵.
11) . «قال فى الرياض: إنه كتاب طويل الذيل أورد فيه صحاح الاخبار من الكتب الأربعة و غيرها من الكتب كالخصال و معانى الاخبار و الأمالى و العيون و غيرها مع الشرح و التبيين و ذكر الأدلة فى المسائل الفقهية و خرج منه كتاب الطهارة و الصلاة ثم لما طال الكلام فيه و اشكل اتمامه عدل قبل تمامه الى كتاب آخر بهذا الاسم و كمله الى آخر ابواب الفقه لكن اقتصر فيه على مجرد ذكر الاخبار و شرح مشكلاتها مع نقل بعض الأقوال على سبيل الاختصار.» الذريعه، ج١۵، ص ١۵.
12) . «قال فى الرياض: الظاهر انها فى الوجوب العينى.» الذريعه، ج١۵، ص ٨٠.
13) . اعيان‌الشيعة، ج٩، ص ٢۵٣.
14) . «وجدت نسخة من كتاب مزار الشهيد بخط المترجم و على ظهرها بخطه ما صورته: كان خروجى من ساوه متوجها نحو العتبات العاليات فى السنة الثالثة و الثلاثين بعد الألف يوم السبت السادس عشر من شهر صفر ختم بالخير و الظفر و وصلت إلى مشهد الكاظمين ع يوم الاثنين العاشر من ربيع المولود و كان السلطان الأعظم الشاه عباس الصفوى بهادر خان خلد الله ملكه حاصر قلعة بغداد و يوم الثلاثاء أتيت للزيارة و زرتهما صلوات الله عليهما و ليلة الجمعة كنت فى الحضرة و يوم الجمعة سمعت الخطبة فى مسجد الكاظمين و أقمت بها احدى و ستين يوما و زرتهما صلوات الله عليهما يوم الاثنين السابع عشر من الشهر المزبور يوم مولد النبى (ص) و الحمد لله و كان فتح بغداد ليلة الأحد و خرجت منه متوجها نحو النجف الأشرف..» اعيان الشيعة، ج٩، ص٢۵٢ و ٢۵٣.
15) . جامع عباسى ، ج٢، ص١۶٣ -\١۶۵.
16) . همان، ج٢، ص ١۶٧.
17) . همان ، ج٢، ص١۶٨.

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally