دعا و نماز در كنار قبرها و مشاهد مشرّفه 2
در این مقاله به شبهه وهابیت در خصوص خواندن دعا و نماز در كنار مرقد پيامبران، امامان، علما و قبور ساير مسلمانان خواهیم پرداخت و ادله آنها را بررسی و نسبت به پاسخ مناسب اقدام خواهیم کرد.
یک شنبه 29 مهر 1397    
بازدید: 45
دعا و نماز در كنار قبرها و مشاهد مشرّفه 2
 
 
٢. در خصوص روايت اوّل (روايت ابو سعيد خدرى) بايد گفت كه اين روايت با سندهاى نامتوازن و مضطرب از ابو سعيد نقل شده است. ترمذى مى‌گويد: «حديث أبوسعيد از عبدالعزيز بن محمّد به دو روايت نقل شده است. بعضى ابوسعيد را در سند روايت ذكر كرده‌اند، و بعضى ذكر نكرده‌اند و اين حديث اضطراب دارد.» ١

البتّه اين حديث در منابع حديثى شيعه با سند معتبر نقل شده است. عبيد بن زرارة مى‌گويد: «از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمايد: تمام زمين مسجد است، مگر چاه مدفوع يا مقبره يا حمّام.» ٢

بنابر اين بايد از ضعف سندى اين روايت چشم‌پوشى كنيم. ولكن دلالت آن بر مشروع نبودن نماز در كنار قبور و مشاهده مشرّفه پذيرفتنى نيست، زيرا:

اوّلاً: كلمۀ (مسجد) در اصل به معناى مكانى است كه بر روى آن در برابر خداوند سجده مى‌شود، لذا معناى

(الأرض كلّها مسجد) اين است كه تمام نقاط روى زمين شايستۀ سجده كردن در برابر خداوند متعال است. از اين رو معناى جملۀ

(إلّا المقبرة أو الحمّام) اين است كه بر روى قبر يا در حمام كه در معرض نجاست مى‌باشند، سجده نشود. امّا دربارۀ سجده كردن در برابر خداوند در كنار قبور و مشاهد مشرّفه، اين روايت ساكت است.

ثانياً: در روايت زراره جملۀ «بئر غائط» اضافه شده است و جملۀ «مقبرة أو حمام» بر آن عطف شده است. و در روايت ابن‌عمر كلمۀ «مقبره» عطف بر «مزبلة و مجزرة» شده است.
اينها قرينه است بر اينكه مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله از نهى در اين موارد اشاره به در امان ماندن از نجاست در هنگام نماز مى‌باشد، پس اين روايت اقامۀ نماز در اين اماكن را، در صورتى كه به همراه نجاست باشد، حرام و باطل مى‌داند و در غير اين صورت حمل بر كراهت مى‌شود.

ابن قدامه نيز مى‌گويد: «علّت نهى از نماز در اين مكان‌ها اين است كه احتمال نجس شدن لباس يا بدن نمازگزار بسيار زياد است، لذا شارع مقدّس حكم به بطلان نماز را مشروط به نجس شدن كرده است، نه وجود نمازگزار در آن مكان‌ها.» 3

ثالثاً: در اين حديث كلمۀ «مقبره» ذكر شده است. و مقبره به معناى گورستان است. اين روايت تنها دلالت بر كراهت اقامۀ نماز در گورستان دارد و شامل مشاهد مشرّفه - مانند مشهد امام على عليه السلام و مشهد امام حسين عليه السلام و...- نمى‌شود؛ زيرا گورستان بر آنها صدق نمى‌كند.

٣. روايت دوم (روايت أنس) نيز نمى‌تواند حرمت نماز خواندن در كنار قبرها را ثابت كند؛ زيرا اين روايت اگر چه موافق با مضمون بعضى روايات در كتاب‌هاى حديثى ماست - مانند روايت عمّار ساباطى از امام صادق عليه السلام كه مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام دربارۀ مردى كه ميان قبرها نماز مى‌خواند پرسيدم؟ آن حضرت فرمود: «جايز نيست مگر اينكه از چهار طرف ده ذراع با قبر فاصله داشته باشد.» 4 - ولى روايات ديگرى نيز وجود دارد كه نماز ميان قبرها را جايز دانسته است، مانند روايت معمّربن خلّاد 5 يا روايت على بن يقطين 6 از امام رضا عليه السلام . اين روايات متعارض هستند، و راه علاج تعارض آنها حمل روايت أنس و عمّار بر كراهت است.

البتّه كلمۀ «بين القبور» اشاره به گورستانى دارد كه در آنجا قبرهاى فراوانى وجود دارد. پس شامل نماز در كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان و قبرهاى انفرادى نمى‌شود.

۴. روايت سوم (روايت‌ابن‌عمر) و روايت چهارم (روايت ابوهريره) نيز ربطى به مدّعاى شما ندارد؛ زيرا مضمون اين دو روايت اين است كه در خانه‌هاى خويش نماز بخوانيد و مشغول ذكر شويد، اين خانه‌ها را مانند قبرها و گورستان‌هايى كه اموات را در درون خود جاى داده و اثرى از عبادت و ذكر خداوند در آنها نيست، قرار ندهيد.

و روايات ديگرى كه در همين باب وارد شده است همين معنا را تأييد مى‌كند.

متقى در «كنز العمّال» روايت كرده است:

«اجعلوا في بيوتكم من صلاتكم واعمروها بالقرآن، فإنّ أفقر البيوت بيتٌ لا يقرأ فيه كتاب اللّٰه 7.»
«در خانه‌ها نماز بخوانيد و آنها را با قرائت قرآن آباد كنيد؛ زيرا فقيرترين خانه‌ها، خانه‌اى است كه در آن كتاب خدا قرائت نشود.»

و بعضى از محقّقين اهل سنّت نيز روايت ابن عمر و ابوهريره را آنگونه كه ذكر شد معنا كرده‌اند. 8

۵. روايت پنجم به لحاظ وجود زيد بن جبيره در سند آن، ضعيف است. دربارۀ زيد بن جبيره اين عبارات از فقها و محدّثين نقل شده است: «منكر الحديث»، «اتفّقت الناس على ضعفه»، «ليس بثقة»، «ضعيف الحديث»، «عامّة ما يرويه لايتابعه عليه أحد»، «متروك»، «منكر الحديث جدّاً، لا يكتب حديثه.» 9

۶. در صحيح بخارى مى‌گويد:

«رأى عمرُ أنسَ بن مالك يصلّي عند قبر، فقال:

القبر القبر! ولم يأمره بالإعادة 10.»
«عمر ديد كه انس بن مالك در كنار قبرى نماز مى‌خواند.

به او گفت: قبر قبر!. ولى دستور نداد نماز را اعاده كند.»

اين حديث نيز گوياى اين حقيقت است كه اقامۀ نماز در كنار قبر در گورستان موجب بطلان نمى‌شود.

٧. و نيز روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز عيد قربان به بقيع‌آمد و دو ركعت نماز خواند. 11 واين دلالت بر جواز اقامۀ نماز درگورستان است.

ب: دعا در كنار قبرها و مشاهد مشرّفه

دعا در كنار قبرها چند صورت دارد:

١. اينكه كسى به گورستان برود و در كنار قبرها براى آمرزش گناهان خود ومردگان طلب مغفرت نمايد و براى شادى ارواح آنان قرآن بخواند.

بدون شكّ دعا و طلب آمرزش براى خود و سايرين در هر مكانى كه باشد، ستودنى و جايز است؛ زيرا خداوند متعال در قرآن كريم مى‌فرمايد:

«اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» 12

«شما مرا بخوانيد تا اجابت كنم.»

در اين آيۀ شريفه براى انجام دعا، مكان خاصّى را معيّن نفرموده است. و در هيچ روايتى از دعا و قرائت قرآن در كنار قبور نهى نشده، بلكه در بسيارى از روايات دعا و قرآن در كنار قبور موجب تخفيف عذاب براى صاحب قبر و ثواب براى دعاكننده دانسته شده است.

از پيامبر مكرّم اسلام نقل شده است:

«مَن دَخَل المقابر فقال: اللّهمّ ربّ الأجساد البالية والعظام النخرة الّتي خرجت من الدنيا وهي بك مؤمنة، ادخل عليها رَوْحاً من عندك وسلاماً منّي استغفر له كلّ مؤمن مذ خلق اللّٰه 13.»

«هر كسى كه داخل گورستان‌ها بگويد: اى پروردگار، جسدها و استخوان‌هاى پوسيده‌اى كه از دنيا خارج شدند، در حالى‌كه به تو ايمان داشتند! بر آنان آسودگى را از طرف خود و سلام را از طرف من عنايت كن براى اين شخص، هر مؤمنى كه تا آن زمان خلق شده استغفار مى‌كند.»

و در روايت ديگرى انس بن مالك مى‌گويد: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كسى وارد گورستان‌ها شود و سورۀ «يس» را بخواند، خداوند در آن روز عذاب را از صاحبان قبر برمى‌دارد و براى خودش به تعداد قبرها نيكويى و حسنه نوشته مى‌شود. 14»
و در روايت ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نقل شده است:

«هر كسى به گورستان رود و سوره‌هاى: (فاتحة الكتاب) ، (قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ) و (أَلْهٰاكُمُ التَّكٰاثُرُ) را بخواند و بگويد: پروردگارا! ثواب آياتى را كه قرائت كردم به اهل اين قبرها - مؤمنين و مؤمنات - هديه مى‌كنم آنان در نزد خداوند براى او وساطت مى‌كنند.» 15

و نيز روايات ديگرى در كتاب‌هاى اهل سنّت نقل شده است 16 كه حاكى از استحباب دعا در كنار قبور دارد.

٢. كسى به گورستان رود و با اعتقاد به اجابت دعا در گورستان، اموات را واسطه قرار داده، دعا نمايد.

يقيناً شيعيان معتقد به اين موضوع نيستند، بلكه تنها زيارت قبور و دعا براى اموات را مستحب مى‌دانند.

٣. كسى به مشاهد مشرّفه - مانند حرم پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان و اوليا - برود و حضور در اين اماكن را مبارك دانسته، و پيامبران و امامان و اوليا را - كه به اعتقاد همۀ مسلمانان زنده هستند - شاهدِ خود بداند و از آنان به اعتبار مقامى كه در نزد خداوند دارند، تمنّاى دعا براى آمرزش گناهانش داشته باشد. يقيناً اين عمل يك عمل عقلايى و پسنديده است. ذهبى در كتاب «سير أعلام النبلاء» مى‌نويسد:
«الدعاء مستجاب عند قبور الأنبياء والأولياء وفي ساير البقاع، لكن سبب الاجابة حضور الداعي وخشوعه وابتهاله. وبلا ريب فى البقعة المباركة وفي المسجد وفي السحر ونحو ذلك، يتحصّل ذلك الداعي كثيراً، وكلّ مضطر فدعاؤه مجاب 17.»

«دعا در كنار قبور پيامبران و اوليا و ساير بارگاه‌ها مستجاب است. ولى سبب اجابت، حضور و خشوع و تضرّع دعاكننده است و بدون شكّ در بقعۀ مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله و در مسجد و در وقت سحر، دعا مستجاب است. و دعاى هر مضطرّى اجابت مى‌شود.»

بنابراين نتيجه مى‌گيريم كه نماز در كنار قبور در گورستان‌ها جايز و مكروه است و در مشاهد مشرّفه جايز است و كراهت ندارد، بلكه رواياتى در كتب حديثى شيعه وجود دارد كه دلالت بر استحباب نماز در اين مشاهد مشرّفه دارد. و دعا در كنار قبور و مشاهد مشرّفه جايز و پسنديده است.


پی نوشت:
١) . سنن الترمذي، ج١، ص١٩٩.
٢) . وسائل الشيعة، الباب١ من أبواب مكان المصلّي، ح ۴.
3) . المغني، ج١، ص٧١٨.
4) . الكافي، ج٣، ص٣٩٠، ح١٣.
5) . التهذيب، ج٢، ص٢٢٨، ح٨٩٧.
6) . همان، ص٣٧۴، ح ١۵۵۵.
7) . كنز العمّال، ج١۵، ص٣٩٣.
8) . تنوير الحوالك (سيوطي) ، ص١٨۵؛ تحفة الأحوذي، ج٢، ص۴٣۶.
9) . نيل الأوطار، ج٢، ص١۴٢؛ مجمع الزوائد، ج٨، ص١۵٩ و ج١٠، ص۵٣؛ التأريخ الكبير، ج٣، ص٣٩٠؛ التأريخ الصغير، ج٢، ص۶٠؛ ضعفاء العقيلي، ج٢، ص٧١؛ كتاب المجروحين (ابن حبّان) ، ج١، ص٣٠٩؛ تقريب التهذيب، ج١، ص٣٢٧؛ تحفة الأحوذي، ج٢، ص٢٧١؛ نصب الراية، ج٢، ص٣٧٧؛ الجرح و التعديل، ج٣، ص۵۵٩؛ الكامل (ابن عدي) ، ج٣، ص٢٠٢؛ تهذيب الكمال، ج١٠، ص٣۴ - ٣۵؛ ميزان الاعتدال، ج٢، ص٩٩؛ تهذيب التهذيب، ج٣، ص٣۴۶.
10) . صحيح البخارى، ج١، ص١١٠.
11) . مسند ابن الجعد، ص٣٩٨؛ أحكام القرآن (الجصّاص) ، ج٣، ص۶۴۴؛السنن الكبرى (البيهقي) ، ج٣، ص٣١١ .
12) . الغافر / ۶٠.
13) . إعانة الطالبين، ج٢، ص١۶٣؛ المصنّف (ابن أبي‌شيبة) ، ج٧، ص١٨٨؛ التمهيد، ج٢٠، ص٢۴١؛ مراقي الفلاح، ج١، ص٢٣٣؛ المستطرف، ج٢، ص۵٣٣.
14) . مراقي الفلاح، ج١، ص٢٣٣؛ المغني، ج٢، ص۴٢۵؛ كشف القناع، ج ٢، ص ١٧١؛ عمدة القاري، ج ٣، ص ١١٨.
15) . تحفة الأحوذي، ج٣، ص٢٧۵.
16) . التمهيد، ج٢٠، ص٢۴١.
17) . سير أعلام النبلاء، ج١٧، ص٧٧ 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally