ايجاد گنبد و بارگاه روى قبرها 3
در این مقاله قصد داریم شبهات و ادله وهابیت در خصوص عدم ساختن بنا و گنبد بر روى قبور پيامبران و اوليا و علما و سايرين را مورد مداقه و بررسی قرار دهیم.
یک شنبه 29 مهر 1397    
بازدید: 30
ايجاد گنبد و بارگاه روى قبرها 3
 

روايت نهم: از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود:

«يستحب أن يدخل معه فى قبره جريدة رطبة، و يرفع قبره من الأرض قدر أربع أصابع مضمومة، و ينضح عليه الماء و يخلى عنه» 1

«مستحب است كه با او شاخه‌ترى در قبر گذاشته شود و قبرش به اندازۀ چهار انگشت بسته، از زمين بلند شود، آنگاه بر او آب پاشيده شود، سپس به حال خودش رها شود».

محمد آخوندى شارح كافى در شرح جمله «يخلى عنه» مى‌نويسد:

«أي لايعمل عليه شى ء آخر من جصّ و آجر و بناء و لايتوقف عنده بل ينصرف عنه».

«هيچ چيز ديگرى بر او گذاشته و ساخته نشود، نه گچ، نه آجر،و نه ديوار، و كنار قبر نايستند بلكه بلافاصله برگردند».

سپس اضافه مى‌كند روايات ديگرى وجود دارد كه هر كدام از اين امور را تأييد مى‌كند.

روايت دهم: در روايت طولانى كه درآن وفات موسى بن جعفر عليه السلام ذكر شده، آمده است:

«فإذا حملت إلى المقبرة المعروفة بمقابر قريش فألحدوني بها و لاترفعوا قبري فوق أربع أصابع مفرّجات» 2.

«هنگامى كه جنازۀ مرا بر دوش گرفتيد و به قبرستان معروف قريش برديد در قبرى دفنم كنيد كه لحد داشته باشد و قبرم را چهار انگشتِ باز، بيشتر از زمين بلند نكنيد».

روايت يازدهم: محمد بن جمال الدين عاملى معروف به شهيد اول مى‌نويسد:

«ورفع القبر عن وجه الأرض بمقدار أربع أصابع مفرجات إلى شبر، لا أزيد، ليعرف فيزار فيحترم». 3

«قبر فقط بايد به اندازه چهار انگشتِ باز تا يك وجب بلند شود از ترس اينكه مبادا شناخته شود و مورد رفت و آمد و احترام (خلاف شرع) قرار گيرد».

روايت دوازدهم: شيخ طائفه أبو جعفر طوسى مى‌نويسد:

«فإذا أراد الخروج من القبر فليخرج من قبل رجليه ثمّ يطم القبر و يرفع من الأرض مقدار أربع أصابع و لا يطرح فيه من غير ترابه». 4

«كسى كه جنازه را در قبر مى‌گذارد هنگامى كه مى‌خواهد از قبر بيرون بيايد از طرف پا بيرون بيايد، سپس قبر پر شود و به اندازۀ چهار انگشت از زمين بلند شود، وغير از خاك خود قبر چيز ديگرى برآن ريخته يا گذاشته نشود». 5

و در چند صفحۀ بعدى مى‌نويسد:

«از بعضى‌ها كه از گنبد و بارگاه‌هاى مدرن امروز دفاع مى‌كنند و به دلائل نامعلومى! آنرا وسيله نزديكى بسوى اللّٰه مى‌دانند، روايات ذكر شده‌اى را كه از ائمۀ اهل بيت عليهم السلام نقل كرديم تأويل‌هاى جور واجور مى‌كنند، از جمله اينكه:

قبور ائمه و انبياء عليهم السلام از روايات مذكور مستثنى هستند.

پاسخ اين است كه درروايات مذكور بارها ذكر شده كه پيامبران و امامان عليهم السلام صراحتاً از بلند كردن قبور شان منع كردند، و حد آن را چهار انگشت تا يك وجب تعيين نمودند، پس با توجه به اين صراحت، چگونه مى‌توان ادعا كرد كه قبور پيامبران و امامان مستثنى است، بلكه قبور اين بزرگواران بيش از قبور ديگران مورد نهى قرار گرفته است» 6.

نقد استدلال

اين نوشتار ازچند زاويه قابل نقد است:

١ - اين روايات از نظر موضوع هيچ ارتباطى به ايجاد گنبد و بارگاه بر روى قبرهاى پيامبران و امامان و اوليا ندارد، زيرا موضوع تمام اين روايات بلند ساختن قبر - يعنى مكان دفن جسد - به مقدار چهار انگشت و يا يك وجب است. در حقيقت اين روايات بيانگر تشويق مردم به مرتفع ساختن قبر از سطح زمين و اجتناب از همسان سازى قبر با زمين به هدف امكان تشخيص قبر در هنگام زيارت است.

نويسنده به هدف فريب افكار عمومى، موضوع بلند ساختن قبر را به آن مقدار خاص با موضوع ايجاد گنبد و بارگاه بر بالاى قبر يكى دانسته و تعيين آن مقدار خاصّ را دليل بر حرام بودن ايجاد گنبد و بارگاه بر بالاى قبور پيامبران و امامان عليهم السلام معرّفى كرده، و اين نوعى مغالطه است.

٢- اگر از نقد پيشين چشم پوشى نموده و بپذيريم كه جملۀ «رفْع القبر \ بلند ساختن قبر» شامل ايجاد گنبد و بارگاه بر بالاى قبرها نيز مى‌شود، اين رواياتى كه نويسنده نقل مى‌كند هيچ دلالتى بر ممنوعيت بلند ساختن قبر، بيش از چهار انگشت يا يك وجب، و ايجاد گنبد و بارگاه ندارد، زيرا آنچه ايشان در اين نوشتار به عنوان دليل بر ممنوع و حرام بودن ايجاد گنبد و بارگاه ذكر مى‌كند به سه گروه تقسيم مى‌شود:

گروه اوّل: رواياتى كه در مجموع دلالت بر استحباب بلند ساختن قبر به مقدار چهار انگشت يا يك وجب دارند.
گروه دوم: رواياتى كه نهى كرده است از بلند ساختن قبر بيش از مقدارى كه ذكر شد.

گروه سوم: بعضى از كلمات فقها كه به عنوان روايت ذكر شده است.

هر كسى كه آشنايى مختصرى با مبانى اجتهادى داشته باشد پى به بى اساسى استدلال به اين سه گروه برده و ازبيگانه بودن نويسنده نسبت به فهم متون روايى و تحريف لفظى و معنوى روايات توسّط او و مترجم پرده بر مى‌دارد.

ازاين رو شايسته است به نقد استدلال به هر يك از گروه‌هاى سه گانه بپردازيم.

گروه اوّل:

اين گروه از روايات به پنج دسته تقسيم مى شوند:

١. روايت اوّل: دراين روايت، پيامبر صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين على عليه السلام دستور مى‌دهد قبر آن حضرت را به مقدارچهار انگشت از سطح زمين بلند كند.

٢. روايت دوم و سوم: در روايت دوم خبر داده شده است از بلند بودن قبر پيامبر صلى الله عليه و آله به مقدار يك وجب. و در روايت سوم خبر داده شده است از ارتفاع قبر پيامبر صلى الله عليه و آله به مقدار يك وجب و چهار انگشت.

٣. روايت چهارم، پنجم و ششم: در اين روايات امام باقر عليه السلام به فرزندش امام صادق عليه السلام امر مى‌كند قبر آن حضرت را به مقدار چهار انگشت از سطح زمين بلند بسازد.

۴. روايت هشتم: دراين روايت توصيه شده است به بلند كردن قبر به مقدار چهار انگشت، همانطور كه توصيه شده است به دعا براى ميّت در هنگام دفن.

۵. روايت نهم: دراين روايت صراحتاً حكم به استحباب بلند كردن قبر به مقدار چهار انگشت شده است.

روايت هشتم و نهم حكايت دارد از اينكه دستور پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام و دستور امام باقر عليه السلام به امام صادق عليه السلام دستور وجوبى نبوده، بلكه دستور استحبابى بوده است.

بنابراين از مجموع اين گروه از روايات استفاده مى‌شود كه بلند ساختن قبر به مقدار چهار انگشت مستحب است. و امّا نسبت به بلند ساختن قبر بيش از چهار انگشت، اين روايات ساكت بوده و هيچ دلالتى بر جايز نبودن آن ندارند، چنانكه هيچ دلالتى بر مستحب نبودن آن ندارند، زيرا در صورتى اين روايات دلالت بر مستحب نبودن بلند ساختن قبر بيش از چهار انگشت و ايجاد گنبد و بارگاه بر روى آن خواهد داشت كه معتقد به ثبوت مفهوم براى عدد و حجّيّت مفهوم عدد باشيم. درحالى كه بسيارى از انديشمندان شيعه و اهل سنّت مفهوم عدد را حجّت نمى‌دانند.

ماردينى در «الجوهر النقى» 7، ابن نجيم مصرى در«البحر الرائق»، 8 نووى در«شرح صحيح مسلم» 9،بيهقى در «السنن الكبرى» 10، مباركفورى در«تحفة الأحوذى» 11، مناوى در«فيض القدير» 12، حجّت نبودن مفهوم عدد را نظريّۀ جمهور انديشمندان علم اصول دانسته‌اند.

ابن حجر، 13 كرمانى، 14 امام رازى، 15 جلال الدين سيوطى، 16 مناوى 17 و بسيارى ديگر از انديشمندان اهل سنت مفهوم عدد را حّجت ندانسته و گفته‌اند: ذكر يك عدد (مانند چهارانگشت) دليل بر نفى بيش از آن نيست.

شيخ حّر عاملى 18، علاّمۀ مجلسى 19، محقّق قمى، 20 و بسيارى ديگر از دانشمندان اصولى شيعه نيز مفهوم عدد را حجّت نمى دانند.

علاوه بر آن، در روايت دوم، ارتفاع قبر پيامبر صلى الله عليه و آله يك وجب، و درروايت سوم يك وجب و چهار انگشت معّرفى شده است، و اين دلالت دارد بر اينكه استحباب بلند ساختن قبر اختصاص به چهار انگشت ندارند.

و بر فرض بپذيريم كه عدد، مفهوم دارد، تنها چيزى كه از اين روايت استفاده مى‌شود عبارت است از مستحب نبودن ارتفاع قبر بيش از مقدار چهار انگشت يا يك وجب، نه حرام بودن ارتفاع بيش از آن مقدار.

با اين وجود، نويسنده در نوشتار خود با كمال بى شرمى نوشته است:

«از خلال روايات وارده در كتُب تشيع بر مى‌آيد كه قبر فقط از چهار انگشت تا يك وجب بلند مى‌شود كه از چهار انگشت كمتر و از يك وجب بيشتر جايز نيست».

گروه دوم:

در گروه دوّم دو روايت در اثبات حرام بودن ايجاد گنبد و بارگاه بر روى قبرها ذكر شده است. ولى استدلال به هر دو روايت (روايت هفتم و روايت دهم) مخدوش است.

در روايت هفتم نويسنده در لفظ روايت و مترجم درمعناى آن تحريف كرده‌اند. آن دو مى‌نويسند:

«از محمد بن مسلم روايت است كه گفت از يكى از دو امام(باقر يا صادق) دربارۀ ميّت پرسيد، فرمود:

«تسلّم من قبل الرجلين و تلزق القبر بالارض إلّا قدر أربع أصابع مفّرجات تربّع و ترفع قبره؛ ازطرف پاها بگير و آن را داخل قبر بگذار، و جز مقدار چهار انگشت باز، قبر را بازمين هموار كن».
مترجم و نويسنده، اين روايت را از كتاب «الكافي» و«وسائل الشيعة» آدرس مى‌دهند. در حالى كه متن اين روايت در كتاب «الكافى» و نسخه‌اى از «وسائل الشيعة» چنين است: «تسلّه من قبل الرجلين و تلزق القبر بالأرض إلى قدر أربع أصابع مفرّجات و تربّع قبره؛ ميّت را از طرف پاها آهسته داخل قبر بگذار، و قبر را تا مقدار چهارانگشتِ باز به زمين بچسبان، وقبر را چهار گوش كن».

ملاحظه مى‌كنيد نويسنده، كلمۀ «تسلّم» را جايگزين كلمۀ «تسلّه» يا «يسلّ» كرده، و كلمۀ «إلّا» را كه دلالت بر حصر دارد جايگزين كلمۀ «إلى» نموده، و كلمۀ «ترفع» را اضافه كرده است.

البتّه در بعضى از نسخه‌ها كلمۀ «إلّا» وارد شده است، چنانكه در بعضى نسخه‌ها به جاى كلمۀ «تربّع» كلمۀ «ترفع» وارد شده است، ولى در هيچ روايتى كلمۀ «تربّع» و «ترفع» در كنار همديگر وارد نشده است.

و مترجم نيز درمعناى روايت تحريف كرده است.

علاوه برآن، بر فرض كلمۀ «إلّا» درست باشد، اين روايت دلالت دارد بر حصر استحباب بلند ساختن قبر در اندازۀ چهار انگشت، و نسبت به بيش از آن اندازه ساكت است و هيچ دلالتى بر حرام بودن آن ندارد.

علاوه برآن، سند اين روايت ضعيف است، چون درسند اين روايت سهل بن زياد وجود دارد و او ضعيف است.

و روايت دهم

«لاترفعوا قبري فوق أربع أصابع مفرّجات» اگر چه در ظاهر دلالت دارد بر اينكه قبر امام عليه السلام نبايد بيشتر از چهار انگشت ارتفاع يابد، و نهى دلالت برحرمت دارد، ولى اين روايت از نظر سند بسيار ضعيف بوده و شايستۀ استدلال نيست، زيرا عمر بن واقد كه در سند اين روايت بوده مجهول است و در كتاب‌هاى رجالى دربارۀ او سخن گفته نشده است.

گروه سوم:

در گروه سوم نويسنده و مترجم كلمات بعضى ازفقها را ذكر كرده و از آنها به عنوان روايت يازدهم و دوازدهم ياد مى‌كنند. آنها مى‌نويسند:

«روايت يازدهم: محمد بن جمال الدين عاملى معروف به شهيد اول مى نويسد: «رفع القبر عن وجه الأرض بمقدار أربع أصابع مفرّجات إلى شبر، لاأزيد، ليعرف فيزار فيحترم؛ قبر فقط بايد به اندازۀ چهار انگشت باز تا يك وجب بلند شود از ترس اينكه مبادا شناخته شود و مورد رفت وآمد و احترام (خلاف شرع) قرار گيرد».

توجّه شما را به چند نكته درمورد اين سخن جلب مى‌كنم:

١. آنچه نويسنده و مترجم نوشته‌اند روايت نيست، بلكه سخن يك دانشمند شيعه است. از اين رو طرح آن به عنوان روايت، غلط و دروغ است.

٢. اين فرمايش، سخن شهيد اوّل نيست. سخن شهيد اول در مقام بيان مستحبات اين است: «و رفع القبر أربع أصابع». آنچه نويسنده ذكر مى‌كند سخن شهيد ثانى (زين الدين جبل‌عاملى) است. از اين رو نسبتِ اين سخن به شهيد اوّل دروغ ديگرى است.

٣. شيهد ثانى مى‌فرمايد: مستحب است قبر به مقدار چهار انگشتِ باز و تا يك وجب بلند ساخته شود، و زيادتر از آن مستحب نيست، نه آنكه زيادتر از آن خلاف شرع است.

۴- مترجم نفهميده است كه جملۀ «ليعرف فيزار فيحترم» متعلّق به «رفع القبر...إلى شبر» است، و متعلّق به «لا أزيد» نيست. معناى سخن ايشان اين است: «بلند ساختن قبر از روى زمين به مقدار چهار انگشتِ باز تا يك وجب مستحب است تا قبر شناخته شده و بتوان آن را زيارت نموده و احترام كرد».

در ادامه، سخن شيخ الطائفه نيز به دروغ و به هدف فريب افكار به عنوان روايت دوازدهم معّرفى شده است.

از آنچه تا كنون ذكر شده، چند مطلب روشن مى‌شود:

١. كسانى كه اين نوشتار را تهيه كرده‌اند نسبت به فهم متون روايى كاملاً بيگانه و نا آشنا هستند.

٢. آنان با توسّل به تحريف لفظى و معنوى روايات معصومين عليهم السلام قصد فريب افكار عمومى را دارند.

٣- آنچه در اين نوشتار آمده هيچ دلالتى بر حرمت ايجاد گنبد و بارگاه بر روى قبور پيامبران و امامان و اوليا ندارد.


پی نوشت:
1) . وسائل الشيعة، ج٢، ص٨۵۶
2) . وسائل الشيعة، ج٢، ص٨۵٨
3) . شرح اللمعة، ج١، ص۴۴٠
4) . النهاية، ص٣٩
5) . زيارت از ديدگاه ائمّه، ص١٢ - ٢۶
6) . همان: ۴٢
7) . الجوهر النقى، ج٣، ص ١٨٠.
8) . البحرالرائق، ج١، ص٢٠٠.
9) . شرح صحيح مسلم، ج١١، ص١٢٠ و ج ١٣، ص ٨٨.
10) . السنن الكبرى، ج٣، ص ١٨٠.
11) . تحفة الأحوذى، ج٧، ص ١۴٧.
12) . فيض القدير، ج١، ص ٢۵٩و ۴٩٧.
13) . فتح البارى، ج٣، ص ٩٧.
14) . همان، ج١١، ص ٢٣٧.
15) . روح المعانى، ج١، ص ٢١٧.
16) . الديباج على مسلم، ج۵، ص ٢۵۵.
17) . فيض القدير، ج١، ص ١٩٨.
18) . وسائل الشيعة، ج٨، ص ٨٨.
19) . بحارالأنوار، ج۶١، ص ٢۶٣.
20) . قوانين الاُصول، ج١، ص ١۶١.
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally