دعا و نماز در كنار قبرها و مشاهد مشرّفه 1
در این مقاله به شبهه وهابیت در خصوص خواندن دعا و نماز در كنار مرقد پيامبران، امامان، علما و قبور ساير مسلمانان خواهیم پرداخت و ادله آنها را بررسی و نسبت به پاسخ مناسب اقدام خواهیم کرد.
پنج شنبه 26 مهر 1397    
بازدید: 57
دعا و نماز در كنار قبرها و مشاهد مشرّفه 1

شبهه

يكى از ديگر شبهاتى كه توسّط مبلّغان اهل سنّت مطرح مى‌شود، خواندن دعا و نماز در كنار مرقد پيامبران، امامان، علما و قبور ساير مسلمانان است. همواره در بقيع و مزار شهداى احد و ساير اماكن از خواندن نماز و دعا جلوگيرى كرده، خواندن قرآن يا فاتحه براى اموات را كارى بيهوده و بلكه بدعت و حرام مى‌دانند. البتّه اينگونه تبليغات برگرفته از آموزه‌هاى ابن تيميّه و ابن قيّم است.

ابن تيميّه مى‌گويد:

«نماز در كنار قبور مشروع نيست.» ١

و نيز مى‌گويد: «نماز در مقبره و يا به سوى مقبره صحيح نيست.» ٢

و ابن قيّم مى‌گويد:
«از فرمايشات پيامبر صلى الله عليه و آله نيست كه براى عزادارى اجتماع شود و براى ميّت قرآن خوانده شود، نه در كنار قبرش و نه در جاى ديگر. همه اين كارها بدعت‌هاى جديدى است كه اسلام نمى‌پسندد.» 3

آنان در مقام استدلال به چند روايت از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله استدلال كرده‌اند:

روايت اوّل: «ابوسعيد خدرى گفته است: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همۀ زمين مسجد است، جز مقبره و حمّام.» 4

روايت دوم: «پيامبر صلى الله عليه و آله از نماز در ميان قبرها نهى فرموده است.» 5

روايت سوم: «ابن عمر از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مى‌كند: در خانه‌هاى خود جايى را براى خواندن نماز اختصاص دهيد و آنها را قبر قرار ندهيد.» 6

روايت چهارم: «ابوهريره از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده است: خانه‌هاى خود را گورستان قرار ندهيد.» 7

روايت پنجم: «زيد بن جبيره از داود بن حصين از ابن عمر روايت كرده است: پيامبر صلى الله عليه و آله از اقامۀ نماز در هفت مكان نهى فرموده است: جاى زباله، كشتارگاه، مقبره، وسط راه، حمام، آغل‌هاى شتران و پشت بام كعبه.» 8

از مجموع اين روايات استفاده مى‌شود كه نماز خواندن در كنار قبرها حرام است؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله از خواندن نماز در كنار قبرها نهى كرده است، و نهى پيامبر صلى الله عليه و آله ظهور در حرمت دارد. در اين جهت تفاوتى ميان قبرهاى افراد معمولى و قبرهاى پيامبران و امامان و شهدا نيست، زيرا روايات مطلق است و شامل همۀ اين موارد مى‌شود.

پاسخ شبهه

الف: نماز در كنار قبرها و مشاهد مشرّفه

١. اصل اوّلى اين است كه اقامۀ نماز اختصاص به مكان خاصّى ندارد؛ پس هر مسلمانى مى‌تواند در هر مكانى نمازهاى واجب و مستحب خود را بخواند، مگر اينكه شارع مقدّس در مورد مكانى خاصّ از اقامۀ نماز نهى كرده باشد.

مراجعه به قرآن كريم و احاديث، بيانگر وجود يك قاعدۀ كلّى و اصل اوّلى در اسلام است به نام «صحّة الصلاة في كلّ مكان إلّاما خرج بالدليل»؛ «نماز در هر مكانى صحيح است مگر اينكه دليل خاصّى دربارۀ بطلان نماز در يك مكان خاصّ وجود داشته باشد.»

خداوند متعال مى‌فرمايد:

«أَقِمِ الصَّلاٰةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ» 9

«نماز را در وقت زوال خورشيد تا ابتداى تاريكى شب و هنگام طلوع فجر به پا داريد.»

«وَ حَيْثُ مٰا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ» 10

«و هر كجا بوديد صورتتان را هنگام نماز به سوى قبله برگردانيد.»

در آيۀ اوّل براى اقامۀ نماز، وقت خاصّى را معيّن كرده است، ولى از مكان خاصّ هيچ سخنى به ميان نياورده، پس آيه نسبت به مكان‌ها اطلاق دارد.

و در آيۀ دوم خداوند متعال تصريح كرده است كه در هر مكانى كه بوديد، نماز را به سمت قبله اقامه كنيد.

و همچنين - علاوه بر روايات موجود در كتاب‌هاى ما شيعيان - روايتى را اباذر از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است و بخارى و مسلم آن را در صحاح خود ذكر كرده‌اند كه دلالت آن بر وجود اين قاعدۀ كلّى بسيار واضح و روشن است.

اباذر از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:

«حيثما أدركتْك الصلاة فصلّ والأرض لك مسجد 11.»

«هر كجا كه هنگام نماز شد، نماز را اقامه كن؛ زيرا همۀ زمين براى تو مسجد است.»

اين روايت با تعبيرهاى گوناگون در كتاب‌هاى حديثى اهل سنّت نقل شده است، در بعضى عبارتى را كه ذكر كرديم، و در بعضى ديگر:

«أينما ادركتْك الصلاة فصلّ، فهو مسجد» يا

«قال: جعلت لي الأرض مسجداً وطهوراً، فحيثما أدركتْك الصلاة فصلِّ» يا

«حيثما أدركتك الصلاة فصلّ، فإنّه مسجد» وجود دارد. 12

مضمون همۀ اين عبارات يك مطلب است و آن مطلب عبارتست از صحيح بودن نماز در هر مكانى، مگر اينكه يك دليل گويا و صريح دربارۀ مكان خاصّى وارد شده باشد كه اداى نماز در آن مكان حرام باشد.
فقهاى اهل سنّت نيز روايت ابوذر را يك قانون كلّى و اصل اوّلى معرّفى كرده و براى اثبات صحّت نماز در بسيارى از مكان‌ها به اين روايت استناد كرده‌اند.

ابن حزم در كتاب «المحلّى» مى‌نويسد:

«الصلاة فى البيعة والكنيسة وبين النار والمجزرة... وفى كلّ موضع جائزةٌ ما لم يأت نصٌّ أو إجماع متيقّن في تحريم الصلاة في‌مكان مّا، فيوقف عند النهي‌في‌ذلك،... عن‌أبي‌ذرّ، قال قلت:

يارسول‌اللّٰه! أيّ مسجدٍ وضع في‌الأرض أوّل؟ قال:

المسجدالحرام. قلت: ثمّ أيّ؟ قال: المسجد الأقصى. قلت: كم بينهما؟ قال: أربعون سنة، ثمّ حيثما ادركتْك الصلاة فصلِّ، فهو مسجد 13.»

«نماز در معبدِ يهوديان و كليساى مسيحيان و ميان آتش و كشتارگاه و... در هر مكانى جايز است، تا زمانى كه روايت يا اجماع مستحكمى بر حرام بودن نماز در مكان خاصّى وارد نشده باشد، در غير اين صورت بايد از خواندن نماز در آن مكان خوددارى كرد. ابوذر مى‌گويد:

به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم: يا رسول‌اللّٰه! نخستين مسجدى كه در روى زمين تأسيس شد كدام مسجد است؟ فرمود: مسجدالحرام. عرض كردم: پس از آن چه مسجدى تأسيس شد؟ فرمود: مسجدالأقصى، و شما بايد هر كجا هنگام نماز شد، نماز را اقامه كنى؛ زيرا همانجا مسجد است.»

و نيز مى‌گويد: «نماز جايز است در معابد و كليساها و آتشكده‌ها و محلّ نگهدارى بت‌ها و خانقاه‌ها، در صورتى كه آنچه اجتناب از آن در هنگام نماز واجب است - مانند خون يا شراب يا... - در آنجا نباشد؛ زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: زمين براى من مسجد و پاك قرار داده شده است، پس هنگام نماز هر كجا بودى نماز بخوان.» 14

و نيز مى‌گويد: «اين مطلب درست است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: زمين براى من مسجد و پاك قرار داده شده، پس هر كجا وقتِ نماز رسيد نماز بخوان. لذا جايز نيست كسى را از خواندن نماز در مكانى منع كرد، مگر مكانى كه روايتى دربارۀ منع نماز در آنجا وارد شده باشد.» 15

سيّد سابق در كتاب «فقه السنّة» مى‌نويسد: «از نعمت‌هاى ويژه‌اى كه خداوند به امّت اسلام داد، اين است كه زمين را براى آنان پاك و مسجد قرار داد. بنابراين هر كسى از مسلمانان در هر كجا كه وقت نماز شد، در همانجا بايد نماز بخواند، ابوذر گفته است....» 16

نووى در «شرح صحيح مسلم» مى‌نويسد: «فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله (أينما ادركتك...) دلالت بر جواز نماز در تمام مكان‌ها دارد، مگر مكان‌هايى كه شرع استثنا كرده است.» 17

قرطبى نيز در «تفسير القرطبى» دربارۀ روايت ابوذر از پيامبر صلى الله عليه و آله مطالبى خواندنى و بدون تعصّب دارد. ايشان ابتدا اشاره‌اى به گفتار بعضى از علما دارد كه از اقامه نماز در بعضى مكان‌ها منع كرده‌اند. سپس روايت ترمذى از ابن عمر را نقل مى‌كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از اقامۀ نماز در هفت مكان نهى فرموده است: جاى زباله، كشتارگاه، گورستان، وسط راه، حمّام، آغل‌هاى شتران و بر بام خانۀ خدا. و در ادامه اشاره مى‌كند به اقوال علما دربارۀ نماز خواندن در اين مكان‌ها.

آنگاه مى‌گويد:

«الصحيح - إن شاء اللّٰه - الّذي يدلّ عليه النظر والخبر أنّ الصلاة بكلّ موضعٍ طاهرٍ صحيحةٌ.

وما روي - من قوله صلى الله عليه و آله : (إنّ هذا وادٍ به شيطان) ، وقد رواه معمّر عن الزهري، فقال: (واخرجوا عن المواضع الّذي أصابتكم فيه الغفلة) ، وقول على:

(نهانى رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله أن اصلّي بأرض بابل فإنّها ملعونة) ، وقوله عليه السلام حين مرّ بالحجر من ثمود: (لا تدخلوا هؤلاء المعذّبين إلّاأن تكونوا باكين) ، ونهيه عن الصلاة في معاطن الإبل، إلى غير ذلك ممّا في الباب - فإنّه مردود إلى الاُصول المجتمع عليها والدلائل الصحيح مجيئها. قال الإمام الحافظ أبوعمر: المختار عندنا في هذا الباب أنّ ذلك الوادي وغيره من بقاع الأرض جائز أن يصلّىٰ فيها كلّها ما لم تكن نجاسة متيقّنة تمنع عن ذلك.

ولا معنى لاعتلال من اعتلّ بأنّ موضع النوم عن الصلاة موضع شيطان، وموضع ملعون لايجب أن تقام فيه الصلاة.

وكلّ ما روي في هذا الباب من النهي عن الصلاة في المقبرة وبأرض بابل وأعطان الأبل وغير ذلك ممّا في هذا المعنى، كلّ ذلك عندنا منسوخ ومدفوع لعموم قوله صلى الله عليه و آله :

(جعلت لي الأرض كلّها مسجداً وطهوراً) .

وبقوله صلى الله عليه و آله :

(جعلت لي الأرض مسجداً وطهوراً) أجزنا الصلاة في المقبرة والحمام وفي كلّ موضع من الأرض إذا كان طاهراً من الأنجاس. وقال صلى الله عليه و آله لأبي‌ذرّ:

(حيثما ادركتْك الصلاة فصلّ، فإنّ الأرض كلّها مسجد) ، ذكره البخاري ولم‌يخص موضعاً من مواضع.

وأمّا من احتجّ بحديث ابن وهب - قال: أخبرني يحيى بن ايّوب عن زيد بن جبيرة عن داود بن حصين عن نافع عن أبي عمر - حديث الترمذي الّذي ذكرناه، فهو حديث انفرد به زيد بن جبيرة وأنكروه عليه، ولايعرف هذا الحديث مسنداً إلّا برواية يحيى بن ايّوب عن زيد بن جبيرة. وقد كتب الليث بن سعد إلى عبداللّٰه بن نافع مولى ابن عمر يسأله عن هذا الحديث، وكتب إليه عبداللّٰه بن نافع: لا أعلم من حدَّث بهذا عن نافع إلّاقد قال عليه الباطل 18.»

«نظريۀ صحيح و مستدل اين است كه نماز در هر مكانى كه پاك باشد صحيح و جايز است.

و امّا اينكه مى‌بينيد روايت شده است از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه فرمود: در اين مكان شيطان وجود دارد، و يا معمّر از زهرى روايت كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: از مكان‌هايى كه موجب غفلت مى‌شود خارج شويد، و يا از على عليه السلام روايت شده كه: پيامبر صلى الله عليه و آله مرا از خواندن نماز در سرزمين بابل نهى فرمود، زيرا اين سرزمين نفرين شده است، و يا فرمايش آن حضرت در هنگام برخورد با فردى از قوم ثمود در كنار حجرالأسود: بر اين عذاب شده‌گان وارد نشويد، مگر اينكه گريان باشيد، و يا اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله از نماز در آغل‌هاى شتران نهى كرده است، و يا احاديث ديگرى كه در اين باب وارد شده است، همۀ اينها به احكام اصولى اسلام كه مورد اتّفاق مى‌باشد و نيز به دليل‌هاى درستى كه در آينده مى‌آيد برگشت داده مى‌شود. امام حافظ ابوعمر 19 گفته است: نظر ما در اين باب اين است كه نماز در آن وادى - درّه‌اى كه قوم ثمود در آنجا مى‌زيستند - و ساير مكان‌هاى روى زمين جايز است، در صورتى كه يقين به نجاست آن مكان نباشد.

و معنا ندارد كه كسى عذر آورد كه مكان خواب جاى شيطان و نفرين شده است.

و هر آنچه در اين باب روايت شده - مانند نهى از نماز در مقبره يا سرزمين بابل يا آغل‌هاى شتران و... - به نظر ما منسوخ و بى‌اساس است؛ زيرا عموم فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله :

(جعلت لي الأرض كلّها مسجداً وطهوراً) شامل همۀ آن موارد مى‌شود.

و به دليل فرمايش آن حضرت:

(جعلت لي الأرض...) نماز در مقبره و حمّام و هر مكان ديگرى كه آلوده به نجاست نباشد را جايز مى‌دانيم.

و پيامبر صلى الله عليه و آله به ابوذر فرمود:

حيثما ادركتْك الصلاة فصلّ، فإنّ الأرض كلّها مسجد. اين روايت را بخارى نقل كرده و اختصاص به مكان خاصّى نداده است.

در پاسخ از كسانى كه براى اثبات عدم جواز، به حديث ابن وهب - كه گفته است: يحيى بن ايّوب، از زيد بن جبيره، از داود بن حصين، از نافع از ابن‌عمر براى من روايت كرد - حديثى كه ترمذى ذكر كرده است، استدلال مى‌كنند، مى‌گوييم: اين حديث را تنها زيد بن جبيره نقل كرده است و از او نپذيرفته‌اند. 20

و نيز اين حديث فقط به روايت يحيى بن ايّوب از زيد بن جبيره مسند است. ليث بن سعد به عبداللّٰه بن نافع نامه‌اى مى‌نويسد و از اين حديث مى‌پرسد. عبداللّٰه بن نافع در جواب مى‌نويسد: من كسى را كه اين حديث را از نافع نقل كرده است، بهتان زنندۀ به او مى‌دانم.»

در مجموع قرطبى معتقد به استوارى قاعدۀ كلّى (صحّت نماز در هر مكان) است و عموم فرمايش رسول‌اللّٰه صلى الله عليه و آله

«جعلت لي الأرض مسجداً وطهوراً، فحيثما ادركتك الصلاة فصلّ» را پايدار مى‌داند و روايات معارض را حمل بر كراهت مى‌كند.

بنابر اين از آيات قرآن كريم و روايت پيامبر صلى الله عليه و آله استفاده مى‌شود كه اصل اوّلى دربارۀ اقامۀ نماز در مقبره و مشاهد مشرّفه و نيز هر مكان ديگرى جواز آن است. مگر اينكه روايت معتبر و دليل مستحكمى در خصوص موردى عدم جواز را ثابت كند؛ مانند رواياتى كه اقامۀ نماز در مكان غصبى يا نجس را ثابت مى‌كند.

و امّا روايات پنجگانه‌اى كه دربارۀ نهى اقامۀ نماز در كنار قبور ذكر شده - همانطور كه خواهد آمد - از استحكام لازم برخوردار نبوده، قدرت تخصيص عمومات را نداشته و دلالت بر حرمت ندارند.

 



ادامه دارد ....


پی نوشت:

١) . مجموع الفتاوى، ج٣، ص ٣٩٨.
٢) . الفتاوى الكبرى، ج۵، ص٣٢۶؛ الاختيارات العلمية، ص٢۵ به نقل از أحكام الجنائز (البانى) ، ص٢١۴.
3) . زاد المعاد، ج١، ص۵٠٨.
4) . نيل الأوطار، ج٢، ص١٣۵؛ مسند أحمد، ج٣، ص٨٣؛ سنن الدارمي، ج١، ص٣٢٣؛ سنن ابن ماجة، ج١، ص٢۴۶؛ سنن أبي داود (ابن الأشعث) ، ج١، ص١١٩؛ سنن الترمذي، ج١، ص١٩٩؛ مستدرك الحاكم، ج١، ص٢۵١، السنن الكبرى (البيهقي) ، ج٢، ص۴٣۵؛ كنز العمّال، ج٧، ص٣۴٣.
5) . صحيح ابن‌حبّان، ج۶، ص٩٠؛ كنز العمّال، ج٨، ص١٩۵؛ مسند أبي‌يعلى، ج۵، ص١٧۵؛ مجمع الزوائد، ج٢، ص٢٧.
6) . صحيح البخاري، ج١، ص١١٢ و ج٢، ص۵۶، سنن أبي داود (ابن الأشعث) ، ج١، ص٢٣۵.
7) . مسند أحمد بن حنبل، ج٢، ص٢٨۴؛ صحيح مسلم، ج٢، ص١٨٨؛ سنن الترمذي، ج۴، ص٢٣٢.
8) . نصب الراية، ج٢، ص٣٧٧؛ سنن ابن ماجة، ج١، ص٢۴۶؛ سنن الترمذي، ج١، ص٢١۶؛ السنن الكبرى (البيهقي) ، ج٢، ص٣٢٩.
9) . الإسراء / ٧٨.
10) . البقرة / ١۴۴.
11) . صحيح البخاري، ج۴، ص٣۶.
12) . صحيح مسلم، ج٢، ص۶٣؛ مسند أحمد بن حنبل، ج۵، ص١۵۶و١۶٠؛ نيل الأوطار، ج٢، ص١٣۵؛ سنن ابن‌ماجة، ج١، ص٢۴٨؛ شرح صحيح مسلم (نووى) ، ج۵، ص٢؛ السنن الكبرى (النسائي) ، ج١، ص٢۵۶؛ صحيح ابن خزيمة، ج٢، ص۵؛ صحيح ابن حبّان، ج۴، ص۴٧۵؛ كنز العمّال، ج١۴، ص٩٨.
13) . المحلّى، ج۴، ص٨١-٨٢.
11) . المحلّى، ج ۴، ص١٨۵- ١٨۶.
15) . همان، ج۵، ص٧۶.
16) . فقه السنّة، ج١، ص٢۴۶.
17) . شرح صحيح مسلم (النووي) ، ج۵، ص٢.
18) . تفسير القرطبى، ج١٠، ص۴٨- ۵٠.
19) . منظورش ابن عبدالبر در كتاب «التمهيد» است. ر.ك: كتاب التمهيدج۵، ص٢٠٣.
20) . در خصوص ضعف زيد بن جبيره به طور مفصّل سخن خواهيم گفت.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally