زیارت قبر پیامبر بدعت یا سنت
در این مقاله به بررسی دو روایت از پیامبر اکرم (ص) می پردازیم که آن روایات دال بر نفی سفر برای زیارت و نیز بدعت و شرک بودن سفر و حتی بارسفر بستن برای زیارت قبر پیامبر اکرم(ص) می باشد.
یک شنبه 15 مهر 1397    
بازدید: 52

زیارت قبر پيامبر (ص)، بدعت یا سنت

 
 
در این مقاله به بررسی دو روایت از پیامبر اکرم (ص) می پردازیم که آن روایات دال بر نفی سفر برای زیارت و نیز بدعت و شرک بودن سفر و حتی بارسفر بستن برای زیارت قبر پیامبر اکرم(ص) می باشد.
 
در ذیل هر دو روایت را ذکر و مورد نقد و بررسی قرار می دهیم.

١.لا تَجعَلوا قَبري عيداً

(قبر مرا عيد نگيريد)

اين حديث، از روايت‌هايى است كه انسان‌هاى تندرو و منحرف، آن را تحريف كرده و ياوه‌گويان آن را تأويل كرده‌اند. آنها با حَمل معناى حديث بر غير مقصود واقعى روايت، استدلال مى‌كنند كه سفر براى زيارت پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] بدعت‌گذارى و يا حرام است. آنها حتى خودشان سخنان ضد و نقيضى بر زبان مى‌آورند.

آنها در ابتدا گفته بودند: بار سفر بستن، در حكم شرك است. سپس گفتند: حرام است و پس از آن، اين عمل را بدعت ناميدند. سپس اين عمل، خلاف سنت شد و پس از آن، حكم به مباح بودن اين عمل دادند.

همانند اين تغيير، درباره توسل جستن به پيامبر(ص) نيز پيش آمد.

شنيده بوديم كه مى‌گفتند: توسل به پيامبر(ص) در حكم شرك است. پس حكم آن به حرمت تغيير كرد. پس از آن، بدعت شد و سپس آن را خلاف سنت خواندند.

با وجود اين، خداوند متعال و هدايتگر را سپاس مى‌گوييم و از او مى‌خواهيم چشم‌هايمان را باز كند، ضميرها را روشن گرداند و ما را به خير رهنمون سازد؛ اين آرزوى هر مسلمان غيرتمندى است.

بنابراين، نتيجه مى‌گيريم كه اين حديث مانند حديث «لا تُشَدُّ الرِّحال »، که قبلا آن را مورد بررسی قرار دادیم ربطى به موضوع زيارت ندارد؛ اين حديث مربوط به يك مبحث و زيارت نيز مربوط به مبحث ديگرى است.

در ادامه، پس از بررسى سند اين روايت، برداشت بزرگان حديث از اين روايت را نيز بيان مى‌كنيم:

سند روايت

ابوداود اين حديث را در سنن خود و به نقل از ابوهريره آورده و او نيز از پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] نقل مى‌كند. ابوهريره روايت را اين‌گونه نقل مى‌كند كه پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] فرمود:

لا تَجعَلوا بُيوتَكُم قُبوراً، وَلا تَجعَلوا قَبري عيداً وَصَلّوا عَلَىَّ فَإِنَّ صَلاتَكُم تَبلُغُني حَيثُما كُنتُم.

خانه‌هايتان را گور قرار مدهيد و قبر مرا عيد قرار ندهيد. در هر كجا هستيد بر من درود فرستيد، قطعاً درودهاى شما - از هر نقطه‌اى - به من خواهد رسيد.

علماى رجال در مورد راوى آن، «عبدالله بن نافع صائغ» اختلاف‌نظر دارند. احمد و ابوحاتم رازى مى‌گويند: «راوى حديث ضعيف است».

يحيى‌بن معين راوى را توثيق مى‌كند. «ابوزرعه» مى‌گويد: «مشكلى در او نيست». در «مختصر ابى داود» از «منذرى»، اين ديدگاه‌ها آمده است.

ابويعلى در مجمع الزوائد نيز اين روايت را آورده است. در سند روايت، «ابوحفص ابن‌ابراهيم جعفرى» وجود دارد. ابن ابى‌حاتم، نسبت به اين راوى خدشه‌اى وارد نكرده است. ديگر رجال اين حديث نيز ثقه دانسته شده‌اند.

معناى حديث

حافظ «زكى الدين منذرى» مى‌گويد:

احتمال مى‌رود منظور از حديث، تشويق به فراوان زيارت كردن قبر آن بزرگوار باشد نه اينكه در اين كار سستى و كوتاهى شود بطورى كه به زيارتش نروند مگر در برخى اوقات همانند عيد كه فقط دو بار در سال اتفاق مى‌افتد.

برخى از اين حديث، اين‌گونه استنباط مى‌كنند كه نهى مى‌كند از اينكه براى زيارت روزى خاص مقرر كنند كه تنها در آن روز انجام شود و به اين شكل زيارت آن حضرت، محدود به چند روز شود؛ همانند عيد كه روزى خاص است، بلكه شايسته است آن بزرگوار در هر زمان ممكن زيارت شود، بى‌آنكه اين عمل به روزى معين اختصاص يابد. اين تأويلى است كه تقى سبكى ذكر كرده است.

برخى معناى آن را نهى از بى‌حرمتى به هنگام زيارت آن حضرت يا پرداختن به لهو و لعب دانسته‌اند، آنچنان كه در روزهاى عيد مرسوم است. زيارت بايد براى سلام و دعا در محضر ايشان انجام شود و اميد به بركت نگاه و دعاى ايشان و پاسخ سلام آن حضرت باشد. همچنين حكم ادب، آن‌گونه كه شايسته مقام شريف پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] است، رعايت شود. چه بسا كه اين ديدگاه، به واقعيت نزديك‌تر است؛ زيرا معمولاً اهل كتاب، هنگام زيارت پيامبران در نشاط و شادمانى زياده‌روى مى‌كنند. به همين دليل، رسول‌خدا[(صلى الله عليه و آله)] امت خويش را از پرداختن به لهو و لعب هنگام زيارت نهى كرده است. بنابراين، بر امت رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] واجب است به هنگام زيارت آن بزرگوار به توبه و استغفار بپردازند و هنگام زيارت او، پس از وفاتش آن‌گونه باشند كه در زمان حيات آن حضرت و مقابل ايشان بودند.

زيارت آن بزرگوار، نيكوست و فراوانى نيكويى و خير نيز پسنديده است. بر زائر واجب است ادب را رعايت كند و از لهو و لعب دورى گزيند.

عبدالرزاق در كتاب المصنف، با سند خود با بيان نهى بى‌حرمتى، اين روايت را نقل كرده كه «حسن بن حسن» گروهى را نزد قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] ديد. آنها را از اين كار نهى كرد و براى آنها فرمايش جد بزرگوارش را نقل كرد كه: « وَلا تَجعَلوا قبَري عيداً »؛ «قبر مرا عيد قرار مدهيد».

عمل او تأييد مى‌كند كه معناى حديث نهى، بى‌ادبى و گستاخى به هنگام زيارت و تسامح در آن است، آن‌گونه كه اعياد به شادمانى مى‌گذرد، پس منظور روايت، نهى از زيارت نيست. شيخ الاسلام تقى سبكى مى‌گويد:

چگونه ممكن است به ذهن كسى از پيشينيان خطور كرده باشد كه پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] از زيارت قبر خودش افراد را منع كرده باشند، در حالى كه همه به اتفاق به جواز زيارت ساير مردگان اتفاق نظر دارند.

٢. اللّهُمَّ لا تَجعَل قَبري وَثَناً يُعْبَد

(پروردگارا! قبر مرا بتى براى پرستش قرار مده)

اين حديث نيز از متونى است كه منحرفان گمراه در استدلال به آن، با فريب‌كارى رفتار كرده‌اند؛ همان كسانى كه قصد دارند متون را براساس گرايش‌ها و هواهاى نفسانى خويش تفسير و تأويل كنند. آنها از اين حديث تحريم، بدعت گذاشتن يا مكروه بودن سفر براى زيارت بهترين خلايق را استدلال كرده‌اند. اين، فهم باطلى است. در ذيل ابتدا به بررسى سند و پس از آن به مفهوم روايت مى‌پردازيم:

سند روايت

احمد بن حنبل حديث را با اين لفظ روايت كرده است:

اللّهُمَّ لا تَجعَل قَبري وَثَناً، لَعَنَ اللهُ قَوماً اتَّخَذوا قُبورَ انبيائِهِم مَساجِدَ.

پروردگارا! قبر مرا بتى قرار مده، خداوند لعنت كند قومى را كه قبر پيامبران را مساجد قرار مى‌دهند.

اين روايت در مسند احمد 1 آمده و مالك در الموطأ 2 آن را به‌طور مرسل روايت كرده است. همچنين ابويعلى آن را روايت كرده و نام اسحاق بن ابى‌اسرائيل در ميان راويان آن است كه اعتبار او جاى بحث دارد، اما بقيه رجال مورد اعتماد هستند، آن‌گونه كه در كتاب مجمع الزوائد 3 آمده است.

زرقانى مى‌گويد:

حديث نزد كسانى كه روايات مرسل نقل شده از راويان ثقه را معتبر مى‌دانند، روايتى صحيح است. نيز اين حديث براى كسانى كه به اسناد روايت به «عمر ابن محمد» و با عبارتى كه در الموطا آمده قائلند، صحيح است.

او از كسانى است كه عبارات زائد نقل شده از او (از روايات) مورد قبول است و نزد عقيلى نيز شاهدى دارد. همان‌گونه كه در شرح الزرقانى للموطا ١ آمده است.

دلالت روايت

همان‌طور كه مى‌دانيم، قبر مبارك آن حضرت، در حجره شريف ايشان واقع شده و اين حجره نيز به اجماع علماى بزرگ - از دوران صحابه تاكنون- ، بخشى از مسجد بوده است. از جانب ديگر مفاد روايتى صحيح بر اين دلالت دارد كه، قبر ايشان از واقع شدن در شرك و بت‌پرستى مصون است؛ زيرا پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] دعا كرد كه قبرش بتى براى پرستش نباشد و دعاى ايشان نيز مستجاب است. آن حضرت فرمود:

اللّهُمَّ لا تَجْعَل قَبري وَثَناً يُعبَدُ، اشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلى قَومٍ اتَّخَذوا قُبورَ انبيائِهِم مَساجِدَ.

پروردگارا! قبر مرا بتى براى پرستش قرار مده، خداوند نسبت به قومى كه قبر پيامبران را مساجد مى‌گيرند، بسيار خشمگين مى‌شود.

طبق همة نقل‌ها، معناى حديث نهى كردن از نمازگزاردن به سمت قبر براى بزرگداشت و تكريم قبر و يا صاحبش است؛ زيرا اين كار براى امت‌هاى پيشين، دستاويزى براى شرك‌ورزى و پرستش قبور و مردگان خودشان بوده است.

شارع به اين اعتبار، از اين كار نهى مى‌كند و امتش را باز مى‌دارد كه مبادا به آنچه امت‌هاى پيشين دچارش شده‌اند گرفتار آيند و خداوند خواسته ايشان را محقق و دعايش را اجابت كرد. ازاين‌رو در ميان مسلمانان كسى نيست كه با نماز به طرف يا بر روى قبر شريف، ايشان را تعظيم كند.

ازجانب ديگر بر اساس روايتى، آن حضرت به دفن خود در اين مكان اشاره فرموده است. بزار با سندى صحيح و طبرانى به صورت مرفوع روايت كرده‌اند كه پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] فرمود:

«ما بَينَ قَبرى وَمِنبَرى رَوضَةٌ مِن رياضِ الجَنَّةِ» 5؛ «ما بين قبرم و منبرم باغى از باغ‌هاى بهشت است». آن حضرت به جاى واژه «خانه» از واژه «قبر» استفاده كرده و آن حضرت با آنكه مى‌دانست مسجد شريفش هم جوار قبرشان واقع خواهد شد. با اين حال حكم به فضيلت آن نموده و امت را به آمدن به اين مكان ترغيب كردند و آن حضرت به دور

شدن از مسجد يا ويران كردن آن به سبب وجود قبرش دستور ندادند، بلكه تصريح فرموده‌اند نماز در آن، برتر از هزار ركعت نماز در ديگر مساجد به جز مسجدالحرام است. ايشان به فاصله ميان قبر شريف تا منبر با اين عنوان كه «باغى از باغ‌هاى بهشت است»، ويژگى خاصى بخشيده و آن را از ديگر نقاط مسجد، متمايز كرده‌اند.
 
 
پی نوشت:
1) . مسند احمد، ج٢، ص٢۴۶.
2) . همان، ج١، ص١٧٢.
3) . همان، ج۴، ص٢.
4) . ج١، ص٣۵١.
5) . المعجم الاوسط، طبراني، ج١، صص٣۶٠ و ۴١٢؛ هيثمي در المجمع الزوائد، ج۴، ص٩ مي‌گويد: «طبراني اين روايت را در المعجم الاوسط والمعجم الكبير نقل كرده است». راويان اين حديث نيز ثقه هستند. با اين تفاوت كه هيثمى در روايت به جاى «قبرى» واژه «بيتى» را ذكر كرده، اما در اصل روايت، واژه قبر آمده است.  
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally