زيارت پيامبر (ص) از ديدگاه برخی علمای اهل سنت 1
در این مقاله سعی شده نظرات و دیدگاه های عالمان دینی در موضوع زیارت پیامبر مورد توجه قرار بگیرد تا جایگاه زیارت در اسلام بیان گردد و ثابت شود که روایات زیارت مدینه و مرقد پیامبر(ص) حاکی و اثبات کننده این...
یک شنبه 15 مهر 1397    
بازدید: 6

زيارت پيامبر (ص) از ديدگاه برخی علمای اهل سنت 1

در این مقاله سعی شده نظرات و دیدگاه های عالمان اهل سنت در موضوع زیارت پیامبر مورد توجه قرار بگیرد تا جایگاه زیارت در اسلام بیان گردد و ثابت شود که روایات زیارت مدینه و مرقد پیامبر(ص) حاکی و اثبات کننده این مطلب است که زیارت شامل زیارت قبور فرزندان پیامبر نیز می‏گردد. 
 

نظر حليمى درباره زيارت

امام «حافظ ابوعبدالله حسين بن حسن حليمى» در شعب الايمان (بخش پانزدهم در مقام پيامبر[(صلى الله عليه و آله)])، پس از بيان آنچه از قرآن درباره وجوب بزرگداشت رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] نازل شده و بيان گزارش‌هاى تاريخى از تعظيم و احترام صحابه نسبت به ايشان، مى‌گويد:

اين عمل از كسانى است كه مصاحبت با پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] را به ارث برده بودند و اكنون در زمان ما زيارت رسول خدا همان بزرگداشت مقام والاى آن حضرت است كه فرمود:

«مَن زارَني بَعدَ وَفاتي فَكَأَنَّما في حَياتي»؛ «هر كس پس از وفاتم مرا زيارت كند، گويى مرا در زمان حياتم زيارت كرده است». 1

نظر ابن‌عساكر

امام حافظ ابواليمن عبدالصمد بن عبدالوهاب معروف به ابواليمن بن عساكر مى‌گويد:

اين مختصرى در باب زيارت مولايمان و سرور آدميان رسول‌خدا[(صلى الله عليه و آله)] است كه آن را چون تحفه‌اى براى زائر نگاشتم و توشه‌اى براى مسافر قرار دادم. زيارت خاك مقدس آن حضرت از بهترين راه‌هاى تقرب و حضور در حرم و بارگاهش از والاترين آرمان‌هاست.

قصدكردن مسجد شريف پيامبر[(صلى الله عليه و آله)]، بهترين وسيله ارتباط با معبود است. به همين دليل، به سوى آنجا بار سفر بسته مى‌شود و گناهان در آنجا ريخته و اميدها محقق مى‌شوند.

نظر فيروزآبادى

امام شيخ الاسلام مجدالدين محمد بن يعقوب فيروزآبادى مى‌گويد:

حديث «لا تُشَدُّ الرِّحالُ إِلاّ إِلى ثَلاثَةِ مَساجِدَ»؛

«جز به سوى سه مسجد سفر صورت نمى‌گيرد»،
دليلى بر نهى زيارت نيست، بلكه حجتى بر اين مهم مى‌باشد. هركس اين حديث را دليلى بر تحريم زيارت قرار داده، بزرگ‌ترين گستاخى را به خداوند و فرستاده‌اش روا داشته است و برهانى قاطع بر كند ذهنى گوينده‌اش و نمايانگر نقص او در استنباط و استدلال مى‌باشد.

اين حديث از دو وجه بر مستحب بودن زيارت دلالت مى‌كند:

وجه اول: جايگاه قبر رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] از برترين بقاع زمين است و آن حضرت از بهترين و گرامى‌ترين بندگان نزد خداست؛ زيرا خداوند به جان هيچ‌كس جز او قسم ياد نكرده است. همچنين خداوند از پيامبران، براى ايمان به او و ياريش پيمان گرفته است، چنان‌كه در اين آيه مى‌فرمايد: وَ إِذْ أَخَذَ اللّٰهُ مِيثٰاقَ النَّبِيِّينَ لَمٰا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتٰابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جٰاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ ؛ «و [به خاطر بياوريد] هنگامى را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها) پيمان مؤكّد گرفت، كه هر گاه به شما كتاب و دانش دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه با نشانه‌هايى كه نزد شماست هماهنگ بود، به او ايمان بياوريد و او را يارى كنيد». (آل‌عمران: ٨١)

خداوند او را به فضل خويش بر ديگر فرستادگان شرف داد و مقام و درجه او را فزونى بخشيد و با ختم رسالت به او، گراميش داشت.

پس، اكنون كه روشن شد او برترين خلايق و تربت پاكش بهترين مكان روى زمين است، بدان كه سفر به سوى او و تربت شريفش به طريق اولى - طبق قياس اولويت - مستحب است.

وجه دوم: سفر به مسجد مدينه مستحب است؛ از مؤمن مخلص انتظار نمى‌رود كه به قصد «مسجد النبى» حركت كند، اما زيارت پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] را قصد نكند. چگونه مى‌توان پذيرفت مؤمنى كه بر قدر و جايگاه پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] واقف است، داخل مسجد آن حضرت شود، حجره‌اش را مشاهده كند و بداند آن حضرت نيز كلامش را مى‌شنود، ولى با اين حال قصد حجره و قبر و سلام دادن بر رسول‌خدا[(صلى الله عليه و آله)] را نكند. اين مطلب از هيچ كس پوشيده نيست. از سوى ديگر، هركس قصد زيارت قبر او را بكند به تبع، نيت مسجد را نيز مى‌كند.

احاديث بسيارى درباره فضيلت زيارت مقربان درگاه خداوند وجود دارد كه البته زيارت پيامبر[(صلى الله عليه و آله)]، بر همه آنها اولويت دارد.

برخى احاديث، حرمت نهادن بر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] را چه در زمان حيات و چه پس از وفات ايشان واجب مى‌دانند. هيچ شكى نيست كه رفتن به سوى او در زمان حياتش از مهم‌ترين كارها بوده و پس از وفاتش نيز همين‌گونه است.

برخى احاديث، دلالت بر مستحب بودن زيارت قبور دارند. درباره مستحب بودن اين كار براى مردان اجماع وجود دارد، ولى در مورد زنان اختلاف‌نظر است. اين موضوع را در كتاب «اثارة اللحون لزيارة الحجون» شرح داديم. آنچه در مورد قبور ديگر گفته شد، جداى از قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] است، اما همگان اتفاق نظر داشته‌اند كه زيارت رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] براى مردان و زنان مستحب است.

درباره جواز سفر براى تجارت و به دست آوردن منافع دنيوى، اجماع وجود دارد. بنابراين، سفر براى زيارت اولويت دارد؛ زيرا از بزرگ‌ترين مصالح اخروى است.

اجماع عملى مردم كه پس از وفات آن حضرت تاكنون، همه مردم پس از حج به زيارت آن حضرت مى‌روند. علاوه بر اجماع فعلى، اجماع قولى نيز وجود دارد. «ابوالفضل قاضى» مى‌گويد: «زيارت قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)]»، از سنت‌هاى مسلمانان است كه بر آن اتفاق نظر دارند. آثار و روايات دينى فراوانى در اين باب وجود دارد. 2

ديدگاه ابن‌تيميه درباره زيارت و توجيه آن

ابن‌تيميه در اين رابطه ديدگاه ارزشمندى دارد كه به هنگام بيان سخن وى درباره زيارت آمده است. وى پس از گفتارى در مورد بدعت بودن سفر به قصد زيارت قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] - بدون نيت كردن مسجد - مى‌گويد:

اين فرد مخالف و امثال او سفر براى زيارت قبور پيامبران را نوعى تقرب پنداشته‌اند. پس وقتى كلام علما را در مورد استحباب زيارت قبر پيامبرمان مى‌بينند، مى‌پندارند ديگر سفر به قصد زيارت ديگر قبور نيز، مانند زيارت قبر پيامبر خداست. اما گمراهى آنها به چند دليل است:

اول: سفر به سوى پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] در اصل سفر به قصد مسجد اوست كه برپايه كتاب، سنت و اجماع مستحب است.

دوم: اين سفر براى مسجد است؛ بنابراين، چه در زمان حيات رسول خدا، چه پس از دفن شدن ايشان در آن مسجد، پيش و پس از داخل شدن حجره در آن، در واقع سفر به قصد مسجد است؛ خواه در آنجا قبر باشد، خواه نباشد. پس جايز نيست كه سفر را فقط به قصد قبر دانست.

سپس مى‌گويد: ... ششم: سفر به قصد مسجد كه سفر براى زيارت قبر ناميده شده، چيزى است كه مسلمانان، نسل به نسل بر آن توافق داشته‌اند، اما در مورد نيكو بودن سفر براى ساير قبرها، هيچ‌يك از صحابه و تابعين و پيروان تابعين، سخنى نگفته‌اند.

آن‌گاه مى‌گويد:

مقصود اين است كه مسلمانان هميشه به مسجد ايشان سفر مى‌كنند و به قبرهاى پيامبران همچون قبر موسى و قبر ابراهيم(ع) سفر نمى‌كنند. از هيچ‌يك از صحابه شنيده نشده است كه با وجود بسيارى سفرشان به شام و بيت المقدس، به قصد زيارت قبر ابراهيم سفر كرده باشند.

بنابراين، چگونه است كه سفر براى مسجد رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] را كه برخى از مردم زيارت قبر ايشان ناميده‌اند، مانند سفر براى قبر ديگر پيامبران قلمداد مى‌كنند؟

نكته مهم اينجاست كه شيخ ابن‌تيميه، هرگز تصور نمى‌كند كه زائر تنها به قصد زيارت قبر سفر كند و داخل مسجد نشود و در آن نماز نخواند تا از بركات بسيار آن، كه گويى باغى از بهشت است، برخوردار شود. در مقابل، وى هرگز عاقلانه نمى‌داند كه زائر فقط به قصد مسجد سفر كند و توجهى به زيارت و سلام دادن بر پيامبر و دو تن از صحابه‌اش - عمر و ابوبكر - نداشته باشد.

ابن‌تيميه با اشاره به اين معنا مى‌گويد: «چگونه سفر به قصد مسجد رسول‌خدا[(صلى الله عليه و آله)] را كه برخى مردم آن را زيارت قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] ناميده‌اند، همپاى سفر براى زيارت قبر ساير پيامبران قرار داده‌اند».

بنا به گفته او، سفر به قصد زيارت پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] سفر به قصد مسجد است و همچنين سفر به مسجد، سفر به قصد زيارت قبر ايشان ناميده شده است و مسلمانان بر آن اتفاق‌نظر دارند.

اين رأى نيكو و ارزشمند، سبب حل مشكل بزرگى مى‌شود كه ميان مسلمانان تفرقه انداخته است. به همين دليل، گروه‌هايى از آنها يكديگر را تكفير و به خروج از دايره اسلام متهم مى‌سازند. اگر كسى كه ادعا مى‌كند پيرو سلف است و از شيوه ابن‌تيميه به عنوان پيشواى سلف در دوران خويش پيروى مى‌كند، به نيت‌هاى مردم خوش‌گمان باشد، بسيارى از مردم از ورود به جهنم در امان مى‌مانند و بهشت جايگاه آنها مى‌شود. اين حقيقتى است كه ما به آن صادقانه باور داريم.

اگر كسى بگويد: براى زيارت پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] يا قبر مطهر ايشان سفر مى‌كنم، در اصل مسجد شريف آن حضرت را قصد كرده است و اگر بگويد: براى زيارت مسجد ايشان سفر مى‌كنم در اصل زيارت قبر ايشان را قصد كرده است. در نتيجه، ميان مسجد و قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] پيوند تنگاتنگى وجود دارد. زيارت قبر ايشان نيز در واقع، زيارت خود پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] منظور است؛ زيرا كسى كه براى زيارت قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] مسافرت مى‌كند، در حقيقت به سوى پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] سفر كرده است.

هيچ‌كس در سفر خود، قبر را مقصد خويش قرار نمى‌دهد. ما در سفر خود، زيارت رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] را نيت مى‌كنيم و با رفتن به اين زيارت، به خدا تقرب مى‌جوييم. ازاين‌رو، زائر بايستى در استفاده از واژگان دقت بيشترى كند تا در سخنش جاى هيچ‌گونه شبهه‌اى وجود نداشته باشد. زائر بايد بگويد: «ما به قصد رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] سفر مى‌كنيم».

به همين دليل است كه مالك مى‌گويد: «خوش نمى‌دارم كه كسى بگويد: قبر رسول‌خدا[(صلى الله عليه و آله)] را زيارت كردم».

علماى «مالكى» اين سخن مالك را رعايت ادب در كلام، تفسير كرده‌اند؛ زيرا كسى كه براى زيارت قبر سفر مى‌كند، فقط زيارت قبر را قصد مى‌كند. وقتى در روضه شريفه مردمى را مشاهده مى‌كنى كه در برابر درهاى باز مسجدالنبى آن‌گونه بر هم سبقت مى‌گيرند كه نزديك است از شدت انبوهى جمعيت، بعضى‌ها كشته شوند و نيز كسانى را مى‌بينى به سختى تلاش مى‌كنند در اين مسجد نماز بگزارند و در رفتن به روضه مباركه از يكديگر پيشى مى‌گيرند، درمى‌يابى كه همه آنها براى زيارت محمد بن عبدالله[(صلى الله عليه و آله)] آمده و به قصد او سفر كرده‌اند.

توضيحات علامه «شيخ عطيه محمد سالم»

علامه شيخ عطيه محمد سالم قاضى مدينه منوره، صاحب كتاب «تكملة اضواء البيان»، اين مسئله را در تفسير «أضواء البيان» خويش به نقل از علامه مفسر، شيخ «محمد امين شنقيطى» ذكر كرده است. او مى‌گويد:

به باور بنده، اگر معاصران شيخ الاسلام ابن‌تيميه بر سر اين مسئله مناقشه و نزاع به راه نمى‌انداختند، اين مسئله جاى اين همه بحث و بررسى نداشت. آنها به سبب محبتى كه به پيامبر داشتند، حساسيت نشان داده‌اند، پس اين مسئله را مطرح كردند و به آن حكم دادند. سپس اين افراد برپايه دلالت التزامى كلام ابن‌تيميه حكم داده‌اند.

ابن تيميه مى‌گويد: سفر، تنها براى زيارت نيست، بلكه با توجه به تصريح روايات، به قصد مسجد براى زيارت است. معاصران ابن‌تيميه بر پايه اين سخن، پندارهايى را به وى نسبت داده‌اند كه خودش نگفته بود. اگر كلام او به جاى نهى بر نفى حمل مى‌شد، موافق اين قول بود؛ زيرا او زيارت آن بزرگوار و سلام فرستادن بر او را منع نكرده، بلكه آن را از فضيلت‌ها و مقربات دانسته است. وى مى‌خواهد در سفر به مسجد و هر امر ديگر - از جمله سلام‌دادن بر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] - به متن حديث پايبند باشد. همچنان‌كه در كتاب‌هايش نيز تصريح كرده است. 3

شيخ عطيه در ادامه آنچه ما از «ابن‌تيميه» نقل كرديم را مى‌آورد و مى‌گويد:

كلام او دلالت مى‌كند كه زيارت قبر و نماز در مسجد، به يكديگر مرتبط است و هر كس در عمل، مدعى تفكيك اين دو از يكديگر شود، برخلاف واقع سخن گفته است. وقتى رابطه ميان اين دو اثبات شد و اختلاف و تعارض آنها منتفى گرديد، ديگر جايى براى نزاع و مناقشه باقى نمى‌ماند.

وى در جاى ديگرى از كتاب خود 4 در مورد شكسته بودن نماز در سفر زيارت قبور انبيا و صالحان، از «احمد» چهار قول آورده كه سومين آنها اين است: «نماز در سفر زيارت قبر پيامبر اسلام، شكسته است». 5

شيخ عطيه سپس مى‌گويد: «اين نهايت تصريح ايشان درباره اين موضوع است؛ زيرا به اعتقاد عموم علما، ميان زيارت و نماز در مسجد ايشان تفكيك وجود ندارد».

در مورد افراد جاهل به مسئله نيز مى‌گويد:

كسى كه از اين حقيقت ناآگاه است و سفرش تنها به نيت قبر است، نماز را در مسجد رسول خدا به‌جا مى‌آورد و با اين كار به ثواب آن نايل مى‌شود. به دليل بى‌خبرى از آنچه از آن نهى شده است نيز عقوبت نمى‌شود، بلكه به پاداش آن دست مى‌يابد و گناهى بر او نيست. 6

بنابراين، هركس زيارت قبر را قصد كند از اجر و ثواب محروم نيست. پس، آيا شايسته است گفته شود، چنين كسى بدعت‌گذار، گمراه يا مشرك است؟

فضيلت زيارت پيامبر(ص) از نگاه ابن‌قيم

شيخ ابن‌قيم در قصيده «نونيه» مشهورش، راجع به فضيلت زيارت پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] اين چنين مى‌سرايد:

فاِذا اتَينَا المَسجِدَ النَّبَوى صَل‍وَأَتَى المُسلِمُ بِالسَّلامِ بِهَيبَةٍ

هنگامى كه وارد مسجدالنبى شديم، اول دو ركعت نماز تحيت به‌جا آورديم؛

با تمام وجود و با فروتنى و حضور قلب كه اين، كارى نيك و پسنديده است؛

پس به قصد زيارت قبر شريف بدان سو شديم؛ گويى بر روى چشمانمان مى‌رفتيم؛

در مقابل قبر، پنهان و آشكار با افتادگى و فروتنى مى‌ايستيم؛

گويى او در قبر زنده و گوياست و ايستادگان سرفرود آورده‌اند؛

آن هيبت بر آنها چيره شد و آن ستون‌ها نيز از هيبت و عظمت اين مقام، به شدت به خود مى‌لرزيد؛

چشمه اشك‌ها جارى شد، درحالى‌كه مدت‌ها بود كه اين ديدگان خشكيده بودند؛

سلام‌كنندگان با ايمان و آگاهى كامل و با هيبت و وقار به آن حضرت سلام مى‌كردند؛

صداها در اطراف ضريحش هرگز بلند نشده و بر آن سجده نشده است؛

هرگز طواف‌دهنده‌اى دور قبر ديده نشد كه قبر را كعبه دوم قرار داده باشد؛

سپس براى دعا به سمت خداى خانه، خم شد؛

اين زيارت، براى انسان پايبند به شريعت اسلام و ايمان، از برترين اعمال است كه در روز قيامت در كفه ترازو قرار خواهد گرفت.

نظر ذهبى درباره سفر به قصد زيارت پيامبر(ص)

از «حسن بن حسن بن على» روايت شده، مردى را ديد كه در مقابل خانه‌اى كه قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] در آن است، ايستاده بود و دعا مى‌خواند و بر او درود مى‌فرستاد. «حسن بن حسن» به آن مرد گفت:

اين كار را انجام نده؛ زيرا رسول خدا فرمود:

لا تَتَّخِذُوا بَيتي عيداً 7 وَلا تَجعَلوا بُيوتَكُم قُبوراً، وَصَلّوا عَلَىَّ حَيثُ ما كُنتُم فَاِنَّ صَلاتَكُم تَبلُغُني.

خانه مرا عيد نگيريد و خانه‌هايتان را گور قرار مدهيد. در هر كجا هستيد بر من درود فرستيد، قطعاً درودهاى شما به من خواهد رسيد.

اين حديث مرسل است و دلايل حسن براى اين روايت نيزبى‌پايه است.

هر كس كه نزد حجره مقدس با فروتنى و تسليم، بر رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] درود فرستد، به سعادت ويژه‌اى دست پيدا مى‌كند؛ زيرا او زيارت نيكويى به جاى آورده و به نيكى، اظهار محبت و تواضع كرده است. اين شخص نسبت به كسى كه در سرزمين خود بر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] درود مى‌فرستد، عبادتى بيشتر انجام داده است؛ زيرا زائر هم ثواب زيارت كردن و هم پاداش درود فرستادن را نصيب خود مى‌كند، اما كسى كه از ديگر سرزمين‌ها درود مى‌فرستد، تنها ثواب درود فرستادن را از آن خود مى‌كند. هر كس يك درود بر رسول‌خدا[(صلى الله عليه و آله)] فرستد، خداوند ده درود بر او مى‌فرستد، اما كسى كه آن بزرگوار را زيارت كند و آداب زيارت را ناپسند به جا آورد يا بر قبر سجده كند و يا مرتكب خلاف شرع شود، كار نيكو و زشت را با هم انجام داده و خداوند آمرزنده مهربان است.

به خدا قسم، شدت ناله و تضرع و فريادها و بوسيدن در و ديوار نزد خدا و رسولش، فقط براى اظهار محبت و دوستى ايشان است. دوست داشتن پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] معيار و جداكننده بهشتيان از دوزخيان است و زيارت قبر او از بهترين تقربات است. فرض كنيم طبق روايت:

«لا تُشَدُّ الرِّحالُ الاّ الى ثَلاثَةِ»؛ «جز به سوى سه مسجد بار و بنه سفر مبنديد»، سفر كردن به سوى قبر پيامبران و اوليا جايز نباشد؛ زيرا اين روايت نيز - طبق فرض ما - حكمى عام دارد و افراد را از سفر براى زيارت همه قبور نهى كرده است. با اين حال، سفر به سوى پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] مستلزم سفر به مسجد آن حضرت است و اين، امرى مشروع است و رسيدن به حجره حضرت، تنها پس از ورود به مسجد ايشان امكان‌پذير است. كسى كه به زيارت آن حضرت مى‌رود، ابتدا وارد مسجد مى‌شود و بايد نماز تحيت مسجد را بخواند، سپس بر صاحب مسجد درود فرستد. خداوند اين زيارت را روزى من و شما بگرداند. 8

گفتار كرمانى درباره زيارت

شيخ امام محمد بن يوسف كرمانى در شرح فرمايش رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] كه: «

لا تُشَدُّ [الرِّحالُ الاّ الى ثَلاثَةِ مَساجِدَ: المَسجِدِ الحَرامِ وَمَسجِدِ الرَّسولِ وَمَسجِدِ الأَقصى »]؛ «جز به سه مسجد سفر مكنيد: مسجدالحرام، مسجد رسول[(صلى الله عليه و آله)] و مسجدالاقصى»، مى‌گويد:

اين استثنا، مفرّغ است اگر كسى بگويد: در اين صورت تقدير آن اين‌گونه است: «به هيچ جايى سفر مكنيد». لازمه اين تقدير آن است كه سفر به هيچ مكانى جز آنچه استثنا شده است، جايز نباشد. حتى سفر براى زيارت حضرت ابراهيم نيز جايز نيست؛ زيرا در استثناى مفرغ لازم است كه مستثنى‌منه، عموم را در تقدير بگيرند.

در پاسخ مى‌گويم: منظور از عموم چيزى است كه از نظر جنس و نوع، با مستثنى تناسب داشته باشد. مثلاً وقتى مى‌گوييم: نديدم مگر زيد را تقدير آن اين‌گونه است: كه مردى جز زيد نديدم و اين‌گونه نيست كه هيچ چيز يا حيوانى جز زيد را نديدم. تقدير فرمايش پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] چنين است: «به هيچ مسجدى جز سه مسجد سفر مكنيد».

در عصر ما، درباره اين موضوع مناظرات بسيارى در سرزمين شام صورت گرفته و رسائل بسيارى از دو طرف مناظره تأليف شده است كه البته در اين نوشتار، مجال بيان آنها نيست.

كرمانى مى‌گويد:

اما گفته پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] «مسجد الحرام» بدل «ثلاثة مساجد» است. در برخى روايات، مسجدالحرام به طور مرفوع قرائت شده است. در اين صورت مسجدالحرام، خبر براى مبتداى محذوف است. الف و لامى كه بر سر «الرسول» آمده است الف و لام عهد از حضرت محمد مى‌باشد و عدول از «مسجدى» به «مسجد الرسول»، براى بزرگداشت است. به عنوان مثال خليفه مى‌گويد: اميرمؤمنان دستور چنين كارى به شما مى‌دهد. اما نمى‌گويد من دستور مى‌دهم چنين كارى بكن و اما كلام پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] كه فرمود:

مسجد الاقصى [مسجد دوردست]، به خاطر دورى آن مسجد از مسجد الحرام چنين وصف شده است و گفته‌اند: از آن رو اين نام بدان داده شده است كه از نظر ارتفاع بلندترين موضع زمين و نزديك‌ترين به آسمان است. زمخشرى مى‌گويد:

مسجد الاقصى بيت المقدس است؛ زيرا در آن هنگام، بعد از مسجدالاقصى، در نقاط پس از آن مسجد ديگرى وجود نداشت. مقصود از مسجد الحرام نيز يا كعبه است؛ چنان‌كه حق تعالى مى‌فرمايد: فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ؛ «پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن». (بقره: ١۴۴)

يا مكه است، چنان‌كه مى‌فرمايد: مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى ؛ «از مسجد الحرام به مسجد الأقصى». (اسراء:١)

و يا كل حرم، چنان‌كه مى‌فرمايد: فَلاٰ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ بَعْدَ عٰامِهِمْ هٰذٰا؛ «پس نبايد بعد از اين سال به مسجدالحرام نزديك شوند». (توبه: ٢٨)

يا منظور خود مسجد است كه در اينجا مراد حديث، همين معناست. «خطابى» نيز مى‌گويد:

در عبارت «لا تُشَدُّ»، لفظش خبر و معنايش ايجاب است براى جايى است كه كسى نذر مى‌كند براى تبرك جستن در يكى از اماكن نماز بخواند. تنها در مورد اين سه مسجد لازم است براى وفاى نذر سفر كند و مسافت طولانى را طى نمايد. اما اگر كسى نمازگزاردن در بقاعى غير از اين سه را نذر كرده، مخير است كه براى نماز به آنجا رود يا نه.

خطابى چنين مى‌گويد:

سفر به مسجد الحرام براى حج و عمره واجب است. در زمان حيات رسول خدا، مردم براى هجرت به مسجد او سفر مى‌كردند. اين كار در حد كفايت واجب بود، اما رفتن به بيت المقدس، از باب فضيلت و استحباب است.

معناى اين حديث را به گونه‌اى ديگر نيز تأويل كرده‌اند: «براى اعتكاف، فقط به اين سه مسجد سفر كنيد». برخى از علماى سلف نيز بر همين باور بوده‌اند كه «اعتكاف، تنها در اين سه مسجد صحيح است».

نووى نيز مى‌گويد:

«اين حديث فضيلت اين مساجد را بيان مى‌كند» و شيخ «ابومحمد جوينى» مى‌گويد:

رفتن به سفر به غير اين مساجد، همچون رفتن به قبور صالحان، حرام است و البته صحيح آن است كه اين كار نه حرام و نه مكروه است، بلكه مراد اين است در سفر به اين سه مسجد، فضيلتى كامل وجود دارد. 9

 
ادامه دارد...
 
 
پی نوشت:
1) . شعب الايمان، حافظ حليمي، ج١، ص٣٢٠.
2) . الصلات والبشر في الصلاة علي خير البشر، صص١۵٢ و ١۵٣.
3) . تكملة اضواء البيان، شيخ عطيه محمد سالم، ج٨، ص۵٨۶.
4) . همان، ص٣۴۶.
5) . همان، ص٨٩٠.
6) . تكملة اضواء البيان، ج٨، ص ٨٩٠.
7) . اين عبارت را ذهبي نقل كرده است. اما در روايت مشهور، اين عبارت آمده: «لا تَجعَلوا قَبري عيداً».
8) . سير اعلام النبلاء، ذهبي، ج۴، صص۴٨٣ - ۴٨۵.
9) . شرح الكرماني علي صحيح البخاري، ج٧، ص١٢.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally