آسيب‌شناسى زيارت
نبودن برنامه‌اى حساب شده و متناسب توسط دست‌انداركاران بعضى از اماكن زيارتى و غفلت برخى از زائران در اين زمينه، آفت‌ها و آسيب‌هايى را در پى داشته كه در اين مقاله به برخى از مهم‌ترين آنها مى‌پردازيم.
یک شنبه 18 شهریور 1397    
بازدید: 66

آسيب‌شناسى زيارت

مقدمه

زيارت در فرهنگ اسلام از جايگاه مهم و ويژه‌اى برخوردار است كه قرآن كريم و روايات و سيره معصومان (ع) بر آن تاكيد دارد. از اين رو يكى از سنت‌هاى ديرينه و حسنه در اسلام «زيارت» به‌ويژه در ميان شيعيان است.

استقبال مردم از اماكن زيارتى در تمامى اديان الهى و آسمانى و نيز اشتياق مسلمانان به زيارت بزرگان دينى و مزارهاى مقدس آنان بر كسى پوشيده نيست. تجلّى اين علاقه و اشتياق را در زيارت ميليونى مردمى از نقاط گوناگون جهان در اماكن زيارتى مى‌توان ديد؛ به طورى كه تنها از ميان ايرانيان سالانه ميليون‌ها زائر به مكان‌هاى زيارتى مانند: خانه خدا و مرقد نورانى پيامبر (ص) و امامان بقيع (ع) در كشور عربستان و عتبات عاليات در كشور عراق و حرم امام رضا (ع) در مشهد و حرم كريمه اهل بيت حضرت معصومه (س) در قم و امام‌زادگان جليل‌القدر در نقاط مختلف ايران و نقاط جهان سفر مى‌كنند.

بى‌ترديد زيارت بركات و دستاوردهاى فراوان و گوناگونى دارد كه پيروان راستين مكتب اسلام از آن بهره‌مندند؛ اما نكته‌اى كه در اين سنت حسنه بايد مورد توجه قرار گيرد، آفت‌ها و آسيب‌هايى است كه در مسير انجام زيارت پديد آمده و زائران را از هدف اصلى زيارت بازمى‌دارد.

نبودن برنامه‌اى حساب شده و متناسب توسط دست‌انداركاران بعضى از اماكن زيارتى و غفلت برخى از زائران در اين زمينه، آفت‌ها و آسيب‌هايى را در پى داشته كه در اين مقاله به برخى از مهم‌ترين آنها مى‌پردازيم.

١. عدم رعايت ادب حضور

زيارت اماكن نورانى و مقدس انبيا و اولياى الهى آدابى دارد كه به عنوان «آداب زيارت» در كتاب‌هاى مزار آمده است. زائر هنگام زيارت بايد ادب حضور در پيشگاه آن بزرگواران را در نظر گرفته و با قلبى آماده و دلى آكنده از صدق و صفا با آنان ارتباط برقرار كند. در زبان عامه، مردم چنين مى‌گويند: «زيارت پول حلال مى‌خواهد و قلب صاف!» اگر قلب زائر متوجه ديگرى باشد و بدون توجه به درگاه بارى تعالى به زيارت بپردازد، عين بى‌ادبى است و چنين زيارتى موجب قرب و ارتباط معنوى نخواهد شد.

ادب اقتضا مى‌كند شخصى كه بار سفر بسته و عزم خويش را جزم نموده تا بزرگوارى را زيارت كند، در تمام مراحل اين سفر، خود را در محضر آن محبوب دانسته و در جوار وى همت و تلاش بر اين داشته باشد كه از نورانيت و جذابيت آن مرقد نورانى بيشترين بهره را برده و آن وجود مقدس را ناظر بر رفتارش بداند و از آنچه موجب سرگرمى‌هاى غفلت‌آور است و او را از هدف اصلى بازمى‌دارد، بپرهيزد. عارف بزرگوار ميرزا جواد ملكى تبريزيمى‌فرمايد:

چيزى كه براى همگان قابل رؤيت مى‌باشد، اين است كه بيشتر مردم در عبادات و كارهاى آخرت و حتى در ايمان و اخلاق خود به شكل ظاهرى آن چسبيده، ولى در امور دنيايى علاوه بر انجام دادن شكل ظاهرى، براى به دست آوردن حقيقت و واقعيت آن، دقت زيادى به خرج مى‌دهند. براى مثال بيشتر مردم فقط شكل نماز را به وجود آورده و براى تكميل ظاهر آن كوشش مى‌كنند، ولى در پى به دست آوردن روح آن نيستند. مهم‌ترين چيزى كه باعث از بين رفتن دين و آخرت انسان شده و او را به سوى دنيا كشيده و باعث حاكميت هواى نفس بر انسان مى‌شود، همين امر است.

هر كدام از كارها و اذكار نماز كه از اجزا يا شرايط نماز هستند، از طهارت و تكبير گرفته تا سلام دادن و خواندن تعقيبات نماز، همگى داراى شكل و روح مى‌باشند، اما مردم شكل ظاهرى نماز را ياد گرفته و براى درست كردن تقليد و آموختن نماز خيلى تلاش كرده و در اين موارد احتياط مى‌كنند. حتى درباره ميزان معلومات و تقواى مراجع تقليد تحقيق كرده و در اين باره با يكديگر بحث مى‌كنند. به جهت فهميدن مطالب رساله‌هاى علميه دقت كرده و درباره آن با يكديگر بحث مى‌كنند. درباره پاك بودن آب و پاك كردن اعضاى بدن زياده‌روى كرده و براى رساندن آب به اعضاى وضو به اندازه‌اى تلاش مى‌كنند كه شرع از آنان نخواسته و حتى به صراحت آن را نهى كرده است و همين‌طور در مورد پاك بودن مكان و لباس نماز. هنگام نماز و گفتن ذكر، به اندازه‌اى در اداى حروف از مخارج دقت كرده و زياده‌روى مى‌كنند كه در نهايت آن را غلط مى‌خوانند! اما گويا اصلا دستورى ندارند كه اعضاى بدن خود را از گناهان و دل را از اخلاق رذيله، نفاس و دوستى غير خدا و به ياد غيرخدا بودن پاك كنند كه به اين امور نمى‌پردازند!

اما مردم در امور دنيوى چنين نبوده و تمام تلاش خود را براى به دست آوردن چيزهاى حقيقى به كار مى‌گيرند. براى مثال، كسى كه حلوا مى‌دهد، نمى‌تواند با شكل يا كلمه حلوا خود را راضى كند و اگر يكى از اجزاى آن به حد كافى در آن نباشد، نام حلوا را از روى آن برداشته و مى‌گويد: اين حلوا نيست. همين‌طور در ساير چيزها و امور دنيا تاكنون كسى را نديده‌ام كه در امور دنيايى به شكل ظاهر اكتفا كند. اگر همه مردم چنين نباشند، بيشتر مردم، در اغلب امور آخرت، فقط شكل ظاهر را به وجود آورده و انتظار دارند كه شكل و ظاهر، اثر روح را داشته باشد كه [البته] به آن نمى‌رسند. . .

در يك كلام، ما در امور دينى و آخرتى گرفتار سهل‌انگارى شده و خود را با ظواهر راضى نموده و در انجام اين امور كوتاهى مى‌كنيم. البته بايد در نظر داشت كه اگر مى‌گوييم بايد ماهيات و معانى را به وجود آورد و از اكتفا به ظاهر پرهيز كرد، منظور اين نيست كه بايد به شكل ظاهر بى‌اعتنا باشيم؛ بلكه بايد هم جلوه ظاهرى را ايجاد كرد و هم معنا و باطن را؛ همان‌گونه كه خداوند از ما خواسته و رسول خدا (ص) انجام مى‌داد؛ زيرا شكل و ظاهر نيز بسيار مهم است. اگر كسى مانند صوفى‌ها، اصلا جلوه بيرونى و شكل ظاهرى را رعايت نكند، خود و ديگران را گمراه نموده و با اين عمل از دين خارج مى‌شود.١

هدف زيارت اين نيست كه انسان حضور جسمى در بارگاه عزيز و بزرگوارى داشته باشد، اما قلب و روح او غايب باشد و به ديوارها و گچ‌برى‌ها و كاشى‌كارى‌ها و چراغ‌ها و مانند آنها سرگرم شود و خود را از كسب فيض از محضر آن بزرگواران محروم كند. در روايتى چنين وارد شده است:

عَنِ الحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضا (ع) يَقُولُ إنَّ لِكُلِّ إمَامٍ عَهداً فِي عُنُقِ أوْلِيَائِهِ وَشِيعَتِهِ وإنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهدِ وَحُسْنِ الْأدَاءِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ وَتَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ كَانَ أئِمَّتُهُمْ شُفَعَاهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ حسن بن على وشّا گويد: از امام رضا (ع) شنيدم كه فرمود: براى هر امامى بر گردن دوستان و پيروانش عهد و پيمانى است؛ وفاى به آن پيمان هنگامى كامل مى‌گردد و به نيكى ادا مى‌شود كه به زيارت مرقدش برود. از اين رو هر كس مزار امامان را با شوق درونى و ميل باطنى زيارت كند و به آنچه خواست آنان است، گواهى دهد، آن بزرگواران در روز قيامت شفيعش خواهند بود.٢

٢. عدم آگاهى و بصيرت

يكى از مبانى مهم تعليم و تربيت در اسلام، محبت است؛ به طورى كه قرآن كريم مهم‌ترين محور فضايل اخلاقى را محبت مى‌شمرد. نقش محبت آن‌قدر مهم و كارساز است كه امام صادق (ع) مى‌فرمايد:

إِنَّ اللهَ عَزَّوجلَّ أدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ وَإنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ؛ خداى بزرگ پيامبرش را با محبت خود تأديب و تربيت كرد، آن‌گاه به او فرمود: همانا تو داراى اخلاق برجسته‌اى هستى.٣

چون زيارت جلوه‌گاه محبت و دوستى با اهل بيت عصمت و طهارت است، به گونه‌اى كه زائر عمق محبت و مودت خويش را نسبت به آن بزرگواران ابراز مى‌نمايد، از اين رو با توسل به آنان همسويى و همراهى با ايشان و دورى از دشمنانشان را آشكار نموده و «تولّى» و «تبرّى» را به نمايش مى‌گذارد. اما اين مهم هنگامى به دست مى‌آيد كه با معرفت و شناخت انجام گيرد. شناخت زائر نسبت به حق و مقام زيارت شونده، هر چه عميق‌تر و بيشتر باشد، محبت و علاقه به آنان افزون‌تر خواهد بود. در برخى از دعاها چنين آمده است:

اللَّهُمَّ عَرَّفْنِي نَفْسَكَ فإنَّكَ إنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أعْرِفْ نَبِيِّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فإنَّكَ إنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرَّفْنِي حُجَّتَكَ فإنَّكَ إنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي؛ خدايا! خودت را به من بشناسان كه اگر نشناسانى، پيامبرت را نخواهم شناخت. خدايا! پيامبرت را به من بشناسان كه اگر نشناسانى، حجت تو را نخواهم شناخت. خدايا! حجت خود را به من بشناسان كه اگر نشناسانى، در دين خويش به گمراهى خواهم افتاد.۴

بهره‌ورى از معنويات و راز و نياز راستين و قرار گرفتن در جذبه محبوب و نوشيدن جرعه‌هاى روح‌بخش از سرچشمه پرفيض امام و انسان كامل، هنگامى براى به انسان حاصل مى‌شود كه اين ويژگى‌ها با شناخت صحيح و معرفت همراه باشد. هنگامى كه زائر از چنين معرفتى محروم مانده و در غفلت و فراموشى به‌سر برد، از فضيلت‌ها و مكارم اخلاقى نيز محروم خواهد ماند.

آرى، عدم شناخت و بصيرت نداشتن نسبت به ساحت مقدس معصومان (ع) ميان آدمى و آنان فاصله انداخته و توفيق الگو گرفتن از آنان را سلب مى‌كند. انسان وقتى امام معصوم را به چشم حجت خدا بنگرد و از عمق جان به او ارادت داشته باشد و از سوى خداوند اطاعتش را لازم بداند، دستوراتش را در ابعاد گوناگون زندگى اطاعت كرده و پاى‌بندى به آنها را نشان خواهد داد.

آگاهى و ميزان معرفت زائر در اين زمينه اهميت فراوان دارد و اگر انسان، آگاه به حق زيارت شونده باشد، بى‌شك در پيشگاه پروردگار منزلت والايى به دست خواهد آورد. در برخى از روايات به اين موضوع سفارش شده است. براى نمونه در حديثى چنين مى‌خوانيم:

قال ابوعبدالله (ع) مَنْ أتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ (ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ الله لَهُ أجْرَ مَنْ أعْتَقَ ألْفَ نَسَمَةٍ وَكَمَنْ حَمَلَ عَلَى ألْفِ فَرَسٍ مُسْرَجَةٍ مُلْجَمَةٍ فِي سَبِيلِ الله؛ امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زيارت قبر امام حسين (ع) برود و حق او را بشناسد، خداوند پاداش كسى را به او مى‌دهد كه هزار برده را آزاد كرده باشد و مانند كسى است كه هزار اسب زين شده و لگام زده را در راه خدا گسيل دارد.۵

و فرمود:

مَنْ أتَى قَبْرَ أبِي عبد الله (ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَمَا تَأخَّرَ؛ كسى كه به زيارت قبر امام حسين (ع) برود و آشناى به حق او باشد، خداوند گناهان گذشته و تازه‌اش را مى‌آمرزد.۶

معرفت و آگاهى نه تنها شرط كمال در زيارت پيامبر و امامان معصوم است، بلكه درباره زيارت خانه خدا و طواف كعبه نيز چنين آمده است:

عَنْ إبراهيم التَّيْمِي قَالَ كُنْتُ أطُوفُ بِالْبَيْتِ الْحَرَامِ فاعْتَمَدَ عَلَيَّ أبُوعَبْدِالله (ع) فَقَالَ ألاَ أخْبِرُكَ يا إبْراهيم ما لكَ في طَوَافِكَ هذا؟ قال قُلْتُ بلي جُعِلْتُ فِدَاكَ، قال مَنْ جاءَ إلَى هذا الْبَيْتِ عارِفاً بهِ أسْبُوعاً وَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ في إبراهيم (ع) كَتَبَ الله لَهُ عَشَرَةَ آلاَفِ حَسَنَةٍ وَرَفَعَ لَهُ عَشَرَةَ آلافِ دَرَجَة الْخَبَر؛ ابراهيم تيمى گويد: در حال طواف كعبه بودم كه امام صادق (ع) به من تكيه داد و فرمود: اى ابراهيم! آيا تو را از فضيلت اين طوافى كه انجام مى‌دهى آگاه سازم؟ عرض كردم: آرى، فدايت شوم! فرمود: هر كس به سوى اين خانه بيايد، در حالى كه عارف به حق آن باشد، آن‌گاه هفت دور طواف كند و پس از آن دو ركعت نماز در مقام ابراهيم (ع) بگزارد، خداوند ده هزار حسنه براى او مى‌نويسد و ده هزار درجه وى را بالا مى‌برد. . . .٧

به هر روى، زائر بايد به اين بينديشد كه كيست و زيارت شونده كيست؟ اين مزار كجاست و چه آدابى را رعايت كند و چه رهاوردى براى او دارد؟

زائر با معرفت در جوار پاك اسوه‌هاى تقوا و فضيلت مى‌تواند خاك وجود خويش را كيميا و مس درون را به طلاى ناب تبديل كند. بسيارى بوده‌اند كه با كوله‌بارى از گناه و عصيان به زيارت خانه خدا يا بارگاه نورانى معصومان رفته و با توجهى خالصانه و تضرعى صادقانه، سوزى از درون نشان داده و درخواست رهايى از تاريكى جهل و گناه نموده‌اند؛ پس خواسته آنان برآورده شده، تحولى عميق در وجود آنان پديد آمده و آن زيارت چون آتشى سوزان تمام ناخالصى‌هاى آنان را سوزانده و مانند چشمه‌اى زلال، گناهانشان را شسته و به سرچشمه نور و صفا متصل كرده است.

٣. تظاهر و رياكارى

زيارت، حضور در محضر بندگان صالح و شايسته خداست كه با اخلاص به درگاه ربوبى روى آورده‌اند و بندگى خداوند شاخص‌ترين ارزش وجودى آنان است. مگر نه اين است كه در تشهد نماز، به برترين انسان جهان آفرينش و افضل انبياى الهى و آخرين سفير خداوند چنين مى‌گوييم: «و اشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله» ؛ گواهى مى‌دهم كه محمد بنده خدا و رسول اوست. ازاين‌رو بايد توجه داشت كه آن‌چه موجب نزديكى آنان به خداوند متعال است، همان بندگى و اخلاصشان بوده و اين امر بسيار مورد عنايت مكتب اسلام است و در منابع اسلامى تأكيد فراوان بر آن شده است.

در نقطه مقابل اخلاص، «ريا» قرار دارد كه به شدت نكوهش شده است. ريا به معناى انجام كارى در برابر ديدگان مردم است تا به او گمان نيك پيدا كنند. اين كار در اسلام ممنوع و حرام شمرده شده و قرآن كريم در آيات متعددى آن را نكوهش نموده است. در برخى از اين آيات به آثار ريا در باطل كردن انفاق يا صدقات اشاره نموده است:

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلا قَلِيلا ٨؛ منافقان مى‌خواهند خدا را فريب دهند، درحالى‌كه خدا فريب‌دهنده آنان است و چون به نماز برمى‌خيزند، براى مردم خودنمايى مى‌كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى‌كنند.

در نظر فقيهان نيز ريا در عبادت، موجب بطلان عبادت است و نيز هر كارى كه در آن قصد قربت شرط شده باشد، ريا آن را باطل مى‌كند. بنابراين در تمام كارها به‌ويژه كارهاى عبادى بايد موضوع اخلاص مورد توجه باشد تا نتيجه‌اى الهى در پى آورد. جاى بسى تأسف است كه برخى افراد براى تظاهر و چشم و هم‌چشمى و رياكارانه به زيارت خانه خدا و مراقد نورانى پيامبر و اهل‌بيت پاكش مى‌روند و تمام زحمت خود را بر باد مى‌دهند! آنان تنها به اين مى‌انديشند كه چون فلان شخص از خويشان يا آشنايان به مكه رفته و او را حاجى صدا مى‌زنند، من نيز بايد به اين سفر بروم تا مانند او مرا حاجى صدا كنند!

۴. عدم توجه به اولويت‌هاى دينى

از ديگر آسيب‌هاى مهم زيارت اين است كه برخى به هنگام زيارت، به اولويت‌هاى دينى و مراتب مطلوبيت امور توجه جدى ندارد؛ گرچه اين آسيب در ابعاد ديگر زندگى نيز به چشم مى‌خورد كه خود جاى تامل و بررسى دارد.

كارشناسان مسائل دينى و فقيهان بزرگ، احكام دينى را به پنج گونه تقسيم كرده‌اند:

اول: واجب (كارى كه بايد انجام شود و ترك آن عقاب دارد.) ؛

دوم: حرام (كارى كه بايد ترك شود و انجام آن عقاب دارد.) ؛

سوم: مستحب (كارى كه انجام آن ثواب دارد، اما مى‌توان آن را ترك نمود.) ؛

چهارم: مكروه (كارى كه ترك آن بهتر است، اما مى‌توان آن را انجام داد.) ؛

پنجم: مباح (كارى كه انجام و ترك آن مساوى است.) ؛

بديهى است كه مهم، انجام واجبات و ترك محرمات است و گام اصلى از ديدگاه بزرگان و عارفان واقعى در مسير رشد معنوى انسان، توجه به اين دو مى‌باشد. مرجع فقيد و بزرگوار حضرت آيه‌الله بهجت در فرازى از سخنان خود دربارۀ عمل به وظيفه مى‌فرمايد:

حضرت ولى عصر (عج) تكيه‌گاه مردم است و كسانى كه تكيه‌گاهشان امام باشد، كوه ايمانند. . . نوكرهاى امام زمان بايد به وظيفه خويش عمل كنند و توسلات را هم داشته باشند.

نيز مى‌فرمايد:

اگر بفرماييد: به آن حضرت دسترسى نداريم، جواب شما اين است كه چرا به انجام واجبات و ترك محرمات ملتزم نيستيد. او به همين امر از ما راضى است. ترك واجبات و ارتكاب محرمات، حجاب و نقاب ديدار ما از آن حضرت است.

معنويت واقعى آن است كه آدمى واجبات دينى را انجام داده و از محرمات بپرهيزد و در مرحله دوم به انجام مستحبات و ترك مكروهات پايبند باشد كه آن نيز در جاى خود باارزش است. اما اين درست نيست كه انسان، واجبى را فداى يك مستحب كند يا اين‌كه حرامى را فداى مكروه نمايد. ازاين‌رو هر جا انسان بر سر دو راهى قرار گيرد و چاره‌اى جز اين نداشته باشد كه يكى از آن دو را برگزيند، هميشه بايد مستحب را فداى واجب و مكروه را فداى حرام بنمايد و پيوسته بايد مهم را به پاى مهم‌تر قربانى نمود، نه عكس آن.

اكنون بايد گفت: زيارت به‌طور طبيعى يك امر مستحب است، اما انجام آن نبايد حساسيت انسان به ترك حرام را كمرنگ كند يا گمان برد كه زيارت، گناه او را جبران مى‌كند! بلكه در يك زيارت صحيح و سازنده، آدمى بايد از گناهان خود توبه و استغفار نمايد؛ به‌ويژه در زيارت مرقد نورانى پيامبر اكرم (ص) كه استغفار و طلب آمرزش در آن‌جا كه مورد سفارش قرآن كريم و اولياى الهى است:

. . . وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا ٩؛ و اگر ايشان هنگامى كه به خود ستم كردند، نزد تو مى‌آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‌نمودند و پيامبر هم براى آنان استغفار مى‌نمود، خدا را توبه‌پذير و مهربان مى‌يافتند.

اين آيه پرجاذبه‌ترين آيه‌اى است كه امت مسلمانان را به زيارت مرقد نورانى پيامبر بزرگوار اسلام دعوت نموده و عالمان شيعه و سنى به آن تمسك نموده‌اند.

برخى امور نامطلوب و معصيت‌آلود در زيارت

الف) گاهى بر اثر كثرت جمعيت در اماكن زيارتى، اختلاط زن و مرد به چشم مى‌خورد و حريم‌ها رعايت نمى‌شود؛ با اين‌كه همه مى‌دانيم چنين وضعى از نظر دينى مطلوب نيست. مرحوم محدث قمى در كتاب معروف خود مى‌گويد:

شيخ شهيد ما فرمود: هنگامى كه زنان مى‌خواهند به زيارت بروند، بايد خود را از مردان جدا كنند و تنها زيارت نمايند و اگر هنگام شب زيارت كنند، بهتر است و بايد وضع لباس خود را تغيير دهند و لباس خوب و عالى را به لباس پست بدل كنند كه شناخته نشوند. . .

ايشان پس از نقل كلام شهيد چنين آورده است:

از اين كلمات معلوم مى‌شود شدت قبح و زشتى آن‌چه كه امروزه عادى شده است كه بانوان به نام رفتن به زيارت خود را آرايش نموده، با لباس‌هاى نفيس از خانه‌ها بيرون مى‌آيند و در حرم‌هاى مطهر براى مردان مزاحمت ايجاد نموده و فشار به بدن مردان داده يا خود را به ضريح چسبانده يا در طرف قبله روبه‌روى مردان نشسته و به خواندن زيارت مشغول مى‌شوند و حواس مردم را پريشان نموده، بندگان و زائران و نمازگزاران و اهل دعا و توسل را از كارشان باز مى‌دارند و از كسانى مى‌شوند كه ديگران را از راه خدا بازمى‌دارند و در حقيقت اين‌گونه زيارتِ زنان، از منكرات دينى به‌شمار مى‌آيد، نه از عبادات و موجبات تقرب به خداوند بزرگ.

سپس اين حديث را از امام صادق (ع) آورده است:

عَنْ أبِى عَبْدِ اللهِ (ع) قالَ قالَ على (ع) يا أهلَ الْعِراقِ نُبِّئتُ أنَّ نِسَاءَكُمْ يوَافِينَ الرِّجَالَ فِى الطَّرِيقِ أمَا تَسْتَحْيونَ وَقالَ لَعَنَ اللهُ مَنْ لاَ يغَارُ١٠؛ حضرت على (ع) فرمود: اى مردم عراق! به من خبر رسيده كه زنان شما در بين راه با مردان برخورد نموده و آنان را كنار مى‌زنند. آيا شرم نمى‌كنيد؟ ! آن‌گاه فرمود: خدا لعنت كند كسى را كه غيرت ندارد.١١

ب) رفتن بانوان به زيارت اماكن زيارتى بدون اجازه همسر را همه فقيهان و كارشناسان اسلامى غير جايز دانسته‌اند و حتى رفتن بانوان به مقدس‌ترين مكان زيارتى يعنى خانه خدا و سفر حج مستحب را بدون اجازۀ همسر جايز نمى‌دانند.

نيز اهميت صله رحم در اسلام بر كسى پوشيده نيست، اما با اين وصف نظر كارشناسان مسايل فقهى و دينى را در ذيل ملاحظه نماييد:

پرسش: اگر شوهرى همسرش را از صله رحم - به‌ويژه ديدار والدين - منع كند، تكليف چيست؟ آيا مى‌تواند بدون اجازه او به ديدن آنان برود؟

پاسخ همه مراجع: خير، نمى‌تواند بدون اجازه شوهر به ديدار آنان برود و صله رحم منحصر به رفت و آمد نيست؛ بلكه با احوال‌پرسى و پيغام فرستادن از طريق تلفن، نامه و مانند آن نيز محقق مى‌شود.١٢

پرسش: آيا حضور در مراسم مذهبى (مثل نماز جمعه و راه‌پيمايى) نياز به اجازه شوهر دارد؟

پاسخ مراجع (به جز تبريزى و مكارم) : آرى، بايد با اجازه شوهر باشد. آيات عظام تبريزى و مكارم: بنا بر احتياط واجب بايد با اجازه شوهر باشد.١٣

ج) در زيارت خانه خدا كه فرموده‌اند دست زدن به حجرالاسود يا بوسيدن آن مستحب است و ارزش ويژه‌اى دارد، نكته‌اى كه بانوان بايد رعايت كنند اين است كه هنگام ازدحام جمعيت و هجوم افراد براى رسيدن به حجرالاسود و دست زدن به آن، از رفتن به سوى آن خوددارى كنند؛ زيرا اوّلاً: طبق بعضى از روايات، استحباب چهار چيز در مناسك حج از بانوان برداشته شده است:

عَنْ أبِي عَبْدِ اللهِ (ع) قَالَ إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جلَّ وَضَعَ عَنِ النِّسَاءِ أرْبَعاً الْإجْهَارَ بِالتَّلْبِيَةِ وَالسَّعْيَ بَيْنَ الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ يعنِي الْهَرْوَلَةَ وَدُخُولَ الْكَعْبَةِ واسْتِلاَمَ الْحَجَرِ الأسْوَدِ؛ امام صادق (ع) فرمود: خداوند با عزت و جلالت چهار چيز را از بانوان برداشته است: بلند گفتن تلبيه (لبيك‌ها) ، هروله در سعى بين صفا و مروه، داخل شدن در خانه كعبه واستلام حجرالاسود.١۴

ثانياً: اين درست نيست كه براى يك مستحب، حريم زن و مرد رعايت نشود و گناهى صورت پذيرد.

نكته‌اى هم كه مردان بايد در نظر داشته باشند اين است كه انجام اين امر مستحب نبايد موجب آزار و اذيت ديگر زائران خانه خدا گردد - كه به‌طور معمول به‌ويژه در فصل حج چنين است! - اگر چنين شد، ارزش معنوى خود را از دست مى‌دهد. در حديثى چنين مى‌خوانيم:

«عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قالَ كَانَ بِمَكَّة رَجُلٌ مَوْلًى أمَيَّةَ يُقَالُ لَهُ ابْنُ أبِي عَوَانَةَ. . . وَإنَّهُ أتَى أبَا عَبْدِ الله٧ وَهُوَ فِي الطَّوافِ فَقالَ يَا أبَا عبدِ اللهِ مَا تقُولُ في اسْتِلَام الْحَجَرِ؟ فقالَ: اسْتَلَمَهُ رَسُولُ اللهِ٩ فَقالَ له: ما أرَاكَ اسْتَلَمْتَهُ قالَ: أكْرَهُ أنْ أوذِيَ ضَعيفاً أوْ أتَأذَّي قالَ فقالَ قَدْ زَعَمْتَ أنَّ رسولَ اللهِ٩ اسْتَلَمَهُ قَالَ نَعَمْ وَلَكِنْ كَانَ رَسُولُ‌الله٩ إِذَا رَأوْهُ عَرَفُوا لَهُ حَقَّهُ وَأنَا فَلا يَعْرِفُونَ لي حَقِّي.١۵

حماد بن عثمان گويد: در مكه، مردى از غلامان بنى‌اميه به نام ابن ابى‌عوانه مى‌زيست. يك روز كه امام صادق (ع) مشغول طواف بود، عرض كرد: يا ابا عبدالله! در مورد بوسيدن حجرالاسود چه مى‌فرماييد؟ حضرت فرمود: پيامبر اكرم (ص) آن را بوسيده است. گفت: من نديدم شما ببوسيد. فرمود: دوست نمى‌دارم كه ناتوانى را اذيت كنم يا خودم بر اثر ازدحام جمعيت اذيت شوم. عرض كرد: شما كه مى‌فرماييد پيامبر اكرم (ص) آن را مى‌بوسيد؟ فرمود: بلى، اما وقتى مردم چشمشان به پيامبر (ص) مى‌افتاد، به او احترام گذاشته و مراعات حق آن جناب را مى‌كردند، ولى (در حال حاضر) مردم حق مرا نمى‌شناسند.

۵. استفاده ابزارى از زيارت

از ديگر آسيب‌ها و آفات زيارت، استفادۀ ابزارى از آن مى‌باشد. در ذيل به نمونه‌هايى از اين استفاده‌هاى ابزارى اشاره مى‌كنيم:

الف) تبليغ و ترويج روايت‌هاى ساختگى و فاقد سند معتبر درباره بعضى از زيارتگاه‌ها و ثواب زيارت آن‌جا كه گاه موجب تزلزل در اعتقادات افراد مى‌شود. اين امر، به وسيله نصب تابلوهاى گوناگون در منظر زائران و نشر جزوه‌ها و كتاب‌هاى گوناگون، صورت مى‌پذيرد، بدون آن‌كه بررسى لازم درباره آن انجام شده و مورد تأييد صاحب‌نظران و كارشناسان دينى قرار گيرد.

ب) تبليغ و تأكيد بر برخى خواب‌هاى اثرگذار كه مبناى قداست و ارزش‌گذارى يك مكان زيارتى و شخص مدفون در آن‌جاست؛ درحالى‌كه معلوم نيست اصل و ريشه خواب از كجا نشأت گرفته و بر فرض صحيح بودن، تا چه حد اعتبار دارد. اين موضوع در بعضى از اماكن به‌گونه‌اى است كه اگر جريان را تعقيب كنيم، نه اعتبارى براى آن امامزاده يا شخص مدفون مى‌توان يافت و نه بيننده خواب را و نه كسانى را كه در آن مكان شفا يافته‌اند مى‌توان ديد.

ج) استفاده از اماكن زيارتى به‌مثابه وسيلۀ تجارت، مانند: خريد و فروش قبرها و غرفه‌هاى كسب و كار در حاشيه آن اماكن به قيمت‌هاى گزاف.

در پايان به برخى نكاتى كه براى بهره‌بردارى هر چه بهتر از زيارت‌گاه‌ها بايد مورد توجه دست‌اندركاران امور زيارت قرار گيرد اشاره مى‌كنيم:

١. تأسيس كتابخانه مناسب: نقش دانش در زندگى انسان قابل انكار نيست. اسلام نيز به علم و دانش اهميت فراوان داده است. پيامبر بزرگوار اسلام و امامان نيز بر اين مهم بسيار تأكيد كرده‌اند در حديثى معروف از رسول گرامى اسلام (ص) مى‌خوانيم: «اطلبوا العلم من المهد إلى اللحد» .١۶

چنين گفت پيغمبر راست‌گوى زگهواره تا گور دانش بجوى

ازاين‌رو، يكى از كمبودهاى بعضى از مزارها نبود كتابخانه‌اى مناسب براى زائران است.

٢. امكانات رفاهى و تفريحى: نكته ديگرى كه بايد در زيارتگاه‌ها مورد توجه قرار گيرد، فراهم آوردن امكانات بهداشتى و رفاهى مناسب براى همگان، به‌ويژه نونهالان است تا در كنار زيارت بزرگان از لذت سرگرمى‌هاى مفيد نيز برخودار شوند.

ناگفته نماند در برخى از زيارتگاه‌هاى مهم، اين مراكز مانند موزه و پارك وجود دارد، اما موارد بسيارى هم داريم كه يا چنين مراكزى وجود ندارد يا بسيار محدود است.

٣. استفاده مطلوب از مناسبت‌ها: نبودن شيوه تبليغى مناسب و كارساز در مزارها به‌ويژه در بعضى از روزهاى مهم سال كه قابل بهره‌بردارى تبليغى بيشترى است، يكى ديگر از اين آسيب‌هاست.

 

پى نوشت ها:

١. محمدعلى رضايى و ديگران، فرهنگنامه اسرار و معارف حج، ص ١٨، به نقل از المراقبات، ص ۵٣٨.

٢. كليني، كافي، ج ۴، ص ۵٧۶، ح ٢.

٣. همان، ج ١، ص ٢۶۵.

۴. همان، ٣٣٧.

۵. همان، ج ۴، ص۵٨١، ح ۵.

۶. همان، ص ۵٨٢، ح ١٠.

٧. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج ٩، ص ٣٧۵.

٨. نساء، آيه ١۴٢.

٩. نساء، آيه ۶۴.

١٠. مجلسى، بحارالانوار، ج ٧٩، ص ١١۵، ح ٧.

١١. اقتباس از مفاتيح الجنان، بخش آداب زيارت.

١٢. رساله دانشجويى مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام، ص ٢٢٧.

١٣. همان.

١۴. شيخ صدوق، من لايحضر الفقيه، ج ٢، ص ٣٢۶، ح ٢۵٨٠.

١۵. كافي، ج ۴، ص ۴٠٩، ح ١٧.

١۶. نهج‌الفصاحه، ح ٣٢٧.

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally