زيارت در سيره علماى معاصر
در اين مقاله برآنيم١ تا بيشتر در آداب زيارت آنان به بحث و بررسى بپردازيم. در اين مجال به نمونه‌هايى از سيره اين بزرگواران اشاره مى‌كنيم.
شنبه 17 شهریور 1397    
بازدید: 59

زيارت در سيره علماى معاصر

 

وقتى به تاريخ حوزه‌هاى علميه و زندگى علما مى‌نگريم، مى‌بينيم نه تنها آنان به زيارت قبور معصومان و بزرگان دين اهميت مى‌دادند بلكه ترجيح مى‌دادند كه در حد امكان، محل اقامت و درس و بحث خود را نيز نزديك قبور مقدسه آنان قرار دهند. از اين‌روست كه بيشتر حوزه‌هاى علميه جهان تشيع، در كنار قبور معصومين (عليهم السلام) تأسيس شده است.

در بررسى و مطالعه زندگى علما نيز درمى‌يابيم كه عموما مقيد بودند قبور ائمه بزرگوار و حتى قبور فرزندان ايشان را به‌طور مرتب زيارت كنند و از فيوضات آنها بهره ببرند. بنابراين سيره عملى همه علما در زيارت معصومين و فرزندانشان، يك سيره مستمر و بارز است. از اين‌رو در اين مقاله برآنيم١ تا بيشتر در آداب زيارت آنان به بحث و بررسى بپردازيم. در اين مجال به نمونه‌هايى از سيره اين بزرگواران اشاره مى‌كنيم:

١. سيرۀ امام خمينى (ره) بنيان‌گذار جمهورى اسلامى ايران

حضرت آيت‌الله‌ملكوتى درباره سيره امام چنين مى‌گويد: امام خمينى (رحمة الله) زمانى كه در قم بود، دو ويژگى از ايشان مى‌ديدم:

١. دائم‌الجماعه بود؛ يعنى مقيد بود نمازهاى پنج‌گانه را به جماعت بخواند. وى مرتب نماز صبح را در بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله عليها) حاضر مى‌شد و در نماز جماعت مرحوم آيةالله العظمى حاج سيد صدرالدين صدر شركت مى‌كرد كه در همان بالاسر دفن شده است. يادم هست هر وقت او نمى‌آمد، به‌جاى ايشان حضرت آيةالله حاج سيد احمد زنجانى نماز را اقامه مى‌كرد و حضرت امام براى نماز ظهر و عصر هم به مدرسه فيضيه تشريف مى‌آورد و در نماز مرحوم آية الله سيد احمد زنجانى حاضر مى‌شد و نماز مغرب و عشاء را هم در مدرسه فيضيه كه نماز جماعت به امامت مرحوم آيةالله حاج سيد محمدتقى خوانسارى برگزار مى‌گرديد، اقامه مى‌كرد.

٢. امام به‌طور مرتب در قم به زيارت حضرت معصومه (سلام الله عليها) و در نجف به زيارت حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى‌رفت. يادم هست كه امام بزرگوار هر روز بعد از درس فلسفه كه عصرها بود و من هم در آن شركت مى‌كردم به زيارت حضرت معصومه (سلام الله عليها) مى‌رفت و بعد به فيضيه براى شركت در نماز جماعت مرحوم خوانسارى مى‌آمد. همين‌طور زمانى هم كه درس اصول تدريس مى‌كرد كه آن هم عصرها بود، هر روز براى زيارت آن حضرت مشرف مى‌شد. و در نجف نيز امام امت (قدس سره) هر روز براى زيارت به حرم مطهر و باعظمت اميرمؤمنان مشرّف مى‌شد و قبر آن بزرگوار را زيارت مى‌كرد.٢

حجت‌الاسلام والمسلمين قرهى از علماى شناخته شده‌اى است كه پيش از تبعيد امام در قم، از شاگردان ايشان بود و سپس در نجف و پس از پيروزى انقلاب اسلامى، هم‌چنان با امام رضوان الله عليه ارتباط داشت. وى دربارۀ سيره زيارتى امام (رحمةالله عليه) چنين مى‌فرمايد:

برنامه زيارتى امام (رحمةالله عليه) در نجف چنين بود كه وقتى دو ساعت و نيم از شب (مغرب) مى‌گذشت، از اندرونى به بيرونى تشريف مى‌آورد و نيم ساعت جلوس مى‌كرد و مراجعين و كسانى كه كارى يا سؤالى داشتند، خدمت امام مى‌رسيدند و بعد امام براى زيارت حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) حركت مى كرد و مى‌رفت و هر كارى هم كه داشت و هر كس را هم كه در بيرون بود، رها كرده و مى‌رفت. وارد حرم مطهر كه مى‌شد، ابتدا زيارت امين الله را از حفظ مى‌خواند و بعد هم زيارت جامعه را از روى مفاتيح مى‌خواند و به‌طرف بالاسر هم به‌خاطر احترام امام نمى‌رفت و حدود يك ساعت زيارت امام طول مى‌كشيد و چهار ساعت از شب گذشته، به منزل برمى‌گشت. پس از مدتى من ديدم خادمين براى بستن درب حرم، ملاحظه امام را مى‌كردند؛ لذا به امام تذكر دادم و امام پس از اين تذكر، ديگر زيارت جامعه را در حرم ادامه نداد. جالب اين بود كه گاهى هم كه مشرف مى‌شديم و حرم را به خاطر مسائلى بسته مى‌ديد، همين زيارت‌ها و برنامه را در رواق‌هاى اطراف، به طور كامل انجام مى‌داد. اين برنامه منظم امام بود و در زمان‌هاى شلوغ هم ترك نمى‌شد. ضمناً امام هنگامى كه وارد نجف شد و هنوز تدريس را شروع نكرده بود، صبح‌ها هم به حرم مشرف مى‌شد و بعد از مدتى كه تدريس را شروع كرد، فقط شب‌ها در همان ساعت مشخص مشرف مى‌شد. امام بزرگوار (رحمة الله عليه) در مناسبت‌هايى مثل اول ماه رجب و نيمه رجب و نيمه شعبان، به كربلا مشرف مى‌شد و براى زيارت امام حسين (عليه السلام) مى‌رفت آنجا هم زيارت امين الله و جامعه و عاشورا را مى‌خواند و هم نماز زيارت به جا مى‌آورد و معمولا شب را در كربلا بود و صبح به نجف اشرف برمى‌گشت. در طول اين چند سالى كه من در نجف در خدمت حضرت امام خمينى بودم، به ياد ندارم كه كه ايشان غير از حرم اميرمؤمنان حرم امام حسين و حرم حضرت ابوالفضل (عليهم‌السلام) به ساير اماكن زيارتى حتى مثل تلّ زينبيه بروند.٣

٢. سيره علامه آيةالله حاج شيخ عبدالحسين امينى (صاحب الغدير)

آيت‌الله ملكوتى در بيان سيرۀ علامه امينى مى‌فرمايد:

مرحوم علامه امينى براى نوشتن كتاب گران‌قدر «الغدير» سفرهاى زيادى مى‌كرد؛ ولى زمانى كه در نجف بود، به‌طور مرتب به زيارت قبر مقدس حضرت امير (عليه السلام) مى‌رفت و هميشه وقتى وارد حرم مطهر مى‌شد، در پايين پاى حضرت قرار مى‌گرفت و آن‌جا زيارت مى‌كرد و نماز مى‌خواند و از همان‌جا برمى‌گشت و به احترام آن حضرت، هيچ‌گاه به بالاى سر و جلوى حضرت و پشت سر ضريح آن حضرت نمى‌رفت. او هنگامى كه روز عاشورا در كربلا بود، مى‌آمد و در حرم امام حسين (عليه السلام) پيراهن بلندى مى‌پوشيد وچفيه به سر مى‌انداخت و با پاى برهنه، مَشكى به همراه خود برداشته و به دوش مى‌گذاشت و به زائرين آب مى‌داد و به اصطلاح سقايى مى‌كرد.۴

٣. سيرۀ مرحوم آيةالله العظمى بهجت (رضوان الله تعالى عليه)

براى آگاهى از سيرۀ مرحوم آيت‌الله بهجت، خدمت حجت‌الاسلام والمسلمين حاج شيخ على بهجت، فرزند آن مرحوم رسيديم تا سيرۀ زيارتى ايشان را از زبان فرزندى كه به تعبير خودش در اين اواخر، تمام وقت همراه پدر و ملازم او بود، بشنويم. ايشان پس از صحبت‌هاى مقدماتى، شمّه‌اى از سيره پدر را چنين بيان كردند:

سالكان طريق الى الله معتقدند كه پس از انتخاب راه، بايد حركت كرد و براى رسيدن به هدف، با كمك گرفتن از توسلات به انوار مقدسه، راه را كوتاه‌تر كرد. مرحوم ابوى هم اين عقيده را داشت و انوار مقدسۀ ائمه معصومين (عليهم‌السلام) را واسطه فيض مى‌دانستند و از راه آنان حركت مى‌كردند و مى‌فرمودند: اگر انسان با اينها راست باشد و راست حركت كند و معتقد هم باشد، جواب مى‌گيرد.

ايشان از دوره جوانى به زيارت اهميت مى‌داد و ملازم زيارت و زيارتگاه‌ها بود. ايشان چهار سال در كربلا و دوازده سال در نجف ساكن بود و تحصيل مى‌كرد. در اين مدت مرتب به زيارت اميرالمؤمنين و امام حسين (عليهماالسلام) مى‌رفت. گرچه من اطلاع زيادى از كيفيت زيارت ايشان در آن‌جاها ندارم، ولى با اطلاعاتى كه دارم، مى‌دانم در مدت اقامت در نجف، تمام ايام زيارتى را به كربلا مشرف مى‌شده و با بعضى از علما پياده از نجف به كربلا مى‌رفته‌اند. بنا بر نقل يكى از علما در آن سفر كه ايشان اغلب در ذكر يا سكوت بوده‌اند، در راه به منزل «خان مصلّى» كه رسيديم، نماز صبح را جملگى به ايشان اقتدا كردند؛ با اين‌كه از ايشان بزرگ‌تر هم بودند، نماز بسيار عجيبى اقامه نمودند. ايشان از زمان جوانى كه براى تحصيل علم به عتبات عاليات مشرف شد، به راز و نياز و توسلات بسيار اهميت مى‌داد. مرحوم آقا خودش مى‌فرمود: من يك سال و اندى در كربلا ماندم كه بالغ شدم و مى‌فرمود: اولين بارى كه در كربلا براى زيارت مشرف شدم، ديدم در يك رواق كوچك، آقايى مشغول نماز جماعت است كه حالات عجيبى دارد. تصميم گرفتم فردا براى نماز بروم آن‌جا و نماز صبح را به ايشان اقتدا نمايم. فردا كه مشرف شدم، ديدم رواقى كه ايشان نماز مى‌خواند بسيار كوچك است؛ به طورى كه حدود بيست نفر بيشتر داخل رواق نمى‌توانند نماز بخوانند و اقتدا كنند. من با خود فكر كردم من كه كوچك هستم كمتر از چهارده سال داشتم اگر داخل رواق بايستم، ممكن است مرا بيرونم كنند. در اين فكر بودم كه ديدم نزديك امام جماعت چهارپايه‌اى هست؛ تصميم گرفتم كنار چهارپايه بايستم و چنانچه خواستند بيرونم كنند، بروم داخل چهار پايه بايستم و نماز بخوانم. همان‌جا نزديك امام جماعت ايستادم و امام جماعت آمد و نماز را شروع كرد و چون روز جمعه بود، شروع به خواندن سوره جمعه كرد. ديدم آن بزرگوار خشوع و خضوع عجيبى دارد و در هنگام نماز، در احوالات عجيبى سير كرد كه گفتنى نيست.

ايشان از جوانى در اين فكر و اين حال بود كه چنين درك و بينشى، از احوالات درونى و سير عرفانى پنهان آن بزرگ‌مرد پرده برداشته و راز نهانش را يافته كه از كس ديگرى حتى بزرگان تلامذه و شاگردانش، اين مقام پنهان مانده بود. با اين درك و آگاهى در اين سنّ كم مى‌توان حدس زد كه در زيارت هم چه حال و هواى عجيبى داشته است. يكى از مراجع متوفى مى‌گفت: من آقاى بهجت را گاهى اذيت مى‌كردم و سر به سرش مى‌گذاشتم و حرف‌هايى را به شوخى به او مى‌گفتم كه گاهى اذيت مى‌شد. يك روز ايشان وارد حرم اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) شد و مرا به اسم صدا كرد و گفت: اگر از اين به بعد مرا اذيت كنى، به اين مولا قسم مى‌گويم كه از نجف بيرونت كند و من يقين داشتم كه او اين كار را مى‌تواند بكند؛ لذا ديگر ادامه ندادم. ايشان هنگامى كه در نجف بود، وقتى از درس و بحث و رياضات سير و سلوكى كسل و خسته مى‌شد، چند روزى براى زيارت ائمه عليهم‌السلام به كربلا و كاظمين و سامرا مى‌رفت. ايشان مى‌فرمود: در حرم داد نزنند و سر و صدا راه نياندازند؛ حتى براى صلوات خواستن، اگر بدانيد چه بزرگانى و ملائكه‌اى در حرم‌ها هستند كه اذيت مى‌شوند، چنين نمى‌كنيد.

فرزند مرحوم آيت الله بهجت آنگاه به دوران حضور پدر در قم اشاره كرد و گفت:

وقتى كه ايشان حدود ۶۴ سال پيش يعنى سال ١٣٢۴شمسى به قم مشرف شد و مستقر گرديد هر روز به حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله عليها) مشرف مى‌شد. در سال ١٣٣٧ با اين‌كه منزل ما در خيابان آذر حسين‌آباد، در محله عربستان بود و راه تا حرم دور بود، ولى ايشان براى درس و بحث و تدريس و سپس براى زيارت، به‌طور مرتب به حرم مشرف مى‌شد و هر روز حتى روزهايى كه درس و بحث هم تعطيل بود، مقيد بود كه براى زيارت، به حرم برود. زيارت ايشان در حرم مطهر حداقل بيش از يك ساعت و نيم يا دو ساعت و بعضى از روزها تا سه ساعت هم طول مى‌كشيد و حدود يك ساعت را در مقابل ضريح حضرت معصومه (س) مى‌ايستاد و سپس به داخل رواق‌ها مى‌رفت كه بعضى از شاگردان ايشان ساعت گذاشته بودند؛ زيرا هميشه علاوه بر زيارت حضرت معصومه، زيارت امين الله و زيارت جامعه كبيره را در حرم مى‌خواند. به همين جهت من هم كه خيلى از اوقات كنار ايشان مى‌نشستم و گوش مى‌دادم، زيارت جامعه را حفظ شده بودم. از ايشان سؤال شد اين زيارت‌ها را چرا اين‌جا مى‌خوانيد، در پاسخ فرمود: بزرگوارانى كه در اين زيارت‌ها مورد خطاب هستند را از همين‌جا زيارت مى‌كنم. ايشان براى زيارت حضرت معصومه سلام الله عليها معمولاً به ضريح نزديك نمى‌شد؛ بلكه در كنار ديوار طرف مسجد اعظم مى‌ايستاد و زيارت مى‌كرد تا كسى مزاحم نشود.

يكى از ويژگى‌هاى ايشان اين بود كه حدود دو ساعت قبل از فجر، از خواب بيدار مى‌شد و وضو مى‌گرفت و مشغول عبادت مى‌گرديد. هنگامى كه صبح مى‌شد، براى نماز و زيارت حرم از منزل خارج مى‌شد. زيارت ايشان طول مى‌كشيد؛ به‌طورى كه معمولاً برنامه‌هاى عبادت ايشان از وقتى كه بيدار مى‌شد، تا مى‌رفت حرم و زيارت و برمى‌گشت پنج الى شش ساعت طول مى‌كشيد و روزهاى پنج‌شنبه و جمعه بيشتر هم مى‌شد و وقتى هم كه حرم شلوغ مى‌شد، به رواق‌هاى اطراف مى‌رفت و آن‌جاها راز و نياز مى‌كرد؛ ولى با اين همه، وقتى از حرم برمى‌گشت احساس خستگى نمى‌كرد؛ بلكه با نشاطتر مى‌شد. بله ايشان نمازهاى واجب را كه مى‌خواند خيلى احساس خستگى مى‌كرد؛ بلاتشبيه ايشان وقتى با آن حال مخصوصى كه داشت در نماز با فشار زيادى كه تحمل مى‌كرد، به اندازه‌اى از حرارت عرق مى‌ريخت كه پيراهنشان خيس مى‌شد؛ همانند پيامبر (صلى الله عليه و آله) كه نقل شده است هنگام نزول وحى، احساس سنگينى مى‌كرد و عرق مى‌كرد؛ لذا ما كنارش پنكه مى‌گذاشتيم تا اذيت نشود.

مرحوم آقا وقتى به مشهد مشرف مى‌شد، در راه زياد خسته مى‌شد و احساس ضعف مى‌كرد و گاهى مى‌فرمود: انگار از قم تا مشهد پياده آمده‌ام؛ لذا دفعه اول كه به حرم مشرف مى‌شد، زيارت كوتاهى مى‌كرد و برمى‌گشت و زيارت دفعه اول حدود بيست دقيقه الى نيم ساعت بيشتر طول نمى‌كشيد، ولى پس از رفع خستگى، روزهاى ديگر زيارتش را بسيار طول مى‌داد و زيارت حضرت امام رضا (عليه‌السلام) طولانى‌تر از حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) مى‌شد. ايشان در مشهد مخصوصاً آن اوايل تا اين چند سال قبل كه هنوز خيلى پير نشده بود و توان بيشتر داشت، هر روز دو بار به حرم مشرف مى‌شد؛ يك‌بار صبح زود و يك‌بار هم شب، پس از آن‌كه شلوغى بعد نماز مغرب و عشاء فروكش مى‌كرد به حرم مشرف مى‌شد و زيارت مى‌كرد و حدود ساعت ده شب از طرف مسجد گوهرشاد بيرون مى‌آمد.

شيوه زيارتى آيت الله بهجت در آستان امام رضا (ع) نيز بخش خواندنى اين گفتگو بود:

ايشان در حرم امام رضا (عليه‌السلام) زيارت‌ها را هميشه بيش از يك ساعت ايستاده مى‌خواند و حتى به ديوار هم تكيه نمى‌داد. ما هم كه جوان بوديم، خسته مى‌شديم و مى‌نشستيم؛ ولى ايشان خسته نمى‌شد و با زيارت شاداب‌تر هم مى‌شد. يادم هست يكى از بزرگان آن‌جا كه منبر مى‌رفت و مسئله مى‌گفت در حرم همراه آقا خيلى خسته و اذيت مى‌شد و مى‌نشست و مى‌گفت: ايشان با اين‌كه هشتاد سال دارد، چطور هميشه در حال ايستاده همه زيارت‌ها را انجام مى‌دهد؟ ! بعدها كه سن آقا زياد شده بود، به عصا تكيه مى‌داد و باز ايستاده زيارت مى‌كرد كه به آن بزرگوار گفتم شما آقا را چشم كرديد و حالا با تكيه به عصا زيارت مى‌كند كه گفت: من چشم زدم بلكه نايستد و خسته نشود! يكى از شاگردان ايشان مى‌گويد بعد از حرم و زيارت در رواق به ايشان گفتم: آقا ما كه جوان هستيم قدرت نداريم اين همه وقت بايستيم، شما چگونه خسته نمى‌شويد؟ ! آقا چيزى نفرمود تا رسيد به خيابان و اشاره كرد رفتم نزديك؛ پولى داد به من و فرمود: به عطارى مراجعه كن و داروى عين، شين، قاف (عشق) تهيه كن و ميل كن تا خسته نشوى.

ايشان علاقۀ عجيبى به زيارت داشت و به آن بسيار اهميت مى‌داد. يك بار كه به مشهد مشرف شده بوديم، مرحوم شهيد مطهرى (ره) از ايشان دعوت كرد كه به فريمان برود و مهمان ايشان شود و حتى به من هم فرمود شما آقا را راضى كنيد به فريمان بيايد؛ چون مرحوم علامه طباطبايى (ره) هم مهمان ايشان بود و فرمود اگر ايشان هم بيايد ملاقات ايشان و علامه طباطبايى ديدنى و بسيار خوب و مفيد خواهد بود. من هم به آقا اصرار كردم؛ ولى ايشان راضى نشد. بعد از سال‌هاى سال كه از اين قضيه گذشت، صحبت اين موضوع شد؛ به من فرمود: من علاقه داشتم به آن ميهمانى و ايشان هم اصرار كرد، ولى عذرخواهى كردم؛ چون احساس كردم اگر به آن ميهمانى بروم، توفيق يك زيارت حضرت رضا (عليه‌السلام) از من سلب خواهد شد؛ لذا با آن همه اصرار ايشان عذرخواهى كردم و نرفتم؛ ولى اكنون چند روز است كه به مشهد آمده‌ام و از كسالت، يك بار نتوانسته‌ام حرم بروم!

ايشان اين‌قدر علاقه‌مند به زيارت حضرت بود. وقتى هم كه توانايى نداشت و احياناً نمى‌توانست به حرم مشرف شود، از همان خانه زيارت مى‌كرد و به والده هم كه ناتوان و ضعيف بود و نمى‌توانست به حرم مشرف شود، مى‌فرمود در آخرين نقطه خانه بايستد و زيارت كند و مى‌فرمود: همين‌جا (آخرين نقطه توانايى) حرم توست و خودش هم آن‌وقت كه نمى‌توانست چنين مى‌كرد.

من خوب يادم هست در سال ١٣۴۴ كه به شرح لمعه مشغول بودم، ايشان براى من برنامه هفتگى نوشت و به من داد كه در آن نوشته بود «برنامه هفتگى با آسانى ان‌شاءالله» و در آن برنامه چند چيز را تأكيد كرده بود: اين‌كه يك درس اصول و يك درس فقه بخوان؛ ادبيات را يك بار مرور كن و هر روز بيا و مقدارى از شرح ابن عقيل را براى من بخوان، چون ايشان به ادبيات خيلى اهميت مى‌داد و خودش هم در ادبيات قوى بود؛ اين‌كه هفته‌اى دو بار به حرم مشرف شدن براى طلبه خوب است كه يك بار آن صبح يا شب جمعه باشد؛ مطالعات را در منزل انجام بده و كتابخانه نرو، مگر همراه برادرت، چون آن وقت من كوچك بودم. اين نوشته را من هنوز دارم و سعى كردم آثار ايشان را تا مى‌توانم حفظ كنم؛ زيرا مرحوم علامه محمد تقى جعفرى در سال ١٣۶٣ به من تأكيد كرد هر چه ايشان فرمود آن‌را حفظ كنيد و من از آن سال تلاش داشتم آنچه مربوط به ايشان است را نگهدارى كنم.

توجه و انس آيت الله بهجت به زيارت امام زادگان نيز در سيره زيارتى ايشان جايگاه خاصى داشت، به گونه اى كه فرزند ارجمندشان در گفتگو مى گويد:

ايشان هميشه سفارش مى‌كرد به زيارت امام‌زادگان هم برويد؛ زيرا هر كدام خواصى دارند و هر يك از آنان در حكم داروى مخصوصى هستند. ايشان مى‌فرمود: اگر مردم تهران هفته‌اى يك بار به زيارت حضرت عبدالعظيم نروند، جفا كرده‌اند. خود ايشان امكان نداشت كه به تهران برود و به زيارت حضرت عبدالعظيم حسنى مشرف نشود. مرحوم آقا وقتى به طرف مشهد حركت مى‌كردند، مقيد بودند تا در رفت و برگشت، به زيارت حضرت عبدالعظيم مشرف شود و اگر درب حرم بسته هم بود، مى‌گفت پشت حرم مى‌مانيم تا باز شود و زيارت كنيم، بعد برويم. به‌ياد دارم يك بار نيمه شب از مشهد مقدس به تهران رسيديم و به حضرت عبدالعظيم رفتيم، اما درب حرم بسته شده بود، فرمود: اگر مسافرخانه بدون پله باشد، آن‌جا اطاق بگيريم و بمانيم تا صبح به زيارت مشرف شويم و بعد برويم كه اين كار را كرديم و ايشان به زيارت حضرت عبدالعظيم و امام‌زاده‌ها هم مى‌رفت و سفارش مى‌كرد كه بايد اينها را احياء كرد و حتى به آقاى رى‌شهرى سفارش كرد كه قبور علما آن‌جا را مشخص و احياء كند كه ايشان هم دستور داد و اين كار را انجام دادند.

ايشان در قم هم مقيد بود كه روز وفات امام جواد (عليه السلام) به چهل‌اختران برود و قبر موسى مبرقع را زيارت كند.۵

زيارت در كلام حضرت آيت‌الله بهجت (ره)

در پايان، نه نكته از نكات الهام بخش اين عالم وارسته تقديم مى شود:

١. توفيق زيارت ربطى به داشتن پول ندارد؛۶

٢. ايرانى‌ها بايد نعمت حرم امام رضا (عليه‌السلام) را كه زيارت آن براى‌شان فراهم است، مغتنم بشمارند؛٧

٣. حرم مطهر امام رضا (عليه‌السلام) نعمت بزرگ و گران‌قدرى است كه در اختيار ايرانى‌هاست و عظمتش را خدا مى‌داند؛٨

۴. انسان اگر هر يك از مشاهد مشرفه را طواف كند، همه مشاهد مشرفه را در همه جا زيارت كرده و برايش مفيد است؛٩

۵. به امام‌زاده‌ها برويد؛ زيرا اين بزرگواران هم‌چون ميوه‌ها كه هر كدام خاصيتى دارند، هر كدام‌شان خواص و آثارى دارند؛١٠

۶. يكى از كرامت‌هاى شيعه، قبور و مزارهاى امام‌زادگان است، لذا نبايد از زيارت آن‌ها غافل باشيم و خود را محروم سازيم؛١١

٧. اهم آداب زيارت اين است كه بدانيم بين حيات معصومين (عليهم السلام) و مماتشان هيچ فرقى وجود ندارد؛١٢

٨. ديده و شنيده شده كه اشخاص در مشاهد مشرفه به امامى كه صاحب ضريح است، سلام كرده و جواب شنيده‌اند؛١٣

٩. اگر كسى بخواهد عطش ديدار آن‌ها (معصومين عليهم‌السلام) را در وجود خود تخفيف دهد، زيارت مشاهد مشرفه به منزله ملاقات آن‌ها و ديدارامام عصر (عج) است؛ زيرا آن‌ها در هر جا حاضر و ناظرند. ١۴

 
 

پى نوشت ها:

١. در دو شماره پيشين، با سيره معصومين (عليهم السلام) واصحاب بزرگوارشان در باب زيارت آشنا شديم. در اين بخش نمونه‌هايى از سيره علماى دين و احياگران آيين محمدى در اين‌باره را بيان مى كنيم.

٢. برگرفته از نوار مصاحبه با حضرت آيةالله ملكوتى كه با حضور نويسنده متعهد، جناب حجة الاسلام عبدالرحيم اباذرى انجام گرفته است.

٣. برگرفته از نوار مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمين ققرهى در سال ١٣٨٨.

۴. متن پياده شده از مصاحبه حضرت آيه الله ملكوتى.

۵. اين مصاحبه در اواخر سال ١٣٨٨ با حضورحجت الاسلام و المسلمين جناب آقاى عبدالرحيم اباذرى صورت گرفت. فرزند برومند ايشان ابتدا اظهار داشتند كه مرحوم آقا زمانى كه زنده بود، خودش در اين موارد صحبت نمى‌كرد و مى‌فرمود: تا من زنده هستم، راضى نيستم كسى از طرف من حرفى بزند؛ لذا مطالب كمى از ايشان دربارۀ زيارت و غيره باقى مانده است.

۶. در محضر ج١ ص ٣٢٩

٧. همان ج ١ ص ٣٢٩

٨. همان ج ١ ص ٣٢٨.

٩. همان ج٢ ص ١٠۴.

١٠. گوهرهاى حكيمانه ص ١٠۴.

١١. در محضر ج ۵۵ ٢.

١٢. برگى از دفتر آفتاب ص ١۴٠.

١٣. در محضر ج ١ ص ۶٩.

١۴. همان.

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally