فقه زیارت
بررسى مستندات روايى و طرح ديدگاه فقهاى بزرگ شيعى دربارۀ اين دو غسل مكانى و فعلى، موضوع و محور اصلى اين مقاله است.
شنبه 17 شهریور 1397    
بازدید: 121

فقه زیارت

 
غسل زيارت

محمد باقر پور امينی

غسل عملى است عبادى كه فقهاى شيعه آن را دو قسم «واجب» و «مستحب» دانسته اند. تبيين تعداد غسل‌هاى مستحب و اقسام آن، مدخلى است كه ما را به درنگ در دو غسل ورود به بارگاه و حرم معصومين (عليهم السلام) و غسل زيارت رهنمون مى‌شود. بررسى مستندات روايى و طرح ديدگاه فقهاى بزرگ شيعى دربارۀ اين دو غسل مكانى و فعلى، موضوع و محور اصلى اين مقاله است. البته به دليل اهميت غسل زيارت معصومين (عليهم السلام) ، غالب اين مقاله بدان اختصاص يافته و ساير مباحث جنبۀ مقدّمى خواهد داشت.

تعداد غسل‌هاى مستحب

در فقه شيعه، چندين غسل مستحب بيان گرديده و به انجام آن ترغيب شده است. فقهاى شيعه آنها را برشمرده و شرح دادهاند؛ شيخ صدوق به حد اقلّ غسل‌هاى مندوب (مستحب) اشاره كرده و تعداد آن را ١٧ مى‌داند. 1شهيد اول از پنجاه غسل ياد كرده 2است. نراقى ضمن اشاره به ٨۵ غسل، مدعى است كه با تتبّع در روايات، به بيش از اين تعداد نيز ميرسد. 3برخى نيز تعداد آن را بيش از ١٠٠ رساندهاند، 4هرچند كه محقق حلّى، نظر مشهور را ٢٧ غسل مى‌داند 5و صاحب جواهر، معروف از مشهور را 18 غسل ميشمارد. 6

اقسام غسل‌هاى مستحب

در بسيارى از متون فقهى، اغسال مستحب، به سه دسته تقسيم شده است:

١. زمانى؛ انجام غسل در وقت و زمان خاص مستحب است؛ مانند غسل جمعه.

٢. مكانى؛ كه براى داخل شدن در مكانى غسل مستحب است؛ مانند غسل ورود به مسجد الحرام و مسجد النبى (ص)

٣. فعلى؛ انجام غسل، گاه پيش از انجام كارى است كه قصد انجام آن را دارد؛ مانند غسل طواف و غسل زيارت پيامبر وائمه اطهار (عليهم السلام) و يا آنكه غسل پس از انجام فعلى است كه آن را انجام داده است؛ مثل غسل توبه.

اين تقسيم بندى سهگانه، در آثار فقهايى چون محقّق حلّى، 7علامۀ حلّى، 8ابن فهد، 9فاضل هندى، 10نراقى، 11آقا رضا همدانى 12و امام خمينى (قدس سره) 13به چشم مى‌خورد. البته برخى از فقها بدون در نظر گرفتن اين تقسيم بندى، تنها به ذكر تعداد غسل‌هاى مستحب اشاره كرده‌اند؛ شيخ مفيد 14، شيخ طوسى، 15سلار، 16كيدرى، 17ابن زهره، 18ابوالصلاح حلبى، 19شهيد اول، 20شهيد ثانى 21و سيد محمد عاملى، 22در اين گروه‌اند.

ابن برّاج، غسل‌هاى مستحب را چهار قسم دانسته است؛ به جز زمانى و مكانى. او از غسلى ياد ميكند كه به عبادت معين تعلق دارد و به عبادت خاصى مرتبط نيست. 23 البته اين دو مورد اخير را مى‌توان همان غسل فعلى دانست.

شيخ انصارى (رحمة الله) ، ضمن اشاره به تقسيم بندى سه گانۀ فوق، غسل‌هايى مستحبى را به شيوه ديگرى نيز تقسيم مى‌نمايد:

١. غسل در زمانى خاص مستحب است، بدون سبب (غسل زمانى) .

٢. غسل به سبب خاصى مستحب است، بدون در نظر داشتن زمان (غسل مكانى)

٣. غسل براى غايت خاصى مستحب است، بدون سبب و زمان (غسل فعلى) 24

اين نكته نيز قابل توجيه است كه برخى از فقهاى معاصر، غسل مكانى را همان فعلى مى‌شمارند. 25

غسل ورود به حرم معصوم (ع)

وقتى سخن از غسل ورود به حرم پيامبر وحرم ائمۀ اطهار (عليهم السلام) مى‌رود، بايد آن را در بخش غسل‌هاى مستحب مكانى جستجو كرد.

١. بيشتر فقهاى شيعه به غسل ورود به مسجد النبى (ص) اشاره كرده‌اند؛ 26 به گونه‌اى كه ابن زهره عاملى، 27در اين گروه‌اند.

ابن برّاج، غسل‌هاى مستحب را چهار قسم دانسته است؛ به جز زمانى و مكانى. او از غسلى ياد ميكند كه به عبادت معين تعلق دارد و به عبادت خاصى مرتبط نيست. 28البته اين دو مورد اخير را مى‌توان همان غسل فعلى دانست.

شيخ انصارى (رحمة الله) ، ضمن اشاره به تقسيم بندى سه گانۀ فوق، غسل‌هايى مستحبى را به شيوه ديگرى نيز تقسيم مى‌نمايد:

١. غسل در زمانى خاص مستحب است، بدون سبب (غسل زمانى) .

٢. غسل به سبب خاصى مستحب است، بدون در نظر داشتن زمان (غسل مكانى)

٣. غسل براى غايت خاصى مستحب است، بدون سبب و زمان (غسل فعلى) 29

اين نكته نيز قابل توجيه است كه برخى از فقهاى معاصر، غسل مكانى را همان فعلى مى‌شمارند. 30

غسل ورود به حرم معصوم (ع)

وقتى سخن از غسل ورود به حرم پيامبر وحرم ائمۀ اطهار (عليهم السلام) مى‌رود، بايد آن را در بخش غسل‌هاى مستحب مكانى جستجو كرد.

١. بيشتر فقهاى شيعه به غسل ورود به مسجد النبى (ص) اشاره كرده‌اند؛ 31به گونه‌اى كه ابن زهره ادعاى اجماع نموده است. 32 براى مستحب بودن اين غسل به روايت ذيل استناد شده است. 33

«عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَة، عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليهما السلام) قَالَ: الْغُسْلُ مِنَ الْجَنَابَة وَ غُسْلُ الْجُمُعَة وَ الْعِيدَيْنِ وَ يَوْمِ عَرَفَة وَ ثَلاَثِ لَيَالٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ حينَ تَدْخُلُ الحَرَمَ وَ إِذَا أَرَدْتَ دُخُولَ مَسْجِدِ الرَّسُولِ (ص)» 34

علامه حلّى، پس از بيان اين روايت، اماكن ياد شده در حديث را با شرافت شمرده و ورود با طهارت و پاكى به آن را پسنديده و نيكو شمرده است. 35

٢. غسل ورود به حرم ائمه اطهار (عليهم السلام) و مشاهد مشرفۀ آنان، در آثار بسيارى ازفقهاى شيعه ذكر شده است؛ ابوالصلاح حلبى؛ 36 علاّمۀ حلّى در منتهى، 37 ابن فهد حلّى 38 و برخى از فقهاى ديگر، اين غسل را مستحب مى‌شمارند؛ 39علاّمه در نهايۀ الاحكام، 40براى مستحب بودن اين غسل، به رواياتى استناد مى‌كند. 41صاحب مدارك 42وفاضل هندى 43شرافت مكان را دليل استحباب غسل مى‌دانند. راشد صيمرى 44و مقدس اردبيلى 45نيز به هر دو مورد (روايت و شرافت مكان) اشاره مى‌كنند.

صاحب جواهر با درنگ در اين مسأله، دربارۀ سبب يادكرد علامه و ابن فهد از اين غسل در ميان غسل‌هاى مكانى، چنين غسلى را اعم از زيارت مى‌داند؛ زيرا ممكن است ورود به اين مكان‌هاى شريف براى زيارت و غير آن باشد. 46

نراقى 47ضمن اشاره به مستحب بودن اين غسل و همچنين غسل ورود به هر مكان شريف، از سخن ابن جنيد اسكافى ياد مى‌كند؛ از ابن جنيد نقل است كه غسل براى ورود به هر مشهد و مكان شريفى، مستحب است. 48

صاحب عروه، با اشاره به سخن ابن جنيد، وجه آن را غير معلوم مى‌شمارد، هرچند كه چنين غسلى را بدون مانع مى‌داند. 49

غسل زيارت معصومان (عليهم السلام)

غسل زيارت پيامبر (ص) و ائمۀ اطهار (عليهم السلام) از غسل‌هاى مستحب فعلى است كه بسيارى از فقهاى شيعه بر آن تأكيد دارند؛ تا آنجا كه صاحب وسيله، آن را مستحبى مى‌داند كه مخالفى در آن نيست. فاضل هندى 50و صاحب رياض 51بر يقين داشتن بزرگان فقه شيعه بر استحباب چنين غسلى تصريح مى‌كند. ابن زهره ادعاى اجماع دارد 52و صاحب جواهر آن را مشهور مى‌شمارد. 53

شيخ مفيد. 54شيخ طوسى، 55ابن براج، 56ابن ادريس، 57كيدرى، 58يحيى بن سعيد، 59ابوالصلاح حلبى، 60محقق حلّى، 61علامۀ حلّى، 62ابن فهد، 63.شهيد اول، 64وحيد بهبهانى، 65محقّق اردبيلى 66و آقا حسين خوانسارى ۴ 67از فقيهانى هستند كه نظريه بر مستحب بودن غسل زيارت پيامبر (ص) و تمامى ائمۀ اطهار (عليهم السلام) دادهاند.

در استحباب غسل زيارت براى تمام معصومان، به روايات فروانى استناد شده است. هر چند مرحوم وحيد بهبهانى مدعى است افزون بر وجود روايات بر مستحب بودن چنين غسلى، فتواى فقيه واحد نيز كفايت مى‌كند، درحالى كه اين مسأله، فتواى بسيارى از فقها را داراست. 68

همچنين مرحوم نراقى به روايتى از مدينۀ العلم صدوق، از امام صادق (ع) استناد مى‌كند، كه «غسل الزياره» را يكى از غسل‌هاى مستحبى شمرده‌اند. 69

در استحباب غسل زيارت براى تمام معصومان (عليهم السلام) ، به روايات خاص و عام فراوانى استناد شده كه به مواردى از آن اشاره مى‌شود:

- دستۀ نخست: روايات خاص

اين روايات، به صورت خاص، ناظر به مستحب بودن غسل زيارت معصومان است و استحباب شامل زيارت همۀ معصومان مى‌گردد:

الف) روايت فقه الرضا؛ در روايات مندرج در فقه الرضا (ع) ، «غسل الزيارات» به عنوان يكى ازغسل‌هاى مستحب و پس از «غسل زيارۀ البيت» آمده است. 70

فاضل هندى، 71شيخ انصارى، 72صاحب جواهر 73و آقا رضا همدانى 74به اين روايت استناد مى كنند.

ب) روايت علاء بن سَيابه؛ او از امام صادق (ع) ، دربارۀ آيۀ كريمۀ (يَا بَني آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ. . .) پرسيد و حضرت در پاسخ فرمود: «الْغُسْلُ عِنْدَ لِقَاءِ كُلِّ إِمَام» ؛ 75«غسل به هنگام ديدار و زيارت هر امام است.»

ظهور اين روايت گرچه، شامل دورۀ حيات آنان است، ليكن شامل بعد از حيات دنيايى آنان نيز ميشود؛ زيرا حرمت و لزوم احترام آنان، در اين دو دوره (پيش از مرگ و پس از مرگ) مساوى است. مرحومان وحيد بهبهانى، 76صاحب حدائق، 77صاحب مفتاح الكرامه، 78حر عاملى، 79صاحب رياض، 80شيخ انصارى، 81صاحب جواهر 82و آقا ضياى عراقى 83به اين روايت استناد كرده‌اند.

ج) روايت سليمان بن عيسى؛ عيسى، پدر سليمان، از امام صادق (ع) پرسيد:

اگر قادر به زيارت حضورى نيستم، چگونه مى‌توانم شما را زيارت كنم؟ حضرت در پاسخ فرموند:

«يَا عِيسَى إِذَا لَمْ تَقْدِرْ عَلَى الْمَجِيءِ، فَإِذَا كَانَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَة، فَاغْتَسِلْ أَوْ تَوَضَّأْ وَ اصْعَدْ إِلَى سَطْحِكَ وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ تَوَجَّهْ نَحْوِي، فَإِنَّهُ مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي، فَقَدْ زَارَنِي فِي مَمَاتِي وَ مَنْ زَارَنِي فِي مَمَاتِي فَقَدْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي» . 84

«اى عيسى، اگر قادر به آمدن نيستى، پس در روز جمعه غسل به جا آور و وضو بگير وآن‌گاه به پشت‌بام رفته، دو ركعت نماز بگزار و به سمت ما بايست؛ همانا هر كس مرا در حياتم زيارت كند گويا پس ازمرگ نيز زيارتم كرده است و هركس مرا پس از مرگ زيارت كند، همانا در حياتم زيارت كرده است.»

به نظر صاحب جواهر، با رعايت اولويت زيارت قُرب بر بُعد (و دور و نزديك) ، حرمت و جايگاه امام صادق (ع) با ساير معصومين (عليهم السلام) يكسان است. 85شيخ انصارى 86و آقا رضا همدانى 87نيز به اين روايت استناد كرده‌اند.

د) روايت ابى المَغراء؛ 88وى از امام موسى كاظم (ع) روايت مى‌كند كه فرمود:

«مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ حَاجَة وَ أَرَادَ أَنْ يَرَانَا وَ أَنْ يَعْرِفَ مَوْضِعَهُ فَلْيَغْتَسِلْ ثَلاَثَ لَيَالٍ يُنَاجِي بِنَا فَإِنَّهُ يَرَانَا وَ يُغْفَرُ لَهُ بِنَا» . 89

«هركس حاجتى از خدا دارد و ديدار ما را مى‌طلبد و جايگاه خود را جستجو مى‌كند، پس سه شب غسل به جا آورد و با ما نجوا كند، همانا او به نزد ما بار خواهد يافت و به واسطۀ ما آمرزيده خواهد شد.»

اين روايت به مستحب بودن غسل، براى ديدن هر يك از معصومان (عليهم السلام) درخواب گواه است و به نظر صاحب جواهر، از اين روايت مستحب بودن غسل براى زيارت معصومان (عليهم السلام) نيز استفاده مى‌شود. 90

شيح انصارى 91و آقا رضا همدانى 92نيز به اين روايت استناد كرده‌اند.

ه ( روايات مختص به زيارت برخى از معصومان (عليهم السلام) ؛ رواياتى كه درخصوص زيارت پيامبر، امير مؤمنان، امام حسين، امام رضا، امام كاظم، امام جواد، امام هادى وامام حسن عسكرى (عليهم السلام) بيان شده است، بر غسل زيارت تأكيد دارد. 93

فاضل هندى، 94صاحب حدائق، 95آقا رضا همدانى 96و آخوند خراسانى 97بر شمول اين غسل براى زيارت همۀ معصومان، اصرار دارند؛ به گونه‌اى كه نمى‌توان فرقى ميان زيارت آنان گذاشت. وحيد بهبهانى معتقد است بى‌شك تمام معصومان (عليهم السلام) نور واحدند و جايگاه ايشان يكسان است و انحصار غسل براى زيارت برخى ازآنان، بى‌معنى است؛ زيرا به يقين هيچ تفاوتى در ميان نيست. 98

ز) روايت زيارت جامعه كبيره؛ در اين روايت، امام هادى (ع) درپاسخ بهخواست موسيبن عبدالله نخعى، اين زيارت راكه زيارتكردن هر امامى است، بيان داشت و درآن بر انجام غسل نيز تأكيدكرد:

«إِذَا صِرْتَ إِلَى الْبَابِ فَقِفْ وَ اشْهَدِ الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَنْتَ عَلَى غُسْلٍ. . .» . 99

«هنگاميكه به درِ حرم رسيدى، بايست وشادتين بر زبان جارى ساز، در حاليكه پيشتر غسل كرده‌اى.»

نراقى 100و صاحب جواهر 101به اين روايت استناد كرده‌اند.

- دستۀ دوم: روايات عام

اين روايات، عام است و ناظر به مستحب بودن غسل زيارت بيت الله ميباشد كه برخى از فقها و نيز رأى شش دسته از روايات خاص، از ميان روايات عام، بر مستحب بودن زيارت همۀ معصومان (عليهم السلام) دلالت ميكند.

الف) موثقۀ سماعه؛ او از امام صادق (ع) نقل كرده كه حضرت فرمود:

«وَ غُسْلُ الزِّيَارَة وَاجِبٌ» . 102

مراد از واجب در اينجا، استحباب است 103و به گفتۀ صاحب مدارك، قيد «واجب» تأكيد براستحباب ميكند 104و روايات ديگر، وجوب چنين غسلى را نفى كرده‌اند. 105

ب) صحيحه ابن سنان؛ وى از امام صادق (ع) روايت مى‌كند: «الْغُسْلُ. . . وَ حِينَ يُحْرِم» . 106

ج) صحيحۀ محمد بن مسلم؛ او از يكى از دو امام باقر يا صادق (عليهما السلام) روايت كرده كه فرمودند:

«الْغُسْلُ فِي سَبْعَة عَشَرَ. . . وَ يَوْمِ الزِّيَارَة» . 107

دربارۀ اين روايات، به خصوص موثقۀ سماعه، چند نكته گفتنى است:

١. علاّمۀ حلى، 108به موثقۀ سماعه و صحيحۀ ابن سنان، 109براى استحباب غسل زيارت پيامبر (ص) و ائمۀ اطهار (عليهم السلام) استناد كرده است.

٢. صاحب مدارك، به موثقۀ سماعه و صحيحۀ محمد بن مسلم، براى مستحب بودن غسل تمام معصومين (عليهم السلام) استناد مى‌كند. 110

٣. بسيارى ازفقها، اين روايت را تعميم داده و آن را شامل غسل زيارت معصومان (عليهم السلام) مى‌شمارند؛ 111 وحيد بهبهانى 112و صاحب جواهر را مى‌توان از اين دسته شمرد. 113

۴. اين نقد مطرح است كه «غسل زيارت» در اين روايت، زيارت بيت الله الحرام است. مجلسى دوم، 114خوانسارى در مشارق، 115شيخ انصارى 116و صاحب حدائق 117وجود روايات خاص دربارۀ غسل معصومان (عليهم السلام) را سبب بى‌نيازى از اين روايت و تعميم آن مى‌دانند.

محمد تقى مجلسى در لوامع صحبقرانى مى‌نويسد:

«بعضى تعميم كرده‌اند كه شامل طواف و زيارت حضرات سيد المرسلين و ائمۀ معصومين - صلوات الله عليهم - باشد و ضرر ندارد چون احاديث غسل زيارات قريب به تواتر است و اگر حديث ديگر نمى‌داشتيم اشكالى داشت از همين حديث استدلال كردن آن چون ظاهرش طواف خانه است و احتمال غسل زيارت نبى - صلوات الله عليه - نيز هست كه آن هم مراد باشد چون لفظ حرمين از پيش گذشته است و احتمال همه دارد و ليكن به احتمال استدلال نمى‌توان كردن.» 118

كلام پايانى

با توجه به تقسيم بندى صورت گرفته در غسلهاى مستحب، غسل زيارت را در دو بخشِ «ورود به اماكن و بارگاه معصومان» و همچنين براى «زيارت» آنان، مى‌توان در نظر گرفت، هر چند به اعتقاد برخى از فقها، مستحب بودن يك عمل مى‌توانست با تكيه به فتواى يك فقيه ثابت شود، اما در اين مبحث، افزون بر وجود روايات متعدد عام و خاص؛ فتاواى بسيارى نيز بر مستحب بودن اين غسل‌ها وجود داشت كه از اهميت آن گواهى مى‌دهد.

 
 
 
 
پی نوشت:
1) . الهدايه، ج١، ص٩٠
2) . النفليه، ص٩۵
3) . مستند الشيعه، ج٣، ص٣۴۵، نراقى ضابطه و ملاك مستحب بودن غسل‌ها را با تكيه بر تسامح در ادل] سنن، ورود آن در روايات، هر چند ضعيف، با ذكر آن در كتاب فقيهى كه دليل معارض با آن وجود نداشته باشد، مى‌داند
4) . ر. ك: العروة الوثقى، ج١، ص۴۴۵
5) . شرائع الإسلام، ج١، ص٣٧؛ ر. ك: جواهر الكلام، ج۵، ص٢
6) . جواهر الكلام، ج۵، ص٢
7) . شرائع الإسلام، ج١، ص٣٧
8) . منتهى المطلب، ج٢، ص۴۶٠؛ نهاية الإحكام فى معرفة الأحكام، ج١، صص١٧۵و ١٧۶
9) . الرسائل العشر (لابن فهد) ، ص۵۴
10) . كشف اللثام، ج١، ص١٣٣
11) . مستند الشيعه، ج٣، ص٣٣٩
12) . مصباح الفقيه، ج۶، ص۴۵
13) . تحرير الوسيله، ج١، ص٩٨
14) . المقنعه، ص۵١
15) . الاقتصاد الهادى إلى طريق الرشاد، ص٢۵١؛ الجمل و العقود فى العبادات، ص۵٢
16) . المراسم العلويه، ص۵٢
17) . اصباح الشيعه، ص۴٨
18) . غنية النزوع إلى علمى الأصول و الفروع، ص۶٣
19) . الكافى فى الفقه، ص١٣۶
20) . النفليه، ص٩۵
21) . روض الجنان، ج١، ص۶٠
22) . مفتاح الكرامه، ج١، ص٨٠
23) . المهذب، ج١، ص٣٣
24) . «الغسل إمّا أن يستحبّ فى زمان خاصّ بلا سبب، و إمّا أن يستحبّ بسبب خاصّ بلا زمان، و إمّا أن يستحبّ لغاية خاصّة من دون سبب و لا زمان» . شيخ انصارى، كتاب الطهاره، ج٣، ص٩۵
25) . «ثم التزامه بالانتقاض فى خصوص الأغسال المندوبة للفعل لا وجه له مع أن الأغسال المندوبة للمكان ترجع إلى المندوبة للفعل لأنّها إنّما تستحب لأجل الدخول فى الأمكنة الشريفة» . سيد على بهبهانى، الفوائد العليه، ج١، ص٢١٠
26) . الكافى فى الفقه ص: ١٣۵؛ الاقتصاد الهادى إلى طريق الرشاد، شيخ الطوسى، ص٢۵٠؛ المبسوط، ج١، ص۴٠؛ الوسيله ص۵۴؛ غنية النزوع ص۶٢؛ إصباح الشيعه، ص۴٧؛ كشفالرموز، ج١، ص٩۴؛ شرائعالإسلام، ج١، ص٣٧؛ المختصر النافع، ج١، ص ١۵؛ المعتبر، ج١، ص٣۵٨؛ جامع الخلاف و الوفاق، ص ۴۴؛ إرشاد الأذهان، ج١، ص ٢٢١؛ تبصرة المتعلّمين، ص٣۴، تحرير الأحكام الشرعيه، ج١، ص١١؛ منتهيالمطلب، ج٢، ص۴٧٣؛ إيضاح الفوائد، ج١، ص١١، الرسالة الفخريه، ص۴١؛ التنقيح الرائع، ج١، ص١٢٨؛ المهذب البارع، ج١، ص١٩٠؛ الدر المنضود، ص١٩؛ روض الجنان، ج١، ص۶۴؛ فوائد القواعد، ص٢٨؛ مسالك الأفهام، ج١، ص١٠٧؛ مجمع الفائده و البرهان، ج١، ص٧۴؛ مدارك الأحكام، ج٢، ص١٧١؛ ذخيرة المعاد، ج٢، ص ٧٠٧؛ مشارق الشموس، ج٢، ص٢٠٩؛ كشف اللثام، ج١، ص١۶٣؛ الحدائق الناضرة، ج۴، ص٢٣۵؛ مفتاح الكرامه، ج١، ص٩۵؛ كشف الغطاء، ص١۶٠؛ رياض المسائل، ج١، ص۴٩٨؛ غنائم الأيام، ج١، ص٢۶۵؛ جواهر الكلام، ج۵، ص۶٢؛ مصباح الفقيه، ج۶، ص۶۴؛ العروة الوثقى، ج١، ص۴۶٢؛ مصباح المتهجّد، ص١٢؛ فلاح السائل، ص۶١؛ المصباح كفعمى، ص١٢؛ شرائع الإسلام، ج١، ص٣٧؛ تبصرة المتعلّمين، ص٣۴
27) . مفتاح الكرامه، ج١، ص٨٠
28) . المهذب، ج١، ص٣٣
29) . «الغسل إمّا أن يستحبّ فى زمان خاصّ بلا سبب، و إمّا أن يستحبّ بسبب خاصّ بلا زمان، و إمّا أن يستحبّ لغاية خاصّة من دون سبب و لا زمان» . شيخ انصارى، كتاب الطهاره، ج٣، ص٩۵
30) . «ثم التزامه بالانتقاض فى خصوص الأغسال المندوبة للفعل لا وجه له مع أن الأغسال المندوبة للمكان ترجع إلى المندوبة للفعل لأنّها إنّما تستحب لأجل الدخول فى الأمكنة الشريفة» . سيد على بهبهانى، الفوائد العليه، ج١، ص٢١٠
31) . الكافى فى الفقه ص: ١٣۵؛ الاقتصاد الهادى إلى طريق الرشاد، شيخ الطوسى، ص٢۵٠؛ المبسوط، ج١، ص۴٠؛ الوسيله ص۵۴؛ غنية النزوع ص۶٢؛ إصباح الشيعه، ص۴٧؛ كشفالرموز، ج١، ص٩۴؛ شرائعالإسلام، ج١، ص٣٧؛ المختصر النافع، ج١، ص ١۵؛ المعتبر، ج١، ص٣۵٨؛ جامع الخلاف و الوفاق، ص ۴۴؛ إرشاد الأذهان، ج١، ص ٢٢١؛ تبصرة المتعلّمين، ص٣۴، تحرير الأحكام الشرعيه، ج١، ص١١؛ منتهيالمطلب، ج٢، ص۴٧٣؛ إيضاح الفوائد، ج١، ص١١، الرسالة الفخريه، ص۴١؛ التنقيح الرائع، ج١، ص١٢٨؛ المهذب البارع، ج١، ص١٩٠؛ الدر المنضود، ص١٩؛ روض الجنان، ج١، ص۶۴؛ فوائد القواعد، ص٢٨؛ مسالك الأفهام، ج١، ص١٠٧؛ مجمع الفائده و البرهان، ج١، ص٧۴؛ مدارك الأحكام، ج٢، ص١٧١؛ ذخيرة المعاد، ج٢، ص ٧٠٧؛ مشارق الشموس، ج٢، ص٢٠٩؛ كشف اللثام، ج١، ص١۶٣؛ الحدائق الناضرة، ج۴، ص٢٣۵؛ مفتاح الكرامه، ج١، ص٩۵؛ كشف الغطاء، ص١۶٠؛ رياض المسائل، ج١، ص۴٩٨؛ غنائم الأيام، ج١، ص٢۶۵؛ جواهر الكلام، ج۵، ص۶٢؛ مصباح الفقيه، ج۶، ص۶۴؛ العروة الوثقى، ج١، ص۴۶٢؛ مصباح المتهجّد، ص١٢؛ فلاح السائل، ص۶١؛ المصباح كفعمى، ص١٢؛ شرائع الإسلام، ج١، ص٣٧؛ تبصرة المتعلّمين، ص٣۴
32). غنيه النزوع، ص۶٢؛ ر. ك: مدارك الأحكام، ج٢، ص١٧٢
33) . تذكرة الفقها، ج٢، ص ١۴۴؛ مدارك الأحكام، ج٢، ص١٧٢
34) . تهذيب الأحكام، ج١، ص ١٠۵؛ ر. ك: الكافى، ج٣، ص۴٠؛ الفقيه، ج١، ص۴۴؛ الخصال، ج٢، صص۴٩٩ - ۴٩٨؛ عيون اخبار الرضا٧، ج٢، ص١٢٣؛ وسائل الشيعه، ج٣، ص٣٠٧
35) . المعتبر فى شرح المختصر، ج١، ص٣۵٨ محقق خويى به سند و دلالت حديث ايراد دارد. موسوعة الإمام الخوئى، ج١٠، ص۵۵
36) . الكافى فى الفقه، ص١٣۵
37) . منتهى المطلب فى تحقيق المذهب، ج٢، ص۴٧٣
38) . الرسائل العشر، ص۵۴
39) . العروة الوثقى، ج١، ص۴۶٢؛ مستمسك العروة الوثقى، ج۴، ص٢٨١؛ مصباح الفقيه، ج۶؛ وسيلة النجاة، حاشيه امام، ص٩١ وسيلة النجاة، حاشيه بهجت صص۶٧ و ۶٨)
40) . «و مشاهد الأئمه (عليهم السلام) للروايات» . نهاية الأحكام، ج١، ص١٧٧
41) . وسائل الشيعه، ج٢، ص٩۶٠
42) . مدارك الأحكام، ج٢، ص١٧٢
43) . كشف اللثام، ج١، ص١۶٣
44) . «يستحبّ الغسل لدخول هذه الأماكن، لشرفها، و للروايات» . كشف الالتباس عن موجز أبى العباس، ص٣۴١
45) . . تذكرة الفقها، ج٢، ص١۴۴
46) . جواهر الكلام فى شرح شرائع الإسلام، ج۵، ص۶٢
47) . مستند الشيعه، ج٣، ص٣٣٨
48) . «يستحبّ لكلّ مشهد أو مكان شريف، أو يوم و ليلة شريفة، و عند ظهور الآثار فى السماء، و عند كلّ فعل يتقرب به إلى اللَّه، و يلجأ فيه إليه» ر. ك: ذكرى الشيعه، ج١، ص٢٠٠؛ الحدائق الناضرة، ج۴، ص٢٣۶؛ مفتاح الكرامه، ج١، ص٨٠؛ غنائم الأيام، ج١، ص٢۶۶؛ جواهر الكام، ج۶٢۵
49) . «حكى عن بعض العلماء استحباب الغسل عند إرادة الدخول فى كلّ مكان شريف، و وجهه غير واضح، و لا بأس به لا بقصد الورود» العروة الوثقى، ج١، ص۴۶٢
50) . كشف اللثام، ج١، ص١۵٠
51) . رياض المسائل، ج١، ص۴٩٢
52) . غنية النزوع إلى علمى الأصول و الفروع، ص۶٢
53) . جواهر الكلام، ج۵، ص۴۶
54) . المقنعه، ص۵١
55) . المبسوط، ج١، ص۴٠؛ الاقتصاد الهادى إلى طريق الرشاد، ص٢۵١؛ الجمل و العقود فى العبادات، ص۵٢٠
56) . المهذب، ج١، ص٣٣
57) . السرائر، ج١، ص١٢۵
58) . اصباح الشيعة بمصباح الشريعه، ص۴٨
59) . نزهة الناظر فى الجمع بين الأشباه و النظائر، ص١۵
60) . الكافى فى الفقه، ص١٣۶
61) . شرايع الإسلام، ج١، ص٣٧
62) . المختصر النافع، ج١، ص١۶؛ تبصرة المتعلّمين، ص٣۴؛ منتهى المطلب، ج٢، ص۴٧۴؛ نهاية الأحكام، ج١، ص١٧٨؛ الارشاد الاذهان، ج١، ص٢٢٠
63) . الرسائل العشر (لابن فهد) ، ص۵۴
64) . البيان، ص٣٨؛ الدروس، ج١، ص٨٧؛ النفلية، ص٩۵
65) . مصابيح الظلام، ج۴، صص٩٠ - ٨٨
66) . مجمع الفائدة و البرهان، ج١، ص٧۶
67) . مشارق الشموس، ج١، ص٢١۶
68) . هذا، مضافا إلى الرواية السابقة. مع أنّ المستحب يكفى فيه فتوى فقيه واحد، كما عرفت، فما ظنّك بفتوى الفقهاء؟» مصابيح الظلام، ج۴، صص٩٠ - ٨٨
69) . «مع أنّ فى فلاح السائل عن مدينة العلم روى عن الصادق٧ غسل الزيارة مطلقاً. غنائم الأيام، ج١، ص٢۶۵ ر. ك: مستدرك الوسائل، ج٢، ص۵٢٠
70) . مستدرك الوسائل، ج٢، ص۴٩٧
71) . كشف اللثام، ج١، ص١۵١
72) . كتاب الطهار، ج٣، ص۶۵
73) . جواهر الكلام، ج۵، ص۴۶
74) . مصباح الفقيه، ج۶، ص۴۶
75) . تهذيب الأحكام، ج۶، ص١٠١؛ الوافى، ج١۴، ص١٣٢٣؛ وسائل الشيعه، ج١۴، ص٣٩٠
76) . مصابيح الظلام، ج۴، ص٨٨
77) . الحدائق الناضره، ج۴، ص١٨٩
78) . مفتاح الكرامه، ج١، ص٨۴
79) . هداية الأمه، ج۵، ص۴۵۴؛ وسائل الشيعه، ج١۴، ص٣٩٠؛ باَبُ استحباب الغسل لزيارة أمير المؤمنين و غيره من الائمة: .
80) . رياض المسائل، ج١، ص۴٩٣
81) . كتاب الطهاره، ج٣، ص۶۵
82) . جواهر الكلام، ج۵، ص۴۶
83) . شرح تبصرة المتعلّمين، ج١، ص٢٩٨
84) . كامل الزيارات، صص٢٨٧ و ٢٨٨
85) . جواهر الكلام، ج۵، ص۴۶
86) . كتاب الطهاره، ج٣، ص۶۵
87) . مصباح الفقيه، ج۶، ص۴۶
88) . حميد بن المثنّى العجلى، الكوفى، يكنّى أبا المعزّى الصّيرفى، ثقة، له أهل. الفهرست، شيخ الطوسى، ص۶٠ حميد بن المثنى العجلى أبو المغراء العجلى؛ مولاهم روى عن أبى عبدالله و أبى الحسن٧، كوفى ثقة ثقة. رجال النجاشى، ص١٣٣
89) . الاختصاص، ص٩٠؛ مستدرك الوسائل، ج٢، ص۵٢١
90) . جواهر الكلام، ج۵، ص۴۶؛ صاحب جواهر، با استناد به كتاب اختصاص، به جاى ابى المغراء از ابى المعزى ياد مى‌كند كه اشكال در ضبط اين كنيه است.
91) . كتاب الطهاره، ج٣، ص۶۵
92) . مصباح الفقيه، ج۶، ص۴۶
93) . «و لعلّ عدم ورود ذلك فى خصوص أئمة البقيع للاكتفاء بغسل زيارة النبى - صلّى الله عليه و آله - للتداخل و إن كان ذلك رخصة لا عزيمة» ، جواهر الكلام، ج۵، ص۴۶
94) . كشف اللثام، ج١، ص١۵١
95) . الحداق الناضره، ج۴، ص١٨٩
96) . مصباح الفقيه، ج۶، ص۴۶
97) . بضميمة عدم الفصل بين زيارتهم و زيارة سائرالأئمة: (اللّمعات النيرة فى شرح تكملة التبصرة، ج١، ص٩٢)
98) . مصابيح الظلام، ج۴، صص٩٠ - ٨٨
99) . حدثنا موسيبن عبدالله؟ ؟ ؟ ؟
100) . غنائم الأيام فى ما يتعلق بالحلال و الحرام، ج١، ص٢۶۵
101) . جواهر الكلام، ج۵، ص۴۶
102) . الكافى، ج٣، ص۴٠؛ فقيه، ج١، ص۴۵؛ التهذيب، ج١، ص١٠۴
103) . فقيه، ج١، ص۴۵
104) . مدارك الأحكام، ج٢، ص١٧٠
105) . وسائل الشيعه، ج٣، ص٣٠۴
106) . تهذيب الاحكام، ج١، ص١١١
107) . تهذيب الاحكام، ج١، ص١١۴
108) . منتهى المطلب، ج٢، ص۴٧۴؛ علامه در مختلف، سند اين روايت را ضعيف مى‌داند. مختلف الشيعه، ج١، ص٣١۶
109) . عن ابى عبدالله٨: «و حين يحرم و غسل الزّيارة» (التهذيب ج١، ص١١٠
110) . مدارك الاحكام، ج٢، ص١٧٠
111) . الحدائق الناضرة فى أحكام العترة الطاهره، ج۴، ص١٨٣
112) . «و رواية سماعة على المطلوب لايخلو عن تأمّل» مصابيح الظلام، ج۴، ص٨٨
113) . «هذا كلّه إن لم تفهم الشمول من لفظ الزيارة التى ورد استحبابه فى صحيحتى ابن مسلم و ابن سنان و موثّقة سماعة و غيرها لما نحن فيه، بل نخصها بزيارة البيت. كما فى صحيحة معاوية بن عمار و إلاّ تكثرت الأدلة على المطلوب و اتضحت، و لعلنا ندعيه» . جواهر الكلام، ج۵، ص۴۶
114) . «الظاهر أن المراد منها طواف الحج، و الأكثر حملوه على مطلق الزيارة، و لا حاجة لنا فى إثباته إلى هذا الخبر، للأخبار الكثيرة الواردة لاستحباب الغسل لها عموماً و خصوصاً» مرآة العقول، ج١٣، ص١٢۶
115) . مشارق الشموس، ج١، ص٢١۶
116) . كتاب الطهاره، ج٣، ص۶۵
117) . الحدائق الناضره، ج۴، ص١٨٣ صاحب حدائق، تأكيد مى‌كند اختصاص زيارت به زيارت بيت الله را از صحيحة معاوية بن عمار نيز مى‌توان استفاده كرد كه از امام صادق٧ نقل كرد: «الْغُسْلُ. . . وَ يوْمَ عَرَفَة وَ يوْمَ تَزُورُ الْبَيتَ وَ حِينَ تَدْخُلُ الْكَعْبَة» (وسائل، ج٣، ص٣٠٣)
118) . لوامع صاحبقرانى، ج١، ص۵۵٧
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally