زيارت عتبات در سيره و سخن امام صادق‌عليه‌السلام
مسئلۀ زيارت معصومين (عليهم السلام) به ويژه امام حسين(ع)، يكى از مسلمات فرهنگ شيعه است كه هيچ راهى براى انكار و ردّ آن وجود ندارد؛ زيرا پيامبر (ص) و معصومان (ع) در گفتارهاى فراوان خود، بر اين مسئله پافشارى...
پنج شنبه 15 شهریور 1397    
بازدید: 559

زيارت عتبات در سيره و سخن امام صادق‌عليه‌السلام

محمدجواد طبسى

 

طليعه

مسئلۀ زيارت معصومين (عليهم السلام) به ويژه امام حسين(عليه السلام)، يكى از مسلمات فرهنگ شيعه است كه هيچ راهى براى انكار و ردّ آن وجود ندارد؛ زيرا پيامبر (صلى الله و عليه وآله) و معصومان (عليهم السلام) در گفتارهاى فراوان خود، بر اين مسئله پافشارى كرده‌اند.

يكى از امامانى كه بر اين وظيفه تأكيد و سفارش فرموده، امام جعفر صادق(عليه السلام) است كه با شيوه‌هاى گوناگون، همگان را به زيارت معصومين (عليهم السلام)، به ويژه امير مؤمنان و امام حسين (عليهما السلام)، تشويق كرده است.

وى به يكى از ده‌ها موضوع زيارت اشاره كرده، مى‌فرمايد: زيارت ابى عبدالله بر فقير و ثروتمند و زن و مرد، به عنوان فريضه و اداى حق امام حسين(عليه السلام)، لازم و فرض است.

سپس امام(عليه السلام) به فاصلۀ دو زيارت پرداخته، مى‌فرمايد: شخص دارا و متمكن، بايد سالى دو مرتبه و شخص فقير، سه سال يك مرتبه به زيارت برود.

همچنين فرموده كه سزاوار نيست مسلمان بيش از چهارسال، زيارت امام حسين(عليه السلام) را ترك كند و در برخى گفته‌هاى آن حضرت آمده كه اگر سه سال بگذرد و شخص به زيارت حضرت امام حسين(عليه السلام) نرود، عاق رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) شده و حرمت او را از بين برده است؛ مگر اين كه معذور باشد.

وى به شخصى كه از عراق خدمتش رسيده بود، فرمود: شما مردم چقدر جفا مى‌كنيد؛ زيرا اگر قبر امام حسين(عليه السلام) نزديك ما بود، آن جا را محل هجرت خودمان قرار مى‌داديم.

امام(عليه السلام) هم ديگران را به زيارت اميرمؤمنان و امام حسين (عليهما السلام) تشويق مى‌كرد و هم خود مشتاقانه به زيارت اين دو بزرگوار مى‌رفت.

اميد است كه پيروان اهل‌بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) با مطالعۀ اين نوشته، بيش از پيش نسبت به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) علاقمند شوند و توفيق زيارت پيدا كنند.

امام صادق(عليه السلام) و حضور در عراق

پنجمين امامى كه پس از شهادت امير مؤمنان و سومين امامى كه پس از شهادت امام حسين(عليه السلام) مشتاقانه براى زيارت آباء و اجداد خويش راهى عراق شد، حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) است.

امام صادق(عليه السلام) در سفرهاى اختيارى و يا اجبارى كه به عراق داشته، هرگز از زيارت اين دو امام بزرگ، غفلت نكرده، حتى در سفرهاى اجبارى خود به بغداد، در بين راه، اول به سراغ قبر اجداد خود رفته، سپس نزد منصور عباسى روانه مى‌شد.

امام صادق(عليه السلام) در زمانى به زيارت قبر مولى الموحدين مى‌رفت كه هنوز قبر اميرمؤمنان(عليه السلام) مخفى بود و كسى از محل دفن آن حضرت اطلاع دقيقى نداشت؛ زيرا هنوز قبر اميرمؤمنان(عليه السلام) آشكار نشده بود و پس از رفع موانع، امام(عليه السلام) به يكى از يارانش دستور داد تا به مرمت و بازسازى قبر امير مؤمنان(عليه السلام) بپردازد.

امام صادق(عليه السلام) در سفرهايى كه به عراق داشت، بيشتر اوقات، در حيره كنار شهر كوفه سكونت مى‌كرد و از همان جا به زيارت قبر امير مؤمنان و يا امام حسين(عليه السلام) مى‌رفت.

تشويق به زيارت امير مؤمنان(عليه السلام)

بر اساس شواهد تاريخى و روايى، امام صادق(عليه السلام) چه در آن روزهايى كه در مدينه اقامت داشت و چه در روزهايى كه به اجبار در عراق، اقامت داشت، بسيارى از ياران خود را به زيارت قبر امير مؤمنان تشويق مى‌كرد و در برخى موارد آنان را بر ترك زيارت، توبيخ مى‌كرد كه به دو نمونۀ زير اشاره مى‌كنيم:

١. سرزنش ابووهب بصرى؛

ابووهب بصرى مى‌گويد: وارد مدينه شده، خدمت امام صادق(عليه السلام) رسيدم و به او عرض كردم: نزد شما آمدم؛ در حالى كه قبر اميرمؤمنان(عليه السلام) را زيارت نكرده‌ام.

امام(عليه السلام) فرمود:

بسيار كار بدى انجام دادى و اگر از شيعيان ما نبودى، هرگز به سوى تو نظر نمى‌كردم. آيا زيارت نمى‌كنى كسى را كه خداوند با فرشتگان او را زيارت مى‌كنند و پيامبران و مؤمنان به زيارتش مى‌روند؟

گفتم: فدايت شوم! آگاهى درستى نداشتم.

حضرت فرمود:

پس بدان كه امير مؤمنان(عليه السلام) نزد خدا افضل از تمام امامان است و براى اوست ثواب عمل‌هاى آنها و به اندازۀ اعمالش فضيلت و برترى داده شده است». 1

٢. يادآورى يزيد بن عمرو؛

يزيد بن عمرو بن طلحه مى‌گويد: در آن روزهايى كه امام صادق(عليه السلام) در حيره بودند، روزى به من فرمود: آيا نمى‌خواهى آن چه را كه به تو وعده دادم، انجام دهم؟

عرض كردم: آرى - و وعدۀ حضرت رفتن به سوى قبر امير مؤمنان(عليه السلام) بود - پس آن حضرت سوار شد و فرزندش اسماعيل نيز سوار شد و من نيز همراهشان سوار شدم؛ تا اين كه از ثويّه 2 گذشتيم و در ذكوات [تپه‌هاى كوچك اطراف قبر امير مؤمنان] فرود آمد و اسماعيل نيز پياده شد و من هم پياده شدم. او نماز خواند و اسماعيل هم نماز خواند و من هم نماز خواندم. امام صادق‌عليه‌السلام رو به اسماعيل كرده، فرمود: از جا بر خيز و به جدّت امام حسين‌عليه‌السلام سلام بده. گويد:

عرض كردم: فدايت شوم! مگر امام حسين در كربلا نيست؟ فرمود: آرى، اما وقتى كه سر مقدسش را به شام بردند، يكى از دوست‌داران ما سر مقدس امام حسين‌عليه‌السلام را از آن جا برداشت و در كنار قبر اميرمؤمنان(عليه السلام) دفنش كرد. 3

زيارت امام صادق(عليه السلام) از قبر امير مؤمنان(عليه السلام)

امام صادق(عليه السلام) علاوه بر تشويق علاقه‌مندان به زيارت امير مؤمنان و امام حسين (عليهما السلام) و بيان ثواب و فضيلت زيارت، خودش نيز در سفرهايى كه به عراق مى‌رفت، بارها به زيارت قبر امير مؤمنان و امام حسين (عليهما السلام) مى‌رفت.

گريۀ امام صادق(عليه السلام) كنار قبر امير مؤمنان 4

صفوان بن مهران مى‌گويد:

به همراه امام صادق(عليه السلام) از قادسيه حركت كرديم؛ تا اين كه به بلندى‌هاى نجف رسيديم؛ سپس به من فرمود: اين كوهى است كه فرزند جدّم نوح به آن پناه برد و گفت: به كوهى پناه خواهم برد كه از آب مرا نگه بدارد. پس خداوند به نجف وحى كرد كه آيا او، از من به تو پناه مى‌آورد؟ اين جا بود كه كوه فرو ريخت و قطعه قطعه گشته، قسمتى از آن به اطراف شام پرتاب شد؛ سپس فرمود: از راه اصلى فاصله بگير و به حركت خود ادامه داد تا به غرى رسيد.

وقتى كه كنار قبر قرار گرفت، نخست بر آدم و بعد بر يك يك پيامبران سلام كرد و من نيز سلام مى‌كردم تا اين كه نوبت سلام به پيامبر(صلى‌الله و عليه وآله) رسيد. در اين هنگام، خود را روى قبر انداخت و بر امير مؤمنان(عليه السلام) سلام كرد و گريه‌اش بالا گرفت؛ سپس از جاى برخاسته، چهار ركعت نماز گزارد و من نيز نماز خواندم و عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! اين قبر كيست؟ فرمود: اين قبر جدّم، امير مؤمنان على بن ابى‌طالب(عليه السلام) است.

آشكار كردن قبر امير مؤمنان(عليه السلام)

تا پيش از دوران امامت امام جعفر صادق(عليه السلام)، قبر امير مؤمنان(عليه السلام) مخفى بود و جز عدۀ اندكى از ياران امامان (عليهم السلام)، كسى از محل دقيق دفن آن حضرت خبر نداشت و امام زين العابدين يا امام باقر (عليهما السلام) نيز به صورت پنهانى قبر آن حضرت را زيارت مى‌كردند و علتش اين بود كه رفتار خشن و نابخردانه خوارج، به هيچ وجه اجازه نمى‌داد كه قبر امير المؤمنين (عليه السلام) ظاهر باشد؛ زيرا ممكن بود جسارتى به ساحت مقدس آن حضرت بشود؛ اما بعدها با فروكش كردن احساسات كينه توزانه عليه امام و تغيير حكومت امويان، ديگر ضرورتى براى مخفى كردن قبر وجود نداشت.

از اين رو، در روزگارى كه امام صادق(عليه السلام) به عراق احضار شد، وى در سفرهاى متعددى، به زيارت امير مؤمنان رفت و مكان قبر آن حضرت را تعيين كرد و به يارانش نيز مكان قبر را نشان داد.

نشان دادن قبر به عمر بن يزيد

عبدالله بن سنان مى‌گويد: روزى عمربن يزيد پيش من آمده، گفت: همراهم بر مركب سوار شو؛ پس سوار شدم و همراه او حركت كردم؛ تا اين كه به درب منزل حفص كناسى آمده، او را هم از خانه بيرون آورد، و هر سه نفر به راه افتاديم؛ تا به غرى و محل دفن امير مؤمنان(عليه السلام) رسيديم. گفتيم از كجا دانستى كه اين جا قبر امير مؤمنان(عليه السلام) است؟ گفت: آن روزگارى كه امام صادق(عليه السلام) در حيره بود، چند مرتبه همراه وى به اين جا آمدم و او به من خبر داد كه اين جا قبر امير مؤمنان (عليه السلام) است. 5

دستور بازسازى قبر امير مؤمنان(عليه السلام)

در سفرى ديگر كه حضرت امام صادق(عليه السلام) به اجبار به عراق رفت، پيش از آن كه به سوى منصور عباسى برود، هنگام ورود به كوفه، به همراه صفوان به سوى قبر امير مؤمنان(عليه السلام) رفته به صفوان فرمود: اى صفوان! شتر را بخوابان كه اين جا نزديك قبر جدّم، اميرالمؤمنين(عليه السلام) است و پس از غسل و تغيير لباس‌ها، پاى برهنه روانۀ نجف شدند... .

تا اين كه به تپه‌هاى اطراف قبر امير مؤمنان رسيده، با چوبى كه در دست داشت، خطى كشيد و فرمود: جست‌وجو كن.

صفوان مى‌گويد: اثر قبرى را يافتم و حضرت با مشاهدۀ قبر جدش، امير مؤمنان(عليه السلام) اشكش جارى شده، حضرت را زيارت كردند.

صفوان مى‌گويد: به آن حضرت عرض كردم: رخصت دهيد اصحاب را از اهل كوفه خبر دهم و نشان اين قبر را به ايشان بدهم. فرمود: آرى و چند درهم داد و من قبر را مرمّت و بازسازى كردم. 6

تشويق به زيارت امام حسين(عليه السلام)

از بين صدها روايتى كه از معصومين (عليهم السلام) دربارۀ زيارت امام حسين(عليه السلام) نقل شده، روايات امام صادق(عليه السلام) در تشويق مردم براى زيارت امام حسين(عليه السلام) از همۀ معصومين (عليهم السلام) بيشتر است كه به چند نمونۀ زير اشاره مى‌كنيم:

١. امام صادق(عليه السلام) به معاوية بن وهب فرمود:

يا معاويه لا تدع زيارةالحسين لخوف فان من من تركه رأى من الحسرة ما يتمنى أن قبره كان عنده؛ اى معاويه! هيچ گاه زيارت امام حسين را حتى اگر ترس داشته باشى، رها نكن؛ زيرا با ترك زيارت، حسرت و پشيمانى خواهد ديد كه آرزو داشته باشد قبر او نزد آن حضرت باشد. 7

٢. وقتى امام(عليه السلام) شنيد كه ابان بن تغلب - كه يكى از ياران حضرت و يكى از رؤساى عراق بوده - مدت‌هاست كه به زيارت امام حسين‌عليه‌السلام نرفته، او را سرزنش كرده، فرمود:

سبحان الله العظيم و انت من رؤساء الشيعه تترك زيارةالحسين؛ سبحان الله براى رفتن به زيارت حسين(عليه السلام) سستى كرده، در حالى كه تو از رؤساى شيعه هستى. 8

٣. امام(عليه السلام) به عبدالملك بن مقرن فرمود:

و لو يعلموا ما فى زيارته من الخير و يعلم ذلك الناس لا قتتلوا على زيارته بالسيوف و لباعوا اموالهم فى اتيانه؛ اگر مردم بدانند كه چقدر خير و بركت در زيارت امام حسين (عليه السلام) وجود دارد هر آينه براى رفتن به زيارت حضرت، دست به شمشير مى‌شوند و همچنين اموال خود را براى زيارتش به فروش مى‌رسانند. 9

۴. امام(عليه السلام) به‌ام سعيد كه در مدينه قصد زيارت حمزه عموى پيامبر را داشت، فرمود:

ما اعجبكم يا اهل العراق تاتون الشهداء من سفر بعيد و تتركون سيد الشهدا لا تاتونه؛ مايۀ‌تعجب از شما مردم عراق است كه از راه دور به زيارت شهدا مى‌آييد؛ اما زيارت سيد الشهدا را ترك مى‌گوييد. 10

استقبال از زائر امام حسين(عليه السلام) در نجف

موسى حضر مى‌گويد: در اول ولايت و حكمرانى ابوجعفر منصور، امام صادق(عليه السلام) وارد عراق شده، به سوى نجف رفت و به من فرمود: اى موسى! به طرف راه اصلى رفته، آن جا بمان كه مردى از ناحيۀ قادسيه از راه مى‌رسد. وقتى او كه به تو نزديك شد، به او بگو كه در اين جا مردى از اولاد و فرزندان رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) مى‌باشد كه تو را فرا مى‌خواند؛ پس همراهت خواهد آمد.

موسى مى‌گويد: به دنبال انجام فرمان امام حركت كردم؛ تا به راه اصلى رسيدم. مدتى در آن گرماى شديد صبر كردم و نزديك بود كور شوم و بدين جهت خواستم كار را رها كرده، برگردم.

در اين هنگام چشمم به شبحى خورد؛ سپس ديدم كه مردى شتر سوار در حال نزديك شدن است؛ پيوسته به او نگاه كردم؛ تا به من نزديك شد.

به او گفتم: اى مرد! در اين جا مردى از فرزندان رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) مى‌باشد كه تو را فرا خوانده است. گفت: مرا به نزد او ببر.

موسى مى‌گويد: او را به نزد حضرت برده، پس از خواباندن شتر خود، امام صادق(عليه السلام) او را به درون چادر دعوت كرد.

موسى مى‌گويد: مرد عرب داخل خيمه شد و من بر در خيمه ايستاده، سخن هر دو را مى‌شنيدم؛ اما آن دو را نمى‌ديدم و مى‌شنيدم كه امام صادق(عليه السلام) به او مى‌گفت: از كجا آمدى؟ پاسخ داد: از دورترين نقطۀ يمن. امام فرمود: تو از فلان مكان و موضع هستى؟ گفت: آرى، من از فلان مكان هستم. امام فرمود: براى چه به اين جا آمدى؟ گفت: به قصد زيارت امام حسين(عليه السلام) آمده‌ام. امام فرمود: هيچ كارى جز زيارت نداشتى؟ گفت: هيچ كارى ندارم؛ جز اين كه كنار قبرش نماز بخوانم و زيارتش كنم و سلام بدهم و برگردم. امام صادق(عليه السلام) فرمود: چه اثرى بر اين زيارت مى‌بينيد؟ گفت:

زيارت او بركت در نفس ما و اهل و كسان و اولاد و فرزندان و همچنين بركت به اموال و دارايى‌هايى خواهد داشت و از آثار و بركات اين زيارت، برآورده شدن حاجت‌هاى ما خواهد بود.

امام فرمود: اى برادر يمنى! آيا چيز ديگرى اضافه نكنم؟ گفت: يابن رسول الله! به دانستنى‌هايم اضافه كن. امام فرمود:

زيارت امام حسين(عليه السلام) برابر با يك حج قبول شده است كه همراه رسول خدا انجام شده باشد.

مرد يمنى از سخن امام صادق(عليه السلام) شگفت زده شد و بعد امام فرمود:

آرى و الله! دو حج مبرور و قبول شده، همراه رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) مرد يمنى به شدت متعجب شده بود و امام پيوسته تعداد حج قبول شده را بالا مى‌برد؛ تا اين كه تعداد حج‌ها را به سى حج مبرور و مقبول، همراه رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) رساند.» 11

شيوۀ زيارت امام صادق‌عليه‌السلام

در زندگى امام صادق(عليه السلام) در رابطه با زيارت امير مؤمنان و امام حسين(عليه السلام)، دو شيوه ضبط شده است كه به شرح زير مى‌باشند:

١. توصيه و سفارش؛

امام صادق(عليه السلام) به حسن بن عطية چنين توصيه كرد:

هر گاه وارد حائر - حسينى - شدى، نخست چنين بگو: «الله ان هذا مقام اكرمتنى به و شرفتنى به...» و آن گاه قدرى راه رفته، هفت مرتبه تكبير بگو؛ سپس مى‌گويى:

«سبحان الله سبح له الملك و الملكوت...» و آن گاه پنج تكبير گفته، قدرى راه مى‌روى و مى‌گويى: «اللهم انّى بك مؤمن و بوعدك موقن...»؛ سپس سه مرتبه تكبير گفته، دست‌ها را بالا برده، هر دو را بر قبر امام حسين مى‌گذارى و چنين مى‌گويى: «اشهد انك طهر طاهر من طهر طاهر...» و آن گاه هر دو گونه‌ات را بر قبر مى‌گذارى؛ سپس مى‌نشينى و آن چه كه مى‌توانى، ذكر خدا مى‌گويى و آن گاه به سوى پايين پاى حضرت رفته، دست‌ها را بر قبر مى‌گذارى و مى‌گويى: «صلوات الله على روحك و على بدنك...»؛ سپس به سوى قبر فرزندش على رفته، آن چه كه دوست دارى، اظهار كن و سپس به سوى قبور شهدا رفته، در حال ايستادن به طرف قبور شهدا چنين بگو: «السلام عليكم ايها الشهداء انتم لنا فرط و نحن لكم تبع...» و آن گاه قبر مقدس امام را در مقابلت قرار ده، هر چه مى‌خواهى، نماز بخوان و بگو: «جئت وافداً اليك و اتوسل الى الله بك...»؛ سپس يازده تكبير پشت سر هم بگو و عجله نكن؛ سپس چند قدم به طرف قبله راه برو و چنين بگو:

«الحمد لله الواحد الموحد فى الامور كلها...» و هفت مرتبه الله اكبر گفته، مقدارى راه برو و باز هم به سوى قبله قرار گرفته، چنين بگو: «الحمد لله الذى لم يتّخذ ولداً...» و در آخر فرمود: هر گاه وارد حائر شدى، پس از سلام، صورت را بر قبر بگذار. 12

ابن قولويه مى‌نويسد: «يونس به امام عرضه داشت، فدايت شوم! مى‌خواهم - امام حسين(عليه السلام) - را زيارت كنم؛ چه عملى انجام دهم و چه بگويم؟

امام در پاسخ فرمود:

وقتى به سوى قبر ابى‌عبدالله(عليه السلام) رفتى، نخست در شاطى فرات، غسل بكن و سپس پاك‌ترين لباس هايت را به تن كن و قدرى راه برو؛ زيرا تو در حرمى از حرم‌هاى خدا و پيامبرش مى‌باشى؛ پس زبان به تكبير و تهليل و تمجيد و تعظيم خدا بگشا و بر پيامبر و اهل بيت طاهرينش فراوان درود فرست؛ تا اين كه به باب الحسين برسى و چنين بگو: «السلام عليك يا حجة اله و ابن حجته...»؛ سپس ده قدم راه رفته، تكبير بگو و بايست و آن گاه سى و چهار مرتبه تكبير بگو و راه برو؛ تا به طرف صورت و پيش روى حضرت برسى؛ به گونه‌اى كه صورت به صورت امام شوى و چنين بگو: «السلام عليك يا حجةالله و ابن حجته...» و سه مرتبه مى‌گويى: «صلى الله عليك يا اباعبدالله...»؛ سپس از جاى برخاسته به سوى فرزندش على كه در زير پايش مى‌باشد، رفته، مى‌گويى: «السلام عليك يا بن رسول الله...» سپس از جاى برخاسته، با دستت به قبور شهدا اشاره كرده، سه مرتبه مى‌گويى: «السلام عليكم» و سه مرتبه مى‌گويى: «فزتم و الله...» و آن گاه دور بزن و قبر ابى‌عبدالله را در مقابل‌خود قرار بده، شش ركعت نماز بخوان...». 13

نمونه‌هاى ديگرى نيز وجود دارد كه حضرت به يوسف كناسى، معاوية بن عمار، مفضل عامر بن جذاعه، عمار بن موسى ساباطى، ابوسعيد مدائنى، حسين بن عطيه و ابوحمزه ثمالى شبيه همين دستورات را داده است؛ مثلاً به يوسف كناسى فرمود:

پس از غسل در فرات، با سكينه و وقار از طرف شرق حائر وارد شو و بر امام حسين(عليه السلام) و ساير امامان سلام كن. 14

و به مفضل ضمن بيان فضيلت زيارت امام حسين(عليه السلام)، فرمود:

وقتى كه به درب مى‌رسى، سلام بده و وقتى كه وارد شدى، دست را روى قبر امام حسين(عليه السلام) بگذار و بگو: «السلام عليك يا حجةالله فى سمائه و ارضه». 15

همچنين به ابوسعيد مدائنى فرمود:

اگر امام حسين(عليه السلام) را زيارت كردى، در بالاى سر آن حضرت، هزار مرتبه تسبيح امير مؤمنان(عليه السلام) را بر زبان جارى كن و در پايين پاى وى، هزار مرتبه تسبيح فاطمه زهرا (سلام الله عليهما) را بفرست و آن گاه دو ركعت نماز بخوان و در ركعت اول، سوره ياسين و در ركعت دوم، سوره الرحمن را تلاوت كن. 16

امام در يك سفارش طولانى به ابو حمزه ثمالى فرمود:

هر گاه خواستى به زيارت امام حسين(عليه السلام) بروى، نخست سه روز روزه بگير و آن گاه زن و فرزند را جمع كرده، دعاى سفر را بخوان و غسل كن و وقتى كه به نينوا رسيدى، روغن نزن؛ سورمه نكش؛ گوشت نخور و به گونه‌اى راه برو كه قدم‌هايت كوچك باشد. 17

٢. شيوه عملى؛

حضرت امام صادق(عليه السلام) در سفرهايى كه به عراق داشت، خودش به زيات امام حسين(عليه السلام) مى‌رفت و به دوستانى كه حضرت را همراهى مى‌كردند، مى‌فرمود: شما نيز چنين كنيد. صفوان جمال مى‌گويد:

در سفرى كه با حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) به نزد ابوجعفر دوانقى رفتيم، وارد كوفه شديم. حضرت فرمود: اى صفوان! شتر را بخوابان كه اين جا نزديك قبر جدم امير مؤمنان(عليه السلام) است، پس فرود آمد، غسل كرد، جامۀ خويش را تغيير داد و پاها را برهنه كرد و فرمود: تو نيز چنين كن؛ پس به سوى نجف روانه شد و فرمود: گام‌ها را كوتاه بردار و سر خود را نيز به زير انداز كه حق تعالى براى تو به عدد هر گامى كه برمى‌دارى، صد هزار حسنه مى‌نويسد و صد هزار گناه را محو مى‌كند و صدهزار درجه تو را بلند مى‌كند و صدهزار حاجت تو را برمى‌آورد و براى تو ثواب هر صديق و شهيد را مى‌نويسد.

من به دنبال حضرت به راه افتاده، با آرامش، تسبيح و تهليل خدا مى‌كرديم؛ تا به تپه‌ها رسيديم. حضرت به طرف راست و چپ نگاه كرد و با چوبى‌اى كه در دست داشت، خطى كشيد و فرمود: جست‌وجو كن. من نيز چنين كردم و اثر قبرى يافتم.

اين جا بود كه آب از ديدگان مبارك امام صادق(عليه السلام) سرازير شده، فرمود: انا لله و انا اليه راجعون السلام عليك ايها الوصى البر التقى...» پس برخاست و در بالاى سر آن حضرت چند ركعت نماز خواند و فرمود: اى صفوان! هر كه زيارت كند امير مؤمنان را به اين زيارت و اين نماز را بخواند، برگردد به سوى اهل و كسان خود، در حالى كه گناهانش آمرزيده شده باشند و عملش مورد قبول و پسنديده شده باشد و نوشته شود براى او ثواب ملائكه‌اى كه زيارت آن حضرت رفته باشند. صفوان از روى تعجب پرسيد: ثواب فرشتگانى كه زيارت كنند حضرت را؟

حضرت فرمود: آرى، در هر شبى هفتاد قبيله از ملائكه، آن حضرت را زيارت مى‌كنند. صفوان پرسيد: هر قبيله چه مقدار هستند؟ امام فرمود: يك صدهزار فرشته.

حضرت در موقع وداع به پشت بيرون آمده، در اثناى بيرون آمدن مى‌فرمود:

«يا جداه، يا سيداه، يا طيباه يا طاهراه لا جعله الله آخر العهد منك و رزقنى العود اليك...». 18

امام صادق(عليه السلام) چنين زيارت كردند

مرحوم شيخ عباس قمى(ره) در زيارت ششم امير مؤمنان(عليه السلام) مى‌نويسد:

زيارتى است كه جماعتى از علما روايت كرده‌اند كه از جمله آنها است شيخ محمد بن المشهدى كه فرمود: روايت كرده است محمد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره كه گفت: بيرون رفتم با صفوان جمال و جمعى از اصحاب به سوى نجف و امير مؤمنان(عليه السلام) را زيارت كرديم و چون فارغ شديم، صفوان روى خود را گردانيد به سوى قبر حضرت امام حسين(عليه السلام) و گفت: زيارت مى‌كنم حضرت امام حسين(عليه السلام) را از اين مكان، از بالاى سر حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام)؛ سپس گفت: با حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) به اين جا آمديم و حضرت چنين زيارت كرد و نماز و دعا خواند كه من انجام مى‌دهم و به من فرمود:

اى صفوان! اين زيارت را ضبط كن و اين دعا را بخوان و هميشه حضرت امير مؤمنان و امام حسين(عليه السلام) را به اين نحو، زيارت كن كه من ضامن هستم بر خدا كه هر كه ايشان را چنين زيارت كند و اين دعا را بخواند، از نزديك يا دور، زيارتش پذيرفته شود و به عملش مزد داده شود و سلامش به ايشان برسد و حاجتش برآورده شود؛ هر چند عظيم باشد. 19

نماز در كنار سر مقدس امام حسين(عليه السلام)

اگر چه سيد بن‌طاووس فرموده كه عالمان شيعه معتقدند كه سر مقدس امام حسين(عليه السلام) به كربلا باز گردانده شده و به جسد شريفش ملحق شده است. 20

و يا علامه مجلسى بر اين نظر است كه مشهور بين علما اين است كه سر مقدس امام حسين(عليه السلام) به وسيلۀ امام سجادعليه‌السلام به بدن امام حسين(عليه السلام) ملحق شده است؛ 21 اما نظرات ديگرى هم وجود دارد مبنى بر اين كه سر مقدس امام(عليه السلام) در جاى ديگرى دفن شده است. كه از جمله آنها، دفن در كنار قبر مقدس امير مؤمنان (عليه السلام) است.

امام صادق(عليه السلام) در اين باره مى‌فرمايد:

وقتى كه عبيدالله ملعون سر مقدس امام حسين(عليه السلام) را به شام فرساد، يزيد آن را به كوفه برگرداند؛ سپس عبيدالله گفت: سر مقدس را از كوفه بيرون ببريد؛ تا مردم شيفته و فريفته آن نشوند؛ پس خداوند سر مقدس امام حسين را نزد امير مؤمنان قرار داد. 22

از اين رو، امام صادق(عليه السلام) وقتى كه همراه يزيد بن عمرو بن طلحه و فرزندش اسماعيل از حيره به زيارت امير مؤمنان رفت، علاوه بر زيارت امير مؤمنان(عليه السلام)، دو ركعت نماز ديگر خواند؛ سپس به فرزندش اسماعيل فرمود: برخيز و بر جدت امام حسين(عليه السلام) سلام بده.

يزيدبن عمرو پرسيد: فدايت شوم! مگر امام حسين(عليه السلام) در كربلا دفن نشده؟

حضرت فرمود:

آرى، اما زمانى كه سر مقدس امام حسين(عليه السلام) را به سوى شام مى‌بردند، يكى از دوستان ما سر را برداشت. و آن را در كنار قبر امير مؤمنان(عليه السلام) به خاك سپرد. 23

و به ابان بن تغلب نيز چنين فرمود:

سر امام حسين(عليه السلام) در كنار قبر امير مؤمنان(عليه السلام) به خاك سپرده شد. 24

همچنين به على بن اسباط فرمود:

وقتى كه به غرى رسيدى، دو قبر را مشاهده خواهى كرد؛ يكى بزرگ و ديگرى كوچك؛ اما قبر بزرگ كه قبر امير مؤمنان (عليه السلام) است و اما قبر كوچك، محل دفن سر مقدس امام حسين (عليه السلام) است. 25

نماز و زيارت امام حسين (عليه السلام) در مسجد حنانه

در نزديكى‌هاى شهر نجف، محلى است به نام حنانه و معناى حنّانه، ناله كننده مى‌باشد.

دربارۀ علت اين كه آن محل را حنانه مى‌نامند، گفته شده كه در آن جا نشانه‌اى بوده كه وقتى جنازۀ امير مؤمنان (عليه السلام) را از آن جا عبور دادند، آن نشان به علامت تعظيم، خم شد و بدين جهت آن جا را حنانه ناميدند. 26

برخى ديگر گفته‌اند: وقتى كه جنازه امير مؤمنان(عليه السلام) به مكان رسيد، نالۀ شديدى از آن مكان شنيده شد و وقتى علت ناله را از امام حسن مجتبى‌عليه‌السلام پرسيدند. امام در پاسخ فرمود: چون امير مؤمنان(عليه السلام) در شب‌هاى تاريك به اين مكان مى‌آمد و در آن جا نماز مى‌خواند، بدين جهت، اين مكان در فراق امير مؤمنان ناله كرد. 27 و گفته شده كه وقتى سر مقدس امام حسين‌عليه‌السلام را در اين مكان گذاشتند، از سر مقدس امام تا صبح ناله شنيده شد. 28

مرحوم شيخ عباس قمى مى‌نويسد: مستحب است كه در آن جا امام حسين(عليه السلام) زيارت بشود؛ زيرا سر مقدس آن حضرت را در آن مكان قرار دادند. 29

امام صادق(عليه السلام) به هنگام عبور از اين مكان، دو ركعت نماز گزارد و هنگامى كه علت آن را جويا شدند، فرمود:

اين مكانى است كه سر مقدس جدّم امام حسين(عليه السلام) را به هنگام بردن به سوى عبيدالله، در اين مكان گذاشتند. 30

نماز امام صادق(عليه السلام) در محل منبر امام زمان(عليه السلام)

بر اساس شواهد قطعى و روايات موجود، محل حكومت امام زمان(عليه السلام)، در عراق و در شهر كوفه خواهد بود و به يقين امام براى ملاقات مردم، بايد مكان و جايگاه وسيعى داشته باشد و براى خطبه خواندن، مسجد به هزاردربى نياز دارد و در درون آن مسجد، منبرى برقرار خواهد بود. اين مكان، طبق فرمودۀ امام صادق(عليه السلام) در بين نجف و كوفه است؛ يعنى درست در همان جايى كه مسجد هزاردربى براى نماز جمعه حضرت ساخته مى‌شود.

امام صادق(عليه السلام) پيشاپيش به هنگام عبور از آن محل، دو ركعت نماز خواند و وقتى برخى علت آن را جويا شدند، فرمود: اين جا محل منبر امام زمان(عليه السلام) است.

ابان بن تغلب مى‌گويد:

كنت معابى عبدالله(عليه السلام)، فمرّ بظهر الكوفه، فنزل وصلى ركعتين ثم تقدم قليلاً، فصلى ركعتين ثم سار قليلاً فنزل فصلى ركعتين ثم قال: هذا موضع قبر اميرالمؤمنين(عليه السلام). قلت جعلت فداك: فما الموضعين الذين صليت فيما؟

قال: موضع رأس الحسين و موضع منبر القائم؛ همراه حضرت امام صادق(عليه السلام) بودم كه مسير خود را به طرف پشت كوفه ادامه داده، پس فرود آمد و دو ركعت نماز خواند؛ سپس قدرى جلوتر رفته، دو ركعت ديگر نماز خواند؛ سپس سوار شده، مقدار ديگرى به راه افتاد و بار ديگر پياده شد و دو ركعت نماز گزارد و فرمود: اين، جايگاه قبر امير مؤمنان (عليه السلام) است. ابان مى‌گويد عرض كردم فدايت گردم! آن دو موضع قبلى چه بود كه در آن جا نماز خواندى؟

حضرت فرمود: يكى محل گذاردن سر مقدس امام حسين(عليه السلام) بود و ديگرى محل نصب منبر حضرت قائم عليه‌السلام. 31

مقام‌هاى امام صادق(عليه السلام) در عراق

در كربلا و نجف، مقام‌هاى متعددى براى امام جعفر صادق(عليه السلام) نقل شده است كه برخى از آنها سند روايى دارند و برخى ديگر در بين مردم معروف هستند كه كنار قبر على(عليه السلام) و كنار قبر امام حسين(عليه السلام) و مسجد حنّانه، جزء اين مقامات است؛ اگر چه اين موارد جزء مقام‌ها به حساب نيامده‌اند.

١. مقام امام صادق(عليه السلام) در مسجد سهله

در وسط مسجد سهله مكانى كه معروف به مقام امام صادق(عليه السلام) است. و ممكن است اين جا همان مكانى باشد كه امام با بشار مكارى، براى آزادى يك زن زندانى در كوفه به آن جا رفته و درخواست آزادى‌اش را از خدا كرده بود.

بشار مكارى مى‌گويد:

- روزى - در كوفه بر امام صادق(عليه السلام) وارد شدم كه طبقى از رطب در مقابل او بود و از آن تناول مى‌كرد و به من فرمود: نزديك بيا و تناول كن. عرض كردم:

گواراى وجود باشد؛ فدايت گردم؛ حال كه مى‌آمدم، حادثه‌اى مرا سخت آزار داده، قلبم را به درد آورده و غيرتم را تحريك كرد.

امام فرمود: به حقى كه بر تو دارم، از تو مى‌خواهم كه پيش بيايى و از اين رطب تناول كنى. بشار مى‌گويد: به خواست حضرت نزديك رفته، مقدارى از آن رطب را تناول كردم. امام فرمود: حال ماجراى خود را نقل كن. عرض كردم: مأمورى را ديدم كه بر سر بانويى مى‌زد و او را به سوى زندان مى‌برد و او نيز با صدايى بلند فرياد مى‌زد: «المستغاث بالله و رسوله» و كسى به فكر آزادى‌اش از دست جلادان نبود. امام صادق(عليه السلام) فرمود: چرا با او چنين رفتارى مى‌كردند؟ بشار گويد:

شنيدم كه مردم مى‌گفتند: او به هنگام رفتن، پايش گير كرد و برزمين افتاد و در آن حال گفته بود: «لعن الله ظالميك يا فاطمه؛ خدا لعنت كند كسانى كه به تو ظلم كرده‌اند؛ اى فاطمه! و همين سبب شد كه اين گونه با او رفتار كردند. بشار مى‌گويد:

پس امام از خوردن رطب دست كشيده، آن قدر گريه كرد كه دستمال و محاسن شريف و سينۀ مباركش پر از اشك شدند؛

سپس فرمود: اى بشار! برخيز با هم به مسجد سهله برويم و از خداوند، آزادى اين زن را بخواه و همزمان به يكى از ياران خود دستور داد تا به سوى كاخ خليفه رفته، بر درب كاخ بماند و آن جا را رها نكند؛ تا فرستادۀ امام نزدش بيايد و اگر خبرى از آن زن به دستش رسيد، به سوى مسجد سهله برود.

بشار مى‌گويد: به سوى مسجد سهله به راه افتاديم و هر يك از ما دو نفر، دو ركعت نماز خوانده، سپس امام صادق‌عليه‌السلام دست خود را به سوى آسمان بالا برده، فرمود: «انت الله لا اله الا انت مبدى الخلق و معيدهم؛ تويى آن پروردگارى كه هيچ خدايى جز تو نيست؛ بندگان را آفريده و آنها را برمى‌گردانى» و بعد به سجده رفت و از آن حضرت چيزى جز نفس كشيدن را نمى‌شنيديم؛ آن گاه سربرداشت و فرمود: برخيز كه آن زن آزاد شد. بشار مى‌گويد: هر دو از مسجد بيرون آمديم كه ناگاه همان شخصى را كه امام او را به درب كاخ خليفه فرستاده بود، از راه رسيد.

امام پرسيد: خبر تازه چه دارى؟ گفت: آزادش كردند. امام فرمود: چگونه؟ گفت:

نمى‌دانم و هم‌چنان كه بر درب كاخ ايستاده بودم، يكى از نگهبانان بيرون آمد و آن زن را فراخواند و به او گفت: تو چه گفته بودى؟ آن زن گفت: پايم گير كرده، به زمين افتادم و در همان حال گفتم: «لعن الله ظالميك يا فاطمه» كه ديديد با من چه رفتارى كردند؛ سپس آن نگهبان دويست درهم بيرون آورده، به آن زن داد و گفت:

اين پول را بگير و امير را حلال كن. آن زن از گرفتن پول خوددارى كرد و وقتى كه او چنين ديد، وارد كاخ شده، صاحب خود را از آن باخبر ساخت؛ سپس بار ديگر بيرون آمد و گفت: به خانه‌ات برگرد و زن برخاسته، به خانه‌اش برگشت. 32

٢. مقام امام صادق(عليه السلام) در مسجد كوفه

دومين مقامى كه براى امام صادق(عليه السلام) نقل شده، مقام آن حضرت در مسجد كوفه است. اگر چه به دليل اهميت اين مسجد شريف، جاى جاى آن، محل نماز امام صادق(عليه السلام) بوده است، اما مقامى كه براى وى نقل شده، در نزديكى قبر حضرت مسلم بن عقيل بوده و مشهور به دكّه حضرت صادق(عليه السلام) است.

مرحوم شيخ عباس قمى در بخش اعمال مسجد بزرگ كوفه مى‌نويسد: اعمال دكّۀ حضرت صادق(عليه السلام). پس برو به سوى مقام حضرت صادق(عليه السلام) و آن واقع است در نزديكى مسلم بن عقيل و آن جا دو ركعت نماز كن و چون سلام دادى و تسبيح نمودى بگو: يا صانع كل مصنوع و يا...

٣. مقام امام صادق در وادى السلام نجف

سومين مقامى كه براى امام جعفر صادق(عليه السلام) نقل شده، مقام امام صادق(عليه السلام) در وادى السلام نجف است كه در كنار مقام حضرت امام زمان(عليه السلام) قرار گرفته و هر دو مقام در يك ساختمان قرار دارند. اين مقام، ممكن است كه يك ريشه روايى يا تاريخى داشته باشد؛ اما من به چنين مدركى برخورد نكرده‌ام.

۴. مقام امام صادق(عليه السلام) در كربلاى معلىٰ

چهارمين مكانى كه به امام جعفر صادق(عليه السلام) نسبت مى‌دهند، مقام امام صادق(عليه السلام) در كربلاست. اين مقام كه در پشت مقام حضرت صاحب الزمان(عليه السلام) و در ميان باغ‌ها قرار گرفته، از قديم معروف به مقام امام صادق(عليه السلام) بوده است؛ گويا امام در موقع سفر به كربلا و زيارت امام حسين(عليه السلام)، ابتدا در آن نقطه مستقر شده، سپس به زيارت مرقد پاك و مطهر امام حسين‌عليه‌السلام رفت.

اين مقام همانند مقام امام صادق(عليه السلام) در وادى السلام نجف است كه ممكن است يك ريشۀ تاريخى داشته باشد؛ اما اين جانب به چنين مدركى دست نيافته‌ام. 33

سوتيتر:

. امام صادق(عليه السلام) در سفرهاى اختيارى و يا اجبارى كه به عراق داشته، هرگز از زيارت اين دو امام بزرگ، غفلت نكرده، حتى در سفرهاى اجبارى خود به بغداد، در بين راه، اول به سراغ قبر اجداد خود رفته، سپس نزد منصور عباسى روانه مى‌شد

. ابوسعيد مدائنى فرمود:

اگر امام حسين(عليه السلام) را زيارت كردى، در بالاى سر آن حضرت، هزار مرتبه تسبيح امير مؤمنان(عليه السلام) را بر زبان جارى كن و در پايين پاى وى، هزار مرتبه تسبيح فاطمه زهرا (سلام الله عليهما) را بفرست و آن گاه دو ركعت نماز بخوان و در ركعت اول، سوره ياسين و در ركعت دوم، سوره الرحمن را تلاوت كن

. در كربلا و نجف، مقام‌هاى متعددى براى امام جعفر صادق(عليه السلام) نقل شده است كه برخى از آنها سند روايى دارند و برخى ديگر در بين مردم معروف هستند كه كنار قبر على(عليه السلام) و كنار قبر امام حسين(عليه السلام) و مسجد حنّانه، جزء اين مقامات است؛ اگر چه اين موارد جزء مقام‌ها به حساب نيامده‌اند.

 
پی نوشت:
1) . ابن قولويه، كامل الزيارات، ص ٨٩.
2) . ثويّه، مكانى است در كوفه كه در آن قبر ابوموسى اشعرى و مقبرۀ بن شعبه واقع است (مجمع البحرين، ص١۶).
3) . مجلسى، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ١٧٨.
4) . كامل الزيارات، ص ٨۴.
5) . كامل الزيارات، ص ٨٢؛ بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٢۴٠؛ فرحة الغرى، ص ٢۴.
6) . ابن طاوس، فرحة الغرى، ص ٩۴؛ بحارالانوار، ج ٩٧، ص ٢٧٩.
7) . كامل الزيارات، ص ٢٧٠.
8) . همان، ص ۵۴۶.
9) . همان، ص ١٧۶.
10) . صدوق، ثواب الأعمال، و عقاب الاعمال، ص٨٨.
11) . ثواب الأعمال و عقاب الاعمال، ص ٨۴.
12) . كامل الزيارات، ص ٣۵٨.
13) . همان، ص٣۶٢.
14) . همان، ص ٣۶٧.
15) . همان، ص ٣٧۵.
16) . همان، ص ٣٨۴.
17) . همان، ص ٣٩٣.
18) . فرحة الغرى، ص ٩۴؛ بحارالانوار، ج ٩٧، ص ٢٧٩.
19) . شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، ص ۶۴٢، (زيارت ششم امير مؤمنان).
20) . الهدف، ص ١٩۴، المقتل المأثور الحسين، ص ٢٣۶.
21) . بحارالانوار، ج ۴۵، ص ١۴۵.
22) . همان، ص ١٧٨.
23) . همان، ج ۴۴، ص ١٩٩.
24) . مناقب آل‌بى‌طالب، ج ۴، ص ٧۶.
25) . كامل الزيارات، ص ٨۴.
26) . معالى السبطين، ج ٢، ص ٩۵.
27) . همان.
28) . همان.
29) . همان.
30) . شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ص ٢٢٩؛ المقتل الحسين المأثور، ص ١٩۶.
31) . كامل الزيارات، ص ٨٣.
32) . نورى، مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ۴١٩.
33) . مفاتيح الجنان، ص ٧٣١.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally