زيارت و امامت
يكى از مسائل بسيار مهم و قابل بررسى در ارتباط با موضوع زيارت، پيدا كردن راز آن همه تأكيد و توصيۀ اهل‌بيت (عليهم السلام) به زيارت اين خاندان بزرگوار است.
پنج شنبه 15 شهریور 1397    
بازدید: 285

زيارت و امامت

محمد محمدى رى شهرى

به كوشش: محمود شريفى

 

اهميت زيارت امام حسين عليه‌السلام

يكى از مسائل بسيار مهم و قابل بررسى در ارتباط با موضوع زيارت، پيدا كردن راز آن همه تأكيد و توصيۀ اهل‌بيت (عليهم السلام) به زيارت اين خاندان بزرگوار است. وقتى سخنان اهل بيت (عليهم السلام) را در مورد ترغيب و تشويق به زيارت قبور خاندان رسالت، مرور مى‌كنيم، با انبوهى از رواياتى روبه‌رو مى‌شويم كه در نگاه اول و در نگاه سطحى، قدرى اغراق‌آميز به نظر مى‌رسند؛ ولى اين روايات در منابع معتبر ما آمده، بسيارى از آنها از نظر سند هم صحيح مى‌باشند. در اين جا به رواياتى اشاره مى‌كنيم كه حج و زيارت اهل بيت (عليهم السلام) را با هم مقايسه كرده، تا ببينيم رمز اين همه تأكيد و تصريح به زيارت اهل بيت (عليهم السلام)، آن هم در مقايسه با حج، چيست و اين روايات، چه پيامى براى پيروان اهل بيت (عليهم السلام) و پيروان قرآن دارند.

روايات زيادى دربارۀ زيارت سيدالشهداء(عليه السلام) نقل شده كه در بخش زيارت كتاب دانشنامۀ امام حسين(عليه السلام) گردآورى شده‌اند. در اين جا، نمونه‌اى از اين روايات را نقل مى‌كنيم:

١. قال الامام الصادق(عليه السلام):

«

من أتى قبر الحسين(عليه السلام) كتب الله له حجة و عمرة؛ ١ كسى كه به زيارت قبر امام حسين(عليه السلام) بيايد، خداوند متعال براى او يك حج و يك عمره مى‌نويسد».

٢. قال الامام الصادق(عليه السلام):

ايّما مؤمن زار الحسين‌بن على (عليهما السلام) عارفاً بحقه فى غير يوم عيد، كتب له عشرون حجة و عشرون عمرة مبرورات متقبلات، و عشرون غزوة مع نبى مرسل او امامٍ عادل؛ ٢ هر مؤمنى قبر امام حسين(عليه السلام) را در غير روز عيد، عارفانه و با شناخت حق او، زيارت كند، براى او ثواب بيست حج و بيست عمرۀ نيكو و قبول شده و بيست جنگ همراه با پيامبر و امام عادل، نوشته مى‌شود.

٣. «عن الامام الصادق(عليه السلام) قال:

كان الحسين بن على السلام ذات يوم فى حجر رسول الله(صلى‌الله و عليه وآله) يلاعبه و يضاحكه، فقالت عائشة يا رسول الله ما اشدّ اعجابك بهذا الصبى!

فقال لها: و يلك و كيف لا احبّه و لا اعجب به و هو ثمرة فؤادى، و قرة عينى، اما انّ امتى

ستقتلهُ، فمن زاره بعد و فاته كتب الله له حجتى من حججى. قالت: يا رسول الله حجة من حججك؟! قال: نعم، حجتين من حججى. قالت يا رسول الله حجتين من حججك؟ قال نعم و اربعه. قال فلم تزل تزاده و يزيد و يضعف حتى بلغ تسعين حجة من حجج رسول الله(صلى‌الله و عليه وآله) باعمارها؛ 3 روزى حسين بن على (عليهما السلام) در دامن پيامبر اكرم(صلى‌الله و عليه وآله) بود كه آن حضرت با او شوخى مى‌كرد و او را مى‌خنداند.

عايشه گفت: اى رسول خدا! چقدر از اين كودك شگفت زده هستى؟ رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) فرمود: واى بر تو! چرا او را دوست نداشته باشم و از او شگفت زده نباشم؛ در صورتى كه ميوۀ دلم و نور چشم من است و آگاه باش كه امت من، او را به زودى مى‌كشند؛ پس هر كس كه او را زيارت كند، خداوند براى او ثواب حجى از حج‌هاى مرا مى‌نويسد.

عايشه گفت: ثواب حجى از حج‌هاى شما؟ پيامبر فرمود: بله، بلكه ثواب دو حج از حج‌هاى من. عايشه دوباره گفت: ثواب دو حج؟ پيامبر فرمود: بله و ثواب چهار حج.

امام ششم(عليه السلام) فرمود: مرتب پيامبر اكرم(صلى‌الله و عليه وآله) بر اين تعداد مى‌افزود و مى‌افزود تا رسيد به نود حج، از حج‌هاى پيامبر اكرم(صلى‌الله و عليه وآله)».

۴. موسى بن جعفر(عليه السلام) قال:

من زار قبر ولدى كان له عندالله سبعين حجة مبرورة قلت: سبعين حجة؟ قال: نعم و سبعين الف حجة. قلت و سبعين الف حجة؟ قال نعم و رب حج لا تقبل و من زاره و بات عنده ليلة كان كمن زار الله فى عرشه؛ كسى كه قبر فرزندم (امام رضا) را زيارت كند، براى او پيش خدا ثواب هفتاد حج نيكو خواهد بود، يحيى بن سليمان مازنى مى‌گويد: به امام گفتم: هفتاد حج؟! امام فرمود: بله و هفتصد حج. گفتم: ثواب هفتصد حج؟ فرمود:

بله و هفتاد هزار حج. گفتم: هفتاد هزار حج؟ فرمود: بله و چه بسا حجى كه پذيرفته نمى‌شود و كسى كه او را زيارت كند و يك شب كنار قبر آن حضرت بخوابد، همانند كسى است كه خدا را در عرش او زيارت كند... .

عن ابى عبدالله(عليه السلام) قال:

من زار اميرالمؤمنين(عليه السلام) ماشياً كتب الله له بكلّ خطوة و عمرة، فان رجع ماشياً كتب له بكلّ خطوة حجّتان و عمرتان »؛ 4 كسى كه اميرالمؤمنين را با پاى پياده زيارت كند،

خداوند متعال براى او براى هر قدمى كه برداشته، ثواب يك حج و يك عمره مى‌نويسد و اگر پياده بر گردد، خداوند براى هر قدمى، ثواب دو حج و دو عمره ثبت مى‌كند.

مقايسه زيارت ائمه (عليهم السلام) با حج

در بخش قابل توجهى از اين روايات آمده است كه ثواب زيارت امام حسين(عليه السلام)، معادل حج و عمرۀ مستحبى است.

در برخى از اين روايات ديگر آمده كه ثواب زيارت سيدالشهدا(عليه السلام)، مخصوص كسى است كه موفق نشده در آن سال به حج مشرف شود؛ ولى روايات بسيار زيادى كه سندشان هم معتبر است، زيارت سيدالشهدا را به طور مطلق و كلى، بالاتر از حج و عمره، بلكه معادل هزار حج و عمره، دانسته است كه تعدادى از آنها ذكر مى‌شود.

١. عن الصادق(عليه السلام) قال:

من زارالحسين(عليه السلام) يوم عرفة عارفاً بحقّه، كتب اللّه له ألف حجّة مقبوله و ألف عمرة مبرورة؛ 5 كسى كه امام حسين(عليه السلام) را در روز عرفه با شناخت حق او زيارت كند، خداوند متعال ثواب هزار حج مقبول و هزار حج نيكو براى او مى‌نويسد.

٢. قال الصادق (عليه السلام) لرفاعه و قد أخبره انّه زار الحسين(عليه السلام) يوم عرفة اخبرنى ابى قال: :

من خرج الى قبر الحسين(عليه السلام) عارفاً بحقّه، غير مستكبر صحبه الف ملك عن يمينه و الف ملك عن يساره و كتب له الف حجة و الف عمرة مع نبى او وصى نبى؛ 6

امام ششم به رفاعه كه قبر امام حسين(عليه السلام) را روز عرفه زيارت كرده بود، خبر داد كه پدرم - امام باقر(عليه السلام) - فرمود: كسى با شناخت حق امام حسين(عليه السلام)، براى زيارت به سوى قبر مطهر آن امام بيرون رود، هزار فرشته در طرف راست او و هزار فرشته در طرف چپ او، او را همراهى كرده، براى او ثواب هزار حج و هزار عمره‌اى كه همراه پيامبرى يا جانشين پيامبرى انجام شوند، نوشته مى‌شود.

از اين نكته كه بگذريم، روايتى است كه مرحوم شيخ صدوق از امام صادق(عليه السلام) نقل مى‌كند كه در آن آمده است:

من زار واحداً منا كان كمن زار الحسين (عليه السلام)؛ 7 تمام آن ثواب‌هايى كه براى زيارت امام حسين(عليه السلام) گفتيم، براى ساير اهل بيت (عليهم السلام) نيز هست.

از پيامبر اكرم(صلى‌الله و عليه وآله) نقل شده كه فرمود:

من زارنى او زار احداً من ذرّيتى، زرته يوم القيامة فانقذله من اهوالها؛ 8 كسى كه مرا يا يكى از فرزندان مرا زيارت كند، من هم روز قيامت او را ديدار مى‌كنم و از هول و هراس‌هاى آن روز نجاتش مى‌دهم.

از امام صادق(عليه السلام) نيز چنين نقل شده است:

قال الحسين(عليه السلام) صلوات الله عليه لرسول الله(صلى‌الله و عليه وآله) ما جزاء من زارك؟ فقال يا بنى من زارنى حياً او ميتاً او زار أخاك او زارك كان حقاً علىّ ان ازوره يوم القيامة حتى اخلقه من ذنوبه؛. 9 امام حسين(عليه السلام) به رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) عرض كرد:

پاداش كسى كه شما را زيارت كند چيست؟ پيامبر اكرم(صلى‌الله و عليه وآله) در پاسخ فرمود: اى فرزندم! كسى كه مرا در زمانى كه زنده هستم يا مرده‌ام، زيارت كند يا برادر تو را يا خود تو را زيارت كند، بر من لازم است كه روز قيامت او را ديدار كنم؛ تا اين كه او را از گناهانش رهايى بخشم.

امام رضا(عليه السلام) فرمود:

من زار قبر ابى ببغداد كمن زار قبر رسول الله(صلى‌الله و عليه وآله) و قبر امير المؤمنين(عليه السلام) الاّ انّ لرسول الله (صلى‌الله و عليه وآله) و لِأمير المؤمنين (عليه السلام) فضلهما؛ 10

كسى كه قبر پدرم - موسى بن جعفر(عليه السلام) - را در بغداد زيارت كند، همانند كسى است كه قبر مطهر رسول خدا(صلى‌الله و عليه وآله) و قبر امير المؤمنين(عليه السلام) را زيارت كرده است، جز اين كه فضل و برترى رسول خدا و امير المؤمنين كه درود خدا بر آنان باد، جاى خود دارد.

دلالت التزامى اينها اين است كه زيارت ساير اهل بيت (عليهم السلام) هم ثوابش از حج بيشتر و بلكه معادل هزار حج است. از اين مهم‌تر، برخى از روايات تصريح مى‌كنند كه ثواب زيارت امام رضا(عليه السلام)، معادل يك ميليون حج است كه احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى برايش خيلى تعجب‌آور بوده كه چگونه مى‌شود زيارت يك امام، معادل يك ميليون حج و ثوابش بيش از ثواب زيارت امام حسين(عليه السلام) باشد.

احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى مى‌گويد در يك نوشته‌اى از امام رضا(عليه السلام)، ديدم كه حضرت فرمود:

أبلغ شيعتى أنَّ زيارتى عند اللّٰه تعدل ألف حجة و الف عمرة متقبله كلّها ؛ به شيعيان و پيروان من بگو كه زيارت من، ثواب هزار حج و هزار عمرۀ مقبوله دارد؛

سپس مى‌گويد:

با امام جواد(عليه السلام) اين موضوع را در ميان گذاشتم كه چطور مى‌شود ثواب زيارت پدر بزرگوار شما، معادل هزار حج و هزار عمره باشد»؟ گويا مى‌خواسته سؤال بكند آيا اين روايت، صحيح است و نوشته، نوشتۀ پدر شماست؟ امام جوادعليه‌السلام پاسخ داد:

«اى واللّٰه و ألف ألف حجّة لمن زاره عارفاً بحقه؛ 11 بلى، به خدا سوگند! معادل يك ميليون حج است؛ براى كسى كه پدرم را عارفا بحقه زيارت كند».

اين روايت نشان مى‌دهد كه عدد در اين جا مفهوم ندارد. همچنين دربارۀ ساير رواياتى كه اختلاف در عدد دارند، بايد گفت كه در آنها عدد مفهوم ندارد و به معناى مطلق كثرت است و اين روايت هم مؤيد همين معناست و در واقع، امام‌عليه‌السلام مى‌خواهد بگويد كه اصلاً قابل مقايسه نيست.

اين را هم عرض كنم كه شبيه اين ترديد را على بن مهزيار هم در اين روايت داشته است. او مى‌گويد: من با امام جوادعليه‌السلام اين مسئله را در ميان گذاشتم كه چگونه مى‌شود ثواب زيارت پدر شما از ثواب زيارت امام حسين‌عليه‌السلام بيشتر باشد؟ حضرت فرمود:

زيارة أبى أفضل و ذلك أنّ أباعبداللّه يزوره كلّ الناس و ان أبى لا يزوره إلاّ الخواصّ من شيعته 12

علتش اين است كه امام حسين(عليه السلام) را همه زيارت مى‌كنند؛ ولى پدرم را فقط خواص از شيعه [كسانى كه شيعۀ دوازده امامى هستند] زيارت مى‌كنند».

اين نشان مى‌دهد كه شرايط سياسى - اجتماعى در اين كه ثواب زيارت كدام امام بيشتر است، دخالت دارند.

پيام روايات و تحليل آنها

براى فهم دقيق اين روايات، چند نكتۀ زير قابل توجه است:

١. بدون ترديد، موضوع سنجش در اين روايات، سنجش حج واجب و زيارت مستحب نيست و منظور اين نيست كسى كه حج برايش واجب و مستطيع است، حجش را ترك كند و به جاى آن، به زيارت قبور يكى از اهل بيت (عليهم السلام) برود؛ بلكه مقايسۀ ميان زيارت مستحب و حج مستحب است و به اين مطلب - همان طور كه اشاره كردم - در بعضى از روايات، تصريح شده كه بعد از حجةالاسلام و بعد از حج تمتّع، ثواب زيارت قبور اهل بيت (عليهم السلام)، ثوابش بيشتر از حج مستحب است.

به روايت ذيل توجه كنيد:

عن محمد بن سليمان قال سألت ابا جعفر(عليه السلام) عن رجل حج حجّة الاسلام فدخل متمتعاً بالعمرة الى الحج فأعانه اللّه على عمرته و حجه ثم اتى المدينه فسلّم على النبى(صلى‌الله و عليه وآله) ثم اتاك عارفا بحقّك يعلم انّك حجة الله على خلقه و باب الذى يؤتى منه فسلم عليك ثم اتى اباعبدالله الحسين(عليه السلام) ثم اتى بغداد و سلم على ابى الحسن موسى(عليه السلام) ثم انصرف الى بلاده، فلما كان فى وقت الحج رزقه الله الحج فايّهما افضل

هذا الذى قد حج حجة الاسلام يرجع ايضاً فيحج او يخرج الى خراسان الى ابيك على بن موسى(عليه السلام) فسلم عليه؟ قال: [لا] بل ياتى خراسان فيسلّم على ابى الحسن (عليه السلام) افضل و ليكن ذلك فى رجب و...؛ 13

محمد بن سليمان گويد: از امام جواد(عليه السلام) در مورد مردى سؤال كردم كه موفق به انجام حجة الاسلام شده است؛ او نيت عمرۀ تمتع و حج تمتع كرد و خداوند هم او را كمك كرد و عمره و حج را انجام داد و سپس به مدينه آمد - و موفق به زيارت پيامبر(صلى‌الله و عليه وآله) شد - و به آن حضرت سلام كرد و سپس در حالى كه عارف به حق شما بود و مى‌دانست تو حجت خدا بر خلق او هستى و بابى هستى كه از آن بايد وارد شد، خدمت شما آمد و به شما سلام كرد؛ سپس به زيارت امام حسين‌عليه‌السلام رفت و بعد به بغداد آمد و سلام بر امام هفتم كرد و سپس به شهر خود برگشت و سال بعد كه ايام حج شد، خداوند هزينۀ حج را روزى او كرد؛ ايام انجام حج الآن - دوباره - براى او بهتر است يا اين كه بهتر است به خراسان برود و پدر شما على بن موسى الرضا(عليه السلام) را زيارت و بر او سلام كند؟ امام فرمود: نه، بهتر است به خراسان بيايد و سلام به ابى الحسن(عليه السلام) بكند كه افضل است و اين زيارت هم در ماه رجب باشد.

٢. اين روايات، نخستين پيامشان اين است كه مى‌خواهند به امور مهم و سرنوشت‌ساز اجتماعى جامعۀ اسلامى، توجه دهند و مقصود اين نيست كه از اهميت حج بكاهند؛ زيرا اگر حج اهميت نداشته باشد، معيار قرار دادن آن، مناسبتى ندارد و اين كه زيارت اهل بيت (عليهم السلام) را با حج مقايسه مى‌كنند، نشانۀ اين است كه حج، مهم است؛ ولى زيارت اهل بيت (عليهم السلام) در شرايط خاصى، مهم‌تر است و اين موضوع، اختصاص به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) هم ندارد. در رواياتى نقل شده كه اصلاح ميان زن و شوهر يا صبر در مصائب، پاداش هزار شهيد را دارد. اين روايات، نمى‌خواهند كه مردم را از جبهه رفتن و جهاد و رزم باز دارند؛ بلكه مى‌خواهند بگويند كه اين، كار مهمى است و در جايى كه نيازى به جبهه نيست، اين كار، ثوابش از جبهه رفتن بيشتر است؛ نه اين كه در جايى كه جامعۀ اسلامى به جهاد و مجاهد نياز دارد، مردم جبهه‌ها را خالى بگذارند؛ تا دشمن وارد خاك كشور اسلامى بشود و بعد بگويند كه نمى‌خواهد بروى جبهه؛ بيا برو ميان زن و شوهر را اصلاح كن؛ چون اين، ثوابش بيشتر است. اين روايات در واقع، مى‌خواهند اهميت پيشگيرى از متلاشى شدن يك خانواده را بيان كنند و به بيان روشن‌تر، از آن جا كه اهميت حج و اهميت شهادت در راه خدا، بين مسلمانان معلوم است، پيشوايان اسلام براى توجه دادن مسلمانان به ارزش و اهميت مسائل مهم اجتماعى كه نقشى اساسى در سازندگى جامعه دارند، آنها را با حج و جهاد مقايسه مى‌كنند و به كسانى كه در كنار وظايف واجب خودشان، به اين مسائل مى‌پردازند، مژده مى‌دهند كه ثواب شما، بيشتر است و خداوند از فضل خودش، پاداشى به شما عنايت مى‌كند كه قابل مقايسه با حج مستحبى و عمرۀ مستحبى نيست و اگر كسى مى‌خواهد عمرۀ مستحبى انجام بدهد يا حج مستحبى انجام بدهد، بهتر است براى يك خانوادۀ بيچاره‌اى، خانه بخرد يا براى ازدواج يك جوان، اقدام كند. بنابراين، علت مضاعف بودن پاداش در امورى كه به آنها اشاره شد، اين است كه از يك سو ملاك وجوب در اينها نيست تا شارع واجب بكند و از سوى ديگر، براى ساختن جامعۀ مطلوب اسلامى، ضرورت دارد كه اين كار انجام شود. از اين رو، براى بيان اهميت اين كار و براى اين كه مردم خيال نكنند كه همۀ ثواب‌ها در حج و عمره خلاصه مى‌شوند، مردم به اين سلسله امور، تشويق شده‌اند.

٣. اصلى‌ترين نكته اين است كه مهم‌ترين نقش سياسى - اجتماعى زيارت اهل بيت (عليهم السلام) در همين موضوع خلاصه مى‌شود. رواياتى كه تأكيد مى‌كنند زيارت امام حسين(عليه السلام) برتر از حج است يا زيارت اهل بيت (عليهم السلام) مثل زيارت امام حسين(عليه السلام) است، يعنى ثواب آن هم بيش از حج است و روايتى كه مى‌گويد زيارت امام رضا(عليه السلام) معادل يك ميليون حج است، در شرايط سياسى - اجتماعى، اين مسئله تفاوت دارد و در واقع، همۀ اين روايات مى‌خواهند جامعه را به اين مسئله توجه بدهند كه روح همۀ عبادات - كه حج جامع‌ترين آنهاست - حاكميت نظام اسلامى است و اين روايات، بيان مى‌كنند كه حاكميت نظام مبتنى بر آرمان‌هاى توحيدى، با رهبرى امام عادل تحقق مى‌يابد و اين، روح همۀ عبادات است؛ زيرا در سايۀ حاكميت اهل بيت است كه همۀ ارزش‌ها در جامعه تحقق مى‌يابند. كلينى در كافى از امام رضا(عليه السلام) چنين نقل مى‌كند:

«

إنَّ الإمامة أس الاسلام؛ 14 اساس اسلام، امامت و رهبرى است».

اين روايات، بيان مى‌كنند كه رهبرى امام عادل و اهل بيت (عليهم السلام) كه جلوۀ كامل حاكميت توحيد هستند، روح و جوهر حقيقى حج است و حجى با حقيقت همراه است كه در سايۀ رهبرى امام عادل باشد. حجى همراه با حقيقت است كه با حاكميت امام عادل در جامعه، همراه باشد؛ اما آن حجى كه در حاكميت طاغوت انجام مى‌شود، در واقع، ظاهر حج است.

سراسر حج، لبيك گويى به خداى واحد و برائت از مشركين است. بنابراين، جامعه‌اى كه بناى مبارزه با شرك و كفر و سردمداران شرك و كفر را ندارد، در آن جامعه، حج واقعيت پيدا نمى‌كند. حجى كه با نظام توحيدى و امامت پيوند نخورد، در واقع، با حقيقت خودش پيوند نخورده، بلكه حج جاهليت است.

در روايتى چنين آمده است:

نظر ابوجعفر الى الناس يطوفون حول الكعبه؛ امام باقر(عليه السلام) مردمى را ديد كه [با ولايت و امامت پيوند ندارند] دور كعبه مى‌گردند؛ فرمود: «

هكذا يطوفون فى الجاهلية؛ در جاهليت هم همين طور طواف مى‌كردند.

اين در زمان امام باقر(عليه السلام) بود كه امام مى‌فرمايد: اين حجى كه با امامت پيوند ندارد، حج جاهليت است و بعد حضرت مى‌فرمايد:

إنّما أمروا ان يطوفوا بها ثم ينفروا الينا فيعلمونا ولايتنا مودتهم و يعرضوا علينا نصرتهم؛ 15 اصلاً آمدن اين حج، براى اين است كه بيايند اين جا و طواف كنند و بعد بيايند مودت خودشان را به ما عرضه كنند و براى اين است كه يارى خودشان را به ما و براى برپايى حكومت اسلامى، اعلام بكنند.

امام(عليه السلام) در روايت ديگرى مى‌فرمايد:

تمام الحج لقاء الإمام؛ 16 آن حجى كامل است كه همراه با ديدار امام باشد و با امامت، پيوند بخورد.

از امام صادق‌عليه‌السلام نقل شده كه فرمود:

اذا حج احدكم فاليختم حجّه بزيارتنا لان ذلك من تمام الحج. 17

اينها در واقع، همه به يك نكتۀ اساسى اشاره مى‌كنند. اين روايات به روشنى نشان مى‌دهند كه ولايت اهل بيت (عليهم السلام)، روح حج و حقيقت حج است و حج بدون پيوند با رهبرى امام عادل و برائت از سران شرك حاكم در جامعه، حج واقعى نيست.

رابطه زيارت ائمه (عليهم السلام) با حج

با در نظر گرفتن نكاتى كه عرض كردم، اين راز گشوده مى‌شود كه آن همه فضيلتى كه براى زيارت امام حسين(عليه السلام) و ساير اهل بيت (عليهم السلام) نقل شده، براى اين است كه عبادات و در رأس همه، حج، با روح ائمه (عليهم السلام) پيوند داده شوند.

وقتى گفته مى‌شود كه زيارت امام رضا(عليه السلام)، با يك ميليون حج مستحبى برابر است، يعنى تا ولايت اهل بيت نباشد، حج كه جامع‌ترين عبادات است، مفهوم و معنا ندارد و در واقع، همۀ اين عبادات مى‌خواهند مسلمانان را براى حكومت جهانى اسلام، به رهبرى مهدى آل محمد(صلى‌الله و عليه وآله) آماده كنند. پس مهم‌ترين پيام سياسى تأكيد بر زيارت قبور اهل بيت (عليهم السلام)، زمينه سازى براى حكومت اهل بيت (عليهم السلام) است و اين پيام، از زيارت همۀ حرم‌هاى مربوط به اهل بيت (عليهم السلام)، قابل استنباط و استشمام است و به اين دليل، زيارت هر امامى كه اين محتوا را بيشتر برساند، فضيلت بيشترى دارد. آن زيارتى كه مردم را براى تشكيل حكومت جهانى اهل بيت (عليهم السلام) بيشتر آماده كند و براى زمينه‌سازى حكومت جهانى اسلام، مناسب‌تر باشد، آن زيارت، ارزشش بيشتر است.

از اين رو، در روايات، تأكيد بيشترى روى زيارت سيدالشهدا(عليه السلام) شده است و به همين دليل است كه اين زيارت، تأثير بيشترى دارد؛ البته در بعضى از اعصار و در بعضى شرايط سياسى - اجتماعى، ممكن است اين پيام در زيارت يكى ديگر از امامان، نمود بيشترى داشته باشد؛ همان طور كه در زيارت امام رضا(عليه السلام) بيان شد؛ اما به طور مطلق، در طول

تاريخ، تا ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)، پيامى كه زيارت سيدالشهدا(عليه السلام) براى تشكيل حكومت اسلامى به رهبرى اهل بيت (عليهم السلام) دارد، از همۀ امامان، قوى‌تر است و به همين جهت، تأكيد بيشترى روى زيارت سيدالشهدا شده است.

 
پی نوشت:
١) . صدوق، ثواب الاعمال و عقابها، مكتبة الحيدريه، ١٣٢۶، ص ٣٢۵، ح ١.
٢) . ثواب الاعمال، ص ١١٧، ح ٢۴.
3) . ابن قولويه، كامل الزيارات، ص ۶٨؛ ثواب الاعمال و عقابها، ص ٣٢٨.
4) . شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ج ٣، ص ۵١٩.
5) . شيخ طوسى، مصباح المتجهد، ص ٧١۵؛ ثواب الاعمال و عقابها، ص ٣٣٣، ح ٧.
6) . مصباح المتجهد، ص ٧١۶، ثواب الاعمال و عقابها، ص ٣٣٣، ح ٨.
7) . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ١٢۶.
8) . كامل الزيارات، ص ١١، ح ۴؛ مجلسى، بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ١٢٣، ح ٣١.
9) . كامل الزيارات، ص ١١، ح ٢.
10) . كافى، ح ٢، ص ۵٨٣، ح ١.
11) . طوسى، التهذيب، ج ۶، ص٨۵، ح ۶؛ نورى، مستدرك الوسائل، ج ١٠، ص ٣۵٨، ح ٢.
12) . التهذيب، ج ۶، ص ٨۴، ح ١.
13) . كافى، ج ٢، ص ۵٨۴، ح ٢.
14) . كافى، ج ١، ص ٢٠٠، ح ١.
15) . همان، ص ٣٩٢، ح ١.
16) . همان، ج ۴، ص ۵۴٩، ح ٢.
17) . صدوق، علل الشرايع، ج ٢، ص ١۶٩، ح ١.
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally