زیارت، شوق دیدار تو 2
زیارت در لغت دیدار کردن با قصد را گویند که در ریشه این واژه مفهوم میل و گرایش نهفته است، گویی زائر از دیگران روی گردانیده و به سوی زیارت شونده قصد کرده است.
دوشنبه 1 مرداد 1397    
بازدید: 156
زیارت، شوق دیدار تو 2

 
 

بصیرت زائر

انسان زائر باید قبل از هر چیزی تهذیب و طهارت ظاهری و باطنی داشته باشد بعد از آن سعی کند با برداشتن گام های کوتاه، تمرکز حواس و ذکر گفتن، قلبش را به سوی مکان زیارتی متوجّه نماید. مسلمان مشتاق زیارت باید بداند آن جا محل حضور عالم ملکوت است و لذا ضرورت دارد با حالتی وارد آن مکان مبارک گردد که متناسب با آن زیارتگاه باشد.

زائر باید تلاش کند بین خود و شخصیتی که می خواهد او را زیارت کند یک تناسبی برقرار کند یعنی یک نوع تحوّل در رفتار، خصال، اندیشه و باورهای خود پدید آورد و توجه داشته باشد می خواهد با انسانی پاک، شایسته و صالح و عبد پروردگار ملاقات کند و بدیهی است این دیدار محتاج یک توازن و معرفتی است، زائر قبل از انجام زیارت باید وظایف شرعی و دینی خود را انجام داده و نسبت به حقوق مردم کوشا باشد. آگاهی و میزان معرفت زایر نیز در این برنامه اهمیتی بسزا دارد و در صورتی که آدمی تسلیم امر و عارف به حق در امر زیارت باشد در پیشگاه پروردگار منزلت والایی بدست می آورد، اعمال بدون شناخت و عاری از هرگونه کمالات ایمانی همچون پیکری بی روح هستند و فاقد خاصیت می باشند از این روی در منابع روایی تأکید شده که زیارت ائمه با چندین حج برابری می کند البته در صورتی که توأم با بصیرت درونی و یک ارتباط معرفتی باشد، زائر بداند اگرچه امام معصومی که مشهدش را زیارت می کند بر حسب ظاهر از دنیا رفته امّا کاملاً نسبت به نیت و حالات زائر آگاهی دارد، به خواسته های او توجه می کند و برای برآوردن حاجتش تلاش می نماید.

بزنطی می گوید: از امام رضا(ع) شنیدم که آن حضرت فرمود: مازارنی من اولیایی عارفاً بحقّی الّا تشفعت فیه یوم القیامه؛(1) هیچ یک از اولیاء و پیروان، مرا زیارت نمی کند در حالی که به حق من معرفت دارد، مگر این که در روز قیامت او را شفاعت می کنم.

اذن دخول

یکی از آداب مهم در امر زیارت اذن دخول است، این برنامه قبل از ورود به حرم مطهر صورت می گیرد. شهید اول تأکید می نماید: زائر در کنار درب حرم توقف نماید و اذن دخول بخواند اگر در خود رقت قلب و خشوع احساس کرد، داخل شود، نشانه اذن دخول دل شکستگی و یک نوع دگرگونی در درون می باشد. اذن دخول در حرم معصومین در واقع یک معنای صوری و ظاهری ندارد و در واقع بدین مفهوم است که آیا مأذون هستم به محفل نورانی و مرکز اسرار شما راه یابم این اجازه از حریم الهی آغاز می گردد، سپس اجازه ورود در حریم سرّ پیامبراکرم(ص) و معصومین(ع) تقاضا می شود و هر کس به اندازه ظرفیت، لیاقت و توانایی درونی به این فضای معطر و بوستان با صفا گام می نهد، اجازه خواستن و آداب ورود به خانه پیامبر نکته ای که قرآن بدان اشاره دارد: «یا ایّها الّذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النّبی الّا ان یؤذن لکم؛(2) ای کسانی که ایمان آورده اید در خانه های پیامبر داخل نشوید مگر این که به شما اجازه داده شود» در ادامه همین آیه، قرآن می فرماید: «و ما کان لکم ان تؤذوا رسول اللّه؛ شما را نرسیده است که پیامبر خدا را آزار دهید» پس بدون مقدمه و بی موقع به حریم این خاندان وارد شدن خود یک نوع اذیت به شمار می رود. از آیات دیگری که گویای اذن دخول در خانه پیامبران و ائمه است این کلام شریف می باشد: «فی بیوت اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبّح له فیها بالغدوّ و الآصال؛(3) آن نور در خانه هایی است که خداوند رخصت داد ارجمندش دارند و نامش در آن جا یاد شود و او را هر بامداد و شبانگاه تسبیح گویند.»

نور خداوند می تواند قرآن کریم، هدایت الهی، ایمان، آیین اسلام، معرفت درونی و پیامبر و ائمه هدی باشند، خداوند خود پیامبر را سراج منیر معرفی می کند(4) و در زیارت جامعه درباره پیشوایان معصوم آمده است: خلقکم اللّه نوراً فجعلکم بعرشه محدقین؛ خداوند شما را از نورهایی آفرید که گرد عرش او حلقه زده بودید، در همان زیارت می خوانیم: و انتم نور الاخیار و هداة الابرار(شما نور خوبان و هدایت کننده نیکوکاران هستید).

این نور در خانه هایی است که اهل آن هر صبح و شام خدا را تسبیح می گویند، این مکان ها مرکز یاد خداست و حقایق و معارف اسلام از آن ها نشر می یابد و در یک معنای گسترده مساجد خانه های انبیاء و اولیاء شامل حال این آیه هستند. امام باقر(ع) فرموده اند: هی بیوت الانبیاء و بیت علیّ منها؛(5) این آیه به خانه پیامبران اشاره دارد و بیت حضرت علی(ع) هم در این زمره محسوب می گردد، رسول اکرم نیز مصداقش را خانه های فرستادگان الهی معرفی کرد و خانه حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س) را از برترین این بیوت دانست.(6)

امام باقر(ع) با قتاده(فقیه اهل بصره) گفتگویی داشت و در ضمن از حضور در مجلس امام و ابهت خاص آن حضرت اظهار شگفتی کرد، امام به وی فرمود: می دانی کجا نشسته ای؟ در برابر همان ها که خداوند درباره آنان فرموده است: فی بیوت اذن اللّه...؛ سپس فرود تو آن هستی که گفتی(فقیه اهل بصره) و ما این هستیم که قرآن معرفی می نماید. قتاده در جواب گفت: راست گفتی فدایت شوم، به خدا سوگند منظور آیه خانه های سنگی و گلی نمی باشد(بلکه هدف خانه های وحی و ایمان و هدایت است)(7) مشاهد ائمه هدی همان مکان هایی است که در آن ها کسی آرمیده که وجودشان یکپارچه ذکر، عبادت و توحید بوده و هدفی جز تقوا و پارسایی و تقرّب به خداوند نداشته اند و نیز در این مکان ها مردم زائر خدا را عبادت می کنند، خدا را یاد می نمایند و آنان که لیاقت دارند هدایت می شوند، پس اذن دخول برای چنین اماکنی ضرورت دارد.

آداب زیارت

زائر علاوه بر جنبه های معرفتی و معنوی و آمادگی های روحی و طهارت درون لازم است آداب زیر را در امر زیارت در نظر گیرد:

1ـ نیت خالصانه و انگیزه الهی

2ـ غسل زیارت

3ـ در بر کردن جامه پاک و دوری از پوشیدن لباس هایی که دیگر زائران را اذیت کند

4ـ استفاده از مال حلال برای سفر زیارتی

5 ـ معطر نمودن با خشبوکننده های طبیعی

6ـ ذکر و تسبیح در هنگام عزیمت به اماکن زیارتی

7ـ داشتن وضو

8 ـ توبه و استغفار از گناهان و اعراض از لغزش های اخلاقی و رفتاری

9ـ توقف بر باب مشهد معصوم و اذن دخول با متون مأثور

10ـ توقف در برابر ضریح با حالت فروتنی، خشوع و رقت قلبی

11ـ زیارت کردن شخص مورد نظر با توجه به متن های معتبر و موثق که از معصوم رسیده است

12ـ اقامه نماز زیارت و خواندن دعا پس از آن

13ـ تلاوت قرآن در کنار مرقد و اهداء ثواب آن به زیارت شونده

14ـ صدقه دادن و رسیدگی به محرومان و بینوایان

15ـ رعایت حرمت حرم مطهر و پرهیز از اموری که خدای ناکرده هرگونه وهن و خدشه ای به ساحت آن مکان مبارک وارد می کند

16ـ تضرع همراه با ادب در جوار بارگاه معصومین

17ـ صلوات فرستادن بر پیامبر و آل او که باید با وقار توأم باشد و برای دیگران مزاحمت فراهم نکند و از هیاهو و سرو صدای آزار دهنده در حضور این جایگاه معنوی بپرهیزد

قرآن می فرماید: «یا ایّها الّذین آمنوا لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النّبی ولاتجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعضٍ ان تحبط اعمالکم و انتم لاتشعرون انّ الّذین یغضّون اصواتهم عند رسول اللّه اولئک الذین امتحن اللّه قلوبهم للتقوی لهم مغفرة و اجرٌ عظیم؛(8) ای کسانی که ایمان آورده اید، صدای خود را از صوت پیامبر بلندتر مکنید همچنان که با یکدیگر بلند سخن می گوئید، با او به آواز بلند سخن مگوئید که اعمالتان ناچیز شود و آگاه نشوید. کسانی که نزد پیامبر صدای خود را پایین می آورند همان هایند که خداوند دل های آنان را به تقوا آزموده است، آنها راست آمرزش و اجر بسیار.»

بنابراین در هنگام انجام اعمال اسلامی باید ادب و احترام رعایت گردد و اگر بلندکردن صدا در کنار مرقد پیامبر و ائمه نوعی هتک و بی احترامی باشد، بدون شک جائز نمی باشد مگر این که به صورت اذان نماز، تلاوت قرآن یا ایراد خطابه و امثال آن باشد.

در حدیثی از امام باقر(ع) درباره ماجرای دفن امام حسن مجتبی و ممانعتی که از سوی عایشه در خصوص دفن آن حضرت به عمل آمد و سرو صداهایی که بلند شد، آمده است حضرت امام حسین این آیه را تلاوت و به آن استدلال فرمود و از رسول اکرم(ص) این جمله را نقل نمود که فرموده اند: ان اللّه حرم من المؤمنین امواتاً ما حرم منهم احیاء؛(9) خداوند آن چه را از مؤمنان در حال حیات تحریم کرده، در حال مرگشان نیز تحریم کرده است.

حتی برخی مفسران آیات مورد بحث را توسعه داده و گفته اند در مراحل پایین تر یعنی نزد علما و رهبران فکری و اخلاقی باید مسلمانان آداب را رعایت کنند و البته در برابر امامان معصوم این مسئله روشن تر است، یکی از یاران با حالت جنابت خدمت یکی از ائمه رسید، آن حضرت بدون مقدمه فرمود: آیا نمی دانی سزاوار نیست با حالت جُنُب وارد بیوت پیامبران شوی.(10)

18ـ ترک امور بیهوده و لغو و پرهیز از گفتگوهای بیجا و سخنان نامناسب

19ـ به هنگام مشاهده مرقد مطهر این گونه سلام دهد: السلام علکیم یا اهل بیت النبوة(11)

20ـ هنگام ورود با پای راست و موقع بیرون آمدن از حرم با پای چپ خارج شود

21ـ زیارت را ایستاده و روبه حضرت و.... بخواند(12)

22ـ در نظر گرفتن بستگان و دوستان هنگام زیارت(13)

23ـ در هنگام اعمال زیارتی چون بوسیدن ضریح و سایر مسایل به دیگران فشار نیاورد، حقوق زائران دیگر را ضایع نکند و مراقب چشم و نگاههای خود باشد

24ـ هنگام فراغت از زیارت، از مقام مقدّس معصوم زیارت شونده شفاعت طلب کند و از خداوند بخواهد برای دفعات بعد چنین توفیقی را نصیب او کند(14)

آفات زیارت

زیارت برکات و مزایای فراوان و گسترده ای دارد اما پیروان راستین مکتب اهل بیت و دست اندرکاران اماکن زیارتی و برنامه ریزان فرهنگی و تبلیغی نباید اجازه دهند این سنت با ارزش و شعار شعور آفرین، پویا و اثر بخش دچار برخی آفت ها و آسیب های فرساینده گردد و از هدف اصلی خود که ایجاد تحوّل روحی در انسان ها و گرایش آنان به سوی خیر و صلاح، تقوا، معرفت و هدایت است بازماند. در این زمینه محورهای ذیل می تواند قابل تأمّل باشد:

1ـ محرومیت از معرفت و جهالت باطنی

حالات معنوی، راز و نیاز راستین و نوشیدن جرعه های جان بخشی از چشمه فیاض امام موقعی بدست می آید که این ویژگی ها با شناختی ارزشمند توأم گردد. محرومیت از چنین معرفتی و ناآگاهی درونی، غفلت و خود فراموشی با محروم گردیدن از فضایل و مکارم قرین خواهد بود. وقتی اشتیاق ما نسبت به ساحت مقدّس معصوم از نوعی بصیرت بی بهره باشد آن وقت چگونه می توانیم او را از طرف خداوند مفترض الطاعة بدانیم، اطاعت از دستوراتش را در برنامه زندگی فردی و اجتماعی و جهت گیری های فکری و سیاسی خود وارد کنیم آیا می توان با این جهالت و غفلت، نصایح، تعلیمات و توصیه های هشدار دهنده امام را از عمق وجود پذیرفت و آن را در مسیر حیات فرهنگی خویش جاری ساخت؟

2ـ غفلت از ارزیابی خود

زائر باید هنگام حضور دربارگاهی معنوی، سرمایه های ایمانی و اخلاقی خود را مورد بررسی قرار دهد و به این واقعیت برسد که آیا با تحمّل رنج سفر و پشت سر نهادن مشقّات فراوان و تشرّف به بارگاهی مبارک چه چیزی را بدست آورده است. آیا این جاذبه معنوی توانسته است خواهش های نفسانی او را تعدیل نماید و این که آیا موفق گردیده است برخی عادات مذموم و رفتارهای ناروا و زشت را از خود دور کند.

این گونه فضاهای معنوی همچون آینه های صاف و شفاف هستند که می توان به وسیله آن ها کاستی ها و عیوب خود را تشخیص داد و نسبت به رفع آن ها اقدام کرد، ارمغان مهم سفرهای زیارتی باید این باشد که ضعف را به قوت و ضلالت ها را به انوار هدایت تبدیل کند و آن چه را در زیارات خوانده و مرور کرده، بدان عمل نماید و دل و زبان را با هم همآهنگ کند.

چقدر خسران و زیان دارد کسی که در مقابل مرآتی فضیلت نما قرار گیرد و به دلیل فرو رفتن در خواب غفلت و غافل شدن از خویشتن اصل از برطرف کردن نقص ها و گرایش به کمالات عاجز باشد و برای انکسار درونی و زنگارهایی که قلبش را دچار کدورت کرده فکری نکند. زائر خود را به میزان حق عرضه می کند و توسط مقام معنوی امام توانایی خود را در معرض محک قرار می دهد. او در برابر تندیس عصمت، فضیلت و جلوه ای از نور الهی و مشعلی از فیض ربانی، تجسمی از عبودیت، اخلاص و ایمان قرار می گیرد حال کسی که از این پرتو افشانی ها حداکثر استفاده را نکند مثل این است که انوار فراوانی به جسمی بتابد ولی تیره گی و تاریکی ها و سیاهی های درونی آن قدر زیاد است که نمی تواند این تابش معنوی را از خود عبور دهد.

چقدر غافل اند آنهایی که زحمت پیمودن دامنه های پرسنگلاخ و مسیرهای پر پیچ و خم را تحمّل می کنند و به اوج قلّه معرفت دست می یابند امّا صرفاً فیزیک وجودشان این مسیر را در نوردیده است و وجود راستین آنان همچنان در درّه های جهل و غفلت آرمیده اند و در مرداب ضلالت و باتلاق گمراهی فرو افتاده اند، در دام ابلیس و قَفَس نَفس گرفتارند و با وجود این عروج معنوی در بیابان بی ایمانی سقوط کرده اند.

پس باید در بارگاه نور و ایمان به محاسبه و سنجش خود بپردازیم، فرازها را فروزان و فرودها را هموار سازیم و برای زدودن غبارهای خطا و لغزش اقدام کنیم و این است معنای اصلی زیارت و الّا اگر صدها بار هم به زیارت بیائیم و این ارزیابی فکری و معنوی را در برنامه خود قرار ندهیم در موجی از غفلت و جهالت گرفتار شده ایم و بدین گونه خود را از فیض مکرّر امام بی بهره ساخته ایم.

3ـ انجماد روحی و تصلّب فکری

در جوار تربیت اسوه های تقوا و پارسایی باید خاک وجود ما کیمیا و مس درونمان به طلای ناب و خالص تبدیل شود، ائمه همان طور که میزان اعمال هستند مقلّب احوال هم می باشند، البته این ویژگی در درجه اوّل مختص ذات پاک خداوند است ولی پروردگار متعال چنین امتیازی را به ولیّ خویش اعطا می نماید تا او بتواند دل ها را دگرگون کند و در منابع روایی تأکید شده است و متون زیارتی هم بر این واقعیت اصرار می ورزد که زائر پس از زیارت باید با قبل از آن فرق کرده باشد و اصولاً یکی از تقاضاهای زیارت کننده این است که امام با قدرت معنوی خود، وی را از انجماد روحی، توقف فکری و ایستایی و رکود که فضیلت سوز است برهاند.

نمونه های زیادی بوده اند که با کوله باری از گناه و عصیان به این بارگاههای مبارک روی آورده اند و با توجهی خالصانه، التماس و تضرعی صادقانه از پیشگاه پاکان و نیکان تقاضا کرده اند آنان را از این وضع مرارت بار و جاهلیت زدگی و پریشان فکری نجات دهد که خواسته آنان اجابت گردیده و به ندامت رسیده اند و سرطان ایمان و تقوا را از ذهن خویش دور ساخته اند و اجازه نداده اند بعد از فیض حضور در این گلستان باطراوت پیچک های گناه و انحراف و علف های هرز و خطرناک از رویش و شکوفایی آنان جلوگیری کند.

زیارت هم می تواند چون آتشی سوزان تمام ناخالصی ها را بسوزاند و هم چون چشمه ای مصفا بر شعله های گناه ریخته شود و آنها را برای همیشه خاموش سازد.

4ـ عدم مراعات ادب حضور

زیارت با انصراف قلب به غیر و عدم توجه به حق سبحانه و تعالی عین بی ادبی است و این گونه زیارت نه تنها قرب و اتصال روحانی پدید نمی آورد بلکه فاصله ها را افزایش می دهد. ادب اقتضاء می کند که در مطرح کردن تقاضاها، نیازها و آلام خویش شؤونات مقام با قداست امام را در نظر داشته باشیم و خواستار مواردی نباشیم که با هدف امام، سیره و سخن آن وجود مقدّس مغایرت داشته باشد.

شخصی که بار سفر برای زیارت بر بسته و عزم خویش را جزم نموده تا مشهدی مطهر را زیارت کند باید در تمام برنامه های مسافرتی و ایام اقامت در جوار بارگاه امام همت و تلاشش زیارت باشد و محور تمامی تکاپوهای او این موضوع قرار گیرد نه این که دائم در حرم باشد بلکه به هر جای شهر که می رود،و در ارتباط ها، تصمیم گیری ها اصل ماجرا و حکمت زیارت را در نظر بیاورد. بداند که امام ناظر بر اعمال و رفتارش می باشد و پیروی از فرامین آن حضرت بر هر کار دیگری مقدّم است مراقب باشد در پارک ها، مراکز تفریحی، بازار و مراکز تجارتی زمینه های خلاف فراهم می گردد پس به خود اجازه ندهد چنین عفونت هایی را سدّ راه معنوی خویش کند. باید برای زیارت حسابی ویژه بگشاید و حتی از سرگرمی های غفلت آور که مانع رسیدن به راه اصلی است پرهیز نماید.

اگر آداب و شرایط زیارت رعایت نگردد ما اگرچه حضور فیزیکی در جوار آستانی با برکت را داریم ولی از نظر فکری و قلبی غایب هستیم و این سنّت پسندیده به عملی بدون روح و گشت و گذاری تفنّنی و دیدن دیوارها، گچ بری ها، مقرنس ها، کاشی کاری ها، چراغ ها، لوسترها و رفت و آمد مردم تبدیل می شود. اگر چه در ادب ظاهری، زائر باید غسل کند، وضو سازد و خود را خوشبو نماید و لباس پاکیزه بر تن کند امّا آمادگی روحی و صفای دل برای دیدار با چنین شخصیتی مقدّس و کسب فیض از حضورش ضرورت افزون تری دارد قصد قربت و پیروی از موازین شرعی، اجتناب از خود نمایی، تفنّن و گرایش های نفسانی، باید اصل برنامه زائر باشد. دیده ها باید از نگریستن های معصیت زا و مخرّب اعراض کنند که چشم آلوده قادر نخواهد بود نور و ملکوت را ملاقات کند، به قول حافظ:

چشم آلوده نظر از رُخ جانان دور استبر رُخ او نظر از آینه پاک انداز

5 ـ فراموش کردن میثاق با امام

در منابع روایی آمده است هر امامی را پیمانی بر گردن پیروانش می باشد، وفای به این میثاق وقتی کامل می گردد که مراقد آن بزرگواران زیارت شود. پس کسی که مزار ائمه را با شوق درونی و میل باطنی زیارت کند، به آن چه خواست آنان بوده، تصدیق داشته باشد، امام در روز قیامت شفیع چنین زائری خواهد بود.(15)

در واقع زیارت تجدید دیدار و عهد و پیمان است، زائر مشتاق دیدار یار است و برای رسیدن به این مقصد، سختی را بر خویش هموار می کند تا به وصال مذکور نائل گردد. بر اثر زیارت آن رشته مودّت و میزان اطاعت از دستورات امام باید افزایش یابد و نیز عمیق تر شود پس زائر وقتی از سفر زیارتی بر می گردد باید بر میثاقی که هنگام زیارت آن را استوار نموده است باقی بماند. این میثاق پیامی مهم در بر دارد و آن این است که در ابلاغ هدف امام قصور نورزد. به خصال و فضایلی که امام بر آن ها اصرار داشته روی آورد. به امور فردی اکتفا نکند و برای دور کردن جامعه از انحراف، نفاق و ریا بکوشد، کسی که غیر از این عمل نماید میثاقی را که در موقع زیارت مرقد امام تجدید نموده، فراموش کرده است.

6ـ روی آوردن به امور خرافی

ائمه هدی نمونه های متعالی از عابدان و پرهیزگارانند و در بعد عملی نخستین کسانی هستند که حتی برای لحظه ای از یاد خدا غافل نبوده اند، آستان هایی که به این بزرگان اختصاص دارد نیز آراسته به نور حق و جلوه های ملکوتی هستند و به برکت آن ذوات مقدّس زایران از بام تا شام به دعا و عبادت مشغولند و تجارت و شغل و امور شخصی را رها و فراموش کرده اند تا بهتر بتوانند در این مراکز با خداوند ارتباط برقرار کنند و اصولاً اساس تربیت اسلامی یاد حق است و ریشه تمام تباهی ها و ضلالت ها اعراض از ذکر خداست.

سازندگی زیارت وقتی محقّق می گردد که تقرّب به حق و عبودیت در آن جلوه ای برجسته داشته باشد و اصولاً مقام و منزلتی که ائمه هدی نزد خدای متعال بدست آورده اند به برکت بندگی آنان در برابر پروردگار متعال است و ما وقتی می خواهیم سلام نماز را به جای آوریم اوّل در مورد خاتم پیامبران و برگزیده انبیاء الهی لفظ «عبده» را بکار می بریم و سپس می گوئیم «و رسوله» زائر باید مراقب باشد از چنین مسیری خارج نشود و برای رسیدن به مقاصد و امیال خویش و نیز حلّ مشکلات نباید دستگاهی جدای از یکتاپرستی در ذهن خود ترسیم نماید. یکی از افکار خطرناک که آفت بزرگی برای زیارت است این می باشد که هر

کاری با قیافه خوب، ثواب دارد اگرچه روح پاک آن معصوم از این حرکت بیزار باشد و خاطر مبارکش را برنجاند. دستگاه ائمه جدای از توحید و عبودیت نمی باشد و هیچ گاه معصومین در عرض قدرت الهی قرار نمی گیرند بلکه آن وجودهای مقدّس از پرتو مشکوة الهی نور گرفته اند و به برکت مصباح منیر پروردگار مظهر لطف و رحمت حق تعالی هستند این نکته اعتقادی آموزه ای رفیع است که خود ائمه بر آن تأکید داشته اند، هیچ گاه بزرگان شیعه نخواسته اند همچون تفکرات زردشتی ها ثنویت را ترویج کنند و از عقاید شرک آمیز برخی مکاتب و فرق که به ترویج آنها مبادرت می ورزند، نفرت خود را اعلام کرده اند.

پرهیز از امور وهن انگیز و خرافی و آغشته به بدعت باید در دستور کار زائر باشد چه بسا افرادی که در جوار بارگاه امام به روح مقدّس آن حضرت درود می فرستند اما از لحاظ فکر و باور در صف کسانی قرار می گیرند که ائمه از آنان بیزارند.

تأیید اهل تقوا و پویندگان مسیر حق اگرچه مفید و اثر بخش است ولی کافی نمی باشد و آدمی را در ردیف اهل سعادت قرار نمی دهد و چنین افرادی که صرفاً بالسان از خوبی ها سخن می گویند و یا به دفاع از ابرار در لفظ بسنده می کنند از جرگه بدکاران بیرون نمی روند مگر آن که به اعمال صالح، ذکر، عبادت و اجتناب از منکرات روی آورند امکان ندارد کسی با دوری از خدا و نادیده گرفتن موازین شرع مقدّس که ائمه هدی برای حفظ و حراست و ترویج آن ها اهتمام ورزیده اند و حتی در این راه به شهادت رسیده اند، به امام نزدیک گردد و با خشم پروردگار امام را خشنود سازد.

برخی با وجود چنین سرمایه های ارزشمند دینی، دستگاهی در مقابل حرام و حلال و ثواب و عقاب پروردگار به راه انداخته اند. وای بر حال زائری که در اقامه نماز قصور ورزد و کاهلی کند و نسبت به دستورات قرآنی، سنت محمّدی و فرهنگ عترت پیامبر بی اعتنا باشد. حقوق مردم را رعایت نکند و مرتکب امور ناروا گردد و آن گاه دل خود را به این خوش کند که بله من زائر مثلاً امام رضا(ع) هستم، چندین بار مشرف شده ام، زیارت کربلا نصیبم گردیده و عتبات ائمه را بوسیده ام. باید از این فرد پرسید تو چگونه خود را در زمره زوّار ائمه قرار داده ای در حالی که نه اعمال صالح امام و نصایح او را خوش می داری و نه حضرت از کارنامه اعمالت راضی است. امام حامی راستی و درستی است اما تو در ارتباط با مردم، معاملات و مانند آن ها به دروغ، تزویر و کم فروشی روی می آوری. او امانتدار بوده و تو خیانت می کنی. او دائم در حال نماز، دعا، استغفار، ذکر، تلاوت قرآن، رسیدگی به امور مردم، حمایت از نیکان و صالحان و مبارزه با متجاوزین و ستم کاران بوده و در راه خدا از هرچه داشته دریغ ننموده ولی تو به خلاف و نارواها راغب تری. البته زائری که مقام امامت را به درستی بشناسد گرفتار این انحرافات و خسران های آشکار نمی گردد وبرای وجود مبارک امام در مقابل دستگاه خداوند حسابی جداگانه باز نمی کند و به خوبی واقف است که رفعت، عظمت و ابهت امام برپایه عبودیت، تقوا و مکارم اخلاقی استوار است و جز از این راه نمی توان از فیض امام بهره گرفت.

همچنین زائر راستین هیچ گاه اعمال صالح، سنت های درست و مبتنی بر روایت ائمه را با خرافات، ترشحات فکری و ذهنی این و آن و عقیده های مخلوط به عُقده نمی آمیزد زیارت باید ناب و خالصانه با همان آداب و موازینی که در منابع روایی و کتب معتبر حدیث آمده است انجام گردد.

زیارت مصداق بسیار خوبی برای تولیّ و تبرّی است یعنی زائر باید نفرت خود را از کارگزاران فساد، ظلم و بی عدالتی اعلام کند و از جبهه حق و مجاهدان راه اعتلای فضیلت دفاع نماید.

پی نوشت ها:

1. بحار الانوار، ج 97، ص 44.

2. سوره احزاب، آیه 53.

3. سوره نور، آیه 36.

4. سوره احزاب، آیه 46.

5. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 607.

6. تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه 53، سوره احزاب.

7. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 603.

8. سوره حجرات، آیات 2 و 3.

9. تفسیر نورالثقلین،ج 5، ص 80، به نقل از اصول کافی، کلینی.

10. بحارالانوار، ج 27، ص 255.

11. وسایل الشیعه، ج 1، ص 304.

12. بحار، ج 97، ص 134.

13. همان، ص 134.

14. همان.

15. بحارالانوار، ج 100، ص 86؛ وسایل الشیعه، ج 10، ص 53.

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally