زیارت، شوق دیدار تو 1
زیارت در لغت دیدار کردن با قصد را گویند که در ریشه این واژه مفهوم میل و گرایش نهفته است، گویی زائر از دیگران روی گردانیده و به سوی زیارت شونده قصد کرده است.
دوشنبه 1 مرداد 1397    
بازدید: 161
زیارت، شوق دیدار تو 1
 
 
 

معنای زیارت

زیارت در لغت دیدار کردن با قصد را گویند که در ریشه این واژه مفهوم میل و گرایش نهفته است، گویی زائر از دیگران روی گردانیده و به سوی زیارت شونده قصد کرده است.(1) در عرف عموم مردم، قصد زیارت کننده یک نوع اکرام و تعظیم می باشد.(2) همچنین زائر با یک نوع امیدواری به سوی زیارت شونده می رود و در صدد است بر اثر ارتباطی معنوی یا از بار خطاهای خود کم کند یا آن که با این حضور روحانی از گرفتاری های خویش بکاهد. در هر حال زائر در این برنامه با برکت و معنوی یک نوع ترقی و تعالی را طالب است و می خواهد ظرفیت های خویش را به سوی خوبی ها و خصلت های ارزنده ارتقاء دهد.(3)

زیارت معصومین در حال حیات یا شهادت تفاوتی ندارد چنان چه قرآن می فرماید: «ولاتحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل اللّه امواتاً بل احیاءٌ عند ربّهم یرزقون؛(4) و کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.»

اقسام زیارت

مقصود اصلی زیارت این است که انسان مسلمان و معتقد به مشاهد متبرک و بقاع مقدّس برود و با تکیه بر متون مأثور و مستند که از اهل بیت رسیده است با مقام معصومین یا اولاد آنان ارتباط قلبی و معنوی برقرار کند، امّا گاهی از راه دور این اتصال روحانی برقرار می گردد، در اعمال عبادی سیاسی حج نیز خانه خدا طی اعمال خاصی توسط حاجیان زیارت می شود.

علاوه بر این، زیارت قبور مؤمنین و مؤمنات نیز در این مقوله می گنجد که استحباب آن در منابع روایی مورد تأکید قرار گرفته است و فواید اخلاقی و مزایای عبرت انگیزی دارد، نوع دیگر، دیدار مؤمنان در حال زنده بودنشان، هنگام سلامتی یا بیماری است که از جمله آداب مهم دینی و اجتماعی است و در احادیث معتبر به آن تأکید شده و پاداش های فراوانی برای این عمل خیر بیان گردیده است، زیارت برادران دینی نیز آدابی دارد و باید برای میزبان تکلّف و زحمت بوجود نیاورد، میزبان باید به استقبال زیارت کننده بیاید و در تکریم او بکوشد و در حد توان از وی پذیرایی کند.(5)

گاهی دیدار با مشاهیر و علما و شخصیت های برجسته دینی نیز مفهوم زیارت را در ذهن متبادر می کند.(6)

متون زیارتی

متن هایی که به کمک آن ها یکی از ائمه یا اولادشان را می توان زیارت کرد از متون معتبر و مستند هستند که امام معصوم نقل نموده و یا توسط ائمه هدی بر خواندن آن ها تأکید گردیده است. عبارت هایی فصیح، جمله بندی های ظریف، معانی دقیق، محتوای سازنده و رشد دهنده مضامینی که عقاید شیعه را مطرح می کند، جبهه گیری در برابر ستمگران و دفاع از مظلومان و محرومان، همراهی با حماسه آفرینان و تقاضای همگامی با نوریان و پاکان و نفرت از اهل شرارت از ویژگی های مهم متون زیارتی می باشد.

شیوایی کلام، والایی مضمون و معارف و کمالاتی که در زیارت نامه های مستند موج می زند خود گویای اصالت و معرّف دانش ارجمند و الهی گوینده آن است.

زیارت جامعه کبیره از متون بسیار معتبری است که هر یک از ائمه هدی را می توان با آن زیارت کرد، این زیارت به سندهای موثق از امام هادی(ع) روایت شده و جمع بسیاری از علما و مؤمنین به خواندن آن مداومت داشته اند. سند آن به موسی بن عبداللّه نخعی می رسد که امام هادی(ع) وی را به این متن بلیغ و کامل برای زیارت هر کدام از امامان تعلیم فرموده است.(7) زیارت آل یس، زیارت رجبیه و زیارت عاشورا نیز شهرت فراوانی دارند. در کتاب هایی چون کامل الزیارات ابن قولویه، مصباح المتهجد شیخ طوسی، مصباح الزائر سید بن طاووس، اقبال الاعمال ابن طاووس، المزار الکبیر شیخ محمد بن جعفر مشهدی، مهج الدعوات ابن طاووس، مصباح کفعمی، مفتاح الفلاح شیخ بهایی، تحفة الزائر علامه مجلسی و نیز مصباح المنیر و مفاتیح الجنان، متون زیارتی متعددی درج گردیده است.(8)

زیارت در قرآن

در قرآن می خوانیم: قال الّذین غلبوا علی امرهم لنتخذنّ علیهم مسجداً؛(9) ولی آنان که از رازشان آگهی یافتند و ماجرای اصحاب کهف را دلیلی بر بروز رستاخیز دیدند گفتند ما در کنار (مدفن)آن ها مسجدی بنا می کنیم(تا یاد و خاطره آنان فراموش نگردد). این موضوع نشان می دهد که ساختن عبادت گاه به احترام مرقد و بارگاه بزرگان دین نه تنها خلاف نمی باشد و آن چنان که فرقه منحرف وهابی حرام می پندارند نیست، بلکه کار خوب و شایسته ای خواهد بود. اصولاً بناهای یادبود که خاطره افراد برجسته را احیاء می کند یک نوع قدردانی از تلاش آنان و نیز تشویقی برای آیندگان است. علامه طباطبایی(ره) ذیل آیه فوق حدیثی را نقل کرده است که ترجمه آن چنین می باشد: ملک گفت سزاوار است این جا مسجدی ساخته شود تا آن را زیارت کنیم از این آیه و نیز روایت استفاده می شود که محل دفن افراد مؤمن و موحّد و مجاهدان در راه اعتلای توحید را می توان زیارت کرد و حتی بر مزارشان مسجدی بنا کرد که در آن ذکر پروردگار گفته شودو سازندگان مسجد نیز خداپرست و عابد بوده اند.(10)

در آیه دیگری آمده است:

«ولو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرسول لوجدوا اللّه توّاباً رحیماً؛(11) هنگامی که به خود ستم می کردند(ای پیامبر) نزد تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برایشان استغفار می کرد(پس) خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند.»

این آیه با صراحت می گوید پیامبر را می توان به درگاه خدا شفیع قرار داد و توسط او رحمت و مغفرت الهی را جلب کرد. همچنین از این کلام وحی بر می آید که توسّل جستن به پیامبر و امام نه تنها شرک نمی باشد و رواست و در زیارت ها مؤمنین از مقام معصوم می خواهند برای قبول توبه آنان در پیشگاه خداوند واسطه باشند و نیز از منزلت معنوی ائمه برای مغفرت و بخشش خطاهای خود استفاده می کنند و نورالدین فرزند سمهوری از سبکی نقل می کند این آیه علاوه بر این که به طلب استغفار نزد پیامبر تأکید دارد مبیّن آن است که چنین حالتی با رحلت آن حضرت قطع نمی گردد و اضافه می کند: با این وصف می توان بر کنار مرقد آن حضرت از پیشگاه حق تعالی طلب استغفار کرد.(12)

قرآن می فرماید: «ذلک و من یعظّم حرمات اللّه فهو خیرله...؛(13) و هر کس برنامه های الهی را بزرگ دارد برایش نزد پروردگار بهتر است»، روشن است که منظور از حرمات در این آیه اشاره به اعمال و مناسک حج است اما در منابع تفسیری و تاریخی اهل سنت و شیعه مراعات احترام و تکریم مقام نبی اکرم(ص) جزو حرمات الهی است و هرگونه تعدی به این حریم مقدّس در ایمان و تقوای آدمی خلل ایجاد می کند چرا که آیه دیگری می فرماید: «ذلک و من یعظّم شعائر اللّه فانّها من تقوی القلوب».(14) و نیز قرآن تأکید می فرماید: «انّ الذین یؤذون اللّه و رسوله لعنهم اللّه فی الدنیا و الآخرة».(15) و نیز خداوند فرموده است: «و اذان من اللّه و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر انّ اللّه بریٌ من المشرکین و رسوله»(16) و طبیعی است وقتی چنین حرمتی برای رسول اکرم(ص) اثبات گردید، تکریم شئونات اهل بیت او نیز ملازم و مقرون با آن است چرا که قرآن می فرماید: «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً؛(17)و نیز آیه مودّت دلیلی برای چنین ادعایی است: «قل لا اسألکم علیه اجراً الّا المودة فی القربی».(18) و مگر نه این است که طبق قول پروردگار: خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند و از مؤمنان خواسته شده است چنین کنند: «ان اللّه و ملائکته یصلون علی النبی یا ایهاالذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما».(19)

در منابع مستند روایی آمده است که خداوند به پیامبر اکرم(ص) مقام و فضلی داده که این ویژگی به دیگر پیامبران اختصاص داده نشده است از جمله آن که خداوند در قرآن بر نوح، ابراهیم، موسی و هارون(علیهم السلام) درود می فرستد: «سلام علی نوح فی العالمین»(20) «سلام علی ابراهیم»،(21) «سلام علی موسی و هارون»(22) در این آیات هیچ گاه به خاندان نوح، ابراهیم، موسی و هارون درود فرستاده نمی شود،امّا در روایت معتبری آمده است منظور از یس، رسول اکرم(ص) است «و سلام علی آل یاسین»(23) یعنی درود بر خاندان پیامبر اکرم(ص) این حدیث را حضرت امام رضا(ع) در یک اجتماعی بزرگ که مأمون و عدّه ای از دانشمندان عراق و خراسان حضور داشتند نقل کرده اند.(24)

سیوطی در تفسیر خویش ذیل آیه: «فی بیوت اذن اللّه ان ترفع ویذکر فیها اسمه(25)» گفته است وقتی این آیه را پیامبر تلاوت فرمود، مردی از جای برخاست و پرسید منظور کدام خانه هاست، رسول اکرم(ص) فرمود:بیوت انبیاء و چون آن مرد پرسید آیا مصداق آن بیت، خانه حضرت علی(ع) و فاطمه (س) است، پیامبر فرمود:آری، از افضل آن هاست و برحرمت آن تأکید فرمود و افزود رعایت احترام آن همان است که خداوند به آن امر کرده است.(26) و نیز ابوسعید خدری گفته است رسول اکرم فرموده اند: حُرُمات الهی سه تاست، حرمت اسلام، حرمت من و حرمت عترت من.(27)

در سیره و سخن حضرت محمد(ص)

در منابع روایی و کتب حدیث معتبر آمده است رسول اکرم(ص) به زیارت قبر مادرش آمنه بنت وهب می رفت و می گریست و مسلمین از گریه آن حضرت، می گریستند.(28) نقل نموده اند هنگام بازگشت از نبرد بدر اولین کس از مهاجرین که در مدینه فوت کرد، عثمان بن مظعون بود که پیامبر به زیارت قبرش رفت،(29) همچنین آن حضرت بر سر مزار شهدای اُحُد حاضر می گردید و این آیه را تلاوت می فرمود: «سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدّار»(30) و چون آن حضرت به زیارت قبور بقیع می رفت می فرمود: السلام علیکم دار قوم مؤمنین و اتاکم ماتوعدون غداً مؤجّلون، و انّا ان شاء اللّه بکم لاحقون، اللهم اغفر لاهل البقیع الغرقد.(31) عایشه نقل می کند پیامبر فرمود: جبرئیل نزدم آمد و گفت: پروردگارت به تو امر می کند در قبرستان بقیع حاضر گردی و برای آنان طلب آمرزش کنی.(32)

انس بن مالک از پیامبر نقل کرده است که آن حضرت فرمود: هر کس بعد از وفاتم مرا زیارت کند چنان است که در حال حیات مرا زیارت کرده باشد و هر کس قبرم را زیارت کند روز رستاخیز شفاعتم بر او واجب می گردد.(33)

آن حضرت فرموده اند: هر کس توانایی مالی داشته باشد و به زیارت من نیاید، به من جفا کرده است و نیز تأکید نموده اند: هر کس به زیارت من آید و هیچ قصدی غیر از آن نداشته باشد بر خدای سبحان سزاوار است که من شفیع او در روز قیامت باشم، غزالی که این روایت ها را در کتابش آورده است در آن هنگام از بزرگان اهل سنت بود ولی بعد به مذهب اهل بیت مشرف گردیده است، او در همان زمان و قبل از شیعه شدن در اثر معروفش نوشته است یکی از آداب حج این است که به مدینه بروی و مرقد پیامبر را زیارت کنی و این زیارت نامه را بخوانی و متن زیارتی را آورده است وی افزوده است مستحب می باشد که به قبرستان بقیع رفته و قبر چهار امام را زیارت کنی.(34)

امام صادق(ع) از رسول اکرم(ص) نقل فرموده است: کسی که به زیارت خانه خدا به حج برود و مرا در مدینه زیارت نکند در روز قیامت به او بی اعتنایی می کنم(او را مشمول شفاعت خود قرار نمی دهم).(35)

رسول اکرم(ص) خطاب به حضرت علی(ع) می فرمایند: آنان که قبور شما را زیارت کنند مانند کسانی هستند که بعد از حج واجب، هفتاد حج به جای آورده باشند و به هنگام بازگشت از زیارت شما همانند روزی هستند که از مادر متولد شده اند، از گناهان پاک می گردند. ای علی دوستانت را بشارت باد به نعمت هایی که چشمی ندیده، گوشی نشنیده و بر قلب بشری خطور نکرده است ولی افراد فرومایه زائران قبر شما را نکوهش می کنند گویی به گناه ناشایستی دست یازیده اند، آنها بدترین امّت من هستند، شفاعت من به آنها نمی رسد و بر حوض کوثر بر من وارد نمی گردند.(36)

رسول اکرم(ص) تأکید نموده اند زیارت اهل قبور عموماً تذکری برای آخرت و موجب زهد ورزی در دنیاست، قلب را رقت می دهد و اشک ها را جاری می سازد، آن حضرت فرموده اند قبور مردگان خود را زیارت کنید و بر آنان سلام بفرستید که یاد آن ها مایه پند شماست و نیز فرمودند: هر کس هر جمعه قبر پدر و مادر خود یا یکی از آنان را زیارت کند خداوند او را مورد آمرزش قرار می دهد و در شمار کسانی خواهد بود که درباره والدین خود نیکی و وظیفه فرزندی را ادا کرده باشد.(37)

در سیره و سخن معصومین(ع)

حضرت فاطمه زهرا(س) هر روز به زیارت مرقد پدرش می رفت و می گریست و می فرمود: پدرم بر من مصائبی نازل شد که اگر بر روزها وارد می شد، به شب تبدیل می گردیدند.(38)

حضرت علی(ع) برای همسرش حضرت زهرا(س) مکانی به نام بیت الاحزان ساخت که در آن به گریه و زاری می پرداخت و نیز در بسیاری اوقات آن بانوی دو سرا به قبرستان بقیع می رفت حضرت زهرا(س) هر دو سه روز یک بار قبر حمزه سیدالشهداء را زیارت می کرد، آن بانو مرقد شهدای اُحُد را نیز مورد زیارت قرار می داد و در آن جا می گریست.(39)

حضرت علی(ع) نیز قبر رسول اکرم(ص) و فاطمه(س) را زیارت می نمود، او بر سر مزار پیامبر می گفت: گریستن جز بر فقدان آن حضرت روا نمی باشد، آنگاه صورت خویش را بر خاک می نهاد و می گریست و ناله می کرد. حضرت امام حسین(ع) هنگام غروب هر جمعه قبر برادرش امام حسن مجتبی(ع) را در بقیع زیارت می نمود. سایر ائمه نیز مرقد رسول اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) را زیارت می کرده و اصحاب و یاران و سایر مؤمنین را بر این امر توصیه می نموده اند.(40)

روش دانشمندان شیعه

امام خمینی در تمام ایّام اقامت در نجف جز موارد استثنایی برنامه زیارت هر شب خود را ترک نکرد و در اغلب ایّام زیارتی در کنار بارگاه امام حسین(ع) در کربلا بسر می برد و هر روز زیارت عاشورای معروفه را با صد مرتبه سلام و سد مرتبه لعن می خواند و می توان گفت از رمزهای موفقیت امام همین ارتباط معنوی با ائمه و توجه، اشتیاق و توسّل به آن وجودهای مبارک می باشد.(41)

وحید بهبهانی زمانی که برای زیارت به حرم سید الشهداء مشرف می شد، اوّل آستان کفش کن آن جناب را می بوسید و روی و محاسن خویش را بدان می مالید، پس از آن با خضوع و خشوع و رقت قلب به اندرون حرم مشرف می شد و زیارت می کرد.(42)

شهید قدوسی می گفت: علامه طباطبایی در ایام محرم و صفر زیارت عاشورای خود را ترک نمی کرد و به زیارت جامعه هم اهتمام داشت و معتقد بود از نسخه ای معتمد استفاده کند.(43)

شهید قدوسی نیز به این امور تقیّد زیادی داشت. شهید مصطفی خمینی هر سال به مناسبت هایی از جمله در نیمه شعبان، عرفه، اربعین، اول و نیمه رجب که مردم از نجف به کربلا می رفتند با پای پیاده به این مکان مقدس می رفت و گاهی می شد که بر پایش تاول هایی می زد که از آن ها خونابه راه می افتاد و کاملاً مجروح می شد ولی بازهم برای زیارت با پای پیاده مصمّم بود.(44) مرحوم میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسایل هم این گونه بود و اصولاً پیاده روی از نجف به کربلا در دوران شیخ انصاری متداول بود ولی پس از چندی ترک شد.

مرحوم نوری چون وضع را بدین منوال دید بدین شیوه شایسته همت گماشت و به آن ملتزم گردید و در عید اضحی برای حمل اثاث و بار سفر حیوان کرایه می کرد ولی خود و یارانش پیاده راه می رفتند و چون دچار ضعف مزاج گردید این مسیر را سه شب طی می کرد.(45)

ملاصدرا در هنگامی که به حالت تبعید در کهک(حوالی قم) بسر می برد و مشغول بررسی مسایل عرفانی و فلسفی بود، گاه از این دیار به قم می آمد و ضمن زیارت بارگاه حضرت فاطمه معصومه، از روح مقدّس آن بانو برای رفع معضلات علمی و اجتماعی استمداد می جست.(46)

و از این نمونه ها در سیره علما بسیار زیاد است و ما به همین مقدار بسنده می کنیم.

حکمت زیارت

محبوب ترین بندگان نزد خداوند همان برگزیدگانی هستند که قلّه های بلند تقوا و فضیلت را بوجود آورده اند، چهارده نور مقدسی که به انسان و فرشتگان پرستش ذات باری تعالی را آموختند، معصومانی که خداوند ایشان را از هر لغزش، اشتباه، خطا، نادرستی و... پاک و دور نگاه داشته شده اند، محبت ورزیدن به این وجودهای مبارک یک دستور الهی است و نیز کسی که آنها را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و دشمنان آنان در ردیف دشمنان خداوند هستند.(47)

خداوند خطاب به حضرت آدم می فرماید: اهل بیت پیامبر بهترین مخلوقات من می باشند که به سبب وجود آنان به بندگان ثواب و عقاب داده می شود و باید در درگاه من به آنان توسّل جُست و هرگاه به تو ابتلائات دست دهد این وجودها را نزدم شفیع قرار ده به وسیله آنان طلب حاجت نما و من سوگند یاد کرده ام هر کس ایشان را در درگاه من شفیع خود قرار دهد و به وسیله آنان نیاز خود را مطرح کند درخواستش را اجابت کرده و شفاعت آنان را بپذیرم.(48)

رسیدن به مقامات معنوی و کمالات ملکوتی بدون دوستی اولیاء الهی امکان پذیر نمی باشد و پذیرش اعمال هر مسلمان در گرو محبت و ولایت اهل بیت خواهد بود پس به قول مولوی:

هر که خواهد همنشینی با خداو نشیند در کنار اولیاء

و به قول شاعری دیگر:

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسیدهم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

زیارت از بهترین طریقه های ارتباط با پیشوایان معصوم است که موجب جلب معنویت خواهد شد. زیارت حضور عارفانه در دیار معشوق، دیدار عاشقانه زائر از سرای زیارت شونده، اظهار ارادت نسبت به محبوب و دل دادن صمیمانه در کوی دل دار است.

زائر در برنامه زیارت در برابر پارسایان برگزیده فروتنی می نماید، وفاداری صادقانه مرید نسبت به مراد در زیارت آشکار می گردد، زائر خود را فراموش می کند تا مبادا دیانت و ارزش ها فراموش گردند و یا به حاشیه رانده شوند. از راه های تکریم مفاخر و صاحبان کمال، زیارت آنان است که در حقیقت موجب استمرار راه و مسیر معنوی آنان خواهد شد.

حرم های شریف و مشاهد متبرک محل تردد فرشتگان، ارواح انبیاء و اولیاء و محل حضور روح زیارت شونده است به همین دلیل در این فضای معنوی زائر یک نوع پالایش و پاکی را در خود احساس می کند و دعایش در مظان استجابت قرار می گیرد، وجود انبوه زائران در این گونه مکان ها موجب ترویج فرهنگ یکتاپرستی، گسترش فرهنگ اهل بیت، افزایش مودّت و رحمت بین مؤمنین و ایجاد اتحاد و انسجام بین مسلمانان خواهد شد و افراد با آگاهی از برخی دشواری های یکدیگر اولاً از بار مشکلات خود می کاهند و کمتر دچار فشار روحی می شوند و ثانیاً برای برداشتن باری از دوش دیگران مصمم تر می گردند و این روند کارنامه اعمال آنان را درخشان می نماید، به علاوه حرم های شریف امامان در طول تاریخ از مراکز مهم گسترش و نشر علم، تبلیغ و ترویج دین، مبدأ قیام ها و نهضت ها و محل رویش و شکل گیری انقلاب های رهایی بخش و جنبش های ضد ستم و استکبار بوده است.

زائر در برنامه مذکور احساس می کند در فضایی قرار گرفته که می تواند با زیارت شونده یک نوع ارتباط قلبی برقرار کند و از این رهگذر در یک حالت آرام بخش و نوید دهنده می تواند با امام یا امامزاده درد دل کند، گرفتاری ها و نابسامانی های خود را نزد او مطرح نماید و با زبان سر و دل با او به گفتگو بنشیند و با زمزمه کردن با او به زیباترین گویش عاطفی سخن می گوید و به دلیل آن معرفتی که در این مکان ها احساس می گردد و بر آن فضای روحانی حاکم است زائران به قدر ظرفیت ها که دارند می توانند از سرچشمه زلال معارف ناب خاندان عترت بهره مند شوند.

مکان های زیارتی، پناهگاه امنی برای بندگانی هستند که می خواهند به درگاه حق تعالی استغفار کنند، تضرع نمایند و میثاق خویش را با خدای خود تجدید کنند، قلب زائر همچون لامپی با یک منبع تولید کننده انرژی چنان ارتباط برقرار می کند که نوعی انس معنوی با بوستان ملکوتی در خود احساس کرده و بدین گونه از تاریکی های خلاف و گناه فاصله می گیرد و صفحه دل را برای تابش نور حق مهیّا می کند، در اخلاق و رفتار خود تجدید نظر کرده، محاسباتی در زندگی خود انجام داده و موازین شرع مقدّس را بیش از گذشته در نظر می گیرد. راستی کجا بهتر از این فضاها است که در آن ها آدمی متوجه آخرت می گردد، به خود می آید، پوسته های غفلت و نسیان را دور می ریزد و خود را برای اعمال صالح و تقویت ایمان و پارسایی آماده تر می بیند:

در بارگهت به صد اُمید آمده امبا موی سیه رفته سپید آمده ام

نقش تربیتی زیارت

زایرین در کنار مراقد مقدّس به خواندن متونی روی می آورند که محتوایی عمیق و سازنده دارند و از باورهای دینی، کمالات معصومین، اولیاء، صالحین و فرزندان اهل بیت حکایت دارند. در این زیارت نامه ها آن چنان مضامین بکر و عبارت های جاویدان و بارقه های معنوی دیده می شود که با وجود آن که زائر بارها این متون معتبر و موثق را می خواند خسته نمی شود بلکه چشمه های شوق، صفا و معرفت در اعماق روح و ذهنش به جوشش در می آید و هر لحظه که در این نوشته های نورانی دقت می نماید معانی و نکات لطیف تری را بدست می آورد گویی در اقیانوسی از حکمت و فضیلت غواصی می کند و مشغول بدست آوردن مرواریدها و گوهرهای گرانبها می باشد.

نقش پرورشی و هدایتی این گونه متن های مقدّس برای شخص زائر بسیار قابل توجه و درخور تعمّق و بررسی است چرا که در زیارات معتبر مباحث اعتقادی، امامت و ولایت و ارتباط آن با توحید به شیوه ای محکم و متین مطرح می شود که اولین ثمرات آن این است که زندگی انسان را هدف دار و جهت دار می نماید و در قلب و روح او نوعی اطمینان، آرامش و امیدواری ایجاد می کند. این که زائر در چنین مکان های منوّری به درگاه خداوند التماس می کند تا به اذن الهی آن وجودهای مقدّس برایش شفاعت کنند و یا از خداوند می خواهند که شفاعت این پاکان را شامل حال او کنند، او به رحمت الهی امیدوار می گردد و این ویژگی مسلمین و مؤمنین زائر را از غم های جانکاه، نگرانی های فرساینده و آشفتگی های روانی می رهاند. زیارت هم به عنوان توسّل به درگاه معصومین است و تقاضای شفاعت این پاکان نزد پروردگار و هم نوعی دعا و سخن گفتن با معبود است اما بطور غیر مستقیم و باواسطه و از این روی می تواند درهای رحمت الهی را به سوی زائر بگشاید. در هنگام زیارت افراد احساس می کنند در فضایی ملکوتی اوج گرفته اند و فیوضات ربّانی از هر سو به طرف آنان جاری است. نسبت مسافرت برای زیارت و نیز برنامه های گوناگون زیارتی از چنان غنای فکری و فرهنگی و برکات فراوان معنوی و حتی مادی برخوردار است که در طول زمان نه تنها کهنه و فرسوده نشده بلکه با کنار رفتن حجاب های جهل، غفلت و خرافات مفاهیم آن ها روز به روز روشن تر، رساتر و کامل تر شده است و اعتقاد به این مسئله اختصاص به شیعه نداشته و در گذشته در انجام این اعمال مستحبی تفاوتی بین شیعیان و اهل سنت نبوده است زیرا همه مسلمانان به زیارت مرقد معصومین و افرادی از خاندان آنان می شتافته اند اما متأسفانه از زمان پیدایش فرقه گمراه کننده وهابیت علیه این سنت نیکو و مصداق بارز شعائر الهی تبلیغات منفی گسترده ای راه اندازی شد و برخی افراد کم بهره از خرد و منطق فریب شایعات این گروه منحط را خورده و تصور کرده اند زیارت از مسایل مختص شیعه است و نادانسته و گاهی هم مغرضانه آن را مورد هجوم تبلیغات مسموم خود قرار داده اند و مسلمانان را از مزایای فراوان یک برنامه تربیتی و رشد دهنده محروم کرده اند چرا که به قول ابن سینا وقتی به زیارت اهل قبور می رویم چون روح زیارت شونده فارق از دنیا و ماده است می تواند بر زائر اثرات زیادی بگذارد و خیرات و برکات زیادی را برای وی به ارمغان آورد و مزاجش را به سوی خوبی ها و فضایل راغب تر سازد.(49)

شیخ شهاب الدین سهروردی هم تأکید می نماید وقتی اهل سلوک معنوی با خلوص نیت و نوعی استقامت و بردباری درب بیوت نورانی را می کوبند فرشتگان با هدایای آسمانی از آنان پذیرایی می کنند و بدیهی است نفوس کاملی که در مراتب معرفتی ترقی کرده اند با انوار و اشراق های خود نفس های ناقص را به فیض می رسانند.(50)

فخرالدین رازی می گوید: وقتی انسان در کنار قبری حاضر می گردد، روح زائر با آن تربت ارتباط برقرار می کند و چون روح فرد در گذشته با آن خاک در اتصال است در این هنگام این دو روح، هم را ملاقات کرده و مثل دو اینه در برابر هم قرار می گیرند و تابش هر کدام به دیگری سرایت می کند و معارف و مکارم هر کدام به آن فرد می رسد.(51)

عرفا، عالمان و اهل حکمت معتقدند هیچ چیزی برای دل های غافل مفیدتر از زیارت اهل قبور نمی باشد، دل هایی که به زنگار دنیا آلوده شده اند و از مکارم معنوی فاصله گرفته اند با حضور در این مکان ها موعظه می شوند، عبرت می گیرند و با مشاهده امور درگذشتگان از بسیاری امراض اخلاقی چون حسد، طمع،

حرص، آرزوهای دراز، معالجه می گردند، آدمی با زیارت اهل قبور از خواب غفلت بیدار می شود، فریب دنیا را نمی خورد و متوجه می شود از امکانات این سرای فانی باید سرمایه ای برای آخرت خود تدارک ببیند، یاد مرگ در این مواقع در دل انسان زنده می شود و این پدیده آرزوهای غیر الهی را کوتاه می کند، قساوت دل بر اثر این برنامه برطرف می گردد.

حضرت علی(ع) پس از تلاوت آیه: «الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر»(52) فرمودند: شگفتا! چه مقصد بسیار دوری و چه زیارت کنندگان بی خبری و چه کار دشوار و مرگباری.(53)

وقتی انسان قبری را مشاهده می کند به یاد احوال در گذشته می افتد و متوجه می شود او هم مدتی در این دنیا زیسته و اکنون بدنش اسیر خاک شده و روحش در عالم برزخ است این تفکر توأم با یک بیداری بوده و مانع دنیا زدگی و عافیت طلبی او می شود، همچنین وقتی آدمی مشاهده می کند مردم نسبت به مرقد یک انسان برجسته، پاک و پارسا اقبال فراوانی نشان می دهند و مقام او را تکریم کرده و به او توسل جسته و نذر و نیاز برایش اختصاص می دهند و بر عکس برای مردگان دنیا طلب و دور از معنویت هیچ رغبتی نشان نمی دهند، می فهمد خوب زیستن و درست زندگی کردن حتی در زندگی دنیایی اثر دارد چه رسد به سرای جاوید به همین دلیل در دینداری و پرواپیشگی اهتمام می ورزد و از تشریفات دنیایی روی گردان می شود و این روند در خودسازی و رهایی وی از خسران آشکار بسیار مؤثر است.(54)

پی نوشت ها:

1. معجم مقابیس اللغعة، ج 3،ص 36.

2. مجمع البحرین، ج 2، ص 305، المصباح المنیر، ص354.

3. کشف الاریتاب، سید محسن امین، ص 459، دائرة المعارف الاسلامیه الشیعه، سید حسن امین، الجزء 12، ص 67.

4. سوره آل عمران، آیه 169.

5. دائرة المعارف تشیع، ج 8، ص 566.

6. لغت نامه دهخدا، ج 9، ص 13054.

7. این زیارت در «من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 3، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 277؛ تهذیب الاحکام، ج 6، ص 95 و دیگر منابع روایی نقل شده است.

8. موسوعه زیارات المعصومین که توسط مؤسسه امام هادی تدوین گردیده در برابر سند و مدارک این متون پژوهش های جالبی دارد.

9. سوره کهف، آیه 21.

10. تفسیر المیزان، ج 13، ص 300 و 385؛ تفسیر نمونه، ج 12، ص 388.

11. سوره نساء، آیه 64.

12. وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی، ج 4، ص 1360 و 1364.

13. سوره حج، آیه 31.

14. همان، آیه 32.

15. سوره احزاب، آیه 57.

16. سوره توبه، آیه 3.

17. سوره احزاب، آیه 33.

18. سوره شوری، آیه 23.

19. سوره احزاب، آیه 56.

20. سوره صافات، آیه 79.

21. همان، آیه 109.

22. همان، آیه 120.

23. همان، آیه 130.

24. تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص 323.

25. سوره نور، آیه 36.

26. الدرالمنثور، جلال الدین سیوطی، ج 5، ص 50.

27. خصال، شیخ صدوق، ص 146، بحار الانوار، ج 24، ص 185.

28. طبقات کبری، ابن سعد، ج 1، ص 78.

29. موسوعه زیارات المعصومین، مقدمه، ص 96.

30. سوره رعد، آیه 24.

31. موسوعه زیارات المعصومین، همان، ص 97.

32. الغدیر، علامه امینی، ج 5، ص 148.

33. همان، ص 170، احیاء علوم الدین، غزالی، ج 1، ص 81.

34. احیاء علوم الدین، ج 1، ص 83 ـ 82.

35. التهذیب، ج 6، ص 4، ح 5.

36. بحارالانوار، ج 100، ص 121؛ سفینة البحار، محدث قمی، ج 3، ص 516.

37. بحار الانوار، ج 102 (کتاب المزار) باب زیارة المؤمنین و آدابها.

38. تاریخ الخمسین، ج 2، ص 173.

39. مقدمه موسوعة زیارت المعصومین، ص 99.

40. درباره اهتمام ائمه هدی به زیارت مشاهد معصومین بنگرید به مأخذ قبل، ص 102 ـ 100.

41. فرازهای فروزان، از نگارنده، ص 158 ـ 157.

42. قصص العلماء، تنکابنی، ص 202.

43. جرعه های جان بخش، از نگارنده، ص 265.

44. سیمای فرزانگان، رضا مختاری، ص 190.

45. همان، ص 193.

46. فوائد الرضویه، محدث قمی، ص 380.

47. فرازی از زیارت جامعه کبیره.

48. تفسیر جامع، ج 1، ص 148.

49. رسایل ابن سینا، ج 1، ص 338.

50. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 2، ص 245 ـ 244.

51. نک: المطالب العالیة من العلم الالهی، ج 7، ص 277 ـ 275.

52. سوره تکاثر، آیه 1.

53. تفصیل کلام حضرت در خطبه 221 نهج البلاغه آمده است.

54. ترجمه و شرح رساله زیارة القبور فخر رازی (فلسفه زیارت)، تألیف و تحقیق، احمد عابدی، ص 30 ـ 29.

 
 
 
 
 
 
mehrab motavally