آفات زیارت
در این نوشتار به برخی آفات زیارت خواهیم پرداخت.
یک شنبه 31 تیر 1397    
بازدید: 328
آفات زیارت
 
 

1. بی میلی و بی نشاطی در زیارت

همان گونه که غذای جسمانی، آن گاه که از روی بی میلی مصرف شود، نه لذت بخش خواهد بود، و نه به درستی جذب بدن، و نه مایه رشد و شادابی جسم می شود، غذای روحانی نیز برای روح این گونه است که اگر همراه با شوق و شور نباشد، اثر چندانی در رشد روحی انسان نخواهد داشت.

حضرت امام رحمه الله در این باره می فرماید: «چنانچه اطبّا را عقیده آن است که اگر غذا را از روی سرور و بهجت میل کنند، زودتر هضم می شود، همین طور طب روحانی اقتضا می کند که انسان غذاهای روحانی را از روی بهجت و اشتیاق تناول کند و از کسالت و تکلف دوری کند، آثار آن در قلب، زودتر واقع شود و باطن قلب با آن، زودتر تصفیه شود».1

زیارت نیز غذایی روحانی است که آن گاه تأثیر کامل می بخشد و موجب رشد و نشاط روحی می شود که با شوق، همراه باشد.

ابن قولویه قمی می گوید:

پدرم از سعد بن عبدالله، از علی بن ابراهیم جعفری، از حمدان دسوائی نقل کرده که می گوید: محضر امام جواد(ع) شرفیاب شدم، عرض کردم: کسی که پدر شما را در طوس زیارت کند، از چه اجر و پاداشی برخوردار است؟ فرمود: کسی که قبر پدرم را از روی شوق زیارت کند، خداوند همه گناهان گذشته و آینده اش را می آمرزد. روای حدیث ـ حمدان دسوائی ـ می گوید: من پس از شنیدن این حدیث از امام جواد(ع) با ایوب بن نوح بن درّاج ملاقات کردم و به او گفتم: ای ایوب من از مولای خود امام جواد(ع) چنین حدیثی شنیدم. ایوب گفت: دوست داری مطلبی افزون بر آن برای تو بگویم؟ گفتم: آری. گفت: از خودِ آن بزرگوار شنیدم که فرمود: آن گاه که روز قیامت فرا رسد، منبری برای زائر پدرم ـ که او را از روی شوق زیارت کرده است ـ کنار منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله نصب می شود، تا مردم از حساب فارغ شوند.2

امام رضا(ع) فرمود:

اِنَّ لِکلِّ اِمامٍ عَهْداً فی عُنُقِ اَوْلِیائهِ وَ شیعَتِهِ وَ اِنَّ مِنْ تَمامِ الْوَفاء بِالْعَهدِ وَ حُسْنِ الاَداءِ زِیارَةِ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زارَهُم رَغْبَهً فی زیارَتِهِم و تَصْدیقاً بِما رَغِبُوا فیهِ کانَ اَئمَّتُهم شُفَعاءَ هُمْ یوْمَ القیامَة.3

همانا که هر امامی، عهد و پیمانی بر گردن دوستان و شیعیانش دارد و به درستی که وفای کامل به عهد و ادای زیبای این پیمان، با زیارت قبور آنها حاصل می شود. پس هر که آنها را از روی شوق و رغبت و باور نسبت به این شوق، زیارت کند، آنان در روز قیامت از او شفاعت خواهند نمود.

خارخار شوق در دل، کار بال و پر کند

طی به یک پا می کند چندین بیابان گردباد4

«صائب»

پای شکسته، سنگ رهِ ما نمی شود

شوق تو مومیایی پای شکسته است5

«صائب»

غنچه را باد صبا از پوست می آرد برون

بی نسیم شوق، پیراهن دریدن مشکل است6

«صائب»

بی سر پرشور، تن دیگ ز جوش افتاده ای است

بی دل بی تاب، بال و پر ندارد آدمی

چون نمکدانی است «صائب» کز نمک خالی بود

شورشی از عشق اگر در سر ندارد آدمی7

2. انتظار نامعقول داشتن از امام

یکی از آفات زیارت، داشتن انتظار نامعقول از امام است. برخی زائران از امام می خواهند که همه گونه مشکل و سختی را که با آن دست به گریبانند، از سر راه بردارد؛ به گونه ای که آنها نه هیچ گونه سختی در زندگی داشته باشند، نه از بیماری رنج ببرند، و نه کمبودی در زندگی داشته باشند. در حالی که اولاً بسیاری از سختی ها و گرفتاری ها، لازمه زندگی مادی بوده و هم سو با مشیت پروردگار است و در وجود آنها برکت ها و حکمت هایی است که اگر آدمیان از آنها بی بهره می شدند، هرگز نمی توانستند به تکامل روحی و تعالی معنوی دست یابند. ثانیاً اساساً خود زندگی امامان معصوم(ع) نیز سرشار از گرفتاری ها و سختی ها و دشواری های آزاردهنده بود، و آنها هیچ گاه از خدا تقاضای گشایش از این تنگناها را نکرده اند. در حقیقت، آنها نیز در این باره مانند دیگر انسان ها محکوم سنت های آفرینش ـ که از جمله آنها آمیختگی زندگی با دردها و رنج ها می باشد ـ بود ند، و این را باور داشته اند که هیچ انسانی را از تلخی های زندگی گریزی نیست. پس باید صبور بود و مشکلات را نردبان تعالی و پل پیروزی ساخت.

زهری می گوید: «نزد علی بن حسین، امام سجاد(ع) بودم که یکی از اصحابش آمد و امام به او فرمود: ای مرد! در چه وضعی هستی؟ گفت: ای فرزند رسول خدا! تا امروز، چهارصد اشرفی قرض بی محل دارم و نان خورانم سنگین است و چیزی ندارم برایشان ببرم. علی بن حسین(ع) به سختی گریه کرد. گفتم: چرا گریه می کنید؟ فرمود: گریه برای مصائب و محنت های بزرگ است؛ گفتم: چنین است. فرمود: چه محنت و مصیبتی سخت تر از اینکه یک مؤمن، برادر خود را محتاج ببیند و نتواند به او کمک کند. او را ندار ببیند و نتواند علاجی برای آن بیندیشد.

مجلس تمام شد و امام سجاد(ع) به منزل تشریف بردند. یکی از مخالفان که در آن مجلس حضور داشت و همواره طعنه می زد، پس از رفتن امام گفت: عجب از اینهاست که یک بار ادعا می کنند آسمان و زمین و هر چیز دیگر فرمان بردار آنهاست و خداوند هم خواست آنها را اجابت می کند و بار دیگر به درماندگی از اصلاح حال یاران خود اعتراف می کنند! آن مرد گرفتار، این سخن را شنید و نزد امام آمد وگفت: ای فرزند رسول خدا! فلانی درباره شما چنین و چنان گفته و این سخن او، از گرفتاری خودم برای من سخت تر است. امام فرمود: خداوند اجازه رفع گرفتاری ات را صادر کرده است. آن گاه به خادمش گفت: افطار و سحری بیاور! خادم، دو قرص نان آورد. امام به مرد فرمود: اینها را بگیر که جز آن چیزی نداریم. امید است خداوند به وسیله آنها از تو رفع گرفتاری کند و مال بسیار به تو برساند.

مرد دو قرص نان را گرفت و به بازار رفت و نمی دانست چه کند. و در اندیشه قرض سنگین و وضع بد خانواده اش بود و شیطان وسوسه اش می کرد که این دو قرص نان، چگونه حوائج تو را رفع خواهد کرد؟ در این حال، به ماهی فروشی رسید که ماهی او مانده بود. پس او گفت: هم ماهی تو کساد است و هم قرص نان من! آیا میل داری ماهی ات را با قرص نان من عوض کنی؟ گفت: آری! پس ماهی را به او داد و قرص نان را از او گرفت. آن گاه به نمک فروشی که نمکش را کسی نمی خرید برخورد و گفت: نمکت را با قرص نانم معاوضه می کنی؟ گفت: آری نان را داد و نمک را از او گرفت و همراه ماهی به خانه آورد و گفت: بهتر است که ماهی را نمک سود کنم، و چون شکم ماهی را شکافت، لؤلؤ فاخری در آن یافت و خدا را حمد گفت.

در این میان که شاد بود، درِ خانه او را زدند، آمد ببیند پشت در خانه کیست؟ دید صاحب ماهی و نمک، هر دو آمد ه اند و می گویند: ای بنده خدا! ما و فرزندان ما هر چقدر کوشش کردیم، نتوانستیم نان تو را بخوریم، و به این نتیجه رسیدیم که تو از روی بدحالی این نان را می خوری، بهتر آن دیدیم که آن را به تو برگردانیم، و آنچه را هم که به تو داده ایم، به تو حلال کردیم. پس آن دو قرص نان را گرفت. زمانی که آن دو نفر برگشتند، باز در خانه اش زده شد، فرستاده علی بن حسین(ع) بود که وارد شد و گفت: علی بن حسین فرمود: حال که خداوند به تو گشایش داد، پس طعام ما را باز گردان که جز ما کسی نمی تواند آن را بخورد.

مرد، آن دو لؤلؤ را به قیمت بس گزافی فروخت و قرض های خود را ادا کرد و وضع زندگی اش خوب شد. روزی خدمت امام سجاد(ع) آمد. آن حضرت که از گشایش در کار او باخبر بود، او را متوجه حقیقتی مهم نمود. و به او فرمود: همانا که مراتب بالا جز با تسلیم به امر خداوند، و ترک پیشنهاد بر او درک نمی شود. اولیای الهی بر محنت ها و ناگواری ها صبر می کنند، در حالی که دیگران نمی توانند، و خداوند در عوض، همه احتیاج های آنها را برآورده می کند، و در عین حال، جز آنچه خداوند بخواهد، چیز دیگری نمی خواهند».8

امام سجاد(ع) در مقام آموزش «توقع معقول» در دوستان خویش است و اینکه به صلاح انسان هاست که با بسیاری از مشکلات و سختی ها دست و پنجه نرم کنند و سختی ها و تلخی ها را بپذیرند. همان گونه که امام زین العابدین(ع) خود نیز در برابر مشیت الهی، مبنی بر تنگ دستی راضی بود، و این مشکل و مانند آنها را زمینه ساز رسیدن به مراتب بالا دانسته است.

3. غلوّ در زیارت

غلوّ در لغت به معنای زیاده روی و تجاوز از حد، و نیز به این معناست که فرد یا چیزی، بیش از آنچه در او هست، توصیف شود. در اصطلاح شرع، به معنای مبالغه کردن در اوصاف پیامبران و اولیای الهی است که به اعتقاد به الوهیت انسان منجر می شود.9

قرآن کریم، اهل کتاب را از این کار منع می کند و می فرماید: «قُلْ یا أَهْلَ الْکتابِ لا تَغْلُوا فی دینِکمْ غَیرَ الْحَقّ؛ِ بگو! ای اهل کتاب، در دینتان به ناحق، غلوّ نکنید». (مائده: 77)

یکی از خطرناک ترین پدیده های انحرافی در حوزه باورهای دینی، غلو است و اعتقاد به اینکه الف) پیامبر خدا صلی الله علیه و آله یا ائمه اطهار(ع) جایگاهی در مرتبه خدایی دارند؛ ب) تدبیر عالم هستی ـ استقلالاً ـ به آنها واگذار شده است؛ ج) معرفت و محبت اهل بیت(ع) انسان را از عبادت خداوند و انجام واجبات بی نیاز می کند. این اعتقادی نادرست و غلوآمیز درباره ایشان است که به شدت از جانب اهل بیت(ع)، نکوهش و با غلوّکنندگان برخورد شده است.10

امام صادق(ع) فرمود: «بر جوانان خود از خطر غلوکنندگان بیمناک باشید. مبادا باورهای آنان را تباه سازند؛ چرا که غلوکنندگان، بدترین مخلوق خدا هستند. آنها عظمت خدا را کوچک دانسته و برای بندگان خدا قایل به ربوبیت شده اند».11

بر اساس روایتی از حضرت امیرالمؤمنین(ع)، زیاده روی در هر کاری ـ همانند کوتاهی کردن در کارها ـ نشانه نادانی شخص است. آن حضرت در این باره می فرماید: «لاتَری الجاهِلَ الَّا مُفرِطاً اَو مَفرِّطاً؛ پیوسته جاهل را اهل افراط یا تفریط می بینی».12

ازاین رو، آن حضرت، از دو گروه ابراز بیزاری جست و در این باره فرمود: «هَتَک فِی رجلان: مُحِبٌّ فالٍ و مُبْغِضٌ قالٍ؛ دو گروه درباره من هلاک شدند؛ دوستی که در اظهار دوستی به من، غلو کرد و دشمنی که در دشمنی با من زیاده روی کرد».13

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه خویش آورده است که «رسول اکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: تو همانند عیسی بن مریم(ع) هستی که از یک سو یهودیان او را مورد بغض و کینه قرار دادند و به مادرش بهتان زدند و از سوی دیگر نصرانی ها در اظهار دوستی به وی افراط کردند و او را از حد انسانی بالا تر برده، نسبت خدایی و پسر خدا بودن به او دادند».14

حضرت علی(ع) برای برحذر داشتن دیگران از غلو و افراط، بسیاری از کمالات خود را اظهار نمی کرد. در یکی از خطبه های آن حضرت آمده است: «به خدا سوگند! اگر بخواهم می توانم محل ورود و خروج و همه کارهای هر یک از شماها را بگویم، ولی می ترسم که شما با شنیدن این مطالب، به رسول خدا صلی الله علیه و آله کفر بورزید و مرا بالاتر از او بدانید.15 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز از بیم غلو، از بازگویی همه فضایل حضرت علی(ع) اجتناب می ورزید و می فرمود: اگر نمی ترسیدم که گروه هایی از امت من درباره تو چیزی بگویند که درباره عیسی بن مریم صلی الله علیه و آله گفتند [مانند خدا بودن، پسر خدا بودن، حلول خدا را و...] مطالبی را می گفتم که هر کس آنها را می شنید و تو بر او می گذشتی، خاک زیر پایت را به قصد تبّرک برمی داشت،16 و باز از امام صادق(ع) است که فرمود: «بنای بیش از اندازه نسازید که ویران می شود، [یعنی] درباره ما هرچه می خواهید بگویید، لیکن از حد مخلوق بودن بالا نبرید.17 امام صادق(ع) در بیان دیگری، ابتدا سوگند یاد کرده که ما جز بنده و برگزیده خدا نیستیم و استقلالی در دفع ضرر و جلب منفعت نداریم. آن گاه کسانی را که درباره آنها غلو می کنند، لعن کرد و فرمود: «اینها با این کارهای خود، نه تنها خدا را می آزارند، بلکه رسول خدا صلی الله علیه و آله را در قبر آن حضرت و امیرالمؤمنین، فاطمه، امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر(ع) را می آزارند».18

4. سجده کردن بر قبر پیامبر و اهل بیت(ع)

سجده بر قبر معصوم(ع)، یکی از آفاتی است که برخی وقت ها دامن گیر زائر می شود. این در حالی است که سجده، تنها بر خدا جایز بوده و بر غیر خدا، حرام و شرک است. حضرت رسول صلی الله علیه و آله با صراحت، زائران قبر خویش را از این کار بازداشته، فرمود: «قبر مرا سجده گاه خود قرار مدهید».19

«فقهای بزرگوار شیعه ضمن فتوا به حرمت سجده برای غیر خدا گفته اند: آنچه گروهی از شیعه به صورت سجده نزد قبر امیرالمؤمنین(ع) و ائمه(ع) انجام می دهند، مشکل است که انسان قایل به جواز آن شود، مگر آنکه به قصد شکر خدای تعالی برای ادراک توفیق زیارت باشد».20 «آیت الله بروجردی در حال ورود به حرم حضرت رضا(ع) بود که شخصی از اهل علم، برای احترام به حضرت رضا(ع) به سجده افتاد. آیت الله بروجردی با دیدن این صحنه، شدیداً ناراحت شدند و عصای خود را محکم بر پشت او فرود آوردند و گفتند: این چه کاری است که می کنی؟ تو با این عملت، دو گناه مرتکب شده ای: 1. سجده کردن برای خدا؛ 2. اینکه تو اهل علم هستی و چنین کاری انجام می دهی. این سبب می شود دیگران نیز از تو پیروی کنند».21

یکی از زائران حرم حضرت علی(ع) می گوید: «هنگام ورود به رواق حرم مطهر امام علی(ع) به سجده افتادم و آستانه در را بوسیدم. وقتی بلند شدم،. .. امام خمینی رحمه الله از داخل حرم به سمت من آمد و فرمود: اینجا دستگیره در حرم را ببوس! و چندین مرتبه تکرار کرد».22

بنابراین، با توجه به اینکه سجده بر غیر خدا ناروا و حرام است، اگر زائری به هنگام زیارت، به قبر معصوم(ع) سجده کند، زیارت خویش را دچار آفت کرده و از اثرگذاری آن به شدت کاسته است.

5. آمیختگی زیارت با حق الناس

از آفات زیارت آن است که زائر در حالی که حق الناس بر عهده دارد، و دیگران از او ناراضی هستند، به زیارت امام معصوم(ع) برود. این در حالی است که امامان معصوم(ع) بیشترین اهتمام را درباره حق الناس داشته و در این زمینه هیچ گاه کوتاهی نکرده اند. چگونه می توان، به زیارتی که مورد رضایت امام معصوم است، توفیق یافت، در حالی که زیارت شخص با کوله باری از بدهکاری ها، حق الناس و تضییع حقوق دیگران، همراه است. پس نخست باید پیکره زیارت را از آفت «حق الناس» پیراست، آن گاه به زیارت شتافت. شخصی به نام «ابوثمامه» می گوید:

به امام باقر(ع)، عرض کردم: می خواهم به مکه و مدینه [برای انجام مراسم حج] مسافرت کنم، ولی بر گردنم قرض هست. آیا می توانم پیش از ادای قرض به این مسافرت اقدام کنم؟ آن حضرت پاسخ داد: باز گرد و بدهکاری خود را به صاحبش رد کن و متوجه باش که با خدا [و رسول صلی الله علیه و آله ] به گونه ای ملاقات کن که دینی بر گردنت نباشد؛ چرا که مؤمن، خیانت [به امانت و دَین] نمی کند.23

عطار می گوید:

کاملی گفته ست از پیران راه

هر که عزم حج کند از جایگاه

کرد باید خان و مانش را وداع

فارغش باید شد از باغ و ضیاع

خصم را باید، خوشی، خشنود کرد

گر زیانی کرده باشد سود کرد24

6. آزردن به دیگران به هنگام زیارت

از آنجا که معمولاً اطراف حرم «مزور» پر از جمعیت است، به طور طبیعی ممکن است زیارت زائر همراه با آزار دیگران باشد. بایسته است زائر به این نکته مهم توجه داشته، زیارت او به گونه ای باشد، که رنجش خاطر هیچ زائر دیگری را در پی نداشته باشد. برخی زائران خود را در حالی به ضریح امام می رسانند که بر ده ها پهلو فشار آورده و به ده ها بازو آسیب رسانده اند. برای آنها آنچه مهم است، دست زدن به ضریح و بوسیدن آن است، گرچه در این راه، زائران فراوانی به کناری پرتاب، و به عقب رانده شوند. این در حالی است که هم امامان معصوم(ع) به هنگام زیارت خانه خدا و هم علمای بزرگ، هنگام زیارت بارگاه ائمه دین(ع)، کاملاً مراقب بودند تا زیارت آنها با آزار دیگران همراه، و دچار آفت نشود.

عبدالحمید بن سعید می گوید: سفیان ثوری بر امام صادق(ع) وارد شد عرض کرد: «شنیدم که شما به هنگام طواف واجب، حجرالاسود را لمس نکردی، در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله این کار را انجام می داد! حضرت در جواب فرمود: در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله جمعیت کم بود و به راحتی می شد حجرالاسود را لمس کرد؛ اما در زمان ما، زیادی جمعیت در سفر حج، موجب می شود که لمس حجرالاسود سبب آزار دیگران گردد».25

یکی از علمای گمنام می گوید:

یکی از چیزهایی که به تجربه دریافته ام و خیلی هم مؤثر است، مزاحمت نداشتن برای زوّار است؛ یعنی زائر سعی کند جایی که شلوغ است، نزدیک حرم نرود تا سبب آزار دیگران گردد. امام رضا(ع) همه جا حضور دارد. روزی من در بیرون از حرم نشسته بودم و زیارت نامه می خواندم، چون حال زوّار را رعایت کرده و موجب آزار آنها نشدم، بسیار بهره مند شدم و عنایت فراوانی به من شد.26

برخی وقت ها افراد کم اطلاعی که با امر و نهی قرآن آشنایی ندارند، با صدای بلند از مردم صلوات بلند می طلبند و این عمل سبب سلب توجه و تمرکز افرادی می شود که مشغول خواندن زیارت نامه و دعا هستند. در نتیجه، مورد اذیت و آزار قرار می گیرند.27

«کسانی که در مسیر رفت وآمد زائران ایستاده یا نشسته مشغول زیارت یا نماز خواندن یا قرائت قرآن هستند و سبب ازدحام در مسیر حرکت و زحمت برای دیگران می شوند، و بدین گونه مایه آزار دیگران می گردند، نه تنها پاداشی برایشان نیست، بلکه دچار گناه نیز شده اند. آیت الله جوادی آملی می فرمود: روزی در مسجدالحرام برای نماز نشسته بودیم. در این بین یک شخص خودخواه آمد و با فشار خود را داخل صف کرد. به گونه ای که یک نفر دیگر از صف خارج شد و برخاست و از مسجدالحرام بیرون رفت. آن گذشتی که آن شخص انجام داد، ثوابش هزاران برابر، بیشتر از نماز این شخص است که موجب اذیت او شد».28

7. ترک کردن واجب و انجام دادن گناه خلال زیارت

با همه پاداشی که زیارت دارد، عملی مستحب است، پس باید مراقب بود که شخص زائر، مصداق این سخن معروف نشود که: «ترک واجب کردم و سنت به جا آورده ام.» اینکه، گاهی برخی از زائرها زیارتشان را با ترک واجبی یا انجام گناهانی همراه می سازند، به این معناست که اهتمام آنها نسبت به امر مستحب، بیش از اهتمام به امر واجب و ترک گناه است. آنها «اصل» را رها کرده و به «فرع» روی آورده و ریشه را وا نهادند و به شاخه چسبیدند. شهید مرتضی مطهری در این باره می فرماید:

گاهی در جامعه وقتی که تربیتش غلط باشد. حساسیت هایی برای بعضی مستحب ها به وجود می آید که مردم واجب هایشان را ترک می کنند به سنت می چسبند و گاه حساسیت هایی نسبت به برخی مکروه ها پیدا می شود که مردم صدها حرام را فدای یک مکروه می کنند. فرض کنید ما می خواهیم یک زیارت مستحب سیدالشهدا برویم. گاهی برای چنین زیارتی، ممکن است چندین گناه انجام دهیم، چندین دروغ بگوییم، تا بتوانیم به چنین زیارتی برویم. به خاطر یک زیارت، در گذرنامه گرفتن، چند تا دروغ می گوییم! پولمان را بخواهیم تبدیل کنیم، چند تا دروغ دیگر می گوییم! برای اینکه این سنت را به جا بیاوریم، صد تا دروغ ممکن است بگوییم و بعد بگوییم چون دروغ در راه دین است، جایز است. متأسفانه گاهی حساسیت مردم نسبت به دروغ نگفتن کم می شود و کم می شود و نزدیک به صفر می رسد و حساسیت شان نسبت به زیارت رفتن، آن قدر زیاد می شود که به حد یک واجب درجه اول می رسد.29

سید بن طاووس نیز در این باره می نویسد:

در سفری که به زیارت کربلا می رفتم، چنین روی داد که بی آب ماندیم و ناچار باید تیمم می کردیم و فرایض و نوافل را چنان که خداوند تعالی تکلیف فرموده است، به جای می آوردیم. همراهان در رفتن شتاب زده بودند. به آنان گفتم: آیا قصد زیارت برای خداست یا خدای را برای حسین(ع) می پرستیم؟ گفتند: برای خدای متعال است. گفتم: اگر چنین است، پس وقتی طاعات الهی را با قصد اینکه به زیارت حسین(ع) می رویم، نابود کنیم و برای مسئله زیارت که امری مستحب است، واجبی را ترک کنیم، حال ما در پیشگاه الهی چگونه خواهد بود و چگونه خدای تعالی را نزد حسین(ع) ملاقات کنیم در حالی که واجبی را ترک کرده ایم.30

1. آداب الصلوة، ص24.

2. کامل الزیارات، صص 982 و 983.

3. کافی، ج4، ص567.

4. دیوان صائب، ج3، ص1141.

5. همان، ج1، ص324.

6. همان، ص359.

7. همان، ج2، ص1304.

8. شیخ صدوق، امالی، ترجمه: کریم فیضی، صص 717 و 718.

9. فرهنگ تشرف به اماکن زیارتی، ص97.

10. همان، صص 97 و 98.

11. همان، ص98؛ به نقل از: بحارالانوار، ج25، ص346.

12. نهج البلاغه، حکمت 7.

13. همان، حکمت 117.

14. شرح نهج البلاغه، ج8، ص285.

15. نهج البلاغه، خطبه 17.

16. بحارالانوار، ج38، ص248.

17. همان، ج25، ص279.

18. همان، ص285.

19. متقی هندی، کنزالعمال، ج2، ص1804.

20. ادب فنای مقربان، ج1، ص82.

21. مجله حوزه، ش 43 و 44، ص14.

22. فرهنگ تشرف به اماکن زیارتی، به نقل از: نشریه زائر، ش 54، ص77.

23. آموزه های اخلاقی ـ رفتاری امامان شیعه، ص57.

24. فریدالدین عطار نیشابوری، مصیبت نامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات: محمدرضا شفیعی کدکنی، ص245.

25. مستدرک الوسائل، ج9، ص384.

26. فرهنگ تشرف به اماکن زیارتی، ص106، به نقل از: نشریه زائر، ش 65، ص9.

27. همان، ص108، به نقل از: ابوالفضل بهرام پور، پیمان پارسایی، ص24.

28. همان، صص 124 و 125؛ به نقل از: نشریه زائر، ش 118، ص15.

29. مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، ج2، ص84.

30. سید بن طاووس، کشف المحّجة لثمرة المُحج، ترجمه: علی نظری منفرد، ص252.

پیشنهادهای برنامه ای موضوع: آداب زیارت با تأکید بر زیارت امام رضا(ع)

محمدکاظم جعفرزاده

محورهای برنامه ای (شرح موضوع)

1. معرفت و آگاهی از منزلت امام رضا(ع)؛

2. معرفت زیارت امام رضا(ع) در کلام امام صادق(ع)؛

3. زیارت خاشعانه؛

4. پوشیدن جامه نو و لباس تمیز و استفاده از عطر؛

5. اخلاص در زیارت امام؛

6. قرائت زیارت نامه مأثور از امامان(ع).

بایدها و نبایدها

1. زیارت امام معصوم(ع)، شایسته است که همراه با اخلاص و خشوع قلبی باشد. برای ترسیم چنین حالتی از زائر می توان نماهایی از زائر با حالت های تضرع، پا برهنه بودن زائر، گام های کوچک و آرام و آهسته زائر، لب های زائر در حال ذکر و تسبیح و تکبیر گفتن، قرائت زیارت همراه با اشک، دور شدن از ضریح امام با عقب عقب رفتن و... نشان داد یا حالتی که زائر به زیارت می آید، ولی چون احساس می کند، خشوع ندارد (با خواندن اذن دخول، اشکش جاری نمی شود) بر می گردد و در فرصتی دیگر به زیارت می رود و با خواندن اذن دخول و جاری شدن اشکش، به حرم رضوی مشرف می شود.

2. برای پذیرفته شدن زیارت امام معصوم نباید زیارت را با هدف تفریح و سیاحت درهم آمیخت. این نکته را می توان این چنین تبیین کرد که زائری که به قصد آب و هوای خوب و تفریح گاه های مشهد، مثل طرقبه و استفاده از میوه های خوب آن به مشهد سفر می کند، با تحول روحی که در او به وجود می آید، تمام نیت های مادی و دنیوی او منتفی می شود.

3. سوژه هایی که می توان از آنها برای برنامه مستند استفاده کرد:

الف) زائرانی که در فصل زمستان از راه دور به حرم رضوی مشرف می شوند.

ب) طلاب، دانشجویان یا افراد عادی که از قم یا تهران، دو روزه به زیارت امام رضا(ع) می آیند و فقط یک شب یا نصف روز امام را با آداب کامل، زیارت می کنند و دوباره به درس و بحث و زندگی عادی خود مراجعه می کنند.

منابع

1. احمدی ندوشن، فرهنگ تشرف به اماکن زیارتی، قم، مرکز پژوهش های اسلامی.

2. شمس، لیلا، آفتاب هشتمین (روایت داستانی زندگی امام رضا(ع))، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1385.

3. فلسفه زیارت و آیین آن.

4. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت.

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally