محتواى غنى اخلاقى و تربيتى زیارتنامه ها
در اين نوشتار به بررسى پيام‌هاى اخلاقى و تربيتى موجود در زيارت و زيارتنامه‌ها مى‌پردازيم.
دوشنبه 28 خرداد 1397    
بازدید: 61

محتواى غنى اخلاقى و تربيتى زیارتنامه ها

مقدمه

همان‌طور كه در فصول پيشين مشاهده كرديم، زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) آكنده از معارف اسلامى در عرصه‌هاى گوناگون اعتقادى، عبادى، رفتارى و اخلاقى است. بى‌شك، خواندن اين زيارتنامه‌ها و نيز مطالعه آنها، هر انسان معتقدى را از سويى به عظمت اهل‌بيت(عليهم السلام) آگاه مى‌كند و از سوى ديگر، بندگى و اطاعت از خدا را به او مى‌آموزد.

زيارت آن بزرگواران، با برقرار كردن پيوند معنوى و عاطفى با ايشان و تقويت اين پيوند، تأثير شگرفى بر ايمان و تقواى زائران بر جاى مى‌گذارد و راه را براى نزديك‌شدن هرچه بيشتر آنان به خدا آماده مى‌سازد. اين همه روايت كه در تشويق افراد به زيارت امامان معصوم(عليهم السلام) و بيان اجر و پاداش آن بيان گرديده، بهترين شاهد بر اين مدعاست.

يكى از راه‌هاى تأثيرگذارى زيارت بر روح و روان زائران، خواندن زيارتنامه‌هاى امامان معصوم(عليهم السلام) است. پيش‌تر نيز گفتيم كه زيارتنامه‌ها آكنده از آموزه‌هاى اخلاقى و معارف بلندى است كه توجه به آنها هنگام قرائت زيارتنامه‌ها، هر انسانى را به سوى رعايت اخلاق اسلامى دعوت مى‌كند.

در زيارتنامه‌ها، كنار محتواى غنى اخلاقى و تربيتى كه در متون آنها به وضوح مشاهده مى‌شود، پيام‌هاى اخلاقى و تربيتى ارزشمندى وجود دارد كه توجه به آنها مى‌تواند بهره معنوى و اخلاقى زائران را افزايش دهد و وصول به سعادت ابدى را آسان‌تر كند. ازاين‌رو، در اين فصل به بررسى پيام‌هاى اخلاقى و تربيتى موجود در زيارت و زيارتنامه‌ها مى‌پردازيم.

١. حسن ظن

حسن ظن از جمله فضايل مهمى است كه در رشد و تكامل انسان و نيز در تكامل مادى و معنوى جامعه نقش بسزايى دارد. حسن ظن در لغت به معناى «گمان نيك و خوش‌بينى»، در مقابل سوء ظن به معناى «بدگمانى و بدبينى» مى‌باشد. هنگامى ارزش اين فضيلت معلوم مى‌شود كه بدانيم اميد و نشاط در زندگى و جامعه، در سايه آن حاصل مى‌شود. پيشوايان دين، اين موضوع را در روايات خود تأكيد كرده و بزرگان و فقيهان نيز به طور مستقل به آن پرداخته‌اند.

گفتنى است كه اسلام، به طور صريح با بدبينى و بدگمانى مبارزه مى‌كند و مسلمانان را از اين بيمارى خطرناك برحذر مى‌دارد و به حسن ظن رهنمون مى‌سازد. قرآن كريم و احاديث امامان معصوم(عليهم السلام) كاملاً روشنگر اين مطلب مى‌باشد كه بدبينى و سوءظن ميان مسلمانان، بسيار ناپسند مى‌باشد و حسن ظن كه نقطه مقابل آن است، بسيار نيكو و مورد تأييد و تأكيد است.

در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) مى‌خوانيم كه فرمود:

«حُسْنُ الظَّنِّ مِنْ أَفْضَلِ السَّجَايَا وَ أَجْزَلِ الْعَطَايَا» 1؛ «حسن ظن، از بهترين صفات انسانى و پربارترين مواهب الهى است».

اقسام حسن ظن

مى‌توان حسن ظن را به لحاظ موضوع آن، به اقسام متعددى تقسيم كرد كه دو قسم مهم آن عبارت‌اند از:

الف) حسن ظن به بندگان

اگر در جامعه اسلامى، بلكه در جامعه انسانى، برنامه‌ها و دستورهاى اسلامى كه از جمله آنان حسن ظن است، اجرا شود، بسيارى از نابسامانى‌ها، شايعه‌سازى‌ها، قضاوت‌هاى عجولانه و بى‌مورد، اخبار مشكوك، دروغ و... كه همگى از گمان بد سرچشمه مى‌گيرد، برچيده مى‌شود. در غير اين صورت، جامعه در هرج و مرج به سر خواهد برد و هيچ‌كس از گمان بد ديگران در امان نخواهد ماند و به يكديگر اطمينان نخواهد داشت؛ چنان‌كه امام على(ع) فرمود:

ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مَا يَغْلِبُكَ مِنْهُ وَ لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مَحْمِلًا. 2

اعمال برادر دينى‌ات را بر نيكوترين وجه تفسير و توجيه كن مگر اينكه دليلى بر خلاف آن قائم شود؛ و هرگز درباره سخنى كه از برادر مسلمانت صادر شده است، در صورتى كه مى‌توانى براى آن توجيهى مناسب و نيكويى داشته باشى، گمان بد مبر.

ب) حسن ظن به خداوند

منظور از حسن ظن به خدا آن است كه به وعده‌هاى الهى اميدوار باشيم؛ وعده رزق و روزى، يارى كردن يارانش، پيروزى مجاهدان، آمرزش گناهان و همانند اينها. معناى سوءظن به خدا نيز آن است كه هنگام بروز مشكلات، اعتقاد بنده به وعده‌هاى الهى متزلزل شود و هنگام پيش آمدن امتحانات دشوار در مسائل مالى و غير آن، وعده‌هاى خداوند را فراموش كند و رو به گناه آورد. 3

پيامبر اكرم(ص) درباره ارزش حسن ظن به خدا فرمود:

«رَأْسُ الْعِبَادَةِ حُسْنُ الظَّنِ بِاللهِ»؛ 4

«بالاترين عبادت، حسن ظن به خداست». ازاين‌رو مى‌بينيم يكى از دعاهاى مهم اهل‌بيت(عليهم السلام) به درگاه خداوند، درخواست حسن ظن به اوست؛ چنان‌كه روايت شده است كه امام موسى بن جعفر(ع)، هنگام سعى بين صفا و مروه، همواره اين دعا را بر لب داشتند:

«اللهُمَ إِنِّي أَسْأَلُكَ حُسْنَ الظَّنِ بِكَ فِي كُلِّ حَالٍ وَ صِدْقَ النِّيَّةِ فِي التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ» 5؛ «خدايا! از تو حسن ظن به تو در همه حال و درستى نيت در توكل بر تو را خواستارم».

زيارت و حسن ظن به خدا

خداوند از سويى معصوم(عليهم السلام) را مقربان درگاه خود معرفى مى‌كند و از سوى ديگر، با وسيله و شفيع قراردادن ايشان در پيشگاه خود، از مؤمنان مى‌خواهد كه با زيارت و عرض ارادت به درگاه آن بزرگواران، از اين طريق به دنبال استجابت دعاهاى خود براى دنيا و آخرتشان باشند. بدين ترتيب، خداوند در برخورد با بندگان، نه تنها سخت‌گيرى نمى‌نمايد، بلكه با آنان با مهربانى رفتار مى‌كند و براى آمرزش گناهان و رسيدن به حاجت‌هاى دنيوى و اخروى ايشان راه آسانى نيز مشخص كرده است.

يكى از پيام‌هاى مهمى كه مى‌تواند اين امر براى زائران دربرداشته باشد، خوش‌بينى به خداوند است. انسان مؤمن كه به زيارت پيشوايان معصوم خود مى‌رود، وجودش سرشار از حسن ظن به خداوند است؛ او مى‌داند كه خداوند رئوف و مهربان است، با وجود كوتاهى‌ها و نافرمانى‌هايش، او را دوست دارد و براى توبه به درگاه خداوند، راه آسانى معرفى كرده است. همه اينها حسن‌ظن زائر اهل‌بيت(عليهم السلام) را به پروردگار عالميان بيشتر مى‌كند.

٢. توجه به لزوم خودسازى و تزكيه نفس

هويت انسانى در ابتداى تكوين، چيزى جز استعداد نيست. در واقع انسان، مجموعه‌اى از توانايى‌ها و استعدادهاى فراوانى است كه بايد در طول زندگى به فعليت و شكوفايى برسند. انسانيت همانند هسته‌اى است كه بايد شكوفا گردد؛ براى مثال هسته خرما استعداد تبديل شدن به درخت و ميوه خرما را درون خود دارد كه در صورت فراهم بودن شرايط مناسب، استعداد درونى‌اش به فعليت مى‌رسد و دانه، به درخت خرما و سپس به ميوه شيرين تبديل خواهد شد. خداى متعال در انسان نيز استعداد برخوردارى از كمال و رسيدن به اوج قله انسانيت و سعادت را به وديعت نهاده است؛ استعدادى كه با برنامه‌ريزى دقيق و جذب و انجذاب مناسب تربيتى، شكوفا خواهد شد.

بنابراين خودسازى، يعنى فراهم آوردن زمينه براى پرورش استعدادهاى درونى و به ظهور و فعليت رساندن امكانات بالقوه‌اى كه خداى متعال در فطرت انسان قرار داده است. در اين صورت، زندگى نيز يعنى فرصتى براى به ظهور رساندن استعدادهاى انسانى و شكوفا شدن سرشت آدمى از طريق خودسازى و پرستش آزادانه خداوند (عبادت احرار).

به عبارت ديگر، خودسازى مجموعه فعاليت‌هاى اصلاحى و سازنده‌اى است كه انسان به صورت منظم و برنامه‌ريزى شده، بر نفس خود اعمال مى‌نمايد تا در نتيجه آن، به كمال حقيقى برسد و از سعادت در دنيا و آخرت برخوردار گردد. 6

تعبير ديگرى كه از خودسازى ارائه مى‌گردد، «تزكيه نفس» است. قرآن كريم اين مفهوم را در مقابل «تدسيه» به كار برده است؛ آنجا كه مى‌فرمايد: (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّٰاهٰا، وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا). 7 تزكيه دو بُعد اثباتى و سلبى دارد. بُعد اثباتى تزكيه زمينه‌هاى لازم براى رشد موجودى كه اين قابليت را دارد، فراهم مى‌نمايد و در بعد سلبى نيز موانع بيرونى و درونى اين رشد از سر راه برداشته مى‌شود. 8

از توصيفى كه براى خودسازى و تزكيه نفس ارائه گرديد، به خوبى مى‌توان اهميت خودسازى را دريافت. تزكيه يكى از مفاهيم مورد توجه قرآن است و از جمله اهداف و وظايف اساسى پيامبران دانسته شده است:

(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ وَ الْحِكْمَةَ) (جمعه: ٢)

خداوند كسى است كه در ميان جمعيت درس‌نخوانده، پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها بخواند و آنها را تزكيه كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت بياموزد.

امام على(ع) نيز فرمود:

نَزِّهْ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ نَفْسَكَ وَ ابْذُلْ فِي المَكَارِمِ جُهْدَكَ تَخْلُصْ مِنَ المَآثِمِ وَ تُحْرِزِ المَكَارِمَ. 9

نفس خود را از هر پستى و آلودگى پاك كن و تلاش خود را در راه تحصيل مكارم و بزرگوارى‌ها به كار ببر تا از گناهان آسوده شوى و مكارم را براى خويش فراهم آورى.

زيارت و تهذيب نفس

زيارت پيشوايان معصوم(عليهم السلام) كه عمل عبادى مهمى است، زائران را به سوى خودسازى و تهذيب نفس فرامى‌خواند. در واقع زيارت پيشوايان(عليهم السلام) و نيز خواندن زيارتنامه، ذكر خداست. زائران اهل‌بيت(عليهم السلام)، اين عمل را عبادت و نشانه بندگى پروردگار به حساب مى‌آورند.

همچنين زيارت‌كنندگان ائمه معصوم(عليهم السلام) اين نكته را در نظر دارند كه با اين كار به دنبال آمرزش گناهان، نزديكى به خدا و افزايش تقوا و پرهيزكارى‌اند و بى‌ترديد، عرض ارادت به ساحت قدس آن بزرگواران، ما را در اين مسير يارى مى‌كند.

زائران مشاهد مشرفه، هنگام حضور در آن مكان‌ها، خود را در سايه رحمت خداوند احساس مى‌كنند، به ياد روز جزا و حسابرسى اعمال در آن روز مى‌افتند، گناهان و كم‌كارى‌هاى خود را در عبادت و بندگى و نيز رفتارهاى ناپسند خود را به ياد مى‌آورند و از اين بابت احساس پشيمانى و شرمندگى مى‌نمايند و به جبران گذشته و انجام‌دادن رفتار صحيح در ادامه زندگى تصميم مى‌گيرند.

در نتيجه، زيارت امامان معصوم(عليهم السلام) و نيز قرائت زيارتنامه، افراد را به تقوا و خودسازى و تزكيه نفس مى‌كشاند و اين درس را به آنان مى‌دهد كه راه رسيدن به رستگارى و سعادت ابدى، خودسازى، زدودن رذايل اخلاقى و كسب فضايل اخلاقى و معنوى است. تنها در اين صورت است كه مى‌توانيم به هدفى برسيم كه براى آن آفريده شده‌ايم.

٣. بناگذاشتن بر بخشوده شدن خطاهاى گذشته و آغاز به عمل براى آينده

برخى از اعمال، از چنان ارزش و بهايى برخوردارند كه مطابق برخى از روايات، باعث مى‌شوند همه گناهان گذشته و گاه حتى گناهان آينده فرد نيز بخشوده شود؛ اعمالى از قبيل روزه ماه رمضان، صبر بر مصيبت، وقوف در عرفات. خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد:

(وَ أَقِمِ الصَّلاٰةَ طَرَفَيِ النَّهٰارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنٰاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئٰاتِ ذٰلِكَ ذِكْرىٰ لِلذّٰاكِرِينَ) (هود: ١١۴)

در دو طرف روز و اوايل شب، نماز را برپا دار؛ چراكه حسنات، سيئات [و آثار آنها را] از بين مى‌برد؛ اين تذكرى است براى كسانى كه اهل تذكرند!

در اينجا نيز به برخى از رواياتى اشاره مى‌كنيم كه در صورت انجام‌دادن عمل خاصى، بر آمرزش گناهان دلالت مى‌كنند:

رسول خدا(ص) فرمود:

مَنْ صَامَ رَمَضَانَ إِيمَاناً وَ احْتِسَاباً غَفَرَ اللهُ مَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ. 10

كسى كه ماه رمضان را از روى ايمان و به منظور رسيدن به پاداش الهى روزه بگيرد، خداوند گناهان گذشته او را مى‌آمرزد.

امام باقر(ع) نيز فرمود:

مَا مِنْ عَبْدٍ يُصَابُ بِمُصِيبَةٍ فَيَسْتَرْجِعُ عِنْدَ ذِكْرِهِ المُصِيبَةَ وَ يَصْبِرُ حِينَ تَفْجَأُهُ إِلَّا غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ. 11

هر بنده‌اى كه مصيبتى بر او وارد شود و او هنگام مواجه شدن با آن، استرجاع (إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ) بگويد، خداوند تمام گناهان گذشته او را مى‌آمرزد.

همچنين امام سجاد(ع) فرمود:

حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ وَ قَالَ الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ وَ مَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ وَ مُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ وَ مَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ. 12

حج و عمره بجاى آوريد تا بدن‌هايتان سالم بماند و روزى‌تان وسيع گردد و هزينه اهل و عيالتان تأمين گردد و نيز فرمود: حاجى (يك قسم از حجاج) گناهانش آمرزيده و بهشت بر او واجب مى‌شود؛ [قسم ديگر،] گناهان گذشته‌اش آمرزيده مى‌شود و ثبت اعمالشان از نو آغاز مى‌شود؛ [و قسم سوم،] اهل و عيال و اموالش محفوظ مى‌ماند.

امام صادق(ع) از پدران بزرگوار خود نقل نمود كه رسول خدا(ع) فرمود:

إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِأَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَضَائِلَ لَا يُحْصِي عَدَدَهَا غَيْرُهُ فَمَنْ ذَكَرَ فَضِيلَةً مِنْ فَضَائِلِهِ مُقِرّاً بِهَا غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ لَوْ وَافَى الْقِيَامَةَ بِذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ. 13

خداى متعال براى برادرم على بن ابى‌طالب(ع) آن‌قدر فضيلت قرار داده است كه هيچ‌كس جز خودش نمى‌تواند تعداد آنها را بشمارد. پس هركس فضيلتى از فضايل او را بازگويد و به آن اقرار داشته باشد، خداوند گناهان گذشته و آينده‌اش را مى‌آمرزد؛ هرچند كه با گناهان جن و انس وارد صحراى قيامت شود.

در اين ميان، يكى از اعمال مهمى كه مى‌تواند موجبات آمرزش گناهان را فراهم آورد، زيارت امامان معصوم(عليهم السلام) است. در اين‌باره، روايات بسيارى بيان شده است كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

امام صادق(ع) فرمود:

مَنْ أَتَى قَبْرَ أَبِي عَبْدِ اللهِ(ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ. 14

كسى كه قبر اباعبدالله الحسين(ع) را با معرفت به حق او زيارت كند، خداوند، گناهان گذشته و آينده‌اش را مى‌آمرزد.

امام جواد(ع) نيز فرمود:

«مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِي بِطُوسَ غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ» 15؛ «كسى كه قبر پدرم (امام رضا(ع)) را در طوس زيارت كند، خداوند گناهان گذشته و آينده او را مى‌آمرزد».

بدين ترتيب، مى‌توان گفت يكى از پيام‌هاى مهم زيارت امامان معصوم(عليهم السلام) اين است كه وقتى گناهان گذشته به واسطه زيارت بخشوده مى‌شود و حتى اميد آن وجود دارد كه گناهان آينده نيز بخشوده شود، بايد زائران مراقب رفتارهاى بعدى خود باشند تا مبادا به گناه و نافرمانى خدا كه موجبات آزردگى خاطر اهل‌بيت(عليهم السلام) را فراهم مى‌آورد، آلوده شوند. در واقع زيارت امامان معصوم(عليهم السلام) درس توبه، پاكى و پاكدامنى مى‌دهد و بايد زائران ايشان، اين درس را هرگز فراموش نكنند.

۴. كوشش و تلاش در راه خدا

يكى از نكات مهمى كه بايد همگان در همه لحظات زندگى بدان توجه نمايند، سعى و تلاش در راه انجام‌دادن وظايف بندگى است. اصولاً هنگامى انسان مى‌تواند ادعا كند كه به هدف از خلقت خود جامه عمل پوشانده و آنچه را بر عهده او نهاده شده بوده، عمل كرده است كه نهايت سعى و تلاش خود را در اين راه به كار برده باشد. قرآن كريم و احاديث امامان معصوم(عليهم السلام) ما را به سعى و تلاش در راه اطاعت خدا و انجام‌دادن وظيفه بندگى دعوت مى‌كنند؛ براى نمونه، خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد: (وَ مَنْ جٰاهَدَ فَإِنَّمٰا يُجٰاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللّٰهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ)؛ «كسى كه جهاد [و تلاش] كند، به سود خود جهاد مى‌كند؛ چراكه خداوند از همه جهانيان بى‌نياز است» (عنكبوت: ۶).

همچنين در قرآن كريم مى‌خوانيم:

(مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثىٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيٰاةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ) (نحل: ٩٧)

هركس كار شايسته‌اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، به طور مسلم او را حيات پاكيزه‌اى مى‌بخشيم و پاداش آنها را مطابق بهترين اعمالى كه انجام مى‌دادند، خواهيم داد.

همچنين خداى متعال، در حديث معراج، در توصيف اهل آخرت مى‌فرمايد:

يَتْعَبُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ لَا يُرِيحُونَهَا وَ إِنَّ رَاحَةَ أَهْلِ الْجَنَّةِ فِي الْمَوْتِ وَ الْآخِرَةُ مُسْتَرَاحُ الْعَابِدِينَ. 16

خود را به سختى و زحمت مى‌اندازند و آن را راحت نمى‌گذارند؛ آسايش بهشتيان در مرگ است و آخرت، محل استراحت عبادت‌كنندگان مى‌باشد.

زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) يادآور تلاش‌ها و كوشش‌هاى آن بزرگواران در راه انجام‌دادن وظايف فردى و اجتماعى آنان است. اولياى معصوم ما مراقب بودند كه هيچ لحظه‌اى از عمر شريفشان را بيهوده و به باطل سپرى نكنند و از لحظه‌لحظه عمر خود براى انجام‌دادن وظايف مربوط به خود، خانواده و جامعه استفاده نمايند. آنان از هر فرصتى براى ذكر و ياد خدا بهره مى‌بردند و دائم الذكر بودند. براى تأمين مخارج خانواده به كشاورزى يا تجارت مى‌پرداختند و براى هدايت جامعه، تبيين احكام دين، تفسير قرآن و تربيت شاگردان عالم به دين، از هيچ تلاشى فروگذار نكردند. ازاين‌رو، بابركت‌ترين عمر و زندگى را آن پيشوايان معصوم داشتند.

زائر مشاهد مشرفه با يادآورى اين ويژگى مهم اولياى دين، درس تلاش و كوشش در راه خدا، غنيمت شمردن لحظات عمر و انجام‌دادن وظيفه را از ايشان مى‌آموزد و تلاش مى‌كند در ادامه زندگى، پيرو آنان در اين زمينه باشد.

۵. آرامش فقط در سايه ارتباط با خدا و اولياى دين

اضطراب و نگرانى، يكى از بلاهاى بزرگ زندگى انسان مى‌باشد؛ به طورى‌كه عوارض ناشى از آن، در زندگى فردى و اجتماعى، كاملاً محسوس است. آرامش، همواره يكى از گم‌شده‌هاى مهم بشر بوده است و در واقع تاريخ بشر آكنده از تلاش و كوشش انسان‌ها براى يافتن آرامش مى‌باشد.

به‌طور كلى، آرامش و دلهره، نقش بسيار مهمى در سلامت و بيمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسان‌ها دارد؛ به همين دليل، تاكنون كتاب‌هاى زيادى نوشته شده است كه موضوع آنها، نگرانى و راه‌هاى مبارزه با آن و شيوه به دست آوردن آرامش است.

قرآن با يك جمله كوتاه و پرمغز، مطمئن‌ترين و نزديك‌ترين راه را نشان مى‌دهد و مى‌فرمايد: (أَلاٰ بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)؛ «آگاه باشيد! تنها با ياد خدا دل‌ها آرامش مى‌يابد». براى روشن شدن اين حقيقت قرآنى، به بيان عوامل نگرانى و اضطراب مى‌پردازيم. در واقع مى‌توان برخى از عوامل مهم اضطراب و نگرانى را در اين موارد خلاصه كرد:

الف) گاهى اضطراب و نگرانى به علت آينده تاريك و مبهمى است كه در فكر انسان خودنمايى مى‌كند؛ احتمال زوال نعمت‌ها، گرفتارى در چنگال دشمن، ضعف و بيمارى و ناتوانى و درماندگى و احتياج. همه اينها آدمى را رنج مى‌دهد. اما ايمان به خداوند قادر متعال، خداوند رحيم و مهربان، خدايى كه همواره كفالت بندگان خويش را برعهده دارد، مى‌تواند اين‌گونه نگرانى‌ها را از ميان ببرد و به انسان آرامش دهد كه در برابر حوادث آينده، درمانده نخواهد بود.

ب) گاهى گذشته تاريك زندگى، فكر انسان را به خود مشغول مى‌دارد و همواره او را نگران مى‌سازد؛ نگرانى از گناهان انجام داده و از كوتاهى‌ها و لغزش‌ها. اما توجه به اينكه خداوند، آمرزنده، توبه‌پذير و مهربان است، به او آرامش مى‌دهد؛ به طورى‌كه از گذشته‌اش عذرخواهى مى‌كند و در مقام جبران برمى‌آيد.

ج) گاهى ضعف و ناتوانى انسان در برابر عوامل طبيعى يا دشمنان داخلى و خارجى، او را نگران مى‌سازد. اما هنگامى كه به ياد خدا مى‌افتد و به قدرت و رحمت او پناه مى‌برد؛ قدرتى كه برترين قدرتهاست و هيچ چيز در برابر آن ياراى مقاومت ندارد، قلبش آرام مى‌گيرد و با خود مى‌گويد كه من تنها نيستم و من در سايه خدا، بى‌نهايت قدرت دارم. بى‌ترديد قهرمانى مجاهدان راه خدا در جنگ‌ها و سلحشورى‌هاى اعجاب‌انگيز و خيره‌كننده آنان، چه در گذشته و چه در حال، بيانگر آرامشى است كه در سايه ايمان به دست مى‌آيد.

د) گاهى نيز ريشه نگرانى‌هاى آزاردهنده انسان، احساس پوچى زندگى و بى‌هدف بودن آن است. ولى آن كسى كه به خدا ايمان دارد و مسير تكاملى زندگى را هدف بزرگ خود مى‌داند و تمام برنامه‌ها و حوادث زندگى را در همين مسير مى‌بيند، نه احساس پوچى مى‌كند و نه همچون افراد بى‌هدف، سرگردان و مضطرب است.

ه) عامل ديگر نگرانى آن است كه گاهى انسان براى رسيدن به هدفى، زحمت زيادى مى‌كشد، اما كسى را نمى‌بيند كه براى زحمت او ارج نهد و قدردانى و تشكر كند. در واقع اين ناسپاسى او را به شدت رنج مى‌دهد و در حالت اضطراب و نگرانى فرومى‌برد. اما هنگامى كه احساس كند كسى از تمام تلاش‌ها و كوشش‌هايش آگاه است و به همه آنها ارج مى‌نهد و براى همه پاداش مى‌دهد، ديگر جايى براى نگرانى و ناآرامى باقى نمى‌ماند.

و) يك عامل مهم ديگر براى نگرانى، ترس و وحشت از مرگ است كه هميشه روح انسان‌ها را آزار مى‌داده است و از آنجا كه مرگ تنها در سنين بالا نيست، بلكه در هر سنى و هنگام بيمارى، جنگ و ناامنى وجود دارد، مى‌تواند اين نگرانى عمومى باشد.

اگر ما از نظر جهان‌بينى، مرگ را به معناى فنا و نيستى و پايان همه چيز بدانيم، همان‌گونه كه مادى‌گرايان جهان مى‌پندارند، اين اضطراب و نگرانى كاملاً بجاست و بايد از چنين مرگى كه نقطه پايان همه آرزوها و موفقيت‌ها و خواست‌هاى انسان است ترسيد. اما هرگاه در سايه ايمان به خدا مرگ را دريچه‌اى به يك زندگى وسيع‌تر و والاتر بدانيم و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسيدن به يك فضاى آزاد بشماريم، ديگر اين نگرانى بى‌معناست. بلكه اگر چنين مرگى، در مسير انجام دادن وظيفه بوده باشد، دوست‌داشتنى و خواستنى است.

پس مى‌توان گفت كه اين عوامل، در برابر ايمان به خدا، بى‌رنگ و بى‌تأثير مى‌گردد و تصديق خواهيم كرد كه ياد خدا، مايه آرامش دل‌هاست: (أَلاٰ بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ). 17

گفتنى است يكى از مظاهر ياد خدا، ياد اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) است و بى‌ترديد، ياد اهل‌بيت، جداى از ياد خداوند نيست. روايات متعددى بر اين مطلب گواهى مى‌دهد؛ براى مثال، پيامبر اكرم(ص) فرمود:

ذِكْرُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ عِبَادَةٌ وَ ذِكْرِي عِبَادَةٌ وَ ذِكْرُ عَلِيٍ‌ّ عِبَادَةٌ وَ ذِكْرُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عِبَادَةٌ. 18

ياد خداى عزّوجلّ عبادت است و ياد من عبادت است و ياد على عبادت است و ياد امامان از فرزندان او عبادت است.

همچنين رسول گرامى اسلام(ص) فرمود:

وَ أَمَّا نَفَثَاتُهُ (أي نَفَثاتُ الشَّيْطانِ) فَأَنْ يَرَى أَحَدُكُمْ أَنَّ شَيْئاً بَعْدَ الْقُرْآنِ أَشْفَى لَهُ مِنْ ذِكْرِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ مِنَ الصَّلَوَاتِ عَلَيْنَا؛ فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَ‌ّ جَعَلَ ذِكْرَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ شِفَاءً لِلصُّدُورِ وَ جَعَلَ الصَّلَوَاتِ عَلَيْنَا مَاحِيَةً لِلْأَوْزَارِ وَ الذُّنُوبِ وَ مُطَهِّرَةً مِنَ الْعُيُوبِ وَ مُضَاعِفَةً لِلْحَسَنَاتِ. 19

يكى از وسوسه‌هاى شيطان اين است كه به انسان چنين القا مى‌كند كه بعد از قرآن كريم، چيزى شفادهنده‌تر از ياد ما اهل‌بيت و صلوات بر ما وجود دارد. به درستى كه خداى عزوجل ياد ما را مايه شفاى سينه‌ها و صلوات بر ما را زداينده گناهان و پاك‌كننده عيوب و افزايش‌دهنده حسنات قرار داد.

امام على(ع) نيز فرمود:

ذِكْرُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ شِفَاءٌ مِنَ الْوَعْكِ وَ الْأَسْقَامِ وَ وَسْوَاسِ الرَّيْبِ وَ حُبُّنَا رِضَى الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى. 20

ياد ما اهل‌بيت، مايه شفاى دردها و بيمارى‌ها و وسوسه و شك مى‌باشد و محبت به ما، مايه خشنودى پروردگار متعال است.

اعتقاد ما به اهل‌بيت(عليهم السلام) و ويژگى‌هاى منحصر به فرد ايشان و جايگاهشان نزد خداوند و نيز زيارت آن بزرگواران، به زائران ايشان احساس آرامش و اطمينان خاطر مى‌دهد. زائر اهل‌بيت(عليهم السلام) مى‌داند كه در اين دنيا، تنها و بى‌تكيه‌گاه نيست. بلكه خداوند و بندگان مقرب او، وى را زير نظر دارند و در صورت لزوم به يارى‌اش مى‌شتابند. اين نگرش، احساسى وصف‌ناپذير از لذت معنوى و نزديكى به خدا و اهل‌بيت(عليهم السلام) را در پى خواهد داشت.

۶. اهل‌بيت(عليهم السلام) واسطه ميان خلق و خالق

اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام)، به دليل ارج و مقامى كه نزد خداوند دارند، واسطه ميان خدا و خلق مى‌باشند و از اين بابت، توسل به ايشان نه تنها جايز، بلكه ممدوح دانسته شده است. اصولاً جواز توسل و شفيع قرار دادن ايشان به درگاه خدا كه پيش‌تر به آن اشاره كرديم، چيزى جز وساطت آنان ميان خالق و خلق نيست. خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد:

(يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جٰاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) (مائده: ٣۵)

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد! و وسيله‌اى براى تقرب به او بجوييد! و در راه او جهاد كنيد؛ باشد كه رستگار شويد!

مطابق اين آيه، خداوند به مؤمنان دستور مى‌دهد كه به سوى او وسيله‌اى بجويند و آن را ميان خود و خدا، واسطه قرار دهند. رسول خدا(ص) نيز فرمود:

وَ نَحْنُ الْوَسِيلَةُ إِلَى اللهِ وَ الْوُصْلَةُ إِلَى رِضْوَانِ اللهِ... وَ نَحْنُ... بَابُ الرَّحْمَةِ... وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى الَّتِي مَنْ تَمَسَّكَ بِهَا نَجَا. 21

ما (اهل‌بيت) وسيله به سوى خدا و راه وصول به رضوان الهى هستيم و ما... باب رحمت خداوند... و ريسمان محكم الهى هستيم كه هركس به آن تمسك جويد، نجات يابد.

زيارات امامان معصوم(عليهم السلام) مملو از تعبيراتى است كه به وضوح بر وساطت اهل‌بيت(عليهم السلام) ميان خدا و خلق، دلالت مى‌كنند؛ براى نمونه، در زيارت مطلقه اميرمؤمنان(ع) چنين آمده است:

اللهُمَّ هَذَا قَبْرُ وَلِيِّكَ الَّذِي فَرَضْتَ طَاعَتَهُ وَ جَعَلْتَ فِي أَعْنَاقِ عِبَادِكَ مُبَايَعَتَهُ وَ خَلِيفَتِكَ الَّذِي بِهِ تَأْخُذُ وَ تُعْطِي وَ بِهِ تُثِيبُ وَ تُعَاقِبُ... فَبِعَظِيمِ قَدْرِهِ عِنْدَكَ وَ جَلِيلِ خَطَرِهِ لَدَيْكَ وَ قُرْبِ مَنْزِلَتِهِ مِنْكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آل‌محمد وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ فَإِنَّكَ أَهْلُ الْكَرَمِ وَ الجُودِ. 22

خدايا! اين قبر ولى توست كه اطاعتش را واجب فرمودى و بيعتش را در گردن بندگانت قرار دادى و خليفه‌ات كه به وسيله او اخذ مى‌كنى و عطا مى‌كنى و به واسطه او پاداش يا كيفر مى‌دهى... پس تو را قسم مى‌دهم به آن مرتبه عظيمى كه نزد تو دارد و آن موقعيت شايانى كه در پيش تو از آن برخوردار است و جايگاه مقربى كه نزد تو دارد، بر محمد و آل‌محمد درود فرست و درباره من آن‌گونه عمل كن كه تو خود شايسته آنى كه به راستى تو اهل كرم و بخششى.

در زيارت امام موسى بن جعفر(عليهماالسلام) نيز مى‌خوانيم:

بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ وُلْدِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّباً بِزِيَارَتِكَ إِلَى اللهِ تَعَالَى وَ مُسْتَشْفِعاً بِكَ إِلَيْهِ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي وَ يَعْفُوَ عَنْ جُرْمِي وَ يَتَجَاوَزَ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ يَمْحُوَ عَنِّي خَطِيئَاتِي وَ يُدْخِلَنِي الْجَنَّةَ وَ يَتَفَضَّلَ عَلَيَّ بِمَا هُوَ أَهْلُهُ وَ يَغْفِرَ لِي وَ لِآبَائِي وَ لِإِخْوَانِي وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا بِفَضْلِهِ وَ جُودِهِ وَ مَنِّه. 23

پدر و مادرم و خودم و كسانم و مالم و فرزندانم به قربانت؛ اى فرزند رسول خدا! به سوى تو آمدم درحالى‌كه به وسيله تو به خداى متعال تقرب مى‌جويم و به واسطه تو به سوى او طلب شفاعت مى‌كنم پس براى من نزد پروردگارت شفاعت كن تا گناهان مرا بيامرزد و جرمم را ببخشايد و از بدى‌هايم درگذرد و خطاهايم را از نامه عملم پاك كند و مرا داخل بهشت كند و بر من به آن صورتى كه او سزاورار آن است احسان نمايد و مرا و پدران و برادرانم و همه مردان و زنان مؤمن در شرق و غرب زمين را به فضل و بخشش و احسانش بيامرزد.

زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) دربردارنده اين پيام است كه آن بزرگواران، واسطه ميان خدا و خلق‌اند و مى‌توان با توسل به ايشان، خواسته‌هاى دنيوى و اخروى خود را مطرح كرد و با واسطه قرار دادن آنان نزد خداوند، به حوائج خود دست يافت. بنابراين، نبايد از اين مسئله غفلت كرد و خود را از اين فرصت محروم نمود. رحمت ايشان جلوه‌اى از رحمت خداوند است و تمسك به آنان و واسطه قرار دادن ايشان ميان خود و خداوند سعادت دنيا و آخرت را براى افراد به دنبال خواهد داشت.

٧. محبت اهل‌بيت(عليهم السلام) و پذيرش ولايت ايشان، تنها راه نجات

اهل‌بيت پيامبر گرامى اسلام(ص) هم‌طراز قرآن‌اند؛ به گونه‌اى كه اطاعت از ايشان و عمل به دستوراتشان، بر همه مسلمانان واجب است. حديث ثقلين كه با احاديث بسيار متعدد در كتب اهل‌سنت و شيعه نقل شده، بزرگ‌ترين شاهد بر اين مدعاست. مطابق اين حديث، پيامبر اكرم(ص) فرمود:

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخَرِ، كِتَابَ اللهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي اهلُ‌بَيتي، فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ. 24

همانا من دو چيز گرانبها را ميان شما باقى مى‌گذارم كه يكى بزرگ‌تر از ديگرى است: كتاب خدا كه ريسمان كشيده شده از آسمان به زمين است و خاندان و اهل‌بيتم؛ به درستى كه اين دو، هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.

ازاين‌رو، محبت اهل‌بيت(عليهم السلام) و اعتقاد به امامت على(ع) و فرزندان معصومش، شرط نجات از دوزخ و ورود به بهشت است؛ چنان‌كه پيامبر اكرم(ص) فرمود:

مَنْ رَزَقَهُ اللهُ حُبَ‌ّ الْأَئِمَّةِ مِنْ اهلِ‌بَيتي فَقَدْ أَصَابَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَلَا يَشُكَّنَّ أَحَدٌ أَنَّهُ فِي الْجَنَّةِ. 25

كسى كه خداوند، محبت امامان از اهل‌بيت من را روزى او كرده باشد، بدون شك، خير دنيا و آخرت را به دست آورده است. پس هيچ شكى نداشته باشد كه او در بهشت خواهد بود.

همچنين پيامبر اكرم(ص) فرمود:

الرَّوْحُ وَ الرَّاحَةُ وَ الْفَلْجُ وَ الْفَلَاحُ وَ النَّجَاحُ وَ الْبَرَكَةُ وَ الْعَفْوُ وَ الْعَافِيَةُ وَ الْمُعَافَاةُ وَ الْبُشْرَى وَ النُّصْرَةُ وَ الرِّضَا وَ الْقُرْبُ وَ الْقَرَابَةُ وَ النَّصْرُ وَ الظَّفَرُ وَ التَّمْكِينُ وَ السُّرُورُ وَ الْمَحَبَّةُ مِنَ اللهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى مَنْ أَحَبَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي‌طَالِبٍ وَ حَقٌّ عَلَيَّ أَنْ أُدْخِلَهُمْ فِي شَفَاعَتِي وَ حَقٌّ عَلَى رَبِّي أَنْ يَسْتَجِيبَ لِي فِيهِمْ وَ هُمْ أَتْبَاعِي وَ مَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي. 26

آسايش و راحتى و پيروزى و رستگارى و نجات و بركت و عافيت و سلامت و بشارت و يارى [خداوند] و رضايت [پروردگار] و قرب و نزديكى [به خداوند] و نصرت و پيروزى و برخوردارى و شادى و محبت از سوى خداوند، بر كسى است كه على بن ابى‌طالب(ع) را دوست داشته باشد [و او را ولى خود قرار دهد و امام خود برگزيند و به فضايل او اقرار داشته باشد و جانشينان پس از او را ولى خود قرار دهد] و حقى است بر من كه اين افراد را در شفاعتم داخل كنم و حق است بر پروردگار من كه دعاى من را در حق آنان مستجاب كند و آنان پيروان من مى‌باشند، و كسى كه از من پيروى كند، از من است.

رسول خدا(ص) در بيان كيفر اعتقاد و محبت نداشتن به ولايت على(ع)، فرمود:

يَا عَلِيُّ لَوْ أَنَّ عَبْداً عَبَدَ اللهَ مِثْلَ مَا قَامَ نُوحٌ فِي قَوْمِهِ وَ كَانَ لَهُ مِثْلُ أُحُدٍ ذَهَباً فَأَنْفَقَهُ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ مُدَّ فِي عُمُرِهِ حَتَّى حَجَّ أَلْفَ حِجَّةٍ ثُمَّ قُتِلَ بَيْنَ الصَّفَا وَ المَرْوَةِ ثُمَّ لَمْ يُوَالِكَ يَا عَلِيُّ لَمْ يَشَّمَ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ. 27

اى على! اگر بنده‌اى خداى را به اندازه‌اى كه نوح ميان قوم خود مردم را به سوى خدا دعوت مى‌كرد، عبادت كند و به اندازه كوه احد طلا داشته باشد و آن را در راه خدا انفاق كند و آن قدر عمر او طولانى شود كه هزار حج بجاى آورد و بين صفا و مروه كشته شود، اما به ولايت تو اى على معتقد نباشد، بوى بهشت به مشام او نخواهد رسيد.

بدين ترتيب، همان‌طور كه اعتقاد به قرآن كريم، به عنوان كتاب الهى و معجزه جاويدان رسول خدا(ص) و عمل به دستورهاى آن واجب است، اعتقاد به اهل‌بيت پيامبر(ص) و پيروى از ايشان نيز واجب و لازم است و بدون آن، انسان نمى‌تواند سعادتمند گردد. در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم:

مَنْ أَطَاعَكُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ وَ مَنْ عَصَاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللهَ وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ الله. 28

كسى كه از شما اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده و كسى كه شما را نافرمانى كند، خدا را نافرمانى كرده است و كسى كه شما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و كسى كه شما را دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته است.

ازاين‌رو بدون محبت به اهل‌بيت(عليهم السلام) و ارتباط با آنان، امكان نجات و رسيدن به سعادت ابدى ممكن نيست. هر قدر محبت به اهل‌بيت(عليهم السلام) و ارتباط با ايشان و عمل به دستوراتشان بيشتر باشد، مقام و درجه فرد نزد خداوند نيز بالاتر خواهد بود. زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) راهى است براى بيان اعتقاد به ايشان و ابراز محبت به آنان. فردى كه خود را از راه دور با تحمل سختى و با شوق و علاقه به حرم اهل‌بيت(عليهم السلام) مى‌رساند و در محضر آنان به ادب مى‌ايستد و زيارتنامه مى‌خواند، براى برآورده شدن خواسته‌هاى دنيوى و اخروى‌اش، ايشان را بين خود و خدا شفيع قرار مى‌دهد و اعتقاد خود را با ايشان در قالب زيارتنامه‌ها بيان مى‌كند. همه اين‌كارها، نشانه محبت به اهل‌بيت(عليهم السلام) و نشان‌دهنده ارتباط زائر با آنان است.

بدين ترتيب، پيامى كه زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) مى‌تواند در اين رابطه داشته باشد اين است كه راه نجات و سعادت ابدى، از مسير محبت اهل‌بيت(عليهم السلام) و برقرارى ارتباط با ايشان كه اطاعت از آنان را در پى داشته باشد، مى‌گذرد. ازاين‌رو در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم:

وَ فَازَ الْفَائِزُونَ بِوَلَايَتِكُمْ، بِكُمْ يُسْلَكُ إِلَى الرِّضْوَانِ وَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وَلَايَتَكُمْ غَضَبُ الرَّحْمَنِ. 29

رستگاران، به سبب ولايت شما رستگار شدند؛ با [اعتقاد به ولايت] شما به سوى رضوان الهى طى مسير مى‌شود و بر كسى كه ولايت شما را انكار كند، خشم پروردگار حتمى است.

زيارت، حقيقتى دوسويه

بديهى است كه زيارت و ابراز ارادت، زمينه ارتباط و همراهى اهل‌بيت(عليهم السلام) با زائران و محبان را فراهم مى‌آورد كه در نتيجه، ولايت، شفاعت و مصاحبت در دنيا و برزخ و قيامت را به همراه خواهد داشت و اين، همان سعادتمندى ابدى است كه خداوند از آن با عنوان (عُقْبَى الدّٰارِ) ياد مى‌كند و مى‌فرمايد:

(وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ ... أُولٰئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدّٰارِ) (رعد: ٢١ و ٢٢)

و كسانى كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده، برقرار مى‌دارند... سرانجام [نيك] سراى آخرت، از آنِ آنهاست.

بر اين اساس، زيارت هرگز يك‌سويه نبوده و نيست؛ به ويژه زيارت اولياى بزرگوارى كه خير و كرامت آنها، ابتدايى و بدون سابقه است. قانون و سنت الهى در اين رابطه، آن است كه گرچه منّ و كرامت خداوند، ابتدايى است: «وَ إِذْ كُلُّ نِعَمِكَ ابْتِدَاء» 30 و «وَ يَا مَنْ لَا يُكَافِئُ عَبْدَهُ عَلَى السَّوَاءِ. مِنَّتُكَ ابْتِدَاءٌ» 32. و خداوند، كريمى است كه كرامتش ازلى و ابدى است: «إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ وَ المَنِ الْقَدِيمِ» 31، «يَا مَنْ هُوَ فِي إِحْسَانِهِ قَدِيم» 33و «يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّة» 34، اما تا بنده از كرامت و رحمت عام الهى: «وَ رَحْمَتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» 35 استفاده نكرده و به هدايت عام الهى هدايت نيافته است، از رحمت خاص و هدايت ويژه، بهره‌اى نمى‌برد. ازاين‌رو، همواره بهره‌مندى از نصرت ويژه پروردگار، مشروط به نصرت دين خدا و اولياى الهى است: (إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدٰامَكُمْ) 36 و ياد خدا باعث توجه خدا به بنده است: (فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ). 37

اولياى الهى نيز به اقتضاى آنكه مظهر خداوندند، كرامت و محبتى ابتدايى، هميشگى و فراگير دارند. اما براى بهره‌مندى كامل‌تر و راهيابى به ولايت و شفاعت آنها و نيز توجه خاص و همراهى آنها در مقاطع حساس زندگى، پيروى‌ها و زيارت‌ها نقش اساسى و اصلى دارد.

ازاين‌رو در منطق دين، اين توجه و دستگيرى بهنگام، «حق زائر» معرفى شده و در روايات فراوان، اصل حق بودن آن اثبات شده است؛ چنان‌كه در يكى از زيارت‌نامه‌هاى حسينى مى‌خوانيم:

وَ لِكُلِ زَائِرٍ حَقٌ عَلَى مَنْ أَتَاهُ، وَ أَنَا زَائِرُكَ وَ مَوْلَاكَ وَ ضَيْفُكَ، النَّازِلُ بِكَ. 38

و براى هر زائر، حقى است برعهده كسى كه به ديدار او رفته است و من زائر و دوست و مهمان شمايم كه بر شما وارد شده‌ام. 39

بدين ترتيب زيارت، حقيقتى دوسويه است؛ به طورى‌كه زائر با انجام‌دادن اين عبادت، خود را به اولياى دين پيوند مى‌دهد و در مقابل، آنان نيز به زائر خود، توجه ويژه‌اى مى‌كنند.

٨. امامان معصوم(عليهم السلام) ناظر اعمال انسان

يكى از عواملى كه مى‌تواند آدمى را به انجام‌دادن وظايف خود وادار كند و تحمل سختى‌هاى اين مسير را بر او آسان نمايد، توجه به اين نكته است كه خداوند او را مى‌بيند و او نمى‌تواند به هيچ طريقى خود را از ديد خداوند مخفى كند؛ چنان‌كه رسول خدا(ص) فرمود:

يَا ابْنَ مَسْعُودٍ اخْشَ اللهَ تَعَالَى بِالْغَيْبِ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ‌لَمْ تَرَهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ يَقُولُ اللهُ تَعَالَى: (مَنْ خَشِيَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَيْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ* اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ) 40 و41

اى ابن‌مسعود! از خدا آن‌چنان در نهان بترس كه گويى او را مى‌بينى و اگر تو او را نمى‌بينى، او تو را مى‌بيند. خداى متعال مى‌فرمايد: «آن كس كه از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبى پر انابه در محضر او حاضر شود، [به آنان گفته مى‌شود:] به سلامت وارد بهشت شويد؛ امروز روز جاودانگى است.

امام صادق(ع) نيز فرمود:


خَفِ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَرَهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا يَرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَرَاكَ ثُمَّ اسْتَتَرْتَ عَنِ الْمَخْلُوقِينَ بِالمَعَاصِي وَ بَرَزْتَ لَهُ بِهَا فَقَدْ جَعَلْتَهُ فِي حَدِّ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ إِلَيْكَ. 42

از خدا آن‌چنان خوف داشته باش كه گويى او را مى‌بينى و اگر تو او را نمى‌بينى، او تو را مى‌بيند؛ اگر اعتقاد دارى كه خدا تو را نمى‌بيند، كافر شده‌اى و اگر مى‌دانى كه او تو را مى‌بيند و گناهانت را از مخلوقان پوشانده‌اى و براى خدا آشكار ساخته‌اى، در اين صورت خدا را در حد نازل‌ترين نگاه‌كنندگان به تو قرار داده‌اى.

توجه به اين واقعيت كه هر كارى را انسان انجام مى‌دهد، در پيشگاه خداوند است و اصولاً تمام عالم هستى، محضر خداست و چيزى از اعمال و حتى نيات آدمى از او پنهان نيست، مى‌تواند روى برنامه زندگى انسان، اثر زيادى بگذارد و او را از خلافكارى‌ها باز دارد؛ مشروط بر اينكه ايمان به اين مطلب واقعاً در دل او جاى گيرد و به صورت باور قطعى درآيد.

در حديثى مى‌خوانيم:

«اُعْبُدِ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ» 43؛ «خدا را آن‌چنان عبادت كن كه گويى او را مى‌بينى و اگر تو او را نمى‌بينى، او تو را مى‌بيند».

نقل مى‌كنند بيداردلى بعد از گناهى توبه كرده بود و پيوسته مى‌گريست، گفتند: «چرا اينقدر گريه مى‌كنى؟! مگر نمى‌دانى خداوند متعال، غفور است؟» گفت: «آرى. ممكن است او مرا ببخشد ولى اين خجلت و شرمسارى را كه او مرا ديده است، چگونه از خود دور سازم؟!»

گيرم كه تو از سر گنه درگذرى زان شرم كه ديدى كه چه كردم چه كنم؟ 44

همان‌طور كه پيش‌تر مورد توجه قرار گرفت، خداى متعال اين ظرفيت و استعداد را در اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) نيز قرار داده است كه حتى پس از رحلت و مرگ ظاهرى، بر تمامى مسائل عالم آگاهى دارند و مى‌توانند در آن دخل و تصرف كنند. ايشان ناظر اعمال بندگان‌اند و به احوالات و وضعيت ايشان آگاهى دارند؛ از رفتارهاى نيك آنان خشنود مى‌شوند و از رفتارهاى ناپسندشان، اندوهگين مى‌گردند. سخن آنان را مى‌شنوند، سلام آنان را پاسخ مى‌دهند و برايشان دعا مى‌كنند.

در روايتى نقل است كه امام صادق(ع) فرمود:

«مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللهِ(ص)»؛ «چرا رسول خدا(ص) را ناراحت مى‌كنيد؟!» مردى سؤال كرد: «ما چگونه پيامبر اكرم(ص) را ناراحت مى‌كنيم؟» امام صادق(ع) پاسخ داد:

«أَ مَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً سَاءَهُ ذَلِكَ فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللهِ وَ سُرُّوهُ» 45 ؛ «آيا نمى‌دانيد كه اعمال شما به ايشان عرضه مى‌شود. پس اگر ميان آنها معصيتى ببيند، او را اندوهگين مى‌سازد؟! پس رسول خدا(ص) را ناراحت نكنيد. بلكه او را خوشحال كنيد».

«يعقوب بن شعيب» مى‌گويد كه از امام صادق(ع) درباره آيه (اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللّٰهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ) 46 پرسيدم. آن حضرت فرمود: «منظور [از «مؤمنون» در اين آيه]، ائمه(عليهم السلام) مى‌باشند». 47

مسئله عرض اعمال، اثر تربيتى بسيارى بر معتقدان به آن دارد؛ زيرا هنگامى كه بدانم افزون بر خداوند كه همه‌جا با من است، پيامبر(ص) و پيشوايان محبوب من نيز هر روز يا هر هفته از عملى كه انجام مى‌دهم، در هر نقطه و هر مكان، اعم از خوب و بد، همه آگاه مى‌شوند، بدون شك بيشتر رعايت مى‌كنم و مراقب اعمال خود خواهم بود. درست مثل اينكه كاركنان مؤسسه‌اى بدانند همه روز يا همه هفته گزارش تمام جزئيات اعمال آنها به مقامات بالاتر داده مى‌شود و آنها از همه آن اعمال باخبر مى‌گردند. 48

يكى از پيام‌هاى مهم زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) اين است كه آن بزرگواران ما را مى‌بينند و ناظر اعمال مايند. زائرى كه از راه دور خود را به حرم پيشواى خود مى‌رساند، به او سلام مى‌دهد، او را محرم اسرار خود مى‌داند و مسائل و مشكلات زندگى خود را با او در ميان مى‌گذارد و از او براى رفع مشكلات و برآورده شدن حاجاتش كمك مى‌طلبد، به خوبى به اين مسئله توجه دارد كه پيشواى معصوم او، از همه رفتارها و حتى نيت‌هاى او خبر دارد و رفتارهاى خوب و بد او را مى‌داند. توجه به اين مسئله، مى‌تواند در ادامه زندگى، رفتارهاى او را تحت تأثير قرار دهد و او را بر پايبندى بيشتر به انجام‌دادن واجبات و ترك محرمات وادارد.

٩. اهل‌بيت، الگوى كامل انسان‌ها

يكى از شيوه‌هاى مهم آموزش و يادگيرى كه در روان‌شناسى و علوم تربيتى مطرح است و مطالعات بسيارى درباره آن انجام گرفته است، آموزش از طريق استفاده از الگو و سرمشق مى‌باشد. در اين روش، يادگيرنده با سرمشق قرار دادن ديگرى، از رفتار و گفتار او سرمشق مى‌گيرد و سعى مى‌كند همانند او رفتار كند يا تا حد امكان، رفتار خود را به رفتار او نزديك گرداند.

الگو يكى از روش‌هايى است كه در دين مبين اسلام به عنوان يكى از بهترين راه‌هاى تربيت مطرح شده و تأكيد بسيارى به آن شده است. اما تفاوتى كه الگو در دين مبين اسلام با ديگر مكاتب دارد، اين است كه از ديدگاه اسلام، خود الگو بايد از شخصيت و كمالى برخوردار باشد تا تربيت‌شونده به صورت صحيح تربيت شود. بنابراين، هركسى شايستگى الگوشدن براى ديگران را ندارد. قرآن كريم، پيامبر گرامى اسلام(ص) را به عنوان الگو براى مؤمنان معرفى مى‌كند و مى‌فرمايد:

(لَقَدْ كٰانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كٰانَ يَرْجُوا اللّٰهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللّٰهَ كَثِيراً) (احزاب: ٢١)

به‌يقين براى شما در زندگى پيامبر خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‌كنند.

«اُسوَة» در اصل به معناى آن حالتى است كه انسان هنگام پيروى از ديگرى به خود مى‌گيرد و به تعبير ديگر، همان تأسى كردن و اقتدا نمودن است و جمله (لَقَدْ كٰانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) مفهومش اين است كه براى شما در پيامبر(ص) سرمشق خوبى است؛ مى‌توانيد با اقتدا كردن به او، رفتار و برنامه خود را اصلاح كنيد و در مسير «صراط مستقيم» قرار گيريد. 49

امام على(ع) نيز پيامبر اكرم(ص) را الگوى مسلمانان معرفى مى‌كند و از همه مى‌خواهد كه به ايشان تأسى جويند:

فَتَأَسَ بِنَبِيِّكَ الْأَطْيَبِ الْأَطْهَرِ(ص) فَإِنَّ فِيهِ أُسْوَةً لِمَنْ تَأَسَّى وَ عَزَاءً لِمَنْ تَعَزَّى وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى الله الْمُتَأَسِّي بِنَبِيِّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ قَضَمَ الدُّنْيَا قَضْماً وَ لَمْ يُعِرْهَا طَرْفاً أَهْضَمُ أَهْلِ الدُّنْيَا كَشْحاً وَ أَخْمَصُهُمْ مِنَ الدُّنْيَا بَطْناً عُرِضَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا فَأَبَى أَنْ يَقْبَلَهَا وَ عَلِمَ أَنَّ الله سُبْحَانَهُ أَبْغَضَ شَيْئاً فَأَبْغَضَهُ وَ حَقَّرَ شَيْئاً فَحَقَّرَهُ وَ صَغَّرَ شَيْئاً فَصَغَّرَهُ. 50

از پيامبر پاك و پاكيزه‌ات(ص) پيروى كن؛ زيرا راه و رسمش، سرمشقى است براى آن كس كه بخواهد تأسى جويد و انتسابى است [عالى] براى كسى كه بخواهد منتسب گردد و محبوب‌ترين بندگان نزد خداوند كسى است كه از پيامبرش سرمشق گيرد و قدم به جاى قدم او گذارد؛ پيامبر(ص) بيش از حداقل نياز، از متاع دنيا استفاده نكرد و به آن تمايلى نشان نداد. پهلويش از همه لاغرتر و شكمش از همه گرسنه‌تر بود. دنيا به وى عرضه شد [تا آنچه مى‌خواهد انتخاب كند] اما از پذيرفتن آن امتناع ورزيد. او از آنچه مبغوض خداوند است، آگاهى داشت. ازاين‌رو خود نيز آنها را منفور مى‌شمرد و آنچه خداوند آن را حقير شمرده بود، او نيز حقير مى‌دانست و كوچك‌ها را كوچك و كم اهميت مى‌شمرد.

بنابراين، بهترين الگو براى مسلمانان در تمام زندگى، شخص پيامبر(ص) است. روحيات عالى او، استقامت و شكيبايى او، هوشيارى و درايت و اخلاص و توجه به خدا و تسلط او بر حوادث و زانو نزدن در برابر سختى‌ها و مشكلات، هركدام مى‌تواند الگو و سرمشقى براى همه مسلمانان باشد. اين ناخداى بزرگ هنگامى كه سفينه‌اش گرفتار سخت‌ترين طوفان‌ها مى‌شود، كمترين ضعف و سستى به خود راه نمى‌دهد. او هم ناخداست و هم لنگر مطمئن اين كشتى. هم چراغ هدايت است و هم مايه آرامش و راحت روح و جان سرنشينان. همراه ديگر مؤمنان، كلنگ به دست مى‌گيرد، خندق مى‌كند، با بيل جمع‌آورى مى‌كند و با ظرف از خندق بيرون مى‌برد. براى حفظ روحيه و خونسردى يارانش، با آنها مزاح مى‌كند. مرتب آنان را به ياد خدا مى‌اندازد و به آينده درخشان و پيروزى‌هاى بزرگ نويد مى‌دهد. از توطئه منافقان برحذر مى‌دارد و هوشيارى لازم را به آنها مى‌دهد. از آرايش جنگى صحيح و انتخاب بهترين روش‌هاى نظامى، لحظه‌اى غافل نمى‌ماند. آرى او بهترين مقتدا و اسوه مؤمنان در اين ميدان و در همه ميدان‌هاست. 51

اهل‌بيت رسول خدا(ص) نيز بهترين الگوى مؤمنان معرفى شده‌اند و به الگوپذيرى از ايشان تأكيد فراوان شده است؛ چنان‌كه امام على(ع) فرمود:

انْظُرُوا اهل‌بيت نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا. 52

به اهل‌بيت پيامبرتان(عليهم السلام) نظر كنيد و ملتزم جهت الهى آنان باشيد؛ راه و روش آنها را پيروى نماييد كه آنان شما را از راه هدايت بيرون نمى‌برند و به گمراهى بازنمى‌گردانند. اگر از چيزى بازايستادند، شما هم بازايستيد و اگر به جهتى حركت كردند، شما هم حركت نماييد. از آنان پيشى مجوييد كه گمراه مى‌گرديد و عقب نمانيد كه هلاك مى‌شويد.

آن بزرگواران در همه امور، اعم از اعتقادى، عبادى و اخلاق، بهترين الگو و اسوه براى ديگران مى‌باشند و هركس تصميم واقعى براى حركت در مسير سعادت و خوشبختى داشته باشد، بايد به آنان اقتدا كند و با الگوگيرى از ايشان در همه مسائل زندگى، خود را به سرمنزل مقصود برساند.

يكى از پيام‌هاى مهم زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) و خواندن زيارتنامه اين است كه آن پيشوايان، اسوه و الگوى ما مى‌باشند و بايد در همه مسائل زندگى به ايشان اقتدا كنيم. مسلمانى كه اهل‌بيت(عليهم السلام) را از مقربان درگاه خداوند مى‌داند؛ به حدى كه براى زيارت مراقد ايشان و حضور در زيارتگاه‌هاى آنان، رنج سفر را بر خود هموار مى‌نمايد و تلاش مى‌كند با نزديكى به ايشان، به حاجات دنيوى و اخروى خود نايل شود و سعادت در دنيا و آخرت را نصيب خود سازد، بى‌ترديد آن بزرگواران را الگو و مقتداى خود مى‌داند و تلاش مى‌كند در عبادت، اخلاق و همه رفتارها از آنان پيروى كند و اين، يكى از اثرات مهم و پيامدهايى است كه مى‌تواند زيارت براى زائران در پى داشته باشد.

١٠. همدردى با اوليا و تسليت به ايشان

يكى از آداب اجتماعى و اخلاقى مؤمنان آن است كه در مصيبت‌ها، به يكديگر تسليت مى‌گويند و صبر بر مصيبت و اجر اخروى را براى مصيبت‌ديدگان از خداوند طلب مى‌كنند. در روايات، به اين مسئله، سفارش و تأكيد بسيار شده است؛ براى مثال پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود:

«مَنْ عَزَّى مُصَاباً كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ» 53؛ «هركس سوگوارى را تسلى دهد، همانند اجر او را دارد».

همچنين رسول خدا(ص) فرمود:

مَنْ عَزَّى أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ مُصِيبَةٍ كَسَاهُ الله عَزَّوَجَلَّ حُلَّةً خَضْرَاءَ يُحَبَّرُ بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ. 54

هركه برادر مؤمن خود را در سوگى تسلى دهد، خداى عزوجل در روز قيامت حلّه‌اى سبزرنگ و شادى‌آور بر او بپوشاند.

همچنين رسول خدا(ص) فرمود:

مَنْ عَزَّى حَزِيناً أَلْبَسَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَ‌ّ مِنْ لِبَاسِ التَّقْوَى وَ صَلَّى عَلَى رُوحِهِ فِي الْأَرْوَاحِ. 55

كسى كه فرد اندوهگينى را تسليت دهد، خداوند متعال او را با جامه‌اى از لباس تقوا بپوشاند و بر روح او ميان ارواح درود فرستد.

امام صادق(ع) از پدرش و او از جدش روايت كرده است كه فرمود:

هنگامى كه رسول خدا(ص) رحلت كرد، جبرئيل(ع) فرو آمد؛ درحالى‌كه روى آن حضرت پوشيده بود و على و فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام) در خانه حضور داشتند. جبرئيل به آنها گفت: سلام بر شما اى اهل‌بيت نبوت! سپس اين آيه را تلاوت كرد: (كُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّمٰا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ...)؛ 56«هر كسى مرگ را مى‌چشد و شما پاداش خود را به طور كامل در روز قيامت خواهيد گرفت». سپس گفت: «بدانيد كه آرامش دل در برابر مصيبت و جانشين هر چيزى را كه از ميان رفته است و تدارك هر امر فوت‌شده‌اى را بايد در خدا جست‌وجو كرد. بنابراين به خدا اتكا كنيد و به او اميدوار باشيد؛ زيرا مصيبت‌زده [واقعى] آن كسى است كه از ثواب و پاداش الهى محروم مى‌باشد. 57

تسليت به اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) در مصيبت‌هايشان از اين قاعده مستثنا نيست. آن بزرگواران، بزرگ‌ترين مصيبت‌هاى عالم را تحمل كرده‌اند و سخت‌ترين اندوه‌ها و مصيبت‌ها بر ايشان وارد شده است. ازاين‌رو، تسليت به آنان در اين مصيبت‌ها، عملى شايسته و نيكو است.

به ياد آوردن مصيبت‌هاى وارد بر اهل‌بيت(عليهم السلام) دل هر ارادتمندى را به درد مى‌آورد و سينه او را فشار مى‌دهد؛ به گونه‌اى كه اثر آن، در اشك‌هاى جارى بر چهره آنان در مراسم عزادارى و نيز هنگام زيارت در مشاهد مشرفه، بسيار ديده مى‌شود.

در احاديث نيز به گريه و عزا در مصيبت اهل‌بيت(عليهم السلام) به ويژه در عزاى اباعبدالله الحسين(ع) سفارش شده است؛ امام صادق(ع) فرمود:

«نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَةٌ». 58

همچنين نقل شده است كه پيامبر اكرم(ص)، امام حسين(ع) را بر دامن خود نشاند و فرمود:

إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً... لَا يَذْكُرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى. 59

همانا براى كشته شدن حسين(ع) شور و حرارتى در دل‌هاى مؤمنان وجود دارد كه هيچ‌گاه به سردى نخواهد گراييد... هيچ مؤمنى او را ياد نمى‌كند؛ مگر اينكه مى‌گريد.

گريه و عزادارى در عزاى امامان معصوم(عليهم السلام)، حضور در مشاهد مشرفه و زيارت آن بزرگواران، نوعى تسليت به ايشان و شريك شدن در غم و اندوه آنان محسوب مى‌شود. بيان مصيبت‌ها و ذكر مظلوميت آنان نيز كه در برخى از زيارتنامه‌ها آمده است، نوعى تسليت و همدردى با ايشان مى‌باشد؛ براى مثال، در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم:

«وَ بَذَلْتُمْ أَنْفُسَكُمْ فِي مَرْضَاتِهِ وَ صَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَكُمْ فِي جَنْبِهِ» 60؛ «در راه خشنودى خدا جان خود را فدا كرديد و بر مصيبت‌هايى كه به خاطر او بر شما وارد گرديد، صبر كرديد».

در زيارت اربعين امام حسين(ع) نيز مى‌خوانيم:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مِتَ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ اللهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ. 61

سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصيا! گواهى مى‌دهم كه تو امانتدار خدا و فرزند امانتدار اويى؛ سعادتمند زيستى و ستوده از دنيا رفتى و فقيد و مظلوم و شهيد درگذشتى و گواهى مى‌دهم كه خدا به آنچه به تو وعده داد، عمل كرد و هركس كه تو را يارى ننمود، هلاك نمود و هركس تو را كشت، عذاب كرد و شهادت مى‌دهم كه تو به عهد خود با خدا وفا كردى و در راه او جهاد نمودى تا مرگت فرارسيد. پس خداوند لعنت كند كسانى را كه تو را كشتند و خداوند لعنت كند كسانى را كه به تو ستم كردند و خداوند لعنت كند كسانى را كه آن را شنيدند و بدان راضى بودند. خدايا! من گواهى مى‌دهم كه دوست دوستان او و دشمن دشمنان اويم.

در زيارت امام كاظم(ع) نيز مى‌گوييم:

وَ عَبَدْتَ اللهَ مُخْلِصاً مُجْتَهِداً مُحْتَسِباً حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَجَزَاكَ اللهُ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ أَهْلِهِ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ وَ أَشْرَفَ الْجَزَاءِ. 62

و خداى را از روى اخلاص و با تلاش و پاداش‌جويانه عبادت كردى تا آن‌گاه كه مرگت فرارسيد. پس خداوند از اسلام و مسلمانان، جزاى نيكويت دهد.

همچنين در صلوات مخصوص امام كاظم(ع) مى‌خوانيم:

اللهُمَ وَ كَمَا صَبَرَ عَلَى غَيْظِ الْمِحَنِ وَ تَجَرَّعَ فِيكَ غُصَصَ الْكُرَبِ وَ اسْتَسْلَمَ لِرِضَاكَ... صَلِّ عَلَيْهِ صَلَاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً. 63

خدايا! همان‌طور كه امام كاظم بر خشم برخاسته از سختى‌هاى وارد بر او صبر كرد و غصه‌هاى بلايا را جرعه‌جرعه نوشيد و در راه رضاى تو تسليم بود... بر او درودى بابركت و بلندمرتبه و پاكيزه بفرست.

همچنين در زيارت امام جواد(ع) مى‌خوانيم:

أَشْهَدُ أَنَّكَ... جَاهَدْتَ فِي اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ صَبَرْتَ عَلَى الْأَذَى فِي جَنْبِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِين. 64

گواهى مى‌دهم كه تو... در راه خدا حق جهاد را بجا آوردى و در راه او بر اذيت‌هايى كه بر تو وارد شد، صبر كردى تا اينكه مرگت فرارسيد.

يكى از پيام‌هاى مهم اين‌گونه از فرازهاى زيارتنامه‌ها، همدردى و مشاركت در غم و اندوه و مصيبت‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) است.

 
پی نوشت:
1) . غرر الحكم و درر الكلم، ج٣، ص٣٨٨.
2) . الكافى، ج٢، ص٣۶٢.
3) . اخلاق در قرآن، ص٣٣۵.
4) . بحارالانوار، ج۵١، ص٢۵٨.
5) . الكافى، ج۴، ص۴٣٣.
6) . به سوى خودسازى، ص٢١.
7) . «به‌راستى كه هركس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است». (شمس: ٩ و ١٠)
8) . به سوى او، ص٢٧.
9) . تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص٢۴٠.
10) . فضائل الأشهر الثلاثة، ص١۴٣.
11) . الكافى، ج٣، ص٢٢۴.
12) . همان، ج۴، ص٢۵٢.
13) . الامالى، صدوق، ص١٣٨.
14) . الكافى، ج۴، ص۵٨٢.
15) . كامل الزيارات، ص٣٠۴.
16) . بحارالانوار، ج٧۴، ص٢۵.
17) . تفسير نمونه، ج١٠، صص٢١٠ - ٢١۴.
18) . بحارالانوار، ج٣۶، صص٣٧٠ و ٣٧١.
19) . بحارالانوار، ج٢۶، ص٢٣٣.
20) . همان، ج٢، ص١۴۵.
21) . بحارالانوار، ج٢۵، ص٢٣.
22) . المزار، ص۴٢.
23) . بحارالانوار، ج٩٩، ص١۵.
24) . كمال الدين و تمام النعمة، ج١، ص٢۴٠.
25) . الخصال، ج٢، ص۵١۵.
26) . المحاسن، ج١، ص١۵٢.
27) . بشارة المصطفي لشيعة المرتضى، ص٩۴.
28) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١٧.
29) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١۶.
30) . الصحيفة السجادية، دعاى ١٢، ص۶۴.
31) . همان، دعاى ۴۵، ص١٩٢.
32) . همان، دعاى ٢۴، ص١١٨.
33) . بحارالانوار، ج٩١، ص٣٩۶.
34) . المصباح، كفعمى، ص۶۴٧.
35) . «و رحمتم همه چيز را فراگرفته است» (اعراف: ١۵۶).
36) . «اگر [آيين] خدا را يارى كنيد، شما را يارى مى‌كند و گام‌هايتان را استوار مى‌دارد» (محمد: ٧).
37) . «پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم» (بقره: ١۵٢).
38) . المزار الكبير، ص٣٨٢.
39) . فلسفه زيارت و آيين آن، صص٨۴ و ٨۵.
40) . ق: ٣٣ - ٣۴.
41) . جامع الاخبار، ص٩٧.
42) . مشكاة الأنوار فى غرر الاخبار، ص١١٧.
43) . بحارالانوار، ج٢۵، ص٢٠۴.
44) . تفسير نمونه، ج٢٧، صص١۶٧ و ١۶٨.
45) . كافى، ج١، ص٢١٩.
46) . «عمل كنيد، خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‌بينند» (توبه: ١٠۵).
47) . كافى، ج١، ص٢١٩.
48) . تفسير نمونه، ج٨، ص١٢٨.
49) . تفسير نمونه، ج١٧، صص٢۴٢ و ٢۴٣.
50) . نهج البلاغه، خطبه ١۵٩.
51) . تفسير نمونه، ج١٧، ص٢۴٢.
52) . نهج البلاغه، خطبه ٩٧.
53) . الكافى، ج٣، ص٢٠۵.
54) . مسكّن الفؤاد عند فقد الاحبة و الاولاد، ص١١۶.
55) . مسكّن الفؤاد عند فقد الاحبة و الاولاد، ص١١۵.
56) . آل‌عمران: ١٨۵.
57) . مسكّن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، صص١١٨ و ١١٩.
58) . الامالى، مفيد، ص٣٣٨.
59) . مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج١٠، ص٣١٨.
60) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١٢.
61) . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج٢، ص٧٨٩.
62) . بحارالانوار، ج٩٩، ص١۵.
63) . همان، ص١٧.
64) . المزار، ص١٩٢.
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally