دعا و نیایش با خدای یکتا در زيارتنامه‌ها
دعا و نيايش، پيوند انسان را با خداى يكتا، برقرار مى‌نمايد و موجب پرواز روح به سوى ملكوت و فضاى معطر معنوى و عرفانى مى‌شود.
یک شنبه 27 خرداد 1397    
بازدید: 138

دعا و نیایش با خدای یکتا در زيارتنامه‌ها

مقدمه

از جمله عوامل مؤثر در تهذيب نفس، صفاى باطن و رسيدن به كمال و قرب حق، دعا و نيايش به درگاه خداى سبحان است. دعا و نيايش، پيوند انسان را با خداى يكتا، برقرار مى‌نمايد و موجب پرواز روح به سوى ملكوت و فضاى معطر معنوى و عرفانى مى‌شود. ازاين‌رو در فرهنگ اسلامى، از جايگاه و منزلت ويژه‌اى برخوردار مى‌باشد و مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است.

خداى سبحان مى‌فرمايد:

(وَ قٰالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِينَ) (غافر: ۶٠)

پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا [دعاى] شما را اجابت كنم. به يقين كسانى كه از عبادت من تكبر مى‌ورزند، به زودى، با ذلت وارد دوزخ مى‌شوند».

از اين آيه چند نكته استفاده مى‌شود:

١. دعا كردن، محبوب الهى و خواست خود اوست.

٢. بعد از دعا، وعده اجابت داده شده است. ولى مى‌دانيم اين وعده‌اى مشروط است؛ نه

مطلق. دعايى نيز به اجابت مى‌رسد كه شرايط لازم در دعا و دعاكننده و مطلبى كه مورد تقاضا مى‌باشد، در آن جمع باشد؛ شرايطى از قبيل توبه و خودسازى، پاكى زندگى و غذا از حرام، مبارزه با فساد و دعوت به سوى حق و تلاش عملى در رسيدن به خواسته.

٣. خود دعا، عبادت است؛ زيرا در ذيل آيه، واژه عبادت بر آن اطلاق شده است. همچنين خداوند در آيه، كسانى را كه از دعا كردن ابا دارند و تكبر مى‌ورزند، به ذلت و خوارى، تهديد مى‌كند. 1

در احاديث نيز به مسئله دعا، بسيار تأكيد شده است؛ براى نمونه، رسول خدا(ص) فرمود:

أَ لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى سِلَاحٍ يُنْجِيكُمْ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ يُدِرُّ أَرْزَاقَكُمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ تَدْعُونَ رَبَّكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ. 2

آيا شما را به سلاحى راهنمايى نكنم كه شما را از دشمنانتان نجات دهد و روزيتان را فراوان بر شما فرو ريزد؟! مردم گفتند: «بله اى رسول خدا!» حضرت فرمود: «پروردگارتان را شب و روز بخوانيد [و به درگاه او دعا كنيد]؛ همانا سلاح مؤمن، دعاست.

مى‌توان دعاهاى بندگان را به درگاه خدا به دو دسته كلى دعا براى حوائج دنيوى و دعا براى حوائج اخروى تقسيم كرد. در اين فصل، به بيان اين دو دسته و موارد آنها در زيارتنامه‌ها مى‌پردازيم:

١. دعا براى حوائج دنيوى

نكته مهم اين است كه دعا اختصاصى به مسائل اخروى يا بسيار مهم ندارد و مؤمنان مى‌توانند و بلكه لازم است براى برآورده شدن حاجات دنيوى‌شان، هرچند كم‌ارزش باشند، به محضر پروردگار دعا كنند؛ چنان‌كه امام صادق(ع) فرمود:

عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّكُمْ لَا تَقَرَّبُونَ إِلَى اللهِ بِمِثْلِهِ وَ لَا تَتْرُكُوا صَغِيرَةً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا فَإِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْكِبَارِ. 3

بر شما باد به دعا كردن؛ زيرا شما با هيچ چيز ديگرى نمى‌توانيد اين‌گونه به خدا نزديك شويد و دعا درباره هيچ امر كوچكى را به سبب كوچك بودن آن ترك نكنيد؛ چراكه برآورنده خواسته‌هاى كوچك، همان برآورنده خواسته‌هاى بزرگ است.

در زيارتنامه‌ها نيز به دعا براى حوائج دنيوى اشاره شده است؛ براى مثال، در زيارت ائمه بقيع(عليهم السلام) آمده است:

... وَ تُصَلِّي لِكُلِّ إِمَامٍ رَكْعَتَيْنِ، وَ ادْعُ بِمَا تُحِبُّ، وَ اسْأَلْهُ الْحَوَائِجَ، فَإِنَّهُ مَوْضِعُ إِجَابَةٍ. 4

پس از زيارت براى هريك از چهار امام بقيع، دو ركعت نماز بجاى آور و به آنچه دوست دارى دعا كن و از خدا حوائجت را درخواست كن؛ زيرا آنجا محل اجابت دعاهاست.

همانند مطلب يادشده، در موارد متعددى پس از زيارت و نماز زيارت، از زائر خواسته شده است كه به آنچه مى‌خواهد دعا كند. 5 همچنين در متن زيارتنامه‌ها و به ويژه در دعاهاى پس از زيارتنامه‌ها، فرازهايى وجود دارد كه زائر با خواندن آنها، خواسته‌هاى دنيوى خود را از قبيل روزى وسيع و حلال، رفع مشكلات و گرفتارى‌ها و برطرف شدن غم و اندوه و ترس، از خداوند متعال درخواست مى‌كند. در اينجا به برخى از اين دعاها توجه مى‌كنيم:

در دعا پس از نماز زيارت امام على(ع) مى‌خوانيم:

... اللَّهُمَّ وَ أَوْجِبْ لِي مِنَ الرَّحْمَةِ ... وَ الْإِحْسَانِ وَ الرِّزْقِ الْوَاسِعِ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا ارْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِين. 6

خدايا! واجب گردان براى من از رحمت... و احسان و رزق واسع حلال و پاك آنچه را خودت سزاوار آنى اى مهربان‌ترين مهربانان.

همچنين در دعاى علقمه كه پس از زيارت عاشورا خوانده مى‌شود، اين‌گونه آمده است:

و كفايتم كن اى آنكه كفايت كنى آن‌كس را كه جز تو كفايتش نكند؛ همانا تو كفايت‌كننده‌اى هستى كه جز تو كفايت‌كننده‌اى نيست و گشايش‌دهنده‌اى هستى كه جز تو گشايش‌دهنده‌اى نيست و فريادرسى هستى كه جز تو فريادرسى نيست... .

پس از تو درخواست مى‌كنم اى الله و اى الله و اى الله به حق محمد و آل‌محمد، صلوات الله عليهم اجمعين، كه بر محمد و آل‌محمد درود فرستى و غصه و اندوه و گرفتارى‌ام را در اين جايگاهم برطرف سازى؛ همان‌طور كه غصه و اندوه و گرفتارى را از پيامبرت(ص) برطرف كردى... و بر من گشايش ده؛ همان‌طور كه بر او گشايش دادى و كفايتم كن؛ چنان‌كه او را كفايت كردى و بگردان از من هراس آنچه را از آن مى‌ترسم و هزينه آنچه را از هزينه آن مى‌ترسم و اندوه آنچه را از اندوهش مى‌ترسم؛ بى‌آنكه زحمتى از اين ناحيه به من برسد و بازم بگردان با حاجات برآورده شده. 7

در زيارت امام رضا(ع) نيز اين‌گونه دعا مى‌كنيم:

اللَّهُمَّ إِلَيْكَ صَمَدْتُ مِنْ أَرْضِي، وَ قَطَعْتُ الْبِلَادَ رَجَاءَ رَحْمَتِكَ، فَلَا تُخَيِّبْنِي وَ لَا تَرُدَّنِي بِغَيْرِ قَضَاءِ حَوَائِجِي. 8

خدايا! از وطنم آهنگ تو كردم و سرزمين‌ها را طى كردم به اميد رحمت تو پس مرا مأيوس مگردان و بدون برآورده شدن حاجاتم، مرا بازمگردان.

همچنين در دعا پس از نماز زيارت امام هادى(ع) مى‌خوانيم:

وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّهِمْ لَمَّا اسْتَجَبْتَ لِي دَعْوَتِي وَ قَضَيْتَ حَاجَتِي وَ أَعْطَيْتَنِي سُؤْلِي وَ أُمْنِيَّتِي وَ كَفَيْتَنِي مَا أَهَمَّنِي مِنْ أَمْرِ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا نُورُ يَا بُرْهَانُ يَا مُنِيرُ يَا مُبِينُ يَا رَبِّ اكْفِنِي شَرَّ الشُّرُورِ وَ آفَاتِ الدُّهُورِ. 9

[خدايا] به حق اهل‌بيت(عليهم السلام) از تو درخواست مى‌كنم كه دعايم را به اجابت برسانى و حاجتم را برآورى و خواسته‌ام را به من عطا كنى و كارهاى مهم مربوط به دنيا و آخرتم را كفايت كنى اى مهربان‌ترين مهربانان! اى نور! اى دليل! اى روشنى‌بخش! اى آشكاركننده حق! پروردگارا مرا از شرّ هر شرّى و از آفت‌هاى روزگار در امان بدار.

سخن در اين‌باره را با حديث گرانقدرى از امام باقر(ع) به پايان مى‌بريم كه فرمود:

لَا تُحَقِّرُوا صَغِيراً مِنْ حَوَائِجِكُمْ فَإِنَّ أَحَبَّ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى اللهِ تَعَالَى أَسْأَلُهُمْ. 10

هيچ حاجت كوچكى را كه برآورده شدن آن را از خدا درخواست مى‌كنيد، ناچيز نشماريد؛ زيرا محبوب‌ترين مؤمنان نزد خداوند، آن بنده‌اى است كه از خدا بيشتر درخواست مى‌كند.

٢. دعا براى حوائج اخروى

همان‌طور كه گفتيم، بيان حاجات در محضر اهل‌بيت(عليهم السلام)، اعم از حاجات دنيوى و اخروى، بسيار مطلوب است؛ به طورى‌كه حتى در زيارتنامه‌هاى ايشان نيز مورد توجه قرار گرفته است؛ چنان‌كه در زيارت سرداب مقدس مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ أَصْحَابِ الْحَقِّ وَ قَادَةِ الخَلْقِ وَ اسْتَجِبْ مِنِّي مَا دَعَوْتُكَ وَ أَعْطِنِي مَا لَمْ أَنْطِقْ بِهِ فِي دُعَائِي مِنْ صَلَاحِ دِينِي وَ دُنْيَايَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ. 11

خدايا! بر محمد و آل‌محمد درود فرست؛ همانانى كه ياران حق و رهبران مردم‌اند و آنچه را

از تو درخواست كردم، مستجاب فرما و آنچه را به صلاح دين و دنياى من است و در دعايم از تو نخواستم، به من عطا فرما؛ همانا تو ستوده و بزرگوارى.

با اين حال، ميان خواسته‌هايى كه آدميان مى‌توانند از خداوند داشته باشند، خواسته‌هاى معنوى و اخروى، از اهميت بسيار بيشترى نسبت به خواسته‌هاى دنيوى برخوردارند. در روايات نيز سفارش شده است كه دعاكننده، در بيان درخواست‌هاى خود، بلندهمت باشد و امورى را از خدا طلب كند كه سعادت او را در دنياى ديگر تأمين كند.

امام على(ع) در وصاياى خود به امام حسن(ع) فرمود:

وَ لْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَعْنِيكَ مِمَّا يَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ وَ الْمَالُ لَا يَبْقَى لَكَ وَ لَا تَبْقَى لَهُ. 12

بايد چيزى [از خدا] بخواهى كه جمال [و سود و نيكى و خوشنامى] آن براى تو باقى بماند و وبال آن، تو را نگيرد؛ اما مال، نه آن براى تو مى‌ماند و نه تو براى آن.

در زيارتنامه‌ها و به ويژه در ادعيه مخصوص پس از زيارتنامه‌ها، عبارت‌هاى جذاب، اثرگذار و بسيار پرمعنايى وجود دارد كه بيان‌كننده حاجت‌هاى غيرمادى زائران مى‌باشد. مى‌توان اين دعاها را به سه دسته تقسيم كرد:

- دعاهاى مربوط به رابطه زائر با خدا؛

- دعاى زائر براى والدين و مؤمنان؛

- دعاهاى مربوط به رابطه زائر با اهل‌بيت(عليهم السلام).

در ادامه، به هريك از آنها اشاره‌اى مى‌نماييم:

الف) دعاهاى مربوط به رابطه زائر با خداوند

يك - آمرزش گناهان

در آيات قرآن كريم و روايات ائمه اطهار(عليهم السلام) به استغفار و طلب آمرزش گناهان، سفارش اكيد شده است. قرآن كريم در موارد متعددى با تعبير (اسْتَغْفِرُوا) 13 به مسلمانان دستور مى‌دهد از گناهان خود طلب آمرزش كنند. همچنين از كسانى كه از عمل ناپسند خود استغفار مى‌كنند، ستايش مى‌كند؛ براى مثال، خداوند مى‌فرمايد:

(وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّٰهَ يَجِدِ اللّٰهَ غَفُوراً رَحِيماً) (نساء: ١١٠)

هركس كار بدى انجام دهد يا به خود ستم كند، سپس از خداوند طلب آمرزش نمايد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت.

اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) نيز مردم را به استغفار سفارش مى‌كردند و اثرات مثبت آن را بر سرنوشت دنيوى و اخروى آنان بيان مى‌داشتند؛ چنان‌كه امام صادق(ع) فرمود:

«إِذَا أَكْثَرَ الْعَبْدُ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ رُفِعَتْ صَحِيفَتُهُ وَ هِيَ تَتَلَأْلَأُ» 14؛ «هنگامى كه بنده زياد استغفار مى‌كند، صحيفه اعمالش درحالى‌كه مى‌درخشد، بالا مى‌رود».

به دليل اهميت استغفار است كه مى‌بينيم در موارد متعددى از زيارتنامه‌ها نيز به استغفار و طلب آمرزش گناهان اشاره شده است. زائر اهل‌بيت(عليهم السلام) كه خود را متصل به الطاف ربوبى در آستان مقدس امامان معصوم(عليهم السلام) مى‌بيند با التجا به درگاه خداوند، آمرزش گناهان را از او درخواست مى‌كند. در اينجا به برخى از اين موارد در زيارتنامه‌ها توجه مى‌كنيم.

در زيارت رسول اكرم(ص) چنين آمده است:

فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَ قَبْرِهِ الطَّيِّبِ الْمُبَارَكِ وَ حَرَمِهِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا سَلَفَ مِنْ جُرْمِي... . 15

خدايا! به حق محمد و خاندان او و به حق قبر و حرم پاك و مباركش، از تو مى‌خواهم كه بر محمد و خاندان او درود فرستى و خطاهاى گذشته‌ام را ببخشايى.

در زيارت عاشورا نيز مى‌خوانيم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةً وَ مَغْفِرَةٌ» 16؛ «خدايا! مرا در اين جايگاهم از كسانى قرار بده كه درودها و رحمت و آمرزش تو به ايشان مى‌رسد».

در زيارت امام موسى بن جعفر(ع) آمده است:

پس از نماز زيارت...، جانب چپ صورت را بر مهر بگذار و بگو: «...اللَّهُمَ‌ّ قَدْ أَحْصَيْتَ ذُنُوبِي فَبِحَقِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهَا» 17؛ «خدايا! گناهان مرا برشمردى، پس به حق محمد و آل‌محمد بر محمد و آل‌محمد درود فرست و گناهان مرا ببخشاى».

در زيارت امام جواد(ع) نيز چنين آمده است:

پس از خواندن نماز زيارت به سجده برو و بگو: «ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَ اعْتَرَف»؛ «رحم كن به آنكه بد كرده و مرتكب جرم شده و به بيچارگى افتاده است و اعتراف دارد».

سپس جانب راست صورت را بر مهر بگذار و بگو: «إِنْ كُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ»؛ «اگر من بنده بدى هستم، تو پروردگار خوبى هستى».

سپس جانب چپ صورت را بر مهر بگذار و بگو: «عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِك» 18؛ «گناه بنده‌ات عظيم است. پس بايد بخشايش از جانب تو نيكو باشد».

دو - مصونيت از گناه

درست است كه آمرزش گناهان با استغفار، باعث پاك شدن آدمى مى‌گردد، اما اگر آدمى همچنان به گناه كردن ادامه دهد، دوباره وضعيت سابق براى وى به وجود خواهد آمد. ازاين‌رو، لازم است آدمى تمام تلاش خود را صرف اجتناب از گناه كند.

براساس روايات، اجتناب از گناهان، اهميت بيشترى نسبت به انجام‌دادن اعمال نيك دارد؛ چنان‌كه امام على(ع) فرمود:

«اجْتِنَابُ السَّيِّئَاتِ أَوْلَى مِنِ اكْتِسَابِ الْحَسَنَات» 19؛ «دورى گزيدن از گناهان، بهتر از انجام‌دادن كارهاى خير است».

با توجه به اهميت اجتناب از گناهان، اين مسئله در برخى از زيارتنامه‌ها مورد توجه قرار گرفته است. در اين زيارتنامه‌ها، زائر با پناه بردن به پروردگار عالم، از او مى‌خواهد كه وى را از گناه مصون دارد؛ براى مثال، در زيارت رسول اكرم(ص) مى‌خوانيم:

... فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ، وَ قَبْرِهِ الطَّيِّبِ الْمُبَارَكِ وَ حَرَمِهِ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا سَلَفَ مِنْ جُرْمِي وَ تَعْصِمَنِي مِنَ الْمَعَاصِي فِي مُسْتَقْبَلِ عُمُرِي وَ تُثَبِّتَ عَلَى الْإِيمَانِ قَلْبِي. 20

خدايا! به حق محمد(ص) و خاندان او و به حق قبر و حرم پاك و مباركش، از تو مى‌خواهم كه بر محمد و خاندان او درود فرستى و خطاهاى گذشته‌ام را ببخشايى و مرا در ادامه عمرم، از گناهان حفظ كنى و قلبم را بر ايمان تثبيت نمايى.

همچنين زائر امام جواد(ع) در دعا پس از نماز زيارت مى‌گويد:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ... ثُمَّ تَصَدَّقْ عَلَيَّ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ بِرَحْمَةٍ مِنْ عِنْدِكَ تُهْدِيءُ بِهَا قَلْبِي... وَ تَعْصِمُنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي... وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ يَا رَبَّ الْعَالَمِين. 21

خدايا! بر محمد و آل‌محمد درود فرست... سپس در اين ساعت، رحمت خودت را شامل حال من بگردان؛ به گونه‌اى كه قلبم را با آن آرامش دهى... و مرا در بقيه عمرم از گناه مصون سازى... و به اندازه يك چشم بر هم زدن و كمتر يا بيشتر از آن، مرا به خودم وامگذار؛ اى پروردگار جهانيان.

سه- نجات در روز قيامت و ورود به بهشت

از دعاهاى بسيار مهم كه بايد همواره مورد توجه مؤمنان باشد، دعا براى رهايى از آتش دوزخ و ورود به بهشت برين است. هرچند اين امر در سايه اعتقادات صحيح و عمل صالح امكان‌پذير است، ولى دعا براى آن نيز ما را براى حركت در مسير نجات و رهايى از دوزخ كمك مى‌كند. در قرآن كريم مى‌خوانيم: (...فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّٰارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فٰازَ)؛ «و هركس از آتش [دوزخ] دور شده و به بهشت وارد شود، نجات يافته و رستگار شده است» (آل‌عمران: ١٨۵).

در برخى از زيارتنامه‌ها نيز عباراتى وجود دارد كه زائر با خواندن آنها، از خداى بزرگ مى‌خواهد كه او را جزو نجات‌يافتگان قرار دهد و در روز قيامت، او را وارد بهشت گرداند؛ براى مثال، در دعاى پس از نماز زيارت امام جواد(ع) مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ... ثُمَّ تَصَدَّقْ عَلَيَّ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ بِرَحْمَةٍ مِنْ عِنْدِكَ تُهْدِيءُ بِهَا قَلْبِي... وَ تَخْتِمُ عَمَلِي بِأَحْسَنِهِ وَ تَجْعَلُ لِي ثَوَابَهُ الجَنَّةَ. 22

خدايا! بر محمد و آل‌محمد درود فرست... سپس در اين ساعت، مرا مشمول رحمت خود بگردان؛ به گونه‌اى كه قلبم را با آن آرامش دهى... و عملم را با نيكوترين آن، به پايان برى و ثواب آن را بهشت قرار دهى.

زائر كوى امام هادى(ع) نيز در دعا پس از نماز زيارت آن حضرت مى‌خواند: «وَ أَسْأَلُكَ النَّجَاةَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ» 23؛ «خدايا! از تو مى‌خواهم كه مرا در روز قيامت، نجات عنايت فرمايى».

چهار- درخواست شناخت حق و باطل

يكى از مسائل مهم در زندگى و مسير بندگى، شناخت راه حق و هدايت و نيز آگاهى از راه باطل و خطاست. حق و باطل و هدايت و گمراهى، دو مقوله متضاد هستند كه امكان جمع شدن آنها وجود ندارد. افراد يا در مدار حق و هدايت‌اند يا باطل و گمراهى. خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد: (فَمٰا ذٰا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاٰلُ)؛ «پس بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى وجود دارد؟!» (يونس: ٣٢)

همه ما وظيفه داريم در مسير حق و هدايت حركت كنيم و از اين مسير منحرف نشويم. امام على(ع) فرمود:

«و خُضِ الغَمَراتِ لِلْحَقّ حَيْث ُكانَ» 24؛ «براى رسيدن به حق، در درياى دشوارى‌ها، هرجا [و هرگونه] باشد، غوطه‌ور شو».

نبايد كمى هدايت‌يافتگان و پيروان حق و حقيقت، ما را در شناخت راه حق و پيمودن آن، به شك و ترديد يا وحشت اندازد. حضرت على(ع) فرمود:

«لَا يُعْرَفُ الْحَقُّ بِالرِّجَالِ اعْرِفِ الْحَقَ تَعْرِفْ أَهْلَهُ» 25؛ «حق با افراد شناخته نمى‌شود. بلكه حق را بشناس؛ تا اهل حق را هم بشناسى».

بنابراين يكى از دعاهاى مهمى كه لازم است هر فردى همواره بر آن مداومت داشته باشد، دعا براى شناخت حق و صراط مستقيم الهى است؛ تا در نهايت، خود را ميان امنيت‌يافتگان و رستگاران ببيند. ازاين‌رو مسلمانان روزى دست‌كم ده بار در نمازهاى واجب خود، آيه (اهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ) 26را تكرار مى‌كنند و از خداوند مى‌خواهند كه آنان را به راه راست هدايت فرمايد.

همچنين در برخى از زيارتنامه‌ها، زائر از خداوند مى‌خواهد كه راه‌هاى حق و باطل را به او بنماياند و او را در طى كردن مسير حق يارى دهد؛ براى مثال، زائر مرقد مطهر امام جواد(ع)، در دعاى پس از نماز زيارت آن حضرت مى‌گويد:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ أَرِنِي الْحَقَّ حَقّاً فَأَتَّبِعَهُ وَ الْبَاطِلَ بَاطِلًا فَأَجْتَنِبَهُ وَ لَا تَجْعَلْهُ عَلَيَّ مُتَشَابِهاً فَأَتَّبِعَ هَوَايَ بِغَيْرِ هُدًى مِنْكَ... وَ اهْدِنِي لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ. 27

خدايا! بر محمد و آل‌محمد درود فرست و حق را به من بنمايان تا از آن پيروى كنم و باطل را به من بنمايان تا از آن دورى كنم و آن را بر من متشابه و مبهم قرار مده كه باعث شود بدون هدايت تو، از هواى نفسم تبعيت كنم... و مرا در آنچه مورد اختلاف واقع مى‌شود، به اذن خودت هدايت كن؛ همانا تو هركس را بخواهى، به راه مستقيم هدايت مى‌كنى.

پنج- توفيق عمل صالح و سرعت در آن

عمل صالح يكى از سفارش‌هاى هميشگى قرآن و اهل‌بيت(عليهم السلام) است. قرآن كريم، مسلمانان را به انجام‌دادن رفتارهاى نيك فرا مى‌خواند و پاداش بزرگ اخروى را براى انجام‌دهندگان اعمال صالح وعده مى‌دهد؛ براى مثال در قرآن كريم مى‌خوانيم:

(مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثىٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيٰاةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ) (نحل: ٩٧)

هركس كار شايسته‌اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، درحالى‌كه مؤمن است، به طور مسلّم، او را حيات پاكيزه‌اى مى‌بخشيم و پاداش آنها را مطابق بهترين اعمالى كه انجام مى‌دادند، خواهيم داد.

امام على(ع) نيز فرمود:

عِبَادَ اللهِ الْآنَ فَاعْمَلُوا وَ الْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ وَ الْأَبْدَانُ صَحِيحَةٌ وَ الْأَعْضَاءُ لَدْنَةٌ وَ الْمُتَقَلَّبُ فَسِيحٌ وَ المَجَالُ عَرِيضٌ قَبْلَ إِرْهَاقِ الْفَوْتِ وَ حُلُولِ المَوْتِ. 28

اى بندگان خدا! اكنون به عمل بپردازيد كه زبان‌ها باز، بدن‌ها صحيح، اعضاى بدنتان نرم مى‌باشد و خشك نشده است و راه بازگشت، وسعت دارد و مجال، وسيع است؛ قبل از رسيدن زمان بازگشت و فرارسيدن مرگ.

با وجود اهميت انجام‌دادن عمل صالح، آنچه غالباً در جامعه مشاهده مى‌شود اين است كه بسيارى از مردم، همه تلاش خود را در راه به دست آورن مال و ثروت يا در راه رسيدن به پست و مقام يا ساير امور دنيوى خرج مى‌كنند و در اين راه در پى رقابت و پيشى گرفتن از يكديگرند.

در مقابل، آموزه‌هاى دينى، مردم را دعوت مى‌كند كه رقابت و مسابقه را به سمت كارهاى خير و با ارزش سوق دهند و تلاش نمايند در كارهاى خير بر يكديگر پيشى گيرند. عمل به اين دستور الهى، نه تنها باعث مى‌شود كه كارهاى خير به انجام برسد، بلكه حس سبقت و پيشى گرفتن بر ديگران كه در ذات انسان به وديعه گذاشته شده است، رنگ و جهت الهى مى‌گيرد و از هدر رفتن انرژى در موارد بى‌ارزش يا ضد ارزش جلوگيرى مى‌شود. آيات و روايات متعددى در اين زمينه وجود دارد كه به برخى از آنها توجه مى‌كنيم:

خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد: (فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرٰاتِ)؛ «در نيكى‌ها و اعمال خير، بر يكديگر سبقت جوييد» (بقره: ١۴٨ و مائده: ۴٨).

امام على(ع) نيز فرمود:

فَسَابِقُوا رَحِمَكُمُ اللهُ إِلَى مَنَازِلِكُمُ الَّتِي أُمِرْتُمْ أَنْ تَعْمُرُوهَا وَ الَّتِي رَغِبْتُمْ فِيهَا وَ دُعِيتُمْ إِلَيْهَا وَ اسْتَتِمُّوا نِعَمَ اللهِ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَتِهِ وَ الْمُجَانَبَةِ لِمَعْصِيَتِهِ. 29

خداوند شما را رحمت كند! بشتابيد به سوى منازلى كه مأموريد آنها را آباد كنيد و به آنها ترغيب و دعوت شده‌ايد و با صبر و استقامت بر اطاعت فرمان خداوند و اجتناب از معصيت و نافرمانى، نعمت‌هاى او را بر خويش تمام گردانيد.

به دليل اهميت عمل خير و نيز سبقت در انجام‌دادن اعمال نيك است كه مى‌بينيم در زيارتنامه‌هاى امامان معصوم يا دعاهاى پس از زيارتنامه‌ها، زائران براى توفيق در انجام‌دادن اعمال خير و سبقت در آنها دعا مى‌كنند. در اينجا به برخى از اين فقرات توجه مى‌كنيم:

در دعا پس از نماز زيارت على(ع) آمده است:

اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ زَائِرُكَ... فَأَسْالُكَ... وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُسَارِعُ فِي الْخَيْرَاتِ. 30

خدايا! من بنده و زائر توام ... پس از تو درخواست مى‌كنم... كه مرا از كسانى قرار دهى كه در كارهاى خير، بر يكديگر سبقت مى‌جويند.

در دعاى پس از زيارت امام جواد(ع) نيز مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ... ثُمَّ تَصَدَّقْ عَلَيَّ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ بِرَحْمَةٍ مِنْ عِنْدِكَ تُهْدِيءُ بِهَا قَلْبِي... وَ تَسْتَعْمِلُنِي فِي ذَلِكَ كُلِّهِ بِطَاعَتِكَ وَ مَا يُرْضِيكَ عَنِّي وَ تَخْتِمُ عَمَلِي بِأَحْسَنِهِ وَ تَجْعَلُ لِي ثَوَابَهُ الْجَنَّةَ وَ تَسْلُكُ بِي سَبِيلَ الصَّالِحِينَ. 31

خدايا! بر محمد و آل‌محمد درود فرست... سپس در اين ساعت، رحمت خود را بر من نازل فرما كه قلبم را با آن آرامش دهى... و در همه اينها مرا در راه اطاعت از خودت و آنچه تو را از من خشنود مى‌كند، به كار گيرى و عملم را به بهترين آنها به پايان برسانى و ثواب آن را براى من بهشت قرار دهى و مرا رهرو راه صالحان قرار دهى.

شش- رضا به قضاى الهى

راضى بودن از قضاى الهى، عبارت است از اعتراض نكردن و خشمگين نشدن از آنچه پيش مى‌آيد؛ در ظاهر و باطن. كسى كه به اين مرتبه از ايمان رسيده باشد، پيوسته در لذت و سرور است؛ زيرا نزد او ميان فقر و غنا، راحتى و سختى، مريضى و سلامت، و مرگ و حيات تفاوتى نيست. هيچ‌يك را بر ديگرى ترجيح نمى‌دهد؛ زيرا همه را خواست و صادر شده از سوى خداى متعال مى‌داند و به واسطه عشق و محبتى كه از خداوند در عمق جان او رسوخ نموده است، همه افعال خداوند را زيبا مى‌بيند و با كمال ميل مى‌پذيرد و با زبان حال مى‌گويد:

عاشقم بر لطف و بر قهرش به جِد 32

در نتيجه، چنين شخصى هرگز در سختى‌ها و مصيبت‌ها، به خداوند اعتراض نمى‌كند و زبان به گله و شكايت نمى‌گشايد؛ چراكه سختى‌ها را نه سختى، بلكه الطاف خداوند منان بر خود مى‌داند و سعى مى‌كند با صبر و شكيبايى و كسب رضايت الهى، درجات بالاى ايمان و تقوا را كسب كند.

در احوال پيامبر اكرم(ص) نقل شده است كه ايشان هرگز نگفت كاش چنين مى‌شد و كاش چنين نمى‌شد 33. امام حسين(ع) نيز همه مصيبت‌هاى روز عاشورا را كه مطابق زيارت عاشورا 34 عظمت آنها بر همه اهل آسمان‌ها عظيم بود، با رضايت تمام تحمل كرد و كلمه‌اى شكوه بر زبان جارى نكرد. به همين دليل بود كه حضرت زينب(عليها السلام) در مجلس عبيدالله بن زياد، لعنة الله عليه، آن‌گاه كه آن پليد به او مى‌گويد ديدى كه خداوند با برادرت چه كرد، پاسخ مى‌دهد:

«ما رأيت الا جميلا». 35

امام على(ع) فرمود:

الْإِيمَانُ لَهُ أَرْكَانٌ أَرْبَعَةٌ التَّوَكُّلُ عَلَى اللهِ وَ تَفْوِيضُ الْأَمْرِ إِلَى اللهِ وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ. 36

ايمان بر چهار ركن بنا شده است: توكل بر خدا، واگذار كردن كارها به خداوند، رضا به قضاى خدا و تسليم بودن در برابر خواسته خداوند.

يكى از دعاهايى كه در برخى از زيارتنامه‌هاى امامان معصوم(عليهم السلام) به آن اشاره شده و زائر به خواندن آن توصيه شده است، دعا براى راضى بودن از قضاى الهى است؛ براى مثال، در زيارت امين‌الله مى‌خوانيم: «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ» 37؛ «خدايا! دلم را به تقديرت مطمئن كن و از قضايت راضى نما».

همچنين در زيارت امام حسين(ع) در روز عاشورا، از امام صادق(ع) روايت شده است كه زيارت‌كننده، اين ذكر را بگويد: «إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ رِضًا بِقَضَاءِ اللهِ وَ تَسْلِيماً لِأَمْرِهِ» 38؛ «ما از آنِ خداييم و به سوى او بازمى‌گرديم؛ راضى به قضاى اويم و در مقابل دستور او تسليم مى‌باشم».

ب) دعاى زائر براى والدين و مؤمنان

والدين، حق بزرگى بر گردن انسان دارند؛ در واقع آنها مايه وجود انسان‌اند. او را پرورش داده‌اند و نيازهاى جسمى و روانى او را در حد توان و آگاهى خود برآورده كرده‌اند. همچنين از خواسته‌هاى خود براى او گذشته و هر آنچه از دستشان برآمده براى خوشبختى او انجام داده‌اند.

ازاين‌رو، لازم است فرزند نيز حق فرزندى را در قبال پدر و مادر خود بجا آورد و نهايت خوبى را براى ايشان انجام دهد؛ چنان‌كه خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد:

(وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَيْهِ إِحْسٰاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً حَتّٰى إِذٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلىٰ وٰالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صٰالِحاً تَرْضٰاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ) (احقاف: ١۵)

ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، مادرش او را با ناراحتى حمل مى‌كند و با ناراحتى وضع حمل مى‌نمايد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سى ماه است؛

تا زمانى كه به نيرومندى و كمال خود بالغ گردد و به چهل سالگى برسد مى‌گويد: «پروردگارا! مرا توفيق ده تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم دادى بجا آورم و كار شايسته‌اى انجام دهم كه از آن خشنود باشى و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوى تو بازگشتم [و توبه كردم] و من از مسلمانانم.

پيامبر اكرم(ص) نيز فرمود:

مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُمَدَّ لَهُ فِي عُمُرِهِ وَ يُبْسَطَ فِي رِزْقِهِ فَلْيَصِلْ أَبَوَيْهِ فَإِنَّ صِلَتَهُمَا طَاعَةُ اللهِ. 39

كسى كه مى‌خواهد عمرش طولانى و رزقش وسيع گردد، بايد به والدينش نيكى كند؛ چراكه نيكى به آنها، اطاعت خداوند است.

افزون بر والدين، مؤمنان نيز نزد خداوند، از موقعيت ممتازى برخوردارند؛ مؤمنان به دليل ايمان راستين به خداى متعال، عبادت مستمر و دورى از گناه و تلاش براى نزديك‌شدن هرچه بيشتر به او، جايگاه والايى نزد خداوند دارند؛ به گونه‌اى كه در برخى از روايات، حرمت مؤمن، از خانه كعبه و فرشتگان مقرب پروردگار، بالاتر دانسته شده است؛ چنان‌كه پيامبر اكرم(ص) فرمود:

إِنَّ المُؤْمِنَ يُعْرَفُ فِي السَّمَاءِ كَمَا يَعْرِفُ الرَّجُلُ أَهْلَهُ وَ وَلَدَهُ وَ إِنَّهُ لَأَكْرَمُ عَلَى اللهِ مِنْ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ. 40

همانا انسان مؤمن در آسمان شناخته مى‌شود آن‌گونه كه يك مرد، خانواده و فرزندانش را مى‌شناسد و او براى خدا گرامى‌تر از فرشته مقرب الهى است.

حضرت ابراهيم(ع) اين‌گونه در حق خود، والدين و مؤمنان دعا مى‌كند: (رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوٰالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسٰابُ)؛ «پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز كه حساب بر پا مى‌شود، بيامرز» (ابراهيم: ۴١).

با توجه به نكات پيش‌گفته، مى‌بينيم كه در زيارتنامه‌ها نيز به دعا براى والدين و مؤمنان پرداخته شده است و زائر كوى اهل‌بيت(عليهم السلام) در آن هنگام كه حجاب‌هاى ميان خود و معصوم مورد زيارت را كنار مى‌بيند و احساس مى‌كند دعاهايش به هدف اجابت مى‌رسد، دعا براى والدين و مؤمنان را فراموش نمى‌كند و آنان را نيز از زيارت خود بهره‌مند مى‌سازد؛ چنان‌كه در زيارت رسول اكرم(ص) مى‌خوانيم:

اللَّهُمَ‌ّ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَ‌ّ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. 41

خدايا! من و پدر و مادرم و همه مردان و زنان مؤمن، مرده و زنده آنها را بيامرز؛ همانا تو بر هر كارى توانايى.

در زيارت امين‌الله نيز اين‌گونه آمده است: «أَنْتَ إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ اغْفِرْ لِي وَ لِأَوْلِيَائِنَا» 42؛ «خدايا! تو معبود من و آقا و مولاى منى؛ مرا و دوستانمان را بيامرز».

در زيارت امام موسى بن جعفر(ع)، پس از خواندن زيارتنامه، دو ركعت نماز زيارت وارد شده است كه زائر پس از آن به سجده مى‌رود و مى‌گويد: «وَ بِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ عَلَى نَفْسِكَ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَ‌ّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَا كَرِيم» 43؛ «و به حق ائمه اطهار كه بر خود واجب كردى، مرا و والدينم و مؤمنان را بيامرز؛ اى كريم!»

ج) دعاهاى مربوط به رابطه زائر با اهل‌بيت(عليهم السلام)

يك- صلوات بر محمد و آل‌محمد

يكى از بهترين و پرثواب‌ترين اذكار نزد خداوند، صلوات بر محمد و آل‌محمد(ص) است. در اهميت صلوات همين بس كه خداوند و فرشتگان او، بر پيامبر اكرم(ص) صلوات مى‌فرستند و خداوند به مؤمنان نيز دستور مى‌دهد و مى‌فرمايد:

(إِنَّ اللّٰهَ وَ مَلاٰئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً) (احزاب: ۵۶)

خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‌فرستند؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! بر او درود فرستيد و [در برابر اوامر او] كاملاً تسليم باشيد.

اين آيه از سويى نشان‌دهنده علاقه خداوند متعال به پيامبر عظيم‌الشأن اسلام(ص) و از سوى ديگر، بيانگر عظمت مقام پيامبر اكرم(ص) است؛ به حدى كه آفريدگار عالم و تمام فرشتگانى كه تدبير اين جهان به فرمان حق برعهده آنها گذارده شده است، بر او درود مى‌فرستند و بعد خداوند به مسلمانان دستور مى‌دهد كه آنان نيز با خدا و فرشتگان، همراه گردند و بر او درود فرستند.

اين آيه مى‌خواهد بگويد پيامبر اكرم(ص)، گوهر گرانقدر عالم آفرينش است و اگر به لطف الهى، در دسترس شما قرار گرفته است، مبادا ارزانش بشماريد و ارج و مقام او را در پيشگاه پروردگار و نزد فرشتگان فراموش كنيد. هر چند او همچون شما و از ميان شما برخاسته است، ولى او كسى است كه يك جهان در وجودش خلاصه شده است. 44

در روايات متعددى، ثواب، اهميت و اثرات صلوات بر محمد و آل‌محمد(ص) بيان شده است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

«ابراهيم بن عبدالحميد» از امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) نقل مى‌كند كه ايشان فرمود:

«أَثْقَلُ مَا يُوضَعُ فِي الْمِيزَانِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى اهلِ‌بَيتِهِ» 45؛ «سنگين‌ترين چيزى كه در روز قيامت در ميزان نهاده مى‌شود، صلوات بر محمد(ص) و خاندان او(عليهم السلام) است». همچنين امام رضا(ع) در اين‌باره فرمود:

مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى مَا يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً. 46

كسى كه قادر بر كارى نيست كه با آن گناهان خود را بپوشاند، بر محمد و خاندان او(عليهم السلام) زياد صلوات بفرستد؛ به درستى كه اين كار، گناهان را از بين مى‌برد.

به دليل همين اهميت صلوات بر پيامبر اكرم(ص) و اهل‌بيت او(عليهم السلام)، در زيارتنامه‌هاى آن بزرگواران و نيز در ادعيه پس از زيارتنامه‌ها، بسيار به صلوات پرداخته شده است. در جاى‌جاى زيارتنامه‌ها، صلوات بر پيامبر(ص) و اهل‌بيت او(عليهم السلام) وارد شده است و زائر از خداوند مى‌خواهد كه بر پيامبر اكرم(ص) و اهل‌بيت(عليهم السلام) درود بفرستد؛ براى مثال، در زيارت رسول اكرم(ص) مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ صَلَوَاتِ مَلَائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ وَ أَنْبِيَائِكَ المُرْسَلِينَ وَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ مَنْ سَبَّحَ لَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ أَمِينِكَ وَ نَجِيِّكَ وَ حَبِيبِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ خَاصَّتِكَ وَ صَفْوَتِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ. 47

خدايا! صلوات خودت و صلوات فرشتگان مقرب و بندگان صالح و پيامبران فرستاده شده‌ات و صلوات اهل آسمان‌ها و زمين و هركس كه تو را تسبيح گفته است، اى پروردگار جهانيان، از اولين و آخرين را بر محمد، بنده و فرستاده و پيامبر و امينت و هم‌راز و حبيب و برگزيده و خاص و منتخب و بهترين خَلقت، قرار بده.

در زيارت امام حسين(ع)، در شب و روز اول رجب و نيمه شعبان، چنين مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ صَلِ‌ّ عَلَى الحُسَيْنِ المَظْلُومِ الشَّهِيدِ الرَّشِيدِ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ صَلَاةً نَامِيَةً زَاكِيَةً مُبَارَكَةً يَصْعَدُ أَوَّلُهَا وَ لَا يَنْفُذُ آخِرُهَا أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلَادِ أَنْبِيَائِكَ المُرْسَلِينَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِين. 48

خدايا! بر محمد و آل‌محمد درود فرست و بر [امام] حسين مظلوم شهيد و رشديافته، كشته اشك‌ها و گرفتار مصيبت‌ها درود فرست؛ درودى فزاينده و پاكيزه و بابركت كه آغازش بالا رود و آخرش پايان نپذيرد؛ بهترين درودى كه فرستاده‌اى بر يكى از فرزندان پيامبران فرستاده شده‌ات؛ اى معبود جهانيان!

حتى در مورد برخى از ائمه اطهار(عليهم السلام)، صلوات مخصوص و جداگانه‌اى وارد شده است. در اين صلوات‌ها، معمولاً به دنبال صلوات، به ويژگى‌هاى بارز آن امام پرداخته شده و از ايشان با تمجيد و به بزرگى ياد شده است. زائر با خواندن اين صلوات‌ها، از سويى با خصوصيات نورانى اهل‌بيت(عليهم السلام) آشنا مى‌شود و از سوى ديگر، با كسب اين شناخت، علاقه‌اش به آن پيشوايان بيشتر مى‌گردد؛ براى مثال، در صلوات مخصوص امام كاظم(ع) آمده است:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ اهلِ‌بَيتهِ وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِيِ الْأَبْرَارِ وَ إِمَامِ الْأَخْيَارِ وَ عَيْبَةِ الْأَنْوَارِ وَ وَارِثِ السَّكِينَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْحِكَمِ وَ الْآثَارِ الَّذِي كَانَ يُحْيِي اللَّيْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُوَاصَلَةِ الِاسْتِغْفَارِ حَلِيفِ السَّجْدَةِ الطَّوِيلَةِ وَ الدُّمُوعِ الْغَزِيرَةِ وَ الْمُنَاجَاةِ الْكَثِيرَةِ وَ الضَّرَاعَاتِ الْمُتَّصِلَةِ الجَمِيلَةِ. 49

خدايا! بر محمد و خاندان او درود فرست و بر [امام] موسى بن جعفر، جانشين نيكان و پيشواى خوبان و گنجينه انوار و به ارث‌برنده آرامش و وقار و فرزانگى و آثار، درود فرست؛ آن كس كه شب تا صبح، بيدار و پيوسته مشغول استغفار بود. او همدم سجده‌هاى طولانى و اشك‌هاى ريزان و مناجات بسيار و ناله و زارى دائم و زيبا بود.

دو- دعا براى ثبات قدم در مسير اهل‌بيت(عليهم السلام)

طبق نص صريح قرآن، انسان در معرض امتحان‌هاى دائمى است؛ چنان‌كه خداوند متعال مى‌فرمايد: (أَ حَسِبَ النّٰاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لاٰ يُفْتَنُونَ)؛ «آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مى‌شوند و آزمايش نخواهند شد؟!» (عنكبوت:٢)

گفتنى است كه اين امتحان‌ها، گوناگون‌اند و شدت و ضعف دارند؛ گاهى مربوط به بدن و مال و گاهى مربوط به دين است. بى‌شك بايد در همه ابتلائات، چه كوچك و چه بزرگ، به خداوند توكل كرد و با سرافرازى بيرون آمدن را از او خواست. بايد از رد شدن در امتحان الهى، به خدا پناه برد. حتى امام زمان(عج) نيز از شكست در امتحان الهى به خدا پناه برده و فرموده است: «أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الْعَمَى بَعْدَ الْجَلَاءِ وَ مِنَ الضَّلَالَةِ بَعْدَ الهُدَى» 50؛ «از كورى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از هدايت، به خدا پناه مى‌برم».

يكى از مسائلى كه خداوند انسان‌ها را با آن امتحان مى‌كند، ولايت اهل‌بيت(عليهم السلام) است؛ چنان‌كه در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم: «أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ... وَ الْبَابُ المُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ» 51؛ «شما راه درست... و درى هستيد كه مردم با آن، آزمايش مى‌شوند».

بنابراين، بايد همواره از خدا بخواهيم كه ما را در راه اهل‌بيت(عليهم السلام) ثابت‌قدم نگاه دارد و از هرگونه انحراف در اين زمينه حفظ فرمايد. به همين دليل در زيارتنامه‌هاى امامان معصوم(عليهم السلام) در موارد متعددى مى‌بينيم كه ثبات‌قدم در اين مسير، از خداوند متعال خواسته مى‌شود. در اينجا برخى از اين تعابير را از نظر مى‌گذرانيم:

در زيارت اميرمؤمنان(ع) اين‌گونه مى‌گوييم:

اللَّهُمَ‌ّ اجْعَلْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ فِي أَوْلِيَائِكَ وَ حَبِّبْ إِلَىَّ مَشَاهِدَهُمْ وَ مُسْتَقَرَّهُمْ حَتَّى تُلْحِقَنِي بِهِمْ وَ تَجْعَلَنِي لَهمْ تَبَعاً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ. 52

خدايا! مرا در مسير اوليايت ثابت‌قدم بدار و محل حضور و استقرارشان را محبوب من گردان؛ تا اينكه مرا به ايشان ملحق سازى و مرا در دنيا و آخرت، پيرو ايشان قرار دهى.

در زيارت امام حسين(ع) نيز در روز عاشورا چنين مى‌خوانيم:

«اللَّهُمَ‌ّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ» 53؛ «خدايا! زندگى‌ام را همانند زندگى محمد و آل‌محمد(ص) قرار ده و مرگ مرا همانند مرگ محمد و آل‌محمد(ص) قرار ده».

سه- قبولى زيارت

زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) عبادتى پرفضيلت است و هدف از آن، كسب سجاياى اخلاقى، درجات معنوى و قرب خداوند است. اين اهداف در صورتى جامه عمل خواهد پوشيد كه زيارت انجام شده، قبول درگاه خداوند قرار گيرد. بى‌ترديد زيارتى كه مورد قبول پروردگار نباشد، اثرى در روح و سرنوشت زائر نخواهد داشت.

ازاين‌رو، زائر قبل از سفر، در طول سفر زيارتى و در حين زيارت تلاش مى‌كند هر عملى كه او را به خداوند نزديك مى‌كند، انجام دهد و از هر عملى كه او را از خداوند دور مى‌كند، اجتناب نمايد. با اين حال، زائر نگران است كه مبادا زيارتش قبول نگردد. به همين دليل، هنگام زيارت نيز به درگاه خداوند دعا مى‌كند تا زيارت او را قبول كند. ازاين‌رو در متن برخى از زيارتنامه‌ها، به ويژه زيارت امام على(ع) و امام حسين(ع)، درخواست قبولى زيارت وجود دارد. در اينجا به برخى از اين عبارات، توجه مى‌كنيم:

در دعاى پس از زيارت امام على(ع) اين‌گونه براى قبولى زيارت دعا مى‌كنيم:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنِّي زِيَارَتِي وَ أَعْطِنِي سُؤْلِي بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين. 54

خدايا! بر محمد و آل‌محمد درود فرست و زيارتم را قبول كن و خواسته‌ام را به حق محمد و خاندان پاكش عطا فرما.

در زيارت امام حسين(ع) نيز اين‌گونه مى‌گوييم:

اللَّهُمَّ... وَ قَدْ أَتَيْتُكَ زَائِراً قَبْرَ ابْنِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ فَاجْعَلْ تُحْفَتَكَ إِيَّايَ فَكَاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ تَقَبَّلْ مِنِّي عَمَلِي وَ اشْكُرْ سَعْيِي. 55

خدايا!... و من با زيارت قبر پسر پيغمرت كه درود خدا بر او باد، به نزد تو آمده‌ام. پس تحفه مرا آزادى‌ام از آتش دوزخ قرار ده و عملم را بپذير و تلاشم را مورد تشكر و قدردانى قرار ده.

همچنين عاشقان اهل‌بيت در زيارت امام حسن عسكرى(ع) چنين مى‌گويند:

أَسْأَلُ اللهَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يَتَقَبَّلَ زِيَارَتِي لَكُمْ وَ يَشْكُرَ سَعْيِي إِلَيْكُمْ. 56

به حق جايگاهى كه شما نزد خداوند داريد، از خداوند مى‌خواهم كه زيارت شما را از من بپذيرد و تلاشم را به سوى شما، مورد تشكر و قدردانى قرار دهد.

چهار - توفيق زيارت مجدد

در روايات امامان معصوم(عليهم السلام)، به زيارت آن پيشوايان بسيار سفارش شده و اثرات بسيار زياد دنيوى و اخروى بر آن مترتب گرديده است؛ چنان‌كه امام رضا(ع) فرمود:

إِنَّ لِكُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ وَ تَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ. 57

همانا هر امامى، عهدى بر گردن دوستان و پيروانش دارد و همانا بخشى از كمال وفاى به عهد [با امامان]، زيارت قبور ايشان است. پس كسى كه ايشان را با رغبت و با تصديق آنچه ايشان به آن رغبت دارند، زيارت كند، امامان او شفيعان وى در روز قيامت خواهند بود.

امام جواد(ع) نيز فرمود:

مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِي(ع) بِطُوسَ، غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نُصِبَ لَهُ مِنْبَرٌ بِحِذَاءِ مِنْبَرِ رَسُولِ‌اللهِ(ص) حَتَّى يَفْرُغَ اللهُ مِنْ حِسَابِ عِبَادِهِ. 58

كسى كه قبر پدرم را در طوس زيارت كند، خداوند گناهان گذشته و آينده او را مى‌آمرزد و در روز قيامت، براى او منبرى در مقابل منبر رسول خدا برپا مى‌شود؛ تا زمانى كه خداوند از حسابرسى بندگانش فارغ مى‌شود.

اين روايات كه گوشه‌اى از انبوه روايات در تشويق و ترغيب به زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) است، مى‌تواند اهميت و جايگاه زيارت آن بزرگواران را نشان دهد؛ و از همين‌جا مى‌توان به اهميت تكرار زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) پى برد. وقتى عبادتى، از چنين جايگاهى برخوردار مى‌باشد، طبيعى است كه دوستداران و معتقدان به آن بزرگواران تلاش داشته باشند تا بارها و بارها به زيارت كوى ايشان بشتابند و از خرمن عطاياى ايشان توشه برگيرند.

اتفاقاً در روايات نيز به اين مسئله سفارش شده است؛ به ويژه درباره برخى از اهل‌بيت، مانند اباعبدالله الحسين(ع)، به تكرار زيارت، بسيار سفارش شده و درباره كوتاهى در آن، هشدار داده شده است كه در اينجا به برخى از اين روايات، توجه مى‌كنيم:

امام صادق(ع) فرمود:

بَلَغَنِي أَنَّ قَوْماً مِنْ شِيعَتِنَا تَمُرُّ عَلَيْهِمُ السَّنَةُ وَ السَّنَتَانِ لَا يَزُورُونَ الْحُسَيْنَ(ع)، أَمَا وَاللهِ لِحَظِّهِمْ أَخْطَئُوا وَ عَنْ ثَوَابِ اللهِ زَاغُوا وَ عَنْ جِوَارِ مُحَمَّدٍ(ص) تَبَاعَدُوا... إِنْ قَدَرْتَ أَنْ تَزُورَهُ فِي كُلِّ شَهْرٍ فَافْعَلْ. 59

به من خبر رسيده است كه بعضى از شيعيان ما، يك سال يا دو سال بر آنها مى‌گذرد؛ درحالى‌كه امام حسين(ع) را زيارت نمى‌كنند. به خدا قسم! اين افراد در رسيدن به بهره خود، به خطا رفته و از مسير دستيابى به ثواب خداوند منحرف شده و از همسايگى حضرت محمد(ص) دور گشته‌اند... اگر مى‌توانى هر ماه به زيارت امام حسين(ع) بروى، اين كار را بكن.

همچنين امام رضا(ع) فرمود:

لَا تَنْقَضِي الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى تَصِيرَ طُوسُ مُخْتَلَفَ شِيعَتِي وَ زُوَّارِي أَلَا فَمَنْ زَارَنِي فِي غُرْبَتِي بِطُوسَ كَانَ مَعِي فِي دَرَجَتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَغْفُوراً لَهُ. 60

شب‌ها و روزها به پايان نمى‌رسند تا اينكه طوس محل رفت‌وآمد شيعيان و زائران من مى‌شود. آگاه باشيد! هركس كه مرا در غربتم در طوس زيارت كند، در روز قيامت در درجه من و آمرزيده شده خواهد بود.

اهميت زيارت امامان معصوم(عليهم السلام) چنان است كه در زيارتنامه‌هاى آن بزرگواران نيز بدان توجه شده است. در واقع زائر كوى اهل‌بيت(عليهم السلام) هنگام قرائت زيارتنامه، گاهى از خود ايشان و گاه از خداى متعال، درخواست مى‌كند كه توفيق زيارت مجدد آنان را نصيب وى گرداند؛ تا بتواند بهره هرچه بيشتر از زيارت ايشان ببرد؛ براى نمونه، در زيارت وداع رسول‌الله(ص) مى‌خوانيم: «اللَّهُمَ‌ّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِي قَبْرَ نَبِيِّكَ(ص)» 61؛ «خدايا! اين زيارت را آخرين زيارت من از قبر پيامبرت قرار نده».

زائران اميرمؤمنان(ع) نيز هنگام زيارت وداع مى‌خوانند:

اللَّهُمَ‌ّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِي إِيَّاهُ... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بَعْدَ الصَّلَاةِ وَ التَّسْلِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِه. 62

خدايا! اين زيارت را آخرين زيارت من از امام على(ع) قرار نده. خدايا! من از تو بعد از درود و سلام درخواست مى‌كنم كه بر محمد و آل او درود فرستى و اين زيارت را آخرين زيارت من قرار نده.

همچنين در زيارت وداع امام حسين(ع) آمده است: «اللَّهُمَ‌ّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَةِ قَبْرِ ابْنِ نَبِيِّكَ وَ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً» 63؛ «خدايا! اين زيارت را آخرين زيارت من از قبر پسر پيغمبرت قرار نده و او را در جايگاهى مورد ستايش مبعوث فرما».

همچنين اين‌گونه تعبير، در زيارت وداع ائمه بقيع(عليهم السلام) 64، زيارت وداع امام رضا(ع) 65 و نيز در زيارت وداع هريك از امامان معصوم(عليهم السلام) 66 آمده است.

پنج - برخى ديگر از دعاهاى قريب المضمون

دعاهاى ديگرى نيز وجود دارند كه مى‌توان گفت با وجود اختلاف در تعبير، محتوا و مضمون آنها، تا حدود زيادى، بيانگر همين مطالب است؛ به گونه‌اى كه زائر در اين دعاها، از خداوند مى‌خواهد كه او را نزد اهل‌بيت(عليهم السلام) آبرومند گرداند، با ايشان محشور نمايد، شفاعت ايشان را شامل حال او گرداند، او را جزو شيعيان آنان قرار دهد و توفيق اطاعت از آنان را نصيب او گرداند.

قرار گرفتن جزو شيعيان على(ع)

در دعاى پس از نماز زيارت امام على(ع) مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ إِنَّكَ مَنَنْتَ عَلَيَّ بِزِيَارَةِ مَوْلَايَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي‌طَالِبٍ وَ وَلَايَتِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَنْصُرُهُ وَ يَنْتَصِرُ بِهِ وَ مُنَّ عَلَيَّ بِنَصْرِكَ لِدِينِكَ اللَّهُمَّ فَاجْعَلْنِي مِنْ شِيعَتِهِ وَ تَوَفَّنِي عَلَى دِينِهِ. 67

خدايا! تو با دادن توفيق زيارت مولايم على بن ابى‌طالب و پذيرش ولايت و شناخت او، بر من منت نهادى؛ خدايا! مرا از كسانى قرار ده كه او را يارى مى‌كنند و او با ايشان از دشمنان انتقام مى‌گيرد و با يارى كردن دينت، بر من منت بگذار. خدايا! مرا از شيعيان او قرار ده و بر دين او بميران.

توفيق اطاعت از اهل‌بيت(عليهم السلام)

در زيارت وداع امام على(ع) مى‌گوييم: «اللَّهُمَّ وَ ذَلِّلْ قُلُوبَنَا لَهمْ بِالطَّاعَةِ وَ المُنَاصَحَةِ وَ المَحَبَّةِ وَ حُسْنِ المُوَازَرَةِ وَ التَّسْلِيمِ» 68؛ «خدايا! دل‌هاى ما را با اطاعت و خيرخواهى و محبت و حسن همراهى و تسليم او بودن، خاضع گردان».

آبرومندى به سبب اهل‌بيت(عليهم السلام)

در دعا پس از نماز زيارت پيامبر اكرم(ص) آمده است:

اللَّهُمَّ وَ قَدْ زُرْتُهُ رَاغِباً تَائِباً مِنْ سَيِّئِ عَمَلِي وَ مُسْتَغْفِراً لَكَ مِنْ ذُنُوبِي وَ مُقِرّاً لَكَ بِهَا وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهَا مِنِّي وَ مُتَوَجِّهاً بِنَبِيِّكَ إِلَيْكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَاجْعَلْنِي اللَّهُمَ‌ّ بِمُحَمَّدٍ وَ اهلِ‌بَيتهِ عِنْدَكَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِين. 69

خدايا! پيامبر اكرم(ص) را با رغبت و با توبه از اعمال ناپسندم و با طلب آمرزش از گناهانم و با اقرار بر گناهانم در برابر تو، درحالى‌كه تو بر گناهانم از من آگاه‌ترى، و با توجه به تو به واسطه پيامبرت كه پيامبر رحمت است، درود خدا بر او و خاندانش باد، زيارت كردم، خداوندا! مرا به حق محمد و خاندانش، در دنيا و آخرت، آبرومند درگاهت و از مقربان درگاهت قرار بده.

در زيارت عاشورا مى‌خوانيم: «اللَّهُمَ‌ّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة» 70؛ «خدايا! مرا به واسطه امام حسين(ع)، در دنيا و آخرت آبرومند درگاهت قرار بده».

پذيرش شفاعت اهل‌بيت(عليهم السلام)

در اواخر زيارت جامعه كبيره آمده است:

اللَّهُمَّ إِنِّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ اهلِ‌بَيتِهِ الْأَخْيَارِ، الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِي، فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي ... فِي زُمْرَةِ المَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ، إِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ. 71

خدايا! اگر من شفيعانى مقرب‌تر از حضرت محمد(ص) و اهل‌بيت نيكوى او، آن پيشوايان نيكوكار، مى‌يافتم، آنان را شفيعان خود قرار مى‌دادم. پس به حق ايشان كه بر خود واجب كرده‌اى، از تو درخواست مى‌كنم كه مرا... در زمره كسانى كه با شفاعت ايشان مورد رحمت تو قرار گرفتند، قرار دهى.

محشور شدن با اهل‌بيت(عليهم السلام)

در دعاى پس از نماز زيارت امام على(ع) در شب مبعث، اين‌گونه مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ إِنَّكَ بَشَّرْتَنِي عَلَى لِسَانِ رَسُولِكَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقُلْتَ (وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ) 72 اللَّهُمَّ وَ إِنِّي مُؤْمِنٌ بِجَمِيعِ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ فَلَا تَقِفْنِي بَعْدَ مَعْرِفَتِهِمْ مَوْقِفاً تَفْضَحُنِي فِيهِ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ بَلْ قِفْنِي مَعَهُمْ وَ تَوَفَّنِي عَلَى التَّصْدِيقِ بِهِمْ. 73

خدايا! همانا تو بر زبان رسولت حضرت محمد كه درود تو بر او و خاندانش باد، به من بشارت دادى و گفتى: «و به كسانى كه ايمان آورده‌اند بشارت ده كه براى آنها، سابقه نيك [و پاداش‌هاى مسلّم] نزد پروردگارشان است». خدايا! من به همه پيامبران و فرستادگانت كه درود تو بر ايشان باد، ايمان دارم. پس بعد از شناختم به ايشان، مرا در جايگاهى قرار نده كه مرا در حضور همه مردم رسوا گردانى. بلكه مرا در زمره ايشان قرار ده و بر تصديق ايشان بميران.

همچنين در دعاى پس از ١٢ ركعت نماز زيارت امام زمان(عج) مى‌گوييم: «اللَّهُمَ‌ّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِ وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ وَ تَحْتَ لِوَائِهِ»؛ 74«خدايا! ما را از محبت او بهره‌مند گردان و ما را در زمره او و زير پرچم او محشور كن».

 
 
پی نوشت:
1) . تفسير نمونه، ج٢٠، صص ١۴۶ و ١۴٧.
2) . بحارالانوار، ج٩٠، ص٢٩۴.
3) . بحارالانوار، ج٩٠، ص٣٠٣.
4) . المزار الكبير، ص٩٠.
5) . همانند زيارت امام موسى‌بن جعفر(ع)، المزار، ص١٩١.
6) . المزار، ص١١٠.
7) . «وَ اكْفِنِي يا كَافِي مَا لَا يكْفِي سِوَاكَ فَإِنَّكَ الْكَافِي لَا كَافِي سِوَاكَ وَ مُفَرِّجٌ لَا مُفَرِّجَ سِوَاكَ وَ مُغِيثٌ لَا مُغِيثَ سِوَاكَ... فَأَسْأَلُكَ يا اللهُ يا اللهُ يا اللهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَنْ تُصَلِّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَكْشِفَ عَنِّي غَمِّي وَ هَمِّي وَ كَرْبِي فِي مَقَامِي هَذَا كَمَا كَشَفْتَ عَنْ نَبِيكَ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ هَمَّهُ وَ غَمَّهُ وَ كَرْبَهُ... وَ فَرِّجْ عَنِّى كَمَا فَرَّجْتَ عَنْهُ وَ اكْفِنِى كَمَا كَفَيتَهُ [وَ اصْرِفْ عَنّى] هَوْلَ مَا أَخَافُ هَوْلَهُ وَ مَئُونَة مَا أَخَافُ مَئُونَتُهُ وَ هَمَّ مَا أَخَافُ هَمَّهُ بِلَا مَئُونَة عَلَي نَفْسِي مِنْ ذَلِكَ وَ اصْرِفْنِي بِقَضَاءِ حَوَائِجِي». المصباح، كفعمى (جنة الأمان الواقية)، ص۴٨٧.
8) . المزار الكبير، ص۶۵٢.
9) . بحارالانوار، ج٩٩، ص۶۶.
10) . مكارم الأخلاق، ص٣١٨.
11) . المزار الكبير، ص۶۵٩.
12) . بحارالانوار، ج٧۴، ص٢٠۵.
13) . بقره: ١۶٩؛ هود: ٣، ۵٢ و ٩٠؛ نوح: ١٠؛ مزمل: ٢٠.
14) . الكافى، ج٢، ص۵٠۴.
15) . المزار الكبير، ص٧٣.
16) . كامل الزيارات، ص١٧٨.
17) . المزار، ص١٩١.
18) . همان، ص١٩٣.
19) . شرح غرر الحكم و درر الكلم، آقا جمال خوانسارى، ج١، ص٣٩٣.
20) . المزار الكبير، ص٧٣.
21) . بحارالانوار، ج٩٩، ص٢٢.
22) . بحارالانوار، ج٩٩، ص٢٢.
23) . همان، ص۶۶.
24) . منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة، خوئى، ج٢٠، ص۶.
25) . بحارالانوار، ج۴٠، ص١٢۶.
26) . فاتحه: ۶.
27) . بحارالانوار، ج٩٩، ص٢٢.
28) . همان، ج٧٠، ص١٣۴.
29) . نهج البلاغة، خطبه ١٨٨.
30) . المزار، ص١٠٩.
31) . بحارالانوار، ج٩٩، ص٢٢.
32) . معراج السعاده، ملا احمد نراقى، ص٧۵۶.
33) . همان، ص٧۵٧.
34) . «وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَي جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ». المصباح، كفعمى، ص۴٨٣.
35) . حياة الامام حسين‌بن علي(ع)، باقر شريف قرشى، ج٣، ص٣۴۴.
36) . الكافى، ج٢، ص۴٧.
37) . كامل الزيارات، ص۴٠.
38) . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج٢، ص٧٨٣.
39) . بحارالانوار، ج٧١، ص٨۵.
40) . عيون اخبار الرضا(ع)، ج٢، ص٣٣.
41) . المزار الكبير، ص٧٣.
42) . كامل الزيارات، ص۴١.
43) . المزار، ص١٩٠.
44) . تفسير نمونه، ج١٧، ص۴١۶.
45) . بحارالانوار، ج٩١، ص۴٩.
46) . بحارالانوار، ج٩١، ص۴٧.
47) . الكافى، ج۴، ص۵۵١.
48) . المزار، ص١۴۵.
49) . بحارالانوار، ج٩٩، ص١٧.
50) . كمال الدين و تمام النعمة، ج٢، ص۵١١.
51) . المزار الكبير، ص۵٢٨.
52) . المزار، ص۴۵.
53) . المزار، ص١٨٢.
54) . همان، ص۵٠.
55) . بحارالانوار، ج٩٨، ص١٧۵.
56) . همان، ج٩٩، ص۶٧.
57) . وسائل الشيعة، ج١۴، ص٣٢٢.
58) . همان، ص۵۵١.
59) . وسائل الشيعة، ج١۴، ص۵٣۴.
60) . وسائل الشيعه، ج١۴، ص۵۵٩.
61) . كامل الزيارات، ص٢۶.
62) . همان، ص۴۶.
63) . همان، ص٣١٨.
64) . المزار الكبير، ص١٠٩.
65) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶٠۶.
66) . تهذيب الاحكام، تحقيق خرسان، ج۶، ص١٠١.
67) . المزار، ص١١٠.
68) . المصباح، كفعمى (جنة الأمان الواقية)، ص۴٨٢.
69) . إقبال الاعمال، ج٢، ص۶٠۶.
70) . المزار، ص١٨٠.
71) . المزار الكبير، ص۵٣۴.
72) . يونس: ٢
73) . المزار، ص١٠٨.
74) . بحارالانوار، ج٩٩، ص١٠٢.

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally