ورود بنده به محضر خدا در سايه‌سار زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(ع)
در اين نوشتار، به ابعاد اين مسئله خواهيم پرداخت و ورود بنده به محضر خدا را در سايه‌سار زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) به نظاره خواهيم نشست
یک شنبه 27 خرداد 1397    
بازدید: 103

ورود بنده به محضر خدا در سايه‌سار زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(ع)

مقدمه

زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) فقط سلام و احترام به آن پيشوايان نيست، بلكه دربردارنده معارف بلندى در عرصه‌هاى مختلف معارف الهى مى‌باشد كه جويندگان و طالبان آنها را از غناى معرفتى و عرفانى خود سيراب مى‌كند. يكى از اين حوزه‌هاى معرفتى و عرفانى، سخن گفتن زائر با خداوند بزرگ و ابراز بندگى به درگاه آن بى‌نياز مطلق است.

زائر كوى امامان معصوم(عليهم السلام) ضمن زيارت ايشان، با خداى خود نيز به صحبت مى‌پردازد و او را با تمام وجود حس مى‌كند. خود را در عالمى برتر مى‌بيند و عقده دل در برابر خدا مى‌گشايد؛ آنچه را نمى‌تواند به ديگران بگويد، با خداى خود در ميان مى‌گذارد و از اين طريق به بهره معنوى كامل مى‌رسد.

در اين نوشتار، به ابعاد اين مسئله خواهيم پرداخت و ورود بنده به محضر خدا را در سايه‌سار زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) به نظاره خواهيم نشست؛ باشد كه راهى براى توجه بيشتر به پروردگار فراهم گردد و دل‌هاى مشتاقان از اين چشمه جوشان، سيراب‌تر گردد.

١. توجه به حضور در محضر خداوند

ما مسلمانان باور راسخ داريم كه خداى متعال در عين بسيط بودن وجود خود، به همه مكان‌ها و زمان‌ها اشراف دارد و به همه چيز آگاه است. بندگان خود را مى‌بيند و رفتار آنان را زير نظر دارد. روى خود را به هر سو برگردانيم، همان سو، «وجه الله» است؛ چنان‌كه خداوند مى‌فرمايد: (وَ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ وٰاسِعٌ عَلِيمٌ)؛ «مشرق و مغرب، از آنِ خداست! پس به هرسو رو كنيد، رو به خدا كرده‌ايد. خداوند داراى قدرت وسيع و [به همه‌چيز] داناست». (بقره: ١١۵)

بر اين اساس، ما بندگان نيز بايد خود را همواره در محضر خداوند ببينيم و مراقب اعمال و حركات و سكنات خود باشيم و بدانيم كه خداوند رفتار پنهانى ما را مى‌بيند؛ چنان‌كه خداوند مى‌فرمايد: (إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مٰا يَخْفىٰ)؛ «او آشكار و نهان را مى‌داند». (اعلى: ٧) همچنين در آيه‌اى ديگر مى‌فرمايد: (أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللّٰهَ يَرىٰ)؛ «آيا او ندانست كه خداوند [همه اعمالش را] مى‌بيند؟!» (علق: ١۴)

امام على(ع) نيز فرمود:

«اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللهِ فِي الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِم» 1؛ «از نافرمانى خداوند در خلوت بپرهيزيد؛ زيرا [در روز قيامت] شاهد، خود حكم مى‌كند». در دعاى پس از نماز زيارت امام على(ع) مى‌خوانيم:

يَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَيَ‌ّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ وَ يَا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ يَا مَنْ هُوَ بِالمَنْظَرِ الْأَعْلَى وَ الْأُفُقِ المُبِينِ وَ يَا مَنْ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى وَ يَا مَنْ هُوَ يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ يَا مَنْ لَا تَخْفَى عَلَيْهِ خَافِيَة. 2

اى كسى كه از رگ گردن به من نزديك‌ترى و اى كسى كه بين انسان و قلب او حائل مى‌شوى و اى كسى كه در ديدگاه بلند و افق آشكارى، و اى كسى كه بخشاينده و مهربانى

و اى كسى كه چشم‌هايى را كه به خيانت مى‌گردد و آنچه را سينه‌ها مخفى مى‌سازند، مى‌داند؛ اى كسى كه هيچ امرى بر او مخفى نيست!

همچنين ما هم سعى كنيم همان‌طور كه خداوند همواره به ياد ماست، خدا را زياد ياد كنيم و در نهان و آشكار و هر صبح و شام، به ياد او باشيم؛ چنان‌كه خداوند مى‌فرمايد: (يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّٰهَ ذِكْراً كَثِيراً* وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً)؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! خدا را بسيار ياد كنيد و صبح و شام او را تسبيح گوييد» (احزاب: ۴١ و ۴٢).

متن زيارتنامه‌ها آكنده از عبارات و دعاهايى است كه در آنها زائر، روى خود را مستقيم متوجه پروردگار مى‌سازد و با او به راز و نياز مى‌پردازد؛ براى مثال در زيارت امين‌الله مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ، مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ، مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ، صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلَائِكَ، شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ، ذَاكِرَةً لِسَوَابِغِ آلَائِكَ، مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ، مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِيَائِكَ، مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِكَ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِك. 3

خداوندا! مرا برخوردار از آرامش در برابر تقديرت، راضى به قضايت، حريص به ذكر و دعايت، دوستدار دوستان برگزيده‌ات، محبوب در زمين و آسمانت، شكيبا بر نزول بلايت، سپاسگزار در برابر نعمت‌هاى بسيارت، به ياددارنده نعمت‌هاى فراوانت، مشتاق شادى ديدارت، بردارنده توشه تقوا براى روز جزايت، پيرو روش‌هاى اوليايت، دورى‌گزيننده از اخلاق دشمنانت و سرگرم از دنيا به حمد و ثنايت، قرار بده.

همچنين نماز زيارت و دعاهاى وارده شده براى خواندن پس از آن، به بهترين شكل، ما را متوجه حضور در محضر پروردگار و ساييدن سر بر آستان وى مى‌سازد؛ براى مثال، در بخشى از دعاى پس از زيارت امام جواد(ع) مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْمَرْبُوبُ وَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ أَنْتَ الْمَالِكُ وَ أَنَا الْمَمْلُوكُ وَ أَنْتَ الْمُعْطِي وَ أَنَا السَّائِلُ وَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ وَ أَنْتَ الْقَادِرُ وَ أَنَا الْعَاجِزُ وَ أَنْتَ الْقَوِيُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ وَ أَنْتَ الْمُغِيثُ وَ أَنَا الْمُسْتَغِيثُ وَ أَنْتَ الدَّائِمُ وَ أَنَا الزَّائِلُ وَ أَنْتَ الْكَبِيرُ وَ أَنَا الْحَقِيرُ وَ أَنْتَ الْعَظِيمُ وَ أَنَا الصَّغِيرُ وَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ وَ أَنْتَ الرَّفِيعُ وَ أَنَا الْوَضِيعُ وَ أَنْتَ الْمُدَبِّرُ وَ أَنَا الْمُدَبَّرُ وَ أَنْتَ الْبَاقِي وَ أَنَا الْفَانِي وَ أَنْتَ الدَّيَّانُ وَ أَنَا الْمُدَانُ وَ أَنْتَ الْبَاعِثُ وَ أَنَا الْمَبْعُوثُ وَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ، تَجِدُ مَنْ تُعَذِّبُ يَا رَبِّ غَيْرِي وَ لَا أَجِدُ مَنْ يَرْحَمُنِي غَيْرَكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آل‌محمد وَ قَرِّبْ فَرَجَهُمْ وَ ارْحَمْ ذُلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَضَرُّعِي إِلَيْكَ وَ وَحْشَتِي مِنَ النَّاسِ وَ أُنْسِي بِكَ يَا كَرِيمُ. 4

٢. انجام‌دادن زيارت، عبادتى ديگر

خداى متعال، آدميان را به هدف عبادت ذات اقدسش آفريد تا از اين طريق، به كمال حقيقى كه همان قرب اوست، دست يابند. انواع عبادت‌ها را نيز مشخص كرد تا مسير بندگى هموار شده باشد؛ عبادت‌هايى از قبيل نماز، روزه، حج، دعا و ذكر. يكى از اين عبادت‌ها، زيارت مرقد مطهر و نورانى مقربان درگاه خداوند، يعنى اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) مى‌باشد.

زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) عبادت بزرگى است و مؤمنان اين عمل را به قصد نزديك‌شدن به پروردگار انجام مى‌دهند. روايات امامان معصوم(عليهم السلام) كه افراد را به زيارت مشاهد اهل‌بيت(عليهم السلام) سفارش اكيد مى‌كنند و نيز روايت‌هاى بى‌شمار درباره ثواب زيارت پيامبر اكرم(ص)، يا هريك از ائمه اطهار(عليهم السلام)، بهترين شاهد بر اين مدعاست. در اينجا به برخى از اين احاديث توجه مى‌كنيم:

امام باقر(ع) فرمود:

«إِنَّ زِيَارَةَ قَبْرِ رَسُولِ اللهِ(ص) تَعْدِلُ حِجَّةً مَعَ رَسُولِ اللهِ(ص) مَبْرُورَةً» 5؛ «همانا زيارت قبر رسول خدا(ص) برابر با انجام‌دادن يك حج مقبول همراه با رسول خدا(ص) است». امام صادق(ع) نيز فرمود:

مَنْ زَارَ قَبْرَ الحُسَيْنِ(ع) يَوْمَ عَرَفَةَ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مَقْبُولَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ. 6

كسى كه قبر امام حسين(ع) را در روز عرفه، با شناخت حق ايشان، زيارت كند، خداوند پاداش انجام‌دادن هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول را به او عطا مى‌فرمايد.

گذشته از آنكه زيارت، عملى عبادى است، معمولاً زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(ع) نيز با عبادت و راز و نياز با خدا همراه است؛ مانند غسل زيارت، ذكر و ياد خدا در حركت به سمت حرم مطهر، دعاهاى وارد شده در ضمن زيارت، نماز زيارت، دعاى پس از زيارت و سجده شكر پس از زيارت. همه اين اعمال دلالت بر آن دارند كه زيارت، عملى كاملاً عبادى است. متن بسيارى از زيارتنامه‌ها متضمن عباراتى است كه به وضوح بر اين مسئله دلالت مى‌كنند؛ براى مثال، در زيارت امام رضا(ع) مى‌گوييم: «اللَّهُمَ‌ّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ بِمُوَالاتِهِمْ» 7؛ «خدايا! من با محبت و دوستى ايشان به تو تقرب مى‌جويم».

در يكى از زيارتنامه‌هاى امام على(ع) و ساير ائمه اطهار(عليهم السلام) آمده است:

هنگامى كه از شهرى كه در آن اقامت دارى خارج شدى و به سوى مشاهد مشرفه امامان معصوم(عليهم السلام) حركت كردى بگو: «اللَّهُمَ‌ّ إِلَيْكَ أَخْرُجُ وَ إِلَيْكَ أَتَوَجَّهُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ بِكَ اسْتَعَنْتُ وَ إِلَى مَشَاهِدِ أَوْلِيَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ قَصَدْتُ وَ إِلَيْكَ رَغِبْتُ»؛ «خدايا به سوى تو خارج مى‌شوم و به سوى تو توجه مى‌كنم و به تو ايمان آوردم و بر تو توكل كردم و از تو يارى جستم و زيارت زيارتگاه اوليا و برگزيدگانت را قصد كردم و به سوى تو رغبت جستم».

پس هنگامى كه رسيدى، غسل كن و در طول مسير به سمت حرم، زياد «سبحان الله»، «الحمد لله»، «لا اله الا الله»، و «الله اكبر» بگو و جامع همه اذكار اين است كه بگويى: «سُبْحَانَ الله وَ الحَمْدُ لِله وَ لَا إِلَهَ إِلَّا الله وَ الله أَكْبَرُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ وَ صَلَّى الله عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً».

پس هنگامى كه به حرم وارد شدى و به نزديك مرقد مطهر رفتى، بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُكَ فَأَرِدْنِي وَ إِنِّي أَقْبَلْتُ إِلَيْكَ بِوَجْهِي فَلَا تُعْرِضْ بِوَجْهِكَ عَنِّي وَ إِنِّي قَصَدْتُ إِلَيْكَ فَتَقَبَّلْ مِنِّي وَ إِنْ كُنْتَ عَلَيَّ سَاخِطاً فَارْضَ عَنِّي وَ إِنْ كُنْتَ لِي مَاقِتاً فَتُبْ عَلَيَّ، ارْحَمْ مَسِيرِي إِلَى وَصِيِّ رَسُولِكَ؛ أَبْتَغِي بِذَلِكَ رِضَاكَ عَنِّي فَلَا تُخَيِّبْنِي»؛ 8«خدايا! همانا من تو را اراده كرده‌ام پس تو هم مرا اراده كن و من به تو روى آورده‌ام پس از من روى برمگردان و من تو را قصد كرده‌ام پس از من قبول فرما و اگر بر من خشمگينى، از من راضى شو و اگر بر من غضبناكى، توبه‌ام را بپذير. به سبب رفتن من به سوى جانشين رسولت، به من رحم كن. از اين كار، به دنبال آنم كه رضايت تو را جلب كنم. پس مرا مأيوس مساز».

چنان‌كه پيداست، در اين زيارتنامه‌ها، زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) با ذكر و تسبيح و تقديس خداوند آغاز مى‌شود و تا زمان حضور در حرم ايشان و زيارت آن بزرگواران ادامه مى‌يابد. همه اينها مى‌تواند اين پيام را به زائر بدهد كه بايد همواره و در همه حال، حتى هنگام زيارت بهترين بندگان خدا، از ذكر و ياد پروردگار غافل نشويم و هدف نهايى‌مان را قرب به خداوند قرار دهيم.

٣. ابراز خضوع و خشوع در مقابل پروردگار

يكى از ويژگى‌هاى انسان‌هاى مؤمن، خضوع و خشوع در برابر پروردگار عالميان است. هرچند خضوع و خشوع، هر دو به معناى تواضع‌اند، اما تفاوت ظريفى با هم دارند؛ به اين صورت كه خضوع به فروتنى بدن و اعضا و جوارح گفته مى‌شود. اما خشوع، عمدتاً به فروتنى قلب اطلاق مى‌شود؛ هرچند معمولاً خشوع قلب، به افتادگى و فروتنى بدن نيز منجر مى‌گردد. 10

به همين علت، برخى معتقدند «خشوع»، به معناى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر حقيقت مهم يا شخص بزرگى، به انسان دست مى‌دهد 11؛ چنان‌كه خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد:

(أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ) (حديد:١۶)

آيا وقت آن نرسيده است كه دل‌هاى كسانى كه ايمان آورده‌اند، در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است، خاشع گردد؟! و همانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلب‌هايشان [بر اثر فراموشكارى] قساوت يافت و بسيارى از آنها گنهكارند.

روشن است كه ياد خداوند اگر در عمق جان قرار گيرد و همچنين اگر در آياتى كه بر پيامبر(ص) نازل شده است به درستى تدبر شود، مايه خشوع مى‌گردد. ولى قرآن در اينجا، گروهى از مؤمنان را سخت سرزنش مى‌كند كه چرا در برابر اين امور خاشع نمى‌شوند؟! چرا همچون بسيارى از امت‌هاى پيشين، گرفتار غفلت و بى‌خبرى شده‌اند؟! همان غفلتى كه نتيجه‌اش قساوت دل و فسق و گناه است!

آيا تنها ادعاى ايمان كردن و از كنار اين مسائل مهم، به سادگى گذشتن و در ناز و نعمت زيستن و پيوسته مشغول عيش و نوش بودن، با ايمان سازگار است؟! 11 امام على(ع) فرمود:

«لِيَخْشَعْ للهِ سُبْحَانَهُ قَلْبُكَ فَمَنْ خَشَعَ قَلْبُهُ خَشَعَتْ جَمِيعُ جَوَارِحِه» 12؛ «بايد قلب تو براى خداوند متعال خاشع باشد. پس كسى كه قلبش خاشع باشد، همه اعضاى او خاشع خواهد بود».

نگاهى به زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) آدمى را با مطالب زيادى درباره خضوع و خشوع در برابر پروردگار روبه‌رو مى‌كند؛ براى مثال، در صلوات بر امام موسى بن جعفر(ع)، از ايشان به دليل برخوردارى از خضوع و خشوع، تمجيد گرديده است:

اللَّهُمَّ وَ كَمَا صَبَرَ عَلَى غَيْظِ الْمِحَنِ وَ تَجَرَّعَ فِيكَ غُصَصَ الْكُرَبِ وَ اسْتَسْلَمَ لِرِضَاكَ وَ أَخْلَصَ الطَّاعَةَ لَكَ وَ مَحَضَ الْخُشُوعَ وَ اسْتَشْعَرَ الْخُضُوعَ وَ... صَلِّ عَلَيْهِ صَلَاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً. 13

خدايا! همان‌طور كه امام موسى بن جعفر(عليهماالسلام) بر خشم برخاسته از تحمل سختى‌ها صبر كرد و غصه‌هاى سرچشمه گرفته از مصيبت‌ها را جرعه جرعه نوشيد و تسليم رضاى تو بود و در راه اطاعت تو اخلاص ورزيد و نهايت خشوع را در پيشگاه تو بجاى آورد و خضوع را در قلب خود جاى‌داد... بر او درود فرست؛ درودى فزاينده و بلندمرتبه و پاكيزه.

همچنين در برخى از دعاهاى پس از زيارتنامه‌ها، زائر از خداوند مى‌خواهد كه خضوع و خشوع را روزى او گرداند؛ براى مثال، در دعا كنار مرقد اميرمؤمنان(ع) پس از نماز، چنين آمده است:

اللَّهُمَّ... وَ اجْعَلْنَا عُظَمَاءَ عِنْدَكَ وَ فِي أَنْفُسِنَا أَذِلَّةً ... أَعُوذُ بِكَ مِنْ قَلْبٍ لَا يَخْشَعُ وَ [مِنْ] عَيْنٍ لَا تَدْمَع. 14

خدايا!... ما را نزد خودت، بزرگ و درون خودمان، ذليل گردان... به تو پناه مى‌برم از قلبى كه خاشع نگردد و از چشمى كه اشك نريزد.

همچنين در دعا پس از نماز زيارت امام على(ع) مى‌گوييم:

أَسْأَلُكَ يَا اللهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ ... وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُسَارِعُ فِي الخَيْرَاتِ وَ يَدْعُوكَ رَغَباً وَ رَهَباً وَ تَجْعَلَنِي لَكَ مِنَ الْخَاشِعِين. 15

از تو درخواست مى‌كنم اى الله و بخشاينده و مهربان! ... كه مرا از كسانى قرار دهى كه در انجام‌دادن كارهاى خير سبقت مى‌جويند و با ميل و رغبت و از روى بيم و ترس، تو را مى‌خوانند و مرا از خاشعان قرار دهى.

همچنين در نحوه زيارت امام حسين(ع)، از امام صادق(ع) چنين روايت شده است:

... سپس در آب فرات غسل كن... پس از غسل در آب فرات، دو لباس پاكيزه بر تن كن و دو ركعت نماز بخوان... سپس به آرامش و وقار و گام‌هايى كوتاه، با دلى خاشع و ديده‌اى گريان، به سوى حرم امام حسين(ع) روانه شو و بسيار تكبير، تهليل و ثنا بر خداى متعال بگو و صلوات بر پيامبر اكرم(ص) و بر حسين(ع) بفرست. 16

همچنين نماز زيارت، سجده پس از نماز و دعاهاى وارد شده در سجده، همگى زائر را به تمرين عملى خضوع و خشوع در برابر پروردگار فرا مى‌خواند؛ چنان‌كه در زيارت امام جواد(ع) آمده است كه پس از زيارت، دو ركعت نماز بگزار، سپس به سجده برو و بگو: «ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَ اعْتَرَفَ»؛ «[خدايا] رحم كن به كسى كه بد كرده و مرتكب جرم شده و به بيچارگى افتاده است و به گناه خود اعتراف دارد».

سپس جانب راست صورت را بر مهر بگذار و بگو: «إِنْ كُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ»؛ «اگر من بنده بدى‌ام، تو پروردگار خوبى هستى». سپس جانب چپ صورت را بر مهر بگذار و بگو: «عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ يَا كَرِيمُ»؛ 17 «گناه بنده‌ات بزرگ است. پس عفو از جانب تو نيكوست، اى كريم!».

۴. مناجات با خداوند

آدمى نيازهاى گوناگونى دارد؛ هوا، آب، غذا، پوشاك، مسكن، بهداشت و امنيت از نيازهاى ضرورى است كه برخوردارى از يك زندگى طبيعى، سالم و انسانى بدون آنها فراهم نخواهد شد. اما رشد و پيشرفت معنوى و رسيدن به اهداف عالى انسانى، در گرو برآورده شدن نيازهايى از نوع ديگر است.

در جهان كم نيستند كسانى كه در زمينه نيازهاى مادى در استغناى كامل به سر مى‌برند. اما نه خنده شادى دارند و نه دلى آرام. لبخند به ظاهر شادشان، تلخ‌تر از زهر و قلب به ظاهر سالمشان، بيمارتر از عضوهاى بيمار دردمندان است. مدام در رنج‌اند و پيوسته در اندوه و لحظه‌اى از اين جهنم سوزان و غم جانكاه كه روح و روان آنان را مى‌آزارد، احساس خلاصى نمى‌كنند.

شگفت‌آور آن است كه آنان، داروى شفابخش اين دردهاى آزاردهنده را چون زهر كشنده پنداشته و از آن گريزان‌اند. بى‌ترديد طريقى كه آرامش را به ما هديه مى‌كند، ما را با دوست آشنا مى‌سازد، مسير تكامل را به ما مى‌نماياند و ما را در رسيدن به سرمنزل مقصود همراهى مى‌كند، نيايش و راز و نياز به درگاه خداوند است. نيايش، مظهر دوست داشتن، عشق ورزيدن و تجلى پرستش است و آينه‌اى است براى آنكه انسان خود را در آن، مرهون آفريدگار خويش ببيند و خويشتن را از اريكه غرور و خودپسندى كه سرچشمه همه زشتى‌ها، پليدى‌ها و نقص‌هاست، به زير كشد و در برابر آفريننده جهان و خالق انسان و خداى مهربان، خضوع و خشوع نمايد.

مناجات و راز و نياز با خدا، از لذت‌بخش‌ترين حالات هر انسان است؛ به طورى‌كه در آن حالت، پرده‌هاى ميان خود و معبود را كنار مى‌بيند و خود را آزاد از قيد و بندهاى زندگى دنيوى احساس مى‌كند؛ دلش شيفته خالق بى‌همتا مى‌گردد و در آن شور و حال، فقط خدا را مى‌خواهد.

امام صادق(ع) فرمود:

أَوْحَى اللهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى دَاوُدَ(ع): يَا دَاوُدُ بِي فَافْرَحْ وَ بِذِكْرِي فَتَلَذَّذْ وَ بِمُنَاجَاتِي فَتَنَعَّمْ. 18

خداوند به داوود چنين وحى فرستاد: «اى داوود! با من شاد باش و با ياد من لذت ببر و از طريق مناجات با من، برخوردار از نعمت باش».

زائر كوى اهل‌بيت(عليهم السلام)، با قدم گذاشتن در بارگاه آن بزرگواران، خود را متصل به بارگاه ربوبى مى‌بيند و از دنيا و آرزوهايش دل مى‌كند و در عالمى ديگر سير مى‌نمايد. ازاين‌رو، در ضمن زيارت آن پيشوايان بزرگ يا پس از آن، به راز و نياز با خالق عالميان مشغول مى‌شود و با او مناجات مى‌كند. او در عين حال كه به زيارت مشغول است، خداوند را در نظر دارد و در واقع، زيارت و مناجات را با يكديگر پيوند مى‌زند.

ازاين‌رو در فرازهاى بسيارى از زيارتنامه‌ها، عباراتى است كه در آنها، زائر تمام توجه خود را به سوى خداوند برمى‌گرداند و با خداى خود صحبت مى‌كند. در اينجا به مواردى از اين عبارات توجه مى‌كنيم:

در زيارت امين‌الله مى‌خوانيم:

اللَّهُمَ‌ّ إِنَ قُلُوبَ المُخْبِتِينَ إِلَيْكَ وَالِهَةٌ وَ سُبُلَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ شَارِعَةٌ وَ أَعْلَامَ الْقَاصِدِينَ إِلَيْكَ وَاضِحَةٌ وَ أَفْئِدَةَ الْعَارِفِينَ مِنْكَ فَازِعَةٌ وَ أَصْوَاتَ الدَّاعِينَ إِلَيْكَ صَاعِدَةٌ وَ أَبْوَابَ الْإِجَابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَ دَعْوَةَ مَنْ نَاجَاكَ مُسْتَجَابَةٌ وَ تَوْبَةَ مَنْ أَنَابَ إِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ وَ عَبْرَةَ مَنْ بَكَى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ وَ الْإِغَاثَةَ لِمَنِ اسْتَغَاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ وَ الْإِعَانَةَ لِمَنِ اسْتَعَانَ بِكَ مَبْذُولَة. 19

همچنين در دعاى پس از نماز زيارت امام على(ع) چنين آمده است:

اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ زَائِرُكَ مُتَقَرِّباً إِلَيْكَ بِزِيَارَةِ أَخِي رَسُولِكَ وَ عَلَى كُلِّ مَأْتِيٍّ وَ مَزُورٍ حَقٌ لِمَنْ أَتَاهُ وَ زَارَهُ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَأْتِيٍّ وَ أَكْرَمُ مَزُورٍ فَأَسْالُكَ يَا اللهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا جَوَادُ يَا مَاجِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ وَ لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَكَ إِيَّايَ مِنْ زِيَارَتِي أَخَا رَسُولِكَ فَكَاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُسَارِعُ فِي الْخَيْرَاتِ وَ يَدْعُوكَ رَهَباً وَ رَغَباً وَ تَجْعَلَنِي لَكَ مِنَ الْخَاشِعِينَ. 20

۵. گريه در پيشگاه خداوند

يكى از رفتارهاى عاطفى انسان گريه است. هرچند درباره گريه مباحث متعددى، مانند منشأ گريه، اثرات مثبت و منفى گريه و گريه‌هاى خوب و بد، مطرح است، اما متناسب با بحث، بايد بدانيم كه گريه انواع مختلفى دارد؛ مانند گريه خوف، گريه شوق، گريه غم و اندوه و گريه فراق كه مى‌توانند با توجه به متعلّقشان، مثبت يا منفى تلقى شوند. در اين ميان، آنچه در روايات گريه براى آنها سفارش شده است، عمدتاً سه گونه مى‌باشد:

الف) گريه از روى ترس از گناهان

مؤمنان همواره به دليل گناهانى كه گاهى از ايشان سر زده است، هراسناك‌اند و تلاش مى‌كنند با گريه و انابه، از گناهى كه مرتكب شده‌اند، ابراز پشيمانى و توبه نمايند. چنين گريه‌اى نزد خداوند، بسيار ارزشمند است و به آن نيز بسيار سفارش و تشويق شده است؛ چنان‌كه پيامبر اكرم(ص) فرمود:

طُوبَى لِصُورَةٍ نَظَرَ اللهُ إِلَيْهَا تَبْكِي عَلَى ذَنْبٍ لَمْ يَطَّلِعْ عَلَى ذَلِكَ الذَّنْبِ أَحَدٌ غَيْرُ اللهِ. 21

خوشا به حال صورتى كه خداوند او را بنگرد؛ درحالى‌كه مى‌گريد بر گناهى كه غير از خداوند، هيچ‌كس بر آن آگاه نيست.

ب) گريه از روى شوق

برخى از بندگان خاص خداوند، نه از روى ترس، بلكه از روى شوق به لقاى پروردگار، همواره گريان‌اند. اين نوع گريه، از بهترين انواع گريه است كه به آن سفارش نيز شده است؛ چنان‌كه خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد:

(إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا يُتْلىٰ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً* وَ يَقُولُونَ سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنْ كٰانَ وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً* وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً) (اسراء: ١٠٧ - ١٠٩)

كسانى كه پيش از آن، به آنها دانش داده شده، هنگامى كه [اين آيات] بر آنان خوانده مى‌شود، سجده‌كنان به خاك مى‌افتند و مى‌گويند: «منزه است پروردگار ما كه وعده‌هايش به يقين انجام‌شدنى است!» آنها [بى‌اختيار] به خاك مى‌افتند و گريه مى‌كنند و [اين آيات، همواره] بر خشوعشان مى‌افزايد.

ج) گريه در رثاى اهل‌بيت(عليهم السلام)

اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام)، مصيبت‌هاى بسيارى را در راه اعتلاى كلمه حق و هدايت انسان‌ها متحمل شدند و حتى جان شيرين خود را نيز در اين راه فدا نمودند. بى‌ترديد محبت اهل‌بيت(عليهم السلام)، باعث مى‌شود مؤمنان با شنيدن مصائب ايشان، دچار غم و اندوه گردند و بى‌اختيار اشك از ديدگانشان سرازير گردد. اين گريه نيز بسيار ارزشمند است؛ به طورى‌كه در روايات امامان معصوم(عليهم السلام)، سفارش فراوانى به آن شده است؛ به ويژه در مصيبت اباعبدالله الحسين(ع).

مطابق روايات، اين گريه، آمرزش گناهان، استجابت دعاها و برآورده شدن حاجات و نزديكى به خداوند و ورود به بهشت برين را به دنبال دارد؛ چنان‌كه امام صادق(ع) فرمود:

«مَنْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ حَرَّمَ اللهُ وَجْهَهُ عَلَى النَّارِ» 22؛ «كسى كه نزد او، ما را ياد كنند و اشك از چشمانش جارى شود، خداوند صورت او را بر آتش حرام مى‌گرداند».

گريه در زيارتنامه‌هاى اهل‌بيت(عليهم السلام) نيز مورد توجه قرار گرفته است. زائر در برخى از زيارتنامه‌ها، از خداوند مى‌خواهد كه به او توفيق گريه در راه اطاعت او عطا فرمايد و در برخى ديگر، فرد با حال گريه به زيارت مى‌پردازد و گريان بودن خود را متذكر مى‌شود؛ باشد كه مورد رحمت قرار گيرد. در اينجا به برخى از اين متون توجه مى‌كنيم:

در زيارت امين‌الله مى‌خوانيم: «اللَّهُمَّ إِنَّ ... عَبْرَةَ مَنْ بَكَى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ» 23؛ «خدايا! ... اشك كسى كه از بيم تو بگريد، مورد رحم و مهر است».

زائران امام حسين(ع) نيز هنگام زيارت آن حضرت، چنين مى‌گويند:

يَا سَيِّدِي أَتَيْتُكَ زَائِراً مُوقَراً بِالذُّنُوبِ أَتَقَرَّبُ إِلَى رَبِّي بِوُفُودِي إِلَيْكَ وَ بُكَائِي عَلَيْكَ وَ عَوِيلِي وَ حَسْرَتِي وَ أَسَفِي وَ بُكَائِي وَ مَا أَخَافُ عَلَى نَفْسِي رَجَاءَ أَنْ تَكُونَ لِي حِجَاباً وَ سَنَداً وَ كَهْفاً وَ حِرْزاً وَ شَافِعاً وَ وِقَايَةً مِنَ النَّارِ غَداً. 24

اى آقاى من! به زيارت تو آمده‌ام؛ درحالى‌كه به گناهان خودم اقرار دارم و با ورودم به آستان حضرتت و گريه‌ام بر تو و نيز با ناله و حسرت و تأسف و گريه بر آنچه از آن بر خودم مى‌ترسم، به پروردگارم تقرب مى‌جويم به اين اميد كه براى من در فرداى قيامت، حجاب و مورد اعتماد و پناه و پناهگاه و شفيع و مانع از آتش دوزخ گردى.

 
پی نوشت:
1) . بحارالانوار، ج٧٠، ص٣۶۴.
2) . المزار، ص۵۵.
3) . كامل‌الزيارات، ص۴٠.
4) . «خدايا تويى پروردگار و منم پرورش‌يافته [لطف و احسان تو]، تويى آفريدگار و منم آفريده، تويى مالك [مُلك هستى] منم مِلك و مملوك، تويى بخشنده و منم خواستار عطا و بخشش، تويى روزى‌بخش و منم روزى‌خور، تويى توانا و منم ناتوان، تويى قوى و منم ضعيف، تويى فريادرس و منم فريادخواه، تويى جاودان و منم فناپذير، تويى بزرگ و منم حقير، تويى عظيم و منم كوچك، تويى مولا و منم بنده، تويى عزيز و منم ذليل، تويى بلندمرتبه و منم پست و دون‌پايه، تويى تدبيركننده [جهان] و منم تحت تدبير [تو]، تويى باقى و منم فانى، تويى حاكم و منم محكوم به گناه، تويى برانگيزاننده مردگان از گور و منم برانگيخته، تويى بى‌نياز و منم فقير، تويى زنده جاودان و منم محكوم به مرگ، تو كسى جز من را مى‌يابى كه عذابش كنى ولى من جز تو را نمى‌يابم كه به من ترحّم ورزد، خدايا! بر محمد و آل‌محمد درود فرست و فرج آنان را نزديك فرما و به ذلتم در پيشگاهت و زارى‌ام به درگاهت و احساس بيگانگى و دلتنگى‌ام از مردم و انس و الفتم به تو، به من رحم كن». بحارالانوار، ج٩٩، صص٢١ - ٢٢.
5) . كامل الزيارات، ص١۵.
6) . بحارالانوار، ج٩٨، ص٩١.
7) . كامل الزيارات، ص٣١٣.
8) . بحارالانوار، ج٩٧، ص٣٢٣.
9) . لسان العرب، ج٨، ص٧١.
10) . تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج٢٣، ص٣۴١.
11) . تفسير نمونه، ج٢٣، ص٣۴١.
12) . غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحدبن محمد تميمى آمدى، ص۶٧.
13) . بحارالانوار، ج٩٩، ص١٧.
14) . المزار، ص۵۴.
15) . بحارالانوار، ج٩٧، ص٣٨١.
16) . «ثُمَّ اغْتَسِلْ مِنَ الْفُرَاتِ ... فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ غُسْلِكَ فَالْبَسْ ثَوْبَينِ طَاهِرَينِ وَ صَلِّ رَكْعَتَينِ ... فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ صَلَاتِكَ فَتَوَجَّهْ نَحْوَ الْحَائِرِ وَ عَلَيكَ السَّكِينَة وَ الْوَقَارُ وَ قَصِّرْ خُطَاكَ... وَ سِرْ خَاشِعاً قَلْبُكَ بَاكِية عَينُكَ وَ أَكْثِرْ مِنَ التَّكْبِيرِ وَ التَّهْلِيلِ وَ الثَّنَاءِ عَلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الصَّلَاة عَلَي النَّبِى(ص) وَ الصَّلَاة عَلَي الْحُسَينِ خَاصَّة». مصباح المتهجد، ص٧١٩.
17) . بحارالانوار، ج٩٩، ص١٣.
18) . الامالى، صدوق، ص١٩٧.
19) . «خدايا دل‌هاى خاضعان، سرگردان توست و راه‌هاى مشتاقان به درگاهت نمايان است و نشانه‌هاى قاصدان كويت پيداست و دل‌هاى عارفان از تو هراسان است و صداى خوانندگان به جانب تو بلند است و درهاى اجابت به رويشان گشوده و دعاى آن كه با تو مناجات كرد، مستجاب است و توبه كسى كه به‌سوى تو بازگشت، پذيرفته است و اشك كسى كه از ترس تو گريه كرد، مورد رحم است و فريادرسى براى كسى كه به تو استغاثه كند، آماده است و كمك براى كسى‌كه از تو كمك خواست، مهيا است». المزار الكبير، ص٢٨۴.
20) . «خدايا من بنده و زائر توام با زيارت برادر رسولت به تو تقرب مى‌جويم و هركس به نزد ديگرى بيايد و او را زيارت كند، حقى به گردن او دارد. خدايا! تو بهترين كسى هستى كه ديگران به نزد او مى‌آيند و كريم‌ترين كسى هستى كه او را زيارت مى‌كنند. پس اى الله! اى بخشاينده! اى مهربان! اى بخشنده! اى بزرگوار! اى يگانه و اى غنى بالذات! اى كسى كه نزاده و زاده نشده و هيچ همانندى ندارد و همسر و فرزندى اتخاذ نكرده است! از تو مى‌خواهم كه بر محمد و آل‌محمد درود فرستى و تحفه‌ات به من از زيارت برادر رسولت را آزادى‌ام از آتش دوزخ قرار دهى و مرا از كسانى قرار دهى كه در انجام‌دادن نيكى‌ها سبقت مى‌جويند و تو را از روى ترس و رغبت مى‌خوانند و مرا از خاشعان مقابل خودت قرار دهى». المزار، ص١٠٩.
21) . بحارالانوار، ج٧۴، ص۶٣.
22) . كامل الزيارات، ص١٠۴.
23) . المزار، ص١١۵.
24) . كامل الزيارات، ص٢۴١.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally