نكات اخلاقى - تربيتى در آداب زيارت
در این نوشتار، به بيان و توضيح مختصرى درباره آداب زيارت امامان معصوم(عليهم السلام) مى‌پردازيم.
یک شنبه 27 خرداد 1397    
بازدید: 97

نكات اخلاقى - تربيتى در آداب زيارت

مقدمه

مى‌دانيم كه هدف از زيارت، كسب كمالات وجودى و فضايل و سجاياى الهى از طريق اتصال به انسان‌هاى مقرب خداوند است. درباره برخى از پيشوايان معصوم، مانند رسول اكرم(ص) 1، امام حسين(ع) 2 و امام رضا(ع) 3، چنين وارد شده است: كسى كه ايشان را زيارت كند، مثل آن است كه خدا را در عرش زيارت كرده است. بى‌شك زائر براى برقرارى ارتباط با آن بزرگواران و بهره‌مند شدن از لطف آن پيشوايان و نيز رسيدن به رستگارى واقعى، به آمادگى روحى و حضور قلب نيازمند است كه اين مهم نيز رعايت برخى آداب و مقدمات را ضرورى مى‌سازد.

در این نوشتار، به بيان و توضيح مختصرى درباره آداب زيارت امامان معصوم(عليهم السلام) مى‌پردازيم. اميد است خداوند، توفيق زيارت مقبول و كسب فيض كامل از ايشان را به ما عنايت فرمايد.

١. غسل زيارت

يكى از مستحبات زيارت امامان معصوم(عليهم السلام)، انجام دادن غسل پيش از ورود به حرم آن بزرگواران است. غسل زيارت، هم قبل از آغاز سفر زيارتى و هنگام بيرون رفتن از خانه و شهر و پيش از شروع مسافرت، مستحب است و هم قبل از تشرف به حرم مطهر امامان معصوم(عليهم السلام). 4 در استحباب غسل زيارت براى تمام معصومان(عليهم السلام)، به روايات فراوانى استناد شده است؛ براى مثال، «سليمان بن عيسى» از پدر خود نقل مى‌كند كه از امام صادق(ع) پرسيد: «اگر قادر به زيارت حضورى نباشم، چگونه مى‌توانم شما را زيارت كنم؟» حضرت در پاسخ فرمود:

يَا عِيسَى إِذَا لَمْ تَقْدِرْ عَلَى الْمَجِيءِ، فَإِذَا كَانَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَة، فَاغْتَسِلْ أَوْ تَوَضَّأْ وَ اصْعَدْ إِلَى سَطْحِكَ وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ تَوَجَّهْ نَحْوِي، فَإِنَّهُ مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي، فَقَدْ زَارَنِي فِي مَمَاتِي وَ مَنْ زَارَنِي فِي مَمَاتِي فَقَدْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي. 5

اى عيسى! اگر قادر به آمدن نيستى، در روز جمعه، غسل بجا آور يا وضو بگير و آن‌گاه به پشت‌بام برو و دو ركعت نماز بگزار و توجه خود را به سوى ما قرار ده. همانا هركس مرا در حياتم زيارت كند، گويا پس از مرگ نيز زيارتم كرده است و هركس مرا پس از مرگ زيارت كند، گويا در حياتم زيارت كرده است.

درباره استحباب غسل زيارت، حكمت‌ها و نكات اخلاقى - تربيتى متعددى ذكر شده است كه مى‌توان آنها را در موارد زير خلاصه كرد:

الف) پاكيزگى تن براى رعايت ادب حضور

نخستين هدف از انجام‌دادن غسل زيارت، طهارت و پاكيزگى جسمى است. در واقع غسل زيارت، فضاى مطلوب‌ترى را در اماكن زيارتى ايجاد مى‌كند. ادب تشرف به محضر يك شخصيت والا ايجاب مى‌كند كه ديداركننده با پاكيزگى كامل و با بهترين لباس و نيكوترين وضع و با آراستگى كامل، به حضور آن بزرگوار برود تا اداى احترام كرده باشد. غسل پيش از زيارت، تا حدى تأمين‌كننده اين هدف است.

از امام صادق(ع) درباره آيه (خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ) 6 پرسيدند؛ حضرت فرمود:

«الغُسْلُ عِندَ لِقاءِ كُلِّ إِمامٍ». 7 در واقع حضرت، غسل هنگام ديدار هر امام را مصداقى از آراستگى هنگام عبادت يا حضور در عبادتگاه به شمار آورده است. 8

ب) طهارت نفس و پاك شدن از گناهان و لياقت شرفيابى به محضر معصوم(ع)

هرچند غسل در ظاهر، شست‌وشويى جسمى است، اما به دليل آنكه به دستور خدا و به قصد قربت انجام مى‌شود، نورانيت و صفاى روح را نيز در پى دارد. كسى كه براى تشرف به حرم، آلودگى‌هاى جسمى را مى‌شويد، بايد آلودگى‌هاى روحى را هم بزدايد؛ تا لياقت حضور در محضر معصوم و كسب فيض و معنويت از محضر آن بزرگواران را داشته باشد؛ «شست‌وشويى كن و آن‌گه به خرابات خرام».

شرفيابى به محضرى كه به نص آيه تطهير، از طهارت و قداست ويژه برخوردار است و باريابى به صحن و سرايى كه نشان از نزاهت و پاكى الهى دارد، ايجاب مى‌كند كه انسان بدون تحصيل طهارت برتر، يعنى غسل، به آن حريم نزديك نشود و بدون آراستگى جان و پيراستگى تن، به آن بيت رفيع قدم ننهد؛ زيرا غسل ظاهرى، نمادى از شست‌وشوى روان و پاكى جان است.

امام صادق(ع) درباره چگونگى زيارت امام‌حسين(ع)، به «صفوان جمّال» چنين فرمود:

وقتى خواستى به زيارت بروى، از آب فرات غسل كن و هنگام غسل بگو: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَ سُقْمٍ وَ آفَةٍ وَ عاهَةٍ، اللَّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبي وَ اشْرَحْ بِهِ صَدْري وَ سَهِّلْ لي بِهِ امْري»؛ 9«به نام خدا و به يارى خدا. خدايا! اين آب را نور، پاكى، دفع‌كننده شرّ و شفا از هر بيمارى و مرض و آفتى قرار بده. پروردگارا! قلبم را با آن پاكيزه نما و سينه‌ام را گشاده گردان و امورم را بر من آسان نما».

بنابراين، ادب زيارت اقتضا مى‌كند كه زيارت با داشتن غسل انجام گيرد؛ به گونه‌اى كه طبق بيان مرحوم مفيد، حتى اگر غسل نقض و باطل شد، فرد دوباره غسل كند:

والغسل لزيارة الائمه(عليهم السلام) سنّة... و من اغتسل لزيارة امام من الائمة فلا يحدث ما ينقض الوضوء قبل الزيارة و إن أحدث شيئاً نقض به طهارته قبل زيارته فليغتسل ثانياً. 10

و غسل براى زيارت ائمه مستحب است... و كسى كه براى زيارت يكى از امامان غسل مى‌كند قبل از زيارت، كارى كه باعث باطل شدن وضو مى‌شود انجام ندهد و اگر قبل از زيارت، عملى انجام داد كه باعث بطلان وضو مى‌باشد، دوباره غسل كند.

٢. اذن دخول

يكى از آداب ورود به حرم اهل‌بيت(عليهم السلام) خواندن دعاى اذن دخول و اجازه گرفتن براى وارد شدن به حرم آن بزرگواران است. دعاهاى متعددى براى اذن دخول، وارد شده است. برخى از دعاهاى اذن دخول، عام هستند و مى‌توان آنها را هنگام ورود به حرم هر يك از ائمه اطهار(عليهم السلام) خواند. اما براى ورود به برخى از حرم‌ها، اذن دخول‌هاى خاص نيز وارد شده است. زائران اهل‌بيت(عليهم السلام) هنگام ورود به حرم، كنار درِ آن حرم‌هاى شريف مى‌ايستند و به منظور كسب آمادگى روحى بيشتر، دعاى اذن دخول مى‌خوانند. در انجام‌دادن اين كار، نكات اخلاقى و تربيتى متعددى وجود دارد كه در اينجا به آنها اشاره مى‌كنيم:

الف) كسب توجه و حضور قلب [و بيرون آمدن از غفلت و بى‌توجهى]

زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) عبادت است و زمانى عبادت ارزش واقعى خود را مى‌يابد كه زيارت‌كننده، با توجه و حضور قلب به عمل اقدام نمايد. زيارت با حال غفلت، همانند نماز بدون حضور قلب است و ارزش و اثر چندانى بر آن مترتب نيست؛ چنان‌كه از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است كه حضرت فرمود:

ادْعُوا الله وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَةِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الله لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبِ غَافِلٍ لَاهٍ. 11

خدا را با يقين به اجابت بخوانيد و بدانيد كه خداوند، دعاى قلب غافل و بى‌توجه را مستجاب نمى‌كند.

يكى از فوايد مهم‌خواندن اذن دخول، اين است كه فرد را از غفلت خارج مى‌كند و او را متوجه عملى مى‌كند كه قصد انجام‌دادن آن را دارد. در اين حالت، زائر توجه بيشترى مى‌كند كه كيست و در چه موقعيتى قرار گرفته است و قصد تشرف به چه جايگاهى را دارد. زائر بايد قبل از زيارت بداند كه در كجاست و به ديدار چه انسانى آمده است. در اين صورت است كه زائر، از شتاب در زيارت خوددارى مى‌كند و از آن بهره‌مند مى‌گردد و به نكات ديگرى كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد، توجه مى‌كند.

ب) رعايت ادب و احترام

همه ما معتقديم كه رعايت ادب مقابل بزرگان و افراد شايسته احترام، وظيفه‌اى اخلاقى و لازم و نشانه تربيت صحيح و كمال‌يافتگى است. به همين دليل، در روايات به اين مسئله بسيار سفارش شده است؛ چنان‌كه نقل شده است امام صادق(ع) فرمود:

إِنَ‌ّ خَيْرَ مَا وَرَّثَ الْآبَاءُ لِأَبْنَائِهِمُ الْأَدَبُ، لَا الْمَالُ فَإِنَّ الْمَالَ يَذْهَبُ، وَ الْأَدَبَ يَبْقى. 12

همانا بهترين چيزى كه پدران به فرزندان خود به ارث مى‌گذارند، ادب است نه مال؛ زيرا مال از بين مى‌رود و ادب، باقى مى‌ماند.

يكى از دستورهاى خداى متعال به مسلمانان، آن است كه براى ورود به خانه پيامبر اكرم(ص) اجازه بگيرند؛ چنان‌كه خداوند مى‌فرمايد: (يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاّٰ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ) ؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! داخل خانه‌هاى پيامبر(ص) نشويد؛ مگر آنكه به شما اجازه داده شده باشد». (احزاب: ۵٣)

از سوى ديگر مى‌دانيم كه خانه اهل‌بيت پيامبر(ص) جداى از خانه پيامبر(ص) نيست؛ چون آنها همه نور واحدند. همچنين مى‌دانيم كه حيات و مرگ ايشان يكى است. آنان ما را مى‌بينند و سخنان ما را مى‌شنوند. ازاين‌رو، ادب حكم مى‌كند كه پيش از ورود به بارگاه ملكوتى آن پيشوايان بزرگ نيز اجازه بگيريم و با رعايت اين ادب وارد شويم. گفتنى است در اذن دخول معروف نيز به اين مطلب پرداخته شده است؛ آنجا كه مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ صَاحِبِ هَذَا الْمَشْهَدِ الشَّرِيفِ فِي غَيْبَتِهِ كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِه. 13

خدايا! من به حرمت صاحب اين زيارتگاه شريف در غيبت ايشان اعتقاد دارم؛ همان‌گونه كه به لزوم حرمت او در زمان حضورش اعتقاد دارم.

ج) توجه به حيات ائمه(عليهم السلام) و قرار داشتن در محضر ايشان

هنگامى كه انسان مى‌خواهد يكى از اهل‌بيت(عليهم السلام) را زيارت كند، لازم است متوجه اين مطلب باشد كه اهل‌بيت(عليهم السلام)، هم‌اكنون نيز كه قرن‌ها از مرگ ظاهرى آنها مى‌گذرد، زنده‌اند، او را مى‌بينند، سخنان او را مى‌شنوند و او واقعاً در حال شرفيابى به محضر ايشان است.

توجه داشتن به اين مطلب، هنگام زيارت، باعث مى‌شود انسان زيارت را با روحيه بهتر و توجه خاص انجام دهد. او خود را واقعاً در خانه آن معصوم و در حضور او مى‌بيند. واقعاً به او سلام مى‌كند، از رفتارهاى غلط گذشته‌اش احساس شرمسارى مى‌كند و تصميم مى‌گيرد كه بعد از اين، مرتكب آن كارهاى خلاف نشود. در اين حال زائر، از پيشواى معصوم خود اجازه ورود مى‌گيرد و نگران است كه نكند به او اجازه ورود داده نشود.

هنگام زيارت نيز، به گونه واقعى، با پيشواى خود سخن مى‌گويد و او را در درگاه خداوند براى برآورده شدن حاجات دنيوى و اخروى خود، شفيع قرار مى‌دهد. ازاين‌رو در اذن دخول مى‌خوانيم:

أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفَاءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ يَرَوْنَ مَقَامِي وَ يَسْمَعُونَ كَلَامِي وَ يَرُدُّونَ سَلَامِي وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلَامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ. 14

و علم دارم كه فرستاده‌ات و جانشينانت كه درود بر ايشان باد، زنده‌اند و نزد تو به ايشان روزى داده مى‌شود. جايگاهم را مى‌بينند و سخن مرا مى‌شنوند و سلام مرا پاسخ مى‌دهند و همانا تو مانع از شنيدن سخن ايشان توسط من شده‌اى و [در عوض،] باب فهم مرا به مناجات لذت‌بخش با ايشان گشوده‌اى.

د) احساس خضوع و خشوع و رقت قلب

زائر پس از گذراندن مراحل قبل، مقابل آستان آن معصوم، احساس فروتنى مى‌كند و قلبش مى‌شكند. بى‌اختيار اشكش سرازير مى‌شود و با دلى آماده براى ملاقات با معصوم، قدم بر آستان ايشان مى‌گذارد.

درباره زيارت امام حسين(ع) در روايتى از امام صادق(ع) چنين آمده است: [پس از خواندن اذن دخول]

«فَإِنْ خَشَعَ قَلْبُكَ وَ دَمَعَتْ عَيْنُكَ فَهُوَ عَلَامَةُ الْإِذْنِ فَادْخُلْ»؛ 15 «اگر قلبت خاشع شد و اشكت سرازير گرديد، اين علامت اذن است. پس داخل شو».

ازاين‌رو مرحوم شهيد اول در اين‌باره مى‌گويد:

وَ ثانيها: الْوُقُوفُ عَلى بابِهِ وَ الدُّعاءُ وَ الاستِئذانُ بِالْمَأْثُور فَإنْ وَجَدَ خُشُوعَاً وَ رِقَّةً دَخَلَ وَ إلّا فَالأَفضَل لَهُ تَحَرّى زَمانَ الرِقَّةِ لأَنَّ الْغَرَضَ الأَهَمّ حُضُورُ القَلبِ لِيَلقَى الرَّحْمَة النّازَلَةِ مِنَ الرَّبِّ. 16

دوم: بر درِ آن حرم شريف بايستد و دعا و اذن دخول بخواند؛ آن‌گونه كه در روايات وارد شده است. پس اگر در خود رقّت و خشوعى يافت، داخل شود؛ وگرنه افضل آن است كه درصدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقّت و خشوعى حاصل گردد [و در آن حال، به زيارت بيايد]؛ زيرا هدف مهم‌تر، حضور قلب براى دستيابى به رحمتى است كه از ناحيه پروردگار نازل مى‌گردد.

حاج شيخ عباس قمى(رحمه الله)، اذن دخول به حرم اهل‌بيت(عليهم السلام) را اين‌گونه توصيف مى‌كند:

يازدهم: بر درِ حرمِ شريف ايستادن و اذن دخول در آنجا طلبيدن به كلمات مأثوره يا به سلام كردن بر پيغمبر و ائمه(عليهم السلام)، و سعى در تحصيل رقت قلب و سوزش دل و خضوع و شكستگى خاطر نمودن با تصور و فكر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور و اينكه مى‌بيند ايستادن او را و مى‌شنود كلام او را و جواب مى‌دهد سلام او را؛ چنان‌كه به همه اينها شهادت مى‌دهد در وقت خواندن اذن دخول.

همچنين تدبر در محبت و لطف و مكرمتى كه بر شيعيان و زائران خود دارند و تأمل در خرابى‌هاى حال خود و خلاف‌ها كه به آن بزرگواران كرده و فرموده‌هاى بى‌حد كه از ايشان نشنيده و آزارها و اذيت‌ها كه از او به ايشان يا به خاصّان و دوستانشان رسانده است كه برگشت آن، به آزردن ايشان است و اگر به راستى در خود نگرد، قدم‌هايش از رفتن بازافتد و قلبش هراسان و چشمش گريان شود و روح تمام آداب، بلكه زيارت در همين است كه اگر اين نعمت روزى شد، بسيارى از آداب قهراً و ندانسته به عمل آيد.

براى فهميدن اذن دادن صاحب آن مرقد شريف در دخول در آن محضر انور، علامت باشد

و شيخ شهيد(رحمه الله) در دروس فرموده است بعد از ذكر اين ادب: اگر در قلب خود، خشوع و رقتى ديد، داخل شود؛ وگرنه درصدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب خود، رقتى يابد؛ زيرا غرضِ اهمّ، حضور قلب است براى دريافت رحمتى كه از پروردگار فرو مى‌آيد؛ يعنى قلب قاسى غافلِ ساهى، قابل نيست براى نزول رحمت خاصّه در آن. پس زيارتش جسدى شود بى‌روح و لفظى بى‌معنا؛ مالى رفته و بدنى خسته برايش بماند. 17

٣. سلام به ساير امامان معصوم(عليهم السلام)

در بسيارى از زيارتنامه‌ها، قبل از آغاز سلام به معصوم مورد نظر و زيارت او، به انبياى الهى و ائمه پيشين(عليهم السلام) سلام داده مى‌شود؛ براى مثال، در زيارت اميرمؤمنان(ع) مى‌خوانيم:

السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ، وَ نُوحٍ نَبِيِّ اللهِ، وَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللهِ، وَ مُوسَى كَلِيمِ اللهِ، وَ عِيسَى رُوحِ اللهِ، وَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللهِ، وَ مَنْ بَيْنَهُمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً. 18

سلام بر آدم برگزيده خدا و نوح پيامبر خدا و ابراهيم دوست خدا و موسى سخنگوى با خدا و عيسى روح خدا و محمد محبوب خدا و كسانى كه بين ايشان بودند از پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان و آنها خوب رفيقانى‌اند.

در يكى از زيارتنامه‌هاى امام حسين(ع)، اين‌گونه بر بسيارى از پيامبران سلام داده مى‌شود:

السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ مِنْ خَلِيقَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى شَيْثٍ وَلِيِّ اللهِ وَ خِيَرَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى إِدْرِيسَ الْقَائِمِ للهِ بِحُجَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ الْمُجَابِ فِي دَعْوَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى هُودٍ الْمَمْدُودِ مِنَ اللهِ بِمَعُونَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى صَالِحٍ الَّذِي تَوَّجَهَ اللهُ بِكَرَامَتِهِ السَّلَامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ الَّذِي حَبَاهُ اللهُ بِخَلَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى إِسْمَاعِيلَ الَّذِي فَدَاهُ اللهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ مِنْ جَنَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى إِسْحَاقَ الَّذِي جَعَلَ اللهُ النُّبُوَّةَ فِي ذُرِّيَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى يَعْقُوبَ الَّذِي رَدَّ اللهُ عَلَيْهِ بَصَرَهُ بِرَحْمَتِهِ السَّلَامُ عَلَى يُوسُفَ الَّذِي نَجَّاهُ اللهُ مِنَ الْجُبِّ بِعَظَمَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى مُوسَى الَّذِي فَلَقَ اللهُ الْبَحْرَ لَهُ بِقُدْرَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى هَارُونَ الَّذِي خَصَّهُ اللهُ بِنُبُوَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى شُعَيْبٍ الَّذِي نَصَرَهُ اللهُ عَلَى أُمَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى دَاوُدَ الَّذِي تَابَ اللهُ عَلَيْهِ مِنْ خَطِيئَتِهِ السَّلَامُ عَلَى سُلَيْمَانَ الَّذِي ذَلَّتْ لَهُ الْجِنُّ بِعِزَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى أَيُّوبَ الَّذِي شَفَاهُ اللهُ مِنْ عِلَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى يُونُسَ الَّذِي أَنْجَزَ اللهُ لَهُ مَضْمُونَ عِدَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى عُزَيْرٍ الَّذِي أَحْيَاهُ اللهُ بَعْدَ مَيْتَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى زَكَرِيَّا الصَّابِرِ فِي مِحْنَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى يَحْيَى الَّذِي أَزْلَفَهُ اللهُ بِشَهَادَتِهِ السَّلَامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللهِ وَ كَلِمَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللهِ وَ صَفْوَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي‌طَالِبٍ، الْمَخْصُوصِ بِأُخُوَّتِهِ، السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ابْنَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ وَصِيِّ أَبِيهِ وَ خَلِيفَتِهِ، السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الَّذِي سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ. 19

در زيارتنامه‌ها از اين‌گونه موارد بسيار است كه ما به منظور اختصار، از بيان بقيه آنها صرف‌نظر مى‌كنيم. اما سؤال اين است كه اين كار به چه دليل است؟! آيا حكمتى در اين كار نهفته است؟! آيا تنها براى بهره‌گيرى از ثواب اين عمل است؟! كمى دقت در اين مسئله، نكات اخلاقى و تربيتى مهمى را در اين‌باره براى ما آشكار مى‌كند كه به برخى از آنها در اينجا اشاره مى‌نماييم:

الف) رعايت ادب و احترام

پيش‌تر، در اين‌باره سخن گفتيم. امام صادق(ع) فرمود:

«عَظِّمُوا كِبَارَكُمْ» 20؛ «بزرگان خود را تعظيم كنيد». بى‌ترديد امامان معصوم(عليهم السلام) بزرگان ما هستند و ازاين‌رو لازم است درباره ايشان، ادب و احترام را رعايت كنيم. اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) جايگاه بلندى نزد خداوند دارند و پيشوايان ما محسوب مى‌شوند. آنان بى‌شك، حق بزرگى بر

گردن همه ما شيعيان دارند. ازاين‌رو رعايت احترام ايشان بر ما لازم است؛ چنان‌كه پيامبر اكرم(ص) فرمود:

«أَيُّهَا النَّاسُ عَظِّمُوا اهلَ‌بَيتي فِي حَيَاتِي وَ مِنْ بَعْدِي وَ أَكْرِمُوهُمْ وَ فَضِّلُوهُم» 21؛ «اى مردم! اهل‌بيت مرا در حال حيات و بعد از مرگ من تعظيم كنيد و آنها را گرامى بداريد و بر ديگران برترى دهيد».

بى‌ترديد زيارت كردن و خواندن زيارتنامه در حرم امامان معصوم(عليهم السلام)، به گونه‌اى تعظيم و بزرگداشت ايشان محسوب مى‌شود. كنار آن، سلام دادن به پيامبران و امامان پيشين نيز مى‌تواند رعايت فضيلت اخلاقى و دينى و برخورد مؤدبانه با ايشان به حساب آيد.

ب) ابراز محبت به اولياى پيشين

انبياى الهى و ائمه اطهار(عليهم السلام) به عنوان رهبران معنوى جوامع در طول تاريخ و نيز به عنوان مؤمنان واقعى، به حكم آيه شريفه (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمٰنُ وُدًّا) 22، مورد محبت مسلمانان قرار دارند. همچنين براساس آيات قرآن كريم و روايات بسيار، لازم است كه مسلمانان، اهل‌بيت پيامبر اكرم(ص) را دوست داشته باشند؛ براى مثال، خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد: (قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ)؛ 23«بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‌كنم؛ جز دوست‌داشتن نزديكانم [اهل‌بيتم]».

سلام دادن به پيامبران و ائمه پيشين(عليهم السلام)، از سويى، ابراز علاقه به ايشان و نشان‌دهنده دوست داشتن آنان است و از سوى ديگر، مى‌تواند محبت ما را به آن بزرگواران افزايش دهد.

ج) قدردانى از انبيا و امامان پيشين، به دليل زحماتشان

خداوند، شكور است و از بندگان خوب خود، تشكر و قدردانى مى‌كند. 24 خداوند متعال در آيات متعددى از قرآن، به تعريف و تمجيد از پيامبران پيشين پرداخته و حتى به ايشان سلام داده است. در قرآن كريم مى‌خوانيم:

(سَلاٰمٌ عَلىٰ نُوحٍ فِي الْعٰالَمِينَ)؛ «سلام بر نوح در ميان جهانيان باد». (صافات: ٧٩)

(سَلاٰمٌ عَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ)؛ «سلام بر ابراهيم». (صافات: ١٠٩)

(سَلاٰمٌ عَلىٰ مُوسىٰ وَ هٰارُونَ)؛ «سلام بر موسى و هارون». (صافات: ١٢٠)

(سَلاٰمٌ عَلىٰ إِلْ‌يٰاسِينَ)؛ «سلام بر ال‌ياسين». (صافات: ١٣٠)

(وَ سَلاٰمٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ)؛ «سلام بر رسولان». (صافات: ١٨١)

يكى از دلايل اين كار مى‌تواند اين باشد كه انبيا و ائمه پيشين، نقش بى‌بديلى در اعتلاى كلمه حق در جهان داشته‌اند و در راه رساندن دين الهى به ما تلاش بسيارى نموده‌اند. خداى متعال نيز خواسته است با سلام دادن به آنها، از زحمات و تلاش‌هاى آنان در اشاعه توحيد و خداپرستى و دعوت مردم به سوى خدا، قدردانى كرده باشد.

از سوى ديگر، يكى از دستورهاى دينى و اخلاقى ما اين است كه از كسانى كه به ما خوبى مى‌كنند، تشكر كنيم. امام على(ع) فرمود:

«الشُّكْرُ تَرْجُمانُ النِّيَّةِ وَ لِسانُ الطَّوِيَّةِ» 25؛ «تشكر و قدردانى، آشكارسازنده نيت و زبان درون آدمى است».

بنابراين، سلام دادن به پيامبران و ائمه پيشين نيز مى‌تواند تشكر و قدردانى از زحمات آنان در راه تبليغ دين الهى و رساندن پيام خدا به ما قلمداد گردد.

د) اقرار به نبوت و امامت و اظهار اعتقاد به همه پيامبران و ائمه اطهار(عليهم السلام)

نبوت و امامت، از اصول دين ماست. مطابق قرآن كريم، يك مؤمن واقعى، به خدا، ملائكه، كتاب‌هاى آسمانى و پيامبران فرستاده شده از سوى خداوند، ايمان دارد؛ پيامبران عظيم‌الشأنى، از قبيل حضرت آدم(ع)، حضرت نوح(ع)، حضرت ابراهيم(ع)، حضرت موسى(ع)، حضرت عيسى(ع) و حضرت محمد(ص) را فرستاده خدا مى‌داند و در اين‌باره ميان آنان فرقى نمى‌گذارد.

همچنين شيعيان، ائمه اطهار(عليهم السلام) را يكى پس از ديگرى، جانشينان پيامبر اكرم(ص) مى‌دانند. پيروى از آنان را واجب مى‌شمارند و در اعتقاد به آنان و لزوم اطاعت از ايشان، تفاوتى ميانشان قائل نيستند؛ چنان‌كه خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد:

(آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لاٰ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا غُفْرٰانَكَ رَبَّنٰا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ) (بقره: ٢٨۵)

پيامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است و همه مؤمنان [نيز]، به خدا و فرشتگانش و كتاب‌هاى او و فرستادگانش، ايمان آورده‌اند [و گفتند:] ما ميان هيچ‌يك از پيامبران او، فرق نمى‌گذاريم [و به همه ايمان داريم]. و گفتند: «ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! به آمرزش تو اميدواريم و بازگشت [ما] به سوى توست».

ما در واقع با سلام دادن به پيامبران و ائمه پيشين، اعتقاد خود را به ايشان نيز ابراز مى‌كنيم و نشان مى‌دهيم كه در اعتقاد به آنان، به عنوان رسولان الهى يا جانشينان پيامبر اكرم(ص)، فرقى ميان ايشان قائل نيستيم.

در واقع زيارت هريك از معصومان، اعلام اعتقاد به ولايت او و اظهار آمادگى براى اطاعت از اوست و اين مطلب در متن برخى از زيارتنامه‌ها هم آمده است؛ براى مثال، در زيارت اميرمؤمنان(ع) در روز غدير مى‌خوانيم:

أَشْهَدُ شَهَادَةَ حَقٍّ وَ أُقْسِمُ بِاللهِ قَسَمَ صِدْقٍ أَنَ‌ّ مُحَمَّداً وَ آلَهُ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِمْ سَادَاتُ الْخَلْقِ وَ أَنَّكَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَّكَ عَبْدُ اللهِ وَ وَلِيُّهُ وَ أَخُو الرَّسُولِ وَ وَصِيُّهُ وَ وَارِثُهُ. 26

از روى حقيقت گواهى مى‌دهم و به خدا به درستى قسم ياد مى‌كنم كه محمد و خاندان او كه درود خدا بر آنها باد، بزرگان انسان‌ها هستند و شما، مولاى من و سرور مؤمنان مى‌باشى و [گواهى مى‌دهم كه] شما، بنده خدا و ولى خدا و برادر رسول خدا و جانشين و وارث ايشانى.

همچنين سلام بر پيامبران و امامان سابق و سلام به معصوم مورد زيارت پس از سلام به آنها، نوعى اقرار به درستى مسير معصوم مورد زيارت و اظهار ايمان به وى و اعتقاد به صحت مسير اوست. به همين دليل، گاهى در خود زيارتنامه هم به اين مطلب اشاره شده است؛ چنان‌كه از امام هادى(ع) نقل شده است كه در زيارت امام موسى بن جعفر(عليهماالسلام) چنين مى‌گويى:

وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ آبَاؤُكَ الطَّاهِرُونَ وَ أَجْدَادُكَ الطَّيِّبُونَ الْأَوْصِيَاءُ الْهَادُونَ الْأَئِمَّةُ المَهْدِيُّون. 27

گواهى مى‌دهم كه تو بر همان راهى رفتى كه پدران طاهر و اجداد پاكيزه‌ات، جانشينان پيامبر(ص) و هدايت‌كنندگان و امامان هدايت‌شده، رفتند.

۴. نماز زيارت

يكى از مستحبات زيارت آن است كه زائر پس از قرائت زيارتنامه، دو يا چند ركعت نماز بخواند. اين عمل در عين حال كه عبادت است، دربردارنده نكات اخلاقى و تربيتى متعددى است كه زائر مى‌تواند با توجه به آنها، بر ارزش زيارت خود بيفزايد. در ادامه، به برخى از اين نكات، اشاره مى‌كنيم:

الف) توحيد و خداپرستى در همه احوال

اصل اساسى همه اعتقادات در اسلام، اعتقاد به خداى يگانه و پرستش اوست. «لا الهَ الّا الله»، يكى از بهترين ذكرهاست و شهادت به يگانگى خداوند، يكى از دو شهادت براى ورود به دايره مسلمانى است. از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود:

«يا أيُّهَا الناسُ قولوا لا إلهَ إلَّا اللهُ تُفْلِحوا». 28به همين دليل مى‌بينيم كه در ابتدا يا در ضمن بسيارى از زيارتنامه‌ها، شهادت به وحدانيت خدا، مورد توجه قرار گرفته است؛ براى مثال، در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم:

أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ كَمَا شَهِدَ اللهُ لِنَفْسِهِ وَ شَهِدَتْ لَهُ مَلَائِكَتُهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم. 29

گواهى مى‌دهم كه معبودى جز الله نيست. او يگانه است و شريكى ندارد؛ همان‌گونه كه خدا براى خود شهادت مى‌دهد و فرشتگان و صاحبان دانش از ميان بندگانش [هركدام به گونه‌اى] بر اين مطلب گواهى مى‌دهند؛ معبودى جز او نيست و هم توانا و هم حكيم است.

اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) با وجود مقام بلندشان در نزد خداوند، همواره در پيشگاه الهى بنده‌اند. هيچ‌گاه آن بزرگواران از ياد خدا غافل نبودند و نهايت خضوع و خشوع را در مقابل خدا ابراز مى‌كردند و همه عمر خود را در راه بندگى و ساييدن پيشانى در پيشگاه عظمت خداوند صرف كردند.

زيارت آن پيشوايان مقدس، به زائران درس بندگى و اطاعت مى‌دهد. بارگاه ملكوتى آن بزرگواران، انسان‌ها را به سوى توحيد و بندگى و خداپرستى دعوت مى‌كند. در واقع، معتقدان به آن پيشوايان، زيارت را قربة الى الله و به قصد عبادتى پرفضيلت انجام مى‌دهند. معمولاً متن زيارتنامه‌ها دربردارنده مطالبى است كه زائر با خواندن آنها بندگى خود را به درگاه خداوند نشان مى‌دهد؛ براى مثال، در زيارت امام حسين(ع) در روز عرفه، هنگام ورود مى‌خوانيم:

اللهُ أَكْبَرُ كَبِيراً وَ الحَمْدُ للهِ كَثِيراً وَ سُبْحَانَ اللهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا، الحَمْدُ للهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللهُ. 30

خداى بزرگ است به كمال بزرگى و ستايش فراوان خاص خداست و منزه است خدا در صبح و شام و ستايش، خاص خدايى است كه ما را به اين راه راهنمايى فرمود و اگر خدا راهنمايى‌مان نمى‌كرد، ما خود راهنمايى نمى‌شديم.

نماز پس از زيارت نيز همين‌گونه است؛ در واقع زائران آن پيشوايان معصوم(عليهم السلام) پس از خواندن زيارتنامه، با خواندن نماز زيارت، از سويى بندگى خود را در پيشگاه حضرت حق به نمايش مى‌گذارند و از سوى ديگر، پيروى خود را از اهل‌بيت(عليهم السلام) در تلاش براى عبادت خداوند، نشان مى‌دهند. دعاهاى وارد شده پس از نماز زيارت، بهترين گواه بر اين مسئله است؛ براى مثال، در زيارت اميرمؤمنان(ع) پس از نماز زيارت مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ وَ إِنِّي عَبْدُكَ وَ زَائِرُكَ... فَأَسْأَلُكَ يَا اللهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا جَوَادُ يَا مَاجِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ وَ لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحمَّدٍ... . 31

خدايا! من بنده و زائر توام... پس اى الله و اى رحمان و اى رحيم! اى اهل جود و كرم! اى بزرگوار! اى يگانه! اى غنى بالذات! اى كسى كه نزاده و زاده نشده‌اى و هيچ مثل و مانندى ندارى و همسر و فرزندى نگرفته‌اى! از تو مى‌خواهم كه بر محمد و آل‌محمد درود فرستى... .

زائران اباعبدالله الحسين(ع) نيز پس از نماز زيارت مى‌گويند:

اللَّهُمَّ إِنِّي صَلَّيْتُ وَ رَكَعْتُ وَ سَجَدْتُ لَكَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لِأَنَّ الصَّلَاةَ وَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ لَا يَكُونُ إِلَّا لَكَ لِأَنَّكَ أَنْتَ اللهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت. 32

خدايا! من براى تو نماز گزاردم و ركوع و سجده كردم. تو يگانه‌اى و شريكى ندارى؛ چون نماز و ركوع و سجده، جز براى تو جايز نيست؛ چراكه تو آن خدايى هستى كه جز او معبودى نيست.

ب) ايجاد آمادگى براى دعا به درگاه خداوند

انسان‌ها نيازمند معبودشان‌اند و خواسته‌هاى بسيارى دارند كه برآورده شدن آنها جز با عنايت خاص خداوند ممكن نيست. بى‌ترديد زيارت اهل‌بيت(عليهم السلام) مى‌تواند فرد را به لحاظ روحى، آماده بيان خواسته خود كند. خواندن نماز زيارت نيز موجب افزايش ارتباط روحى ميان انسان و خداوند مى‌گردد؛ به طورى‌كه شخص زائر به راحتى مى‌تواند به درگاه پروردگار خويش عرض حاجت و نياز كند. ازاين‌رو مى‌بينيم كه در برخى از زيارتنامه‌ها، پس از نماز زيارت، دعاى خاصى كه بيانگر حاجات دنيوى و اخروى زائر مى‌باشد، بيان شده است؛ براى مثال، در بخشى از دعاى پس از نماز زيارت امام جواد(ع) آمده است:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آل‌محمد وَ قَرِّبْ فَرَجَهُمْ وَ ارْحَمْ ذُلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَضَرُّعِي إِلَيْكَ وَ وَحْشَتِي مِنَ النَّاسِ وَ أُنْسِي بِكَ يَا كَرِيمُ ثُمَّ تَصَدَّقْ عَلَيَّ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ بِرَحْمَةٍ مِنْ عِنْدِكَ تُهْدِيءُ بِهَا قَلْبِي وَ تَجْمَعُ بِهَا أَمْرِي وَ تَلُمُّ بِهَا شَعَثِي وَ تُبَيِّضُ بِهَا وَجْهِي وَ تُكْرِمُ بِهَا مَقَامِي وَ تَحُطُّ بِهَا عَنِّي وِزْرِي وَ تَغْفِرُ بِهَا مَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِي وَ تَعْصِمُنِي فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي وَ تَسْتَعْمِلُنِي فِي ذَلِكَ كُلِّهِ بِطَاعَتِكَ وَ مَا يُرْضِيكَ عَنِّي وَ تَخْتِمُ عَمَلِي بِأَحْسَنِهِ وَ تَجْعَلُ لِي ثَوَابَهُ الْجَنَّةَ وَ تَسْلُكُ بِي سَبِيلَ الصَّالِحِينَ وَ تُعِينُنِي عَلَى صَالِحِ مَا أَعْطَيْتَنِي كَمَا أَعَنْتَ الصَّالِحِينَ عَلَى صَالِحِ مَا أَعْطَيْتَهُمْ وَ لَا تَنْزِعْ مِنِّي صَالِحاً أَعْطَيْتَنِيهِ أَبَداً وَ لَا تَرُدَّنِي فِي سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِي مِنْهُ أَبَداً وَ لَا تُشْمِتْ بِي عَدُوّاً وَ لَا حَاسِداً أَبَداً وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ يَا رَبَّ الْعَالَمِين. 33

ج) جلوگيرى از غلوّ درباره اهل‌بيت(عليهم السلام)

يكى از خطراتى كه شيعيان را تهديد مى‌كند، اعتقادات و تعابير غلوآميز درباره پيشوايان است. همان‌طور كه بى‌اعتقادى به ايشان، باعث نقصان ايمان است، غلوّ و زياده‌روى در اعتقاد به آن بزرگواران نيز خارج از مسير ايمان است و حتى مى‌تواند باعث كفر گردد.

اهل‌بيت(عليهم السلام) به شدت از اعتقادات غلوگونه درباره خودشان نهى فرموده‌اند؛ چنان‌كه پيامبر اكرم(ص) فرمود:

«لَا تَرْفَعُونِي فَوْقَ حَقِّي فَإِنَّ الله تَعَالَى اتَّخَذَنِي عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَنِي نَبِيّا» 34؛ «مرا بالاتر از آنچه سزاوار آنم بالا نبريد؛ به درستى كه خدا قبل از آنكه مرا به پيامبرى برگزيند، بنده خود قرار داد».

امام رضا(ع) نيز فرمود:

مَنْ تَجَاوَزَ بِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ(ع) الْعُبُودِيَّةَ فَهُوَ مِنَ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ مِنَ الضَّالِّين. 35

كسى كه اميرمؤمنان(ع) را از مرتبه بندگى بالاتر ببرد، [مطابق آيه آخر سوره حمد،] از كسانى است كه بر آنها غضب شده و از گمراهان است.

در بسيارى از زيارتنامه‌ها، تعابير خيره‌كننده‌اى درباره اهل‌بيت(عليهم السلام) بيان گرديده است؛ براى مثال در زيارت جامعه كبيره مى‌خوانيم:

پدر و مادرم و جان و اهل و مالم به فداى شما باد؛ هركس اراده خداشناسى و اشتياق به خدا در دل يافت، به پيروى شما يافت و هركس خدا را به يگانگى شناخت، به تعليم شما پذيرفت و هركس آهنگ خدا نمود، با توجه به شما بود. اى پيشوايان من! صفات كماليه شما آن‌قدر است كه ثناى شما را شمارش نتوانم كرد و به كنه مدح و توصيف قدر و منزلت شما نتوانم رسيد و شماييد نور قلب خوبان و هدايت‌كنندگان نيكوكاران و حجت‌هاى خداى مقتدر جبار. خداوند به شما عالم را آغاز كرد و به شما نيز كتاب آفرينش را ختم فرمود و به واسطه شما بر ما باران رحمت نازل كرد و به واسطه شما آسمان را به پا داشت تا بر زمين جز به امرش فرو نيايد و به واسطه شما غم و اندوه و رنج‌ها را از دل‌ها برطرف مى‌گرداند و اسرارى كه فرستادگان خدا نازل كردند و فرشتگان پايين آوردند، نزد شماست. 36

چنين تعبيراتى، در عين درستى و به حق بودن، مى‌تواند افراد ناآگاه را به غلوّ درباره ايشان سوق دهد. هرچند در متن زيارتنامه‌ها تعابير متعددى هست كه جلوى هرگونه كج‌انديشى را مى‌گيرد، اما نماز زيارت مى‌تواند با برقرارى پيوند زائر با پروردگار كه با سجده در پيشگاه او همراه است، راه درست را به او بنماياند و مانع از هرگونه اعتقاد غلوآميز گردد.

دعاى پس از نماز زيارت كه در برخى از زيارتنامه‌ها آمده است، به بهترين وجه، اين مقصود را عملى مى‌كند؛ براى مثال، در دعا پس از نماز زيارت اميرمؤمنان(ع) چنين آمده است:

پس از نماز، سر بر سجده بگذار و بگو: «اللَّهُمَ‌ّ إِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ وَ بِكَ اعْتَصَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي وَ رَجَائِي فَاكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي وَ مَا لَا يُهِمُّنِي وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي عَزَّ جَارُكَ وَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ وَ لَا إِلَهَ غَيْرُكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحمَّدٍ وَ قَرِّبْ فَرَجَهُمْ»؛ «خدايا! به سوى تو توجه كردم و به تو متوسل شدم و بر تو توكل كردم؛ خدايا! تو مورد اطمينان و اميد من هستى. پس در همه امور مهم و غيرمهم و آنچه تو به آنها از من آگاه‌ترى، مرا كفايت كن. پناهنده تو، عزيز است و مدح و ثنايت، والاست. معبودى جز تو نيست. بر محمد و آل‌محمد درود فرست و فرج آنان را نزديك كن».

سپس گونه راست را بر زمين بگذار و بگو: «ارْحَمْ ذُلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَضَرُّعِي إِلَيْكَ وَ وَحْشَتِي مِنَ الْعَالَمِ وَ أُنْسِي بِكَ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيم»؛ «رحم كن بر خوارى من در برابرت و زارى‌ام به درگاهت و وحشتم از مردم و انسم به تو اى كريم! اى كريم! اى كريم!».

سپس گونه چپ را بر زمين بگذار و بگو: «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ رَبِّي حَقّاً حَقّاً سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِي يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيم»؛ «حقيقتاً معبودى جز تو، پروردگارم نيست. پروردگارا! براى تو سجده مى‌كنم؛ از روى پرستش و بندگى.

خدايا! به راستى كه عملم ناچيز است. پس آن را دو چندان كن برايم، اى كريم! اى كريم! اى كريم!». 37

۵. وداع و خداحافظى

هرچند مى‌دانيم حضور و غيبت درباره پيشوايان معصوم(عليهم السلام) بى‌معناست و ايشان همواره ناظر بر اعمال ما هستند، يكى از آداب زيارت آن بزرگواران، وداع با ايشان هنگام بازگشت از آستان آنان است؛ زيرا ما براى رشد و تربيت خود، به رعايت نمودن اين‌گونه آداب نيازمنديم. ازاين‌رو مى‌بينيم همان‌طور كه درباره حضور در مشاهد اهل‌بيت(عليهم السلام) سفارش فراوان شده و زيارتنامه‌هاى بسيارى براى سلام دادن به آن بزرگواران، از سوى ايشان صادر شده است، درباره وداع با آن بزرگواران نيز زيارتنامه‌هاى متعددى به دست ما رسيده است. در اين زيارتنامه‌ها، تعبير «أَسْتَوْدِعُكَ الله»، در زيارت اميرمؤمنان، 38 امام حسين، 39 حضرت ابوالفضل، 40 امام كاظم، 41 امام رضا، 42 امام جواد، 43 امام هادى و امام عسكرى 44 و امام زمان(عليهم السلام) 45 آمده است. همچنين در وداع هريك از ائمه، بعد از خواندن زيارت جامعه، تعبير «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ سَلَامَ مُوَدِّعٍ» 46آمده است.

زيارت وداع، صرف خداحافظى نيست. بلكه در آن، نكات اعتقادى و اخلاقى متعددى وجود دارد. برخى از نكات مهم اخلاقى - تربيتى زيارت وداع را مى‌توان اين‌گونه برشمرد:

الف) احترام به صاحب مرقد

همان‌طور كه سلام دادن به امامان معصوم(عليهم السلام) و خواندن زيارتنامه آنان، نشانه احترام و رعايت ادب در پيشگاه ايشان است، خداحافظى هنگام برگشت نيز جزو آداب زيارت و نشانه ادب و احترام به صاحب مرقد مى‌باشد. ترك جوار اهل‌بيت(عليهم السلام)، بدون وداع و خداحافظى، نوعى بى‌احترامى تلقى مى‌شود. ازاين‌رو، زائران امامان معصوم(عليهم السلام) در پايان سفر، با زيارت وداع، اقدام به بازگشت مى‌كنند.

ب) ابراز علاقه مجدد

يكى از كارهايى كه باعث استحكام پيوند دوستى ميان دو نفر مى‌شود، ابراز علاقه آن دو به يكديگر است؛ چنان‌كه امام صادق(ع) فرمود:

«إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلًا فَأَخْبِرْهُ بِذَلِكَ فَإِنَّهُ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ بَيْنَكُمَا» 47؛ «اگر كسى را دوست داشتى، او را از آن آگاه كن؛ زيرا اين كار، بيشتر باعث تثبيت دوستى ميان شما مى‌شود».

بنابراين دو نفر كه به هم علاقه دارند، هرقدر اين علاقه را بيشتر ابراز كنند، علاقه ميان آنان مستحكم‌تر مى‌گردد. بى‌ترديد ابراز علاقه زائر به معصوم مورد زيارت نيز چنين است. ما شيعيان هم به دليل آنكه اهل‌بيت(عليهم السلام) پيشوايان ما مى‌باشند و هم به دليل دستور خداوند كه مى‌فرمايد: (قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ) 48لازم است محبت خود را به ايشان ابراز كنيم.

در واقع زائرى كه قصد اتمام سفر و جدا شدن از مضجع شريف پيشواى خود را دارد، با خواندن زيارت وداع، عشق و علاقه خود را به آن بزرگوار به گونه‌اى ديگر ابراز مى‌كند. بسيارى از فرازهاى زيارتنامه‌ها، از جمله زيارتنامه‌هاى وداع، در واقع ابراز علاقه به معصوم مورد زيارت است؛ براى نمونه، در زيارت وداع امام حسين(ع) چنين وارد شده است:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ أَنْتَ لِي جُنَّةٌ مِنَ الْعَذَابِ وَ هَذَا أَوَانُ انْصِرَافِي عَنْكَ غَيْرَ رَاغِبٍ عَنْكَ وَ لَا مُسْتَبْدِلٍ بِكَ سِوَاكَ وَ لَا مُؤْثِرٍ عَلَيْكَ غَيْرَكَ وَ لَا زَاهِدٍ فِي قُرْبِكَ. 49

سلام بر شما اى ولى خدا! سلام بر شما اى اباعبدالله! شما براى من سپرى در برابر عذاب دوزخى و اكنون زمان بازگشت من است؛ بدون آنكه از شما رويگردان باشم يا شما را با ديگرى عوض كنم و ديگرى را بر شما ترجيح دهم يا در نزديك شدن به شما بى‌رغبت باشم.

ج) كسب آمادگى روحى براى جدا شدن از حرم اهل‌بيت(عليهم السلام)

زائر كوى اهل‌بيت(عليهم السلام) پيش از رسيدن به كوى دوست، از شوق وصال، سر از پا نمى‌شناسد و براى ورود به آستان آن پيشوايان لحظه‌شمارى مى‌كند. پس از ورود به مشهد آن معصوم نيز به دليل بهره‌مندى از فيوض ايشان، خشنود است. حس و حال زائر هنگام وداع بايد به گونه‌اى باشد كه دستاوردهايى از اين زيارت برداشته و حال او بهتر از گذشته شده باشد و با انسى كه به حرم و صاحب حرم پيدا كرده، وداع برايش مشكل باشد؛

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

ازاين‌رو، جدا شدن از عزيزترين يار و مهربان‌ترين پيشوا، به مقدمه‌چينى و آمادگى نياز دارد. انجام‌دادن آخرين زيارت يا زيارت وداع يكى از راه‌هايى است كه مى‌تواند اين آمادگى را در فرد ايجاد كند و بازگشت از اين سفر سراسر معنويت و بهره‌مندى از فيوضات الهى را براى وى تحمل‌پذير سازد تا با آرامش روحى، راهى ديار خود شود.

دعا براى توفيق زيارت مجدد، طلب شفاعت در قيامت و قرار گرفتن در زمره شيعيان ايشان، همراه با احساس استجابت اين دعاها، باعث احساس آرامش و خشنودى هنگام وداع مى‌شود. زيارت وداع وارد شده پس از زيارت جامعه، اين معنا را به بهترين وجه مى‌رساند:

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ وَ لَا مَالٍ وَ رَحْمَتُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ يَا اهلَ‌بَيتِ النُّبُوَّةِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ سَلَامَ وَلِيٍّ لَكُمْ غَيْرَ رَاغِبٍ عَنْكُمْ وَ لَا مُسْتَبْدِلٍ بِكُمْ وَ لَا مُؤْثِرٍ عَلَيْكُمْ وَ لَا مُنْحَرِفٍ عَنْكُمْ وَ لَا زَاهِدٍ فِي قُرْبِكُمْ لَا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَةِ قُبُورِكُمْ وَ إِتْيَانِ مَشَاهِدِكُمْ. 50

سلام بر شما؛ سلام وداع‌كننده؛ نه سلام انسان خسته يا ناراحت يا بى‌اعتنا و رحمت و بركات خدا بر شما باد اى خاندان پيامبر! به درستى كه خدا ستوده و بزرگوار است. [سلام بر شما]؛ سلام دوستى كه از شما رويگردان نيست و شما را با ديگرى عوض نمى‌كند و ديگرى را بر شما برنمى‌گزيند و از شما رويگردان نيست و در نزديك شدن به شما بى‌رغبت نيست. خدا اين زيارت را براى من، آخرين زيارت قبور و حضور در مشاهد مشرفه شما قرار ندهد.

همان‌طور كه گفتيم، يكى از تعبيرات كه مى‌تواند جدا شدن از حرم اهل‌بيت(عليهم السلام) را ميسر سازد، دعا براى توفيق زيارت مجدد است كه تقريباً در همه زيارتنامه‌هاى وداع آمده است؛ براى مثال، در زيارت وداع اميرمؤمنان(ع) مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ... وَ لَا تَجْعَلْ هَذَا آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِهِ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاحْشُرْنِي مَعَ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةِ المُسْلِمِينَ. 51

خدايا!... براى من اين زيارت را آخرين زيارت ايشان قرار نده. پس اگر اين‌گونه قرار دادى، مرا با اين پيشوايان مسلمانان محشور كن.

د) بقاء شوق زيارت

زائر وقتى زيارت خود را انجام داد و از نظر روحى اشباع شد، چه در مكه و مدينه باشد، چه در نجف و كربلا يا هر شهر زيارتى ديگر، خوب است كه زود خداحافظى كند و برگردد؛ تا شوق و علاقه همچنان در دل بماند و زدگى و خستگى ايجاد نشود. اين همان گسستن براى پيوستن دوباره است. 52

من رشته محبت خود از تو مى‌بُرم شايد گِره خورد، به تو نزديك‌تر شوم

امام‌صادق(ع) درباره زيارت خانه خدا فرموده است:

«إِذا فَرغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فارْجِعْ فَإِنَّهُ اشْوَقُ لَكَ الى الرُّجُوعِ» 53؛ «وقتى از اعمال و عبادت‌هايت فارغ شدى، برگرد تا شوق دوباره آمدن را در تو بيشتر كند».

دو دوست قدر شناسند حقّ صحبت را كه مدتى ببريدند و باز پيوستند

اين مسئله، اختصاص به وداع خانه خدا ندارد. بلكه درباره زيارت مراقد اهل‌بيت(عليهم السلام) نيز صادق است. حاج شيخ عباس قمى(رحمه الله) به تبعيت از شهيد اول(رحمه الله) در كتاب «الدروس الشرعيه» مى‌نويسد: «از جمله آداب، تعجيل كردن در بيرون رفتن است در وقتى كه درك كرد حظ خود را از زيارت، براى مزيد تعظيم و احترام و شدت شوق به رجوع». 54

ه) گرفتن مزد زيارت

شايد بتوان گفت كه زيارت پايانى هر يك از اهل‌بيت(عليهم السلام)، هنگام گرفتن مزد زيارت است. زائرى كه پس از مدتى حضور كنار مرقد معصوم و زيارت او و راز و نياز با خدا، بيش از گذشته احساس ارتباط با خدا مى‌كند، پيش از بازگشت از اين سفر سراسر معنويت، براى آخرين بار مولاى خود را زيارت مى‌نمايد و خواسته‌هاى خود را همچون درخواست نجات در روز قيامت، قبولى زيارت، همراهى با اهل‌بيت(عليهم السلام) در روز جزا و توفيق زيارت مجدد، مطرح مى‌نمايد و اميد دارد كه آن پيشوايان مقدس نيز خواسته او را به بهترين وجه كه به صلاح او باشد، برآورده خواهند كرد. زيارتنامه‌هاى وداع، پر از دعاهايى است كه زائران با قرائت آنها، حاجات دنيوى و اخروى خود را مطرح مى‌كنند؛ براى مثال در زيارت وداع امام حسين(ع) مى‌خوانيم:

از خدايى كه امور را مقدر كرد و جهان را آفريد، درخواست مى‌كنم كه گرفتارى‌ام را به واسطه شما برطرف كند و از خدايى كه جدايى از مكان شما را براى من مقدر فرمود، درخواست مى‌كنم كه اين زيارت را آخرين زيارت من و بازگشتم قرار ندهد. از خدايى كه ديدگان مرا براى شما گرياند، درخواست مى‌كنم كه آن را مدركى براى من قرار دهد و از خدايى كه مرا از خانه و خانواده‌ام به نزد تو آورد، درخواست مى‌كنم كه اين زيارت را ذخيره [قيامت] من قرار دهد. از خدايى كه مكان شما را به من نماياند و مرا به سلام بر شما و زيارت شما موفق گردانيد، درخواست مى‌كنم كه [در روز قيامت] مرا بر حوض شما وارد كند و همراهى با شما را در بهشت همراه با پدران صالحت روزى‌ام فرمايد. 55

 
 
پی نوشت:
1) . كامل الزيارات، ص١۵.
2) . همان، ص١۴٧.
3) . همان، ص٣٠٨.
4) . فرهنگ زيارت، جواد محدثى، ص٣٣٩.
5) . كامل الزيارات، صص ٢٨٧ و ٢٨٨.
6) . «زينت خود را هنگام رفتن به هر مسجدى، با خود برداريد». (اعراف: ٣١)
7) . تهذيب الاحكام، ج۶، ص١١١.
8) . فرهنگ زيارت، جواد محدثى، ص٣۴١.
9) . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج٢، ص٧١٨.
10) . المقنعة، ص۴٩۴.
11) . بحارالانوار، ج٩٠، ص٣٢١.
12) . كافى، ج٨، ص١۵٠.
13) . المصباح، كفعمى (جنة الأمان الواقية)، ص۴٧٣.
14) . المصباح، كفعمى (جنة الأمان الواقية)، ص۴٧٣.
15) . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج٢، ص٧٢٠.
16) . الدروس الشرعيه، ج٢، ص٢٣.
17) . هدية الزائرين، حاج شيخ عباس قمى، ص٣۴.
18) . المزار الكبير، ص٢١٨.
19) . المزار الكبير، ص۴٩۶.
20) . الكافى، ج٢، ص١۶۵.
21) . بحارالانوار، ج٧٢، ص۴۶٧.
22) . مريم: ٩۶.
23) . شورى: ٢٣.
24) . (وَ اللّٰهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ) (تغابن: ١٧).
25) . شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج١، ص٣۴٣.
26) . المزار، ص٧٢.
27) . زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص۵٣۵.
28) . سفينة البحار، ج٧، ص۶١٩.
29) . المزار الكبير، ص۵٢۶.
30) . المزار، ص١٢١.
31) . بحارالانوار، ج٩٧، ص٣٨١.
32) . المزار، ص١٢۶.
33) . «خدايا! بر محمد و آل محمد درود فرست و فرج آنان را نزديك فرما و به ذلتم در پيشگاهت و به زارى‌ام به درگاهت و به احساس بيگانگى و دلتنگى‌ام از مردم و انسم به تو، بر من ترحم كن. اى كريم! در اين هنگام مرا مشمول رحمت خود گردان؛ رحمتى كه باعث شود قلبم را آرام كنى، امورم را سامان دهى، پريشانى‌ام را اصلاح كنى، رويم را سفيد و جايگاهم را گرامى گردانى، خطايم را زايل كنى، گناهان گذشته‌ام را آمرزيده و در آينده از گناه مصونم دارى. در همه عمر [باقى‌مانده] مرا در راه اطاعت خود و آنچه تو را از من راضى مى‌كند، به‌كار گيرى و عملم را به بهترين آنها به پايان برى و ثواب آن را بهشت قرار دهى و مرا در مسير صالحان قرار دهى و مرا بر انجام‌دادن عمل صالحى كه توفيق آن را به من عطا فرموده‌اى، يارى كنى؛ همان‌طور كه صالحان را بر انجام‌دادن عمل صالحى كه توفيق آن را به ايشان عطا فرموده‌اى، يارى كردى و هيچ‌گاه نعمت شايسته‌اى را كه به من عطا فرموده‌اى، از من پس نگير و مرا در گرفتارى كه از آن رهانيده‌اى بازم مگردان و هيچ‌گاه زبان دشمن يا حسودى را بر من مگشاى و مرا يك لحظه و كمتر يا بيشتر از آن به خودم وامگذار؛ اى پروردگار جهانيان!». عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الاخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء الى الامام الجواد، ج٢٣، الجواد(ع))، صص۶١٢ و ۶١٣
34) . بحارالانوار، ج٢۵، ص٢۶۵.
35) . بحارالانوار، ج٢۵، ص٢٧۴.
36) . «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي و نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي، مَنْ أَرَادَ اللهَ بَدَأَ بِكُمْ و مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ و مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ، مَوَالِي لَا أُحْصِي ثَنَاءَكُمْ و لَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ و مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ و أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيارِ و هُدَاة الْأَبْرَارِ و حُجَجُ الْجَبَّارِ، بِكُمْ فَتَحَ اللهُ و بِكُمْ يخْتِمُ اللهُ و بِكُمْ ينَزِّلُ الْغَيثَ و بِكُمْ يمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ و بِكُمْ ينَفِّسُ الْهَمَّ و بِكُمْ يكْشِفُ الضُّرَّ و عِنْدَكُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ و هَبَطَتْ بِهِ مَلَائِكَتُهُ». (المزار الكبير، ص۵٣٢)
37) . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج٢، صص ٧۴۴ و ٧۴۵.
38) . كامل الزيارات، ص۴۶.
39) . كامل الزيارات، ص٢۵۵.
40) . كتاب المزار - مناسك المزار، مفيد، ص١٢٨.
41) . المقنعة، ص۴٧٨.
42) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶٠۶.
43) . بحارالانوار، ج٩٩، ص٩.
44) . المزار الكبير، ص۵۴٠.
45) . همان، ص۶۵٩.
46) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص۶١٧.
47) . الكافى، ج٢، ص۶۴۴.
48) . «بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‌كنم؛ جز دوست‌داشتن نزديكانم [اهل بيتم]». (شورى: ٢٣)
49) . كامل الزيارات، ص٢۵۵.
50) . من لا يحضره الفقيه، ج٢، صص۶١٧ و ۶١٨.
51) . كتاب المزار - مناسك المزار، شيخ مفيد، ص٨٧.
52) . فرهنگ زيارت، ص٣۵۶.
53) . الحج والعمرة في الكتاب والسنه، محمدى رى‌شهرى، ص٢۴٨.
54) . هدية الزائرين، حاج شيخ عباس قمى، ص۴١.
55) . «أَسْأَلُ اللهَ الَّذِى قَدَّرَ وَ خَلَقَ أَنْ ينَفِّسَ بِكُمْ كَرْبِى و أَسْأَلُ اللهَ الَّذِى قَدَّرَ عَلَى فِرَاقَ مَكَانِكَ أَنْ لَا يجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّى وَ مِنْ رُجُوعِي و أَسْأَلُ اللهَ الَّذِى أَبْكَي عَلَيكَ عَينِي أَنْ يجْعَلَهُ سَنَداً لِي و أَسْأَلُ اللهَ الَّذِى نَقَلَنِى إِلَيكَ مِنْ رَحْلِي وَ أَهْلِي أَنْ يجْعَلَهُ ذُخْراً لِي و أَسْأَلُ اللهَ الَّذِى أَرَانِي مَكَانَكَ وَ هَدَانِي لِلتَّسْلِيمِ عَلَيكَ وَ لِزِيارَتِي إِياكَ أَنْ يورِدَنِي حَوْضَكُمْ وَ يرْزُقَنِي مُرَافَقَتَكُمْ فِي الْجِنَانِ مَعَ آبَائِكَ الصَّالِحِينَ». المزار الكبير، ص٣٩٣.  
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally