دعا در مکتب اهل بیت علیهم السّلام
دعا و نیایش در سیره درخشان چهارده معصوم(ع) و اصحاب خاص آنها، از جایگاه بسیار ارجمندی برخوردار است، به طوری که بخش مهمی از زندگی آنها را تشکیل می داده و حتی بخش های دیگر زندگی آنها نیز آمیخته با دعا بود.
یک شنبه 20 خرداد 1397    
بازدید: 10

دعا در مکتب اهل بیت علیهم السّلام

 

یکی از موارد بسیار مهمّی که در همه ادیان؛ به ویژه اسلام وجود داشته و سرلوحه برنامه های عبادی آنها بوده و نیز مؤثرترین عامل در تهذیب نفس و صفای باطن، مسئله دعا و نیایش به درگاه خداوند یکتا و بی همتا است. دعا و نیایش صحیح زیباترین و عمیق ترین شیوه ای است که پیوند انسان را با ذات پاک خدا برقرار ساخته و موجب پرواز روح به سوی ملکوت و فضای معطر معنوی و عرفانی است.

دعا ونیایش، خود یک مکتب آموزنده و یک کلاس ممتاز برای پرورش روح و سوق دادن آن به سوی فضایل و کمالات است. بر همین اساس در آیات مختلف قرآن، به عنوان اصلی ترین ارزش و در روایات به عنوان برترین عبادات؛ بلکه مغز و مخ عبادات مطرح شده است.

با این که ارزش ها و عوامل سوق دهنده به سوی کمال و بازدارنده از آلودگی ها و پستی ها بسیاراند، ولی از نظر قرآن، گویی اگر دعا نباشد، سایر ارزش ها فاقد کارآیی و خاصیت حقیقی اند. آن جا که می فرماید: «قُل لا یعبَأ بِکم رَبّی لولا دُعائُکم؛ بگو پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست، اگر دعای شما نباشد.»(1) رسول خدا(ص) نیز فرموده: «الدُّعاءُ مُخُ العِبادَةِ؛ دعا مخ و مغز عبادت است.» نیز می فرماید: «اَفضَلُ العِبادَةِ الدُّ عاءُ؛ دعا بهترین عبادت است.»(2) توضیح این که: هر چیزی دارای پایه و ستون است که امور مربوط به آن بر اساس آن استوار و تنظیم می گردد. لذا همان گونه که قوام و قدرت انسان بستگی به عقل و نیروی تشخیص و درک او دارد و بدون آن در صف حیوانات؛ بلکه بدتر از آن خواهد شد، عبادت و پرستش خداوند نیز توسط مغز و مخ آن استوار است یعنی بدون آن ارزش محتوایی خود را از دست داده و در برخی موارد به جای سازندگی، موجب تخریب فکر و عمل می گردد بر اساس دو سخن فوق، مغز و مخ عبادات و نیز برترین عبادت ها، دعا و نیایش است.

بنابراین مؤمن بدون دعا، همانند انسان بی مغز است و عبادت چنین مؤمنی، اسکلتی بی جان و پیکری بی روح خواهد بود.

البته برای این که از مکتب دعا استفاده بهینه شود، باید از آن استفاده عالمانه و صحیح نمود، چرا که دعا و نیایش دارای مراتب و درجاتی است؛ مثلاً دعای نوع مردم زبانی و ظاهری است، دعای عابدان به اعمال و مراقبت در کردار است. و دعای عارفان نیز به احوال است، یعنی عارف، شیفته خدا و پیوسته به یاد خدای یکتا و بی همتا است و با تمام ذرّات وجودش دعا کرده و شرایط صحت و کمال دعا را رعایت می نماید. چنین دعایی دارای آثار ممتاز و بسیار ارجمندی است که به صاحبش می رسد. بر همین اساس رسول خدا(ص) فرمود: «الدُّعاءُ سَلاحُ المؤمِنِ وَ عَمودُ الدّینِ وَ نُورُ السَّماواتِ و اَلارض؛ دعا اسلحه مؤمن و ستون دین و نور آسمان ها و زمین است.»(3) به عبارت دیگر: دعا و نیایش، موجب نیرومندی و سلحشوری انسان در برابر دشمن و ناهنجاری های روزگار می شود، هم پایه و ستونی استوار برای نگهداری انسان از تخریب و سقوط است و هم مایه هدایت و نورانیت خواهد شد و انسان را از تاریکی های گمراهی و سرگردانی در بیراهه ها به راه راست و روشن رهنمون می گردد.

البته در این جا بحث های دیگری درباره عوامل استجابت دعا، موانع آن، کیفیت و کمّیت دعا، شرایط مکانی و زمانی دعا و به طور کلی آداب محتوایی و جنبی دعا مطرح می شود که هر کدام بحث جداگانه ای دارد.

دعا در مکتب اهل بیت علیهم السّلام

دعا و نیایش در سیره درخشان چهارده معصوم(ع) و اصحاب خاص آنها، از جایگاه بسیار ارجمندی برخوردار است، به طوری که بخش مهمی از زندگی آنها را تشکیل می داده و حتی بخش های دیگر زندگی آنها نیز آمیخته با دعا بود. نماز که خود ستون دین و معراج مؤمن است، یکی از مصداق های دعا و نیایش می باشد، البته با توجه به این که واژه صلاة در اصل به معنای دعا است.

چهارده معصوم(ع) به نماز، بسیار اهمیت می دادند، تا آن جا که حضرت علی (ع) و امام حسین(ع) و حضرت سجّاد(ع) در یک شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواندند. علاّمه امینی در این راستا می نویسد: «طبق روایات فراوان از طرق شیعه و سنّی، مولای ما امیرالمؤمنان علی(ع) و سبط شهید، امام حسین(ع) و فرزند پاکش امام سجّاد(ع) در هر شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواندند.(4)

دعاهایی که از امامان(ع) نقل شده، مانند: صحیفه کامله سجّادیه، دعای کمیل، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای عرفات، دعای سمات، مناجات شعبانیه و... همه بیانگر آن است که دعا و نیایش در سیره آنها دارای جایگاه ویژه ای بوده، و جزء مهم ترین برنامه های عبادی، فرهنگی، اخلاقی و سیاسی آنها به شمار می رفته است. دعا یگانه مونس و آرامش بخش روح و روان است که امامان(ع) به آن اصرار داشتند و آن را از ارکان مکتب خود می دانستند.

آنها به سه بعد دعا توجه داشتند که عبارت است از:

1- دفع بلاها و خواستن حاجت ها در پرتو دعا و نیایش.

2- تضرّع، خشوع و راز و نیاز عمیق معنوی و عرفانی در دعا، که اثر بسیاری در صفای باطن دارد.

3- توجه به معارف بلند پایه و تبیین عالی ترین درس های عرفانی، اخلاقی، فرهنگی و سیاسی در لباس دعا که آنها این جهت را نیز در دعا به طور کامل رعایت می کردند و در حقیقت این بُعد دعا کلاس معارف در پرتو دعا را تشکیل داده بود؛ چنان که دعای پر محتوای صحیفه سجّادیه بیان گر این مطلب است، امام سجاد(ع) در این صحیفه نورانی، حقیقت عبودیت و هوّیت بندگی یک انسان کامل را به نمایش گذاشته و دعاهایی را آموزش داده که انسان را به مرحله ای از صفا و تقوا و عبودیت می رساند، تا آن جا که امیر مؤمنان علی(ع) در وصف آنها فرمود: «عَظُم الخالِقُ فی انفُسِهِم، فَصَغُرَ ما دونَهُ فِی اَعینِهِم؛ خالق و آفریدگارشان در روح و جانشان، بزرگ جلوه کرده و غیر خداوند در نظرشان کوچک است.»(5) مثل همان مطلبی که در فرازی از دعای حضرت زهرا(س) آمده: «اَللّهُمَّ ذَلِّل نَفسِی فِی نَفسِی وَ عَظِّم شَأنَک فی نفسی؛ خداوندا! خودم را در پیش خودم کوچک کن و مقام خودت را در نزد من بزرگ گردان.»(6)

کوتاه سخن آن که جمعی در محضر امام صادق(ع) بودند و عرض کردند: «چرا ما دعا می کنیم ولی به اجابت نمی رسد؟» آن حضرت در پاسخ فرمود:«لِاَنَّکم تَدعُونَ مَن لا تَعرِفُونَهُ؛ زیرا شما کسی را می خوانید که او را نمی شناسید.»(7) این سخن، نیایش گران را به توجه به محتوای دعا، مسئله خداشناسی و آداب تکاملی دعا دعوت می کند،که رکن اصلی دعا را تشکیل می دهد.

چند نمونه از مناجات و نیایش پیشوایان

1- در ماجرای جنگ بدر - که نخستین و سخت ترین جنگ بزرگ مسلمین با مشرکان بود - تعداد مسلمانان کمتر از یک سوم دشمن بود، به علاوه مسلمانان حتّی از کمترین تجهیزات جنگی برخوردار نبودند، ابن عباس در این باره چنین نقل می کند: شبی که روز آن جنگ بدر رخ داد، پیامبر(ص) همراه مسلمین به مناجات و راز و نیاز به درگاه الهی پرداختند.(8) پیامبر(ص) رو به قبله ایستاد و دست هایش را به سوی آسمان بلند کرد هم چنان به نیایش و استغاثه خود ادامه داد که عبایش از دوشش به زمین افتاد، در دعایش عرض می کرد:«خدایا! وعده ای را که به من داده ای تحقق بخش، پروردگارا اگر این گروه مؤمنان نابود شوند، پرستش تو از زمین برچیده خواهد شد.»(9)

در نقل دیگر آمده: پیامبر(ص) در آن شب تا صبح به نماز و مناجات پرداخت و آن چنان به درگاه الهی می گریست که اشک هایش جاری شده و با کمال خشوع و خضوع، هم چون حالت غذا خواستن گرسنه بینوا دعا می کرد و به سجده می افتاد، در سجده نیز با تضرّع و زاری به دعایش ادامه داد، تا این که خداوند به او چنین وحی کرد، به وعده خود نسبت به تو وفا کردیم و تو را توسط پسر عمویت علی(ع) یاری نمودیم...»(10)

نیز روایت شده که آن حضرت در روز آن شب هنگام درگیری شدید جنگ بدر، مکرر دعا می کرد، مثلاً صحنه را می دید و با چشمی اشکبار و دلی لبریز از ایمان، عرض می کرد «خدایا! اگر این گروه مسلمان، امروز نابود شوند، دیگر تو را در زمین کسی نمی پرستد.»(11)

2- نوف بِکالی (یکی از اصحاب علی (علیه السلام) می گوید: شبی حضرت علی (ع) را دیدم که از بستر فاصله گرفته و به ستارگان می نگرد، به من فرمود: «ای نوف! خوابی یا بیداری؟» گفتم: بیدارم، فرمود: ای نوف! خوشا به حال آنان که از دنیا بریدند و به آخرت پیوستند، آنها مردمی هستند که پهنه زمین را خانه و خاک آن را بستر و آب آن را شربت گوارای خویش ساختند، قرآن را راه و رسم زندگی و دعا را اوج بندگی خود قرار دادند و آن گاه به روش عیسای مسیح(ع) خود را از وابستگی به دنیا رهاندند.»(12)

3- حبّه عرنی می گوید: شبی با نوف بِکالی، در ایوان خانه ام در کوفه خوابیده بودیم، ناگاه نیمه های شب، حضرت امیرمؤمنان علی(ع) را دیدم که در تاریکی دست هایش را روی دیوار نهاد و بسیار حیران و واله است و به طور مکرر این آیه را می خواند: «اِنَّ فِی خَلقِ السَّماوات و الاَرضِ وَ اختِلافِ اللیل وَ النَّهار وَالفلک الَّتی تَجری فِی البَحرِ... لَایاتٍ لِقَومٍ یعقِلون؛ در آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و شد شب و روز و کشتی هایی که در دریا به سود مردم در حرکتند... نشانه هایی (از ذات پاک خدا و یکتایی او) است برای مردمی که عقل دارند و می اندیشند.»(13) این آیات را خواند و هم چون افراد عقل پریده، واله و سرگردان عبور می کرد، خطاب به من گفت: خوابی یا بیداری؟ گفتم: بیدارم، مطالبی فرمود، آن گاه با همان حال از ما گذشت در حالی که چنین راز و نیاز می کرد: «خدایا! کاش می دانستم که در این غفلت هایی که دارم، آیا از من روی گردان هستی یا به من توجّه داری؟ خدایا کاش می دانستم در طولانی شدن خوابم و اندک بودن شکرم در برابر نعمت هایت، موقعیتم در پیشگاهت چگونه است» سوگند به خدا! آن حضرت، به همین حالت ادامه داد، تا سپیده سحر دمید.(14)

4- زندگی امام حسن مجتبی(ع) مشحون از مناجات، نیایش و خوف از خدا بود. او در این راستا بیست و پنج بار (و به روایتی 20 بار) پیاده از مدینه به مکه برای انجام مراسم حج و عمره رفت. هرگاه کنار در مسجد می رسید، دست ها را به سوی آسمان بلند کرده و با کمال خضوع و خشوع، چنین می گفت: «اِلهِی ضَیفُک ببابک یا مُحسِنُ قد اَتاک المُسَی ء، فَتَجاوَز عَن قَبیحِ ما عِندی بِجَمیلِ ما عِندک یا کرِیمُ؛ خدایا مهمان تو به در خانه تو آمده، ای نیکو بخش، گنهکاری به محضرت بار یافته، پس به لطف و کرمت از گناهانم بگذر ای خدای بزرگوار!.»(15)

5 - در زندگی امام حسین نیز همین شیوه به روشنی دیده می شود. آن حضرت حتی در کربلا به خاطر مناجات و دعا و تلاوت قرآن، یک شب (شب عاشورا) از دشمن مهلت خواست و به برادرش حضرت عباس فرمود: نزد دشمن برو و از آنها بخواه تا به ما مهلت دهد که امشب را به نماز و دعا و استغفار بگذرانیم، خدا آگاه است که من بسیار نماز و تلاوت قرآن و زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم. عباس(ع) پیام امام حسین(ع) را به دشمن رسانید، دشمن مهلت داد، امام(ع) آن شب را تا صبح همراه یاران به نماز و دعا و مناجات مشغول بودند. زمزمه مناجاتشان هم چون آوای بال زنبور عسل، فضای ملکوتی کربلا را پر کرده بود.(16) دعای عرفه امام حسین(ع) نیز به جای خود تابلوی زیبایی در این راستا است.

6 - از فرازهای تکان دهنده در سیره درخشان امام حسین(ع) مناجات او در کنار مرقد منوّر حضرت خدیجه(س) است که در ذیل به آن اشاره می کنم: انس بن مالک می گوید: در یکی از سفرها همراه امام حسین(ع) به مکه رفتیم، در آنجا امام در کنار مرقد خدیجه(س) رفت، من نیز همراهش بودم، در آن جا به یاد ظلم هایی که به حضرت خدیجه(س) شده بود افتاد و گریه کرد، آن گاه به من فرمود: از من فاصله بگیر. احساس کردم می خواهد در کنار تربت جدّه اش با خدای خود خلوت کند، فاصله گرفتم و در کناری پنهان شدم، دیدم مشغول نماز شد، نمازش طول کشید، شنیدم در نماز چنین با خدا مناجات می کرد:

یا ربّ یا رَبّ اَنتَ مَولاهَ

فَارحَم عُبَیداً اِلیک مَلجاهُ

یا ذَاالمَعالِی عَلَیک مُعتَمدی

طوُبی لِمَن کنتَ اَنتَ مَولاهُ

اِذَا اشتکی بَثَّهُ و غُصَّتَهُ

اَجابَهُ اللّهُ ثُمَّ لبّاهُ

وَ ما بِهِ عِلَّةٌ وَلا سُقمٌ

اَکثَرُ مِن حُبِّهِ لِمَولاهُ

اِذا ابتَلی بِالظَّلامِ مُبتَهِلاً

اَکرَمَهُ اللّهُ ثُمَّ اَدناهُ

یعنی: ای پروردگار و خدای من، که مولا و سرورش تو ای، به بنده کوچکی که پناهگاهش تو هستی رحم کن. ای خدای بزرگ و صاحب صفات کمال و جلال! بر تو تکیه می کنم. خوشا به حال کسی که در درگاه تو، ترسان و شب زنده دار است و شکایت گرفتاری هایش را به سوی تو می آورد و از تو تمنّای رفع آن را دارد، چنین کسی گرفتاری و بیماریش، بیش از عشقش به مولایش نیست، هرگاه رفع آنها را از مولایش می طلبد، خداوند اجابت می کند، و به تمنّای او جواب مثبت می دهد. هنگامی که به ستم ستمگران گرفتار می شود، باتضرّع شکایتش را به سوی تو می آورد آن گاه خداوند جوابش را می دهد، و او را گرامی می دارد، و سپس او را به درگاه خود نزدیک می کند.»(17)

همه امامان(ع) و اولیای خدا به نیایش و مناجات با خدا عشق می ورزیدند و به آن اهمیت فراوان می دادند.

پایان سخن رابا فرازی از صحیفه سجّادیه زینت می بخشیم، تا هم از مناجات امام سجاد(ع) نمونه ای را ارائه دهیم و هم شیوه دعا کردن، محتوای آن و چگونگی بیان حاجت از درگاه الهی را از آن حضرت بیاموزیم:

«اَللّهُمَّ اِنِّی اَعتذِرُ اِلَیک...؛ خداوندا! از تو پوزش می طلبم در مورد مظلومی که در حضور من به او ستم شده و من او را یاری نکرده ام، در مورد احسان و خیری که به من رسیده ومن سپاس آن را به جای نیاورده ام، در مورد بدکاری که از من عذر خواهی کرده و من آن را نپذیرفته ام، در مورد بیچاره و تهی دستی که به سوی من دست نیاز دراز کرده و من او را به خودم مقدّم نداشته ام، در مورد حق مؤمنی که بر عهده ام بوده و من در ادای آن سستی کرده آن را به طور کامل ادا نکرده ام، در مورد عیب مؤمنی که بر من آشکار شده و من آن را نپوشانده ام، در مورد هر گناهی که برایم پیش آمده و من از آن دوری نکرده ام. ای معبود من! از درگاهت در مورد این افراد و امثال آنها معذرت می طلبم، معذرتی که از روی پشیمانی است، تا مرا در برابر چنین گناهانی که در پیش دارم، پند دهند و بازدارنده باشد. پس بر محمّد(ص) و آل او، رحمت و درود بفرست، و پشیمانی ام را در لغزشهایم و تصمیمم را بر ترک گناهانی که برایم پیش می آید، توبه ای قرار بده، که موجب دوستی تو برایم گردد، ای دوستدار توبه کنندگان.»(18)

دعا! ای مونس شب های تارم

رفیق مهربان و غم گسارم

دعا! ای مخزن رشد و کمالات

صلای روح بخش قلب و کانم

دعا! ای منبع فرهنگ و دانش

صفا و نور تابان روانم

دعا! ای مصطفای پاکبازان

شفا بخش دل بیمار وزارم

دعا! ای میوه بستان عرفان

فروغ افزای روزان و شبانم

پی نوشت ها:

1. سوره فرقان، آیه 77.

2. مستدرک الوسائل، ج 5، ص 167؛ بحار، ج 93، ص 300؛ کنزالعمال، ح 3134.

3. اصول کافی، ج 1، ص 468.

4. الغدیر، ج 5، ص 25؛ به نقل از هفت کتاب از کتب معروف اهل تسنّن.

5. نهج البلاغه، خطبه 193.

6. اعیان الشیعه، چاپ ارشاد، ج 1، ص 323.

7. بحار الانوار، ج 93، ص 368.

8. چنان که آیه 9 سوره انفال به این مطلب دلالت دارد.

9. تفسیر مجمع البیان، ج 4، ص 525، ذیل آیه 9 سوره انفال.

10. کنزالکراجکی، ص 136؛ بحار، ج 19، ص 317.

11. تاریخ طبری، ج 2، ص 49.

12. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 101.

13. سوره بقره، آیه 164.

14. اقتباس از بحار، ج 41،ص 22 و 23.

15. بحار، ج 43، ص 339 و 345.

16. لهوف سید بن طاووس، ص 89 و 154.

17. مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 69.

18. صحیفه سجّادیه، دعای 38.

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally