آداب سفر و زیارت با محوریت زیارت عتاب عالیات 2
در این نوشتار آداب سفر و زیارت را با محوریت زیارت عتاب عالیات مورد مداقه قرار می دهیم.
شنبه 19 خرداد 1397    
بازدید: 17

آداب سفر و زیارت با محوریت زیارت عتاب عالیات 2

 

١۶ - نيازمندى‌هاى سفر

شايسته است مسافر برخى از نيازمندى‌هاى خود را همراه بردارد تا هنگام نياز از آن بهره گيرد. طبق نقل عايشه «رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه به مسافرت مى‌رفت، چند چيز با خود برمى‌داشت:

١ - آيينه ٢ - سرمه‌دان ٣ - شانۀ كوچك (مِدْرَى) ۴ - مسواك ۵ - شانۀ بزرگ». 1

امّ سعد انصارى نيز گويد:

رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسافرت آيينه و سرمه‌دان را از خود دور نمى‌كرد. 2

مرحوم مجلسى رحمه الله نيز در بحارالأنوار نقل مى‌كند:

«رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه به مسافرت مى‌رفت، شانه، مسواك و سرمه‌دان با خود برمى‌داشت.» 3

با توجه به خصوصيات اخلاقىِ رسول خدا صلى الله عليه و آله ، مى‌توان از اين احاديث به خوبى دريافت كه پيروان آن حضرت، بايد در مسافرت‌ها ابزار و وسايلى كه آنان را در آراسته بودن و نظم و ترتيب يارى مى‌دهد، همراه بردارند و از بى‌نظمى و آشفتگى سر و صورت و وضعيت ظاهرى خود دورى ورزند.

همچنين به نقل از امام صادق عليه السلام در وصيت لقمان به فرزندش اين چنين آمده است:

«اى پسرم، شمشير و كفش و عمامه و ريسمان و مشك آب و نخ خياطى و سوزن در سفر همراه داشته باش و داروى بيشترى همراه خود بردار تا هم خود و هم همراهانت از آن استفاده كنيد و در هر كارى كه نافرمانى خدا در آن نباشد، با همسفرانت موافقت كن». 4

مرحوم فيض نقل كرده است كه بعضى از متوكّلين و كسانى كه توكل به خداوند در وجود آنان قوى بود، در سفر و وطن، قمقمه، ريسمان، سوزن و نخ و قيچى را از خود جدا نمى‌كردند و مى‌گفتند: «اين‌ها مربوط به دنيا نيست». 5

البته آنچه در اين روايت و نظير آن آمده، نيازمندى‌هاى مسافران در آن زمان بوده و طبيعى است كه در اين دوران نيز بايد مسافر نيازمندى‌هاى اين زمان همچون: مسواك، دمپايى، قيچى، ناخن‌گير و... را همراه داشته باشد.

١٧ - همراه داشتن خوراكى

شايسته است زائران در سفرهاى زياتى، از پاكيزه‌ترين اموال خود بهره گيرند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«از بزرگوارى مرد اين است كه هنگام رفتن به مسافرت، توشه‌اش پاكيزه باشد.» 6

نيز امام صادق عليه السلام فرمود:

«زيادى توشه و پاكيزه بودن و بخشش آن به همراهانى كه در سفر با شما هستند، از نشانه‌هاى جوانمردى است». 7

همچنين امام سجاد عليه السلام هرگاه به قصد حج يا عمره، به مكه مسافرت مى‌كرد، از بهترين و پاكيزه‌ترين خوراكى‌ها، مانند: بادام، شكر، سويق و آرد نرم الك نكرده، همراه خود برمى‌داشت. 8

گفتنى است، خوراكى‌هايى كه مسافر همراه خود برمى‌دارد، نبايد فاسد شدنى باشد و تنها خوراكى‌هاى خشك و قابل نگهدارى در شرايط آب و هوايى مختلف، براى استفاده در سفر مناسب است.

١٨ - همراه داشتن تربت حسينى

يكى از توصيه‌هاى امام صادق عليه السلام به مسافران همراه داشتن مقدارى تربت امام حسين عليه السلام است.

روزى از آن حضرت پرسيدند : اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله ، همان‌گونه كه تربت قبر حسين بن على عليهما السلام شفاى هر دردى است، آيا ايمن‌بخش از هر ترس و نگرانى هم هست؟

امام صادق عليه السلام فرمود: اگر يكى از شما بخواهد از هر ترسى در امان باشد، تسبيحى از تربت حسين عليه السلام با خود برگيرد و هنگام خفتن در بستر، دعاى وقت خفتن را سه مرتبه بخواند، آن‌گاه آن تربت را بوسيده، بر چشمان خود بگذارد و بگويد:

«اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ صَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ». 9

سپس آن تربت را در جيب خود گذارد. اگر در وقت عشا چنين كند تا صبحگاهان در پناه خدا خواهد بود.

همچنين در حديث ديگرى راوى گويد:

امام على بن موسى الرضا عليه السلام يك بسته لباس از خراسان براى من فرستاد كه داخل آن قدرى خاك آميخته با آب (گِل) وجود داشت، از فرستادۀ حضرت پرسيدم، اين چيست؟ در جواب گفت:

«اين گل قبر حسين عليه السلام (تربت حسينى) است.

حضرت لباس و چيزى براى كسى نمى‌فرستند مگر آن كه در آن تربت حسينى قرار مى‌دهد و مى‌فرمايد: اين (تربت) به اذن پروردگار باعث ايمنى و حفاظت است.» 10

١٩ - بدرقۀ مسافر

مستحب است مردم مسافر را هنگام سفر بدرقه كنند؛ چراكه مسافر در شرايط روحى خاصى به سر مى‌برد، از فرزندان و خويشان و نزديكان و زندگى و خانه و كاشانۀ خويش جدا مى‌شود و تا مدتى از آنان دور مى‌ماند. بدرقۀ مسافر و محبت نسبت به او و دعا كردن در حق او، از آلام سفر مى‌كاهد و روح مسافر را آرام مى‌كند. امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:

«كَانَ إِذَا وَدَّعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله رَجُلاً قَالَ:

أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ دِينَكَ وَ أَمَانَتَكَ وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِكَ وَ وَجَّهَكَ لِلْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ رَزَقَكَ التَّقْوَى وَ غَفَرَ لَكَ الذُّنُوبَ». 11

«رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه با مردى خداحافظى مى‌كرد، مى‌فرمود: دين و امانتت و سرانجام كارت را به خدا بسپار و به هر كجا مى‌روى، خداوند خير و خوبى را به روى تو بگشايد و تقواى الهى را روزى‌ات كند و گناهانت را بيامرزد.»

و نيز در حديث ديگرى امام باقر عليه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه با مسافرى خداحافظى مى‌كرد، دست او را مى‌گرفت و مى‌فرمود:

«خداوند همسفران خوبى نصيبت كند و يارى تو را كامل گرداند و مشكلات سفر را بر تو آسان كند، دور را براى تو نزديك و گرفتارى‌هايت را برطرف سازد و دين و امانت و فرجام كارت را حفظ كند و راه هر خيرى را به‌روى تو بگشايد. بر تو باد به رعايت تقواى الهى. خودت را به خدا بسپار و به اميد بركت خداوند - عزّوجلّ - حركت كن». 12

در حديث ديگرى آمده است:

رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه با مؤمنان خداحافظى مى‌كرد مى‌فرمود:

«زَوَّدَكُمُ اللَّهُ التَّقْوَى وَ وَجَّهَكُمْ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ قَضَى لَكُمْ كُلَّ حَاجَةٍ وَ سَلَّمَ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ

دُنْيَاكُمْ وَ رَدَّكُمْ سَالِمِينَ إِلَى سَالِمِينَ». 13

«خداوند بر تقواى شما بيافزايد و شما را به سوى كارهاى خير متوجه سازد، نيازهاى شما را برآورد و دين و دنياى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت بازگرداند.»

اين سيرۀ حسنه، جوّ معنوى خاصى در مسافر و نيز بستگان و دوستان او ايجاد مى‌كند، به شكلى كه زائر در تمامى اماكن مقدس، بدرقه‌كنندگان را ياد و دعا خواهد كرد.

امير مؤمنان و ديگر ائمه عليهم السلام نيز بر انجام اين سنّت پايدار بودند. آن‌گاه كه ابوذر، يار صادق و صميمى رسول خدا صلى الله عليه و آله توسط خليفۀ سوم به ربذه تبعيد گرديد، عثمان مقرر كرد تا هيچ كس اباذر را بدرقه نكند، اين خبر به امير مؤمنان على بن ابى‌طالب عليه السلام رسيد، حضرت گريست آن گونه اشك روى محاسن ايشان جارى شد، سپس فرمود:

«اين چنين با صحابۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله عمل مى‌كنند؟ إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ»

آنگاه از جا برخاست و در حالى كه حسن و حسين عليهما السلام ، عبداللّٰه بن عباس، فضل، قثم، عبيداللّٰه، عقيل و عمار ياسر آن حضرت را همراهى مى‌كردند، به اباذر رسيد و وى را بدرقه كرد.... 14

سپس امير مؤمنان عليه السلام فرمود: با برادرتان [ ابوذر] وداع كنيد؛ زيرا آن‌كه آهنگ سفر دارد بايد برود و بدرقه‌كننده بايد بازگردد، سپس هر يك از بدرقه‌كنندگان آن‌چه در دل داشت بازگو كرد. حسن بن على عليهما السلام به ابوذر فرمود:

«اى ابوذر، خداوند تو را بيامرزد! همانا اين قوم، تو را به رنج و بلا گرفتار كردند؛ زيرا تو جلو تعرّض آن‌ها به دينت را گرفتى، آنان نيز دنياى خويش را از تو منع كردند. تو فرداى قيامت به آن‌چه آن‌ها را جلوگيرى كردى، بسى نيازمند و از آن چه تو را منع كردند بى‌نيازى».

ابوذر نيز در پاسخ گفت:

«خداوند لطفش را به شما اهل بيت ارزانى دارد! من در دنيا جز شما مقصدى ندارم؛ هرگاه شمارا مى‌بينم، به ياد جدّتان رسول‌خدا صلى الله عليه و آله مى‌افتم.» 15

بدرقۀ مسافر، سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله است. ابوذر دربارۀ غزوۀ ذات‌السّلاسل گويد:

«رسول خدا صلى الله عليه و آله على عليه السلام را فراخواند و همراه با سپاهى ايشان را به جنگ گسيل داشت.

سپس هنگام حركت، آن حضرت همراه با على ابن ابى‌طالب عليه السلام بيرون آمده، على عليه السلام را بدرقه كرد... . در كنار مسجد احزاب، در حالى كه على عليه السلام بر اسب سفيدى سوار بود، رسول خدا صلى الله عليه و آله به ايشان سفارش‌هايى فرمود. سپس با وى وداع و على عليه السلام به سوى جبهه حركت كرد... .» 16

٢٠ - پنهان‌كارى ممنوع

مرحوم فيض در آداب سفر به نقل از غزالى آورده است:

«شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيت صاحب مركب برساند و با قرارداد و عقد صحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آن‌ها [ در طول مسير ] درگيرى رخ ندهد كه در نتيجه باعث كدورت و رنجش خاطر گردد. همچنين شايسته است از پرگويى و لجاجت با صاحب مركب پرهيز كند و روا نيست بيش از آن‌چه در قرار داد مشخص كرده بر آن بار زند، هر چند سبك باشد؛ زيرا هر چيزى از كم به زياد كشيده مى‌شود و كسى كه در اطراف منطقۀ ممنوعه بگردد، ممكن است در درون آن قرار گيرد (يعنى از امورى كه ورود به آن، به نزاع و اختلاف منجر مى‌گردد پرهيز نمايد)». 17

٢١ - يادآورى نعمت‌هاى خداوند

مستحب است مسافر هنگام سوار شدن بر مركب و وسيلۀ نقليه، نعمت‌هاى الهى را به ياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد. امام صادق عليه السلام فرمود:

«هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:

بِسْمِ‌اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحٖيم، بِسْمِ‌اللّٰه وَ اللّٰه اكْبَر؛ به نام خدا و خدا بزرگ‌تر است [ از آن كه به وصف درآيد ] و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلاٰمِ وَ عَلَّمَنَا  

الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاٰغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلاٰغاً يَبْلُغُ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لاٰ طَيْرَ إِلاّٰ طَيْرُكَ وَ لاٰ خَيْرَ إِلاّٰ خَيْرُكَ وَ لاٰ حَافِظَ غَيْرُكَ». 18

«سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمد صلى الله عليه و آله بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا به سوى پروردگارمان برمى‌گرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.

بار خدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بار خدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، به‌جايى كه به آمرزش و رضوان تو برسيم. بار خدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارنده‌اى جز تو نيست.»

همچنين على بن ربيعۀ اسدى گويد:

امير مؤمنان على بن ابى‌طالب عليه السلام بر مركب سوار شد، هنگام پا نهادن در ركاب فرمود: «

بِسْمِ اللّٰهِ»، و پس از آن كه روى مركب استقرار يافت فرمود:

«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلاً سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ». 19

«سپاس خداوندى كه ما را گرامى داشت و در خشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريده‌هاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.»

سپس سه مرتبه «سبحان‌اللّٰه» و سه مرتبه «الحمدللّٰه» گفت و آن‌گاه فرمود:

«رَبِّ اغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لاٰ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّٰ أَنْتَ». 20

«پروردگارا! مرا ببخش، كه گناهان را جز تو كسى نمى‌بخشد.»

و در ادامه فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه و آله [ هنگام سفر] در حالى كه من كنار او قرار داشتم، اين‌چنين عمل مى‌كرد. 21

بنابراين شايسته است زائر هنگام حركت، لحظه‌اى با خود بيانديشد و نعمت‌هاى خداوند را به ياد آورد و پروردگار را به خاطر نعمت سلامتى، توفيق يافتن براى چنين سفر ارزشمندى، فراهم ساختن ابزار و وسايل سفر و ديگر نعمت‌هايى كه به او عنايت فرموده سپاس گويد كه اگر چنين كند، بر اساس آيۀ شريفۀ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ، خداوند نعمت‌هايش را در اين سفر بر زائر افزون خواهد كرد.

٢٢ - پرهيز از عجله و شتاب

در سفر، هرگز در انجام كارها نبايد عجله كرد؛ زيرا عجله موجب مى‌شود كار يا به درستى انجام نشود و يا داراى فضاى معنوى مناسب نباشد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ». 22

«تأنّى در كارها از جانب خدا و عجله از جانب شيطان است.»

مرحوم ملّا مهدى نراقى رحمه الله در تعريف عجله مى‌گويد:

«عجله حالتى در دل است كه به مجرّد خطور امرى در ذهن، بى درنگ و بدون تأمل دربارۀ آن، به انجام آن اقدام كند. اين حالت از لوازم ضعف و كوچكى نفس و از درهاى بزرگ ورود شيطان به دل آدمى است كه بسيارى از مردم را از اين راه به هلاك افكنده است.» 23

يكى از دلايل مذمّتِ عجله و شتاب، آن است كه كارها، اگر بخواهد صحيح انجام شود بايد همراه با بصيرت و معرفت باشد و اين، نياز به تأنّى و آرامش و صبر دارد. فردى كه شتاب‌زده عمل مى‌كند فرصت انديشيدن در كارها را نيافته و در نتيجه كارى انجام مى‌دهد كه سرانجامِ آن، پشيمانى و خسران خواهد بود.

امام على عليه السلام فرمود:

«مَعَ الْعَجَلِ يَكْثُرُ الزَّلَلُ». 24

«با شتابزدگى، لغزش‌ها فراوان گردد.»

امير مؤمنان على عليه السلام هنگام شهادت، به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود:

«أَنْهَاكَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ». 25

«تو را از شتاب در گفتار و كردار نهى مى‌كنم.»

٢٣ - حفظ دارايى و اثاثيه

مسافر بايد حافظ و نگهبان پول و اثاثيۀ خود باشد و در طول سفر مراقبت كند تا چيزى را گم نكند و يا در محلّى جا نگذارد. صفوان جمّال به امام صادق عليه السلام عرض كرد:

«مى‌خواهم به حج بروم، خانوادۀ من نيز همراه من است، نفقۀ سفرم را در كيسه‌اى گذاشته، به كمر مى‌بندم، [ نظر شما در اين‌باره چيست؟]

امام صادق عليه السلام فرمود:

آرى، پدرم [ امام باقر عليه السلام ] پيوسته مى‌فرمود:

«حفظ و نگهبانى نفقه، از توانمندى مسافر است». 26

بنابراين در سفرهاى زيارتى، زائر بايد مراقب ارز و ديگر كالاهاى همراه خود بوده، آنها را به صندوق امانات تحويل دهد و يا در جاى امنى نگهدارى كند تا گرفتار سرقت‌هاى احتمالى و يا مفقود شدن نشود.

٢۴ - پرداخت هزينه‌ها

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«مستحب است وقتى گروهى با هم به مسافرت مى‌روند، مخارج سفر را از مال خود جدا نموده، آن را پرداخت كنند. اين شيوه براى اخلاق آن‌ها بهتر و براى خودشان پاكيزه‌تر است»؛ 27

بديهى است اگر هر مسافرى براى تهيه غذا و امكانات مورد نياز خود، بخواهد جداگانه تصميم‌گيرى نموده، اقدام نمايد و يا تنها براى خود غذا بپزد، علاوه بر صرف وقت زياد، خستگى روحى به دنبال دارد و از فيض حضور در اماكن مقدس نيز كم‌بهره خواهد شد.

از اين رو شايد بتوان گفت، الگوى امروزۀ سفرهاى زيارتى و جمعى، عمل به توصيۀ روايت است كه زائر هزينه‌هاى خود؛ اعم از هواپيما، هتل، غذا و... را يك‌جا پرداخت نموده، به شكل كاروانى حركت مى‌كند و در مدتى كه در اماكن زيارتى حضور دارد، به هيچ وجه دغدغۀ غذا، مسكن و... را ندارد و در نتيجه مى‌تواند براى لحظه لحظۀ حضور خود در مكان‌هاى مقدّس برنامه‌ريزى نموده، بهرۀ معنوى ببرد.

٢۵ - اخلاق زائران

رعايت اخلاق اسلامى، يكى از ضروريات سفر است. كسانى كه مى‌خواهند از مسافرت خود بهره برده، مورد عنايت حضرت حق قرار گيرند، بايد نكاتى را رعايت كنند: امام باقر عليه السلام در رابطه با سفر حاجيان به ديار نور فرمود:

«مَا يُعْبَأُ مَنْ يَسْلُكُ هَذَا الطَّرِيقَ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلاٰثُ خِصَالٍ:

وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ». 28

«كسى كه به حج مى‌رود و اين راه را طى مى‌كند، اگر سه خصلت در وى نباشد مورد عنايت و توجه [ خداوند ] قرار نمى‌گيرد:

١ - ورع و پارسايى كه او را از گناه بازدارد.

٢ - صبر و بردبارى كه بتواند خشم خود را در اختيار گيرد.

٣ - خوش‌رفتارى با همراهان.»

از اين روايت مى‌توان فهميد كه در همۀ سفرهاى معنوى و زيارتى رعايت اين نكات، مهم و ضرورى است.

در سفرهاى زيارتى، به دليل ازدحام جمعيت و نيز محدوديت امكانات، معمولاً مشكلاتى بروز مى‌كند كه اگر زائر داراى ويژگى‌هاى فوق نباشد، ممكن است از كنترل خارج شود و خداى ناكرده با ديگران درگير و موجب آزار و اذيت آنان را فراهم سازد. براى پيشگيرى از بروز چنين وضعيتى، در مرحلۀ اول نياز به ورع و پارسايى است تا زائر بتواند از يك‌سو خود را كنترل كند و از سوى ديگر به ثمرات زيارت دست يابد.

بنابراين ورع مى‌تواند مانع انجام گناه و موجب آمرزش شود. انس بن مالك مى‌گويد: مردى كه مى‌خواست به مسافرت برود، نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و به آن حضرت عرض كرد: به من سفارش و توصيه‌اى بفرماييد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود:

«اتَّقِ اللَّهَ حَيْثُ مَا كُنْتَ وَ أَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحَسَنَةَ وَ خَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ». 29

«هر كجا بودى از خدا بترس و تقوى داشته باش، بدى را با خوبى پاسخ ده، و با مردم با اخلاق نيكو برخورد كن.»

سپس هنگامى كه با او خداحافظى كرد به وى فرمود:

«زَوَّدَكَ اللَّهُ التَّقْوَى وَ جَنَّبَكَ الرَّدَى وَ غَفَرَ لَكَ ذَنْبَكَ وَ وَجَّهَكَ إِلَى الْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ». 30

«خداوند تقواى تو را افزون كند و تو را از بدى‌ها دور دارد، گناه تو را ببخشد و به هر سو رو مى‌كنى، تو را به خير و خوبى راهنمايى و متمايل سازد.»

زائر در مرحلۀ بعد بايد تمرين كند تا در برابر مشكلات و سختى‌ها صبور و بردبار بوده، آشفته و خشمگين نشود. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين زمينه فرمود:

«خشم ايمان را تباه مى‌كند، چونان كه سركه عسل را خراب و فاسد مى‌كند.» 31

روزى عربى بيابانى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد:

من مردى بيابان‌نشينم، سخنانى جامع به من بياموز [ تا راهنماى عملم باشد] .

حضرت فرمود: به تو فرمان مى‌دهم خشمگين نشوى!

عرب سه‌بار سؤال خود را تكرار كرد و حضرت همان پاسخ را داد، تا آن‌كه آن مرد به خود آمد و گفت:

پس از اين ديگر چيزى سؤال نمى‌كنم؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله جز به خير، مرا فرمان نداده است. 32

سخن امام صادق عليه السلام زيبايى كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله را تفسير مى‌كند كه فرمود:

«الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ». 33

«خشم، كليد هر بدى است.»

بنابراين هر زائرى بايد مراقب خود باشد تا بر كسى خشم نگيرد و اگر خشمگين شد، خشم خويش را فرو بَرد و اجازه ندهد به درگيرى و خشونت مبدّل گردد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

«هيچ بنده‌اى خشم خود را فرو نبرد مگر آن‌كه خداوند بر عزّت او در دنيا و آخرت بيافزايد...». 34

و سفارش ديگر، خوش‌رفتارى با همسفران است.

امام صادق عليه السلام فرمود:

«خويشتن را آماده ساز تا با هركس همراه مى‌شوى، همنشينى خوب و خوش‌اخلاق باشى، زبانت را نگه‌دار و خشمت را فرونشان، از كارهاى بيهوده و بى‌فايده كم كن، عفو و بخشش‌ات را براى ديگران بگستران و سخىّ و گشاده‌دست باش». 35

مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا به من سفارشى فرما. حضرت توصيه‌هايى به او نمود، از جمله فرمود: با برادر دينى‌ات با روى گشاده برخورد كن. 36

يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام نيز مى‌گويد:

به آن حضرت عرض كردم: حدود حسن خلق چيست؟ امام عليه السلام در جواب فرمود:

«اين كه بال خود را براى ديگران بگسترانى و نرم‌خو باشى، سخن شيرين بگويى و با برادر دينى‌ات با خوش‌رويى برخورد كنى.» 37

همچنين ابو ربيع شامى مى‌گويد: خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم، در حالى‌كه خانه پر از جمعيت بود و جمعى از اهالى خراسان و شام و ديگر نقاط جهان آن‌جا حضور داشتند، به شكلى كه من جايى را نيافتم تا بنشينم. سپس امام صادق عليه السلام در حالى كه تكيه داده بودند، روى دوزانو نشسته، فرمودند:

«اى شيعيان آل محمد، از ما نيست آن كس كه به هنگام خشم، خود را كنترل نكند و از ما نيست آن كس كه با همنشين خود، به خوشى سخن نگويد و با هم‌نوعان خود خوش‌خلقى ننمايد و با رفيقان خود رفاقت نكند و براى همسايگان خود همسايۀ خوبى نباشد. اى شيعيان آل محمد، از خداوند بترسيد و تا مى‌توانيد تقوا داشته باشيد؛ و لاحول و لا قوة إلاّ باللّٰه». 38

٢۶ - مهرورزى به مردم

توجه به ارزش‌هاى اخلاقىِ اسلام در سفر، مسافرت را بسيار شيرين و جاذبه‌دار مى‌كند. براى آن‌كه از هرگونه كدورتى پيشگيرى شود، زائران در برخورد با همسفران نكاتى را بايد رعايت كنند:

امام صادق عليه السلام به نقل از رسول خدا عليه السلام ، به برخى از اين امور اشاره داشته، فرموده‌اند:

«سه چيز پايه‌هاى دوستى مرد با برادر دينى خود را محكم مى‌كند:

١ - هميشه با خوش‌رويى با او برخورد كند؛

٢ - در مجلس هر گاه به سوى او آمد، برايش جا باز كند و او را در كنار خود بنشاند؛

٣ - او را به هر نامى كه خودش دوست دارد، صدا بزند». 39

امام باقر عليه السلام نيز فرمود:

«روزى يكى از اعراب بنى‌تميم به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله شرفياب شد و عرض كرد: يا رسول‌اللّٰه به من سفارشى فرما.

حضرت ضمن سفارش‌هايى به او فرمود: با مردم دوستى كن و آنان را دوست بدار تا تو را دوست بدارند». 40

٢٧ - احترام به سالخوردگان

در هر كاروانى معمولاً تعدادى از افراد سال‌خورده وجود دارند كه نيازمند كمك همسفران خويش‌اند. هنگام سوار شدن و پياده شدن از اتوبوس و رفتن و برگشتن به حرم، سزاوار است ديگر زائران، آنان را بر خود مقدم داشته، يارى دهند.

امام صادق عليه السلام فرمود:

«احترام به سالخورده، احترام به خدا است». 41

در حديثى ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«هر كس، سالمندى را كه در اسلام موى خود را سپيد كرده احترام كند، خداوند او را از هراس روز قيامت آسوده سازد». 42

٢٨ - سلام به همسفران

انس و علاقه ميان برادران و خواهران دينى، يكى از زيباترين هديه‌هاى دين مقدس اسلام به مردم است. از جمله امورى كه مى‌تواند اين پيوند را استوار سازد، سلام كردن به يكديگر است. بنابراين در برخوردهاى داخل كاروان و نيز در ديدار با ديگر مسلمانان، سخن را با سلام آغاز كنيد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«پيش از سخن گفتن سلام كنيد و كسى كه بدون سلام سخن را آغاز كرده، پاسخش را ندهيد». 43

همچنين در حديث ديگرى فرمود:

«نزديك‌ترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه در سلام كردن پيش‌قدم باشد.» 44

در سلام كردن نيز با صداى بلند سلام دهيد تا طرف مقابل صداى شما را بشنود. امام باقر عليه السلام فرمود:

«خداوند، آشكار سلام كردن را دوست مى‌دارد». 45

امام صادق عليه السلام نيز فرمود:

«هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد، صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آن‌ها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آن‌ها نشنيده باشند! هر يك از شما نيز كه جواب سلام را مى‌دهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند...». 46

پيشوايان دينى، روش اجرايى سلام كردن را نيز به ما آموخته‌اند. امام صادق عليه السلام فرمود:

«كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است، سلام كنند.» 47

همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشسته‌اند، آنان كه تازه به مجلس وارد مى‌شوند، به آنان كه قبلاً در آن مجلس حضور يافته‌اند، سلام كنند. 48

اما اگر جمعى نشسته‌اند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد. 49

٢٩ - لبخند به همسفران

زائران در طول سفر تلاش كنند تا در برخورد با همسفران، به روى آنان لبخند بزنند. امام باقر عليه السلام فرمود:

«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ». 50

«لبخند هر مردى به روى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [ و برداشتن مانع از سر راه او ] حسنه است و خدا به چيزى محبوب‌تر از مسرور ساختن مؤمن پرستش نشده است.»

امام صادق عليه السلام نيز فرمود:

«كسى از شما گمان مبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه به خدا سوگند رسول خدا صلى الله عليه و آله را شادمان كرده است». 51

٣٠ - كمك به همسفران

مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را به دوش ديگران نياندازد. در حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله سخن از مردى به ميان آمد و برخى گفتند:

او آدم خوبى است. سپس به اوصاف وى اشاره كرده، اظهار كردند:

او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مى‌كرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و

«لاٰ إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ» مى‌گفت و آن‌گاه كه حركت مى‌كرديم، پيوسته خدا را ياد مى‌كرد و ذكر خدا مى‌گفت تا باز در منزلى ديگر فرود مى‌آمديم.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

پس چه كسى به شترش علوفه مى‌داد و غذايش را آماده مى‌كرد؟

پاسخ دادند: همۀ ما.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همۀ شما از او بهتريد! 52

پيامبر صلى الله عليه و آله در اين زمينه، براى اصحاب و ياران خويش الگو بود. در روايت آمده است آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمود تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند به عهدۀ من؛ ديگرى گفت: پوست‌كندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت:

قطعه قطعه كردن گوشت‌ها با من و چهارمى گفت: پختن آن نيز با من.

رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز فرمود: فراهم كردن هيزم با من! اصحاب گفتند: يا رسول‌اللّٰه، پدران و مادران ما فداى شما باد! نبايد شما به زحمت بيفتيد، ما به‌جاى شما كارها را انجام مى‌دهيم!

حضرت فرمود: مى‌دانم شما به جاى من انجام مى‌دهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست ندارد بنده‌اى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشه‌اى بنشيند [ و كار نكند] . حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آن‌ها هيزم جمع‌آورى كند. 53

بنابراين، گرچه هم‌اكنون كارها به مدير كاروان و كاركنان هتل‌ها واگذار گرديده، ليكن زائر نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به همسفران محروم سازد.

امام سجاد عليه السلام مسافرت نمى‌رفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمى‌شناختند و از همان آغاز نيز با آن‌ها شرط مى‌كردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى كاروان را برآورده سازند.

در سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:

آيا مى‌دانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.

گفت: او على بن الحسين عليهما السلام است!

آن جمع به‌طرف آن حضرت آمده، دست و پاى ايشان را بوسه زدند و گفتند:

فرزند رسول خدا! آيا مى‌خواستى آتش دوزخ، به دليل رفتار نادرست با شما، ما را فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار شويم؟ چه باعث شده تا شما اين‌چنين عمل كنيد؟

حضرت فرمود: زمانى با گروهى كه مرا مى‌شناختند همسفر شدم؛ آن‌ها به خاطر رسول خدا صلى الله عليه و آله بيش از حدّ به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم! 54

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم [ فرداى قيامت ] ، با آن روبه‌رو است مرتفع سازد». 55

در حديث ديگرى به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است:

«كسى كه مسافر مؤمنى را در نيازى كه دارد يارى رساند، خداوند هفتاد و سه گرفتارى او را برطرف خواهد كرد، يكى از آنها در دنياست كه از همّ و غم آن رهايى خواهد يافت و هفتاد و دو گرفتارى نيز هنگام اندوه و گرفتارى بزرگ [ در قيامت ] است.»

گفته شد اى رسول خدا، گرفتارى بزرگ چيست؟ فرمود:

«آن زمان كه مردم به خود مشغول و سرگرم مى‌شوند، تا آنجا كه ابراهيم خليل - درود خدا بر او - مى‌گويد:

أَسْأَلُكَ بِخُلَّتِي لَا تُسَلِّمْنِي إِلَيْهَا ». 56

در روايت ديگرى آمده است: «گروهى كه با يكديگر به سفر رفته بودند، هنگام بازگشت به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفتند:

ما برتر از فلانى كسى را نديديم، او روزها را روزه مى‌گرفت و هر كجا منزل مى‌كرديم، تا هنگام حركت به نماز مشغول مى‌شد و مرتب نماز مى‌گزارد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چه كسى كارهاى او را انجام مى‌داد و مخارج او را تأمين مى‌كرد؟

گفتند: ما

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: همۀ شما از او برتريد! 57

اسماعيل خَثْعَمى مى‌گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: وقتى ما [ در سفر حج] به مكه مى‌رسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مى‌روند.

حضرت فرمود:

«اَنْتَ اعْظَمُ اجْراً» ؛ «پاداش و اجر تو از آن‌ها بيشتر است». 58

شخص ديگرى به‌نام مُرازِم بن حكيم گويد:

با محمد بن مُصادِف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيديم بيمار شدم، وى نيز مرتب مرا تنها مى‌گذاشت و به مسجد مى‌رفت، از او به پدرش مصادف شكايت كردم، او نيز مسأله را به امام صادق عليه السلام خبر داد، حضرت براى محمد بن مصادف پيغام فرستاد و فرمود:

«قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلاٰتِكَ فِي الْمَسْجِدِ». 59

«نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.»

روشن است كه اين توصيه‌ها اختصاص به حج نداشته، ديگر سفرها را هم دربر مى‌گيرد.

بنابراين زائران در طول سفر، همسفران به ويژه افراد مسن و بيمار را يارى دهند تا با اين عمل، پاداش آن‌ها مضاعف گردد.

٣١ - ناسازگارى ممنوع

افراد بشر، هر چه از خوبى‌ها بهره‌مند باشند، باز ممكن است در برخى شرايط گرفتار كم‌حوصله‌گى، بهانه‌گيرى و ناسازگارى شوند و به همين دليل، هم خود و هم ديگران را ناراحت كنند. رسول خدا صلى الله عليه و آله در سفرى كه به حج مشرف مى‌شدند فرمودند:

«مَنْ كٰانَ سَيِّىءُ الْخُلْقِ وَ الْجِوٰارِ فَلاٰ يَصْحَبُنٰا». 60

«كسى كه بد اخلاق است و به همسايۀ خود بدى مى‌كند، با ما همراه نشود.»

دليل اين سخن واضح است؛ زيرا كسى كه در وضعيت عادى كج‌خلق بوده و همسايه‌آزارى مى‌كند، هنگام سفر و برخورد با سختى‌ها و مشكلات، رفتارى به مراتب نامناسب‌تر با ديگران خواهد داشت.

على بن ابى‌طالب عليه السلام كمىِ ناسازگارى با همسفران را از نشانه‌هاى جوانمردى در سفر برشمرده است. 61

سعدى نيز گويد:

يكى خوب‌كردار خوش خوى بود 62

روشن است كه سفر، همراه با تلخى‌ها و كمبودها است، بنابراين صبر و شكيبايى بيشترى لازم است. امام صادق عليه السلام فرمود:

«مسافرت و سير منازل، توشۀ انسان را تمام، اخلاق را بد و لباس را فرسوده مى‌كند... .» 63

در مسافرت، نظم زندگى عادى مردم به‌هم مى‌خورد و در غذا و استراحت و مسكن آنان تغييراتى ايجاد مى‌شود. اين امور موجب تغيير در روحيه و اخلاق مسافران مى‌گردد، لذا بايد آنان تلاش كنند تا در چنين وضعيتى، همسفران خود را خسته و دل‌آزرده نكنند. ناسازگارى آن‌چنان مذموم است كه امام باقر عليه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«اگر ناسازگارى در برابر چشم [ مردم ] مجسّم شود، هيچ آفريده‌اى از مخلوقات خداوند از آن زشت‌تر نخواهد بود.» 64

زخاك آفريدت خداوند پاك

چو آن سرفرازى نمود، اين كمى 

از آن ديو كردند، از اين آدمى 65

٣٢ - آزار نرساندن به همسفران

زائران، در جلسات، هنگام شركت در نمازهاى جماعت، ورود و خروج به مساجد، سوار شدن به اتوبوس و... تلاش كنند تا ديگران را آزار ندهند. به مكان‌هايى كه وارد مى‌شوند، هر كجا جاى خالى بود بنشينند و از راه رفتن ميان جمعيّت فشردۀ زائران اجتناب نمايند.

سيرۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله اين‌گونه بود كه هروقت به محلى وارد مى‌شد، در نزديك‌ترين جا به ايشان (نزديك در ورودى) مى‌نشست. 66

آن حضرت در حديثى فرمود:

«هرگاه يكى از شما به مجلسى وارد شد، در كنار آخرين نفرى كه نشسته، بنشيند.» 67

نيز در حديث ديگرى فرمود:

«هر گاه كسى وارد مجلسى شود كه تعدادى آن‌جا حضور دارند، اگر شخصى از ميان آنان، برادر دينى خود را دعوت نموده و براى وى در كنار خود جا باز كند، بايد دعوت او را بپذيرد؛ زيرا اين احترامى است كه برادر دينى او براى وى قائل شده و بدينوسيله او را گرامى داشته است. ولى اگر كسى براى وى جا باز نكرد، در مجلس بنگرد، هر كجا جاى راحتى براى نشستن بود، همان‌جا بنشيند.» 68

٣٣ - ناديده گرفتن لغزش‌ها

در مسافرت، گاهى آگاهانه و گاهى از روى غفلت، ممكن است يكى از همسفران دچار لغزش شده، كار خلافى انجام دهد. سيرۀ اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در اين زمينه آن بوده كه اين لغزش‌ها را يا ناديده مى‌گرفتند و يا با تذكّر، رفتار فرد خطاكار را اصلاح مى‌كردند. زراره از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل كرده كه فرمودند:

«نزديك‌ترين موضع بنده به كفر آن است كه با مردى برادر دينى باشد و لغزش‌ها و خطاهاى او را شمرده [ نزد خود نگه دارد ] تا روزى او را به‌خاطر آن لغزش‌ها، سرزنش كند.» 69

طبيعى است كه هر كس به دنبال كشف عيوب و خطاهاى مردم باشد، عملاً ديگران را به مقابله دعوت كرده و آنان را بر اين كار ترغيب مى‌كند و همين، موجب حرمت‌شكنى و درگيرى مؤمنان و مسلمانان با يكديگر خواهد شد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«به دنبال كشف لغزش‌هاى مؤمنان نباشيد، زيرا هر كس به دنبال لغزش‌هاى برادر دينى خود برآيد، خداوند لغزش‌هاى او را دنبال مى‌كند و آن‌كس كه خداوند به دنبال لغزش‌هايش برآيد، او را رسوا خواهد كرد، گر چه داخل خانه‌اش باشد.» 70

با رعايت اين نكتۀ اخلاقى، مى‌توان در سفرهاى زيارتى، فضايى صميمى ايجاد كرد و بر شيرينى و لذّت سفر افزود، از اين رو زائران بايد با خوش‌بينى نسبت به يكديگر برخورد كنند و هرگز به دنبال شمردن لغزش‌هاى ديگران نباشند.

٣۴ - بازگو نكردن خاطرات تلخ

زندگى در سفر، جمعى و گروهى است و درنتيجه، افراد مختلف با سليقه‌ها و رفتارهاى گوناگون كنار همديگر جمع شده، چندين روز با هم زندگى مى‌كنند و به طور طبيعى اين اختلاف سليقه‌ها، گاهى منتهى به نزاع و درگيرى و كدورت مى‌شود. توصيۀ اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام به زائران اين است كه با همسفران خود، جوانمردانه برخورد نموده، پس از بازگشت نيز در هيچ مجلسى، حوادث ناخوشايند سفر را براى ديگران بازگو نكنند.

امام صادق عليه السلام ، يكى از دلايل جوانمردى در سفر را كتمان اسرار و رازدارى همراهان پس از جدا شدن از آن‌ها ذكر مى‌كنند. 71 و در حديث ديگرى مى‌فرمايد:

«لَيْسَ مِنَ الْمُرُوءَةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقَى فِي السَّفَرِ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ». 72

«اين از جوانمردى نيست كه انسان آن‌چه از خوب و بد در سفر ديده و با آن برخورد كرده را بازگو نمايد.»

٣۵ - جوانمردى در سفر

در سفر، زائران بايد با همسفران، جوانمردانه برخورد كنند و سختى‌ها را به جان خريده، آسايش و آرامش ديگران را بر خود ترجيح دهند.

هنگام سوار شدن به اتوبوس، هنگام صرف غذا، و در همه جا، ديگران - به خصوص كودكان و كهنسالان - را برخود مقدّم بدارند و با برخورد صحيح و اسلامى و لبخند، خستگى را از تن همسفران خويش بزدايند و به تعبير روايات، با جوانمردى برخورد كنند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله تلاوت قرآن، ساختن مسجد، دوست گرفتن برادران دينى به خاطر خدا، جوانمردى در وطن، بخشيدن غذا، خوش‌خلقى و شوخى بدون معصيت را نشانه‌هاى جوانمردى در سفر دانسته‌اند. 73

شوخى با ديگران اگر با تمسخر و يا غيبت و امثال آن همراه باشد، گناه و معصيت است، ليكن ديگران را خوشحال نمودن و خستگى را از تن آنان زدودن، از عبادات شمرده مى‌شود. صفوان جمّال گويد:

مُعَلىّ بن خُنَيس هنگام رفتن به سفر، براى خداحافظى خدمت امام صادق عليه السلام آمد. حضرت به او فرمود:

«اى مُعَلىّٰ، به‌وسيلۀ خدا عزّت را طلب كن تا خداوند به تو عزّت بخشد.»

معلّى گفت: اى فرزند رسول خدا، چگونه؟

حضرت فرمود:

«اى مُعلّى، از خداوند متعال بترس تا همه از تو بترسند. اى مُعَلّى، با بخشش به برادرانت، به آنان اظهار دوستى كن؛ زيرا خداوند بخشش را وسيلۀ دوستى و عطا نكردن به ديگران را وسيلۀ دشمنى قرار داده است. به خدا قسم اگر شما از من چيزى بخواهيد و آن را به شما ببخشم، براى من بهتر از آن است كه از من چيزى طلب نكنيد و من نيز آن را به شما ندهم و در نتيجه مرا دشمن بداريد.

و هر گاه خداوند عزّوجلّ به دست من خيرى جارى كند و آن به شما برسد، همان مورد پسند و ستايش خدا است. 74

٣۶ - مدارا با بيماران

در مسافرت‌ها بسيار پيش مى‌آيد كه يكى از همراهان، بيمار مى‌شود و دوستانش به وى كم‌توجه يا بى‌توجهى مى‌كنند. چه‌بسا مى‌توانند او را همراه خود به زيارت ببرند، ليكن به‌دليل سختى كار، از مسؤوليت‌پذيرى خوددارى مى‌كنند. اين عمل با جوانمردى و اخلاق اسلامى در سفر سازگارى ندارد.

روزى مفضّل بن عُمَر خدمت امام صادق عليه السلام آمد، امام از او پرسيد:

با چه كسى همسفر بودى؟

مفضّل گفت: مردى از برادرانم.

حضرت فرمود: او چه شد؟

گفتم: از وقتى كه وارد مدينه شده‌ام، نمى‌دانم مكان او كجاست!

امام عليه السلام به من فرمود:

آيا نمى‌دانى كسى كه چهل‌گام با مؤمنى همسفر شود، خداوند در روز قيامت دربارۀ او از وى سؤال مى‌كند؟ 75

همچنين امام صادق عليه السلام در حديثى ديگر فرمود:

«حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ إِخْوَانُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلاٰثاً». 76

«حق مسافر آن است كه اگر بيمار شد، برادرانش تا سه روز كنار او بمانند.»

همچنين فرمود:

«هر كس در راهى با برادر دينى خود همراه شود، سپس از او پيش افتد، به اندازه‌اى كه از جلوى چشم رفيق خود پنهان گردد، به او ستم كرده است». 77

٣٧ - حلّ مشكلات همسفران

گاهى در سفر، براى برخى از زائران، مشكلاتى؛ مانند گم شدن پول، بيمارى و... پيش مى‌آيد كه شايسته است همسفران، آن‌ها را يارى دهند و مشكلاتشان را برطرف كنند. ابان بن تغلب مى‌گويد:

با امام صادق عليه السلام طواف مى‌كردم، مردى از اصحاب ما پيش آمد و با اشاره از من خواست تا براى انجام كارى همراه او بروم، ليكن من دوست نمى‌داشتم طواف با امام صادق عليه السلام را رها كرده، او را همراهى كنم.

پس در همان حال كه طواف مى‌كردم، بار ديگر به من اشاره كرد و امام صادق عليه السلام او را ديد و به من فرمود:

ابان، اين مرد تو را مى‌خواهد؟

عرض كردم: آرى.

فرمود: او كيست؟

عرض كردم: مردى از اصحاب و ياران ما است.

حضرت پرسيد: آيا با تو هم‌عقيده و هم‌مذهب است؟

عرض كردم: آرى.

حضرت فرمود: نزد او برو.

عرض كردم: طواف را قطع كنم؟

فرمود: آرى.

پرسيدم: اگرچه طواف واجب باشد؟

فرمود: آرى.

ابان مى‌گويد: با او رفتم و پس از انجام كار وى، نزد آن حضرت بازگشتم و به ايشان عرض كردم : مرا از حقى كه مؤمن به گردن مؤمن ديگر دارد باخبر ساز.

حضرت فرمود: آنان را واگذار و پاسخش را نخواه.

عرض كردم: فداى شما شوم پاسخ آن را خواهانم و برخواسته‌ام اصرار كردم.

آنگاه فرمود: اى ابان، تا آن‌جا حق دارد كه نيمى از مالت را به او بدهى!

سپس به من نگريست و عكس‌العمل مرا در برابر آن مشاهده نموده، فرمود: اى ابان، آيا نمى‌دانى خداوند عزّوجلّ از آن‌ها [ افراد با ايمان و متّقى] اين‌گونه ياد كرده كه ديگران را بر خود مقدم مى‌دارند؟

عرض كردم: آرى، فدايت شوم.

فرمود: پس اگر تو مالت را با او قسمت كنى، او را بر خود مقدم نداشتى، بلكه او را با خود برابر داشتى، همانا وقتى او را بر خود مقدم داشته‌اى كه آن نيمه‌اى كه براى خود نگاهداشته‌اى به او دهى. 78

در روايت تنبّه‌آفرين ديگرى، يكى از ياران امام باقر عليه السلام گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم: فداى شما، شيعه نزد ما فراوان است!

فرمود: آيا ثروتمندان به مستمندان كمك مى‌كنند؟ آيا نيكوكار از بدكار مى‌گذرد؟ آيا با هم برابرى و مساوات دارند؟

عرض كردم: نه.

امام عليه السلام فرمود:

«لَيْسَ هَؤُلاٰءِ شِيعَةً، الشِّيعَةُ مَنْ يَفْعَلُ هَذَا». 79

«اين‌ها شيعه نيستند، شيعه كسى است كه اين چنين عمل كند!»

جميل گويد از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:

مؤمنان خدمتگزار يكديگرند.

پرسيدم: چگونه؟

فرمود: يعنى براى هم سودمند هستند و بعضى براى بعضى ديگر مفيداند... . 80

٣٨ - نامه‌نگارى

خانواده، خويشان و دوستان مسافر، از زمانى كه او به سفر مى‌رود تا وقتى بر مى‌گردد، دوست دارند پيوسته از او خبر بگيرند. در گذشته‌هاى دور كه ارتباط تلفنى محدود بوده و يا در برخى مناطق امكان‌پذير نبوده، مسافران با تلگراف و نوشتن نامه، خويشاوندان و دوستان خود را از سلامتى خويش باخبر مى‌ساختند.

امام صادق عليه السلام در اين زمينه فرمود:

«التَّوَاصُلُ بَيْنَ الِإِخْوَانِ فِي الْحَضَرِ التَّزَاوُرُ وَ فِي السَّفَرِ التَّكَاتُبُ». 81

«رابطۀ ميان برادران در وطن با يكديگر ديدار كردن و ديد و بازديد و در سفر، نامه‌نگارى است.»

بنابراين شايسته است مسافر، به ويژه در زمان كنونى كه ارتباطات رشد چشمگيرى يافته، با خانوادۀ خود تماس گرفته، نگرانى آنان را برطرف سازد.

٣٩ - شناخت دوست

يكى از بهره‌هايى كه مى‌توان از مسافرت گرفت، شناخت دوستان واقعى و آزمودن آن‌ها است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

«السَّفَرُ ميزٰانُ الْقَوْم». 82

«سفر، وسيلۀ سنجش [ اخلاق ] مردم است.»

در حكمت‌هاى منسوب به اميرمؤمنان على عليه السلام نيز آمده است:

«السَّفَرُ مِيزانُ الأَخْلاٰقِ». 83

«سفر، وسيلۀ سنجش اخلاق [ مردم ] است.»

امام صادق عليه السلام نيز فرمود:

«هيچ كس را دوست خود مشمار تا آن‌كه او را در سه چيز بيازمايى:

١ - او را به خشم آورى و ببينى آيا اين خشم او را از حق به باطل مى‌كشاند؟

٢ - با دينار و درهم (در امور مالى).

٣ - زمانى كه با او مسافرت كنى. 84

هنگام بروز مشكلات و سختى‌ها در سفر، مى‌توان دوست واقعى را شناخت. زمانى كه همه چيز خوب و منظم است، ميان دوستان مشكلى بروز نمى‌كند، ليكن اگر هنگام دشوارى‌ها و سختى‌ها همراه و همسفر، پايدار و مقاوم باقى ماند و دوست خود را تنها نگذارد، معلوم مى‌شود در دوستى خويش صادق بوده و در اين آزمون موفق شده است.

امير مؤمنان على عليه السلام يافتن چنين دوستانى را نيازمند پيمودن راهى بس دراز و طولانى مى‌داند. 85

۴٠ - راه‌هاى تحكيم دوستى در سفر

زائران معمولاً در سفر دوستانى مى‌يابند كه تا پايان عمر با يكديگر مأنوس گشته، همچون برادر با هم زندگى و معاشرت مى‌كنند.

پيشوايان دينى براى تحكيم اين اخوت و پيوند، راه‌هايى را مطرح كرده‌اند كه به برخى از آن‌ها اشاره مى‌كنيم:

١ - خوش‌خويى با مردم

امام على عليه السلام فرمود: «خوش‌خويى محبت ايجاد نموده و دوستى را پابرجا مى‌كند.» 86

٢ - خوش‌رفتارى با مردم

امام على عليه السلام فرمود: «هركس خوش‌رفتارى پيشه كند، دوستانش فراوان شوند.» 87

٣ - اخلاص در دوستى

امام على عليه السلام فرمود: «دوست واقعى از دوستى‌اش برنمى‌گردد، گر چه در حقّش جفا شود.» 88

۴ - خوش‌رويى

حضرت على عليه السلام فرمود: «خوش‌رويى و گشاده‌رويى، [ موجب ] دوام دوستى است.» 89

۵ - رعايت ادب

امام كاظم عليه السلام فرمود: «ادب و احترام ميان خود و برادر دينى‌ات را از بين مبر؛ زيرا از ميان رفتن آن، حيا و شرم را از بين مى‌برد و بر جاى بودن ادب، پايدار بودن دوستى را به دنبال دارد.» 90

۶ - اظهار دوستى

امام على عليه السلام فرمود: «با اظهار دوستى، دوستى پديد مى‌آيد.» 91

٧ - تواضع

حضرت على عليه السلام فرمود: «ميوۀ تواضع، دوستى است.» 92

٨ - وفادارى

امام على عليه السلام فرمود: «عامل انس گرفتن مردم، وفادارى است.» 93

٩ - رعايت انصاف

امام على عليه السلام فرمود: «با انصاف، برادرى تداوم مى‌يابد.» 94

١٠ - مدارا با مردم

حضرت على عليه السلام فرمود: «مدارا و نرمى و بخشندگى انسان، او را محبوب دشمنانش مى‌كند.» 95

۴١ - عوامل گسستن دوستى‌ها

يك سلسله علل و عوامل نيز موجب گسستن دوستى‌ها و منشأ بروز كينه و دشمنى مى‌گردد كه مسافران و زائران بايد از آن‌ها پرهيز كنند. برخى از آن‌ها عبارتند از:

١ - بدخلقى

على عليه السلام فرمود: «هر كه بد اخلاق شود، دوست و رفيق او نيز ناياب گردد.» 96

٢ - عيب‌جويى

امام صادق عليه السلام به ابوبصير فرمود: «اى ابو محمد از دين مردم جستجو مكن كه بدون دوست مى‌مانى.» 97

٣ - جدال

حضرت على عليه السلام فرمود: «كسى كه با برادران خود به بحث و مناقشه بپردازد، دوستانش كم مى‌شوند.» 98

۴ - ستيزه جويى

امام على عليه السلام فرمود: «در ستيزه‌گرى، دوستى وجود ندارد.» 99

۵ - تنگ چشمى

امام على عليه السلام فرمود: «شخص تنگ چشم و [ تنگ‌نظر ] ، دوستى ندارد.» 100

۶ - تكبر

حضرت على عليه السلام فرمود: «براى فرد متكبّر، دوستى وجود ندارد.» 101

٧ - كينه توزى

امام على عليه السلام فرمود: «هيچ كينه توزى را دوستى نيست.» 102

٨ - حسدورزى

امام على عليه السلام فرمود: «حسود را دوستى نخواهد بود.» 103

٩ - تحقير ديگران

امام صادق عليه السلام فرمود:

«كسى كه مردم را دست مى‌اندازد و [ تحقير مى‌كند ] ، نبايد انتظار صداقت در دوستى داشته باشد!» 104

١٠ - نيرنگ و فريبكارى

على عليه السلام فرمود: «با حيله‌گرى، هيچ دوستى پايدار نمى‌ماند.» 105

۴٢- بى‌اعتنايى به اموال ديگران

مسافر سزاوار است در طول سفر، به مال ديگران بى‌اعتنا باشد و عزّت و بزرگوارى خود را حفظ كند.

عكرمه و مجاهد و جز آنان نيز گفته‌اند:

گروهى از اعراب بدون همراه داشتن غذا و خوراكى لازم به حج آمدند. آنان مى‌گفتند: ما توكل كنندۀ بر خدا هستيم. برخى نيز مى‌گفتند : ما حج خانۀ خدا را انجام مى‌دهيم و او غذا به ما ندهد؟

با اين‌گونه تفكر، بارى بر دوش ديگران بوده، غذاى آنان را برخى از همسفرانشان تأمين مى‌كردند، آن گاه خداوند آيۀ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْوىٰ 106 را نازل‌كرد و آنان را از اين كار برحذر داشت. 107

احمد بن حنبل، پيشواى حنبليان، دربارۀ آنان كه بدون زاد و توشه به سفر مى‌روند گفت:

«من آن را دوست نمى‌دارم، اينها بر خوراكى‌هاى مردم توكل كرده‌اند.» 108

۴٣- پرهيز از سوء ظن

شايسته است زائران، كاروان خود را به كانون محبت و صفا تبديل كنند ونسبت به همديگر مهربان و خوش‌بين باشند و از هر گونه سوء ظنى بپرهيزند.

امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:

«كار برادر دينى خود را به بهترين وجه توجيه و حمل كن، تا زمانى كه كارى از او سر زند كه راه توجيه را بر تو ببندد و هيچگاه از سخنى كه از (دهان) برادرت بيرون آيد تا وقتى كه مى‌توانى محمل خوبى براى آن بيابى، گمان بد مبر.» 109

حسن ظنّ و خوش بينى نسبت به ديگران، از برترين ارزش‌هاى اخلاقى و بزرگترين عطيّه‌ها است. 110

براى حل مشكل سوء ظن، پيشوايان اسلام تا آنجا جلو رفته‌اند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«اُطْلُبْ لِأَخِيكَ عُذْراً فَاِنْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذراً فَالْتَمِسْ لَهُ عُذراً». 111

«براى گفتار و كردارى كه از برادر تو سر مى‌زند عذرى بجوى و اگر نيافتى عذرى بساز!»

بنابراين، از آنجا كه زائران در اينگونه سفرها، به عبادت خدا روى آورده و در صدد كسب معارف و آمرزش الهى برآمده‌اند، شايسته است به شدت از سوء ظن و بدبينى نسبت به ديگران خوددارى كنند؛ زيرا گمان بد، عبادت را تباه مى‌كند. 112

۴۴- رازدارى

زائران معمولاً در طول سفر، يك زندگى جمعى دارند، گاهى هم هر چند نفر در يك اتاق اسكان داده مى‌شوند، در چنين وضعيتى طبيعى است كه ميان آنان گفت و گوهايى ردّ و بدل شود كه چه بسا بعضى از آن‌ها دوست ندارند اين سخنان جاى ديگرى بيان شود، از اين رو پيشوايان دينى ما به ما دستور داده‌اند تا سخنان محرمانۀ اشخاص را براى كسى بازگو نكنيم.

امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:

«آنچه درمجالس گفته مى‌شود امانت است و كسى حق ندارد، سخن هم‌صحبت خود را براى ديگرى بازگو كند مگر با اجازۀ او و يا اين كه نقل آن، بيان خوبى او باشد.» 113

رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز در اين زمينه مى‌فرمايد:

«مجالس امانت‌اند و فاش كردن راز برادر دينى، خيانت است، پس، از اين كار دورى كن.» 114

و در حديث ديگرى فرمود:

«وقتى دو نفر با يكديگر در جلسه‌اى صحبت مى‌كنند، آنچه با يكديگر در ميان مى‌گذارند امانت خدا است، پس جايز نيست يكى از آن‌ها بر خلاف ميل برادر دينى‌اش، آنچه كه او ميل به افشاى آن ندارد را بازگو كند.» 115

 ادامه دارد
جهت مشاهده بخش های دیگر مقاله کلیک کنید؛
 
 
پی نوشت:
1) - محجة البيضاء، ج۴، ص٧٢
2) - همان: ٧٣
3) - بحارالأنوار، ج٧٣، ص٢٣۵
4) - من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص١٨۵، ح٨٣۴
5) - محجة البيضاء، ج۴، ص٧٣
6) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴٢٣، ح١۵١۶٠
7) - همان، ص۴٢۴، ح١۵١۶٢
8) - همان، ص۴٢٣، ح١۵١۶١
9) - همان، ص۴٢٧
10) - همان، ص۴٢٧
11) - همان، ص۴٠٧، ح١۵١١٩
12) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴٠۶، ح١۵١١٧
13) - همان، ص ۴٠۶، ح١۵١١۶
14) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ٢٠۶
15) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴٠۶، ح١۵١١۵
16) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ٢٠٧
17) - محجة البيضاء، ج۴، ص٧٢
18) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص٣٨٧، ح١۵٠٨٠ .
19) - همان، ص٣٩٠
20) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص٣٩٠
21) - همان، ص٣٩٠، ح١۵٠٨۵
22) - وسائل‌الشيعه، ج٢٧، ص١۶٩
23) - جامع السعادات، ج ١، ص ٣٣۵
24) - غررالحكم، ح٩٧۴٠
25) - امالى طوسى، ص٧
26) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴١٩، ح١۵١۵٢
27) - همان، ص۴١٣، ح١۵١٣۶
28) - كافى، ج۴، ص٢٨۶
29) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ٢٠٨
30) - همان، ص ٢٠٨
31) - كافى، ج٢، ص٣٠٢
32) - همان، ص٣٠٢
33) - همان، ص٣٠٣
34) - كافى، ج ٢، ص١١٠
35) - همان، ج۴، ص٢٨۶
36) - همان، ج٢، ص١٠٣
37) - همان، ج٢، ص١٠٣
38) - همان، ص۶٣٧
39) - همان، ج٢، ص۶۴٣
40) - همان، ج٢، ص۶۴٢
41) - همان، ص۶۵٨
42) - همان.
43) - همان، ج٢، ص۶۴۴
44) - همان.
45) - همان، ص۶۴۵
46) - كافى، ج ٢، ص ۶۴۵ .
47) - همان، ص۶۴۶ .
48) - همان، ص۶۴٧ .
49) - همان .
50) - كافى ، ج ٢، ص ١٨٨ .
51) - همان، ص١٨٩
52) - مكارم‌الأخلاق، ج١، ص۵۶۴، ح١٩۵۵؛ ميزان‌الحكمة، ح٨۶١۴
53) - بحارالأنوار، ج٧۶، ص٢٧٣، ح٣١
54) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴٣٠، ح١۵١٧٧
55) همان
56) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ٢١٩
57) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ٢١٩
58) - همان.
59) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ٢١٧
60) - بحارالأنوار، ج٧٣، ص٢٧٣
61) - بحارالأنوار، ج٧٣، ص٢۶۶، ح١ .
62) - بوستان سعدى: باب چهارم، ص٢٣٢
63) - بحارالأنوار، ج٧٣، ص٢٧٧
64) - كافى، ج٢، ص٣٢١، ح٢
65) - بوستان سعدى، ص١٨٩ .
66) - كافى، ج٢، ص۶۶٢ .
67) - بحارالأنوار، ج١۶، ص٢۴٠ .
68) - بحارالأنوار، ج٧٢، ص۴۶۵
69) - كافى، ج٢، ص٣۵۴ .
70) - همان، ص٣۵۵ .
71) - مكارم‌الأخلاق، ج١، ص۵۴١، ح١٨٧۶؛ امالى مفيد، ص۴۴، ح٣
72) - آثارالصادقين، ج٨، ص۴٩٢
73) - بحارالأنوار، ج٧٣، ص٢۶۶، ح٢ .
74) - امالى طوسى، ص٣٠۴
75) - بحارالأنوار، ج٧٣، ص٢٧۵
76) - بحارالأنوار، ج ٧٣، ص٢٧٣ .
77) - همان، ص٢٧۵ .
78) - كافى، ج٢، ص١٧١
79) - كافى، ج٢، ص١٧٣
80) - همان، ص١۶٧
81) - آثارالصادقين، ج٨، ص۴٩٣
82) - مكارم‌الأخلاق، ص٢۴٠
83) - شرح ابن ابى‌الحديد، ج٢٠، ص٢٩۴
84) - المحبة في الكتاب والسنه ، ص ٩٩، ح ۴٠۶ .
85) - همان، ص١٠١، ح۴١٨
86) - همان، ص ٩٩، ح ۴٠۶ .
87) - همان، ص۶٧، ح١٩٩
88) - همان، ح٢٠١
89) - همان، ص۶٨، ح٢٠۵
90) - همان: ح٢٠٧
91) - همان، ح٢٠٨
92) - همان، ح٢١٢
93) - همان، ح٢١٣
94) - المحبة في الكتاب و السنه، ص۶٩، ح٢١٩
95) - همان، ص٧٠، ح٢٢٣
96) - همان، ص٨٧، ح٣٢٣
97) - همان، ص٨٨، ح٣٢٩
98) - المحبة في الكتاب و السنه، ص٨٨، ح٣٣٢
99) - همان، ص٨٨، ح٣٣۵
100) - همان، ص٨٨، ح٣۴٣
101) - همان، ص٩٠، ح٣۵١
102) - همان، ص٨٨، ح٣۵۶
103) - همان، ح٣۵٨
104) - المحبة في الكتاب و السنه، ص ٣۵٩
105) - همان، ص٩١، ح٣۶١
106) - بقره، ١٩٧
107) - تفسير طبرى، ج۴، ص١۶۶؛ درالمنثور، ج١، صص٢٢٠ و ٢٢١
108) - مغنى، ابن قدامه، ج٣، ص٢٢١
109) - امالى صدوق، ص٢۵٠
110) - غرر الحكم، ح۴٨٣۴
111) - بحارالأنوار، ج٧٢، ص١٩٧
112) - غرر الحكم، ح۵۵٧۴
113) - كافى، ج٢، ص۶۶٠
114) - بحار الأنوار، ج٧۴، ص٨٩
115) - تنبيه الخواطر، ج١، ص٩٨
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally