آداب سفر و زیارت با محوریت زیارت عتاب عالیات 1
در این نوشتار آداب سفر و زیارت را با محوریت زیارت عتاب عالیات مورد مداقه قرار می دهیم.
شنبه 19 خرداد 1397    
بازدید: 16

آداب سفر و زیارت با محوریت زیارت عتاب عالیات 1 1



پيشگفتار

همه ساله هزاران انسان شيفتۀ أهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام با قلبى سرشار از عشق و اميد، از خانه و كاشانۀ خود دل كنده، راهىِ اماكن زيارتى و مراقد پاك معصومان و پيشوايان الهى مى‌شوند تا روح و جان خويش را با آنان پيوند زده، زمينه را براى دستيابى به كمال و قُرب پروردگار فراهم سازند.

حضور در اين اماكن مقدس، از يك سو تجديد عهد با پيشوايان دين است، كه جملاتى چون: «مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ، مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ» و يا

«سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتُمْ، مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتُمْ» ؛ آنچه را شما حق مى‌دانيد من نيز حق مى‌دانم، و آنچه را شما باطل مى‌دانيد من باطل مى‌دانم، با آن كه شما در صلح و سازش هستيد، من نيز هستم و با آن كه شما مى‌ستيزيد، من نيز سر ستيز دارم، آن كه را شما دوست داريد، دوست مى‌دارم و آن كه را شما دشمن داريد، من نيز دشمن مى‌شمارم.)

گوياى اين حقيقت است و از سوى ديگر، از روز مرّه گى و آلودگى به گناه فاصله گرفتن و خود را در اقيانوس رحمت و مغفرت الهى شستشو دادن و با توبه از گناه و معصيت رهيدن است.

زائر در اماكن زيارتى، قطرۀ وجود خود را به اقيانوس رحمت حق پيوند مى‌زند و با روحى سرشار از شادى، طراوت و اميد نسبت به آينده، به خانه و كاشانۀ خويش بر مى‌گردد تا زندگى جديدى را آغاز كند و از آلودگى و ناپاكى دور باشد.

زائر، با اين سفر معنوى، از زندگى تكرارى و بى‌ثمر فاصله مى‌گيرد و با ارتقاى فكر و انديشه و تقويت ايمان و باورهاى دينى، با اراده‌اى استوار، موانع كمال را از سر راه بر مى‌دارد تا به حقيقتِ هستى، كه كمال مطلق است برسد:

«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ، وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ، حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ...»

«خداوندا! بريدن كامل از خلق و پيوستن به خود را بر من عنايت فرما و ديده‌هاى دلمان

را به نور توجهشان به سوى خود روشن گردان تا ديده‌هاى قلب‌ها، پرده‌هاى نور را بدرد و به مخزن اصلى بزرگى و عظمت دست يابد...»

آرى، زيارتى كه همراه با معرفت و تحوّل نباشد، زيارت نيست و اگر زيارت تأثيرگذارى لازم را ندارد، دليلش را در فاصله گرفتن از اهداف زيارت بايد جستجو كرد.

اگر زائر به پيشوايان خود، تنها به ديدۀ حاجت دهنده بنگرد، طبيعى است كه نمى‌تواند به اهداف زيارت دست يابد.

بنابراين اگر بتوانيم فرهنگ زيارت را در ميان امت اسلامى حاكم كنيم و پيشوايان دين را، كه الگو و واسطۀ فيض الهى هستند، وسيله‌اى براى رهايى خود از دام گناه و معصيت و آشنايى با ارزش‌ها و فضايل اخلاقى و انسانى بدانيم، به‌خوبى تأثير زيارت را در جامعه خواهيم ديد و اين چشمۀ حيات بخشِ هميشه جارى، روح اميد و نشاط و ايمان را به جامعۀ دينى و اسلامى ما منتقل و حيات طيبّه را به همگان هديه خواهد داد.

آداب سفر و زيارت، آماده كردن زائر براى اين هدف بزرگ است.

اين آداب، به زائر مى‌آموزد كه:

- چگونه حركت كند،

- به دنبال چه هدفى باشد،

- با همراهان و همسفران چگونه رفتار نمايد،

- با پيشوايان چگونه سخن بگويد،

- و سرانجام با چه توشه‌اى باز گردد.


١- اهميت سفر از ديدگاه اسلام

سير و سفر با انگيزه‌هاى دينى و عقلانى از ديدگاه اسلام، امرى پسنديده و پذيرفته شده است. خداوند در قرآن كريم مردم را به سير و سفر در روى كرۀ خاكى دعوت نموده و از آنان خواسته است تا با مسافرت به گوشه و كنار جهان، در تاريخ و سرنوشت نهايى ملّت‌ها بيانديشند و از حوادث، رخدادها و خوب و بد زندگى امت‌هاى پيشين عبرت بگيرند:

«أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِينَ كٰانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كٰانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ مٰا كٰانَ لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وٰاقٍ » 2

«آيا در زمين گردش نكرده‌اند تا به ديدۀ عبرت بنگرند فرجام كسانى را كه پيش از آنان مى‌زيستند و پيامبران را تكذيب كردند چگونه شد. آنان بسيار نيرومندتر از اينان بودند و بناهايى كه آنها در زمين بر جاى گذاشتند، از بناهايى كه اينان دارند بسيار استوارتر بود، اما خدا آنان را به گناهانشان گرفت و هلاكشان ساخت و هيچ كس نبود آنان را از عذاب خدا نگاه دارد.»

پيشوايان معصوم عليهم السلام نيز مردم را به سفر رفتن تشويق كرده‌اند، در حديثى به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است:

«لَو يَعْلَمُ النّاسُ رَحْمَةَ اللّٰهِ لِلْمُسٰافِرِ لأََصْبَحَ النّاسُ عَلىٰ ظَهْرِ سَفَرٍ، انَّ اللّٰهَ بَالْمُسٰافِرِ رَحيمٌ». 3

«اگر مردم شفقت و رحمت خدا به مسافر را مى‌دانستند، همگى اقدام به مسافرت مى‌كردند، همانا خداوند به مسافران مهربان است.»

شيخ طوسى رحمه الله نيز در امالى خود مى‌نويسد: يحياى حَلّا گفت: از بُشر شنيدم كه به هم‌نشينان خود مى‌گفت:

«سياحت و گردش كنيد، زيرا آب چون حركت كند پاكيزه و سالم ماند و اگر بايستد دگرگون شده و زرد مى‌شود.» 4

گرچه هر سفرى بايد با قصد الهى و توكل بر خدا انجام شود، ليكن از مجموعۀ رواياتى كه در زمينۀ سفرهاى زيارتى نقل شده، مى‌توان به خوبى دريافت مسافر در اينگونه مسافرت‌ها، بايد با انگيزه‌اى خاص و به منظور تقويت بنيۀ ايمانى خود و الگوگيرى از چهره‌هاى تابناك دين و ايجاد تغيير و تحوّل روحى و اخلاقى به سفر زيارتى برود، و سفر را با انگيزه‌هاى مادّى و غير دينى آلوده نسازد تا بتواند از سفر خود بهره و نصيبى داشته باشد.

٢ - تعيين هدف

يكى از انگيزه‌هاى سفر، دستيابى به آرامش روحى و روانى و رفع اضطراب و افسردگى و نيز خستگى‌هاى جسمانى است، يكسره كار كردن و تفريح و استراحت نكردن سبب فرسودگى جسم و جان انسان مى‌شود و نشاط كارى را از او مى‌گيرد.

رسول اكرم صلى الله عليه و آله در آموزه‌هاى خود به بشريت، اين امر مهم را مورد توجه قرار داده و فرموده‌اند:

«سٰافِروُا تَصِحُّوا...». 5

«سفر كنيد تا تندرست شويد.»

در حديثى ديگر نيز فرمود:

«إِذٰا أَعْسَرَ أَحَدُكُمْ فَلْيَخْرُجْ وَ لَايَغُمَّ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ». 6

«هنگامى كه يكى از شما در مضيقه و تنگناى زندگى قرار گرفت، پس بايد [ از محيطى كه در آن قرار دارد ] خارج گردد و خود و خانواده‌اش را غمگين و ناراحت نكند.»

امام صادق عليه السلام نيز آنگاه كه اوصاف افراد داراى ايمان كامل را بيان مى‌فرمايد، يكى از ويژگى‌هاى آنان را در يك جا نماندن و در روى زمين جابجا شدن و مسافرت كردن برشمرده و مى‌فرمايد:

«اَلْمُنْتَقِلَةُ دِيٰارُهُمْ مِنْ أَرْضٍ إِلىٰ أَرْضٍ 7».

همچنين در اشعار منسوب به امير مؤمنان على عليه السلام، يكى از اهداف سفر، غم‌زدايى از روح و جان آدميان معرفى شده است:

تَغَرَّبْ عَنِ الْأَوْطَانِ فِي طَلَبِ الْعُلَى8

٣ - اخلاص در نيت

اخلاص، شرط اساسى در تمامى عبادات است، هر كس عبادتى را براى خودنمايى و ريا و يا دستيابى به امور مادى و دنيايى انجام دهد، از آن عمل هرگز بهره و نصيبى نخواهد برد.

اين اصل مهم به اندازه‌اى تعيين كننده است كه اگر رزمنده و جهادگرى در ميدان نبرد شركت كند و هدفش دستيابى به غنايم جنگى، انتقام‌گيرى از دشمن و رسيدن به پست و مقام باشد و در اين راه كشته شود، شهيد به حساب نمى‌آيد.

همه چيز در گرو نيّت انسان است و با آن ارتباط مستقيم دارد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«اِنَّمَا الأَعْمٰالُ بِالنّياتِ 9

«جز اين نيست كه كارها به نيت‌ها است.

[ يعنى بر اساس نيت هر كس، بررسى و پاداش يا جزا داده مى‌شود. ] »

در حديث ديگرى نيز فرمود:

«اِذا عَمِلْتَ عَمَلاً فَاعْمَلْ لِلّٰهِ خٰالِصاً، لأَِنَّهُ لا يَقْبَلُ مِنْ عِبٰادِهِ الأَعْمالَ الّا مٰا كانَ خٰالِصاً». 10

«هرگاه كارى را انجام دادى، آن را فقط براى خدا انجام ده، زيرا خداوند تنها اعمال خالص را از بندگان خود مى‌پذيرد.»

بر اين اساس، سالكان اين طريق بايد با نيتى پاك و خالص در اين راه قدم بگذارند، دل به غير خدا نبندند و در زيارت جز قرب و نزديكى حق تعالى چيز ديگرى نخواهند.

دستيابى به اخلاص نيز از طريق مقابلۀ با هواى نفس حاصل مى‌شود. امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:

«كَيْفَ يَسْتَطيعُ الإخْلاصَ مَنْ يَغْلِبُهُ الْهَوىٰ». 11

«آن كس كه هوى و هوس بر وى چيره گرديده، چگونه مى‌تواند به اخلاص دست يابد؟»

نتيجه اين كه زائران بايد سفر را با مبارزۀ با نفس آغاز و پس از غلبۀ بر آن، قصد زيارت اولياى خدا كنند تا، به پاداشى غير قابل شمارش دست يابند.

امام عسكرى عليه السلام فرمود:

«لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيا كُلَّهٰا لُقْمَةً واحِدَةً وَ لَقَّمْتُها مَنْ يَعْبُدُ اللّٰهَ خالِصاً لَرَأيْتُ انّى مُقَصِّرٌ فى حَقِّهِ». 12

«اگر همۀ دنيا را يك لقمه كرده، در دهان كسى گذارم كه خدا را از روى اخلاص پرستش و عبادت مى‌كند، باز مى‌بينم كه در حق او كوتاهى كرده‌ام»

۴ - زاد و توشۀ حلال

زائر بايد هزينۀ سفر و زاد و توشۀ خود را از مال حلال برگيرد تا توفيق عبادت يابد و بتواند در اماكن مقدس و زيارتگاه‌ها، شيرينى مناجات با خدا را حسّ و از عبادات خود لذّت ببرد.

خداوند در قرآن كريم، به رسولان خود اين‌چنين دستور مى‌دهد:

«يٰا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبٰاتِ وَ اعْمَلُوا صٰالِحاً إِنِّي بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ». 13

«اى رسولان، از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آن‌چه انجام مى‌دهيد دانا هستم.»

در آيه‌اى ديگر نيز خطاب به مؤمنان مى‌فرمايد:

«يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلّٰهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيّٰاهُ تَعْبُدُونَ». 14

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از نعمت‌هاى پاك و پاكيزه‌اى كه روزى شما كرده‌ايم بخوريد و خدا را شكر كنيد، اگر تنها او را مى‌پرستيد.»

استفاده از زاد و توشۀ حلال و بهره‌گيرى از نعمت‌هاى پاك، وظيفۀ رسولان و همۀ مؤمنان و دلباختگان به خداوند است. و آن‌ها كه اموالشان را از راه حرام و يا شبهه‌ناك به‌دست آورده‌اند، بايد پيش از سفر، دارايى خود را تزكيه كنند، خمس و زكات و ديگر حقوق مردم را به صاحبان اصلى آن بپردازند، سپس قصد كوى دوست كنند وگرنه، پذيرفته نخواهند شد، گرچه به صورت ظاهر، جسم آنان در چنين اماكن مقدسى در گردش باشد. امام باقر عليه السلام فرمود:

«مَنْ أَصَابَ مَالاً مِنْ أَرْبَعٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي أَرْبَعٍ:

مَنْ أَصَابَ مَالاً مِنْ غُلُولٍ أَوْ رِبًا أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ سَرِقَةٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاةٍ وَ لاٰ فِي صَدَقَةٍ وَ لاٰ فِي حَجٍّ وَ لاٰ فِي عُمْرَةٍ». 15

«كسى كه از چهار طريق مالى به‌دست آورد، هزينه كردن آن، در چهار چيز پذيرفته نمى‌شود:

كسى كه مالى را از راه فريب، ربا، خيانت و يا سرقت به‌دست آورد و با آن زكات يا صدقه دهد و يا به حج و عمره رود، خداوند از او نمى‌پذيرد.»

۵ - خداحافظى و حلاليت‌طلبى

زائر هرگاه تصميم مى‌گيرد به زيارت برود، بر اساس توصيۀ امام صادق عليه السلام ، شايسته است آن را به اطلاع برادران دينى خود برساند. آن حضرت به نقل از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«حَقٌّ عَلَى الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ يُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَى إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ يَأْتُوهُ». 16

«مسلمانى كه قصد مسافرت دارد، شايسته است برادران خويش را آگاه سازد. بر برادران او نيز لازم است هنگام بازگشت، به ديدن وى بيايند.»

انجام اين دستورالعمل مى‌تواند ثمرات و بركات فراوانى را به‌دنبال داشته باشد؛ يكى از اين بركات، زدودن تيرگى‌ها و كدورت‌ها از دل انسان‌ها است.

افراد بشر به دليل اجتماعى بودن، در زندگى شخصى و اجتماعى خود، گرفتار تضادها و مشكلاتى مى‌شوند كه در نتيجه، رنجش و نارضايتى ديگران را به‌دنبال دارد، همسر، فرزندان، برادران و خواهران، همسايگان، همكاران، مردم كوچه و بازار و... .

اگر به يكى از اين‌ها ظلمى روا داشته، غيبتى كرده، حقوقى از آنان پايمال نموده، رابطۀ تلخ و تندى با آنان داشته، ناسزا و دشنامى به آن‌ها داده و... لازم است پيش از سفر، به عنوان خداحافظى نزد آنان رفته، از آن‌ها حلاليت بطلبد و به آن‌ها بگويد، من عازم زيارت هستم و از آن‌جا كه نمى‌خواهم با دل آلوده به كينه و كدورت در محضر پيشوايان دين عليهم السلام حضور يابم لذا اگر حقى بر من داريد، مرا حلال كنيد. من نيز در اين سفر زيارتى شما را دعا خواهم كرد. به يقين با چنين برخوردى، عاطفۀ طرف مقابل تحريك شده، اشك از ديدگانش جارى مى‌شود و رضايت مى‌دهد و در نتيجه فضايى معنوى و الهى به وجود مى‌آيد. و پس از آن، زمينه براى بهره‌گيرى هر چه بيشتر از زيارت، فراهم مى‌شود؛ زيرا زائر تصميم گرفته در اين سفر، قلب خود را لبريز از محبت خدا كند. اگر كدورت و كينه نسبت به مردم بخشى از قلب را پر كرده باشد، تنها بخش خالى آن ظرفيت خواهد داشت ولى اگر آن قسمت پر شدۀ از كينه، خالى شود، به يقين جاى بيشترى براى ذخيرۀ معرفت و عشق به‌حق فراهم مى‌آيد.

توجه به اين نكتۀ مهم ضرورى است كه در بسيارى اوقات، شيطان مانع ايجاد كرده، انسان را وسوسه مى‌كند كه اگر نزد ديگران برود و طلب حلاليّت نمايد،

ممكن است سبب حقارت و كوچكى او شود و متأسفانه همين وسوسه‌هاى شيطانى، انسان را از دستيابى به يك نعمت بزرگ محروم مى‌سازد.

خودشكنى و پرهيز از كبر و غرور، زمينۀ پاكى از گناه و آمرزش را فراهم مى‌آورد. اگر زائر خودشكنى را پيش از سفر آغاز نكند، بهرۀ لازم را نخواهد برد.

بنابراين، بر زائر لازم است از اقوام و دوستان و همسايگان و همكاران خود حلاليت بخواهد و سپس عازم ديار نور شود.

۶ - انتخاب مدير

در زندگى جمعى، مشكلات كمترى وجود دارد و در صورت بروز آن، با همكارى ديگر همسفران، مشكلات راحت‌تر حل مى‌گردد. خوشبختانه در سفرهاى زيارتى، مردم به صورت كاروانى حركت مى‌كنند و در نتيجه با مشكلات تنهايى سفر كردن روبه‌رو نيستند. ليكن مسافرت‌هاى جمعى نيز مشكلات مخصوص به خود را دارد كه پيشوايان اسلام براى رفع آن، راه حل‌هاى زيبا و مناسبى را ارائه داده‌اند.

از جملۀ اين راه‌حل‌ها، انتخاب يك‌نفر به‌عنوان مسئول و مدير اجرايى سفر است تا در لحظات تصميم‌گيرى، دچار ترديد و دودلى نشوند، اختلافات تشديد نگردد و بتوانند به‌راحتى تصميم‌گيرى نموده، به اهداف سفر نائل شوند. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:

«إذٰا خَرَجَ ثَلاٰثَةٌ في سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّروا احَدَهُمْ». 17

«هنگامى كه سه نفر با يكديگر به قصد مسافرت خارج مى‌شوند، بايد يك‌نفر را از ميان خود، به سرپرستى برگزينند.»

اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز چنين عمل مى‌كردند و دربارۀ فرد منتخب مى‌گفتند: «اين سرپرستى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله تعيين كرده است.» 18

نافع مى‌گويد : در سفرى كه با ابوسلمه و افراد ديگرى همراه بوديم، به او گفتم: امير ما در اين سفر تويى. 19

همچنين از عبداللّٰه مروزى نقل شده كه ابوعلى الرِّباطى در سفرى با او همراه شد. عبداللّٰه به او گفت: تو فرمانده مى‌شوى يا من؟

ابوعلى گفت: تو فرمانده باش.

از آن پس عبداللّٰه توشۀ سفر خود و ابوعلى را بر دوش حمل مى‌كرد، تا آن كه شبى باران شروع به باريدن كرد و عبداللّٰه در تمام شب، بالاى سر رفيق و همراهش ايستاد و عبايى روى سر او گرفت تا باران روى او نريزد.

ابوعلى بارها مى‌گفت: براى خدا، براى خدا، اين كار را نكن و عبداللّٰه پاسخ داد: مگر نگفتى فرماندهى از آن تو است؟ پس از گفتۀ خود برنگرد و مرا مجبور مكن. ابوعلى مى‌گويد:

دوست داشتم مى‌مردم و به او نمى‌گفتم تو امير باش. 20

انتخاب فردى بااخلاق، مدبّر، باحوصله و پركار براى مديريت و ادارۀ كارها در مراحل مختلف سفر، همچون زمان حركت، تقسيم اتاق‌ها، كيفيت پخت و تقسيم غذا، و برنامه‌ريزى براى كارهاى ديگر تا بازگشت به وطن، مى‌تواند از مشكلات و درگيرى‌ها و نزاع‌هاى احتمالى جلوگيرى كند و سفر را براى مسافران شيرين سازد.

فرد منتخب نيز بايد خود را خدمتگزار مردم بداند و با تمام وجود، در خدمت زائران باشد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

«سيِّدُ الْقَوْمِ خٰادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ». 21

«بزرگ هر قوم و ملّتى، خدمتگزار آن‌ها در سفر است.»

٧ - انتخاب همراه

رسول خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام به مسافران سفارش كرده‌اند كه تنها به مسافرت نروند و پيش از سفر، براى خود همراهى انتخاب كنند تا همديگر را در لحظات حساس سفر يارى داده، از خستگى و تنهايى به درآيند و مددكار يكديگر باشند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«الرَّفِيقَ ثُمَّ السَّفَرَ». 22

«اوّل [ انتخاب ] رفيق و همراه، سپس مسافرت.»

همچنين امام صادق عليه السلام به نقل از پدران خود، از على بن ابى‌طالب عليه السلام نقل مى‌كند كه فرمود:

مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده و عرض كرد:

مى‌خواهم خانه‌اى بخرم، چه دستور مى‌دهيد؟ در ميان كدام يك از قبيلۀ «جهينه»، «مزينه»، «ثقيف» و يا «قريش» خانه تهيه كنم؟ حضرت به او فرمود:

«الْجَوارُ ثُمَّ الدّٰارُ وَالرَّفيقُ ثُمَّ السَّفَر». 23

«ابتدا همسايه سپس خانه، و اول رفيق سپس سفر.»

على بن ابى‌طالب عليه السلام در نهج البلاغه به امام مجتبى عليه السلام مى‌فرمايد:

«سَل عَنِ الرَّفيق قَبلَ الطَّريق». 24

«پيش از راه و حركت، از همراه پرسش كن.»

لقمان حكيم نيز همين توصيه را به فرزندش دارد. 25

همچنين به نقل از امام كاظم عليه السلام ، يكى از وصاياى رسول خدا صلى الله عليه و آله به على بن ابى‌طالب عليه السلام اين بود:

«لاٰ تَخْرُجْ فِي سَفَرٍ وَحْدَكَ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ، وَ هُوَ مِنَ الاِثْنَيْنِ أَبْعَدُ...». 26

«به تنهايى مسافرت مكن؛ زيرا شيطان همراه فردِ تنها است و او [ شيطان ] از دو نفر دورتر است.»

نيز در حديث ديگرى، رسول خدا صلى الله عليه و آله سه نفر را لعنت كرده است:

«الْآكِلَ زَادَهُ وَحْدَهُ وَ النَّائِمَ فِي بَيْتٍ وَحْدَهُ وَ الرَّاكِبَ فِي الْفَلاٰةِ وَحْدَهُ». 27

«كسى كه تنها غذا بخورد، و آن‌كس كه تنها در خانه‌اى بخوابد و كسى كه در دشت، به تنهايى سفر كند.»

همچنين اسماعيل بن جابر مى‌گويد:

در مكه خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه مردى از اهالى مدينه وارد شد.

حضرت از وى پرسيد: چه كسى همراه تو بود؟

پاسخ داد: هيچ كس همراه من نبود!

امام صادق عليه السلام فرمود: اگر همراهى مى‌داشتى، من ادب تو را مى‌ستودم. سپس فرمود: يك‌نفر شيطان است، دو نفر نيز شيطانند 28 و سه نفر همراه و چهار نفر رفيقان‌اند.

از مجموع اين روايات به‌خوبى مى‌توان فهميد كه پيشوايان دينى، مردم را از تنها سفر كردن منع و آنان را به مسافرت دسته‌جمعى ترغيب نموده‌اند . بديهى است كسى كه بر اساس ضرورت، گاهى مجبور مى‌شود تنها غذا بخورد يا در خانه‌اى تنها بخوابد و يا تنها سفر كند، هرگز مورد لعن قرار نمى‌گيرد. بلكه تنها كسانى كه مى‌توانند و چنين نمى‌كنند، مخاطبان اين روايت‌اند.

اگر نگاهى گذرا به مسافرت در گذشته داشته باشيم، به خوبى مفهوم اين توصيه‌ها را درك مى‌كنيم؛ زيرا درگذشته عوامل بسيارى مانند بدى آب و هوا، نبود جاده‌هاى مناسب، ناامنى در جاده‌ها، نبود امكانات رفاهى و آب و غذا در طول مسير، نبود مركب مناسب و... جان مسافرانِ تنها را تهديد مى‌كرد، علاوه بر آن، ايجاد اضطراب و وحشت و در نهايت افسردگى، از ديگر نتايج سفرهاى فردى بود. بنابراين پيشوايان معصوم عليهم السلام براى پيشگيرى از اين‌گونه عوارض، به مردم توصيه كرده‌اند تنها مسافرت نكنند.

٨ - همراهان شايسته و هم‌شأن

انتخاب همسفران شايسته و هم‌شأن، يكى ديگر از آداب سفر است. بنابراين مناسب است كسانى كه از نظر سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، در يك كاروان ثبت‌نام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آن‌ها كه با هم سنخيت بيشترى دارند، در يك اتاق جاى گيرند. امام باقر عليه السلام در اين باره فرمود:

«إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَ لاٰ تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ». 29

«هنگامى كه با كسى همراه و همسفر شدى، پس با مثل خودت همراه شو و با آن‌كس كه زندگى تو را اداره مى‌كند همسفر مشو كه اين كار، موجب ذلت مؤمن است.»

همچنين براى اين‌كه زائر در جمع همراهان تحقير نشود، نبايد با كسانى كه براى او قدر و منزلتى قائل نيستند همسفر شود. امام على عليه السلام در اين زمينه فرمود:

«لاٰ تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرِكَ مَنْ لاٰ يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ». 30

«با كسى كه در تو فضيلتى نسبت به خود احساس نمى‌كند و تو نيز در او فضيلتى نسبت به خود نمى‌بينى، در سفر همراه مشو.»

امام صادق عليه السلام نيز فرمود:

«إصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ وَ لاٰ تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَيَّنُ بِكَ». 31

«با كسى همسفر شو كه موجب افتخار و زينت تو باشد و با آن‌كس كه تو باعث افتخار او باشى همراه مشو.»

فردى به نام شهاب بن عبدربّه مى‌گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:

شما از حال من آگاهيد و دست و دل‌بازى و بذل و بخششم را نسبت به برادران دينى‌ام مى‌دانيد، آيا مى‌توانم با بعضى از آن‌ها در راه مكه همراه شوم و به آنان بذل و بخشش كنم؟ حضرت فرمود:

«اى شهاب، چنين مكن. اگر تو آن‌چه دارى بر آنان ببخشايى و آنان نيز در هزينه كردن زياده‌روى كنند، به آنان ستم كرده‌اى، و [ اگر تو ببخشايى ] و آنان از خرج كردن خوددارى كنند، آن‌ها را ذليل كرده‌اى، پس با امثال خود همسفر شو.» 32

حسين بن ابى‌العلا نيز گويد:

همراه با بيست و چند مرد، به طرف مكه حركت كرديم، در ميان راه، در هر منزلى گوسفندى براى آنان قربانى مى‌كردم، پس زمانى كه به محضر امام صادق عليه السلام شرفياب شدم، آن‌حضرت خطاب به من فرمود:

اى حسين، مؤمنان را خوار و ذليل مى‌كنى؟

گفتم: از چنين كارى به خداوند پناه مى‌برم!

حضرت فرمود: به من خبر رسيده است كه در هر منزلى براى آنان گوسفندى كشته‌اى!

گفتم: قصدى جز رضاى خدا نداشتم.

حضرت فرمود: آيا ندانستى در ميان همراهان تو، كسانى هستند كه دوست دارند مانند تو عمل كنند، ليكن به دليل نداشتن توانايى مالى، نمى‌توانند و در نتيجه احساس كوچكى و حقارت مى‌كنند؟

گفتم: از خداوند طلب مغفرت مى‌كنم و از اين پس چنين نخواهم كرد. 33

رعايت اين نكتۀ اخلاقى باعث مى‌شود افراد كاروان و همسفران، از چشم‌وهم‌چشمى و ايجاد تنش‌هاى روحى و اخلاقى پرهيز نموده، در محيطى

سالم و آرام به سر ببرند و بيشتر به دنبال كسب معرفت و بهرۀ معنوى باشند.

٩ - مشوّقان خوبى‌ها

در سفرهاى زيارتى، دوستانِ ديندار و عاشقِ خداوند، در ترغيب و تشويق همراهان به عبادت و بهره‌ورى بيشتر از سفر، سهم مؤثر و به سزايى دارند.

گاهى شيطان زائران را وسوسه نموده، به خواب و استراحتِ بيشتر فرا مى‌خواند، ليكن دوست صميمى و ديندار، با رفتار و گفتار خوبِ خود، همسفران را به حركت واداشته، شيطان را در دستيابى به اهداف خود ناكام مى‌كند.

از اين‌رو، در روايات به مؤمنان توصيه شده تا دوستانى را براى خود برگزينند كه يار و ياور آنان در انجام كارهاى خير باشند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«بهترين برادرت كسى است كه تو را به پيروى از خدا كمك نموده، از نافرمانى او بازدارد و تو را به خشنود ساختن او وادار كند.» 34

همچنين امام على عليه السلام نيز فرمود:

«بهترين برادرت كسى است كه به‌سوى خير شتاب كند و تو را نيز به دنبال خود بكشد و به نيكى فرمان دهد و بر انجام آن ياريت رساند.» 35

بنابراين، سزاوار است زائران، همراهان خود را به حضور بيشتر در حرم‌ها و اماكن زيارتى و خواندن قرآن و نماز و دعا و نيز كمك و يارى همسفران و ديگر امور خير تشويق نموده، خود نيز در انجام اين كارها پيشقدم گردند.

١٠ - وصيت

يكى از مستحبات سفر، وصيت كردن پيش از سفر است. در گذشته مسافرت هميشه با خطر همراه بوده است، راه‌هاى بد و ناهموار، دزدان مسلح، نبود بهداشت، ناامنى راه‌ها و نداشتن امكانات مناسب بين راهى، هميشه تلفات انسانى زيادى را به دنبال داشته كه نمونه‌هاى آن را در سفرنامه‌ها مى‌توان يافت.

در عصر حاضر نيز كه بسيارى از مشكلات گذشته حل گرديده، مسائل ديگرى از قبيل سيل و زلزله، نقص فنى هواپيماها و اتومبيل‌ها، خطاهاى نيروى انسانى و رانندگان هنگام رانندگى، تصادف اتومبيل‌ها با يكديگر و با عابران پياده و... امنيت را از انسان‌ها در هوا و زمين سلب كرده است و هيچ مسافرى از آيندۀ خود خبر ندارد و نمى‌تواند پيش‌بينى كند آيا سالم از سفر برمى‌گردد يا نه؟

از اين رو اسلام به مسافران توصيه كرده است تا پيش از سفر، وصيّت‌نامه‌اى تنظيم و مسائل خود را در آن به صورت شفاف بيان كنند تا در صورتى كه حادثه‌اى اتفاق افتاد، بازماندگان گرفتار مشكل نشوند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارۀ اهميّت وصيّت فرمود:

«مٰا يَنْبَغى لِامْرَءٍ مُسْلِمٍ انْ يَبيٖتَ لَيْلَةً الّا وَوَصيّتُهُ تَحْتَ رأسِهِ». 36

«بر انسان مسلمان سزاوار نيست شب سر بر بالين بگذارد مگر آن كه وصيّت‌نامۀ او زير سرش باشد.»

و در حديثى ديگر فرمود:

«مَنْ مٰاتَ بِغَيْرِ وَصِيَّةٍ مٰاتَ ميتَةً جٰاهليَّةً». 37

«كسى كه بدون وصيت بميرد، به مرگ جاهلى مرده است.»

از اين رو امام صادق عليه السلام به مسافران توصيه فرمود:

«مَنْ رَكِبَ رٰاحِلَةً فَلْيوُصِ». 38

«كسى كه بر وسيلۀ نقليه‌اى سوار مى‌شود، بايد وصيت كند.»

نيز امام على بن موسى الرضا صلى الله عليه و آله به مسافران و زائران خانۀ خدا توصيه فرموده است:

«وَاجمَعْ اهلَكَ وَ صَلِّ رَكْعَتَين، و مجِّدِ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ، وَ صَلِّ عَلَى النَّبى صلى الله عليه و آله وَارْفَع يَدَيكَ الَى اللّٰهِ تَعالىٰ وَ قُلْ: اللّهُمَّ انّى اسْتَودِعُكَ اليومَ دينى وَنَفْسى وَمٰالى وَأهلى وَوَلَدى وَ جَميعِ جيرانى وَاخوانِنَا المُؤْمنين، الشّٰاهد مِنّا وَالغائب عَنّا». 39

«هنگام حركت، خانوادۀ خود را جمع نموده و دو ركعت نماز بگزار و خداوند عزوجل را تمجيد كن و بر رسول اكرم صلى الله عليه و آله درود بفرست.

آنگاه دو دستت را به سوى خداوند بلند كرده و بگو:

بار خدايا امروز دينم، جانم، مالم، خانواده‌ام، فرزندانم و همۀ نزديكان و همسايگان و برادران ايمانى‌ام، آنان كه هستند و آنها كه حضور ندارند، همه را به تو مى‌سپارم.»

در روايت ديگرى هم آمده است:

«.... وَاَحْسَنْتَ الوَصِيَّةَ لِاَنَّكَ لاتَدرى كَيفَ يَكُونُ، عَسىٰ انْ لاتَرْجِعَ مِنْ سَفَرِكَ». 40

«وصيت‌نامه را دقيق تنظيم كن، چرا كه تو از آينده خبر ندارى و نمى‌دانى چه اتفاقى رخ خواهد داد، شايد از اين سفر برنگردى... .»

١١ - غسل

مستحب است انسان پيش از رفتن به مسافرت غسل كند و هنگام غسل اين دعا را بخواند:

«بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ حَوْلَ وَ لاٰ قُوَّةَ الّا بِاللّٰهِ وَ عَلىٰ مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰه وَ الصّٰادِقينَ عَنِ اللّٰهِ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِم اجْمَعينَ.

اللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبي وَاشْرَحْ بِهِ صَدْري وَ نَوِّر بِهِ قَبْري.

اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ آفَةٍ وَ عٰاهَةٍ وسُوءٍ مِمّٰا أَخٰافُ و احْذَرُ، وَ طَهِّرْ بِهِ قَلْبِي وَجَوَارِحِي وَ عِظَامِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَشَعْرِي وَ بَشَرِي وَ مُخِّي وَ عَصَبِي وَ مَا أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّي». 41

«به نام و به يارى خدا، و هيچ حول و نيرويى جز با كمك او نيست و بر آيين رسول خدا صلى الله عليه و آله و آن‌ها كه صادقانه از خدا سخن گفته‌اند، درود خدا بر همۀ آنان.

بار خدايا! به وسيلۀ اين غسل قلبم را پاك و سينه‌ام را گشاده و قبرم را نورانى كن.

بار خدايا! اين غسل را [ براى من ] نور و پاكى و نگاهبان و شفاى هر آفت و درد و بيمارى و هر بدى كه از آن بيم دارم قرار ده و قلب و اعضاى بدنم و استخوان‌هايم و خون و موى و پوست و مغز و اعصابم و تمام وجودم را پاك گردان.»

همچنين در حديث ديگرى فرموده‌اند: مستحب است پس از غسل بگويد:

«اَللّهُمَّ طَهِّرنى و طَهِّر قَلْبى وَاشْرَح لى صَدْرى، وَاَجْر عَلىٰ لِسانىٖ ذِكْرَكَ وَ مِدْحَتَكَ والثَّناءَ عليك، فاِنَّهُ لا قُوَّةَ الّا بِكَ، قَدْ عَلِمْتُ انَّ قِوٰامَ دينىٖ، التَسليمُ لِأَمْرِكَ وَالاِتِّبٰاعُ لِسَنَّةِ نَبيِّكَ وَالشَّهادَةُ عَلى جَميعِ انبيائِكَ وَ رُسُلِكَ الىٰ جَميعِ خَلْقِكَ، اللّهمَّ اجْعَلْهُ نُوراً وَطَهُوراً وَحِرْزاً وَشِفٰاءً مِنٰ كُلِّ دٰاءٍ وَسُقْمٍ وآفَةٍ وَعٰاهَةٍ وَ مِنْ شَرِّ مٰا أَخٰافُ وَاَحْذَرُ». 42

«بار خدايا من را و قلبم را پاك كن، سينه‌ام را گشاده گردان، ذكر خود و ستايش و درود بر خودت را بر زبانم جارى ساز، پس همانا هيچ نيرويى نيست مگر به عنايت تو، همانا من به يقين دريافتم كه اساس و قوام دين من، تسليم بودن در برابر امر تو و پيروى از سنت نبىّ تو (رسول اكرم صلى الله عليه و آله ) و گواهى دادن به همۀ انبياء و رسولان تو است كه آنان را به سوى همۀ مردم فرستادى.

بار خدايا اين غسل را براى من نور و وسيلۀ نورانيت و پاكى و محفوظ ماندن و شفا از هر درد و بيمارى و ناخوشى و ضرر و نقص و هر آنچه كه از آن بيمناك و نگرانم قرار ده.»

زائر با اين غسل جسمش را و با دعا و توبه جانش را شستشو مى‌دهد تا هنگام حضور در محضر معصومان عليهم السلام ، از هر گونه آلودگى پاك و پيراسته باشد.

١٢ - صدقه

مستحب است مسافر هنگام حركت صدقه دهد و با نيكى به مردم، سفر را آغاز كند. امام صادق عليه السلام در اين زمينه فرموده‌اند:

«تَصَدَّقْ وَاخْرُجْ اىَّ يَوْمٍ شِئْتَ». 43

«صدقه بده و هر روزى خواستى حركت كن.»

همچنين زيد زرّاد مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:

«هرگاه يكى از شما از منزل خارج شود، پس صدقه دهد و بگويد:

اَللَّهُمَّ أَظِلَّنِي تَحْتَ كَنَفِكَ وَ هَبْ لِي السَّلَامَةَ فِي وَجْهِي هَذَا ابْتِغَاءَ السَّلَامَةِ وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي أَنْوَاعَ الْبَلَاءِ اللَّهُمَّ فَاجْعَلْهُ لِي أَمَاناً فِي وَجْهِي هَذَا وَ حِجَاباً وَ سِتْراً وَ مَانِعاً وَ حَاجِزاً مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَ مَحْذُورٍ وَ جَمِيعِ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ إِنَّكَ وَهَّابٌ جَوَادٌ مَاجِدٌ كَرِيمٌ

صدقه و اين دعا موجب مى‌شود تا خداوند شما را از بلاهاى زمينى و آسمانى حفظ كند.» 44

صدقه، بركات فراوانى دارد كه يكى از آنها پيش‌گيرى از مرگ بد است. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«الصَّدَقةُ تَمْنَعُ مَيتَةَ السُّوْء». 45

«صدقه از مرگ بد و دلخراش جلوگيرى مى‌كند.»

همچنين هفتاد نوع بلا را دفع مى‌كند 46 و هفتاد در از بلا را به روى انسان مى‌بندد. 47

به اين نكتۀ مهم نيز بايد توجه داشت كه گرچه صدقه گيرنده فرد فقير و مسكين است، ليكن گيرندۀ اصلى خداوند است و صدقه دهنده در حقيقت، با خدا معامله كرده و چند برابر آن در دنيا و آخرت، پاداش دريافت خواهد كرد. امام صادق عليه السلام فرمود:

«همانا خداوند تبارك و تعالى مى‌فرمايد:

هيچ چيزى نيست مگر آن كه، كسى را مأمور كرده‌ام تا آن را بگيرد، جز صدقه كه آن را خود دريافت مى‌كنم. 48

١٣ - آغاز سفر با نماز

مستحب است مسافر، سفر خود را با نماز، كه ياد خدا است، آغاز نمايد.

امام صادق عليه السلام از طريق پدران بزرگوارشان، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده‌اند كه فرمود:

مردى كه عازم سفر است، هيچ چيزى براى خانواده‌اش از خود باقى نمى‌گذارد. بهتر است هنگام رفتن دو ركعت نماز بخواند و بگويد:

«اَللّٰهُمَّ انّي أَسْتَودِعُكَ نَفْسٖي وَ اهْلي وَ مٰالٖي وَ ذُرِّيَتٖي وَ دُنْيٰاىَ وَ آخِرَتي وَ أَمٰانَتي وَ خٰاتِمَةَ عَمَلي، الّا اعْطٰاهُ اللّٰه عَزَّ وَ جَلَّ مٰا سَأَلَ». 49

«بارخدايا! خود و خانواده و مال و اولاد و دنيا و آخرت و امانت و پايان كارم را نزد تو به امانت مى‌گذارم. [ اين دعا را كسى نمى‌خواند ] مگر اين‌كه آن‌چه را از خدا خواسته، به او عنايت مى‌كند.»

١۴ - دعا هنگام خروج

صباح حذاء گويد: از موسى بن جعفر عليهما السلام شنيدم كه فرمود:

اگر يكى از مردان شما قصد مسافرت كرد، هنگام خروج از منزل رو به سمتى كه به قصد آن در حركت است بايستد و سورۀ حمد را در چهار سوى خود بخواند، همچنين «معوّذتين» [ سوره‌هاى فلق و ناس] و «قل هواللّٰه احد» و «آيةالكرسى» را در پيش رو و سمت راست و پشت‌سر بخواند و سپس بگويد:

«اَللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِي وَ سَلِّمْنِي وَ سَلِّمْ مَا مَعِي وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِي بِبَلاٰغِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ». 50

«بار خدايا! مرا و هر چه همراه من است را نگهدار و من و هر چه با من است را سالم بدار و من و هر چه با من است را به مقصد برسان، به گونه‌اى شايسته و زيبا.»

[ آن‌گاه] خداوند او را با آن‌چه همراه خود دارد محفوظ داشته و به سلامت به مقصد مى‌رساند.

همچنين امام صادق عليه السلام در حديث ديگرى فرمود:

«هركس هنگام بيرون رفتن از خانه، ده مرتبه سورۀ «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ» (توحيد) را بخواند، پيوسته در پناه و حمايت خداوند است تا به خانه برگردد». 51

همچنين به نقل از ابوحمزۀ ثمالى هرگاه امام باقر عليه السلام از خانه بيرون مى‌رفت مى‌فرمود:

«بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ لاٰ حَوْلَ وَ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللَّهِ». 52

«به نام خدا خارج شدم و بر او توكل كردم، هيچ توانايى و نيرويى نيست جز به نيروى خدا.»

نيز امير مؤمنان على عليه السلام ، هنگام بيرون رفتن از خانه براى مسافرت، اين دعا را مى‌خواند:

«اَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَالْوَلَدِ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ وَ لاٰ يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لاٰيَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَالْمُسْتَصْحَبُ لاٰ يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً» 53

«بار خدايا! به تو پناه مى‌برم از سختى‌هاى سفر و اندوهناك برگشتن و بد نگرى [ مردم] در جان و خانواده و مال و فرزندم؛ بار خدايا! تو در سفر همراه منى و جانشين من در خانواده‌ام و جز تو كسى نيست كه بتواند ميان اين دو جمع كند [ و در سفر همراه و در وطن جانشين باشد] زيرا آن‌كه بازمانده و [ در وطن] جانشين در خانواده باشد [ در سفر] همراه و رفيق نيست و آن‌كه رفيق سفر است، جانشين در خانواده نيست.»

پيمودن راه و طىّ مسير در زمين و آسمان، همراه با فراز و نشيب و اوج و فرود است. اتومبيل وقتى به مناطق كوهستانى مى‌رسد، جاده‌هاى پر پيچ و خم كوهستان را طى كرده بالا مى‌رود و پس از رسيدن به بلندى سرازير مى‌شود. پس سزاوار است مسافر و زائر در تمامى اين مراحل به‌ياد خدا بوده، زير لب زمزمۀ عاشقانه با خدا داشته باشد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله هر زمان در مسيرى بالا مى‌رفت «اللّٰه اكبر» و آن‌گاه كه فرود مى‌آمد «سبحان‌اللّٰه» مى‌گفت. 54

برخى مناطق در ميان راه، همچون گردنه‌هاى صعب‌العبور و راه‌هاى پرپيچ و خم، خطرناك و ترس آفرين‌اند، امام صادق عليه السلام فرمود:

اگر به جايى رسيدى كه ترسانى، اين آيه را بخوان:

«وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطٰاناً نَصِيراً». 55

«پروردگارا! مرا [ در هركارى] به طرز درست وارد كن و به طرز درست خارج ساز و از جانب خود براى من تسلّطى يارى‌بخش قرار ده[ و پيروزى و يارى عنايت فرما] .»

نيز امام سجاد عليه السلام فرمود:

«اگر كسى پياده حج گزارد و سورۀ «إنّا انْزلناه...» [ سورۀ قدر ] را بخواند، درد سخت پياده‌روى را لمس نمى‌كند». 56

دعاهاى سفر فراوان است و پيشوايان دين براى مراحل مختلف همچون : خروج از منزل، زمان سوار شدن بر مركب، هنگام حركت و زمان فرود آمدن، دعاهاى گوناگونى را نقل كرده‌اند كه به دليل رعايت اختصار، از ذكر آن‌ها خوددارى مى‌شود. علاقه‌مندان مى‌توانند به كتاب‌هاى مربوط مراجعه كنند.

١۵ - همراه داشتن دارو

در عصر حاضر، با توجه به توسعۀ گردشگرى در جهان، مسؤولان هر كشورى تلاش مى‌كنند تا امكانات رفاهى و پزشكى را براى مسافران فراهم سازند.

جمهورى اسلامى ايران نيز در كاروان‌هاى زيارتى، امكانات پزشكى و دارويى را براى زائران فراهم كرده است، در عين حال اگر زائرى بيمارى خاصّى دارد، لازم است داروهاى ضرورى و سوابق مربوط به بيمارى خود را بردارد. ديگران نيز براى دردها و بيمارى‌هاى سطحى، مقدارى دارو بردارند تا در صورت نياز از آن استفاده كنند. لقمان حكيم به فرزندش فرمود:

«[ در مسافرت] با خود دارو بردار [ تا در صورت نياز] هم تو و هم همسفرانت از آن بهره گيرند...». 57

 

ادامه دارد

جهت مشاهده بخش های دیگر مقاله کلیک کنید؛
 
 
پی نوشت:
1)- قاضی عسکر، علی
2) - غافر: ٢١
3) - مجموعۀ ورّام، ج ٢، ص ٣٣
4) - امالى شيخ طوسى، ص ٣٨٩.
5) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ١١۵.
6) - همان.
7) - همان.
8) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ١١۵.
9) - صحيح مسلم، ج ۶، ص ۴۶
10) - بحارالأنوار، ج ٧٧، ص ١٠٣
11) - غررالحكم، ح ۶٩٧٧
12) - بحارالأنوار، ج ٧٠، ص ٢۴۵، ح ١٩
13) - مؤمنون : ۵١
14) - بقره : ١٧٢
15) - امالى صدوق، ص۴۴٢ .
16) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴۴٨، ح١۵٢٢٧
17) - سنن ابى‌داوود، ج٣، ص٣۶، ح٢۶٠٨
18) - محجةالبيضاء، ج۴، ص۵٨
19) - سنن ابى‌داوود، ج٣، ص٣۶، ح٢۶٠٩
20) - محجة البيضاء، ج۴، ص۵٩
21) - محجة البيضاء، ج۴، ص۶١
22) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴٠٨، ح١۵١٢٣
23) - مستدرك، ج ٨، ص ٢١٠
24) - همان.
25) - همان.
26) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴١٠، ح١۵١٢٧
27) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص۴١٠، ح١۵١٢٧
28) - امير مؤمنان على عليه السلام در نهج البلاغه تعبيرى دارند كه مى‌توانداين سخن را به خوبى معنا كند، آن حضرت مى‌فرمايد: «ايّاكم و الفرقة فانَّ الشاذ من النّاس للشيطان كما انّ الشاذ من الغنم للذّئب»؛ همانگونه كه گوسفندِ تنها طعمۀ گرگ مى‌شود، انسانى هم كه تنها به مسافرت مى‌رود، در معرض حوادث و بلاها و توطئه‌هاى شيطانى قرار مى‌گيرد. (نهج البلاغه، صبحى صالح، ص ١٨۴؛ بحارالأنوار، ج ٣٣، ص ٣٧٢)
29) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص١۵١٣۵/۴١٢
30) - كافى، ج۴، ص٢٨۶
31) - وسائل الشيعه، ج١١، ص۴١٢، ح١۵١٣٣
32) - همان، ص۴١٣، ح١۵١٣٧
33) - وسائل الشيعه، ج ١١، ص۴١۵، ح١۵١۴٢
34) - المحبة في الكتاب و السنه، ص١٠٩، ح۴۶٢
35) - المحبة في الكتاب و السنه، ص۴٧٨
36) - وسائل الشيعه، ج ١٩، ص ٢۵٧
37) - همان، ص ٢۵٩
38) - وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٣۶٩
39) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ١٢١
40) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ١٢٢، بحارالأنوار، ج ۶، ص ٣٣٣.
41) - وسائل الشيعه، ج١١، ص٣۶٩، ح١۵٠٣٨؛ امان الاخطار، ص٣٣
42) - كامل الزيارات، باب ٧٩، ح ٢٣، ص ٣٩٣ و ٣٩۴
43) - وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٣٧۵، ح ١۵٠۵١
44) - مستدرك الوسائل، ج ٨، ص ١٢۶
45) - وسائل الشيعه، ج ٩، ص ٣٩٣
46) - كنزالعمال، ح ١۵٩٨٢
47) - بحارالأنوار، ج ۶٢، ص ٢۶٩
48) - بحارالأنوار، ج ٨٠، ص ٣٢٩، ح ٢
49) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص٣٧٩، ح١۵٠۶۴
50) - همان، ص٣٨١، ح١۵٠۶٧
51) - كافى، ج۴، ص٣٣٣
52) - همان.
53) - نهج‌البلاغه: خ۴۶
54) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص٣٩١، ح١۵٠٨٨
55) - اسراء: ٨٠
56) - وسائل‌الشيعه، ج١١، ص٣٩۶، ح١۵٠٩٩
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally