آثار و پیامدهای خدمت‌رسانى به زائرین
در این نوشتار به آثار و پیامدهای خدمت رسانی به زائرین پرداخته شده است.
شنبه 19 خرداد 1397    
بازدید: 58

آثار و پیامدهای خدمت‌رسانى به زائرین

(بامحوریت زائرین خانه خدا)
 

پيامدهاى معنوى خدمت‌رسانى

آثار و بركات خدمت‌رسانى به زائران خانه حق، همه ابعاد زندگى دنيوى و اخروى و فردى و اجتماعى خدمت‌كننده را تحت تأثير قرار مى‌دهد و او را محبوب خدا، اوليا و مردم مى‌گرداند. در پرتو اين بركات، فضاى روحى انسان آماده پذيرش روح دين، حقيقت توحيد و تثبيت ملكات عالى انسانى مى‌گردد و از او شخصيتى متعالى مى‌سازد كه شايستگى ارتباط ويژه با خدا و وصول به مقام حب را پيدا مى‌كند. رتبه معنوى خدمت‌گزاران به حدى است كه از توصيف انسان خارج است؛ مهم‌ترين آنها عبارتند از:

١. تقرب به خدا

در اسلام پس از ايمان به خدا و باورهاى اصلى دين و انجام فرايض، ارجمندترين وسيله تقرب به خداوند متعال خدمت به ديگران است. امام‌باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

أَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى عليه السلام : أَنَّ مِنْ عِبَادِى مَنْ يَتَقَرَّبُ إِلَى بِالْحَسَنَةِ فَأُحَكِّمُهُ فِى الْجَنَّةِ. فَقَالَ مُوسَى: يَا رَبِّ وَ مَا تِلْكَ الْحَسَنَةُ؟

قَالَ: يَمْشِى مَعَ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ فِى قَضَاءِ حَاجَتِهِ قُضِيَتْ أَوْ لَمْ تُقْضَ. 1

خداوند به موسى وحى فرستاد: «برخى از بندگان من با نيكى به من تقرب مى‌جويند و من در بهشت به آنان مكانت رفيع (فرمانروايى) مى‌دهم». موسى گفت: «پروردگار من، اين حسنه و نيكى چيست؟» خداوند فرمود: «با برادر دينى خود براى برآوردن نياز او به راه مى‌افتد؛ خواه اين نياز برآورده شود يا نشود».

خدمت به ديگران، بنده‌نوازى و بخشندگى به نيازمندان، قرب پروردگار، نزديكى بهشت و مردمى‌شدن را به ارمغان مى‌آورد. امام هشتم على بن موسى الرضا عليه السلام فرمود

:«السَّخِى قَرِيبٌ مِنَ اللهِ قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ قَرِيبٌ مِنَ النَّاس» 2؛ «سخاوتمند، نزديك به خدا، به بهشت و به مردم است».

٢. جلب محبت خدا

تمام سعى و تلاش بندگان خدا براى كسب محبت خداست. محبت پروردگار، جان‌مايه همه فضائل و كمالات و رسيدن به مقام حبّ است. از مهم‌ترين راه‌هاى جلب محبت خدا به خويشتن، خدمت و خيرخواهى براى مردم نيازمند است. در روايتى از معصوم عليه السلام وارد شده است:

أَلا وَ إِنَّ أَحَبَّ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى اللهِ مَنْ أَعَانَ الْمُؤْمِنَ الْفَقِيرَ مِنَ الْفَقْرِ فِى دُنْيَاهُ وَ مَعَاشِهِ. 3

بدانيد محبوب‌ترين مؤمنان نزد خدا كسى است كه به جهت مددرسانى و زدودن فقر مادى و معيشتى مؤمن نيازمند، تلاش نمايد.

محبوب‌ترين افراد نزد خداوند چنين تعريف شده‌اند:

أَلْخَلْقُ عِيَالِى فَأَحَبُّهُمْ إِلَى أَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ أَسْعَاهُمْ فِى حَوَائِجِهِم. 4

آفريده‌ها (مردم) عائله و خانواده من هستند. محبوب‌ترين آنان نزد من كسانى‌اند كه با ديگران مهربان‌تر و در برآوردن نيازهايشان كوشاتر باشند.

از شيخ جعفر مجتهدى نقل شده است: زمانى كه در مشهد مقدس سكونت داشتم، اطلاع پيدا كردم سيدى از اولاد فاطمه عليهاالسلام در كنار خيابان چادرى زده و با اهل و عيال خود در آن زندگى مى‌كند. با شنيدن اين خبر قرار و آرامش از من سلب شد. بعد از تفحص از علت واقعه متوجه شدم كه اين سيد يك سال است به علت عدم توانايى مالى نتوانسته اجاره‌اش را پرداخت كند و صاحب‌خانه‌اش او را بيرون كرده است. فوراً به سراغ صاحب‌خانه او رفته و اجاره و هزينه اجاره عقب افتاده‌اش را پرداخت كردم. آن‌گاه منزلى به مدت يك سال اجاره و هزينه اجاره يك سال را جلو پرداخت كردم و وى را به خانه، منتقل و كليد خانه را به او دادم و گفتم: «اين خانه از طرف حضرت رضا عليه السلام است».

فقط خدا مى‌داند در آن روز آن سيد چقدر خوشحال شد، به‌طورى كه از خوشحالى اشك شوق مى‌ريخت. همان شب در عالم خواب خدمت حضرت رضا عليه السلام مشرف شدم؛ آن حضرت به پاس اين كار... محبت زياد به من نمود و علومى را به من آموخت. آن بزرگوار فرمود: «آباد كردن و شاد كردن دل شكسته از مهم‌ترين اعمال سلوك الى الله است». 5

٣. شادمانى پيامبر (ص) در خدمت به مردم

شخصى كه براى رفع مشكل و نياز مؤمنى گام برمى‌دارد، پيش از خوشحال كردن آن مؤمن، پيامبر (ص) و اولياى خدا را شادمان ساخته است. مسلّم است كسى كه پيامبر از رفتار و كردارش مسرور گردد، آثار عنايات حضرت را در دنيا و آخرت به خود جلب كرده است. امام‌صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

وَاللهِ لَرَسُولُ اللهِ (ص) أَسَرُّ بِقَضَاءِ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْهِ مِنْ صَاحِبِ الْحَاجَةِ. 6

به خدا سوگند هنگامى كه حاجت مؤمن برطرف مى‌شود و مشكل او حل مى‌گردد، پيامبر (ص) از شخص حاجتمند شادتر مى‌گردد.

بى‌جهت نبوده كه اولياى الهى در راه خدمت به مردم چنان كوشا بوده‌اند كه همه هستى و همه عزيزان خود را فدا مى‌كردند.

امام خمينى (ره) در نيايش به اين مطلب اشاره كرده و مى‌فرمايد: «خداوندا، در مسير خدمت به بندگان، ما را تا مرز قربانى خود و فرزندان و هستى‌مان همراهى و مدد فرما!». 7

۴. خدمت به مردم خدمت به پيامبر (ص)

اگر انسان به ژرفاى تأثيرى كه عمل خدمت‌رسانى در عالم ملكوت و معنا دارد، پى ببرد و به ارزش و اهميت كار خدمت‌رسانى آگاه باشد، هيچ‌گاه خدمت به مؤمن را در پس عمل خود نخواهد ديد. بلكه طرف حساب خود را خدا و رسول خدا مى‌داند. خدمت به مؤمن همانند خدمت به خدا و رسول خداست. چه سعادت و توفيقى از اين بالاتر است كه انسان به مقام خدمت‌گزارى خدا و رسولش (ص) نائل آيد و كدام مدال افتخارى با ارزش‌تر از اين است كه انسان، خدمت‌رسان خدا و پيامبر (ص) باشد.

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَوْصَلَ إِلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ مَعْرُوفاً فَقَدْ أَوْصَلَ إِلَى رَسُولِ‌الله (ص) . 8

هر مؤمنى كه خير و خدمتى به‌سوى برادر مؤمن خود روان سازد، بدون شك اين خير و خدمت را در حق پيامبر اكرم (ص) روا داشته است.

۵. خدمت‌گزاران بندگان خاص خدا

برخلاف نظر برخى كه اسلام را دين زهد و كناره‌گيرى از دنيا مى‌شناسند، اسلام به همان اندازه كه به احكام فردى اهميت مى‌دهد، به خدمت‌رسانى به بندگان خدا نيز توجه دارد.

امام رضا عليه السلام در اين‌باره مى‌فرمايد:

وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ لا تَشْكُرُونَ اللهَ تَعَالَى بِشَىءٍ بَعْدَ الإِيمَانِ بِاللهِ وَ بَعْدَ الاعْتِرَافِ بحُقُوقِ أَوْلِيَاءِ اللهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ (ص) أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ مُعَاوَنَتِكُمْ لإِخْوَانِكُمُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى دُنْيَاهُمُ الَّتِى هِى مَعْبَرٌ لَهُمْ إِلَى جِنَانِ رَبِّهِمْ فَإِنَّ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ كَانَ مِنْ خَاصَّةِ اللهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى. 9

بدانيد كه پس از ايمان به خداوند و پذيرش حقوق اولياى او از آل‌محمد (ص) هيچ عملى نزد پروردگار متعال محبوب‌تر از يارى‌رسانى برادران مؤمنتان در امور دنيايى آنها نيست؛ چه اينكه دنيا براى آنان راهى به‌سوى بهشت پروردگارشان است. بى‌شك آن كه چنين كند، از خالصان درگاه خداوند تبارك و تعالى مى‌باشد.

۶. بركات خدمت‌رسانى

از آثار خدمت‌رسانى به ديگران اين است كه خداوند جايگزين او در امور زندگى‌اش مى‌شود و خير و بركت از هر سو به‌سوى او سرازير مى‌گردد. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

مَنْ كَانَ فِى حَاجَةِ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ كَانَ اللهُ فِى حَاجَتِهِ. 10

هركس در پى برآوردن حاجت برادر خود باشد، خداوند نيز در تدبير نيازمندى‌هايش است.

برادرى از برجسته‌ترين نمودهاى جامعه دينى است. گره‌گشايى، همراهى و دستگيرى از يكديگر، عامل استحكام اين برادرى است كه در قرآن كريم بر آن تاكيد شده است. حضرت صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

مَنْ قَضَى لأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ حَاجَةً قَضَى اللهُ لَهُ حَوَائِجَ كَثِيرَةً. 11

كسى كه حاجت برادر دينى خودش را برآورده نمايد، خداوند بسياى از حاجت‌ها و خواسته‌هايش را برآورده خواهد كرد.

٧. نورانيت انسان

از آثار ارزشمند نيكى و خدمت به ديگران، نورانيت انسان به‌خصوص در ظلمت آخرت است. اين نورانيت در پرتو ايمان و خدمت‌رسانى و احسان در دنيا كسب مى‌شود.

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايند: خداوند متعال فرموده است:

... وَ يُطْعِمُ الْجَائِعَ وَ يَكْسُو الْعَارِى وَ يَرْحَمُ الْمُصَابَ وَ يُؤْوِى الْغَرِيبَ فَذَلِكَ يُشْرِقُ نُورُهُ مِثْلَ الشَّمْسِ أَجْعَلُ لَهُ فِى الظُّلْمَةِ نُوراً. 12

[نماز را از كسى مى‌پذيرم كه] گرسنگان را خوراك و برهنگان را پوشاك و آسيب‌ديدگان را سامان و غريب بى‌پناه را پناه دهد. چنين كسى همانند خورشيد درخشنده نورش آشكار مى‌شود و من (خدا) براى او در ظلمات نور (هدايت) قرار مى‌دهم.

يكى از افرادى كه با وصول به لقاء معصومين عليهم السلام جمسش نورانى شد و با نورانيت تمام مستعد لقاى خدا گرديد، مرحوم آخوند «ملا عباس تربتى» بود.

مرحوم راشد نوشته‌اند:

پدرم از قبل از بلوغ تا به آخر عمر، مواظبت شديد و دقيق بر انجام همه واجبات و مستحبات دينى داشت و خود را به هيچ گناهى آلوده نكرد و از حوائج دنيوى به كمترين حد آن اكتفاء نمود... . در همه عمر به مردم، بى‌دريغ و بيش از حد توانايى يك فرد معمولى خدمت كرد و مزدى از كسى نخواست... . اگر كسى (در مقابل خدمتشان) چيزى به او هديه مى‌كرد، همان دم آن را به ديگرى مى‌بخشيد.

اين عالم بزرگوار يك هفته قبل از رحلت به محضر معصومين عليهم السلام بار يافت و يكپارچه نور شده و از عالم فانى به حيات باقى منتقل شد. فرزندش مى‌نويسد:

از جمله چيزهايى كه ما افراد خانواده از او ديديم... اين بود كه پدرم يك هفته قبل از رحلت (كه با گفتن كلمه مباركه «لا اله الا الله» پرتو روحش از بدنش خارج شد) در روز يك‌شنبه، ٢۴ مهر ١٣٢٢ مطابق هفده شوال ١٣۶٢ بعد از نماز صبح رو به قبله خوابيد و عبايش را بر روى چهره‌اش كشيد. ناگهان مانند آفتابى كه از روزنه بر جايى بتابد يا نورافكنى را متوجه جايى گردانند، روى پيكرش از سر تا پا روشن شد و رنگ چهره‌اش كه به سبب بيمارى زرد گشته بود، نورانى و شفاف گرديد؛ چنان‌كه از زير عباى نازك كه بر رخ كشيده بود، ديده مى‌شد، تكانى خورد، گفت: «سلام عليكم يا رسول الله. شما به ديدن اين بنده بى‌مقدار آمده‌ايد؟» پس از آن درست مانند اينكه كسانى يك به يك به ديدنش مى‌آيند، بر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و يكايك ائمه عليهم السلام تا امام دوازدهم سلام مى‌كرد و از آمدن آنها اظهار تشكر مى‌كرد. پس بر حضرت فاطمه عليهاالسلام سلام كرد. پس بر حضرت زينب عليهاالسلام سلام كرد. در اينجا خيلى گريست و گفت: «بى‌بى من براى شما خيلى گريه كرده‌ام...» اين حالت تا دو ساعت از آفتاب برآمده دوام داشت. پس از آن، روشنى‌اى كه بر پيكرش مى‌تابيد از بين رفت و به حال عادى برگشت... و من هرچه اصرار كردم كه اين چه حالتى بود جوابى به من نداد. 13

٨. پيوند دوام نعمت با خدمت‌گزارى

نعمتى كه خداوند به انسان عطا مى‌كند، چه بسا ممكن است برآوردن نياز ديگرى را با آن پيوند زده باشد. اگر از آن نعمت به ديگران خيرى برسد، نعمت دوام پيدا مى‌كند و اگر از برآوردن نياز ديگران خوددارى شود، خود باعث زوال نعمت را فراهم آورده است.

امام على عليه السلام به جابر بن عبدالله انصارى فرمود:

يَا جَابِرُ مَنْ كَثُرَتْ نِعَمُ اللهِ عَلَيْهِ كَثُرَتْ حَوَائِجُ النَّاسِ إِلَيْهِ فَمَنْ قَامَ لِلَّهِ فِيهَا بِمَا يَجِبُ فِيهَا عَرَّضَهَا لِلدَّوَامِ وَ الْبَقَاءِ وَ مَنْ لَمْ يَقُمْ فِيهَا بِمَا يَجِبُ عَرَّضَهَا لِلزَّوَالِ وَ الْفَنَاء. 14

اى جابر! كسى كه نعمت‌هاى فراوان خدا به او روى كرد نيازهاى فراوان مردم نيز به او روى آورد. پس اگر صاحب نعمتى حقوق واجب الهى را بپردازد خداوند نعمت‌ها را بر او جاودانه سازد و آن كس كه حقوق واجب الهى در نعمت‌ها را نپردازد خداوند آن را به زوال و نابودى كشاند.

هرچه در انجام امور مردم، روحيه خدمت‌گزارى قوى‌تر و كامل‌تر باشد، ارزش كار و كارگزار بيشتر است. در خدمت خودنمايى كردن و عمل خود را بزرگ شمردن، زمينه‌ساز زوال خدمت‌رسانى انسان مى‌گردد. امام على عليه السلام در اين زمينه مى‌فرمايد:

لا يَسْتَقِيمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلاثٍ: بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ وَ بِتَعْجِيلِهَا لِتَهْنَأَ. 15

برآوردن نيازهاى مردم پايدار نيست مگر به سه چيز: كوچك شمردن آن تا خود بزرگ نمايد، پنهان داشتن آن تا خود آشكار شود و شتاب در برآوردن آن تا گوارا باشد.

٩. خدمت‌گزارى ذخيره ابدى

زندگى دنيا و نقد عمر، سرمايه‌اى است كه در تجارت و كسب سود مى‌تواند توشه مفيد براى آخرت و زندگى ابدى انسان فراهم كند. هيچ ذخيره‌اى براى آخرت بهتر از خدمت به بندگان خدا نيست. امام على عليه السلام مى‌فرمايد:

«وَ لا تِجَارَةَ كَالْعَمَلِ الصَّالِحِ» 16؛ «و هيچ تجارتى مثل كار نيك نيست».

همچنين مى‌فرمايد:

المَعروفُ كَنزٌ مِنْ افضَلِ الكُنُوزِ، وَ زَرعٌ مِنْ أنْمَى الزَّرعِ فَلا تَزهَدُوا فيه وَلا تَمَلُّوا. 17

خوبى و خدمت گنجى است از بهترين گنج‌ها و كشتزارى است از پررويش‌ترين كشت‌ها. پس به آن بى‌رغبت، خسته و ناراحت نشويد.

امام رضا عليه السلام نيز مى‌فرمايد:

«وَ الْعُرْفُ ذَخِيرَةُ الأَبَد» 18؛ «نيكوكارى پس‌انداز جاودانى است».

چه گنجى بهتر از ذخيره‌سازى در لوح فشرده جان انسان و نامه اعمال و چه روز نيازى بيشتر از قيامت.

مردى از بزرگان جبل هر سال به زيارت مكه مشرف مى‌شد و در بازگشت در مدينه محضر امام صادق عليه السلام مى‌رسيد. يك بار پيش از سفر به حج خدمت امام عليه السلام رسيد و ده هزار درهم به ايشان داد و گفت: «تقاضا دارم با اين مبلغ خانه‌اى برايم بخريد». سپس به قصد زيارت مكه از محضر امام مرخص شد. پس از اداى مراسم حج خدمت امام صادق عليه السلام رسيد. حضرت او را به خانه برد و نوشته‌اى به او داد فرمود:

خانه‌اى در بهشت برايت خريدم كه حد اول آن به خانه محمد مصطفى (ص) ، حد دومش به خانه على عليه السلام و حد سومش به خانه حسن مجتبى عليه السلام و حد چهارمش به خانه حسين بن على عليه السلام متصل است.

او اين سخن را از امام پذيرفت. حضرت آن مبلغ را ميان فقرا و نيازمندان از فرزندان امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام تقسيم كرد.

مرد جبلى به وطن خود بازگشت. چون مدتى گذشت آن مرد مريض شد. بستگان خود را احضار كرد و گفت: «من مى‌دانم آنچه امام‌صادق عليه السلام فرموده حقيقت دارد. خواهش مى‌كنم اين نوشته را با من دفن كنيد».

پس از مدت كوتاهى از دنيا رفت و بنابر وصيتش آن نوشته را با او دفن كردند. روز ديگرى كه آمدند ديدند مكتوبى با خط سبز روى قبر اوست كه در آن نوشته شده بود: «به خدا سوگند جعفر بن محمد عليه السلام به آنچه وعده داده بود، وفا كرد». 19

زهرى مى‌گويد:

در شبى تاريك و سرد على بن الحسين عليه السلام را ديدم كه مقدارى آذوقه بر دوش داشت. گفتم: «يابن رسول الله اين چيست و به كجا مى‌بريد؟» حضرت فرمود: «زهرى من مسافرم. اين توشه سفر من است. مى‌برم در جاى محفوظى بگذارم [تا به هنگام مسافرت بى‌توشه نباشم]». گفتم: «يابن رسول الله! اين غلام من است، اجازه بفرما بار را به دوش بگيرد و هر جا مى‌خواهى ببرد». فرمود: «تو را به خدا بگذار من خود بار را ببرم تو راه خود بگير و برو. با من كارى نداشته باش». زهرى بعد از چند روز حضرت را ديد. عرض كرد: «يابن رسول الله من از آن سفرى كه آن شب درباره‌اش سخن مى‌گفتى اثرى نديدم». فرمود: «سفر آخرت را مى‌گفتم. سفر مرگ در نظرم بود كه براى آن آماده مى‌شدم». [پس ذخيره‌سازى آخرت را چنين فرمود]: «آمادگى براى مرگ، با دورى جستن از حرام و خيرات دادن به دست مى‌آيد». 20

١٠. ايمنى از عذاب قيامت

كسى كه نياز برادر مؤمن خود را برآورد، در منطق دين به مقام بندگى خدا بار يافته است؛ مقامى كه پيامبر (ص) را به اين مقام مى‌ستاييم. حضرت‌رضا عليه السلام مى‌فرمايد:

إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً فِى الأَرْضِ يَسْعَوْنَ فِى حَوَائِجِ النَّاسِ هُمُ الآمِنُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ. 21

خداوند را روى زمين بندگانى است كه كارشان تلاش براى رفع نياز و حاجت مردم است. آنان روز قيامت [از عذاب] ايمن و آسوده‌اند.

امام رضا عليه السلام مى‌فرمايد:

وَ مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الدُّنْيَا فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الآخِرَةِ. 22

هركسى غمى از غم‌هاى دنيا را از مؤمنى برطرف كند، خداوند غمى از غم‌هاى آخرت را از او برطرف نمايد.

١١. بهشت حاصل خدمت‌رسانى

از سخنان معصومان اين‌گونه فهميده مى‌شود كه نه تنها راه وصول به رضوان الهى منحصر در عبادت‌هاى فردى نيست، بلكه خدمات اجتماعى و خيررسانى به مردم، بيش از عبادت فردى، آدمى را به بهشت الهى رهنمون مى‌سازد. در روايتى از پيامبر اسلام (ص) آمده است:

همانا خداوند متعال فقرا و اغنيا را در روز قيامت در ميدان وسيع جمع نموده، سپس از عرش ندا دهنده‌اى با صداى بلند مى‌گويد: «اى مؤمنان، هركس به فردى از شما عنايت كرده و خدمتى به شما نموده و او بر سفره‌اش مقدارى نان و خورش داده، مى‌تواند در فرصتى كه دارد او را به همراه خود به بهشت ببرد». در اين روز افراد به نيكى همديگر را مى‌شناسند. مردى مى‌آيد و بازوى برادرش را كه او را در دنيا مورد اكرام و خدمت خود قرار داده، مى‌گيرد و مى‌گويد: «برادر، مرا مى‌شناسى؟ يادت هست در فلان روز فلان خدمت و فلان عنايت را در حق من روا داشتى؟» و يك يك كارهاى خوب او را متذكر مى‌شود، مى‌گويد: «برويم». مردى كه غنى بوده و اهل خير و خدمات، مى‌پرسد: «كجا برويم؟» مرد فقير مى‌گويد: «به بهشت برويم كه خداى متعال به من اجازه داده خود و همراهم را به بهشت ببرم». سپس او را به سبب رحمت و كرامت و فضلى كه خداوند برايش قائل شده، به بهشت مى‌برد. 23

عبادت‌هاى فردى و اجتماعى، در درجه اول براى خودسازى و پرورش روح است و اين پاداش‌ها و ثواب‌ها نظير جايزه‌هايى است كه براى تشويق داده مى‌شود.

امام على عليه السلام از قول رسول خدا (ص) مى‌فرمايد:

هركس برادر دينى خود را بپوشاند خداوند بر او حرير بهشتى بپوشاند. هركس تشنه‌اى را سيراب نمايد، خداوند او را از نوشابه‌هاى بهشتى بنوشاند، آن‌كس كه برادر خود را طعام دهد، خداوند او را از خوردنى‌هاى بهشتى بخوراند. هركس برادر خود را بر مركب خويش سوار كند، خداوند براى او مركب‌هاى بهشتى مهيا مى‌سازد و هركس براى برادر دينى خود زن تزويج كند و او را از تنهايى درآورد، خداوند از حوريان بهشتى به او تزويج نمايد. 24

امام صادق عليه السلام نيز مى‌فرمايد:

خداوند گروهى از بندگانش را براى گره‌گشايى و رفع نياز و كمك به مستمندان و شيعيان برگزيده است تا در مقابل اين خدمت، بهشت را به عنوان ثواب به آنان عطا كند، اگر بتوانى از آنان باشى باش. 25

پيامبر خدا (ص) فرمود:

إِنَّ لِلْجَنَّةِ بَاباً يُقَالُ لَهُ بَابُ الْمَعْرُوفِ لا يَدْخُلُهُ إِلَّا أَهْلُ الْمَعْرُوف. 26

بهشت درى به نام «باب المعروف» دارد كه جز نيكوكاران و خدمت‌رسانان، از آن در داخل بهشت نمى‌شوند.

در آن وانفساى آخرت، «اهل المعروف» افرادى ويژه و داراى بوى خوشند و آنجا نيز به بذل و بخشش مى‌پردازند. از پيامبر گرامى (ص) و از امام صادق عليه السلام روايت است:

نيكوكاران دنيا، در آخرت نيز اهل نيكوكارى و معروفند. گناهانشان آمرزيده و حسناتشان زياد است. ازاين‌رو از حسنات خود به گنهكاران مى‌بخشند؛ زيرا خدا به آنان مى‌فرمايد: «از باب تفضل، گناهانتان را آمرزيدم؛ چون در دنيا اهل معروف بوديد وحسنات شما موجود و محفوظ است. به هر كه مى‌خواهيد ببخشيد، تا با اين كار در جهان آخرت نيز اهل معروف بشويد...». 27

پيامبر اكرم (ص) مى‌فرمايد:

از باب «ريان» جز روزه‌داران كسى وارد نمى‌شود. 28 يكى از درهاى بهشت، معروف، يعنى نيكوكارى نام دارد و معيارش هر كار خيرى است كه عقل و شرع، خوبى آن را به رسميت بشناسد.

پيامبر خدا (ص) مى‌فرمايد: «اهل معروف در اين جهان، در آخرت نيز اهل معروفند». 29

حضرت امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

ياران رسول خدا (ص) عرض كردند: «يا رسول الله، پدر و مادرمان به قربانت! نيكوكاران در دنيا به جهت خدمت و كارهاى خوبشان شناخته شده‌اند، ولى در آخرت چگونه شناخته مى‌شوند؟» در پاسخ فرمود: «آن هنگام كه خداى تبارك و تعالى بهشتيان را وارد بهشت كند، به نسيمى خوشبو و معطر و پاكيزه دستور مى‌دهد كه به اهل معروف بوزد. پس از آن هيچ فردى از آنان نيست كه از كنار جمعيت زيادى از اهل بهشت بگذرد، مگر همه آنان بويش را بيابند و بگويند: «اين شخص اهل نيكوكارى است». 30

پيامدهاى دنيوى خدمت‌رسانى

خدمت‌گزاران افزون بر پاداش اخروى، اجر دنيوى نيز دريافت مى‌كنند؛ از جمله پشتيبانى پروردگار، برآورده شدن حاجات و نيازها، رهايى از فقر، زيادى روزى، طول عمر، آبادانى دنيا، پيشگيرى از هفتاد نوع مرگ بدفرجام. پيامبر گرامى (ص) فرمود:


اللهُ فى عَونِ العَبدِ ما كانَ الْعَبدُ فى عَونِ أخيه. 31

تا وقتى انسان در حال رسيدگى به كار برادر مؤمن خويش است، خداوند يار و مددكارش است.

ايشان در كلامى ديگر فرمودند:

أَلْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَ يَزِيدَانِ فِى الْعُمُرِ وَ يَدْفَعَانِ سَبْعِينَ مِيتَةَ السَّوْء. 32

نيكى و صدقه فقر را مى‌زدايد، عمر را طولانى كرده و از هفتاد نوع مرگ بد پيشگيرى مى‌كند.

حضرت در سخنى يكى از آثار نيكى به ديگران را آبادانى دنيا برشمرده‌اند:

البِرُّ وَ حُسْنُ الْجِوَارِ زِيَادَةٌ فِى الرِّزقِ وَ عِمارَةٌ فِى الدُّنيا. 33

نيكى و برخورد پسنديده با همسايگان، سبب فزونى رزق و آبادانى دنياست.

يكى از آثار دنيوى خدمت‌گزارى، محبوبيت خدمت‌گزار در دل‌هاى مردم است. در پرتو خدمت به مردم، سيادت و سرورى به دست مى‌آيد. رسول اكرم (ص) مى‌فرمايد:

«سَيِّدُ القَومِ خادِمُهُم» 34؛ «آقاى هر قومى، خدمت‌گزار آنان است».

در واقع عزت و محبوبيت پيش مردم در گرو خدمت‌گزارى به آنان است.

خادمان مردم در عرش دل‌هاى مؤمنان جاى دارند و فاتح دژ قلب‌ها مى‌شوند. امام على عليه السلام مى‌فرمايد: «هركس نيكى خويش را به ديگران نثار كند، دل‌ها به او گرايش مى‌يابد». 35

يكى از جهاتى كه پيامبر (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام و اولياى الهى محبوب‌ترين افراد نزد مؤمنان بوده‌اند، اين بوده است كه آنان در خدمت‌گزارى پيشگام بوده‌اند.

در روايات پاداش نيكوكارى به مردم استجابت دعاى خدمت‌پذير در حق خدمت‌گزار بيان شده است. امام سجاد عليه السلام مى‌فرمايد:

مَا مِنْ رَجُلٍ تَصَدَّقَ عَلَى مِسْكِينٍ مُسْتَضْعَفٍ فَدَعَا لَهُ الْمِسْكِينُ بِشَىءٍ تِلْكَ السَّاعَةَ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَه. 36

كسى را نمى‌يابيد كه به شخص بيچاره مستضعفى صدقه بدهد و آن بيچاره در آن ساعت براى صدقه‌دهنده در مورد چيزى دعا كند، جز آنكه دعا در حق او مستجاب شود.

در سفر معنوى حج و عمره نيز كه افراد هنگام ورود به مكه و روبه‌رو شدن با كعبه حاجت و درخواست‌هايى ويژه از پروردگار دارند، و برآوردن آن نهايت آرزوى آنهاست. پيشوايان معصوم فرموده‌اند اگر كسى بخواهد كه خداوند گرفتارى‌هايش را برطرف سازد، مهم‌ترين وسيله جلب توجه پروردگار خدمت‌گزارى و دستگيرى همسفران و مهمانان پروردگار است. رسول خدا (ص) فرمود:

مَن ارادَ انْ تُستَجابَ دَعوتُه، وَ انْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ فَليُفرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ. 37

هركس بخواهد دعايش مستجاب شود و غمش از بين برود، تنگ‌دستى را گشايش دهد.

پيامدهاى ترك خدمت‌رسانى

١. كفران نعمت الهى

لطفى كه خداوند به ثروتمندان كرده اين است كه آنان را امانتدار ثروتى كه مالك حقيقى آن خودش است، قرار داده و از نعمت‌هاى خود آنها را بهره‌مند كرده است. لطف دومى كه خداوند به برخى انسان‌هاى ثروتمند مى‌كند، نعمت گره‌گشايى نيازمندان به دست آنهاست كه همواره بر هر دو نعمت شكر خدا واجب است. از مصاديق شكر نعمت‌هاى پروردگار، بهره‌مند ساختن فقيران از آن نعمت است.

امام حسين عليه السلام مى‌فرمايند:

إِنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللهِ عَلَيْكُمْ فَلا تَمَلُّوا النِّعَم. 38

همانا مراجعه مردم به شما براى رفع نيازمندى‌هايشان از نعمت‌هاى خداست. پس از نعمت [كه به صورت عرض حاجت ديگران جلوه نموده] خسته و ملول نگرديد.

امام كاظم عليه السلام نيز رجوع نيازمندان براى رفع حاجت را رحمت الهى دانسته و فرموده است:

كسى كه برادر مؤمن حاجتمند او نزد وى برود و نيازش را برطرف سازد، رحمتى است كه خدا به‌سوى او فرستاده است. 39

امام صادق عليه السلام فرمود:

كسى كه براى حاجتى نزد من مى‌آيد، از ترس اينكه نكند حاجت او از طريق شخص ديگرى برآورده شود، زودتر اقدام مى‌كنم تا اين توفيق نصيب من گردد. 40

٢. خروج از جرگه مسلمانى

ترك خدمت به نيازمندان در هر امرى با وجود فراهم بودن زمينه آن پيامدهاى زيانبارى در دنيا و آخرت براى انسان به دنبال دارد. اگر خدمت نكردن به مردم از روى بى‌توجهى به نيازمندى‌ها و امور زندگى مردم باشد، در اين صورت مسلمان واقعى نخواهد بود.

رسول اكرم (ص) مى‌فرمايد:

مَنْ أَصْبَحَ لا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ. 41

هركس صبح كند و همتش خدمت به مسلمانان نباشد، مسلمان نيست.

٣. محروميت از خدمت به ديگران

اگر كسى گامى براى نيازمندان برندارد، گام‌هاى بسيارى را از خدمت‌رسانى به خودش منصرف كرده است و خود را از خدمات ظاهرى و باطنى، مادى و معنوى محروم ساخته است. امام صادق عليه السلام دراين‌باره مى‌فرمايد:

مَنْ كَفَّ يَدَهُ عَنِ النَّاسِ فَإِنَّمَا يَكُفُّ عَنْهُمْ يَداً وَاحِدَةً وَ يَكُفُّونَ عَنْهُ أَيْدِياً كَثِيرَة. 42

هركس دست از كمك مردم باز دارد، يك دست از آنان بازداشته درحالى‌كه در مقابل، دست‌هاى بسيارى از او بازداشته خواهد شد.

۴. بى‌توجهى خدا در قيامت

امام على عليه السلام مى‌فرمايد:

هر صاحب منصبى كه از راه‌اندازى و رفع مشكلات مردم كناره‌گيرى كند، خداوند در روز قيامت از او كناره‌گيرى خواهد كرد... و اگر از مردم رشوه بگيرد، مشرك است. 43

۵. خدمت در مسير باطل

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

لَمْ يَدَعْ رَجُلٌ مَعُونَةَ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ حَتَّى يَسْعَى فِيهَا وَ يُوَاسِيَهُ إِلَّا ابْتُلِى بِمَعُونَةِ مَنْ يَأْثَمُ وَ لا يُؤْجَر. 44

هيچ مردى كمك كردن به برادر مسلمانش و كوشش در راه كمك به او و همدردى و هميارى با وى را رها نكند، مگر آنكه گرفتار كمك به كسى شود كه در آن گنهكار شود و اجرى نبرد.

همچنين مى‌فرمايد:

أَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ شِيعَتِنَا أَتَى رَجُلاً مِنْ إِخْوَانِهِ فَاسْتَعَانَ بِهِ فِى حَاجَتِهِ فَلَمْ يُعِنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ إِلَّا ابْتَلاهُ اللهُ بِأَنْ يَقْضِى حَوَائِجَ غَيْرِهِ مِنْ أَعْدَائِنَا يُعَذِّبُهُ اللهُ عَلَيْهَا يَوْمَ الْقِيَامَة. 45

هر مردى از شيعيان ما نزد يكى از برادرانش رود و براى حاجتش از او كمك بخواهد و آن مرد بتواند كمك كند و نكند، خداوند او را به برآوردن نيازهاى شخص ديگرى از دشمنان ما مبتلا كند و بدان سبب او را در روز قيامت عذاب نمايد.

رسول خدا (ص) نيز مى‌فرمايد:

مَنْ مَنَعَ مَالَهُ مِنَ الأَخْيَارِ اخْتِيَاراً صَرَفَ اللهُ مَالَهُ إِلَى الأَشْرَارِ اضْطِرَاراً. 46

هر كه مال خود را به اختيار از نيكان دريغ كند، خداوند مالش را به اجبار نصيب بَدان گرداند.

 
 
 
 
 
پی نوشت:
1) . كافى، ج ٢، ص ١٩۵.
2) . همان، ج۴، ص۴١.
3) . تحف العقول، ص ٢٧٧.
4) . كافى، ج ٢، ص ١٩٩.
5) . لاله‌اى از ملكوت، ص ٣٣۴.
6) . كافى، ج ٢، ص ١٩۵.
7) . صحيفه امام، ج ٢٠، ص ٣۴۴.
8) . بحارالانوار، ج ٧١، ص ۴٢١؛ الحياة، ج ۶، ص ۶٢۶.
9) . عيون الاخبار، ج٢، ص١۶٩.
10) . بحارالانوار، ج ٧١، ص ٢٨۶.
11) . قرب الاسناد، ص ۵۶.
12) . تحف العقول، ص ٢٢۶.
13) . فضيلت‌هاى فراموش شده، جلال رفيع، صص ١۵٠ - ١٩۴.
14) . نهج البلاغه، حكمت ٣٧٣.
15) . نهج البلاغه، حكمت ١٠١.
16) . همان، حكمت ١١٣.
17) . معجم المحاسن و المساوى، ج ١، ص ٣۶٣؛ مستدرك الوسائل، ج ١، ص ٣٩۴.
18) . بحارالانوار، ج ٧٨، ص ٣۵۵.
19) . بحارالانوار، ج ۴٧، ص ١٣۴.
20) . بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۶۵.
21) . كافى، ج٢، ص١٩٧.
22) . بحارالانوار، ج ٧١، ص ٢٣٢.
23) . ارشاد القلوب، ديلمى، ج١، صص ١۵٨ و ١۵٩.
24) . بحارالانوار، ج ٧۴، ص ٩٢؛ الحياة، ج ۵، ص ١۶٣.
25) . كافى، ج ٢، ص ١٩٢.
26) . قرب الاسناد، ص ٢٠؛ معانى الاخبار، ص ۴٠٩.
27) . معجم المحاسن و المساوى، ج ١، صص ٣۴٧، ٣۵٢ و ٣۵٣؛ امالى، شيخ طوسى، ج ١، ص٣١١؛ بحارالانوار، ج٧١، ص ۴١٢.
28) . ميزان الحكمه، ج ٢، ص١٠٣.
29) . كافى، ج ۴، ص ٢٩.
30) . كافى، ج ۴، ص ٢٩؛ المحاسن و المساوى، ج ١، ص ٣۴۴.
31) . عوالى اللئالى، ج١، ص١٠٧.
32) . مكارم الاخلاق، طبرسى، ص ١٣۶.
33) . آثار الاعمال و منافع الافعال، ج ٣، ص ٢٠.
34) . ميزان الحكمه، ج ۴، ص۵٧٨.
35) . غرر الحكم و درر الكلم، ج۵، ص٣٨٣.
36) . بحارالانوار، ج ٩٢، ص ١۴۴.
37) . نهج الفصاحه، ص ۵٠۵.
38) . بحارالانوار، ج ٧١، ص ٣١٨.
39) . كافى، ج ٢، ص ١٩۶.
40) . بحارالانوار، ج ٧١، صص ٢٨۶ و ٣١٧.
41) . سفينة البحار، ج ٢، ص ٧٢٣.
42) . كافى، ج ٢، ص ۶۴٣.
43) . وسائل الشيعه، ج ١٢، ص ۶٣.
44) . كافى، ج ٢، ص ٣۶۶.
45) . همان.
46) . جامع الاخبار، ص ۵٠۵.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally