ادب و فرهنگ زیارت با محوریت زیارت خانۀ خدا 2
در اين مقاله با رعايت اختصار، آداب لازم براى هر زائر، ذکر شده تا مسافران و زائران حرم امن الهى، با رعايت آن آداب، زیارتشان به مرحلۀ قبولى برسد.
پنج شنبه 17 خرداد 1397    
بازدید: 96
ادب و فرهنگ زیارت با محوریت زیارت خانۀ خدا 1
 
 

٢١. گفت‌وگوهاى سازنده

زائر در طول سفر به دور از غوغاى زندگى و امور خسته‌كننده، در گردونۀ فرصتى با ارزش و فراغتى ملكوتى قرار مى‌گيرد؛ بنابراين بر او لازم است كه بخشى از آن فرصت را هزينۀ گفت وگوى دينى، تربيتى، علمى و اخلاقى با اهل فن كند. به ويژه سؤالاتى را كه در زمينۀ عقايد، احكام، حلال و حرام و دنيا و آخرت دارد، با اهلش در ميان گذاشته، از اين طريق خود را به دانش دينى و آگاهى لازم در جهت تأمين سعادت دنيا و آخرتش بيارايد.

اسلام، تشكيل چنين محافل علمى و استفاده از دانش عالم را -گرچه ميان دو نفر باشد- از اعظم عبادات شمرده و موجب پاداش بى‌نهايت، كليد درهاى بهشت، ضامن سعادت دنيا و آخرت انسان و سبب تحولات روحى و اخلاقى دانسته است.

از اميرمؤمنان(ع) روايت شده:

«أيّها النّاس، طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ وَ تَوَاضَعَ مِنْ غَيْرِ مَنْقَصَةٍ وَ جَالَسَ أَهْلَ الْفِقْهِ‌ِ وَ الرَّحْمَةِ وَ خَالَطَ أَهْلَ الذُّلِّ وَ الْمَسْكَنَةِ وَ أَنْفَقَ مَالًا جَمَعَهُ فِى غَيْرِ مَعْصِيَةٍ»؛ 1

«اى مردم! خوشا به حال كسى كه توجه به عيوب خودش، او را از پى‌گيرى عيوب ديگران باز دارد، و بدون داشتن كمبود و نقص به فروتنى و خاكسارى در جاى خودش تن در دهد، و با اهل بصيرت و بينش همنشين شود، و با تهيدستان و فقيران همزيستى و آمد و شد داشته باشد، و مالى را كه از راه حلال و بدون معصيت به دست آورده، در راه حق هزينه كند».

امام رضا(ع) نيز مى‌فرمايد:

«مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيِا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوب»؛ 2

«كسى كه در جلسه‌اى شركت كند و در آن جلسه [ فقه و حلال و حرام و ] احكام ما را با بحث و گفت‌وگو به پا دارد روزى كه دلها مى‌ميرند، قلب او نخواهد مرد».

پيشواى ششم امام صادق(ع) به داود بن سرحان فرمود:

«يَا دَاوُدُ أَبْلِغْ مَوَالِىَّ عَنِّى السَّلَامَ وَ أَنِّى أَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَمَعَ مَعَ آخَرَ فَتَذَاكَرَا أَمْرَنَا فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا مَلَكٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُمَا وَ مَا اجْتَمَعَ اثْنَانِ عَلَى ذِكْرِنَا إِلَّا بَاهَى اللَّهُ تَعَالَى بِهِمَا الْمَلَائِكَةَ فَإِنِ اجْتَمَعْتُمْ فَاشْتَغِلُوا بِالذِّكْرِ فَإِنَّ فِى اجْتِمَاعِكُمْ وَ مُذَاكَرَتِكُمْ إِحْيَاءَنَا وَ خَيْرُ النَّاسِ بَعْدَنَا مَنْ ذَاكَرَ بِأَمْرِنَا وَ دَعَا إِلَى ذِكْرِنَا»؛ 3

«اى داود! به دوستانم از جانب من سلام برسان و بگو اين گفتۀ من است: خدا رحمت كند بنده‌اى را كه با ديگرى مى‌نشيند و از فرهنگ و فقه و علوم ما گفت‌وگو مى‌كند. يقيناً سومين نفر آنان فرشته‌اى است كه براى آن دو نفر طلب آمرزش مى‌كند. و هرگاه دو نفر دربارۀ فرهنگ ما گفت‌وگو كنند، خداوند با آن دو نفر به فرشتگان مباهات مى‌كند؛ پس هنگامى كه در امور الهى اجتماع كرديد، به پرسش و پاسخ‌هاى مسائل تربيتى مشغول شويد؛ زيرا در اجتماع و گفت‌وگوى شما، زنده كردن ياد و مكتب ماست، و بهترين مردم پس از ما، كسى است كه دربارۀ امور ما گفت‌وگو كند و مردم را به ياد ما دعوت كند.

رسول خدا(ص) در حديثى زيبا فرموده:

«الْمُتَّقُونَ سَادَةٌ وَ الْفُقَهَاءُ قَادَةٌ وَ الْجُلُوسُ إِلَيْهِمْ عِبَادَةٌ»؛ 4

«اهل تقوا سرورند، فقيهان رهبرند، و نشستن نزد آنان [ براى بهره گيرى از بينش و دانششان ] عبادت است».

حضرت رضا(ع) از پدرانش از رسول خدا(ص) روايت مى‌كند:

مُجَالَسَةُ الْعُلَمَاءِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى عَلِىٍّ (ع) عِبَادَةٌ وَالنَّظَرُ إِلَى الْبَيْتِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى الْمُصْحَفِ عِبَادَةٌ وَالنَّظَرُ إِلَى الْوَالِدَيْنِ عِبَادَةٌ»؛ 5

«نشستن با دانشمندان براى بهره‌گيرى از علمشان، و نگاه به على(ع)، و چشم دوختن به كعبه، و نظر كردن به قرآن و نگاه به پدر و مادر عبادت است».

زائر عزيز با توجه به اين روايات بسيار مهم كه گوشه‌اى از روايات فراوان باب گفت‌وگوى علمى و دينى است، بخشى از فرصت خود را در سفر حج كه داراى فراغت هستى هزينۀ گفت‌وگوى دينى و علمى و اخلاقى كن، تا بيش از پيش به كرامت و صدق و تربيت و آداب انسانى آراسته شوى، و ثواب و پاداش عظيمى براى آخرت خود ذخيره نمايى، و از اين طريق رضايت حق و پيامبر و ائمۀ طاهرين را جلب كنى و به معنويت زيارت خود بيفزايى.

٢٢. پندپذيرى

انسان همواره نيازمند موعظه و پند است. موعظه و پند، غذاى معنوى و ملكوتى است كه باطن و روح انسان را پرورش مى‌دهد و زمينۀ سعادت و خوشبختى را در دنيا و آخرت فراهم مى‌كند.

پندپذيرى، اخلاق صالحان و اولياست. پندپذيرى؛ يعنى اين كه انسان از هر حادثه، جريان و گفتار مناسبى عبرت بگيرد و آن تجربه را به كار بندد.

«پندپذيرى»، مردى شراب‌خوار، عياش و غافل چون «بشر حافى» را به گردونۀ دين، معرفت، عرفان، و توبۀ واقعى كشانيد و او را تبديل به يكى از اولياى خدا كرد.

فضيل عياض كه مردى راهزن، دزد و مجرم بود، با پند و اندرز به مقام والاى انسانيت و اوج عرفان عملى رسيد.

سديدالدين حمصى، نخود فروشى از اهل رى بود كه در اثر گوش شنوا داشتن در سن پنجاه سالگى به مدرسۀ علوم اسلامى رفت و تبديل به عالمى فرهيخته، و فقيهى بزرگ، و نويسنده‌اى توانا گرديد.

و بالاخره سكاكى كه چاقوسازى بى‌سواد، غريب و ناشناخته بود، به اديبى بزرگ، و لغت‌شناسى كم‌نظير تبديل شد.

«پندپذيرى»، كافر را مسلمان، مشرك را مؤمن، بى‌خبر را آگاه، جاهل را عالم، متوقف را متحرك، مجرم را توبه كار و بى‌هنر را هنرمند مى‌نمايد.

حضرت جواد الائمه(ع) در روايتى بسيار مهم مى‌فرمايد:

«المُؤْمِنُ يَحْتاجُ إلى تَوْفِيقٍ مِنَ اللهِ، وَواعِظٍ مِن نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ»؛ 6

«مؤمن به توفيقى از جانب خدا، و پند دهنده‌اى از درونش، و پذيرش پند و نصيحت از كسى كه او را پند مى‌دهد، نيازمند است».

٢٣. الگوى عملى شدن براى ديگران

زائر، به ويژه زائرى كه علاقه‌مند به اهل بيت و شيعه است، بايد براى ديگر زائران الگو باشد، و به گونه‌اى رفتار نمايد كه سايرين به اهل‌بيت علاقه‌مند شده، به مكتب امامان شيعه بگروند.

«شيعه» در مدينه و مكه بايد سفير امامان باشد و مردان با رفتار نيك و زنان با رعايت حجاب و عفت در حرم‌ها و بازارها معرّف شخصيت پيشوايان معصوم گردند.

عمروبن‌سعيد از ياران امام‌صادق(ع) بود و در شهرى غير از مدينه زندگى مى‌كرد. روزى به آن حضرت گفت:

اى فرزند رسول خدا! من دير به دير، شما را زيارت مى‌كنم، مرا پندى ده كه آن را به كار بندم. حضرت فرمود:

تو را به خوددارى از هرگناهى به خاطر خدا، و به پاكدامنى و كوشش در عبادت و كار خير سفارش مى‌كنم. بدان كه اگر كوشش و فعاليت مثبت همراه پاكدامنى نباشد، سودى ندارد. 7

٢۴. در پريشان حالى و درماندگى!

در سفر حج، گاهى براى زائران پيش آمدهاى ناگوارى اتفاق مى‌افتد؛ پيش‌آمدهايى از قبيل: گم كردن پول و گذرنامه، بيمارى، احساس غربت، دلتنگى و... در اين گونه موارد بر زائران ديگر اخلاقاً واجب است كه دوست زائر خود را تنها نگذارند و براى رفع مشكلات او اقدام نمايند، مثلاً در صورت گم شدن پولش، باحفظ كرامت او به يارى وى بشتابند و يا براى يافتن مداركش اقدام كنند و در صورت بيمارى براى علاجش به او كمك كرده، وى را به دكتر يا به بيمارستان برسانند و ... و بدين ترتيب از احساس غربت او كاسته، دلتنگى او را به هر صورت كه مى‌توانند برطرف كنند.

رسول‌خدا(ص) دربارۀ رعايت حال و حقوق برادران دينى و لزوم يارى دادن به آنان و تنها نگذاشتن آنان در پيش‌آمدها مى‌فرمايد:

«الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ لَا يَظْلِمُهُ وَ لَا يَشْتِمُهُ مَنْ كَانَ فِى حَاجَةِ أَخِيهِ كَانَ اللَّهُ فِى حَاجَتِهِ وَ مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُسْلِمٍ كُرْبَةً فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ بِهَا كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ سَرَّ مُسْلِماً سَرَّهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَة»؛ 25

«مسلمان، برادر مسلمان است؛ از اين‌رو به او ستم نمى‌كند و او را دشنام نمى‌دهد. كسى كه در مقام انجام حاجت برادر دينى‌اش برآيد، خدا حاجت او را روا مى‌كند وهركس رنجى‌رااز مسلمانى برطرف كند، خدا رنجى از رنج‌هاى قيامت او را برطرف مى‌نمايد وهركس‌مسلمانى‌را خوشحال كند، خداوند در روز قيامت او را خوشحال خواهد كرد».

٢۵. پرهيز از احترام بى‌مورد

گاهى، افراد در برابر ثروتمندان و صاحب‌منصبان به خاطر ثروت، قدرت و رياستشان تواضع و فروتنى مى‌كنند، و نسبت به آنان كرنش مى‌نمايند؛ در حالى كه مسلمان بايد كرامت و ارزش خود را حفظ كند و جز در برابر خدا و اولياى او و اهل ايمان تواضع ننمايد.

زائر بايد توجه داشته باشد كه در حرم امن الهى همه يكسان و برابرند؛ منصب و قدرت و ثروت، مطرح نيست و نبايد ثروت ثروتمند و منصب اهل منصب براى زائر حق مطرح باشد. زائر بايد با اين گونه افراد - كه احتمالاً در كاروان يا در اتاق او هستند - به صورتى متعارف و مورد پسند اسلام رفتار كند و از احترام بى‌جا نسبت به اين گونه افراد بپرهيزد.

اميرمؤمنان(ع) دربارۀ تواضع و احترام بى‌جا مى‌فرمايد:

«مَنْ أَتَى غَنِيّاً فَتَوَاضَعَ لَهُ لِغِنَاهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِينِهِ»؛ 9

«هركه نزد توانگرى رود و به خاطر ثروت و توانگرى‌اش در برابر او فروتنى كند، دو سوم دينش نابود مى‌شود».

و نيز آن حضرت فرموده:

«مَا احسن تَواضُعُ الأغنياء لِلْفُقَرَاءطَلَباً لِما عِندَالله، وَأحْسَنَ مِنْهُ تيهُ الفُقَراء عَلى الأغنيا اتّكالاً عَلى اللهِ»؛ 10

«چه نيكوست تواضع ثروتمندان در برابر تهيدستان به نيت رسيدن به پاداش و رحمت حق، و نيكوتر از آن بى‌اعتنايى فقيران در برابر ثروتمندان به خاطر اعتماد به خدا».

زائر براى حفظ اخلاق كريمه، بهتر است با كسانى كه در اخلاق از او برتر و يا هم سطح او هستند، معاشرت و نشست و برخاست كند، و تا جايى كه مى‌تواند، ثروتمندان و صاحبان دولت و منصب را با زبانى خوش و رفتارى نرم به حقايق دينى و به عدالت و مروّت دعوت كند، و از راهنمايى آنان براى هزينه كردن ثروتشان در راه خدا، و استفاده كردن از منصبشان براى حلّ مشكلات مردم دريغ نورزد.

٢۶. رعايت حقوق متعارف

بر زائر لازم است كه نام و شهرت همسفران، و به ويژه هم اتاقى‌ها را بپرسد و به ذهن بسپارد، و هنگام صدا كردن آنان با صداى آهسته و با شكلى محترمانه و با رعايت ادب اسلامى آنان را صدا بزند. همچنين حدود شرعى را در گفتار خود نسبت به همسفران مراعات نمايد و از بى‌پروايى و بى‌احترامى نسبت به ميهمانان خداوند در گفتار و رفتار پرهيز نمايد؛ زيرا رفتار و سخن نيك و رعايت ادب در كلام، سبب جلب محبت ديگران به انسان است.

زائر بايد به هم‌اتاقى‌اش احترام كند، و در نشست و برخاست ادب را رعايت نمايد و نسبت به هم‌كاروانيان لطف و محبت بورزد.

اما همۀ اينها به اين معنا نيست كه اصلاً شوخى و مزاح نكند و همواره خشك و جدّى برخورد نمايد؛ بلكه تا جايى كه به شخصيت خود و اطرافيان لطمه نخورد، خنده و شوخى لازم است.

رسول گرامى اسلام(ص) دربارۀ مزاح و مداراى با همگان و خنده مى‌فرمايد:


«اِنَّ اللهَ لا يُؤاخِذُ المزاحَ الصادِق فى مُزاحِهِ»؛ 11

«خداوند، انسان شوخ طبع را كه در مزاح و شوخى‌اش اهل صدق باشد [ و به قصد آزار مؤمن و مسلمانى شوخى نكند ] مؤاخذه نمى‌كند».

اما بايد توجه داشت كه شوخى بى‌جا و خندۀ بسيار، از ارزش فرد مى‌كاهد و ديگران را بر او دلير مى‌كند. 12

٢٧. تماس با بستگان نزديك

ممكن است بعضى از اقوام زائر با كاروانى ديگر به سفر حج مشرّف شده باشند؛ از اين رو خوب است به عنوان «صلۀ رحم» به ملاقات هم بروند و احوال يكديگر را بپرسند و چنان‌چه گرفتارى دارند، آن را برطرف نمايند.

رسول خدا(ص) مى‌فرمايد:

« أُوصِى الشَّاهِدَ مِنْ أُمَّتِى وَ الْغَائِبَ مِنْهُمْ وَ مَنْ فِى أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَنْ يَصِلَ الرَّحِمَ وَ إِنْ كَانَتْ مِنْهُ عَلَى مَسِيرَةِ سَنَةٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الدِّين»؛ 13

«به حاضر و غايب از امتم و آنان كه تا روز قيامت در صلب مردان و رحم زنان هستند، سفارش مى‌كنم كه صلۀ رحم انجام دهند اگرچه مسير يكسال راه باشد، چرا كه صلۀ رحم، از دين است».

و نيز آن حضرت فرمود:

«مَا مِنْ ذَنْبٍ أَجْدَرَ أَنْ يُعَجِّلَ اللَّهُ لِصَاحِبِهِ الْعُقُوبَةَ فِى الدُّنْيَا مَعَ مَا ادَّخَرَهُ فِى الْآخِرَةِ مِنَ الْبَغْىِ وَ قَطِيعَةِ الرَّحِمِ»؛ 14

«گناهى از تجاوز و قطع رحم سزاوارتر نيست كه خدا نسبت به عقوبتش در دنيا شتاب كند، علاوه بر عذابى كه در آخرت ذخيره مى‌شود».

بنابراين با توجه به اهميت روايات فراوانى كه دربارۀ صلۀ رحم آمده، خوب است انسان - چه در شهر و ديار خود و چه در سفر معنوى حج - به اين مهم بپردازد و موجبات رضايت خداوند را بيش از پيش فراهم آورد.

٢٨. رعايت مسائل اخلاقى

بر زائر لازم است كه در طول سفر نسبت به همگان، به ويژه نسبت به هم‌اتاقى‌هايش مسائل عالى اخلاقى را - كه هركدام راهى به سوى رحمت خداست - مراعات كند؛ پاره‌اى از اين مسائل عبارت‌است‌از: اجتناب از گفت‌وگوها و بحث‌هاى بيهوده، و مسائلى كه سودى براى طرفين ندارد، و چه بسا سبب رنجش و دلتنگى و كينه گردد، حفظ حريم طرف، پرهيز از سخن‌هاى زشت و ناروا و...

رسول گرامى‌اسلام(ص) مى‌فرمايد:

«أَّعْظَمُ النَّاسِ قَدْراً مَنْ تَرَكَ مَا لَا يَعْنِيه»؛ 15

«با ارزش‌ترين مردم كسى است كه هرچيز بيهوده را ترك كند [ و هرگز وارد آن نگردد ] ».

اميرمؤمنان على(ع) نيز مى‌فرمايد:

«دَعُوا الْفُضُولَ يُجَانِبْكُمُ السُّفَهَاء»؛ 16

«گفتار و كردار بيهوده و بى‌معنا را واگذاريد تا سبك مغزان از شما دورى نمايند».

و نيز آن حضرت در جايى ديگر مى‌فرمايد:

«رُبَّ لَغوٍ يجلِبُ شَرّاً»؛ 17

«بسا گفتار بيهوده و كردار سبك و بى‌معنا كه شرّ و زيانى به دنبال دارد».

يكى از خصلت‌هاى نيكو نسبت به همسفران و به خصوص به هم‌اتاقى‌ها، ابراز دوستى و محبت است؛ چرا كه اظهار دوستى و محبت، سبب جلب محبت و دوستى ديگران نسبت به انسان مى‌شود. درجاى‌جاى كتاب آسمانى ما، خداوند دوستى و محبتش را به مؤمنان، صابران، متقيان، متوكلان، محسنان، تائبان، پاكان و عادلان ابراز كرده است، از جمله در آيات زير:

(فَسَوْفَ يَأْتِي اللّٰهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ) 18؛ (وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الصّٰابِرِينَ) 19؛ (فَإِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ) 20؛ (إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ) 21؛ (وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) 22؛ (إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ التَّوّٰابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ) 23؛ (إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ) 24.

بنابراين زائر بايد از آيه‌هاى نورانى «قرآن» سرمشق گرفته، نسبت به همسفرانش - كه اهل ايمان و مهمان خدا هستند - دوستى و محبتش را اظهار نمايد.

زائر بايد نسبت به دوستانش بهترين دوست باشد تا مبادا در محيط امن الهى به فرمودۀ اميرمؤمنان، موجب سلب آسايش دوستان خود گردد.

امام على(ع) در روايتى مى‌فرمايد:

«شر الإخوان من تكلف له »؛ 25

«بدترين برادران، كسى است كه باعث زحمت و تكلّف [ ديگران ] گردد».

نرم و آهسته سخن گفتن و گزيده گويى، از دستورهاى بسيار مهم اسلام است كه مراعاتش بر همگان واجب اخلاقى است.

زائرى كه براى جلب رضايت حق و يارى دادن به ميهمانان الهى، و كمك به همسفران و هم اتاقى‌ها به خدمت برمى‌خيزد، لازم است خدمت خود را هرچند بزرگ باشد، كوچك و ناچيز انگارد، و در مقابل، خدمت ديگران را هرچند اندك و كم باشد، بزرگ بشمارد و آن را جبران نمايد. و از منّت گذاشتن به افراد به خاطر خدمتى كه به آنان نموده، جداً بپرهيزد، كه منّت‌گذارى به قول قرآن مجيد يقيناً سبب باطل شدن عمل و محروميت خادم از رحمت و فضل خدا مى‌شود.

٢٩. گريز از مواضع تهمت

بر مؤمن واجب است در هر حال و هركجا، و در هر شرايطى كه ممكن است سبب ايجاد تهمت گردد و به آبرويش زيان برسد، اجتناب نمايد.

از اميرمؤمنان(ع) روايت شده:

« مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّن»؛ 26

«كسى كه خود را به دست خود در مواضع تهمت قرار مى‌دهد، نبايد آن را كه به او سوء ظن مى‌برد، سرزنش كند».

حضرت صادق(ع) مى‌فرمايد:

«مَنْ دَخَلَ مَوْضِعاً مِنْ مَوَاضِعِ التُّهَمَةِ فَاتُّهِمَ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ»؛ 27

«كسى كه وارد بر جاهايى از موارد تهمت شود، و در ميان مردم متهم گردد، بايد خودش را سرزنش كند».

زائر بزرگوارى كه در كاروان و در رفت و آمدها و گفت‌وگو با ديگران در معرض ديد و توجه آشنايان، دوستان و اهل كاروان است، بايد به گونه‌اى رفتار كند كه از موارد اتهام دور باشد؛ و كارى نكند كه مورد تهمت قرار گيرد؛ زيرا حفظ آبرو و شخصيت در درجۀ اول، بر خود شخص واجب است و سپس بر ديگران.

از طرفى نيز همۀ مردم و اهل كاروان در طول سفر حج - كه بالاترين سفر معنوى است - بايد توجه داشته باشند كه تهمت زدن به اهل ايمان و به كسى كه ادعاى مسلمانى دارد، از گناهان بزرگ شمرده مى‌شود و عقوبت آن در قيامت بسيار سنگين است.

از امام صادق(ع) روايت شده:

«مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً بِمَا لَيْسَ فِيهِ بَعَثَهُ اللَّهُ فِى طِينَةِ خَبَالٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قَالَ قُلْتُ وَ مَا طِينَةُ الْخَبَالِ قَالَ صَدِيدٌ يَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ المُومِسَاتِ» يعنِى الزَّوانى؛ 28

« كسى كه به مردى مؤمن يا زنى مؤمنه تهمت بزند، و آنچه از زشتى و گناه در او نيست براو ببندد، خدا در قيامت او را در «طينة خبال» برمى‌انگيزد، تا آنچه را گفته ثابت كند. راوى مى‌گويد كه به حضرت گفتم: «طينة خبال» چيست؟ حضرت فرمود: چرك و خونى كه از بدن زنان زناكار خارج مى‌شود!

اميرمؤمنان(ع) از رسول خدا(ص) روايت مى‌كند:

«مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً أَوْ قَالَ فِيهِ مَا لَيْسَ فِيهِ أَقَامَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قَالَ فِيه»؛ 29

«كسى كه به مرد و زن مؤمنى تهمت بزند، و از آنچه در او نيست، سخن بگويد، خدا او را در قيامت در تلّى از آتش نگه مى‌دارد تا آنچه را دربارۀ مؤمن و مؤمنه گفته ثابت كند».

رسول خدا(ص) مى‌فرمايد:

«إِيَّاكُمْ وَ الظَّنَّ فَإِنَّهُ أَكْذَبُ الْحَدِيثِ»؛ 30

«از بدگمانى دربارۀ همه بپرهيزيد؛ زيرا بدگمانى، دروغ‌ترين سخن‌هاست».

٣٠. احترام به نظر صاحب نظران

زائر در اين سفر - كه از زيباترين عرصه‌هاى معنوى است - بايد توجه داشته باشد كه بالاترين و برترين صاحب‌نظر، خداوند است و سپس پيامبران به ويژه پيامبر عزيز اسلام(ص) و ائمۀ معصومين: و پس از آنان، فقهاى عظام و دين‌شناسان و عارفان به معارف حق و حقيقت و دارندگان تجربه‌هاى مفيد!

بنابراين بايد با كمال انصاف و به دور از هرگونه تكبر، به نظر اين صاحب نظران كه جز مصلحت انسان و سعادت دنيا و آخرت او را نمى‌خواهند، احترام گذارده و نظر آنان را پذيرفته و در همۀ امور به كار بست.

اگر زائرى از زائر ديگر نسبت به مناسك، يا مطلبى كه در زندگى كاربرد دارد، يا خريد سوغاتى براى اهل و عيالش راهنمايى خواست، با كمال محبت و حوصله او را راهنمايى كند.

زائر در طول سفر به كسانى به عنوان مددكار برخورد مى‌كند كه از طرف ايران براى خدمت به حجاج به كار گرفته شده‌اند و آموزش‌هاى لازم را در وطن ديده‌اند، و هدف و نيتى جز خدمت خالصانه و مدد رساندن عاشقانه به زائر ندارند؛ بنابراين بايد با مددكاران همكارى كرده، از راهنمايى آنان استفاده نمايد و از مخالفت با ارشاد آنان بپرهيزد.

٣١. عيادت از بيمار

هواى عربستان و تراكم جمعيت زائران از كشورهاى مختلف، وعدم رعايت مسائل‌بهداشتى، زمينۀ‌بيمارى بعضى از زائرانى است كه از مصونيت كمترى برخوردارند.

چنان‌چه همسفر و زائرى خداى ناخواسته بيمار شد، وظيفۀ اخلاقى و شرعى دوستان و آشنايانش اين است كه به هر صورت ممكن، زمينۀ درمان او را فراهم كنند، و وى را در آن ديار غربت در اتاق، يا بيمارستان تنها نگذارند.

عيادت از بيمار در هر كجا كه باشد، ثواب دارد و اسلام بر آن اصرار و پافشارى نموده است.

معاويۀ بن وهب كه از راويان برجستۀ شيعه و مورد لطف و محبت اولياى دين بوده، مى‌گويد:

به حضرت صادق(ع) گفتم:

ما با قوم خود و دوستانمان ميان مردم چگونه رفتار كنيم؟

حضرت فرمود:

امانتشان را به آنان بازگردانيد، به نفع يا به زيانشان به حق شهادت دهيد، بيمارانشان را عيادت كنيد و به تشييع جنازۀ آنان حاضر شويد. 31

٣٢. پرهيز از هدردادن وقت

برخى از زائران در سفرى كه ممكن است ديگر تكرار نشود، وقت گران‌بهاى خود را به شب‌نشينى‌هاى بى‌مورد در اتاق‌ها و بخصوص در مشاهد مشرفه و بويژه در مسجدالحرام مى‌گذرانند. درست است كه حتى نشستن در مسجدالحرام و نگاه به كعبه ثواب دارد، اما چرا با قرائت قرآن و ذكر خدا همراه نباشد؟

گوهر وقت بدين خيرگى از دست مده

آية الله مامقانى جز در روز عاشورا، درس و مطالعه و نوشتن را تعطيل نمى‌كرد و علامۀ امينى در شبانه روز ١٧ ساعت به مطالعه و نوشتن مى‌پرداخت تا كتاب «الغدير» را به جهان عرضه كرد.

خواجه نصيرالدّين طوسى پس از حملات مغول كه جز كشتن و ويران كردن و سوزاندن كارى نداشتند - عمرش را براى نجات كشور، تعليم و تعلّم، تأليف و تصنيف، ساختن رصدخانه مراغه و به وجود آوردن كتابخانه‌اى حاوى چهارصد هزار جلد كتاب علمى سپرى كرد.

هركسى كه بهره‌اى از عمرش برده، تلاشى مستمر و پيگير داشته و اوقات خود را به بطالت نگذرانده است.

پس اى زائر محترم! حدود يك‌ماه در مدينه و مكه هستى؛ بايد از اين وقت محدود، بهرۀ نامحدود ببرى و از اين فرصت اندك، تجارتى بسيار سودمند نصيب خود سازى و بدانى كه فرداى قيامت در برابر لحظه‌لحظۀ عمر و حتى براى هر نفسى كه كشيده‌اى و نسبت به هر نعمتى كه در اختيارت قراردادند، مسئول‌خواهى‌بود و مورد بازپرسى!

٣٣. تشييع جنازه

اگر زائرى در طول سفر به جوار رحمت حق برود، بر زائران كاروان و ديگر كاروان‌ها لازم است در تشييع جنازۀ او شركت كنند، و در مراسمش حاضر شده، با مصيبت‌ديدگان اظهار همدردى نمايند، و به هر صورتى كه ممكن است از غم آنان بكاهند؛ چرا كه به قول سعدى:

بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوى به درد آورد روزگار دگرعضوها را نماند قرار

٣۴. شركت در جلسات

معمولاً با هر كاروانى به تناسب تعداد افرادش، يك يا دو روحانى همراه مى‌شود كه وظيفۀ آموزش مناسك حج و رفع ايراد و اشكال زائران را برعهده دارند و در اين راستا، جلساتى برگزار مى‌كنند.

لازم است كه زائران جهت فراگيرى مسائل در آن جلسات حاضر شوند، و با گوش‌جان مسائل حج را بشنوند و بدانند كه اگر در اين جلسات پربهره حضور نيابند و به خاطر ندانستن مسأله‌اى، به خصوص در رابطه با اركان حج اشتباهى از آنان سرزند، به اصل حج‌شان لطمه وارد مى‌شود، از اين رو لازم است با ارتباط با روحانى و آگاه ساختن وى از نحوۀ انجام اعمال خود مطمئن شوند.

زائر وقتى در «ميقات» محرم مى‌شود، چند چيز بر وى حرام مى‌شود؛ و حليّت محرمات احرام منوط به بيرون آمدن از هويت احرام است، نه بيرون آمدن از دو حوله و لباس احرام!

بيرون آمدن از هويت احرام به اين است كه مناسك حج به طور صحيح ادا شود و حج،مطابق مقررات فقه انجام گيرد. اگر غير از اين باشد، انسان محرم مى‌ماند تا دوباره به حج برود و حجّى صحيح انجام دهد تا آن چيزهايى كه به واسطۀ احرام بستن حرام شده، دوباره حلال شوند.

دفع اين زحمت عظيم، با حضور زائر در جلسات بيان مناسك و گوش‌فرادادن به مسائل و راهنمايى و همراهى روحانى كاروان و ديگر افراد آگاه به مسائل، قابل پيشگيرى است.

٣۵. گذشت از لغزش ديگران

همه مى‌دانيم كه هيچ‌كدام از ما مصون از لغزش و اشتباه نيستيم. گاهى لغزش و خطا از روى فراموشى است

و گاهى براساس خشم و زمانى نيز به صورت عمد انجام مى‌گيرد. زائر بايد با حوصله و بردبارى و حفظ برنامۀ دوستى، بنا به حكم قرآن و پيامبر و امامان از لغزش و خطاى همسفرانش درگذرد و يا حتى نسبت به آنان تغافل ورزد؛ يعنى به گونه‌اى نشان دهد كه از لغزش و خطاى طرف آگاه نشده است.

(خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجٰاهِلِينَ)؛ 32

«راه عفو و گذشت را انتخاب كن، و همه را به نيكى و نيكوكارى فرمان بده، و از مردم نادان [ كه از پذيرفتن احكام و مقررات سعادت‌بخش اسلام امتناع مى‌ورزند ] روى بگردان».

امام صادق(ع) مى‌فرمايد:

سه چيز از ارزش‌ها و كرامت‌هاى دنيا و آخرت است:

١. گذشت از كسى كه به تو ستم روا داشته؛

٢. صلۀ رحم با كسى كه با تو قطع رحم نموده؛

٣. و بردبارى دربارۀ كسى كه نسبت به تو نادانى كرده است. 33

٣۶. قبول عذرِ عذرخواهان

از نكات بسيار مهم اخلاقى كه پرتوى از اخلاق خداست، پذيرفتن عذرِ عذرخواه است. از آنجا كه عذرخواهى محصول تواضع و بيدارى و پشيمانى است، واجب است براى حفظ شخصيتش عذرِ عذرخواه پذيرفته شود و براى وى از حضرت حق، طلب مغفرت و آمرزش گردد.

پذيرش عذر به اندازه‌اى مهم است كه امام موسى بن جعفر(ع) با جمع كردن فرزندانش به آنان فرمود:

«يَا بَنِىَّ إِنِّى مُوصِيكُمْ بِوَصِيَّةٍ فَمَنْ حَفِظَهَا لَمْ يَضَعْ مَعَهَا إِنْ أَتَاكُمْ آتٍ فَأَسْمَعَكُمْ فِى الْأُذُنِ الْيُمْنَى مَكْرُوهاً ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلَى الْأُذُنِ الْيُسْرَى فَاعْتَذَرَ وَ قَالَ لَمْ أَقُلْ شَيْئاً فَاقْبَلُوا عُذْرَهُ»؛ 34

«فرزندانم! شما را به مسأله‌اى سفارش مى‌كنم كه اگر آن را به كار بنديد، از شخصيت و بزرگى نمى‌افتيد؛ اگر كسى نزد شما آمد و سخن ناخوشايندى در گوش راست شما گفت، سپس در گوش چپتان عذرخواهى كرد و گفت: من چيزى نگفتم، عذرش را بپذيريد».

رسول خدا(ص) در وصيتى به اميرمؤمنان(ع) فرمود:

«يَا عَلِىُّ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُتَنَصِّلٍ صَادِقاً كَانَ أَوْ كَاذِباً لَمْ يَنَلْ شَفَاعَتِى»؛ 35

«اى على! اگر كسى عذر شخصى را كه خود را از لغزش و گناه نسبت به او مبرّا و پاك مى‌داند - چه راست گويد و چه دروغ - نپذيرد، به شفاعت من نمى‌رسد!».

بنابراين اگر زائرى در اثر اشتباهى عذر خواست، بايد عذر او را پذيرفت و طورى رفتار كرد كه گويى اتفاقى نيفتاده و با كرامت و بزرگوارى، خطاكار را از عمل خود پشيمان ساخت.

٣٧. رعايت امور لازم

زائر بايد توجه داشته باشد كه براى حفظ حقوق و شخصيت ديگر زائران و هر مسلمانى، رعايت برخى چيزها لازم است، تا موجب آزردگى كسى نشود و حجّى مقبول از خود به يادگار بگذارد. در زير برخى از اين امور را يادآور مى‌شويم:

١. براى هدايت نا اهلان و توفيق نيافتگان دعا كند.

٢. به همه به ويژه به انسان‌هاى عالم و دانشمند و با كرامت و صاحب‌نام، احترام گذارد.

٣. از دوستانى كه ميهمان او مى‌شوند، استقبال كرده و هنگام رفتنشان آنان را چند قدم بدرقه نمايد.

۴. از سرفه و عطسۀ بلند - كه گوش خراش و سبب رنجش ديگران شود - بپرهيزد.

۵. لطف و احسان ديگران و هديۀ آنان را بپذيرد و از قبول آن امتناع نورزد.

۶. به افراد پير و سالخورده احترام بگذارد و شأن آنان را رعايت نمايد.

٧. در حضور ديگران با دوست و هم اتاقى‌اش درگوشى صحبت نكند؛ زيرا اين عمل، سبب برانگيختن سوءظن است.

٨ . سخن خوب و مفيد ديگران را قطع نكند، و با حوصله و بردبارى گوش فرا دهد؛ شايد حقيقتى به گوش او برسد كه عامل تحولى شگرف در زندگى‌اش گردد.

٩. در صورت اشتباه و خطاى ديگران، نسبت به وى كينه و كدورتى به دل نگيرد، كه خداوند دل كينه‌دار و آلوده به كدورت را دوست ندارد.

١٠. از ورود به حريم شخصى و زندگى خصوصى، و پرسش از امور پنهان ديگران به شدت بپرهيزد.

١١. از زائران موفق و آنان كه در عبادت پروردگار و خدمت به خلق نشاط دارند، الگو بگيرد و در آن راستا تلاش نمايد.

١٢. نسبت به همه خوشبين باشد و خود را در عبادت و خدمت و انجام كار خير مقصر بداند، و از بدبينى - كه از حالات شيطانى است - بپرهيزد.

١٣. از تفحّص و تجسّس نقاط ضعف ديگران، آن هم با هدف ضربه زدن به شخصيت آنان، كه در اين سفر ميهمان خدا هستند، جداً بپرهيزد.

١۴. در آشتى دادن زائرانى كه احياناً با يكديگر قهر كرده‌اند، بكوشد؛ چرا كه اميرمؤمنان(ع) در وصيت شب بيست و يكم به فرزندانش فرمود: از جدّتان رسول خدا(ص) شنيدم كه:

«إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَام»؛

«اصلاح ميان دو نفر از همه روزه‌ها و نمازها افضل و برتر است».

١۵. به نماز اول وقت و به خصوص به جا آوردن آن در حرمين شريفين اهميت داده، در صف نمازگزاران شركت كند.

١۶. به هنگام اذان و شروع نماز، از رفتن به سوى هتل جداً خوددارى كند كه اين عمل، ضربه زدن به مكتب اهل‌بيت: و تشيع خواهد بود.

١٧. از پرسيدن احكام مناسك حج از روحانى كاروان ابداً شرم و حيا نكند كه گاهى ندانستن مسأله‌اى، سبب بطلان حج خواهد شد.

١٨. در هنگام استراحت ديگران، پس از ناهار و يا شام سكوت و آرامش را رعايت كرده، باعث ايجاد مزاحمت براى ديگران نشود.

١٩. از دست دادن و روبوسى با ديگران در صورت بيمارى و به ويژه سرماخوردگى به شدت بپرهيزد؛ چرا كه اين كار ممكن است بيمارى را به فرد مقابل

انتقال دهد و اسباب زحمت گردد.

٢٠. امور و وظائف عمومى خود را بر ديگران تحميل نكند و خود را ميان ديگران تافتۀ جدا بافته نداند؛ بلكه سعى كند با كمك به ديگران بارى از دوششان بردارد، كه اين خود نوعى عبادت و در حقيقت اطاعت خداست.

٢١. به قوانين و مقررات و سنن عرفى كشور عربستان احترام بگذارد، كه احترام به مقررات و اجراى آنها نشانۀ شخصيت ايران اسلامى و مسلمان ايرانى است.

٢٢. از ضربه‌زدن به شخصيت ديگران و كوچك شمردن آنان كه ميهمان خداى مهربان هستند، به شدت بپرهيزد.

٢٣. به پيمانى كه به عنوان توبه، يا اداى مناسك با خدا بسته و يا به تعهدى كه نسبت به ديگران برعهده گرفته، وفادار باشد كه وفاى به عهد، نشانۀ ايمان به خدا و قيامت، و از ارزش‌هاى انسانى است.

٣٨. كنترل زبان از گفتار ناروا و بيهوده

از آنجا كه انسان در سفر فرصت بيشترى در اختيار دارد و از مشاغل و گرفتارى‌هاى وطن آزاد است، ممكن است پرحرفى كند؛ ولى زائر بايد به صورتى جدّى مواظب زبان خود باشد، و بداند كه زبان جِرْم و وزنش اندك، ولى جُرْم و گناهش بسيار زياد و سنگين است.

غيبت، دروغ، تهمت، فحش، تحقير، بيهوده‌گويى، و ... گناهانى است كه زبان مرتكب مى‌شود. بر زائر واجب شرعى و اخلاقى است كه راه زبان را به روى اين گناهان ببندد تا موجب محروميت از رحمت حق نگردد.

آيات و روايات مربوط به زبان و كنترل آن، به اندازه‌اى زياد است كه در اينجا نمى‌گنجد؛ اما در زير به چكيده‌اى از آنها اشاره مى‌كنيم:

رسول خدا(ص) در رواياتى مى‌فرمايد:

«لا شَىْءٍ أَحَقُّ بِالسِّجْنِ مِنَ اللِّسانِ»؛ 36

«هيچ چيزى به زندانى شدن سزاوارتر از زبان نيست».

«أَفضَلُ الصَّدَقَةِ حِفْظُ اللِّسانِ»؛ 37

«برترين صدقه، نگاه‌داشتن زبان [ از ياوه‌گويى و گناهان مربوط به آن ] است».

يكى از وظايف بسيار مهم انسان، حفظ زبان از افشاى راز پنهان و اسرار و زشتى‌هاى پوشيدۀ ديگران است.

در اهميت و ارزش رازدارى و حفظ زشتى‌هاى پنهان برادران دينى، به روايت بسيار ارزشمندى از اميرمؤمنان(ع) برمى‌خوريم.

آن حضرت مى‌فرمايد:

پيامبر(ص) به من فرمود: اگر مردى را در عمل زشتى ديدى، چه مى‌كنى؟ گفتم: آن عمل زشت را بر او مى‌پوشانم، فرمود: اگر دوباره ديدى [ چه ] ؟ گفتم: لباس و عبايم را روى او مى‌اندازم تا از ديد ديگران پنهان بماند. و مرتبه سوم كه پرسيد، همان پاسخ را دادم. حضرت فرمود:

«لافَتى إلاّ عَلىّ وَقالَ استُرُوا عَلى إخوانِكُم»؛ 38

«جوانمردى جز على نيست و فرمود: اى مردم! زشتى‌ها را بر برادرانتان بپوشانيد [ و رازى كه از آنان نزد شما آشكار شده، ميان ديگران افشا نكنيد ] ».

مسلمانان و به خصوص زائران حرم امن و سفيران مكتب اهل‌بيت: بايد براى همۀ مردم و در همه حال، امين و امانت‌دار باشند و خود را صندوقچۀ اسرار، رازها، عيوب و زشتى‌هاى مكتوم و مخفى مردم قرار دهند.

٣٩. حفظ چشم از نگاه‌به نامحرمان

زائران حج معمولاً يا مجرد هستند، يا بدون همسر به زيارت رفته‌اند و يا اگر با همسر موفق به زيارت خانۀ خدا شده‌اند، به خاطر كثرت زائران و كمبود جا، به ناچار بايد در طبقاتى از هتل جداى از يكديگر باشند. و علاوه بر اين در احرام عمرۀ تمتّع، و حجّ تمتّع بايد به عنوان واجب شرعى محرمات احرام را رعايت كنند؛ از اين جهت ممكن است شيطان دست به كار شده، آنان را به سوى غريزۀ شهوت سوق دهد؛ به خصوص زن نامحرمى كه هنگام اداى مناسك حج گِردى صورتش بايد بدون پوشش باشد. اينجاست كه زائر بايد توجه داشته باشد كه هر لحظه امكان دارد از طريق چشم چرانى - آن هم در حرم امن الهى - در خطرى عظيم قرار گيرد.

پس بايد با كمك گرفتن از حضرت حق و توجه به قيامت، و براى اين كه حجّش آميخته با چشم‌چرانى نگردد، از اين گناه زشت (چشم‌چرانى و نگاه به صورت و اعضاى ناموس ديگران) بپرهيزد.

اميرمؤمنان(ع) در رواياتى چنين مى‌فرمايد:

«الْعُيُونُ مَصَائِدُ الشَّيْطَانِ»؛ 39

«چشم‌ها دام‌هاى شيطان‌اند».

«عَمَى الْبَصَرِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ مِنَ النَّظَرِ»؛ 40

«كورى چشم بهتر است از بسيارى از نگاه‌ها!».

«مَنْ أَطْلَقَ طَرْفَهُ كَثُرَ أَسَفُه»؛ 41

«كسى كه چشمش را در نگاه كردن آزاد بگذارد، اندوهش بسيار مى‌شود».

يكى از مسائل مهمى كه امام رضا(ع) در پاسخ پرسش‌هاى محمد بن سنان نوشتند، اين بود:

نگاه كردن به موى زنان شوهردار و ديگر زنان به اين سبب حرام شده كه باعث تحريك مردان مى‌شود، و اين تحريك، به فساد و ارتكاب اعمال حرام و ناشايست منتهى مى‌گردد، هم‌چنين صورت و اندام زنان كه مانند مو به علت زيبايى‌اش موجب تحريك و هيجان شهوت مى‌شود. 42 پيامبر اكرم(ص) دربارۀ نتيجۀ خوددارى از چشم‌چرانى مى‌فرمايد:

اگر مرد مسلمانى نگاهش به زنى افتد و چشم فروبندد، خداى تعالى توفيق عبادتى به او عنايت مى‌كند كه شيرينى‌اش را در دلش حس مى‌كند. 43

۴٠. شكر و سپاس

زائر حرم امن الهى و ميهمان پروردگار بايد به اين حقيقت توجه كند كه حضرت دوست از ميان چند ميليارد انسان، او را انتخاب نموده و توفيق گام نهادن در اين سفر ملكوتى را نصيب او كرده است تا به مدينه و زيارت پيامبر بزرگ اسلام(ص)، فاطمۀ زهرا (س)، حضرت مجتبى، امام زين‌العابدين، امام باقر، حضرت صادق: و ديگر اولياى خدا در بقيع نايل شود، و به ميقات‌گاه پيامبر و ائمه و عاشقان حق مشرف شود، لباس احرام برتن كند، تلبيه گويد، و همچون پروانه برگِرد خانۀ يار طواف كند و... آيا اين همه نعمت، سپاس و تشكر لازم ندارد؟!

خواجه نصيرالدين طوسى مى‌گويد:

«بارى، شكر از شريف‌ترين و برترين اعمال است، شكر تلافى نعمت است كه به قول و فعل و نيت محقق مى‌گردد، و براى اين عبادت اشرف و افضل، سه ركن و سه اصل وجود دارد:

١. شناخت نعمت دهنده و صفاتى كه شايستۀ حضرت اوست؛ شناخت نعمت به اين است كه به حقيقت بدانى همۀ نعمت‌ها - چه نعمت‌هاى باطنى و چه ظاهرى - از جانب اوست و غير او مُنعم واقعى وجود ندارد و واسطه‌ها و عللى كه ميان ما و او در رسانيدن نعمت به ما قرار دارند، همه و همه جلوه‌گاه ارادۀ او و مسخّر حكم او و سربه فرمان حضرت او هستند و هيچ استقلالى در اين زمينه و زمينه‌هاى ديگر ندارند.

٢. حال؛ و آن فروتنى و تواضع و سرور درونى در كنار نعمت است به اين كه «نعمت» هديه و عطايى است كه دلالت بر عنايت منعم به انسان دارد و نشانۀ اين فروتنى و تواضع نيز اين است كه به دنيا و آنچه در اوست، جز به امورى كه تو را به مقام قرب مى‌رساند، دل‌خوش نگردى.

٣. عمل؛ و اين عمل بايد ازسه عضو صادر گردد: قلب، زبان و جوارح.

اما عمل قلب، به اين است كه تعظيم و تحميد و تمجيد منعم را پيوسته در نيت داشته باشى، و در افعال و صنايع و آثار لطفش به انديشه و تفكر برخيزى، تا از طريق اين انديشۀ صحيح به او برسى، و عزم و تصميمت به طور دائم بر اين باشد كه به تمام مردم از نعمت‌هايى كه در اختيارت قرار داده‌اند، خير و احسان و نيكى‌نمايى و حتى از ذره‌اى بخل و دريغ، دلت را پاك نگاه دارى.

اما عمل زبان، به اين است كه حمد و تسبيح و تهليل قلبى را اظهار نمايى و از خدا و نعمت‌هايش همه جا سخن بگويى، و از بيان كلمات شكر مانند «الحمدلله» غافل‌نمانى و با زبانت - كه نعمتى عظيم از نعمت‌هاى اوست - امر به معروف و نهى از منكر كنى و به هدايت مردم مشغول باشى.

و سرانجام عمل اعضا و جوارح، به اين است كه همۀ نعمت‌ها را -چه ظاهرى و چه باطنى- در طاعت و عبادت و خدمت به كارگيرى و از اين كه نعمت‌هاى الهى را در معصيت و مخالفت با حق مصروف دارى، سخت بپرهيزى...».

با دقت در اين معنايى كه از «شكر» ارائه شد و جز اين هم براساس آيات و روايات معنايى ندارد، روشن شد كه شكر از صفات كمال است و شكر كامل در ميان اكثر مردم محقق نمى‌شود و آنان كه شكر را به اين صورت - كه صورت كامل شكر است - به جاى آورند، اندك‌اند؛ چنان كه قرآن مى‌فرمايد:

(وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبٰادِيَ الشَّكُورُ). 44

اميد است زائران عزيز، و ميهمانان خداى مهربان، اين امور چهل‌گانه را - كه آداب روحى و تربيتى است - در طول سفر به كار بندند و از اين راه حجّى نسبتاً كامل و قابل قبول حق انجام دهند و در جاى‌جاى و لحظه‌لحظۀ اين سفر، اخلاص و خلوص نيت را - كه به حق مايۀ حقيقى قبولى حج است - رعايت نمايند.

 
 
جهت مطالعه بخش اول مقاله کلیک کنید
 
 
پی نوشت:
1) . بحار الانوار، ج ١، ص١۵۶.
2) . بحار الانوار، ج ١، ص١۵۶.
3) . همان، ص١۵٧؛ امالى، طوسى، ص٢٢٨.
4) . امالى، طوسى، ص ٢٢٩.
5) بحار الانوار، ج ١، ص ١۶٠.
6) . جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص١٩۵.
7) . بحار الانوار، ج٧٠، ص٣٠٩.
8) . جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص٣٠١.
9) . نهج البلاغه، حكمت ٢٢٨.
10) . همان، حكمت ۴٠۶.
11) . كنز العمال، ج٣، ص۶۴٩.
12) . ر.ك: وسائل الشيعه، ج٨، ص۴٧٨؛ نهج الفصاحه، ص ۴٢۵.
13) . مشكاة الانوار، ص ٢٨٧.
14) . همان، ص ٢٨٧ و ٢٨٨.
15) . امالى، شيخ صدوق، ص٢٨.
16) . بحار الانوار، ج٧٨، ص ۵٣.
17) . غرر الحكم، ص ۵٢٩٠.
18) . مائده۵۴/.
19) . آل عمران/ ١۴۶.
20) . همان / ٧۶.
21) . همان / ١۵٩.
22) . آل عمران/ ١٣۴.
23) . بقره/ ٢٢٢.
24) . آل عمران/ ١٣۴.
25) . ميزان الحكمه، ج١١، ص۵٢٣.
26) . جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص٢١١ و ٢١٢.
27) . همان.
28) . جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص۵۴۴.
29) . جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص۵۴۶.
30) . مستدرك الوسائل، ج٩، ص١۴٧.
31) . كافى، ج٢، ص۶٣۵.
32) . اعراف/ ١٩٩.
33) . مشكاة الانوار، ص۴٠٣.
34) . جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص۴٩٠.
35) . همان، ص۴٩١.
36) . بحار الانوار، ج٧٧، ص٨۵.
37) . نهج الفصاحه، ص۵٧۴ و ۵٧۵.
38) . جامع احاديث الشيعه، ح٢٠، ص٣۶٣.
39) . ميزان الحكمه، ج١٣، ص۶٣١۴ - ۶٣١۶.
40) . همان.
41) . همان.
42) . عيون اخبار الرضا، ج٢، ص٩٧.
43) . كنز العمال، ١٣٠۵٩.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally