ادب و فرهنگ زیارت با محوریت زیارت خانۀ خدا 1
در اين مقاله با رعايت اختصار، آداب لازم براى هر زائر، ذکر شده تا مسافران و زائران حرم امن الهى، با رعايت آن آداب، زیارتشان به مرحلۀ قبولى برسد.
پنج شنبه 17 خرداد 1397    
بازدید: 47
ادب و فرهنگ زیارت با محوریت زیارت خانۀ خدا 1
 
 
 

محيط امن و امان

زائر همواره و در هر لحظه بايد توجه داشته باشد كه به محيطى گام نهاده كه براى همۀ موجودات، محيط امن و امان است؛ محيطى كه درختان آنجا، بدون آن كه آنها را با قفس‌هاى آهنين زره‌پوش كنند، از تجاوز در امان‌اند، حتى شاخه‌ها و بيخ و بن و ريشه و نيز بوته‌ها در مصونيت‌اند.

حتى اگر به درختى كه در حرم 1 روييده و شاخه‌هايى از آن به بيرون حرم سر در آورده، به احترام اين كه اصل آن در حرم است، نمى‌توان تجاوز كرد و از آنها شكست و نيز اگر درختى در بيرون حرم روييده ولى شاخه‌اى از آن سر به حرم كشيده باشد، به هيچ‌جاى آن درخت نمى‌توان ارّه گذاشت و تجاوز كرد، و يا شاخۀ آن را شكست!

در محيطى قدم مى‌گذارند كه حيوانات و پرندگان و آهوان صحرا چهارفرسخ در چهارفرسخ از تعرّض انسان در امان‌اند؛ بنابراين نمى‌رمند، و نمى‌توان آنها را وحشت‌زده كرد و رم داد. خلاصه اين‌كه حيوانات، پرندگان و گياهان همه در محيط امن الهى به سر مى‌برند و هيچ كس در محدودۀ حرم حقّ تعرّض بدانها را ندارد.

«مسافران به سوى بيت، به محيطى وارد مى‌شوند كه اگر كسى در آنجا كبوترى را از دستۀ كبوتران رَم دهد، براى جبران اين بى‌انضباطى بايد يك گوسفند كفّاره دهد، و هرگاه آن كبوتران رفتند و به جاى خود بازنگشتند بايد به تعداد هر كبوتر يك گوسفند كفّاره بدهد.

به محيطى درمى‌آيند كه حمل اسلحه و ابزار اسلحه در آنجا ممنوع و جرم است، بايد دل هركسى در آن محيط، آرام و مطمئن باشد كه احدى به او تعرّض نمى‌كند.» 1 حاجى به محيطى گام مى‌نهد كه اگر از كسى نسبت به ديگرى ظلمى سرزند، در حكم الحاد و خروج از دين و به منزلۀ بى‌دينى است.

به محيطى مى‌رود كه اگر كسى مال بى‌سرپرستى از قبيل: چمدان، و كيف و اشياى ديگر - چه گران قيمت و يا ارزان - جلوى پاى خود ديد، نبايد آن را بردارد و اجازه ندارد حتى انگشت پايى به آن بزند.

اينها احكام الهى محيط حرم است چه موسم حج باشد و چه در غير موسم حج؛ براى همه نيز يكسان است چه زائر و چه غير زائر؛چه مُحرم و چه غيرمُحرم!

البته براى زائران و حاجيان در موسم حج از ابتداى ميقات تا پايان اعمال، تكاليف بيشتر و انضباطات فوق‌العاده‌ترى وجود دارد كه لازم است مراعات كنند 3، و بى‌ترديد رعايت آن آداب، زمينۀ قبولى حج است.

در اينجا و با رعايت اختصار، آداب لازم براى هر زائر، به فراخور حال آورده مى‌شود؛ باشد كه مسافران حرم امن الهى،آنها را رعايت كنند و حج خود را با رعايت آن آداب، به مرحلۀ قبولى برسانند.

١. هزينۀ سفر

كسى كه قصد حج يا عمره دارد،لازم است هزينۀ اين سفر را از مال حلال و پاك بپردازد. مال حلال و پاك، مالى است كه از طريق كسب مشروع و زحمت و كوشش صحيح به دست آمده باشد و حتى ذرّه‌اى آغشته به مال غصب، رشوه، دزدى، ربا، كم‌فروشى، حقّ ارث ديگران، اختلاس، و مال به دست آمده از راه فتنه‌گرى و فساد در آن نباشد، و همۀ خمس و زكات و حقوق واجب و شرعى آن را پرداخته باشد.

حتى اگر ذرّه‌اى از مال حرام در اين سفر آغشته با مال حلال باشد، يقيناً مانع از قبولى است، چه رسد به اين كه همۀ هزينۀ سفر از حرام باشد!! چه، در اين صورت صاحبان مال حرام، نه مستطيع‌اند و نه مى‌توانند به اين سفر معنوى بروند.

آنان كه خمس و زكات مال حلال به دست آمده را نپرداخته‌اند، براساس آيات و روايات و فتواى همۀ فقهاى شيعه، ثروتشان مخلوط به حرام است،و بايد براى پاك شدن ثروتشان تا آخرين درهم و دينار خمس و زكاتشان را بپردازند، آنگاه از آن پول تصفيه شده، حولۀ احرام و كفش لازم را بخرند، و پول قربانى را جدا بگذارند، و بقيۀ هزينۀ سفر را تأمين نمايند.

امام صادق(ع) مى‌فرمايد:

«مَن أَنفَقَ دِرهماً فِى الحَجّ كانَ خَيراً لَهُ مِن مِأئَةِ أَلفِ دِرهَمٍ يُنفِقُها فى حَقٍّ... وَرُوىَ أَنَّ دِرْهَماً فِى الحَجِّ خَيرٌ مِن أَلفِ أَلفِ دِرهَمٍ فِى غَيْرِهِ، وَدرهمٍ يَصِلُ إِلى الإِمامِ مِثل أَلف أَلف دِرْهَمٍ فِى حَجٍّ.وَرُوىَ أَنَّ دِرْهماً فِى الحَجِّ أَفْضَل مِن أَلفَى‌أَلف دِرهَمٍ فيما سواهُ فِى سَبيلِ اللهِ عَزّوَجَلَّ». 4

يك درهم هزينه كردن در راه حج، بهتر است از صدهزار درهم در راه ديگرى كه آن هم حق باشد.

و روايت شده انفاق يك درهم در حج، بهتر از يك ميليون درهم در غيرحج است.

و يك درهم سهم امام را پرداختن، مانند هزينه كردن هزار هزار درهم در حج است.

و پرداختن درهمى در حج، بهتر از هزار هزار درهم در غير آن است.

پس بياييد با پرداخت خمس و زكات و پاك كردن اموال خود، در هنگام احرام لبيك بگوييم و بشنويم، مبادا در جوابمان بگويند: «لا لَبَّيْكَ وَلا سَعْدْيكَ...».

رسول‌خدا(ص) فرموده:

«كُلُّ نَعيمٍ مَسؤُولٌ عَنْهُ صاحِبُهُ الاّ ما كانَ فى غَزْوٍ أو حَجٍّ»؛ 5

«از هر نعمتى پرسش خواهد شد مگر پولى كه در جهاد و حج هزينه شود».

از امام‌صادق(ع) نيز روايت شده: هنگامى كه حضرت‌موسى(ع) حج به جاى آورد،جبرئيل نزد او آمد. به جبرئيل گفت:

براى كسى كه حجّ اين خانه را با نيت صادقانه و هزينۀ پاك و حلال به جاى آورد، چه پاداشى است؟

خداوند به جبرئيل وحى كرد كه به او بگو: او را در رفيق اعلى با پيامبران، صدّيقان، شهدا و صالحان قرار مى‌دهم و اينان، رفيقانى نيكو هستند. 6 پس اگر كسى ثروتش را از راه حرام به دست آورده باشد، مستطيع نيست، اگر هم مال حلال مخلوط به حرام دارد، لازم است پيش از سفر حج تصفيه كند، و اگر پس از تصفيه به اندازۀ هزينۀ حج باقى بماند، مستطيع است.

حضرت موسى بن جعفر(ع) فرمود:

ما (اهل‌بيت) سه چيز را از اصل مال خويش يا مال پاك خود مى‌پردازيم:

١. مهريۀ زنان؛

٢. هزينه سفر حج؛

٣. پول كفن.

اگر در ميان زائران خانۀ خدا، كسانى باشند كه تحت تأثير آيات حج و روايات آن،و آداب ظاهرى و باطنى‌اش قرار نگيرند و مال و باطن و اعمال و اخلاق خويش را تصفيه نكنند، بايد پيش از ورود به عرصۀ ملكوتى حج از خواب غفلت بيدارشان كرده،حجاب‌هاى ظلمانى را از چهرۀ قلبشان زدود تا به پاك كردن مال خود از حرام و پرداخت خمس و زكات اقدام نمايند؛ چرا كه در غير اين‌صورت، لايق ورود به عرصۀ حج نمى‌شوند و حجّى مقبول به حضرت محبوب ارائه نخواهند داد.

وظيفۀ روحانيون كاروانهاست كه وظايف زائران را در اين سفر معنوى گوشزد كنند و بر مسافران حرم امن الهى هم واجب است كه آن حقايق را با تمام وجود فراگيرند تا هنگامى كه از سفر برمى‌گردند، در گفتار و كردارشان تحوّلى عميق ايجاد شده باشد، تا ديگران هم ميل ورود به عرصۀ اين سفر معنوى را پيدا كنند و پس از مدتى، جامعه‌اى ايمن از همۀ شرور ساخته شود و رعب و ترس و بى‌اعتمادى، تبديل به امنيت و اعتماد و محبت گردد و دادگسترى‌ها بيكار شوند، و زندان‌ها در گوشه گوشۀ ممالك اسلامى به گلستان و بوستانى براى زندگى پاكان تغيير شكل دهد.

اتمام عمل، هميشه با حصول نتيجه منظور است، اگر زائر در سفر حج خود به حقايق الهى و نظامات اسلامى، و حالات ملكوتى آراسته شد و درون و برونش و مال و اموالش از ناپاكى‌ها و ناخالصى‌ها پيراسته گشت و پس از بازگشت، چه با عمل و چه با گفتار، مبلّغ حقايق شد و براى خدا واقعيات معنوى را به ديگران انتقال داد، حج و عمره را به اتمام رسانده است. 5

٢. نيت

زائر بايد به حقيقت نيت خود پيش از سفر، توجه داشته باشد؛ هر عبادتى كه با نيت صادقانه و براى خدا انجام گيرد، عبادت واقعى محسوب مى‌شود و شايستۀ قبولى درگاه حق بوده، مستوجب پاداشى عظيم است.

عبادت، اگر خالصانه و به قصد فرمان بردن از حق صورت گيرد، به تكليف عمل شده، و اگر غير از اين باشد، مشقّت و زحمتى بدون پاداش از انسان صادر شده و قابل قبول حق نخواهد بود؛ و در نهايت در پروندۀ عمل به عنوان اداى تكليف ثبت نمى‌شود. و به فرمودۀ قرآن برباد مى‌رود:

(وَ قَدِمْنٰا إِلىٰ مٰا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنٰاهُ هَبٰاءً مَنْثُوراً)؛ 6

«و ما به بررسى و حسابرسى هر عملى كه به عنوان عمل خير انجام داده‌اند مى‌پردازيم، پس همۀ آنها را [ كه به نيت غيرخالصانه و به ريا و خودنمايى انجام گرفته ] غبارى پراكنده مى‌سازيم».

زائر بايد با توجه به خدا و قيامت و الگو گرفتن از اولياى الهى به‌ويژه انبيا و اهل بيت: نيتش را خالص قرار دهد و آن را آلوده به هواى نفس ننمايد و در اين عبادت جز به «وجه الله» نظرى نداشته باشد:

(إِنَّمٰا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُكُوراً). 7

بارى، هدف زائر بيت الله الحرام نبايد سياحت،تجارت،استراحت، تماشاى مملكت ديگر و... باشد؛ چرا كه به پيكرۀ معنويت اين سفر خدشه وارد مى‌شود.

در هر صورت اگر عمل،حركت، كوشش و انجام مسؤوليت بر نيت پاك و صادقانه استوار باشد، ماندنى است و شايستۀ قبولى حضرت حق!و پاداش بزرگ و اجر عظيم برآن مقرر خواهد شد.

امام سجاد(ع) در اين‌باره مى‌فرمايد:

«لا عَمَلَ الاّ بِنِيَّةٍ»؛ 8

عمل جز با نيت واقعى تحقق پيدا نمى‌كند، [ و عمل بدون نيت صادقانه عمل نيست ].

«نيت» به منزلۀ ريشۀ عمل است و درخت عمل با نيت پاك و خالصانه و صادقانه ميوۀ ابدى مى‌دهد. از اين‌رو، رسول‌خدا(ص) نيت مؤمن را از عملش بهتر مى‌داند. حضرت صادق(ع) از رسول خدا(ص) روايت مى‌كند:

«نِيَّةُ المُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَنِيَّةُ الكافِرِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ وَكُلُّ عامِلٍ يَعمَلُ عَلى نِيَّتِهِ»؛ 9

«نيت مؤمن از عملش بهتر است و نيت كافر از عملش بدتر، و هر عمل كننده‌اى براساس نيتش عمل مى‌كند».

٣. توبۀ واقعى

زائر چون مى‌خواهد وارد حريم امن حق شود، بايد پيش از سفر، خود را براى حضور در محضر خداوند آماده كند؛ آمادگى براى حضور به اين است كه اگر باطنى آلوده به حسد، حرص، طمع، ريا،كبر، عجب، نفاق، كينه، بغض و خشم دارد، همۀ آنها را با توجه به حق و اوضاع عجيب قيامت از صفحۀ باطن پاك كند، و اگر به اعمالى زشت و ناروا چون: ظلم، ستمكارى، غيبت، تهمت، حرام‌خوارى، فحش و ناسزا، دروغ، بريدن نان مردم، چشم و همچشمى و ... آلوده است،همه را ترك كند،و عزم جدّى و راستين داشته باشد كه در آينده به اين آلودگى‌ها بازنگردد؛ چرا كه توبۀ واقعى، جز پاك‌سازى باطن، ترك اعمال ناروا، پشيمانى از گذشته و عذرخواهى از خدا نيست.

شستشويى كن و آنگه به خرابات خرام تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده

تائب حقيقى و بازگشت كننده به حق بايد علاوه بر اداى حقوق شرعى و الهى، حقّ‌الناس را نيز ادا نمايد.

ناراضيان از خود را، به خصوص اگر پدر و مادر، زن و فرزند و اقوامش باشند،از خود راضى كند كه اين هم، رشته‌اى از توبه و رجوع به حضرت حق است؛ زيرا حضرت حق به انسان فرمان داده كه به پدر و مادر و زن و فرزند و خويشان و اقوام، احسان و نيكى كند و يقيناً بدرفتارى با آنان، سرپيچى از فرمان خدا و معصيت است و توبه از اين معصيت، كرنش در برابر خداست.

دربارۀ آثار «توبۀ حقيقى» از امام صادق(ع) چنين روايت شده است:

«إذا تَابَ العَبْدُ تَوبةً نَصُوحاً أحَبَّهُ اللهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ فَقُلْتُ وَكَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْه؟ قالَ:

يٌنسى مَلَكَيه مَا كَتَبَا عَلَيهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَيُوحِى إلى جَوارِحِهِ اكْتُمِى عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَيُوحى إلى بِقاعِ الأَرضِ اكتُمى مَا كان يَعْمَلُ عَلَيْكَ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلقىَ اللهَ حينَ يَلْقاهُ وَلَيسَ شَىءٌ يَشهَدُ عَلَيْهِ بِشَىءٍ مِنَ الذُّنُوبِ»؛ 8

«هنگامى كه بنده‌اى از گناهانش توبه كند - [ توبه‌اى كه همۀ گذشته‌اش را جبران نمايد و آينده‌اى پاك براى او تدارك كند، توبه‌اى كه پس از آن به گناه برنگردد و ريشۀ درخت ناپاك گناه را در وجودش بخشكاند ] - با چنين توبه‌اى محبوب خدا مى‌شود، و پروردگار در دنيا و آخرت نسبت به گناهانش پرده پوشى مى‌كند».

معاويۀ بن وهب كه راوى روايت است، مى‌گويد:

به حضرت صادق گفتم: اين پرده پوشى چگونه است؟ حضرت فرمود: همۀ گناهان بنده را كه دو فرشتۀ موكل بر او در حافظۀ خود ثبت كرده‌اند، از يادشان مى‌برد و از صفحۀ ذهنشان محو مى‌كند و به اعضا و جوارح توبه كننده، وحى مى‌رسد كه گناهانش را از او پنهان كنند، و به قطعه‌هاى زمينى كه در آن گناه كرده، وحى مى‌شود كه آنچه گناه بر روى زمين مرتكب شده بر او بپوشانند؛ پس خدا را در حالى ملاقات مى‌كند كه شاهدى بر گناهانش وجود ندارد».

 

امام باقر(ع) مى‌فرمايد:

«إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ فِى لَيْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِكَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِينَ وَجَدَهَا»؛ 9

«بى‌ترديد خدا به توبۀ بنده‌اش خوشحال‌تر است از مردى كه مركب و زادش را در شب تاريك گم كرده و آن را يافته است؛ خدا از توبۀ بنده‌اش مسرورتر است از مردى كه گم كرده‌اش را مى‌يابد».

با چنين توبه‌اى كه قرآن و روايات برآن تأكيد دارند، ظاهر و باطن انسان غرق طهارت و پاكى مى‌شود و سبكبار و سبكبال، زمينۀ حضور در محضر حق برايش فراهم مى‌آيد و زائرى مى‌شود كه حجّ ابراهيمى از افق وجودش طلوع مى‌كند.

۴. وصيت

نوشتن وصيتنامه، از مؤكدات اسلام است و از آنجا كه زائر از وطنش تا كعبه، راه طولانى و دورى را طى مى‌كند و به منطقه‌اى مى‌رود كه ميليون‌ها نفر در آن اجتماع مى‌كنند و احتمال دارد حادثۀ غيرمترقبه‌اى روى

دهد، لازم است نسبت به اموال و امورش با مشورت دانايان و آگاهان به مسائل اسلامى، وصيت روشنى بنويسد و براى خود، وصىّ قابل و لايقى تعيين كند و از چند نفر افراد مورد وثوق بر وصيتنامه‌اش به عنوان شاهد و ناظر امضا بگيرد. و وصيت خود را به گونه‌اى تنظيم كند كه براى وصى و ورثه‌اش سختى و مشكلى پيش نيايد و بتوانند با آرامش و اطمينان و خيال راحت به اجراى وصيت اقدام كرده، با رهايى ميّت از قيود و تكاليفش، برزخ و قيامت آرامى برايش تدارك ببينند.

در وصيتنامه قيد كند كه ثلث مالش را كه حقّ اوست، براى رضاى خدا در امورى چون: تبليغ دين، قرض‌الحسنه، حلّ مشكل خويشان، چاپ كتاب‌هاى مذهبى، تأسيس وتجهيز مدارس، درمانگاه‌ها، بيمارستان‌ها، وساير امور خير هزينه كنند، و چه بهتر و به رضاى حق نزديك‌تر كه خود را پيش از سفر، وصىّ خود كند و ثلث مالش را در امورى كه ذكر شد، هزينه نمايد و سپس به سوى كعبه و مواقف كريمه و مشاهد مشرّفه حركت نمايد.

۵. سخاوت

چنان كه از روايات و معارف اسلام استفاده مى‌شود، زائر در اين سفر روحانى و ملكوتى تا جايى كه برايش ميسّر است، بايد پول لازم همراه خود بردارد تا سفرش را به رفاه، خوشى، سلامت و گشايش بگذراند، و اگر همسفران يا ديگر زائران به مشكل مالى دچار شدند، بى‌دريغ و كريمانه از مال و ثروتش به آنان بپردازد و مشكل آنان را حل نمايد. هركجا و در همۀ موارد اسراف نكوهش شده، مگر در اين سفر كه به هر صورت، هزينۀ خود و ديگران كند، اسراف نيست.

رسول گرامى فرموده است:

«ميانه روى و اقتصاد در همه‌جا بهترين راه خرج و هزينه كردن مال است و خداوند، اسراف را دوست ندارد؛ مگر در سفر حج». 10 نمونۀ بهتر و عالى‌تر در اين زمينه، كار بزرگ پيامبر اكرم(ص) است كه صد شتر در منا قربانى كرد كه به قيمت امروز، داراى ارزش بسيارى است؛ شصت شتر را خود نحر كرد، و چهل شتر را اختصاص به داماد و پسرعمويش اميرمؤمنان(ع) داد كه او نحر كند و او هم از طرف خود و همسر گرامى‌اش فاطمۀ اطهر(س) قربانى كرد و گوشت اين قربانى‌ها را به دست مباركش به نيازمندان داد تا درسى براى همه زائران باشد.

رسول خدا(ص) در يك حج مستحبى، همسران خود را همراه برد و در آن سفر، دوازده هزار دينار خرج آن كاروان شد.

ارزش هر دينار سكه طلاى ناب آن روز به قيمت امروز، پول هنگفتى مى‌شود و پيامبر اسلام(ص) - كه دقيق‌ترين انسان‌ها در هزينه كردن مال بود - از چنان هزينه‌اى در سفر حج دريغ نورزيد. 11 سفرهاى پيشوايان پاك ما هم به حج، سفرهاى پرهزينه‌اى بود، كه البته قسمت عمده‌اى از هزينه سفر خرج همسفران، و پرداخت به زائرانى مى‌شد كه دچار مشكل مالى مى‌شدند.

۶. رهايى از هر قيد و بند

برخى از زائران در وطن براى خود سرگرمى‌ها و مشغوليت‌هايى دارند كه در طول سفر، حتى در انجام مناسك حج، قلب و باطنشان متوجه آنهاست و حجّ خود را در بى‌خبرى و غفلت انجام مى‌دهند. و جمعى از زائران نيز در اين سفر، دل‌مشغولى‌هايى براى خود مى‌سازند كه از لذت معنوى اين سفر الهى و ملكوتى بى‌بهره مى‌شوند. عده‌اى از آنان با آرامش و امنيت خاطر، سفر مى‌كنند ولى با تماس‌هاى مكررى كه از مدينه و مكه با اهل و عيال و دوستان و مراكز كسب و تجارتشان مى‌گيرند، به‌طرف ناامنى و اضطراب درون مى‌روند و از حجّ ابراهيمى باز مى‌مانند.

چه خوب است كه زائر از ابتداى سفر، زمينۀ فراغت بال و امنيت خاطر را براى خود فراهم سازد و در اين مدت كوتاه خود از تعلقات مادى دست شسته، مناسك حج را فقط با ياد خدا و توجه به قيامت سپرى كند، و از اعمال روح‌بخش حج، درس بگيرد؛ درس اخلاص، تسليم، وفادارى، قطع علايق مانع از عبادت،صفا و يكرنگى،توجه به قيامت، جهاد با نفس، مؤدب شدن به آداب اسلامى... و پس از بازگشت از سفر، سرمشق و الگوى حسنه‌اى براى خانواده و ديگران شود.

به راستى اگر در اين سفر معنوى انسان با گذشته‌اش تفاوتى نكند، و در اعمال و اخلاقش تغييرى حاصل نگردد، بهره‌اى از اين سفر معنوى نبرده و حاجى به معناى واقعى نگشته!

مناسك، قوانين، عبادات و واقعيات اين سفر، امتحانى از جانب خدا براى بندگان است،تا در فضاى اين امتحان و تحمل مشقت‌هاى اين عرصه و انجام صحيح مناسك، از زشتى‌ها پاك شوند و به ارزش‌ها و فضايل آراسته گردند.

اميرمؤمنان(ع) در رابطه با شهر مكه - كه در دل كوه‌هاى سخت و ريگزارها و خاك و رمل قرار گرفته و كعبه كه با سنگ‌هاى خارا و معمولى ساخته شده، و مشعر و عرفات و منا كه در پستى ها و بلندى‌ها و فاقد طراوت و خرّمى و خالى از باغ و بستان و گلزار قرار گرفته -مى‌فرمايد:

« وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ يَتَعَبَّدُهُمْ بِأَلْوَانِ الْمَجَاهِدِ وَ يَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِى نُفُوسِهِمْ وَ لِيَجْعَلَ ذَلِكَ أَبْوَاباً فُتُحاً إِلَى فَضْلِهِ وَ أَسْبَاباً ذُلُلًا لِعَفْوِهِ»؛ 12

«ولى خداوند بندگانش را به انواع سختى‌ها امتحان مى‌كند، و با كوشش‌ها و مجاهدت‌هاى گوناگون به بندگى و عبادت وامى‌دارد، و به امورى كه ناخوشايند به نظر مى‌رسد، مى‌آزمايد، تا كبر و تكبر را [ كه از اوصاف شيطان است و سبب رجم و لعن او شد ] از دل‌هايشان بيرون نمايد، و فروتنى و خاكسارى را در جانشان بنشاند، تا با اين‌گونه آزمايش‌ها، درهاى فضل و رحمتش را به رويشان بگشايد و اسباب عفو و گذشتش را به آسانى به آنان عنايت فرمايد».

٧. خوشرفتارى با همراهان

نرمى در كلام، استخدام لغات زيبا و با معنا،نگاه محبت‌آميز، مهرورزى، زدودن غم از چهرۀ همراه،لبخند بر لب داشتن،همكارى در كارها، ديگرى را بر خود مقدم داشتن،الفت و انس و جوشش با همسفران، از مصاديق خوش‌رفتارى است كه به‌ويژه در سفر حج بسيار پسنديده و داراى پاداش است. چنين رفتارهايى، سبب جذب ديگران شده، ياران و دوستان را به انسان علاقه‌مند مى‌سازد؛دوستان و يارانى كه ممكن است در طول سفر و هنگام بازگشت به وطن هريك كليدى براى حلّ مشكل يا مشكلات انسان شوند.

قرآن دربارۀ خوش‌رفتارى با ديگران، فرامينى را به پيامبر عزيز اسلام داده و آن حضرت آن دستورها را تا آخر عمر نسبت به ديگران به كار بستند و همان رفتار موجب رونق اسلام و اضافه شدن نفر و نيرو به مكتب حق و عامل عشق ورزى ديگران به پيامبر مى‌شد.

(فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ)؛ 13

«پس به مهر و رحمتى از سوى خدا [ كه در افق وجودت طلوع داد ] با مردم نرم‌خوى و خوشرفتار شدى و اگر درشت‌خوى و سخت‌دل بودى، يقيناً از اطرافت پراكنده مى‌شدند. پس براساس همين مهر و رحمتى كه خدا در وجودت نهاده، از آنان نسبت به كارها و برخوردهاى ناخوشايندشان درگذر، و براى آنان طلب آمرزش نما، و در كارها با آنان به مشورت بنشين، و چون عزم كارى كردى، برخدا توكل كن؛ زيرا خدا توكل‌كنندگان را دوست دارد».

زائر با بهره‌گيرى از اين آيۀ شريفه، بايد توجه داشته باشد كه خوشرفتارى با همراهان و همسفران، نسيمى الهى و بهره‌اى ملكوتى است و بدرفتارى و ترشرويى و سخت‌گرفتن با همراهان، نشانه‌اى از سموم دوزخ و حرارت آتش جهنم است.

زائر بايد توجه داشته باشد كه هريك از مؤمنان بر يكديگر حقوقى دارند و لازم است آن حقوق تاجايى كه امكان داشته باشد، رعايت شود.

از امام صادق(ع) روايت شده است:

«ما عُبِدَ اللَّهُ بِشَىْءٍأَفْضَلَ‌مِنْ أَدَاءِحَقِّ الْمُؤْمِنِ»؛ 14

«خداوند به چيزى برتر از اداى حق مؤمن عبادت نشده است».

آن حضرت به شيعيان سفارش مى‌كنند:

«اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا إِخْوَةً بَرَرَةً مُتَحَابِّينَ فِى اللَّهِ مُتَوَاصِلِينَ مُتَرَاحِمِينَ تَزَاوَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَذَاكَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْيُوهُ»؛ 15

«براى خدا خود را از هر گناهى حفظ كنيد؛ برادر نيكوكار يكديگر باشيد، براى خدا نسبت به همديگر عشق بورزيد، با يكديگر ارتباط داشته باشيد، به يكديگر مهر و محبت نماييد، به ملاقات و ديدار يكديگر برويد و دربارۀ مكتب ما با يكديگر سخن بگوييد و آن را [ در ميان جامعه ] زنده و پا برجا كنيد».

انسان هنگامى كه حقوق برادر دينى‌اش را ادا مى‌كند، مسلماً او را مسرور و خوشحال مى‌كند و طبق روايتى از رسول خدا(ص):

«هركه مؤمنى را خوشحال كند، رسول خدا را خوشحال كرده و هركه رسول خدا را خوشحال كند، خدا را خوشحال نموده است». 16 بنابراين يقيناً محبوب‌ترين كارها نزد خداوند،خوشحال كردن مؤمنان است.

٨. شيوۀ برخورد با زائران مختلف

زائر ايرانى كه پيرو مكتب اهل‌بيت و معروف به «شيعۀ آل‌محمّد» است،به سرزمينى وارد مى‌شود كه بخش عمده‌اى از زائرانش پيرو مذهب شافعى، مالكى، حنبلى، حنفى، زيدى، اسماعيلى و ... هستند.

پس شيعه بايد در اين سفر، خود را نمايندۀ رسول خدا(ص) و امامان معصوم: و سفيرقرآن و مكتب اهل‌بيت، قلمداد كند.

بايد در اين سفر، با اخلاق، كردار، رفتار و عباداتش زينت اهل‌بيت و باعث خوشحالى قلب پيامبر(ص) و حضرت زهرا و ائمه: باشد.

زائر خانۀ حق بايد نسبت به ديگر زائران - كه با او هم مسلك نيستند - با مهر و محبت برخورد كند، در سلام دادن به آنان پيش‌قدم شود، اگر در صف جماعت مسجدالنبى(ص) و مسجدالحرام كنار آنان قرار گرفت، از روى مهر و محبت به آنان سلام كند و با آنان مصافحه نمايد، و حتى نمازش را بدون قنوت و همراه آنان به جاى آورد و از بحث كردن با آنان - در صورتى كه تخصصى ندارد - بپرهيزد و سعى كند در اين زمينه از عالمى زبان‌دان كمك بگيرد تا مكتب اهل‌بيت: با برهان و استدلال به آنان برسد و تبليغات سوءدشمنان نسبت به شيعه و پيروان اهل‌بيت: خنثى گردد.

از تندى و تلخى با ديگر زائران كه از كشورهاى مختلف آمده‌اند و پيرو يكى از مكاتب اهل‌سنت يا زيدى، اسماعيلى و... هستند بايد بپرهيزد و به عنوان برادران دينى به آنان بنگرد و به گونه‌اى رفتار كند كه آنان عاشق مكتب اهل‌بيت شوند، و بدانند و آگاه شوند كه دشمنان آنچه برضدّ شيعه و مكتب اهل‌بيت: مى‌نويسند يا مى‌گويند، دروغ است و غيرواقعى!

٩. جدّى بودن براى رفتن به سفر

در ميان اقوام و دوستان زائر كسانى هستند كه از حقايق دينى بى‌خبرند،و از عبادات و بندگى و پاداش‌هاى دنيوى و اخروى آن غافلند، و پيش خود مقايسه‌هاى بى‌جا و غيرمنطقى مى‌كنند و زائر را وسوسه مى‌كنند و خنّاس‌وار، به گمراه كردن او از حق و حقيقت مى‌پردازند.

مثلاً مى‌گويند: چرا بخشى از مال و ثروتت را به كشورى ديگر مى‌برى، و جيب غير ايرانى‌ها را پر مى‌كنى؟ اگر دنبال ثواب هستى، پولى كه مى‌خواهى بابت سفر حج هزينه كنى، به اقوام فقير و افراد مستحق و نيازمند بده، اين عمل ثوابش از حج هم بيشتر است!

به راستى سدّ راه زائر شدن، و او را به ترك واجب دعوت كردن، و وى را از خدا و بندگى حق بيرون بردن، چه گناه بزرگى است!

البته زائر اگر بيش از خرج سفر تمكّن مالى داشته باشد، طبق آيات قرآن و روايات، لازم است ابتدا به وسيلۀ ثروت و مالش به اقوام، سپس به ديگران كمك كند و با اين عمل بر ثواب و پاداشش بيفزايد، و اگر فقط هزينۀ سفر حج را دارد، بايد به حج برود و واجب الهى را ادا كند، و نسبت به نيازمندان تكليفى ندارد؛ بلكه بر اهل ثروت و مكنت واجب است كه به يارى نيازمندان بشتابند.

اسلام حتى اجازۀ ترك حجّ مستحبى را نيز نمى‌دهد و دستور مى‌دهد كه مسلمانان در حجّ مستحبى شركت كنند و اگر توان مالى دارند، به نيازمندان هم كمك نمايند.

شخصى به امام صادق گفت: فدايت شوم!من همه ساله حجّ مستحبى انجام مى‌دهم. امسال اهالى محل مى‌گويند: نيازمند و فقير زياد داريم، امسال هزينۀ حجّ خود را صرف فقرا و مستمندان كن. شما در اين زمينه چه مى‌فرماييد؟

حضرت فرمود: مقدارى از پول حج را به آنان بده و ساكتشان كن.

آن شخص گفت: نمى‌توانم.

فرمود: از مخارج ساليانۀ خويش مقدارى به آنان بپرداز و به حج برو.

آن شخص گفت: برايم مقدور نيست.

سپس حضرت به بازگو كردن ثواب حج براى آن شخص پرداخت.

شايد منظور امام از بيان ثواب حج، اين بوده باشد كه «گوش به حرف مردم نبايد بدهى، به حج برو». 17 اسحاق بن عمار مى‌گويد:

مانع حج رفتن كسى شدم و پس از آن به حضور امام صادق(ع) شرفياب شدم و گفتم:

مردى دربارۀ حج رفتن خود با من مشورت كرد؛ درحالى كه ضعيف و ناتوان به نظر مى‌رسيد،من در جواب مشورتش گفتم به حج نرود!

امام(ع) فرمود: سزاوارى كه به خاطر پاسخ نا به‌جايت و مانع شدن از حج مردم، يكسال بيمار شوى.

اسحاق مى‌گويد: من يكسال در بستر بيمارى افتادم. 18 و نيز آن حضرت در جايى ديگر مى‌فرمايد:

هريك از شما كه مانع از رفتن برادر دينى خود به حج شود، جريمۀ آن فتنه‌اى است كه در دنيا به او مى‌رسد، همراه آنچه در آخرت او ذخيره مى‌گردد. 19

١٠. يارى به افراد كم‌توان

اصولاً يارى دادن و كمك به مردم از نظر آيات و روايات، كارى پسنديده و موجب پاداش و ثواب الهى است.

مدد رسانى اگر به مردم ضعيف و ناتوان باشد، قطعاً ثوابش بيشتر و اجر و مزدش فراوان‌تر است. امروزه زائران به صورت گروهى و كاروانى به سفر معنوى حج مى‌روند و خواه ناخواه در ميان زائران افراد مسن، پيرمرد، پيرزن، ناتوان و ضعيف وجود دارند، كه در كشيدن بار سفر، و ساك و چمدان خود ناتوان و در سوار و پياده‌شدن كُند و ضعيف هستند. از اين‌رو، زائران جوان‌تر و نيرومندتر بايد براى جلب رضاى حق، و افزودن ثواب حج و زيارتشان به آنان يارى دهند، و با حوصله و بردبارى به كمك‌آنان بشتابند. و در سوار و پياده شدن از وسايل نقليه - اعم از هواپيما، اتوبوس و... - آنان را برخود مقدم داشته، يارى‌شان دهند و هيچ منّتى هم بر آنان نداشته باشند.

بى‌تفاوتى نسبت به ضعيفان و ناتوانان، به دور از اخلاق انسانى و كرامت و بزرگوارى است.

امام صادق(ع) مى‌فرمايد:

جدّم حضرت زين‌العابدين(ع) مسافرت نمى‌كرد مگر با كاروانى كه او را نمى‌شناختند و با آنان شرط مى‌كرد در كارهايى كه پيش مى‌آيد، براى خدمت به آنان راه را به روى حضرت بازگذارند.

زمانى با كاروانى به سفر رفت، درحالى كه به كاروانيان خدمت مى‌كرد و به آنان مدد مى‌رسانيد، مردى آن منبع كرامت را شناخت و به كاروانيان گفت: مى‌دانيد اين بزرگوار كيست؟ گفتند: نه. گفت: على‌بن‌الحسين، زين‌العابدين است!!

آنان دست و پاى حضرت را بوسيدند، گفتند: اى پسر پيامبر! با اين كارت خيال داشتى ما را دچار عذاب دوزخ كنى؟ چنانچه خداى ناخواسته جسارتى يا زبان‌درازى يا ستمى بر شما روامى‌داشتيم، عاقبتش چه مى‌شد؟! چرا همچون خدمتكارى به ما خدمت مى‌كرديد؟

امام(ع) فرمود: من مدتى پيش با گروهى كه مرا مى‌شناختند، مسافرت كردم، آنان نسبت به من خدماتى انجام دادند، خدماتشان براى اين بود كه من وابسته به رسول خدايم؛ در حالى كه سزاوار آن خدمات نبودم!! ترسيدم شما هم مانند آنان با من رفتار كنيد. به همين سبب در حالى كه از نزديك مرا نمى‌شناختيد با شما همسفر شدم تا به شما خدمت كنم و مدد رسانم. 20

دانى كه را سزد صفت پاكى؟

١١. گرامى داشتن ديگران و اكرام به آنان

يكى از وظايف و مسؤوليت‌هاى سنگين و بسيار مهمّ مؤمن، اين است كه ديگر مؤمنان و مسلمانان را ارج نهد و به آنان احترام نمايد، وجودشان را گرامى بدارد و از اهانت به ايشان و سبك شمردنشان جداً بپرهيزد.

زائر حرم الهى بايد به طور ويژه به رعايت اين مسألۀ مهم در حقّ ديگران اهتمام ورزد و همه را، چه كوچك‌تر از خود و چه بزرگ‌تر و مسن‌تر از خويش، گرامى بدارد و در هر موقعيتى از اكرام به آنان دريغ نورزد.

زائر بايد به اين معنا توجه كند كه ديگر زائران علاوه براين كه مؤمن و مسلمان‌اند، مهمان خدا هستند، و در ضيافت الله شركت دارند و بايد از اكرام و احترام بيشترى برخوردار باشند.

زائر بايد افراد كم‌سن‌تر از خود را كم گناه‌تر بداند و مسن‌تر از خود را در عبادت و بندگى مقدم بر خويش قلمداد كند؛بدين‌ترتيب احترام و اكرام به كوچك‌تر از خود و مسن‌تر از خويش را واجب اخلاقى بداند و در بزرگداشت همۀ آنان ذره‌اى كوتاهى ننمايد.

اكرام به مؤمن و احترام به ديگران، گاهى با يك سخن و كلام نيكو تحقق مى‌يابد؛ چنان كه از حضرت صادق (ع) روايت شده:

« مَنْ قَالَ لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ مَرْحَباً كَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَرْحَباً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛ 21

«كسى كه به برادر مؤمنش بگويد: خوش آمدى، [ خداوند به تو رفاه و گشايش عنايت كند ] ، خداوند متعال تا قيامت براى او خوش آمد و گشايش در كارهايش ثبت مى كند».

و باز آن حضرت مى‌فرمايد:

« مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فَأَكْرَمَهُ فَإِنَّمَا أَكْرَمَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ 22

«كسى كه برادر مسلمانش نزدش آيد و او به برادر مسلمانش احترام بگذارد، بى‌ترديد به خداى عزوجل احترام گذاشته است».

امام صادق(ع) دربارۀ نيكوكارى به اسحاق بن عمار فرمود:

«اى اسحاق!تا جايى كه قدرت دارى به دوستان من نيكى كرده، با آنان به اكرام و احترام برخورد كن؛ مؤمن اگر به مؤمن نيكى كند و او را در امورش كمك نمايد، با اين عملش به صورت ابليس لطمه مى‌زند و قلب آن دشمن مكار را از اندوه دائم پرمى‌كند». 23

١٢. نصيحت و خيرخواهى نسبت به همسفران

نصيحت در لغت به معناى خيرخواهى نسبت به ديگران و موعظۀ حسنه براى هدايت آنان است.

اهل تحقيق و لغت شناسان در معناى نصيحت مى‌فرمايند:

مراد از نصيحت مؤمن به مؤمن، ارشاد و هدايت او به مصالح دين و دنياى اوست؛ و نصيحت، تعليم معالم دين به اوست؛ اگر نسبت به معالم جاهل باشد و بيدار كردن اوست، اگر در خواب غفلت به سرمى‌برد؛نصيحت، دفاع از مسلمان و آبروى اوست؛نصيحت، گراميداشت مؤمن در جوانى و پيرى اوست؛ نصيحت، ترك حسد و دغلى و فتنه نسبت به مؤمن، دفع ضرر از او و جلب منفعت به سوى اوست.

اگر طرف مقابل نصيحت‌پذير نباشد، بايد با حوصله، بردبارى و مدارا با او رفتار كند تا نصيحت‌پذير شود، و اگر به امر دين و مسائل الهى تن‌درندهد، به صورت مشروع او را امر به معروف و نهى از منكر كند تا به دايرۀ دين بازگردد و خير دنيا و آخرتش تأمين شده، هماى سعادت و خوشبختى برسرش بنشيند و به صف مؤمنان بپيوندد.

مسألۀ نصيحت و خيرخواهى در اسلام از جايگاه بسيار مهمى برخوردار است، تا جايى كه در روايات اهل‌بيت: فصل خاصى به آن اختصاص يافته است.

از امام‌باقر(ع) روايت‌شده كه پيامبر اسلام(ص) فرموده:

«لِيَنْصَحِ الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَخَاهُ كَنَصِيحَتِهِ لِنَفْسِهِ»؛ 24

« خيرخواهى و نصيحت شما نسبت به برادر مؤمن بايد به گونه‌اى باشد كه گويا براى خودتان در مقام خيرخواهى هستيد».

امام صادق(ع) در ضمن روايتى در باب خيرخواهى مى‌فرمايد:

«يَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ يُنَاصِحَهُ»؛ 25

«بر مؤمن واجب است كه نسبت به مؤمن خيرخواه باشد».

«يَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ النَّصِيحَةُ لَهُ فِى الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ»؛ 26

«بر مؤمن واجب است كه خيرخواه مؤمن در حضور و در غيابش باشد».

١٣. پرهيز از عبوسى و ترشرويى

زائر بايد به اين معنا توجه داشته باشد كه همسفران و مردمى كه در طول زيارت و مناسك حج با آنان برخورد مى‌كند، همه و همه وطن را به قصد عبادت ترك كرده و در دايرۀ دورى و فراق از اهل و عيال و آشنايان و دوستان قرار گرفته و گرد و غبار غربت و دل‌تنگى به چهره دارند؛ اگر همسفر و هم اتاقى‌اش خوش‌اخلاق نباشد، بيش از اندازه برغم غربت و درد هجران و فراقش مى‌افزايد؛ اين دور از انصاف است كه انسان سبب اندوه بيشتر يا غصۀ فزون‌تر، يا احساس غربت شديدتر گردد.

گرچه خود زائر در غربت و در فضاى فراق است، ولى بايد به خاطر خدا و براى زدودن اندوه همسفران، با رويى گشاده و به كاربردن سخنان محبت‌آميز با آنان برخورد كند تا علاوه بر زدودن رنج سفر رضايت حضرت حق را نيز جلب نمايد و يقيناً برخورد با چهرۀ باز و خندان سبب زدوده شدن غم و غصۀ ديگران مى‌شود. حُسن خلق، مرام انبيا و اوليا و طريقۀ امامان و عاشقان خداست. در اين زمينه، روايات بسيار مهمّى از پيامبر بزرگوار اسلام(ص) نقل شده است كه در زير، چند نمونه از نظرتان مى‌گذرد:

«حُسْنُ الْبِشْرِ يَذْهَبُ بِالسَّخِيمَة»؛ 27

«گشاده‌رويى و خوش‌خلقى كينه را از دل مى‌زدايد و حقد و دشمنى را از آيينۀ قلب پاك مى‌كند».

«الاقتصادُ نِصفُ العيش، وَحُسنُ الخُلقِ نِصفُ الدينِ»؛ 28

«ميانه روى، نصف معاش و زندگى و خوش‌اخلاقى، نصف ديندارى است».

«إنَّ حُسنُ الخُلُقِ ليذيبُ الخطيئة كَما تَذيبُ الشَّمسُ الْجَلِيد»؛ 29

«به راستى كه خوش اخلاقى گناه را آب مى‌كند، چنانچه خورشيد يخ را ذوب مى‌كند».

«ثَلَاثٌ يُصْفِينَ وُدَّ الْمَرْءِ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ يَلْقَاهُ بِالْبُشْرِ إِذَا لَقِيَهُ وَ يُوَسِّعُ لَهُ فِى الْمَجْلِسِ إِذَا جَلَسَ إِلَيْهِ وَ يَدْعُوهُ بِأَحَبِّ الْأَسْمَاءِ إِلَيْه»؛ 30

«سه چيز نشان‌دهندۀ محبت و دوستى انسان به برادر مسلمانش است، يكى اينكه هنگام ديدار او خوشرو و بشّاش باشد، و ديگر اينكه چون نزد او بنشيند، برايش جا بازكند تا بتواند راحت بنشيند، و او را با نامى كه نزدش محبوب‌تر از ديگر نام‌هاست، صدا كند.

امام باقر(ع) مى‌فرمايد:

مردى خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض كرد: اى پيامبر خدا! مرا به سفارشى و وصيتى ميهمان كن. آن حضرت در ضمن سفارش‌هاى خود فرمود:

«الْقَ أَخَاكَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِط»؛ 31

«با برادر دينى خود، با چهرۀ گشاده ديدار كن».

١۴. انتقادپذيرى

زائر بايد بداند كه او و ديگر مردم و همسفران و كاروانيان، همه ممكن است اشتباه كنند و مقام مصونيت و عصمت از خطا، ويژۀ چهارده معصوم: است.

بنابراين اگر در طول سفر، يا در انجام مناسك دچار خطا و اشتباه در رفتار يا انجام مراسم عبادى حج شد، به حكم دين، پذيراى اعتراض، نقد و انتقاد باشد؛ چرا كه «انتقاد» در صورتى كه مورد قبول واقع شود، سبب هدايت و رشد شده، رهايى از خطا و پاك شدن از آلودگى و رفع اشتباه را به دنبال دارد.

آنان كه از انتقاد روى بر مى‌گردانند، بايد بدانند كه دچار بيمارى كبر و خودپسندى هستند و اين صفات اگر در كسى باشد، او را از گردونۀ محبت حق خارج خواهد ساخت.

(إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ)؛ 32

«خداوند، متكبران را دوست ندارد».

از رسول خدا(ص) روايت شده:

«اجتَنِبُوا التَّكَبّرُ فإنَّ العَبْدَ لايزال يَتَكَبّر حَتّى يقولَ اللهُ تعالى اكتُبُوا عَبدى‌هذا فِى الجَبّارينَ»؛ 33

«از تكبر و خودخواهى دورى كنيد، زيرا بنده پيوسته تكبر مى‌ورزد تا جايى كه خداى تعالى به فرشتگان مى‌گويد: نام اين بنده ام را در زمرۀ گردن كشان بنويسيد».

بنابراين انسان نبايد از «پذيرش انتقاد» روى برتابد. بايد با تواضع و خاكسارى، اشتباه خويش را قبول كند و به كار بندد.

١۵. كوشش براى يافتن دوستان جديد

به راستى سفر پربركت حج، فرصت بسيار مغتنمى است كه انسان دوستان جديدى به دست آورد؛ دوستانى كه از اخلاق و دين و كرامت و دانش و قدرت آنان براى رشد و كمال و خير دنيا و آخرت خود استفاده كند؛ دوستانى كه در حوادث و پيش‌آمدها او را يارى دهند و هريك الگو و سرمشقى نيكو براى زندگى او شوند.

دوست‌يابى، آن هم چنان دوستان مفيدى، در تعاليم آسمانى اسلام سفارش شده است و آيات و روايات چندى در اين زمينه به تشويق پرداخته‌اند و يكى از عذاب‌هاى سخت قيامت را براى اهل معصيت، نداشتن دوست و نبود رفيق و همدم برشمرده‌اند:

(وَ مٰا أَضَلَّنٰا إِلاَّ الْمُجْرِمُونَ* فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِينَ* وَ لاٰ صَدِيقٍ حَمِيمٍ)؛ 34

«در دنيا كه بوديم جز مجرمان حرفه‌اى، ما را به ضلالت و گمراهى [ و دور شدن از خدا و صراط مستقيم ] نكشاندند، [ در اين روز هولناك ] براى ما شفاعت كننده و دوستى وجود ندارد كه از ما حمايت كند و ما را از عذاب دوزخ نجات دهد».

از مفهوم آيۀ شريفه استفاده مى‌شود كه دوست مناسب، رفيق موافق، مصاحب با كرامت و همنشين دلسوز، عامل نجات و رهايى انسان از خزى دنيا و عذاب آخرت است.

زائر بايد در ميان همسفرانش با صبر و حوصله به يافتن دوستان مفيد و رفيقان نيك سيرت و مصاحبان با كرامت اقدام نمايد؛ چرا كه اميرمؤمنان(ع) دربارۀ دوست خوب و دشمن، نظرى جالب دارد؛ آن حضرت مى‌فرمايد:

وليس كثيراً ألف خلّ وصاحب

وإنّ عدواً واحداً لكثير 35

«هزار يار موافق و دوست مناسب زياد نيست؛ولى يك دشمن براى انسان بسيار است».

امام رضا(ع) مى‌فرمايد:

كسى كه برادرى در راه خدا و به خاطر خدا به دست آورد، خانه‌اى در بهشت به دست آورده است. 36

١۶. انس با ديگران

برخى از مردم انزوا و جدا زيستن از ديگران را دوست دارند، در مساجد، در مجالس، در ميهمانى‌ها و در ميان جمعيت شركت نمى‌كنند؛ مكتب آنان، عزلت و گوشه‌گيرى و تنهايى است؛ از اين رو از جريانات و آنچه بر ديگران مى‌گذرد، بى‌خبر و غافل هستند، آنان با تنها زيستن، از بسيارى كارهاى خير، برنامه‌هاى مثبت و پاداش‌هاى الهى محروم مى‌شوند، كه كار اين افراد برخلاف خواستۀ دين و اولياى الهى است. انسان بايد به دنبال دوست‌يابى و يارى رساندن به آنان كوشا، و با شركت در كارهاى خيرشان انس و الفت خود را ثابت نمايد. تنها زيستن، كار افراد بى‌مهر و عاطفه و خالى از محبت و مهربانى است.

سفر حج، سفر بسيار مهمى است و زائر نبايد در اين سفر از همسفران كناره‌گيرى كند و تنها بنشيند و تنها به زيارت و انجام مناسك مبادرت ورزد.

زائر با انس و الفت گرفتن با همسفران به ارزش‌هاى ديگران آگاه مى‌شود، و اگر خود، فاقد آن ارزش‌هاست، آنها را در فرصت عظيم سفر حج در خود تجلّى‌مى‌دهد؛ زائر با الفت و مؤانست با ديگران به عيوب خود واقف مى‌شود و درصدد برطرف كردن آن برمى‌آيد.

دربارۀ انس گرفتن و الفت با ديگران، روايات بسيار مهمى از اهل‌بيت عصمت و طهارت: نقل شده است؛ از جمله رسول خدا(ص) فرموده:

«المؤمنُ آلِفٌ مألوفٌ»؛ 37

«مؤمن انس مى‌گيرد، و ديگران [ به آسانى ] با او انس برقرار مى‌كنند».

با دقت در روايت فوق درمى‌يابيم كه آن حضرت، انس گرفتن و الفت برقرار كردن را، از ويژگى‌هاى مؤمن مى‌داند. در جايى ديگر پيامبر(ص) فرموده:

فرداى قيامت نزديك‌ترين شما به من، كسى است كه خوش‌خوتر و به مردم نزديك‌تر باشد. 38 اميرمؤمنان على(ع) نيز مى‌فرمايد:

«طُوبَى لِمَنْ يَأْلَفُ النَّاسَ وَ يَأْ لَفُونَهُ عَلَى طَاعَةِ اللهِ»؛ 39

«خوش به حال آن كه در راه طاعت و عبادت خدا، با مردم انس گيرد و مردم نيز با او الفت برقرار كنند».

با توجه به كلام اميرمؤمنان(ع) اين انس و الفت بايد انس و الفتى مثبت باشد؛ انس و الفتى كه برمحور طاعت حق و عبادت باشد. بنابراين الفت با كسانى كه انسان را به سوى معصيت سوق دهند و از او مجرم و خطاكار بسازند، ممنوع و كارى نامشروع و سبب خرابى دنيا و آخرت انسان مى‌شود.

١٧. استفاده از تجارب ديگران

زائر خانۀ خدا بايد بداند كه اهل كاروان را افراد و اشخاصى با پيشه‌هاى گوناگون تشكيل مى‌دهند و هركدام نسبت به عمر و شغلشان داراى تجارب گوناگون هستند و در آنان، مجموعه‌اى از دانش‌ها و هنرها جمع است. اين سفر، فرصت بسيار مغتنمى است كه از تجارب همسفران مى‌تواند براى رشد روحى، تعالى روانى و تكميل ادب خود استفاده كند.

در شعرى كه منسوب به حضرت على(ع) است، براى «سفر» پنج فايده برشمرده شده است:

«از وطن خود براى به دست آوردن برترى‌ها و ارزش‌ها، دورى گزينيد و مسافرت كنيد؛ چرا كه در سفر، پنج فايده نصيب شما مى‌شود:

برطرف شدن غم و غصه، كسب معيشت، اندوختن دانش، آراسته شدن به آداب مثبت، و به دست آوردن همنشين بزرگوار». 40

١٨. بهره‌گيرى از يافته‌هاى اهل خرد

زائر در اين سفر معنوى، توفيق ديدار عاقلان و خردمندانى را مى‌يابد كه از عقل پخته و خرد تجربى برخوردارند؛ چه در كاروان و چه در مجالس و محافل علمى كه در مدينه و مكه تشكيل مى‌شود.

گاهى در ميان عاقلان و خردمندان، كسانى يافت مى‌شوند كه عمر خود را با تحصيل، مطالعه و سفرهاى گوناگون علمى سپرى كرده و به يافته‌هاى جديد و پرقيمتى دست يافته‌اند و چه بسا زائر با بهره جستن از آن يافته‌ها، پس از بازگشت به وطن، منشأ تحولى عظيم و فوق‌العاده در كشور و ملّت گردد. پس، از دست دادن فرصت‌ها بسيار ناپسند است و انسان عاقل نبايد با دست خالى به وطن بازگردد!

زائر اگر عقل خود را با عقول پخته و خردهاى تجربه ديده گره بزند، عقلش رشد پيدا مى‌كند و از اندوخته‌هاى پرقيمت ديگران بهره‌مند مى‌شود، و به فرمودۀ اميرمؤمنان(ع) عقل تجربى پيدا مى‌كند:

«الْعَقْلُ عَقْلَانِ عَقْلُ الطَّبْعِ وَ عَقْلُ التَّجْرِبَةِ وَكِلَاهُمَا يُؤَدِّى إِلَى الْمَنْفَعَة»؛ 41

«عقل دو گونه است، عقل ذاتى و طبيعى و عقل تجربى و هر دوى آنها سودمندند».

و در روايت ديگرى مى‌فرمايد:

«الْعَاقِلُ مَنْ وَعَظَتْهُ التَّجَارِب»؛ 42

«عاقل و خردمند، كسى است كه تجربه‌ها، او را پند آموزد».

١٩. دورى از فرومايگان

در بين خانواده و اقوام و خويشان و نيز در جامعه، گاهى افرادى هستند كه متأسفانه فرومايه و پست‌اند و براى نجات خود از اين حالت شيطانى، اقدامى نمى‌كنند؛ نه از تجربه‌هاى با ارزش ديگران استفاده مى‌كنند و نه در مجالس وعظ و نصيحت حاضر مى‌شوند و نه با خردمندان و عالمان همنشين مى‌گردند.

گاهى چنين افرادى در سفر حج همسفر انسان مى‌شوند. زائر بايد از رفت و آمد و همنشينى با آنان پرهيز كند تا از زيان و شرّ آنان، در امان بماند. اگر با يكى از آنان هم اتاق شود و جابه جايى براى كاروان امكان‌پذير نباشد، با حوصله و متانت، حلم و بردبارى صبر كند تا اين سفر به پايان برسد. از حضرت رضا(ع)دربارۀ نشانۀ فرومايگى پرسيدند، حضرت در پاسخ فرمود:

«مَنْ كَانَ لَهُ شَىْءٌ يُلْهِيهِ عَنِ اللَّهِ»؛ 43

«كسى كه چيزى داشته باشد و آن چيز او را از ياد خدا بازدارد».

غفلت از ياد حق و دورى از بندگى و اطاعت خدا، از نشانه‌هاى افراد فرومايه است؛ اهل‌بيت: مردم را از دوستى، معاشرت و نشست و برخاست با فرومايگان نهى كرده‌اند.

اميرمؤمنان(ع) مى‌فرمايد:

«احْذَرُوا السَّفِلَةَ فَإِنَّ السَّفِلَةَ مَنْ لَا يَخَافُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَ فِيهِمْ قَتَلَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ فِيهِمْ أَعْدَاؤُنَا»؛ 44

«از مردم فرومايه بپرهيزيد و از معاشرت با آنان دورى كنيد؛ زيرا فرومايه از خدا بيم ندارد. قاتلان پيامبران و دشمنان ما از اين گروه‌اند».

شيخ صدوق، اين شخصيت بزرگ و روايت‌شناس، در كتاب پرقيمت من لايحضره الفقيه مى‌نويسد:

دربارۀ معناى فرومايه، اخبار گوناگونى آمده است:

در بعضى از روايات، فرومايه به كسى اطلاق شده كه طنبور 45  مى‌نوازد؛در برخى ديگر، آمده كه فرومايه كسى است كه اگر به او خوبى كنى، خوشحال نمى‌شود و اگر بدى كنى، ناراحت نمى‌گردد، و نيز به كسى اطلاق شده كه به ناحق و بدون شايستگى، ادعاى امامت و پيشوايى كند. و در روايتى از امام صادق(ع) به كسى گفته شده كه شراب مى‌نوشد... همۀ اينها، اوصاف شخص فرومايه است، و هركس يكى يا همۀ آنها را داشته باشد، بايد از رفاقت و همنشينى با او دورى گزيد.

٢٠. مشورت با ديگران

خودكامگى در تصميم، استبداد رأى و نظر، و خود را در همۀ امور دانا و متخصص دانستن، كارى است كه انسان را دچار زيان‌هاى سنگين و عواقب سوء و گاهى خسارت‌هاى جبران‌ناپذير مى‌كند.

مشورت با ديگران به ويژه با اهل تجربه و خردمندان و نظرخواهى از انديشمندان، كارى پسنديده و عملى مورد رضايت حق است.

مشورت با ديگران از چنان ارزش و اعتبارى برخوردار است كه خداى مهربان در قرآن به پيامبرش فرمان مى‌دهد تا در كارها با مردم روشن ضمير و اهل تجربه مشورت كند؛ با اين كه مى‌داند پيامبر(ص) عاقل‌ترين انسان‌هاست. 46 ارزش مشورت به اندازه‌اى است كه از صد و چهارده سورۀ قرآن، يكى از آنها شورا (مشورت) نام‌گذارى شده و در آن سوره، ويژگى‌هاى اهل ايمان را به اين صورت بازگو مى‌كند:

توكل و اعتماد برخدا، اجتناب و دورى از گناهان كبيره و زشت‌كارى، عفو و گذشت به هنگام خشم، اطاعت از خدا و اجابت دعوت حق، به پا داشتن نماز، مشورت در كارها، انفاق در راه خدا از آنچه روزى آنان شده، يارى خواستن از مؤمنان و هم‌كيشان، هنگامى كه در معرض ظلم و ستم واقع مى‌شوند، اجتناب از يارى خواستن از بيگانگان و...

اميرمؤمنان(ع) مى‌فرمايد:

هنگامى كه پيامبر(ص) مرا براى تبليغ اسلام به يمن فرستاد، به من فرمود:

«يَا عَلِىُّ مَا حَارَ مَنِ اسْتَخَارَ وَ لَا نَدِمَ مَنِ اسْتَشَار»؛ 47

«اى على! كسى كه از خدا درخواست خير و خوبى كرد، سرگردان نشد و كسى كه با ديگران در كارهايش به مشورت نشست، پشيمان نگشت».

زائر، به‌ويژه كسى كه سفر اول اوست، بايد با اهل خرد و آنانى كه در اين سفر چند پيراهن بيش از او پاره كرده‌اند، دربارۀ صرف عمر گران‌بهايش و رفت و آمدش به حرم‌هاى مدينه و مكه و دربارۀ بهره‌بردارى بيش از پيش مشورت كند، تا به عبادتى كامل و زيارتى جامع و مناسكى قابل قبول دست يابد؛ چرا كه ممكن است اين سفر، اولين و آخرين سفر حجّش باشد و ديگر بار، هرگز اتفاق نيفتد!

اما همان‌گونه كه اشاره شد، با خردمندان و دلسوزان بايد مشورت كرد؛ نه با همه كس! مشورت با برخى، انسان را دچار زيان و محروميت از فيوضات الهى مى‌كند.

رسول خدا(ص) به اميرمؤمنان(ع) مى‌فرمود:

«لَا تُشَاوِرْ جَبَاناً فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيْكَ الْمَخْرَجَ وَ لَا تُشَاوِرِ الْبَخِيلَ فَإِنَّهُ يَقْصُرُ بِكَ عَنْ غَايَتِكَ وَ لَا تُشَاوِرْ حَرِيصاً فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ شَرَّهَا»؛ 48

«با ترسو مشورت مكن؛ زيرا او راه حل مشكلات را برتو تنگ مى‌كند، با بخيل مشورت نداشته باش؛ زيرا تو را از هدف مثبتت بازمى‌دارد، با حريص به مشورت منشين؛ زيرا او طمع و آز را در نظرت نيكو جلوه مى‌دهد».

حضرت صادق(ع) مى‌فرمايد:

«شَاوِرْ فِى‌أَمْرِكَ‌الَّذِينَ يَخْشَوْنَ‌اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ»؛ 49

«در كارهاى خود با كسانى مشورت كن كه از عظمت خداى عزوجل در هراس‌اند».

ادامه دارد
جهت مطالعه بخش بعدی مقاله کلیک کنید.
 
 
پی نوشت:
1) . محدودۀ حرم، چهارفرسخ در چهارفرسخ است.
2) . آفاق كعبه، ص٣٩.
3) . همان.
4) . الكتب الاربعه، ج۶، بخش من لايحضره الفقيه، ص٢٠۴، حديث ٢٢١۴ - ٢٢١۶.
5) . أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ... ؛ بقره / ١٩۶.
6) . فرقان/ ٢٣.
7) .انسان/ ٩.
8) الكتب الاربعه، بخش كافى، ج ٢، ص ۴٩۵، حديث ٢٩۵١.
9) . الكتب الاربعه، بخش كافى، ج٢، ص۴٩٧.
10) . آفاق كعبه، ص٣۶.
11) . آفاق كعبه، ص٣٧ و احتمالاً به خاطر مانع شدن مشركان، به آن حج موفق نشد.
12) . نهج البلاغه، خطبه ٢٣۴؛ (معروف به خطبۀ قاصعه).
13) . آل عمران/ ١۵٩.
14) . الكتب الاربعه، بخش كافى، ج٢، ص٣٧١.
15) . همان، ص٣٧۴.
16) . الكتب الاربعه، بخش كافى، ج٢، ص٣٨١.
17) . آفاق كعبه، ص٢٩؛ به نقل از من لايحضره الفقيه.
18) . الكتب الاربعه، بخش من لايحضره الفقيه، ج١، ص٢٠۴.
19) . همان، حديث ٢٢٠٢.
20) . بحار الانوار، ج١١، ص٢١.
21) . الكتب الأربعه، بخش كافى، ج٢، ص٣٩٠، حديث ٢١٩٣.
22) . همان، ج٢، ص٣٩٠، حديث ٢١٩٣.
23) . همان، حديث٢٢٠٠.
24) . همان، ج٢، ص٣٩١.
25) . همان
26) . همان.
27) . تحف العقول، ص۴۵.
28) . تاريخ بغداد، ج١٢، ص١١.
29) . كنز العمال، ج٣، ص٣، حديث ۵١٣۴.
30) . جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص۴٠.
31) . همان، ص۴٢، حديث ٢٧٢٨۴.
32) . نحل/ ٢٣.
33) . كنز العمال، ج٣، ص۵٢۵.
34) . شعراء/ ٩٩-١٠١.
35) . جامع احاديث الشيعه، ج٢٠، ص١٧٨.
36) . همان، ص ١٧۶ و ١٧٧.
37) . مستدرك الوسائل، ج٨، ص۴۵٠.
38) . ميزان الحكمه، ج١، ص١٧٠.
39) . همان.
40) . تَغَرَّبْ عن الأوطان فى طلب الْعُلى وسافر ففى الأسفار خمسُ فَوائدَ تَفرُّج هَمّ واكتسابٍ معيشةٍ وعلمٌ و آدابٌ وصحبةُ ماجد
41) . ميزان الحكمه، ج٨، ص٣٨٩٠.
42) . همان.
43) . تحف العقول، ص ۴۴٢.
44) . بحارالانوار، ج١٠، ص ١١۴.
45) . طنبور؛كمانچه، از سازهاى زهى است.
46) . آل عمران/ ١۵٩.
47) . امالى، طوسى، ص ١٣۶.
48) . علل الشرايع، ص ۵۵٩.
49) . بحار الانوار، ج ٧۵، ص ٢۶١.
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally