فلسفه سياسى زيارت پيامبر اکرم (ص)
در اين مجال برآنيم كه نخست به دلايل و مستندات حرمت زيارت نبى اعظم (ص) بپردازيم، سپس از بُعد فقه سياسى، آن را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و در ادامه، اشاره‌اى به فلسفۀ سياسى زيارتِ آن حضرت داشته باشيم....
پنج شنبه 17 خرداد 1397    
بازدید: 53

فلسفه سياسى زيارت پيامبر اکرم (ص) 1

مقدمه

وهابيت، كه فتاوا و عقايد شاذّ آنها مشهور است، در مورد زيارت نبى اعظم (ص) ، به پيروى از ابن‌تيميه (متوفاى ٧٢٨ ق) فتوايى صادر كرده‌اند كه على‌رغم ظاهر آن، از ابعاد سياسى - اجتماعى‌اش نمى‌توان غافل شد. بر اساس رأى فقهى وهابيت، بار سفر بستن و شَدّ رِحال به قصد زيارت مضجع نورانى پيامبر اكرم (ص) حرام است و از مصاديق سفرِ معصيت شمرده مى‌شود كه مسافر بايد نماز خود را در آن تمام بخواند. اين فتوا؛ مانند ديگر آراى شاذ و برخلاف اجماع ابن تيميه، اگر چه در عصر خود، با واكنش تند جهان اسلام روبه‌رو شد و توسط عالمان بزرگ مسلمان به فراموشى سپرده شد، ليكن پس از چند قرن، محمد بن عبدالوهاب (م١١١۵ ق) دوباره آن را نبش قبر كرد و با حاكميت سياسى انديشه‌هاى وهابيت بر حجاز، رواج و رونق يافت.

اكنون در اين مجال برآنيم كه نخست به دلايل و مستندات حرمت زيارت نبى اعظم (ص) بپردازيم، سپس از بُعد فقه سياسى، آن را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و در ادامه، اشاره‌اى به فلسفۀ سياسى زيارتِ آن حضرت داشته باشيم.

١. فتواى سياسى وهابيت درباره زيارت پيامبر اعظم (ص) و مستندات آن

محمد بن عبدالوهاب، سرشاخه فرقۀ وهابيت معتقد است: «تسنّ زيارة النبي (ص) الا انه لايشد الرحل الا لزيارة المسجد و الصلاة فيه». 2طبق اين فتوا، اگر چه زيارت پيامبر (ص) موافق سنت و مورد پذيرش است، ولى از بار سفر بستن براى اين هدف، نهى شده است.

عبدالعزيز بن باز، مفتى بزرگ وهابيت، كه اخيراً از دنيا رفت، روايات وارده در باب «فضيلت زيارت پيامبر» را مردود شمرده 3 و فتوا مى‌دهد:

يجوز للمسلم أن يسافر إلي المدينة المنوّرة للصلاة في المسجد النبوي، بل يستحب و لا يجوز له أن يسافر إلي المدينة من أجل زيارة قبر النبي (ص) أو قبور اخري. 4

طبق اين رأى فقهى، سفر به هدف اقامه نماز در مسجد پيامبر (ص) جايز و مستحب است، ليكن براى زيارت آن حضرت يا زيارت امامان بقيع عليهم السلام يا حمزۀ سيدالشهدا عليه السلام و... ممنوع و نامشروع است! بن باز، مستند اين فتوا را اينگونه تشريح مى‌كند:

لما ثبت عن أبي هريرة قال: لا تشد الرّحال إلا إلى ثلاثة مساجد: المسجد الحرام و مسجدي هذا و مسجد الأقصى، رواه الامام أحمد و البخاري و مسلم و أبوداود و النسائي و ابن ماجة. 5

ابوهريره روايت كرده است كه شد رحال و بار سفر بستن تنها براى رفتن به مسجد الحرام در مكه، مسجد النبى (ص) در مدينه و مسجد الاقصى در فلسطين جايز است و در غير اين سه مورد ممنوع مى‌باشد.

از نگاه وهابيت و ابن تيميه، همه رواياتى كه در بيان ارزشمندى و فضيلت زيارت قبر پيامبر (ص) ، از ايشان نقل شده، همگى ضعيف، بلكه مجعول است و قابل استناد نيست. 6

اين فتوا اگر چه ممكن است در ظاهر فتوايى غير اجتماعى و امرى عبادى و فردى جلوه كند كه تنها به يك امر معنوى و روحانى و اخروى و مرتبط با جهان پس از مرگ مى‌پردازد و در مورد زيارت اهل قبور و رفتگان به ديار باقى است، ولى حقيقت آن است كه اين قبيل قضايا و آراى فقهى، امورى صرفاً اخروى و معنوى نيست، بلكه انديشه و تأمل و ژرف‌انديشى در ابعاد گوناگون آن، نشان مى‌دهد كه اين فتواى ساده، چه تأثير عميقى در ابعاد اجتماعى و سياسى جامعه اسلامى و مسلمانان دارد و امرى نيست كه تنها در حد يك عقيده دينى يا نظريه فقهىِ مرتبط با حيطۀ خصوصى افراد جامعه باقى بماند و چنانكه در صفحات بعد مى‌آيد، رجوع به منابع دينى و فقهى اين قضيه نيز به خوبى اين حقيقت را مورد تأكيد و تأييد قرار مى‌دهد كه بحث زيارت، چند وجهى بوده و داراى ابعاد متفاوتى است كه تمامى ابعاد زندگى انسان؛ از جمله ابعاد سياسى، فرهنگى و حتى اقتصادى آن را تحت تأثير عميق خويش قرار مى‌دهد.

٢. بررسى و نقد مستند وهابيت

روايت

«لاتشد الرحال...» با قطع نظر از مباحث سندى، از جهت دلالت، مشتمل بر جملۀ استثنائيه است، كه مستثنى‌منه آن حذف گرديده و براى فهم دقيق و نتيجه‌گيرى از آن، لازم است مستثنى‌منه آن مشخص شود. در مورد مستثنى‌منه اين روايت، دو احتمال مطرح است؛ يكى آنكه «مكان من الأمكنة» مستثنى‌منه باشد و ديگرى «مسجد من المساجد».

بررسى احتمال نخست

چنانچه «مكان من الأمكنة» به عنوان مستثنى‌منه روايت پذيرفته شود و مفهوم حديث اينگونه باشد كه: « لا تشد الرحال إلى مكان من الأمكنة الا إلى ثلاثة مساجد »، نتيجه اين احتمال، عام و گسترده شمردن دايره و شعاع شمول نهي از شدّ رحال است و لازمه‌اش آن است كه گفته شود: مسافرت و بار سفر بستن، جز براى سه مسجد ياد شده، هر مسافرت ديگرى مورد نهى شرعى قرار گرفته است و بايد از آن پرهيز كرد. روشن است كه نمى‌توان تمامى مسافرت‌ها را حرام و منهى عنه شمرد، در حالى كه مسافرت‌ها را مى‌توان به احكام تكليفية خمسه تقسيم كرد و حتى بعضى از آنها واجب يا مستحب دانست؛ از سفر براى جهاد، آموختن دانش دينى و فقاهت در دين، صله رحم و... نه تنها نهى نشده بلكه در مواردى واجب و در مواردى مطلوب شرعى است. بنابراين، اخذ به عموم و گسترده شمردن دايرۀ مدلول روايت، برخلاف ضروريات شريعت اسلامى است.

بررسى احتمال دوم

احتمال دومِ مفاد و مدلول روايت « لاتشد الرّحال ...» آن است كه گفته شود: « لاتشد الرحال إلى مسجد من المساجد الا إلى ثلاثة مساجد ». نتيجه و مفاد روايت، طبق اين احتمال آن خواهد بود كه روايت در مورد بار سفر بستن به قصد مساجد را مطرح مى‌كند و اصولاً در مقام بيان حكم مسافرت‌هاى ديگر؛ از جمله زيارت قبر حضرت رسول (ص) نيست.

و با توجه به بطلان احتمال نخست و فقدان احتمال ديگر، ناگزير به پذيرش اين احتمال هستيم، به ويژه آنكه اين احتمال با ظهور جملۀ استثنائيه تناسب و سازگارى بيشترى دارد و نتيجه آن اين خواهد بود كه از شدّ رحال و بار سفر بستن براى سه مسجد نهى نشده و ساير مساجد منهى عنه است. البته توجه به اين نكته هم ضرورت دارد كه چون خود پيامبر اعظم (ص) به مسجد قبا شدّ رحال داشته‌اند، لذا نهى روايت را نمى‌توان تحريمى دانست و نهى آن را بايد نهى ارشادى شمرد و در واقع مفاد و مدلول واقعى روايت اين خواهد بود كه شدّ رحال و زحمت سفر را بر خود هموار كردن زحمتى بى‌فايده است، چون اقامه نماز در تمامى مساجد ثواب يكسان دارد و به جز مسجدالحرام، مسجد النبى و مسجدالاقصى، مساجد ديگر در فضيلت، با هم برابرى مى‌كنند. در هر حال، نهى روايت را تحريمى مولوى يا ارشادى بدانيم. در نتيجه تفاوتى ندارد، از اين جهت كه سفر به سوى مدينۀ منوره براى زيارت پيامبر (ص) ربطى به مدلول روايت «لا تشدّ الرحال» ندارد و حكم زيارت آن حضرت را، چنانكه در ادامه مى‌آيد، بايد از ساير ادله استنباط كرد.

از اين رو، ابو حامد غزالى درباره حكم زيارت پيامبر (ص) و دلالت روايت «لا تشد الرحال» معتقد است كه:

مسافرت عبادى مستحب است؛ از جمله مسافرت به جهت زيارت قبور انبيا، صحابه و تابعين و ديگر علما و اوليا و اين موضوع با حديث پيامبر (ص) كه فرمود: «لاتشد الرحال الا إلى ثلاثة مساجد» منافات و تعارضى ندارد، زيرا حديث مربوط به مساجد است و مساجد از آن جا كه همه در فضيلت يكسان‌اند، ترجيحى در سفر به آنها نيست؛ «مگر اين سه مسجد به جهت خصوصيتى كه دارند و سفر به خاطر آنها اشكال ندارد و اين سفر غير از سفر براى زيارت قبور اولياى الهى است.» 7

٣. استحباب مؤكد زيارت پيامبر (ص)

الف. اجماع مذاهب اسلامى

زيارت نبىّ اعظم (ص) يكى از عبادات شرعى و از جمله مستحبات مؤكد در شريعت اسلام شمرده مى‌شود. ابوالصلاح حلبى در فضل زيارت پيامبر (ص) مى‌گويد:

زيارة رسول الله (ص) عند قبره و كلّ واحد من الأئمة من بعده صلوات الله عليهم فى مشاهدهم من السنن المؤكدة و العبادات المعظمة في كل جمعةٍ أو كل شهرٍ أو كل سنة انْ امكن ذلك و الا فمرة فى العمر. 8

زيارت پيامبر و هر يك از امامان - صلوات الله عليهم - نزد قبور مطهر آنها، از سنت‌ها، مستحبات و عبادات مؤكدى است كه اگر انسان در هر جمعه، در هر ماه يا هر سال موفق به آن نمى‌شود، شايسته است لااقل در طول عمرش يك بار آن را به جاآورد.

محقق حلى زيارة النبى (ص) را براى حجاج مستحب مؤكد دانسته است. صاحب جواهر در شرح عبارت، اين استحباب را امرى اجماعى، بلكه از ضروريات دين مى‌شمرد. 9 ضرورى دين بودن اين مسأله اهميت به سزايى دارد؛ از جمله اين كه منكر آن را مى‌توان محكوم به ارتداد كرد.

از نظر مذاهب ديگر اسلامى نيز استحباب زيارت قبر پيامبر (ص) مسأله‌اى است روشن و بدون ترديد. عبدالرحمن جزيرى در «الفقه على المذاهب الاربعه» مى‌نويسد:

لا ريب فى أن زيارة قبر المصطفى - عليه الصلاة و السلام - من أعظم القرب و أجلها شأناً. 10

زيارت نبى اعظم (ص) يكى از عبادات شرعى و از جمله مستحبّات مؤكد در شريعت اسلام شمرده مى‌شود.

تقى الدين سبكى شافعى، به نقل علامه امينى در الغدير، ضمن اجماعى شمردن استحباب زيارت رسول الله (ص) معتقد است:

لا حاجة إلى تتبع كلام الاصحاب في ذلك مع العلم باجماعهم و اجماع سائر العلماء عليه، و الحنفية قالوا: ان زيارة قبر النبي - صلى الله عليه [و آله] و سلم - من أفضل المندوبات و المستحبات بل يقرب من درجة الواجبات. 11

علامه امينى رحمه الله در تتبع و پژوهشى كامل، بيش از چهل سخن از بزرگان مذاهب چهارگانه را جمع‌آورى كرده است كه همه آنها بر استحباب و اهميت زيارت قبر پيامبر (ص) تأكيد ورزيده و عده‌اى از آنها مدعى اتفاق‌اند. 12

ب. مستند استحباب زيارت پيامبر (ص)

در جوامع روايى فريقين، احاديث مرتبط با اهميت و فضيلت زيارت قبر شريف نبوى (ص) به قدرى گسترده و فراوان است كه بيش از حدّ تواتر تلقى مى‌شود.

ابن قولويه قمى رحمه الله در كامل الزيارات، در ابواب متعدد، ده‌ها روايت قريب المضمون را در فضيلت زيارت پيامبر (ص) نقل مى‌كند. 13

صاحب وسائل الشيعه در شش باب، از ابواب مزار، ده‌ها روايت در فضيلت زيارت پيامبر (ص) و چگونگى آن نقل مى‌كند و باب سوم از ابواب مزار وسائل را چنين عنوان زده است: «باب تأكد استحباب زيارة قبر رسول‌الله (ص) و إجبار الوالى الناس عليها و وجوبها كفاية كل سنة» گفتنى است در ارتباط با اين عنوان تفصيل و شرح بيشتر خواهد آمد. 14

در جوامع روايى شيعه رواياتى كه در فضيلت، استحباب و اهميت زيارت نبوى (ص) وارد است، با همان مضمون و يا نزديك به آن، در بسيارى از منابع روايى عامه نيز آمده است و گستردگى و فراوانى آنها به خوبى دلالت بر متواتر بودن مطلب دارد.

علامه امينى رحمه الله رواياتى را از بيش از چهل منبع روايى عامه نقل كرده است كه براى نمونه چند مورد از آن را مى‌آوريم:

١. « من زار قبري وجبت له شفاعتي » در ۴١ منبع آمده است.

٢. « من حج فزار قبري بعد وفاتي كان كمن زارني في حياتي » در ٢۵ منبع وارد است.

٣. « من حج البيت و لم يزرني فقد جفاني » در ٩ منبع آمده است.

۴. « من زارنى بعد موتي فكأنّما زارني في حياتي » در ١٣ منبع موجود است. 15

و روايات فراوان ديگر كه مجموع آنها، تنها از جوامع روايى عامه، در حد يك كتاب قطور است. اين روايات را بسيارى از انديشمندان اهل سنت در پاسخ ابن‌تيميه و پيروان وى، كه مدعى ضعيف و مجهول بودن آنها شده‌اند، گردآورى نموده و اسناد آنها را بررسى كرده‌اند تا نشان دهند كه امثال ابن‌تيميه حقيقت را وارونه جلوه داده‌اند و واقعيت چيز ديگرى است. 16

نتيجه آنكه: زيارت خاتم انبياء (ص) به عنوان يك اصل مسلم، در روايات متواتر فريقين، مورد تأكيد و اهتمام فراوان است و بر اساس آن، فقهاى مذاهب اسلامى، همگى فتوا به استحباب مؤكد آن داده‌اند و موضوع از اجماعيات قطعى و مورد وفاق مسلمانان است.

از اينجاست كه مى‌توان به ابعاد سياسى و تفرقه‌افكنانۀ فتوا به حرمت زيارت النبى (ص) پى برد و بر اين حقيقت واقف شد كه زيارت پيامبر، از مهم‌ترين محورهاى وحدت امت اسلامى است و مسلمانان مى‌توانند در پرتو گرد آمدن در اطراف قبة الخضراى حضرت رسول (ص) و تمسك به توحيد و اعتصام به حبل الله و عمل به آموزه‌هاى وحيانى آن امام رحمت، در مسير تعالى و كمال حركت كنند و بر دشمنان بدخواه و قسم‌خوردۀ مستكبر خويش، همچون صهيونيزم بين‌الملل غالب آيند. روايات متواتر و اجماع مسلمين نشان مى‌دهد: كسانى كه فتوا به حرمت سفر كردن و شدّ رحال به قصد زيارت رسول الله (ص) را داده‌اند، نفاق‌افكنانى هستند كه خواسته يا ناخواسته آلت دست مستكبران كافر و مشرك قرار گرفته و با اين فتوا يكى از محورهاى اساسى وحدت اسلامى را نشان گرفته‌اند و با اين كار در مسير اهداف دشمنان اسلام گام برمى‌دارند.

۴. زيارت پيامبر اعظم (ص) واجب كفايى است

چنانكه گذشت، زيارت قبر پيامبر، به اجماع مذاهب و بر اساس روايات متواتر، از عبادات مستحب و مؤكد بوده و اين عبادت، گذشته از بُعد فردى و ثواب و فضيلتى كه در آن نهفته است، همچون بسيارى از عبادات ديگر؛ مانند نماز جمعه، نماز دو عيد فطر و قربان و مناسك حج، داراى ابعاد مهم سياسى و اجتماعى است؛ يكى از اين ابعاد اجتماعى مهم، وحدت امت اسلامى است كه زيارت پيامبر (ص) مى‌تواند يكى از مظاهر مهم آن تلقى شود. در ارتباط با همين بُعد سياسى زيارت آن حضرت، در فقه و روايات اسلامى، علاوه بر آنكه بر استحباب آن تأكيد شده است، شاهد احكام و مباحث ديگرى هم هستيم كه اهميت زيارت پيامبر (ص) را دو چندان مى‌كند و نشان مى‌دهد كه زيارت پيامبر، اگرچه مستحب عينى است ولى داراى چنان اهميتى است كه شارع براى صيانت از آن، احكام ديگرى را نيز جعل كرده است. تا از اين ذخيره گرانبهاى الهى، به خوبى صيانت شود و دست منافقان بدخواه از آن كوتاه گردد. يكى از اين احكام واجب كفايى بودن زيارت پيامبر (ص) در هر سال است، كه از روايات وارده در باب اهميت زيارت پيامبر (ص) استفاده مى‌شود؛ به ويژه آنكه طبق روايات، والى و پيشواى مسلمانان بايد مردم را وادار به زيارت ايشان كند. حتى از بيت‌المال در اين راستا هزينه نمايد، تا قبر آن حضرت همه ساله زائر داشته باشد و بى‌زائر نماند. 17

از اين رو است كه صاحب وسائل، در باب سوم از ابواب مزار، تصريح به وجوب كفايى بودن زيارت پيامبر (ص) دارد و ضمن آوردن عنوانى با عبارت: «باب تأكد استحباب زيارة قبر رسول الله (ص) و اجبار الوالي الناس عليها و وجوبها كفاية كل سنة»، و پس از ذكر روايات، مى‌گويد:

«و يفهم من تلك الاحاديث الوجوب الكفائي». 18

صاحب وسائل همين رأى را در مورد زيارت امام حسين و ديگر ائمه عليهم السلام آورده است. لذا عنوان باب ۴۴، ابواب مزار چنين است:

«باب وجوب زيارة الحسين و الائمه عليهم السلام على شيعتهم كفاية». 19

در اين باب، روايات مهمى نقل شده است كه نشان از جايگاه زيارت امامان عليهم السلام و ابعاد سياسى زيارت آنها دارد. بسيارى از اين روايات از كامل الزيارات جعفر بن محمد بن قولويه نقل شده است و در يكى از آنها راوى حديث كه وشاء است مى‌گويد:

سمعت الرضا عليه السلام يقول:

ان لكل امام عهداً في عنق أوليائه و شيعته و ان من تمام الوفاء بالعهد زيارة قبورهم. 20

معلوم مى‌شود، پذيرش امامت و ولايت پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام و وفادارى به بيعت با آنان، لوازمى دارد كه از جمله آنها، به زيارت قبور ايشان شتافتن است. روشن است كه اين حكم، افزون بر ابعاد معنوى و عبادى، آميخته به ابعاد سياسى نيز هست و نشان مى‌دهد كه بيعت با امام و وفاى به پيمان با او بايد دوام داشته باشد و ولايت، امرى است مستمر و دائمى، حتى براى پس از وفات و رحلت ايشان.

۵. امام المسلمين و وادار كردن مردم به زيارت پيامبر اعظم (ص)

به فتواى فقهاى اماميه و به استناد برخى روايات معتبر و مورد اعتماد، در صورتى كه مردم زيارت پيامبر (ص) را ترك كنند، امام و نظام اسلامى، آنان را وادار به زيارت آن حضرت مى‌كند.

شهيد اول مى‌گويد:

«و يجبر الامام الناس على الحج و زيارة النبي (ص) لو تركوهما». 21

صاحب جواهر نيز، چنين فتوايى دارد: «يجبر الامام الناس عليها لو تركوها». 22

مستند اين فتوا، روايتى است كه صدوق رحمه الله به اسناد خود از حفص بن بخترى و هشام بن سالم و معاوية بن عمار و ديگران، از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

لو أن الناس تركوا الحج لكان على الوالي أن يجبرهم علي ذلك و علي المقام عنده، و لو تركوا زيارة النبي (ص) لكان على الوالي ان يجبرهم علي ذلك و علي المقام عنده. 23

اين روايت را كلينى و شيخ نيز به اسناد خويش نقل كرده‌اند. از نظر سند بى‌اشكال است و نشان مى‌دهد كه زيارت پيامبر و عمل به اين تكليف الهى، اگر چه بر مردم وجوب كفايى است ولى حكومت اسلامى نيز در اين راستا تكاليف و وظايف حكومتى دارد كه نبايد از آن شانه خالى كند و همانگونه كه نظام سياسى اسلام در مورد تعطيل نشدن حج وظيفه دارد، در مورد زيارت پيامبر (ص) نيز چنين است.

از ديگر احكام سياسى درباره قبر پيامبر خدا (ص) آن است كه اگر اطراف قبر پيامبر خلوت و تهى از سكنه شد واجب كفايى است كه عده‌اى به اقامت در اطراف مضجع شريف آن حضرت و حفاظت و نگهبانى و پررونق كردن آن اقدام كنند و چنانچه براى انجام اين تكليف داوطلب يافت نشد، بر پيشواى مسلمين است كه گروهى را وادار به انجام اين تكليف الهى كند، اگر چه به نوبت بوده و به طور دائمى نباشد و مانع از اين گردد كه اطراف روضۀ مباركۀ آن حضرت خلوت شود و خطرى توسط بدخواهان آن را تهديد كند. اين حكم در ادامه روايت گذشته از امام صادق عليه السلام نقل گرديده است:

«... و لو تركوا زيارة النبي (ص) لكان على الوالي أن يجبرهم على ذلك و على المقام عنده». 24 طبق اين حديث شريف، بيت الله الحرام و قبر النبي (ص) از جهت تعطيل نشدن و شلوغ بودن اطراف آنها، همسان يكديگرند و حمايت و حراست از آنها و مردم را به سمت آنها گسيل دادن، از وظايف اصلى و اساسى نظام اسلامى است، همچنان‌كه حكومت اسلامى در انديشه امنيت يا بهداشت و ديگر امور رفاهى و مادى جامعه است، در اين بُعد نيز اشتغال ذمّه دارد و نمى‌تواند نسبت به اين مهم بى‌توجه باشد و ازآن شانه خالى كند.

۶. زيارت پيامبر با هزينه بيت‌المال

هرگاه مردم بر اثر فقر و تنگدستى، از زيارت قبر آن حضرت در مدينه ناتوان شدند و اين تكليف در معرض خطر تعطيلى قرار گرفت، لازم است كه نظام اسلامى به ميدان بيايد و با پرداخت هزينه سفر به مدينه منوره از اموال عمومى و بيت‌المال، گروهى را به آن ديار نورانى رهسپار كند و آن را از خلوتى و نداشتن زائر برهاند؛ چنانكه اين وظيفه در مورد حج بيت الله الحرام نيز بر نظام اسلامى و امام مسلمين مقرر است. اين حكم يكى ديگر از احكامى است كه در روايت امام صادق عليه السلام به آن اشاره شده است:

«فان لم يكن لهم أموال، انفق عليهم من بيت مال المسلمين». 25

٧. ولايت الحج و زيارت پيامبر اعظم (ص)

بر اساس فقه سياسى، نظام اسلامى و ولى امر مسلمين، متصدّى مسؤوليت‌ها و ولايت‌هاى گوناگون؛ چون ولايةالصدقات، ولاية الجهاد، تولية الوقف، ولاية القضاء، ولاية الحدود و... است و يكى از اين ولايت‌ها، ولاية الحج مى‌باشد. رهبر و امام مسلمانان، يا شخصاً متصدّى اين ولايت مى‌شود و يا فرد داراى شرايط را براى امارت و سرپرستى حج نصب مى‌كند. اميرالحاج وظايف گسترده و فراوانى دارد؛ از جمله آنها است اهتمام و برنامه‌ريزى براى زيارت حجاج بيت الله الحرام از قبر پيامبر (ص) مى‌باشد.

شهيد اول رحمه الله ، كه به طور مبسوط حدود پانزده وظيفه را براى ولايت حج بر مى‌شمرد، يكى از اين مسؤوليت‌ها را چنين معرفى مى‌كند:

وان يسير بهم إلى زيارة النبي (ص) و الأئمة عليهم السلام و يمهلهم بالمدينة بقدر اداء مناسك الزيارات و قضاء حاجاتهم. 26

اميرالحاج موظف است حاجيان را همراه خود به زيارت پيامبر (ص) و امامان عليهم السلام ببرد و به اندازه نياز براى انجام اين مناسك و خداحافظى و امور ضرورى ديگر به آنها فرصت دهد.

اين حكم نيز يكى ديگر از احكام سياسى زيارت خاتم پيامبران (ص) است و اين حقيقت را آشكار مى‌سازد كه مسألۀ زيارت آن پيشواى عظيم‌القدر، بسيار مهم و ذو وجوه است كه براى تحقّق آن، نياز به مديريت و برنامه‌ريزى كلان و در سطح عالى مديران سياسى جامعه اسلامى است و نمى‌توان نسبت به آن بى‌توجه بود و آن را بارى به هر جهت رها كرد يا موكول به مردم نمود، بدون اين كه از جهت مديريت براى آن برنامه‌هاى مختلف؛ فرهنگى، سياسى، اقتصادى، تبليغى، هنرى و غيره نداشت و خود را نسبت به آن بى‌مسؤوليت دانست.

جالب اين كه، توجه به اين بُعد از ابعاد احكام سياسى زيارت النبى (ص) ، تنها در فقه اماميه منعكس نيست، بلكه در فقه عامه نيز، اين وظيفه به خوبى تبيين و تشريح شده است، على‌رغم توهم پيروان ابن‌تيميه و منحرفان وهابى كه با فتواى سياسىِ خود مبنى بر «حرمت سفر براى زيارت نبى اعظم (ص) » خواسته يا ناخواسته، آب به آسياب دشمن ريخته‌اند. عالمان اسلامى، از تبيين اين مهم هرگز شانه تهى نكرده‌اند. قاضى ابى يعلى حنفى (متوفاى ۴۵٨ ق) در كتاب مهم «الأحكام السلطانيه» ده وظيفه براى متصدى امارت حج مى‌شمارد و ضمن تشريح وظيفه اين امارت مى‌گويد:

فاذا عاد بهم سار علي طريق المدينة لزيارة قبر رسول الله (ص) رعاية لحرمته و قياماً بحقوق طاعته و ان لم يكن ذلك من فروض الحج فهو من مندوبات الشرع المستحبه و عادات الحجيج المستحسنة. روي عمر، أن النبي (ص) قال: من زار قبري وجبت له شفاعتي. 27

نظير همين سخنان را نيز ماوردى (متوفاى ۴۵٠ ق) در «الاحكام السلطانيه و الولايات الدينيه» با اضافه و كامل‌تر آورده است. 28

طبق اين آراى فقهى، مى‌توان گفت: به اجماع فريقين، اين وظيفۀ متصدى امارت الحج و در حقيقت حكومت اسلامى است كه پس از انجام مناسك حج، مردم را همراه خويش براى زيارت قبر پيامبر (ص) به مدينه ببرد و با اين كار حرمت آن حضرت را پاسدارى كند و حق فرمانبردارى او را بگذارد؛ چراكه زيارت ايشان، اگر چه جزء فرايض حج نيست ولى از امور مستحب و مندوب شرعى است كه سيره مسلمانان بر انجام آن، در طول تاريخ استوار بوده است.

٨. فلسفه سياسى زيارت پيامبر اعظم (ص)

زيارت حضرت ختمى مرتبت (ص) در معارف اسلامى و فقه مسلمانان، داراى اهميت ويژه‌اى است؛ به گونه‌اى كه در رديف يكى از اركان اسلام؛ يعنى حج قرار گرفته و در برخى از احكام، با حج داراى اشتراك است و اين، از ابعاد گوناگونِ معنوى، فرهنگى، عبادى، اجتماعى، سياسى و... قابل تبيين، تحليل و بررسى است اما نه در اين مقاله؛ چراكه بازكاوى تمامى آن ابعاد، از موضوع اين مقاله بيرون است. آنچه در اين بخش مد نظر ما است، نگاهى است هر چند فشرده و گذرا، به ابعاد سياسى اين زيارت و فلسفۀ آن از اين زاويه. در اين مورد مى‌توان به چند نكته بسنده كرد:

نكته اول: زيارت مانع تحقّق عداوت‌ها

دشمنى و كينه مستكبران و مشركان، شياطين جن و انس، در حيات مادى پيامبر خدا (ص) خلاصه نمى‌شود. نقشه‌هاى سوء، عليه اين كانون نور و هدايت، پس از رحلت پيامبر (ص) نيز ادامه داشته و تا زمان حاضر همچنان تداوم يافته است. برخى از دشمنى‌ها، جنبۀ تبليغات زشت فرهنگى دارد؛ مانند آنچه در كاريكاتورهاى مطبوعات دانمارك در ماه‌هاى اخير شاهد بوديم و برخى از مقولۀ فرهنگ نيز پا را فراتر گذاشته و به مرحله اقدامات عملى سياسى، حتى نظامى رسيده است؛ از جمله اين اقدامات، تلاشى است كه در طول تاريخ، دشمنان براى نبش قبر مبارك آن حضرت و ربودن پيكر مطهرش داشته‌اند، كه در ذيل به برخى از اين موارد اشاره مى‌شود:

١. نخستين بار در قرن پنجم هجرى گروهى به فرمان الحاكم بامرالله عبيدى و به سركردگى فردى به نام ابوالفتوح، حاكم وقت مكه و مدينه تلاش كردند با نبش قبر مطهر پيامبر (ص) پيكر ايشان را به مصر منتقل كنند تا مردم براى زيارت آن حضرت به مصر بروند و وضع اهل مصر دگرگون شود كه موفق نشدند.

٢. در اواسط قرن ششم هجرى، همزمان با ضعف حكومت عباسيان، برخى از حكمرانان مسيحى مناطق روم و بيزانس در سال ۵۵٧ ه.ق به فكر ربودن پيكر مطهر پيامبر افتادند. دو تن از مسيحيان اندلس را براى اجراى اين نقشه مأموريت دادند، ولى خداوند نقشه ماهرانه آنها را نقش بر آب كرد.

سمهودى در توضيح اين واقعه مى‌نويسد: سلطان نورالدين زنكى، كه شب‌ها را به عبادت و تهجد مى‌گذرانيد، شبى در خواب پيامبر را ديد كه به دو مرد اشتر (موبور) اشاره مى‌كرد و مى‌فرمود: مرا از اين دو نجات دهيد.

پادشاه همان شب چند بار اين خواب را ديد، لذا وزير خود جمال‌الدين موصلى را خواست و با او مشورت كرد و نتيجه اين شد كه شبانه به سمت مدينه حركت كنند. وى با اموال فراوانى همراه با وزير و بيست نفر به سمت مدينه حركت كرد و شانزده روز بعد به مدينه رسيد.

او به عنوان تقسيم اموال همراه خود ميان تمامى اهل مدينه، اسامى آنها را نوشت و همه را به قصد گرفتن سهم خود احضار كرد، ولى گمشده خود را در ميان آنها نيافت. پرسيد: آيا كسى مانده است كه سهم خود را نگرفته باشد؟ گفتند: نه، به جز دو نفر از اهل مغرب كه از كسى چيزى قبول نمى‌كنند و افراد صالح و نيكوكارى هستند. پادشاه خواست آن دو را بياورند، و وقتى آمدند، دريافت كه آن دو همان افرادى هستند كه در رؤيا مشاهده كرده بود. شاه خانه آن دو را جست‌وجو كرد و سرانجام معلوم شد كه در گوشه‌اى از خانه، دالانى كنده‌اند به سوى حجرۀ شريف پيامبر، آنها هم لب به اعتراف گشودند كه تصميم داشته‌اند به دستور فرمانرواى مغرب پيكر مطهّر آن حضرت را از جاى خود منتقل كنند.

اين حادثه و ديگر وقايعى كه روى داده بود، سلطان نورالدين را واداشت كه براى حراست از قبر شريف پيامبر، ديوارۀ مستحكمى پيرامون حجره مباركه احداث كنند. 29

ناگفته نماند كه وهابيت و پيروان محمد بن عبدالوهاب نيز، گرچه تاكنون جرأت نكرده‌اند، طبق عقايد انحرافى خود، گنبد خضرا و بارگاه ملكوتى پيامبر را خراب كنند، ولى آنان همچنان‌كه سفر براى زيارت آن حضرت را حرام مى‌دانند، ساختن گنبد و بارگاه بر قبور اوليا و انبيا را نيز مجاز نمى‌شمرند و از آنها، به خصوص پيشواى ايشان، محمد بن عبدالوهاب نقل شده است كه اگر توانايى يابند گنبد و بارگاه پيامبر (ص) را هم مانند بقيع و شهداى احُد و حضرت حمزه عليه السلام خراب مى‌كنند. 30

كينه و دشمنى كه مستكبران، مشركان و كافران از پيامبر و معارف آسمانى آن حضرت بر دل دارند، امرى آشكار و هويداست و از فلسفه‌هاى مهم و اساسى استحباب زيارت پيامبر (ص) و احكام مرتبط با آن، همين است كه با پر رونق بودن كانون پرجاذبه روضه منوره آن امام رحمت، دشمن نتوانسته است نقشه‌هاى كينه‌ورزانه خود را عملى كند. زيارت قبر آن حضرت نه تنها مانع و رادعى است محكم بر سر راه پياده شدن نقشه‌هاى عملى و فيزيكى دشمن، بلكه بر هم زنندۀ بسيارى از توطئه‌هاى فرهنگى و تبليغاتى آنان نيز هست.

نكته دوم: زيارت، مصداق بارز تبرّى از دشمنان

يكى از واجبات مهم، كه جنبه سياسى نيز دارد، برائت از مشركان و دشمنان است و اين مسأله در اسلام، به ويژه معارف اهل بيت عليهم السلام مورد تأكيد قرار گرفته و بى‌گمان زيارت پيامبر (ص) از مصاديق بارز عملى و

رفتارى اين واجب الهى است، كه شخص زائر در عمل اعلام تبرّى از دشمنان خدا مى‌كند و با اين كار، بر همه آنچه آنها براى خود ترسيم كرده‌اند پشت پا مى‌زند.

نكته سوم: زيارت، مصداق عملى تولّى به ولايت الله

تولّى و پذيرش ولايت الهى و تبرّى از اولياى طاغوت، يكى ديگر از فرايض سياسى هر مسلمان است. در واقع، تولّى تكميل‌كننده واجب پيشين؛ يعنى تبرّى است و با تحقق اين دو؛ كه يكى به منزله شرط لازم و ديگرى به منزله شرط كافى است، اين حلقه كامل مى‌گردد و انسان در شعاع دايره ولايت الهيه قرار مى‌گيرد. نيل به زيارت اولياى الهى، از جمله رسول گرامى اسلام (ص) ، مصداق عملى و رفتارى اين تولّى و بيعت است و همانطور كه طبق آيات قرآن اطاعت از رسول‌خدا (ص) در حكم اطاعت الله است و آنچنانكه بيعت با ايشان، بيعت با ذات ربوبى محسوب مى‌شود، زيارت آن حضرت نيز در حكم زيارت الله شمرده شده است؛ چنانكه در روايت عبدالسلام بن صالح هروى، از امام هشتم عليه السلام منقول است:

قلت لعلىِّ بن موسى الرضا عليه السلام يابن رسول الله، ماتقول في الحديث الذي يرويه أهل الحديث: أن المؤمنين يزورون ربهم من منازلهم فى الجنة؟ فقال: يا اباالصلت: ان الله فضل نبيّه محمداً (ص) علي جميع خلقه من النبيين و الملائكة و جعل طاعته طاعته و متابعته متابعته و زيارته في الدنيا و الآخرة زيارته، فقال: مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطٰاعَ اللّٰهَ وقال: إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ إِنَّمٰا يُبٰايِعُونَ اللّٰهَ وقال رسول الله (ص) : من زارني في حياتي او بعد موتي، فقد زار الله، و درجة النبي (ص) ارفع الدرجات، فمن زاره على درجته في الجنة من منزله فقد زار الله تبارك و تعالى. 31

بر اساس معارف اهل بيت عليهم السلام ، «تمام الحج لقاء الامام». 32

كسى كه به حج اكتفا كند و اعلام وفا و ولايت نسبت به اولياى دين و كسانى كه خداوند فرمان به اطاعت و پيروى از آنها را صادر كرده است نكند، نتوانسته است به طور كامل وارد دايرۀ ولايت الهيه شود، لذا پس از طواف بيت الله، بايد به زيارت پيامبر و امامان عليهم السلام رفت و اعلام ولايت و پذيرش عهد آنها را كرد؛ چنانكه در روايت ابوحمزه ثمالى از امام باقر عليه السلام نقل است:

«انما أمروا أن يطوفوا بهذه الأحجار ثم يأتونا فيعلمونا ولايتهم». 33

در روايتى ديگر از ثامن الائمه عليه السلام نقل است:

ان لكل امام عهداً في عنق اوليائه و شيعته و ان من تمام الوفاء بالعهد زيارة قبورهم، فمن زارهم رغبة في زيارتهم و تصديقاً بما رغبوا فيه، كان أئمتهم شفعاؤهم يوم القيامة. 34

بنابراين، از ديگر فلسفه‌هاى سياسى زيارت پيامبر (ص) وفاى به عهد و پيمانى است كه مسلمانان باآن حضرت دارند. از اين رو، ترك زيارت آن حضرت، جفا بر ايشان شمرده شده است: 35 يعنى ترك زيارت آن حضرت از مصاديق پايمال كردن حق و ستم بر ساحت مقدس ايشان شمرده مى‌شود.

آنچه گذشت، اشاره‌اى فشرده به برخى از ابعاد سياسى فلسفه زيارت پيامبر (ص) بود و البته عناوين ديگرى نيز همچون وحدت امت اسلامى و كانونى براى تأليف قلوب و تقريب ميان مذاهب اسلامى، قابل اشاره است؛ و روشن است كه زيارت آن حضرت، ابعاد بسيار وسيعى دارد كه در فلسفه زيارت آن حضرت نمى‌توان از ابعاد ديگر، به ويژه ابعاد معنوى، فرهنگى، اجتماعى، تربيتى و... غافل شد؛ ابعادى كه در جاى خود نيازمند تحليل و پژوهش مستقل است.

نتيجه سخن آنكه، زيارت حرم نبىّ اعظم، بر خلاف گفتۀ وهابيان، كه سفر براى آن را حرام شمرده‌اند، از اجماعيات فرق اسلامى است و روايات متواتر آن را تأييد مى‌كنند و اين زيارت، احكام سياسى ويژه‌اى دارد و از وظايف سياسى نظام اسلامى است كه در جهت پرشكوه برگزار شدن آيين زيارت آن حضرت كوشا باشد و با تحقّق اين تكليف الهى توسط مسلمانان و زمامداران آنها نقشه‌هاى دشمنان نقش بر آب مى‌شود و مسلمانان در تمسك به حبل الله و ورود در ولايت الهيه و كفر به طاغوت موفق مى‌شوند و اين نشانگر فلسفه سياسى اين عبادت عظيم الهى است.

 
پی نوشت:
1) . مصطفى جعفرپيشه فرد، عضو هيأت علمى مدرسه عالى فقه و معارف اسلامى، حكومت اسلامى، شماره۴٣، بهار١٣٨۶، صص ١٢٠ - ١٣٧.
2) . فتاوى تتعلق بأحكام الحج و العمرة و الزيارة، صص ١٨٢ - ١٨۵.
3) . «الاحاديث الواردة فى زيارة قبر النبى (ص) خاصّة، فكلها ضعيفة، بل قبل إنها موضوعة».
4) . الهدية السنيه، رساله دوم؛ آيين وهابيت، ص١٢٢.
5) . آيين وهابيت، صص ١٨۵ و ١٨۶.
6) . منهاج السنة، ج٢، ص۴۴١؛ التوسل و الوسيله، صص ١۵۶ و ٧٢؛ شيعه‌شناسى و پاسخ به شبهات، ج٢، صص ٢٩۴ و ٢٩٣.
7) . احياء العلوم، ج٢، كتاب آداب السفر، ص٢٧۴، آيين وهابيت، صص١٢٢ - ١٢۶.
8) . الكافى فى الفقه، ص٢٢٣.
9) . جواهر الكلام، ج٢٠، صص ٧٩ و ٨٠.
10) . الفقه على المذاهب الاربعه، ج١، ص۵٩۴.
11) . شفاء السقام فى زيارة خير الانام، ص۴٨؛ الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، ج۵، صص ١١٢ و ١١٣.
12) . ر.ك به: الغدير فى الكتاب و السنة و الأدب، ج۵، صص ١٠٩- ١٢۵.
13) . كامل الزيارات، صص ۶- ١۵.
14) . وسائل الشيعه، ج١٠، صص ٢۶٠- ٢۶٣ .
15) . ر.ك: علامه امينى، الغدير فى الكتاب و السنة و الأدب، ج۵، صص ٨۶ - ١٠٨.
16) . به عنوان نمونه: تقى‌الدين سبكى شافعى متوفاى ٧۵۶ ق، در كتاب شفاء السقام فى زيارة خيرالانام و سمهودى متوفاى ٩١١ ق، در كتاب وفاء الوفاء.
17) . وسائل الشيعه، ج٨، باب ۵ از ابواب وجوب الحج و شرائطه، ح٢، ص ١۶.
18) . همان، ج١٠، ابواب المزار و مايناسبه، باب ٣، صص ٢۶٠ - ٢۶٣.
19) . وسائل الشيعه، ج١٠، صص ٣۴۵ و ٣۴۶ .
20) . همان، ج٢، ص٣۴۶.
21) . الدروس الشرعية،ج١، ص۴٧٢.
22) . جواهر الكلام، ج٢٠، ص٨٠.
23) . وسائل الشيعه، ج٨، باب ۵، ابواب وجوب الحج و شرائطه، ح٢، ص١۶.
24) . وسائل الشيعه، ج٨، باب ۵، ابواب وجوب الحج و شرائطه، ح٢، ص١۶.
25) . وسائل الشيعه، ج٨، باب ۵، ابواب وجوب الحج و شرائطه، ح٢، ص١۶.
26) . الدروس الشرعيه، ج١، صص ۴٩۵ و ۴٩۶.
27) . الاحكام السلطانيه، صص ١٠٨- ١١١.
28) . همان، صص ١٠٨ و١٠٩.
29) . توطئه ربودن پيكر مطهر پيامبر اعظم (ص) ، فصلنامه «ميقات حج»، شماره ۵۶، تابستان ١٣٨۵، صص ٢٠٠- ٢٠٧.
30) . ر.ك: مكارم شيرازى، ناصر، وهابيت بر سر دو راهى، صص ۶۵ - ۶٧.
31) . وسائل الشيعه، باب ٢، ابواب المزار، ج١٠، ص٢۵۵.
32) . همان، ج١٠، ص٢۵۴.
33) . همان.
34) . همان، ص٢۵٣.
35) . همان، باب ٢، ابواب المزار، ج١٠، ص٢۵۵.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally