مهم ترین اهداف زيارت
در این نوشتار به سه مورد از مهم‌ترين اهداف زيارت خواهیم پرداخت.
چهارشنبه 16 خرداد 1397    
بازدید: 52

مهم ترین اهداف زيارت 1

زيارت، حضور و لقاى همراه با علاقه و احترام است. زيارت كننده به سوى زيارت شونده حركت مى‌كند تا با حضور در محضر دوست از بركات قدسى او بهره گيرد و از انوار معنوى و رشحات رحمانى او كسب نور و رحمت كند.

پيامبر خدا (ص) و اهل‌بيت عليهم السلام اهتمام زيادى به زيارت داشتند و مسلمانان را به زيارت تشويق مى‌كردند و اين تشويق‌ها و ترغيب‌ها مسلمين را در طول قرون در به پا داشتن اين سنت حسنه موفق نموده به گونه‌اى كه اصحاب و تابعين و علما و صالحين براى احياى اين امر نه تنها كوتاهى نكرده، بلكه با تحمل مشقّات به فيض زيارت اولياى خدا نايل مى‌شدند. خصوصاً در موسم حج همراه با زيارت بيت‌الله و اداى مناسك حج با زيارت رسول الله (ص) و ائمه معصومين عليهم السلام در بقيع و زيارت شهداى احد و اصحاب بر فضايل و بركات حج مى‌افزودند.

پيامبر اكرم (ص) براى زيارت به بقيع مى‌رود 2 و كيفيت زيارت اهل قبور را به بعضى از همسرانش تعليم مى‌دهد 3، فاطمه زهرا عليها السلام به زيارت شهداى احد مى‌رود 4، امّ سلمه همسر رسول اكرم (ص) در ماه يك بار بهزيارت شهداى احد مى‌رود و به آنان سلام مى‌كند 5، اهل‌بيت عليهم السلام كيفيت زيارت امامان معصوم عليهم السلام و شهدا و اهل قبور را به اصحاب خود تعليم مى‌دهند و آنها را به اين عمل نيكو تشويق مى‌كنند.

در اينجا به سه مورد از مهم‌ترين اهداف زيارت اشاره مى‌كنيم:

١. رابطه با خدا و رسول و طلب توبه و پاكى

زيارت، پيوند محكم و رابطۀ عميق با اوليا و انبيا و در نهايت حضرت حق است، زيارت پيامبر (ص) و اهل‌بيت او مى‌تواند از نمونه‌هاى عالى زيارت باشد كه همۀ فِرق اسلامى با ادب و احترام و معرفت به زيارت اين انسان‌هاى برگزيده و ممتاز مى‌شتابند، و با سلام و صلوات به ساحت مقدسشان در كنار تربت پاكشان طلب رحمت و مغفرت از حضرت حق مى‌نمايند و با اقرار به وحدانيت حضرت احديت و نبوت حضرت ختمى مرتبت و اقرار به پاكى و مقام والاى اوصيايش به وصايت و امامت و خلافت آنها شهادت مى‌دهند، و بدين‌سان زيارت، ارتباط با خدا و پيامبر و اهل‌بيت و اوليا را زيادتر و عميق‌تر مى‌كند.

زائر در زيارت، خدا را سپاس مى‌گويد كه او را از نعمت انبيا و اوصيا بهره‌مند ساخته و با تعليم و هدايت اين بندگان صالح و انسان‌هاى برگزيده از شرك و بت‌پرستى و گمراهى نجات و به توحيد خالص هدايت كرده است. به طور نمونه حال زائر را نزد قبر رسول الله (ص) در نظر بگيريد. او به اين بقعۀ نور و رحمت و هدايت نگاه مى‌كند بقعه‌اى كه جسد اشرف پيامبران الهى را در برگرفته و خاك پاكش جسم شريف رسول الله را در بر دارد، بقعه‌اى كه يادآورندۀ پيامبر و ذكر ركوع، سجود، تسبيح و تكبير رسول الله است. بقعه‌اى كه يادآورندۀ پيامبر و ذكر سجده‌اش و عروج روحش و تسبيح ملائكه است. بقعه‌اى كه مهبط وحى است و مزار اولياست و هر صبح و شام ملائكه به زيارت حضرتش مى‌آيند و بر او سلام مى‌كنند. زائر در اين مكان روحانى و ملكوتى وارد مى‌شود و به مراد و معشوقش مى‌رسد و با اين لقا و حضور، دل و جان را صفا داده و از منبع فيض الهى شراب طهور نوشيده (وَ سَقٰاهُمْ رَبُّهُمْ شَرٰاباً طَهُوراً) 7 و در اولين سخنش سلام بر رسول‌خدا مى‌دهد و با اعتقاد به استجابت دعايش، از خداوند طلب توبه و مغفرت مى‌كند و پيامبر را براى قبول توبه و طلب رحمت الهى شفيع قرار مى‌دهد وآيه شريفۀ: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً) 8را تلاوت مى‌كند و بدين سان زائر با زيارت، رابطۀ خود را با خدا و رسول‌خدا بيشتر برقرار كرده و با توبه و استغفار پيوند جاودانى عبوديت و بندگى با حضرت حق مى‌بندد.

و در ضمن زيارت به پيامبر (ص) چنين مى‌گويد: «جئتُك يا رسولَ الله مستغفراً تائباً من ذنوبى، مستشفعاً بك إلى ربّى و ربّك ليغفرَ لى» 9؛ پيش تو آمده‌ام اى رسول‌خدا با حال استغفار و توبه از گناهانم در حالى كه شما را شفيع قرار مى‌دهم در پيشگاه پروردگارم و پروردگارت تا مرا ببخشد.

٢. تكامل، خودسازى، الگوگيرى و اسوه پذيرى

غالباً زائر به زيارت كسى مى‌رود كه معتقد به كرامت و بزرگى اوست. به طور طبيعى او را دوست داشته و به عنوان يك انسان نمونه و اسوه پذيرفته است. چنين انسانى در بالاترين مرحله حضرت رسول‌اكرم (ص) مى‌باشد: (لَقَدْ كٰانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) 10و سپس اهل‌بيت مطهر او و ساير اوليا و امام‌زادگان و علما و صالحان.

زائر با در نظر گرفتن شخصيت روحانى و والاى اين افراد و جنبه‌هاى مثبت و سازندۀ اين بزرگان، به طورطبيعى آنها را الگو و اسوه قرار مى‌دهد و سعى مى‌كند براى تكامل و خود سازى، صفات والاى آنها را در خود ايجاد كند. بنابراين زيارت در تكامل و خودسازى و پذيرش الگو و اسوه، اثر مثبت و سازنده دارد.

٣. زنده نگه داشتن اهداف و افكار

با زيارت انسان‌هاى بزرگ و برگزيده و بزرگداشت اهداف عالى و سازندۀ آنها يادشان زنده مى‌ماند، و اهداف و آرمان‌هاى آنها زبان به زبان و نسل به نسل به انسان‌هاى بعدى انتقال مى‌يابد. از اين روست كه پيامبر (ص) مردم را به زيارت قبر خود و اهل‌بيتش تشويق مى‌كند و براى آن پاداش و اجر بيان مى‌نمايد.

با زيارت قبر پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين و اولاد معصومش عليهم السلام و توجه به اهداف الهى ايشان و مصايب وارده بر ايشان، خط فكرى اين انسان‌هاى برگزيده در تاريخ زنده مى‌ماند، و درس استقامت و پايدارى و به كارگيرى شيوه‌هاى گوناگون و تحمل مصايب در راه رسيدن به هدف، آموزش داده مى‌شود.

سخن قاضى عياض مغربى

«شايسته است جايگاه‌هايى كه با وحى و تنزيل آباد گشته است و جبراييل و ميكاييل در آن رفت و آمد داشته‌اند و فرشتگان و فرشته مقرب او از آنجا عروج كرده‌اند و سرزمينى كه خاكش جسم سرور انسان‌ها را در بر دارد و دين خدا و سنت رسول او - كه درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد - از آنجا انتشار يافته است و محل يادگيرى آيات الهى و جايگاه‌هاى اقامۀ برهان‌ها و آشكار شدن معجزه‌ها و اعمال دينى و محل اقامۀ شعاير مسلمين است آنجايى كه خورشيد نبوت از آنجا طلوع كرد و چشمه‌هاى آب حيات از آنجا جوشيد و جايگاه نزول رسالت الهى مى‌باشد چنين سرزمينى شايسته است كه بزرگ داشته شود و بوهاى خوش آن استشمام گردد و آستانه و ديوارهاى آن بوسيده شود 11».

سخن جزيرى

«شكى نيست در اينكه زيارت قبر برگزيدۀ خدا - كه درود و سلام بر او باد - از بزرگ‌ترين موجبات تقرب به خداوند است و بالاترين شأن و جايگاه را [در ميان اعمال قربى] دارد زيرا بقعه‌اى كه بهترين فرستاده از فرستادگان خدا و گرامى ترين آنها را در نزد خداوند در بر دارد براى آن منزلت ويژه و امتياز خاصى است كه قلم از توصيف آن ناتوان است.

و روشن است كه زيارت قبر برگزيدۀ خدا در جان‌هاى صاحبان خرد پيش از هر عمل عبادى ديگر تأثير مى‌گذارد زيرا كسى كه كنار قبر [آن] برگزيدۀ خدا بايستد و به ياد آورد آنچه را كه در راه دعوت به سوى خدا و بيرون آوردن مردم از تاريكى‌هاى شرك به سوى نور هدايت بر او وارد شده است و آنچه كه از مكارم اخلاق در همۀ جهان منتشر نموده است و فساد فراگير را از ميان برداشته و شريعتى آورده است كه مبنايش جلب مصلحت براى جامعه انسانى و از بين بردن فسادها از آن مى‌باشد [هر كسى بعد از يادآورى اين امور] به يقين دلش پر مى‌شود از دوستى رسول‌خدا آن رسولى كه در راه خدا حق جهاد را ادا كرد و حتماً دوست مى‌دارد هر آنچه كه او آورده است را عمل كند و از معصيت خدا و رسولش حيا كند و آن رستگارى بزرگى است 12».

آنچه گفته شد، بيشتر هدف زيارت پيامبر و ائمه و اصحاب عليهم السلام بود؛ اما انگيزه و هدف در زيارت قبور عموم، اضافه بر آنچه كه گفته شد و درك ثواب - كه در جاى خود خواهد آمد - به اين فوايد اشاره مى‌شود:

عبرت و موعظه، ياد مرگ و آخرت، بيدارى و هوشيارى به گذرا بودن دنيا و مخالفت هواى نفس، طلب مغفرت و رحمت براى اموات و احيا و... .

حكم زيارت قبور در صدر اسلام و نسخ آن

در اوايل بعثت رسول اكرم (ص) كه افكار كفر آميز و شرك و جاهليت بر جامعه حاكم بود و در قبرستان‌ها نيز همين كافران و بت‌پرستان و مشركان به خاك سپرده شده بودند، حضور در مقابر نه تنها ارزش نبود، بلكه كارى ضد ارزش محسوب مى‌شد، زيرا موجب يادآورى رذائل و گمراهى و انحرافات و پيشوايان آنها بود.

از اين رو، پيامبر (ص) براى دورى و خروج از اين ظلمت، مسلمين را از حضور در مقابر منع فرمود؛ ولى چون جمعيت مسلمين گسترش پيدا كرد،شخصيت‌هاى ارزشمند اسلامى و پدران و مادران مسلمان از مهاجر و انصار در مقابر مدفون گشتند، پيامبر فرمود:

«انى كنت نهيتكم عن زيارة القبور، فزوروها و ليزدكم زيارتها خيراً 13؛ من شما را از زيارت قبور نهى كردم [ولى اكنون مى‌گويم] زيارت كنيد و زيارت قبور به شما زياد خير مى‌رساند».

از آن پس پيامبر (ص) منافع زيارت قبور را تذكر مى‌داد و خود به زيارت قبر عثمان بن مظعون و ساير مدفونين در قبرستان بقيع مى‌رفت و براى آنها طلب مغفرت و رحمت مى‌نمود و همچنين فاطمه زهرا عليها السلام و زنان پيامبر و زنان مدينه به زيارت اهل قبور مى‌رفتند،عدّه‌اى از زنان مدينه همراه فاطمه زهرا عليها السلام به زيارت شهداى احد مى‌رفتند 14 و نيز حضرت فاطمه عليها السلام هر جمعه به زيارت عمويش حضرت حمزه سيدالشهداء مى‌رفت 15 با توجه به خارج بودن آن منطقه از شهر مدينه آن زمان، اهميت زيارت اهل قبور و شهدا روشن مى‌شود.

ابن شاهين در كتاب ناسخ و منسوخ از احاديث گويد:

«[حديث] نهى از زيارت قبور صحيح است، و حديث در مباح بودن زيارت قبور صحيح است و اين احاديث ناسخ احاديث اول - نهى - مى‌باشند.»

والنهى عن زيارة القبور فصحيح، و الحديث فى الاباحة لزيارة القبور صحيح، و هو ناسخ لأوّل. 16

فقيه و مفسر شافعى شمس‌الدين شربينى گويد:

زيارت قبور نهى شده بود، سپس نسخ شد، به واسطه كلام پيامبر (ص) كه فرمود:

شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم [اكنون مى‌گويم] به زيارت قبور برويد. 17

زيارت در قرآن كريم

مشروعيت زيارت از بديهيات و مسلمات بين همۀ فرق اسلامى است. همۀ فرق اسلامى از شيعه و سنى - حنفى، حنبلى، مالكى و شافعى - و شاخه‌هاى مختلف آنها اصل زيارت را مشروع دانسته و علماى هر يك از فرق مختلف، ثواب‌هايى بر اين عمل نقل كرده‌اند.

و با توجه به اجماع قولى وسيرۀ عملى مسلمين از صدر اسلام تاكنون و روايات بسيارى كه از فريقين در اين زمينه وارد شده كه در حد تواتر مى‌باشد، براى اثبات مشروعيت زيارت، نيازى به ادلۀ ديگرى از جمله استدلال به آيات قرآن كريم نيست، لكن به عنوان تبرك، آيه‌اى از قرآن كريم را به عنوان دليل مشروعيت زيارت در كتاب‌الله ذكر مى‌كنيم و به بيان استدلال به آن به طور اختصار اشاره مى‌نماييم.

(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً) 18.

علامه زين الدين بن حسين مصرى شافعى با استدلال به اين آيه مى‌گويد:

«سزاوار است هر مسلمى معتقد باشد كه زيارت پيامبر (ص) قربت است - از عباداتى است كه با آن به خدا نزديك مى‌شويم - زيرا در اين باره رواياتى وارد شده است. و همچنين كلام خداوند متعال :(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ...). زيراعظمت او با موتش قطع نمى‌شود 19».

شريف نورالدين على بن احمد شافعى سمهودى گويد:

«علما از اين آيه، حالت موت و حيات را به طور عموم فهميده‌اند و مستحب مى‌دانند براى كسى كه نزد قبر آن حضرت مى‌رود اين آيه را تلاوت كند و از پيشگاه خداوند طلب مغفرت نمايد 20».

و هم چنين سمهودى از سبكى نقل مى‌كند:

«آيه دلالت مى‌كند بر تحريك مردم براى رفتن نزد رسول‌خدا (ص) و استغفار نزد او، و استغفار پيامبر براى آنها، و اين رتبه و مقام پيامبر (ص) با موتش قطع نمى‌شود». 21

ابن‌كثير گويد:

«خداوند متعال اهل گناه و معصيت را راهنمايى مى‌كند كه اگر خطا و گناهى از آنها صادر شد، نزد رسول‌خدا بيايند از خداوند متعال طلب مغفرت كنند و از پيامبر (ص) هم بخواهند تا او نيز براى ايشان طلب مغفرت نمايد، هنگامى كه چنين كردند، خداوند توبۀ آنها را قبول مى‌كند و آنها را مورد رحمت و غفران قرار مى‌دهد. از اين جهت است كه مى‌فرمايد: (لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً) 22» .

شريف سمهودى گويد:

«با اين آيه (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً) بر مشروعيت سفر براى زيارت و شدّ رحل براى آن استدلال مى‌شود، چه رفتن نزد رسول الله شامل راه دور و نزديك مى‌شود. 23»

علامه سيد محسن امين عاملى گويد:

«زيارت حضور يافتن است [نزد حضرت] كه با آمدن به سوى او تحقق مى‌يابد، خواه اين حضور، براى طلب مغفرت باشد يا بدون آن... هنگامى كه [استحباب و] رجحان زيارت در زمان حيات پيامبر ثابت شود، بعد از موت حضرت هم ثابت است، چون با دليل ثابت شده زندگى برزخى رسول اكرم (ص) و اينكه سلام‌هاى سلام كنندگان را مى‌شنود، و اعمال بر حضرتش عرضه مى‌شود 24».

از عبارت علما پيرامون آيه استفاده مى‌شود:

١. استحباب رفتن به زيارت رسول الله (ص) در زمان حيات و بعد از آن؛

٢. حركت براى زيارت رسول الله مورد عنايت الهى است، چه از راه دور و چه از راه نزديك.

٣. طلب مغفرت از خداوند نزد رسول الله (ص) .

۴. از پيامبر بخواهد كه حضرت نيز براى او طلب مغفرت كند.

۵. اميد به توبه و رحمت خدا نزد رسول الله (ص) بيشتر است.

۶. پيامبر (ص) در حيات برزخيه‌اش جواب سلام‌ها را مى‌دهد، طلب مغفرت مى‌كند، عرض اعمال امت به او مى‌شود.


پی نوشت:
1) . سيد هادى رفيعى‌پور، وقف ميراث جاويدان، شماره۵٢، زمستان١٣٨۴، صص ٢١ - ٢۶.
2) . عن عائشة أنّها قالت: كان رسول الله - كلما كان ليلتها من رسول الله - يخرج من آخر الليل الى البقيع فيقول: «السلام عليكم دار قوم مؤمنين و أتاكم ما توعدون غداً مؤجَلون، و إنا ان شاء الله بكم لاحقون، اللهم اغفر لأهل بقيع الغرقد». صحيح مسلم: ٣، ص۶٣؛ مسند احمد بن حنبل، ج ۶، ص١٨٠؛ الطبقات الكبرى، ج١، ص۴٩٠؛ سنن النسائى، ج ۴، ص ٩٣؛ تاريخ المدينة لابن شبّة، ج ١، ص ٩٠؛ السنن الكبرى، ج ۵، ص ۴۶٠؛ رقم، ٧٣١١ و ج ۵١/٨ رقم ١٠۴٣٢، كنز العمال: ۶۴٨/١۵ رقم ۴٢۵۶٢. عن عائشة قالت: فقدته - تعنى النبى - فاذا هو بالبقيع فقال: « السلام عليكم دار قوم مؤمنين، أنتم لنا فرط و انّا بكم لا حقون، اللهم لا تحرمنا أجرهم و لا تفتنّا بعدهم»؛ سنن ابن ماجة، /١ ۴٩٣، رقم ١۵۴۶؛ مسند احمد بن حنبل: ٧٧۶ و ص ٧۶ و ص ١١١؛ الطبقات الكبرى: /١ ۴٩٠؛ كنز العمال، /١۵ ۶۴٨.
3) . عن عباد بن ابى صالح: أنّ رسول الله كان يأتى قبور الشهداء باحد على رأس كلّ حول فيقول: «سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدّار». قال: وجاءها ابوبكر، ثم عمر، ثم عثمان. تاريخ المدينة المنورة لابن شبّة: ١٣٢/١؛ تفسير جامع البيان: ٩۶/١٣؛ شرح نهج البلاغة لابن ابى الحديد، ۴٠/١۵؛ السيرة النبوية لابن كثير: ٣٧٧/٢؛ البداية و النهاية: ۵١/۴؛ الدر المنثور للسيوطى: ۵٨/۴. عبدالله بن أبى مليكة: أنّ عائشة أقبلت ذات يوم من المقابر، فقلت لها: أليس كان رسول الله نهى عن زيارة القبور؟ قالت: نعم، كان نهى ثمّ أمر بزيارته. السنن الكبرى، ۵ / ۴۵٨ رقم ٧٣٠٨؛ المستدرك للحاكم: /١ ۵٣٢ رقم ١٣٩٢؛ نيل الأوطار: /۴ ١١٠ رقم ۴. عن عائشة رضى الله عنها قالت: كيف أقول يا رسول الله - يعنى اذا زرت القبور - قال: قولى السلام على أهل الديار من المؤمنين و المسلمين و يرحم الله المستقدمين منّا و المستأخرين و أنّا ان شاءالله بكم لا حقون. صحيح مسلم: ۶۴/٣؛ مسند احمد: ٢٢١/۶؛ سنن النسائى: ٩٣/۴؛ السنن الكبرى، ۴۶٠/۵ رقم ٧٣١٢؛ سبل السلام: ٢٣٢/٢؛ المجموع: ٢٧٨/۵؛ مقدمة موسوعة الزيارات المعصومين عليهم السلام ، ص١٣١ رقم ۶.
4) . عن سعد بن طريف، عن أبى جعفر أنّ فاطمة بنت رسول الله: كانت تزور قبرحمزة رضى الله عنه، ترمّه و تُصْلحه، و قد تعلّمته بحجر. تاريخ المدينه لابن شبّة: /١ ١٣٢؛ الطبقات الكبرى: /٢ ۵۴. عن على بن الحسين، عن أبيه، أنّ فاطمة كانت تزور قبر عمّها حمزة كل جمعة فتصلّى و تبكى عنده. المستدرك للحاكم: /١ ۵٣٣ رقم ١٣٩۶؛ السنن الكبرى: /۵ ۴۵٩ رقم ٧٣٠٩؛ سبل السلام: /٢ ٢٣٢ رقم ۵۴٩.
6) . كانت أمّ سلمة رحمها الله تذهب فتسلّم عليهم [اى شهداء أحد] فى كل شهر، فتظل يومها، فجائت يوماً و معها غلامها انبهان، فلم يسلم، فقالت: أى لكع، الاتسلم عليهم؟ والله لايسلم عليهم أحد الاً ردّوا عليه الى يوم القيامة. شرح نهح البلاغة لابن ابى الحديد: ۴٠/١۵؛ مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص١٣١.
7) . انسان: ٢١.
8) . نساء: ۶۴.
9) . موسوعة الزيارات المعصومين عليهم السلام ، ج ١، ص ٨٧ ، ٨٩ و ١١١.
10) . احزاب: ٢١.
11) . الشفا بتعريف حقوق المصطفى: ٢٧۶ و ٢٧٧ رقم ١٣٣۶م، مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص ۵٨.
12) . الفقه على المذاهب الأربعة: ٧١١/١ و٧١٢؛ مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ؛ ص۶٠.
13) . الفقه على المذاهب الأربعة: ١ / ۵٣٢ ذيل رقم ١٣٩١ / ١٢٧؛ عنه كنز العمّال: /١ ۴٧٢ ذيل رقم ٣٢٢٢۴؛ مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص ۶٣.
14) . عن أبى جعفر محمد بن على عليه السلام أنه قال: كانت فاطمة صلوات الله عليها تزور قبر حمزة و تقوم عليه و كانت فى كل سنه تأتى قبور الشهداء مع نسوة معها فيدعون و يستغفرن. دعائم الاسلام: /١ ٢٣٩؛ مستدرك الوسائل: ٢ / ٣۶۵، ح ١؛ البحار: ٨٢ / ١٩۶ ح ٣؛ مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص ٧٧.
15) . عن جعفر بن محمّد، عن ابيه، عن على بن الحسين، عن ابيه: أنّ فاطمة بنت النبى كانت تزور قبر عمّها حمزه كل جمعة فتصلى و تبكى عنده، (المستدرك للحاكم: /١ ۵٣٣ رقم ١٣٩۶ قال: و هذا الحديث روائه عن آخر هم ثقات، و قد استقصيت فى الحث على زيارة القبور تحرياً للمشاركة فى الترغيب، و ليعلم الشحيح بذنبه أنّها سنة مسنونة، و أورد الحاكم مثله أيضاً فى المستدرك، ٣ / ٣٠ رقم ۴٣١٩ و فيه «فى الأيّام» بدل «كلّ جمعة» مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص ٧٧).
16) . ناسخ الأحاديث و منسوخه لابن شاهين: ٣٧٣ - ٣٧۴.
17) . و قال الشربينى: و كانت زيارتها؛ منهيّاً عنها ثمّ نُسخت لقوله(ص): كنت نهيتكم عن زيارت القبور فزوروها... و انّما نهاهم أوّلالقرب عهدهم بالجاهلية، فلمّا استقرّت قواعد الاسلام و اشتهرت أمرهم بها» (مغنى المحتاج: /١ ۴٩۴ و ۴٩۵). مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص٩٢.
18) . نساء: ۶۴.
19) . المواهب اللدنيه: ٣ / ۴٠۵؛ مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص ۶٩؛ «و ينبغى لكل مُسلم اعتقاد كون زيارتة(ص) قربة، للأحاديث الواردة فى ذلك، و لقوله تعالى: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً لأن تعظيم لا ينقطع بموته».
20) . وفاء الوفاء، ج ۴، ص ١٣۶٠؛ مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص ۶٧؛ و قوله اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ معطوف على قوله جٰاؤُكَ فلا ينقضى أن يكون استغفار الرسول بعد استغفار هم، مع أنّا لا نسُلم أنّه لا يستغفر بعد الموت: لما سبق من حياته و من استغفاره لأمّته بعد الموت عند عرض اعمالهم عليه. وقال ايضاً: «و العلماء فهموا من الآية العموم لحالتى الموت و الحياة؛ و استحبّوا لمن أتى القبر أن يتلوها و يستغفر الله تعالى»؛
21) . الآية دالّة على الحثّ بالمجىء الى رسول الله(ص) و الاستغفار عنده، و استغفار لهم، و هذه رتبة لا تنقطع بموته صلى‌الله تعالى عليه و سلّم.
22) . تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٧٧٣؛ مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص ۶٨ و ۶٩. «يرشد تعالى العُصاة و المذنبين اذا وقع منهم الخطا و العصيان أن ياتوا الى الرسول صلى الله عليه و سلم ، فيستغفروا الله عنده، و يسألوه أن يستغفر لهم، فأنّهم اذا فعلوا ذلك تاب الله عليهم و رحمهم و غفر لهم، و لهذا قال: لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً . و قد ذكر جماعة: منهم الشيخ أبو نصربن الصباغ فى كتابه (الشامل) الحكاية المشهورة عن العتبى، قال: كنت جالساً عند قبر النبى فجاء أعرابى فقال: السلام عليك يا رسول الله، سمعت الله يقول: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً و قد جئتك مستغفراً لذنبي مستشفعاً الي ربي، ثمّ أنشأ يقول: يا خير من دفنت بالبقاع أعظمُه فطاب منْ طيبهن القاع ُ و الأكمْ ونفسى الفداءَ لِقبرٍ أنتَ ساكنُهُ فيه العَفافُ و فيه الجُودُ وَ الكَرَمْ ثم انصرف الأعرابى، فغلبتنى عينى، فرأيت النبى فى النوم فقال: يا عتبى، الحق الأعرابى فبشرَه أن الله قَد غفرله».
23) . وفاء الوفاء، ج ۴، ص ١٣۶۴؛ مقدمة موسوعة الزيارات المعصومين عليهم السلام ، ۵۶٨؛ و يستدل أيضاً بقوله تعالى:(و لو انهم ...) على مشروعية السفر للزيارة و شدّ الرّحال اليها، على ما سبق تقريرة بشموله المجى، من قُربِ و من بعد».
24) . كشف الارتياب، ص ۴۵٩، مقدمة موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام ، ص ۶٩؛ «فان الزيارة هى الحضور، الذى هو عبارة عن المجىء اليه(ص) سواء كان لطلب الاستغفار أو بدونه.... و اذا ثبت رُجحان ذلك فى حال حياته، ثبت بعد مماته، لما دلّ على حياته البرزخية، و سماعه تسليم من يُسلم عليه، و عرض الأعمال عليه»
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally