بررسى تأثير دعا با تأكيد بر فرايندهاى شناختى
در اين مقاله با اشاره به جايگاه و اهميت دعا، فرايند دعا و زيارت با تأكيد بر الگوهاى مطرح در روان‌شناسى تبيين شده است.
شنبه 5 خرداد 1397    
بازدید: 43

بررسى تأثير دعا با تأكيد بر فرايندهاى شناختى

سيد مهران حسينى 1

چكيده

سيستم پردازش اطلاعات انسان داراى دو بخش مغز و فرايندهاى شناختى مى‌باشد. بررسى‌ها نشان مى‌دهد كه بخش پيشانى، منطقۀ قدامى و ميانى سينگولا در مغز انسان جايگاه پردازش اطلاعات مربوط به دعاست. در هنگام دعا خواندن، در جايگاه مشخصى از مغز ما برانگيختگى و فعاليت آغاز مى‌شود. اين فعاليت شامل پردازش كلمات دعا مى‌باشد، كه سبب فراخوانى اطلاعات ذخيره شده در حافظه مى‌گردد. و نيز در كنار شناسايى معانى كلمات دعا، رويدادها و خاطرات مربوطه خوانده مى‌شود. در نتيجه سبب كاهش استرس، فشار خون و ضربان قلب شده و به ما توانايى مواجهۀ صحيح با رخ‌دادهاى پرمخاطره را مى‌دهد. در اين مقاله با اشاره به جايگاه و اهميت دعا، فرايند دعا و زيارت با تأكيد بر الگوهاى مطرح در روان‌شناسى تبيين شده است.

كليدواژه‌ها: دعا، روان‌شناسى، استرس، تأثير دعا، بهداشت روانى.

مقدّمه

با تأمل در آيات قرآن و سخنان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ائمۀ اطهار عليهم السلام ترديدى دربارۀ اهميت دعا 2 و نقش سازندۀ آن در زندگى انسان باقى نمى‌ماند. در دين مبين اسلام اهميت دعا همواره مورد تأكيد قرار گرفته است. يكى از مكان‌هاى مقدسى كه دعا به اجابت مى‌رسد، زيارتگاه‌ها و قبور معصومان است كه زيارت آنها در آموزه‌هاى دينى سفارش شده است. برخى از آيات قرآن كه در آن به دعا اشاره شده است عبارت‌اند از:

«مرا بخوانيد و درخواست كنيد تا پاسخ دهم». 3

«براى خدا نام‌هاى نيك است، پس او را به وسيلۀ آنها بخوانيد و دعا كنيد». 4

«اى پيامبر نبايد آنان را كه هر صبحگاه و شبانگاه خدا را مى‌خوانند از نزد خود برانى». 5

«اى رسول من بگو: اگر به سوى خدا متوجه نشويد و دعا نكنيد، پروردگارم به شما اعتنا نخواهد كرد». 6

«خداى خود را به تضرع و زارى و به صداى آهسته بخوانيد». 7

«و چون بندگان من از دورى و نزديكى من از تو پرسند، بدانند كه من به آنها نزديك هستم و هر كه مرا بخواند دعاى او را اجابت كنم». 8

«و پروردگار دعاى آنان كه به خدا ايمان آورده و نيكوكار شوند مستجاب مى‌گرداند و از فضل و كرم خود بر ثواب آنها مى‌افزايد». 9

«زكريا پروردگارش را گفت: اى پروردگار من مرا از نزدت فرزندى پاكيزه ببخش به درستى‌كه تو شنوندۀ دعايى». 10

«زكريا عرض كرد: پروردگارا استخوان من سست گشت و فروغ پيرى بر سرم بتافت و با وجود اين، من خود را هرگز از دعا به درگاه كرم تو محروم از عطاى (بى انتهاى) تو ندانسته‌ام». 11

«پس موسى دعا كرد كه اى خدا اينان مردمى سخت مجرم و بدكارند». 12

«نوح به درگاه خدا دعا كرد كه من مغلوب قوم شده‌ام، مرا يارى فرما». 13

همچنين در حديث قدسى آمده است: «اى موسى آنچه احتياج دارى از من درخواست كن، حتى علوفۀ گوسفندت و نمك خميرت را از من بخواه». 14

از سوى ديگر، پيامبر اسلام حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و ائمۀ اطهار عليهم السلام نيز بر اهميت دعا تأكيد فرموده‌اند از جمله:

پيامبر صلى الله عليه و آله : «دعا مغز عبادت است، هيچ كس از اهل دعا به هلاكت نمى‌رسد». 15

امام على عليه السلام : «دعا كليدهاى نجات و كاميابى و گنجينه‌هاى رستگارى است». 16

امام على عليه السلام : «آن خدايى كه گنجينه‌هاى آسمان و زمين در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و پذيرفتن دعايت را برعهده نهاده، و به تو فرموده كه از او بخواهى تا به تو بدهد». 17

امام صادق عليه السلام : «دعا درمان هر دردى است». 18

امام رضا عليه السلام : «به‌راستى كه دعا و بلا تا روز قيامت با يكديگر باشند و محققاً دعا بلاى مبرم را بر مى‌گرداند». 19

امام صادق عليه السلام : «دعا كن و مگو كارها تمام شده است». 20

سال‌هاست پژوهشگران موضوع دعا و تأثير آن بر انسان را بررسى مى‌كنند. آنان در حوزه‌هاى مختلف از جمله فيزيولوژى، پزشكى و روان‌شناسى سعى دارند تا تأثير دعا بر انسان را كشف نمايند (مك نامارا، ٢٠٠٢؛ هريس، ١٩٩٩؛ بايرد، ١٩٨٨؛ بنسون، ١٩٧٨؛ گلدمن، ١٩٩٠). اين در حالى است كه در چند سال اخير روان‌شناسى شناختى به عنوان يكى از شاخه‌هاى مهم علم روان‌شناسى نيز به بررسى فرايند شناخت پرداخته است (كالمن، ٢٠٠١). روان شناسان شناختى سعى دارند دريابند كه كاركردهاى شناختى مغز انسان چيست و اعمال شناختى انسان از جمله دعا چه فرايندهايى را شامل مى‌شود. با توجه به اهميت نقش دعا به‌ويژه در زندگى امروزى انسان كه بيش از هر زمان ديگرى نيازمند يارى خداوند متعال است. در اين مقاله سعى بر آن است تا به اين پرسش‌ها پاسخ داده شود كه آيا دعا بر جسم انسان تأثير مى‌گذارد؟ دعا از چه الگوهاى شناختى تبعيت مى‌كند؟ فرايندهاى شناختى در دعا چگونه تبيين مى‌شوند؟

تأثير دعا بر انسان

شايد در نگاه اول اين موضوع كه دعا بر جسم انسان و نحوۀ فعاليت اعضاى بدن او تأثير مى‌گذارد، عجيب به نظر برسد. پژوهش‌هاى بى‌شمارى كه در اين زمينه صورت گرفته است و در اين‌جا به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم، اين موضوع را اثبات مى‌كنند.

طى قرن‌ها دعا همواره به عنوان راهى براى رهايى انسان از رنج‌هايش به‌كار برده شده است (داسى، ١٩٩٧). دعاى قلبى (دعا بدون آوردن كلام بر زبان) بخش زيادى از زندگى ما را شامل مى‌شود (برونسكى، ١٩٧٨). ساديا (١٩٩١) معتقد است كه دعا به عنوان يكى از راهبردهاى مقابله‌اى 21 مهم براى كاهش استرس ناشى از بيمارى‌ها و رويدادهاى ناگوار به‌كار مى‌رود. مذهب و دعا به بيماران كمك مى‌كند تا آنها بتوانند از خودشان مراقبت كنند و نيز بتوانند به‌خوبى با بيمارى‌ها و در برابر رويدادهاى پراسترس زندگى مقابله كنند (كايى، ١٩٩١).

مك نامارا(٢٠٠٢) اين فرضيه را آزمود كه بخشى از علت شركت كردن مردم در مراسم مذهبى مانند زيارت معصومان و دعا به برانگيختگى منطقۀ پيشانى مغز مربوط مى‌شود. برانگيختگى مناطق پيشانى، هم به طور ذاتى و بى‌واسطه از اهميت و مزيت فراوانى برخوردار مى‌باشد و هم لازمۀ كسب بسيارى از رفتارهايى است كه مذاهب در جست‌وجوى پرورش دادن آن در انسان هستند، شامل اين‌كه شخص احساس مسئوليت كند، تنظيم كردن هيجان و تكانه، همدلى، بينش اخلاقى، اميد و خوشبينى.

هر چند آزمون‌هاى مستقيم براى تعيين دقيق و تأييد اين موضوع هنوز وجود ندارد، با اين‌حال شواهد قوى در اين زمينه مطرح است. بررسى‌هاى تصويربردارى مغز، وجود مقادير برانگيختگى زياد در بخش پيشين (قدامى) و افزايش جريان خون را در مناطق پيشانى مغز در هنگام دعا كردن، به‌ويژه در مكان‌هاى مقدس و زيارتگاه‌ها، به اثبات رسانده است.

در بررسى مشخص شد كه دعا نقش زيادى در مداخله خوديارى 22 براى اشخاص مبتلا به التهاب مفاصل 23 داشته است (آركورى، ١٩٩۶). در پژوهش ديگرى نيز مشخص شد كه ٩۶ درصد بيماران كه تحت عمل جراحى قلب قرار گرفته بودند، از دعا به عنوان يك مكانيسم مقابله با استرس جراحى قلب استفاده كرده بودند (ساديا، ١٩٩١). در پژوهش هاولى (١٩٩٨) كه در زمينۀ بررسى تأثير تجارب و معناى دعاى بيمارانى كه تحت عمل جراحى قلب قرار گرفته بودند، صورت گرفت مشخص شد كه بيماران با دانستن اين مطلب كه خداوند دعاهايشان را مى‌شنود و به آنها هنگامى كه در جست‌وجوى آرامش هستند پاسخ مى‌دهد، از آرامش روحى برخوردار مى‌شدند.

همچنين ترنسى و ويليارد (٢٠٠٧) با بررسى بيمارانى كه تحت عمل جراحى قلب باز قرار گرفته بودند، دريافتند دعا كردن در بهبود سريع آنان نقش مؤثرى داشته و دعا بر كنترل نشانگان استرس نيز مؤثر بوده است.

دعا همچنين تأثير مثبتى بر بيماران مبتلا به اضطراب، افسردگى و كمبود عزت نفس 24 داشته است(اولااويرى، ١٩٩٧)..

اين در حالى است كه دعا و نيايش منظم همبستگى 25 مثبت با بهداشت روانى بهتر شخص دارد و ديندارى و دعا كردن با سطوح بالاى همدلى، بينش اخلاقى، خودبازنگرى 26 و ديگر رفتارهاى مثبت، و همبستگى منفى با افسردگى، تكانشى بودن 27 و رفتارهاى خطرناك دارد. يافته‌هاى ديگر نيز نشان داده است كه خودبازنگرى، همدلى، اميد و بينش اخلاقى با كاركرد سالم مناطق پيشانى مغز در ارتباط مى‌باشند، در حالى‌كه افسردگى، تكانشى بودن، سوء مصرف مواد و الكل با بدكارى اين مناطق مرتبط‌اند (مك نامارا، ٢٠٠٢). همچنين در قالب استفاده از درمان‌هاى رفتارى - شناختى، 28 نقش و تأثير دعا، به‌ويژه در زمينۀ درمان اختلال افسردگى از اهميت بالايى برخوردار مى‌باشد (مورلى، 2003). بررسى‌هاى فيزيولوژيك نيز تأثير جسمانى دعا را نشان داده است. اين تأثير شامل پايين آوردن ضربان و فشار خون، ميزان و تعداد تنفس، كاهش مصرف اكسيژن و تغيير در الگوهاى EEG 29 است (بنسون، ١٩٧٨)..

جوينگ و والاس (١٩٩٢) در بررسى خود به نقش دعا و تأثير آن بر پاسخ آرامش 30و افزايش در ميزان پاسخ گالوانيك پوست در تمرينات مراقبه اشاره كردند. از سوى ديگر، FMRI 31 آزمودنى‌هايى كه زمان زيادى را صرف دعا مى‌كنند نشان داد كه سيگنال‌هاى كلى در )FMRI( كاهش مى‌يابد. به طور مشخص ساختارهاى عصبى در برگيرندۀ توجه كردن است و آن تحت كنترل سيستم عصبى خودكار 32 مى‌باشد، در اين حال دعاى زياد ممكن است تفاوت معنادارى در كنترل فيزيولوژيك كاركردهاى متابوليك نشان بدهد (گلدمن، ١٩٩٠). در بررسى استنديش و همكاران (٢٠٠۵) با استفاده از )FMRI( مشخص شد كه ميزان قصدمندى 33 شخص براى انجام امور مذهبى از قبيل دعا با برانگيختگى نواخى خاصى از مغز، از جمله منطقۀ پيشانى مغز، منطقه پيشين(قدامى) و ميانى سينگولا 34 مرتبط است..

از سوى ديگر، رويكردهاى مذهبى و دعا نقش مؤثرى در درمان بيمارى‌هاى روان تنى 35 دارند (هريس، ١٩٩٩). بايرد(١٩٨٨) در بررسى‌هاى خود به نقش سيستم‌هاى غدد درون ريز و تأثير مثبت دعا بر فعاليت آن اشاره كرده است. همچنين بانتيا و همكاران (٢٠٠٧) ميزان دعا، نشانگان جسمانى و كيفيت زندگى را بررسى كردند. آنان دريافتند سطح متوسط و پايين درآمد با ميزان دعا، مذهبى بودن و سلامت جسمانى ارتباط مستقيم دارد. 36 ديويدسون و همكاران (١٩٨۴) نيز نتايجى را گزارش كردند كه حاكى از كاهش قابل توجه ميزان اضطرابى در گروه‌هايى بود كه به صورت طولانى مدت به دعا مى‌پرداختند. از سوى ديگر از آن‌جا كه فعاليت‌هاى مذهبى نظير دعا كردن بر ويژگى‌هاى شناختى مبتنى است كه با فعاليت حافظه و بخش‌هايى از سيستم ليمبيك در ارتباط مى‌باشند، اين قبيل فعاليت‌ها اگر به صورت مناسب انتخاب شوند مى‌توانند در بهبود بزرگسالانى كه مبتلا به زوال عقل 37 هستند مفيد واقع شوند (ونسى، ٢٠٠۵). (استين١٩٩٧) تأثير سودمندى دعا كردن بر كاهش استرس را گزارش كرد. الكساندر و همكاران (١٩٩۴) هم دريافتند كه براساس مطالعات همه‌گيرشناسى، كسانى‌كه به دعا مى‌پردازند، به طور معنادارى كم‌تر بيمار، بسترى، ويزيت سرپايى مى‌شوند و هزينۀ درمانى كم‌ترى را در مقايسه با گروه‌هاى كنترل متحمل مى‌گردد. آنرو (٢٠٠٧) نيز بر نقش دعا در مديريت درد 38 تأكيد كرده است. به طور كلى در زمينۀ نقش دعا و تأثير آن از سال ٢٠٠٠ ميلادى تاكنون اين جهت‌گيرى در مقالات پژوهشى مطرح است كه معنويت و ورود آن به فرايند درمان نقش تسهيل كننده و كمك كننده به پيشرفت درمان‌هاى جسمانى و روانى دارد (هلميكى، ٢٠٠٧).

الگوهاى شناختى تبيين كننده فرايند دعا

بررسى روان شناختى 39 فرايندهاى مذهبى نظير دعا، موضوع جديدى نيست. براى مثال آغازگر برجسته در زمينه بررسى روان شناختى مذهب، تحقيقات فخنر در حوزۀ پسيكوفيزيك 40 ( روان - فيزيك) در اكتبر سال ١٨۵٠ مى‌باشد كه در بيشتر كتاب‌هاى تاريخى اين واقعيت ناديده گرفته شده است. به عقيدۀ فخنر پسيكوفيزيك به عنوان ارتباط دهندۀ دنياى روحانى با دنياى مادى تلقى مى‌شود. با وجود اين وونت، كسى كه بيشتر از او به عنوان پدر روان‌شناسى علمى ياد شده است، كم‌تر از اين عقايد فخنر كه قابل توجه هستند، استفاده كرده است (بالس، ١٩٩٣). در چند سال اخير روان‌شناسى شناختى به عنوان يكى از شاخه‌هاى مهم علم روان‌شناسى به بررسى فرايند شناخت شامل توجه، 41 ادراك، 42 حافظه، 43 يادگيرى 44، تفكر 45، زبان 46، حل .....مسألۀ 47 و تصميم‌گيرى 48 پرداخته است (كالمن، ٢٠٠١). موضوع دعا و تأثير آن از جنبه .شناختى نيز مورد توجه پژوهشگران (مك نامارا، ٢٠٠٢؛ سيگال و همكاران، ٢٠٠٢؛ باتسون، ١٩٩٣؛ كانلى، ٢٠٠۴؛ استين و همكاران، ٢٠٠٠؛ پاراگامنك، ١٩٩٧) قرار گرفته است. آنان دريافتند كه در بسيارى از مذاهب در غرب و شرق از اشكال مختلف دعاى تعمقى در قالب فرايندهاى روحانى و شفادهنده استفاده شده است (سيگال و همكاران، ٢٠٠٢). مكان فرايندهاى شناختى مغز است كه در انسان از دو نيمكرۀ چپ و راست تشكيل شده است. هر نيمكرۀ نيز به چهار قطعه پيشانى، 49 آهيانه‌اى، 50 پس .سرى 51 و گيجگاهى 52 تقسيم مى‌شود. به طور كلى مراكز اعمال شناختى و حركتى .انسان در اين مناطق واقع شده است (هافمن و همكاران، ١٩٩۴).

همچنين حافظه از جمله بخش‌هايى است كه در فرايندهاى شناختى از اهميت ويژه‌اى برخوردار مى‌باشد. حافظه، به معنى فرايند ذهنى كسب و نگهدارى اطلاعات براى يادآورى بعدى و نيز سيستم اندوزش ذهنى مى‌باشد كه قادر به انجام اين فرايندهاست. حافظه شامل سه فعاليت ذهنى متفاوت كسب اطلاعات (يادگيرى)، نگهدارى اطلاعات و بازيابى اطلاعات است (ملتون، ١٩۶٣). روان‌شناسان معمولاً حافظه را به سه نوع حسى، 53 كوتاه مدت، 54 و بلند مدت 55 (يا حافظۀ معنايى 56) تقسيم مى‌كنند (لوفتاس، ١٩٩٢).

..انسان هنگامى كه دعايى را مى‌شنود يا دعايى را مى‌خواند، كلمات دعا ابتدا وارد حافظۀ حسى، كه مخزن اطلاعات حسى و يك سيستم حافظۀ بسيار كوتاه مدت است، مى‌شود. مغز انسان هر آنچه از اين طريق دريافت مى‌كند، براى مدت زمان كوتاهى (در حدود يك ثانيه) در خود نگهدارى مى‌كند (پاپاليا، ١٩٩٢). اطلاعات در حافظه به سرعت از دست مى‌روند، مگر آن‌كه به حافظۀ كوتاه مدت منتقل شوند. در حافظۀ كوتاه مدت اطلاعات براى مدت زمان بيشترى (در حدود پانزده تا بيست ثانيه) ذخيره مى‌گردد و اگر اطلاعات مورد مرور ذهنى 57 قرار بگيرد مى‌تواند به حافظۀ بلند مدت منتقل شود و براى مدت زمان بيشترى (ماه و سال) در حافظه باقى بماند.

به عبارت ديگر، اگر شخص دعايى را كه براى نخستين بار مى‌شنود، يا مى‌بيند، تكرار كند، اين دعا به حافظۀ بلند مدت او مى‌رود و قادر خواهد بود آن را براى مدت زمان بيشترى نگهدارى كند. حافظه اين توانايى را دارد كه اطلاعاتى را كه به حافظۀ بلند مدت فرستاده شده است، بار ديگر با فرايند بازيابى 58 به حافظۀ كوتاه مدت فراخواند. جالب اين‌كه اطلاعاتى كه براى شخص از اهميت برخوردار نباشد، و مورد توجه قرار نگيرد يا مرور ذهنى آن به‌خوبى انجام نشده باشد، فراموش خواهد شد (هافمن و همكاران، ١٩٩۴). در شكل (١) انواع حافظه و ارتباط ميان آن نشان داده شده است. بايد توجه داشت ورود اطلاعات به حافظۀ بلند مدت تضمين كنندۀ اين نيست كه شخص براى هميشه به آن اطلاعات دسترسى خواهد داشت و اگر براى مدت زمان طولانى شخص به بازيابى اين اطلاعات نپردازد فراموشى (جزيى يا كلى) رخ خواهد داد.

شكل (١) انواع حافظه و ارتباط ميان آنها. (هافمن و همكاران، ١٩٩۴)

گذشته از نحوۀ فرايند ذخيره‌سازى اطلاعات در حافظه، شخص هنگامى كه به خواندن دعا مى‌پردازد، فرايندهاى شناختى نيز با هدف درك بهتر موضوع فعال مى‌شوند. براساس رويكرد پردازش اطلاعات 59 كه تغيير شكل يافته الگوى اتكينسون و شيفرين است، سخت‌افزار در اين رويكرد، شامل سه مؤلفۀ حافظه يعنى حافظۀ حسى، حافظۀ كوتاه مدت و حافظۀ بلند مدت است. هر چند شخص با خواندن يا شنيدن دعا، ورود درون داد 60 به اين الگو را خاتمه مى‌دهد، اما محرك محيطى (خواندن يا شنيدن دعا) در سيستم پردازش جريان مى‌يابد. بخشى از اطلاعات (دعا) كه مورد توجه شخص قرار گرفته و رمزگردانى 61 (عمل رمزى كردن يك درون داد) شده است، به حافظۀ كوتاه مدت فرستاده مى‌شود و حافظۀ كوتاه مدت به طور موقت با بكارگيرى چند فرايند كنترل به مرتب كردن آنها مى‌پردازد و مجموعۀ آن را به حافظۀ بلند مدت انتقال دهد (هاليوك، ١٩٨۴). اما براساس الگوى فرايند، 62 با روش ساده به تبيين فرايند شناختى پرداخته شده است.

به طور كلى، الگوى فرايند عبارت است از فرضيه‌هايى دربارۀ فرايندهاى ذهنى خاص كه وقتى تكليف خاصى شكل مى‌گيرد، روى مى‌دهد (نيسر، ١٩٧۶). طبق اين الگو نخستين گام در پردازش، هنگامى كه شخص دعايى را مى‌خواند يا مى‌شنود، رمزگردانى محرك‌هاست. به اين صورت كه زنجيرۀ حروف پس از دريافت شدن (به صورت بصرى يا شنيدارى) به مكانيسم نگهدارى حافظۀ كوتاه مدت يا حافظۀ كاربردى منتقل مى‌شود. در اين مرحله حافظۀ كوتاه مدت از حافظۀ بلند مدت مى‌پرسد كه در آن‌جا چه محرك‌هايى شبيه آن ذخيره شده‌اند (آلن، ١٩٩٠). اين مرحله جست‌وجو شامل تفكر كردن است. به نظر مى‌رسد مرحلۀ جست‌وجو در پردازش، تا حدود زيادى تحت تأثير فراوانى كلمه قرار داشته باشد. به عنوان نمونه در كلماتى كه در زبانمان به صورت مداوم بكار مى‌روند (خداوند، نام پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمۀ اطهار عليهم السلام ) يا در مورد كلماتى كه به تعداد دفعات زياد در حافظه ذخيره شده‌اند جست‌وجو با دقت و سرعت بيشترى صورت مى‌گيرد(لوگان، ١٩٨٨).

شكل (٢) نيمكره‌هاى چپ و راست مغز و مناطق پردازش اطلاعات را نشان داده است. (سولسو، ١٩٩٨)

به طور كلى هر عاملى كه بر جست‌وجو در حافظه بلند مدت تأثير بگذارد، در واقع مرحلۀ جست‌وجو را در پردازش تحت تأثير خود قرار مى‌دهد و تفاوت‌هايى را در زمان يا دقت به وجود مى‌آورد. بايد توجه داشت پردازش اطلاعات براساس نوع آن در مناطق مختلف مغز صورت مى‌گيرد. همانطور كه در شكل (٢) نشان داده شده

است، در قسمت بالا دو بخش جانبى چپ و راست نيمكره‌هاى مغز و در قسمت پايين دو بخش ميانى نيمكره‌هاى مغز از مركز و از جلو به عقب به دو بخش برش داده شده و بخش‌هاى درونى آن تعيين شده است. با استفاده از اشكال هندسى بخش‌هاى مختلف مغز كه در فرايند توجه فعال مى‌باشند مشخص مى‌باشند. به ترتيب مربع‌ها بخش‌هاى دربرگيرنده شبكه توجه، مثلث نشانگر بخشى است كه با ترصد مرتبط است و لوزى نشانگر بخش پيشين شبكه توجه، دايره و بيضى نيز نشانگر بخش‌هاى فعال در پردازش كلمه و ايجاد ارتباطهاى معنايى با اشكال بصرى كلمه مى‌باشد (سولسو، ١٩٩٨).

با اين‌حال برخى معتقدند پردازش دعا در مغز انسان (صرف نظر از مكان آن) به صورت پردازش مرحله‌هاى متوالى 63 صورت مى‌گيرد. براساس اين نظر فرايندها يا مراحل متوالى پردازش وجود دارند. به طورى كه هر بار شخص دعايى مى‌خواند، مجموعه‌اى از مراحل روى مى‌دهند كه آنها پردازش ذهنى آن جمله يا عبارت را توجيه مى‌كنند. ترتيب اين مراحل عمدتاً ثابت مى‌باشند، به طورى كه هر مرحله نتيجه‌اى را تدارك مى‌بيند كه براى انجام عمل در مرحلۀ بعدى نياز است. به عبارت ديگر پردازش متوالى نه فقط روشى است كه توالى مراحل را ثابت مى‌كند بلكه به طور ضمنى به اين نكته اشاره دارد كه مراحل به دقت يكى پس از ديگرى انجام مى‌شوند. هر چند برخى معتقدند مراحل پردازش به صورت مستقل و فاقد همپوشى روى مى‌دهند و اين‌گونه فرض شده است كه عمل هر مرحله منفرد به طور كامل پايان مى‌پذيرد، سپس مرحله بعدى آغاز مى‌شود و هر مرحله منفرد بر ساير مراحل تأثير ندارد و آنها را در بر نمى‌گيرد (دعايى را در نظر بگيريد، بر اين اساس هر يك از كلمات به صورت مجزا پردازش مى‌شوند). بررسى‌هاى جديد فرض‌هايى كه در مورد پردازش زنجيره‌اى و همپوشى نداشتن مراحل عنوان شده است، مورد ترديد قرار مى‌دهند. به جاى يافته‌هايى كه عنوان مى‌كرد فرايندهاى ذهنى براساس روش گام به گام عمل مى‌كنند، مطالعاتى صورت گرفت كه با سند و مدرك ثابت مى‌كردند پردازش ذهنى مى‌تواند به طور همزمان به صورت چند گانه و موازى انجام شود (همۀ كلمات موجود در يك جملۀ دعا به صورت همزمان پردازش مى‌شوند) (سالتوس، ١٩٨۴).

به طور خلاصه شخص با شنيدن يا خواندن دعا با مراحل، درون داد (كه طى آن مطالب شنيده يا خوانده شده رمزگردانى مى‌شوند)، تجزيه (در اين مرحله شخص مطالب شنيده يا خوانده شده را به اجزا و بخش‌هاى كوچك‌ترى تبديل مى‌كند)، تمركز( يافتن معناى هر يك از كلمات مطرح شده) و اجرا (پرداختن به فعاليتى مشخص) مواجه است. اين مراحل چندگانه به صورت موازى انجام مى‌شوند (راينر، ٢٠٠١). به عنوان مثال، شخص هنگامى كه آيۀ شريفۀ «اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» 64 را قرائت مى‌كند يا مى‌شنود با همۀ اين مراحل مواجه مى‌شود (رمزگردانى كلمات، تجزيه، تمركز و اجرا كه در مرحلۀ آخر مى‌تواند پرداختن به دعا باشد).

شواهدى جمع‌آورى شده است مبنى بر اين‌كه مؤلفه‌هاى ذهنى متفاوت به طور همزمان و به‌گونۀ موازى انجام مى‌شوند. كامپيوترها در گذشته و بخش كثيرى از آنها هم اكنون نيز به پردازش زنجيره‌اى فرايندها مى‌پردازند و پژوهشگران بر اين باور هستند كه به طور قطعى انسان به اين صورت عمل نمى‌كند. علاوه بر اين قياس كامپيوتر اين موضوع را روشن كرده است كه صرف نظر از سخت‌افزار بايد به نرم افزار سيستم پى ببريم. بنابر سيستم قياس براى پى بردن به شناخت نبايد به مغز، ارگان فيزيكى كه شناخت را در خود جاى مى‌دهد، خلاصه شود. به طور كلى، مغز به راه‌هاى بى‌شمارى مؤلفه‌هاى مختلف شناختى را به طور پيوسته و همزمان مورد پردازش قرار مى‌دهد (فودور، ١٩٨٣).

براساس اين الگو اطلاعات در حافظۀ بلندمدت فعال هستند. براى مثال به‌راحتى اكنون مى‌توان اثرى حقيقى بر حافظۀ حسى يعنى بر مرحلۀ درون داد محرك بيرونى گذاشت. به عنوان نمونه شخص در حالى‌كه دعايى را مى‌خواند به دريافتن معنى آن مى‌پردازد. اگر شخص دعا را به سرعت و با كم‌ترين توجه و حضور قلب بخواند، برخى از كلمات آن را جا مى‌اندازد، به اين دليل كه در سريع و بى‌توجه خواندن برخى فرايندهاى سطح پايين‌تر نظير غلطگيرى و توجه به اشتباه‌هاى تايپى، به دقت هميشگى انجام نمى‌شود. در اين حال اگر اشتباه‌هاى تايپى در متن وجود داشته باشد به دليل آن‌كه شخص در گذشته از آن كلمه درك بسيار قوى‌اى كسب كرده است سبب مى‌شود تا كلماتى كه به صورت اشتباه تايپ شده‌اند توسط حافظۀ بلندمدت اصلاح شوند و شخص بدون توجه به اشتباه بودن، آن كلمات را به صورت صحيح بخواند (ريد، ١٩٩٢).

همچنين برخى از پژوهشگران با توجه به نقش حافظه معنايى به تبيين فرايندهاى شناختى پرداخته‌اند. به اعتقاد آنان حافظۀ معنايى، حافظۀ پايدار ذخيرۀ معلومات عمومى است و به صورت يك فرهنگ لغات يا دايرة المعارف توصيف شده است. به طور كلى حافظۀ معنايى مخزن عمومى معلومات است (هينتزمن، ١٩٧٨). بر اين اساس اطلاعاتى كه شخص از راه‌هاى مختلف (خواندن كتاب، گوش دادن به راديو..) به دست مى‌آورد، در اين بخش ذخيره مى‌شود. بايد توجه داشت كه حافظۀ معنايى يك شبكه است، يك مجموعۀ مفاهيم مرتبط با هم يا بخش‌هاى معلومات مرتبط با هم. هر مفهوم در اين شبكه به عنوان يك گره، 65 يك نقطه يا محل در فضاى معنايى تلقى مى‌شود. علاوه بر اين، گره‌هاى مفهوم از طريق گذرگاه‌ها و ارتباطهاى جهت‌دار بين مفاهيم مشخص، با يكديگر مرتبط هستند (ريسبرگ، 1997).

فرايند اصلى كه در اين ساختار وجود دارد، فعال‌سازى گسترش يابنده 66 است، يعنى فعاليت ذهنى دستيابى و بازيابى اطلاعات از اين شبكه. در حالت عادى مفاهيم اغلب وضع آرام و بدون فعاليت هستند. اين فعال‌سازى فرايند بازيابى و فرايند دستيابى به معانى مفاهيم محسوب مى‌شود. از سوى ديگر، فعال سازى در سراسر شبكه گذرگاه‌هاى ذخيرۀ اطلاعات گسترش مى‌يابد. يك‌بار كه يك مفهوم فعال شد به ديگر مفاهيمى كه با آن مفهوم نخست مربوط است گسترش مى‌يابد. براين اساس فعال‌سازى در يك گره مفهوم شروع مى‌شود و بعد از آن گسترش يافتن در سراسر شبكه آغاز مى‌گردد (كولينز، ١٩٧۵).

طبق اين الگو مفاهيم مذهبى نظير، خداوند، پيامبر، رحمت، عدالت، مذهب و... به صورت گره در يك شبكۀ گسترده با يكديگر در ارتباط مى‌باشند. روند فعال‌سازى هنگامى كه شخص به خواندن يا شنيدن دعا مى‌پردازد براى هر يك از كلماتى كه مى‌خواند يا مى‌شنود آغاز مى‌گردد. به طور كلى فعال‌سازى گسترش يابنده هرگاه يك مفهوم در حافظۀ معنايى فعال مى‌شود، راه‌اندازى خواهد شد. بنابر اين هنگامى كه دو مفهوم فعال مى‌شوند، در آن‌جا به طور همزمان دو فعال‌سازى گسترش يابنده (براى هر گره مفهوم) صورت مى‌گيرد. براساس فرايند فعال‌سازى گسترش يابنده هنگامى كه شخص مثلاً دعاى فرج امام زمان (عج) را مى‌خواند، فعال‌سازى مفاهيمى چون، ظهور، غايب، حكومت، عدالت، نيمه شعبان، تعجيل، ... آغاز مى‌گردد. اين شبكه براساس اطلاعاتى كه شخص در زندگى خود از راه‌هاى مختلف (مطالعۀ كتاب، تماشاى فيلم، سخنرانى‌ها...) كسب مى‌كند، مى‌تواند گسترده‌تر شود. طبق اين الگو، با بالاترين ارتباط معنايى بين مفاهيم، شخص سريع‌تر قادر است كه ارتباط بين آنها را دريابد. به عبارت ديگر، مفاهيمى كه بيشتر با يكديگر مربوط هستند در مقايسه با مفاهيمى كه از ميزان پايين‌ترى از ارتباط برخوردارند، مى‌توان به سرعت مورد توجه قرار داد (هامپتون، ١٩٨۴).

در فرايند فعال‌سازى، نقش ماشه چكانى 67 از اهميت برخوردار مى‌باشد. اين‌كه شخص با ديدن يا شنيدن كلمه معانى كه در حافظه دارد به ياد مى‌آورد. با خواندن يا شنيدن دعا، به طور خودكار معانى كلمات به كار رفته شده در دعا، در حافظۀ شخص فعال مى‌شوند. به عبارت بهتر مى‌توان گفت: ماشه چكانى فعال‌سازى معانى نزديك و مرتبط با كلمه مى‌باشد (دانبار، ١٩٨۴). همچنين ماشه چكانى مى‌تواند مفاهيم و مطالبى را كه از نظر معنايى با چندين مفهوم در ارتباط هستند فعال كند.

هنگامى كه شخص دعايى را مى‌خواند يا مى‌شنود برخورد با نخستين واژه، ماشۀ شمارۀ يك ناميده مى‌شود و محركى كه در پى ماشه پديد مى‌آيد، آماج 68 مى‌باشد. به طور كلى مقصد فرايند فعال‌سازى ماشه چكانى، مفهومى است كه تحت تأثير ماشه مى‌باشد. همچنين ماشه‌ها مقدم بر آماج‌ها هستند. به عبارت ديگر، هنگامى كه شخص دعا خواند (يا مى‌شنود)، به طور خودكار فرايند دسترسى به معناى كلمه آغاز مى‌شود (نيلى، ١٩٧٧).

از سوى ديگر، رابطۀ بين فرايند ماشه چكانى و دسترسى آن به اطلاعات ذخيره شده در حافظه نيز بديهى است، اين‌كه شخص هنگام خواندن دعا با كلمات روبه‌رو مى‌شود كه با فرايند ماشه چكانى كلمات، خاطرات، و رويدادهايى از حافظه فراخوانده مى‌شوند و شخص آن را به‌ياد مى‌آورد. براساس فرايند ماشه چكانى است كه شخص در هنگام خواندن كلمات و جملات در زيارت عاشورا رويداد عاشورا، نحوۀ شهادت امام حسين عليه السلام ، شجاعت ياران آن حضرت و... از حافظۀ بلندمدت فراخوانده مى‌شود و شخص آن را به ياد مى‌آورد. اين نحوۀ ارتباط ماشه چكانى و حافظۀ بلندمدت در پژوهش‌هاى مختلف (مورتن، ١٩٧٩؛ براون و همكاران، ١٩٩١؛ لوگان، ١٩٩٠؛ جاكوبى، ١٩٨١) تأييد شده است.

از آن‌جا كه خواندن دعا، به‌ويژه در مكان‌هاى مقدس و زيارتگاه‌ها، زنجيره‌اى از مفاهيم، باورها و رويدادهاى نگهدارى شده در حافظۀ بلندمدت شخص را راه‌اندازى مى‌كند، ورود اين اطلاعات به حافظه كوتاه مدت شخص و درك دوبارۀ او از اين اطلاعات، سبب آرامش خاطر و كاهش استرس (اولااويرى، ١٩٩٧؛ استين، ١٩٩٧)، پايين آمدن ضربان قلب و فشار خون (بنسون، ١٩٧٨)، درمان افسردگى (مورلى، ٢٠٠٣)، سلامت جسمانى (بانيتا و همكاران، ٢٠٠٧)، بهبود سريع پس از عمل جراحى قلب باز (ترنسى و ويليارد، ٢٠٠٧)، بهبود زوال عقل (ونسى، ٢٠٠۵)، مديريت درد ( آنرو، ٢٠٠٧) و به همدلى، بينش اخلاقى، خوشبينى و ديگر رفتارهاى مثبت (مك نامارا، ٢٠٠٢) منجر مى‌گردد.

نتيجه گيرى

در آيات مختلف قرآن كريم و سخنان پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و ائمۀ اطهار عليهم السلام بر اهميت، نقش و جايگاه دعا تأكيد شده است. پژوهشگران در حوزه‌هاى مختلف، به‌ويژه روان‌شناسى، فيزيولوژى و پزشكى در سال‌هاى اخير به بررسى دقيق تأثير دعا بر انسان پرداخته‌اند. يافته‌هاى روان‌شناسان در حوزۀ شناختى نيز كمك قابل توجهى به درك هر چه بهتر فرايندهاى ذهنى از جمله دعا كرده است.

سيستم پردازش اطلاعات انسان از دو بخش سخت افزار (مغز) و نرم‌افزار (فرايندهاى شناختى) تشكيل شده است. بررسى‌ها با تجهيزات پيشرفته از جمله FMRI نشان مى‌دهد كه بخش پيشانى، منطقۀ قدامى و ميانى سينگولا در مغز، جايگاه پردازش اطلاعات مربوط به دعا مى‌باشد. از سوى ديگر، كشف انواع حافظه (حسى، كوتاه مدت و بلند مدت يا معنايى) و نحوۀ ارتباط آن و همچنين الگوهاى شناختى (نظير الگوى فرايند، پردازش مرحله‌هاى متوالى و پردازش موازى) كه پژوهشگران حوزۀ روان‌شناسى شناختى مطرح كرده‌اند، به درك بهتر از نحوۀ فرايندهاى شناختى در دعا كمك مى‌كند.

شخص در هنگام دعا خواندن، در جايگاه مشخصى از مغز او برانگيختگى و فعاليت آغاز مى‌شود. اين فعاليت شامل پردازش هر يك از كلمات در دعا مى‌باشد،این پردازش خواه به صورت متوالى يا موازى سبب فراخوانى اطلاعات ذخيره شده در حافظۀ بلندمدت به حافظۀ كوتاه مدت مى‌شود. همچنين در كنار شناسايى معانى كلمات دعا، رويدادها و خاطرات مربوط نيز فراخوانده مى‌شود. اين موضوع يعنى، فراخوانى معانى، رويدادها، خاطرات و باورها سبب كاهش استرس، كاهش فشار خون و ضربان قلب مى‌شود و به شخص اين توانايى را مى‌دهد تا با رويدادهاى پر مخاطره مواجه شود.

پی نوشت:
1) . كارشناس ارشد روان‌شناسى بالينى.
2) . در فرهنگ فارسى معين دعا، خواندن جمله‌هايى از پيامبر و امامان در اوقات معين براى طلب آمرزش وبرآورده شدن حاجات، نيايش كردن و درخواست حاجات از خداوند تعريف شده است.
3) . سورۀ غافر، آيۀ ۶٣.
4) . سورۀ اعراف، آيۀ ١٨٠.
5) . سورۀ انعام، آيۀ ۵٣ .
6) . سورۀ فرقان، آيۀ ٧٧.
7) . سورۀ اعراف، آيۀ ۵۵ .
8) . سورۀ بقره، آيۀ ١٨۶.
9) . سورۀ شورى، آيۀ ٢۶.
10) . سورۀ آل عمران، آيۀ ٣۴.
11) . سورۀ مريم، آيۀ ۴.
12) . سورۀ دخان، آيۀ ٢٢.
13) . سورۀ قمر، آيۀ ١١.
14) . الميزان، ج ٢، ص ۴٩.
15) . بحار الأنوار، ج ٩٠، ص ٣٠٠.
16) . اصول كافى، ج، ص ٢٣٠.
17) . نهج البلاغه، نامۀ ٣١.
18) . اصول كافى، ج ۴، ص ٢٣۴.
19) . همان، ص ٢٣٢.
20) . همان، ص ٢٢٩.
21) . . Coping strategies.
22) . .Self - help.
23) . Arthritis.
24) . Self - esteem.
25) . . Correlation.
26) . . Self - Monitoring.
27) . . Impulsive.
28) . . Cehavioral - Behavioral.
29) . . Electroencep halogram (EEG).
30) . . Relaxation Response.
31) . روش تصوير بردارى بازتاب مغناطيسى عملكرد يا Functionl Magnetic Resonance Imaging )FMRI( از پيشرفته‌ترين شيوه‌هاى بررسى فعاليت مغز است. در بررسى استنديش و همكاران (٢٠٠۵)، دريافت محرك و كاركرد نواحى خاصى از مغز با استفاده از )FMRI( تأييد شد. به طور كلى با استفاده از اين روش رفتارهاى شناختى شخص بررسى مى‌شود و كشف مراحل و فرايندهاى شناختى هدفى قابل دستيابى است (وردن، ٢٠٠۵؛ گابريلى، ١٩٩۶؛ تانگ، ٢٠٠۵).
32) . . Autonomic nervous system .
33) . . Intentionaly.
34) . . Cingulate .
35) . بيمارى‌هاى روان تنى يا Psychosomatic ، بيمارى‌هايى است كه در آن شكايات بدنى همراه با ضايعات‌و آسيب‌هاى بافتى همراه مى‌باشد، ولى علت آن روانى است، مانند اختلالات معدى - روده‌اى، اختلالات قلبى - عروقى، سردردهاى ميگرنى، اختلال‌هاى پوستى (آزاد، ١٣٧٨).
36) . بنيانگذار انقلاب اسلامى ايران حضرت امام خمينى قدس سره سال‌ها پيش بر اهميت ساده‌زيستى و مضرات‌خوى كاخ‌نشينى تأكيد فرمودند (صحيفه نور، ج ١٧، ص ٢١٧).
37) . . Dementia .
38) . در فرهنگ وبستر(٢٠٠٣) مديريت درد يا PainManagment اين‌گونه تعريف شده است: فرايندمهيا كردن مراقبت‌هايى كه درد را تسكين يا كاهش دهد.
39) . Psychological.
40) . . Psychophysic.
41) . Attention .
42) . . Perception.
43) . . Memory.
44) . . Learning.
45) . . Thinking.
46) . . Language.
47) . . Problem Solving.
48) . . Decision Making.
49) . . Frontal.
50) . . Parietal.
51) . . Occipital.
52) . . Temporal .
53) . . Sensory Memory.
54) . . Short Term Memory.
55) . . Long Term Memory.
56) . . Semantic.
57) . . Rehearsal.
58) . . Retrieval.
59) . . Information Processing Approach.
60) . . Input.
61) . Encoding.
62) . . Process Model.
63) . Sequential of Processing.
64) . سورۀ غافر، آيۀ ۶٣.
65) . . Node.
66) . . Spreading Activation.
67) . . Priming
68) . . Target.
 

فهرست منابع

١. آسيب‌شناسى روانى، حسين آزاد، بعثت، تهران، ١٣٧٨.

٢. بحار الأنوار، محمّد باقر مجلسى، موسسة الوفا، بيروت، ١٩٨٣.

٣. صحيفه نور، مجموعه رهنمودهاى امام خمينى رحمه الله ، وزارت فرهنگ و ارشاد، ١٣۶۴.

۴. كافى، ابو جعفر محمّد بن يعقوب كلينى، المكتبة الاسلاميه، تهران، ١٣۴٧.

۵. فرهنگ فارسى معين، محمّد معين، سرايش، تهران، ١٣٨٠.

۶. نهج البلاغه، سيد جعفر شهيدى، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، تهران (١٣٧٠).

٧. الميزان فى تفسير القرآن، سيد محمّد حسين طباطبايى، ترجمۀ باقر موسوى همدانى، دفتر انتشارات اسلامى، قم..

٨. Alexander , C., Robinson , P., Orme-Johnson, D.(١٩٩۴). The effects oftransc endental meditation compared to other methods of relaxation andmeditation in reducting risk factors and mortality. Journal of Homeostasis , Vol ٣۵ (۴-۵) ٩. Allen , P.(١٩٩٠). Evidence for a parallel input serial analysis model of wordprocessing. Journal of Experimental Psychology , Vol ١۶

١٠. Arcury , T.A.(١٩٩۶). Gender and ethnic differences in alternative andconventional arthritis remedy use among community dwelling rural adultswith arthritis. Journal of Arthrits care resarge. Vol ٩ (۵)

١١. Astin , J.A.(١٩٩٧). Strees reduction through mindfulnees meditation effectson psychological symptomology and spiritual experiences. Journal ofPsychotherapy. Vol ۶۶

١٢. Astin , J.A., Harkness, E., Ernest, E.(٢٠٠٠). The efficacy of distant healing ,

asystematic review. Journal of Internal Medicine. Vol ١٣٢١٣. Banthia, R., Tedlie, J., Folkman , S.(٢٠٠٧). Socioeconomic differences is theeffects of prayer on physical symptoms and quality of life. Journal ofHealth Psychology. Vol ١٢ (٢)

١۴. Batson , C.D.(١٩٩٣). Religion and individual. New York : Oxford universitypress

١۵. Benson , H.(١٩٧٨). Treatment of anxiety. Journal of P sychotherapyP sychosomatics. Vol ٣٠ (٣-۴)

١۶. Byrd , R.(١٩٨٨). Positive therapeutic effects of intercessory prayer incoronary care unit population. Journal of South Medicine. Vol ٨١

١٧. Bolles , C.D.(١٩٩٣). Religion and the individual. New York : oxfordunivers ity press

١٨. Bronowski , J.(١٩٧٨). The Origins of knowledge and imagination. Yaleuniversity press

١٩. Brown , A., Neblett , D., Jones , T.C(١٩٩١). Transfre of processing inrepetition priming. Journal of Experiment Psychology. Vol ١٧

٢٠. Canli , T.(٢٠٠۴). Amigdala responses to emotionally valenced stimuli inolder and younger adults. Journal of Psychological Science. Vol ١۵(٣)

٢١. Colman , A.M.(٢٠٠١). Dictionary of Psychology. Oxford university press٢٢. Collins , A.(١٩٧۵). A spreading activation theory of semantic processing.Journal of Psychological Review. Vol ٨٢

٢٣. Davidson, R. , Goleman , D., Schwartz, E.(١٩٨۴). Attentional an d affective concomitants of meditation. New York : Aldine

٢۴. Dossey , L.(١٩٩٧). The return of prayer. Journal of Alternative Therapies inhelth and medicien. Vol ٣(۶) ٢۵. Dunbar , K.(١٩٨۴). A horse race of a different color: stroop interferencep atterns with transformed word. Journal of Experimental Psychology. Vol١٠

٢۶. Fodor , J.(١٩٨٣). The modularity of mind. Cambridge , MA: MIT press٢٧. Gabrieli , J. D.(١٩٩۶). Functional magnetic resonance imaging of semanticmemory processes in the frontal lobes. Journal of Psychological Science.Vol ٧

٢٨. Goldman , R.(١٩٩٠). Three casereports of the metabolic andencep halographic changes during advanced buddhist meditation technigues. Journal of Behavioral Med. Vol ١۶

٢٩. Harris , W.S. , Gowda , M.(١٩٩٩). A randomized , controlled trial of theeffects of remote , intercessory prayer on outcomes in patients admitted tothe coronary care unit. Journal of Internal Medicine. Vol ١۵٩

٣٠. Hawley , G.(١٩٩٨). Seeking comfort through prayer. International Journalof Nursiry practice. Vol ۴ (١)

٣١. Helmeke , K. (٢٠٠٧). Couple therapy and spirituality and religion states ofart. Journal of Couple and Relationship therapy. Vol ۶ (١-٢)

٣٢. Holyoak , D.(١٩٨۴). Cognition. Engle Wood Cliffs , NJ: Prentice- Hall٣٣. Huffman , K., Vernoy , M., Vernoy , J.(١٩٩۴). Psychology in action. ThirdEdition. John Willy

٣۴. Hintzman , D.L.(١٩٧٨). The Psycholog of Learning and Memory. San

francisco: Freeman٣۵. Hampton , J.A.(١٩٨۴). The verification of category and property statements.Journal of Memory and Cognition. Vol ١٢

٣۶. Jacoby , L., Dallas , M.(١٩٨١). On the relationshipB etweena utobiographical memory and perceptual learning. Journal ofExperimental Psychology. Vol ١١٠

٣٧. Jeving , R., Wallace ,R.K.(١٩٩٢). The Psychology of Meditation. Journal ofNeuroscience Biobehave. Vol ١۶

٣٨. Kaye , J.(١٩٩١). Spiritulity among caregivers. TheJ ournal of N ursingschol arship. Vol ٢۶

٣٩. Loftus , E.(١٩٩٢). Psychology. Fourth Edition. MC GRAHILL۴٠. Logan ,G.(١٩٨٨). Toward an instance theory of automatization. Journal ofPsychological Review. Vol ٩۵

۴١. Logan , G.(١٩٩٠). Repetition priming and automaticity. Journal ofCognitive Psychology. Vol ٢٩

۴٢. McNamara , P.(٢٠٠٢). The motivational origins of religious practices. Zygon. Vol ٣٧

۴٣. Morelli , G.(٢٠٠٣). Emotion , Cognitive treatment. Ocampr E. Journal. Vol١

۴۴. Melton , A.W.(١٩۶٣). Implications of short term memory for a generaltheory of memory. Journal of Verbal Learning and Verbal Behavior. Vol ٢

۴۵. Morton , J.(١٩٧٩). Facilitation in word recognition. Journal of Processingof Visible Language. Vol ١١

 

۵٨. Solso , R.L.(١٩٩٨). Cognitive Psychology. ۵th Edition. Boston: Allyn andBacon ۵٩. Terrence , N., Willard , R.(٢٠٠٧). Influence of prayer coping on mentalhealth among cardiac surgery patients. Journal of Health Psychology. Vol١٢(۴)

۶٠. Tong , F.(٢٠٠۵). Decoding the visual and subjective contents of the humanbrain. Journal of Natural Neuroscience. Vol ٨

۶١. Unruh , A.(٢٠٠٧). Spirituality ,Religion and Pain. Candian Journal ofNursing Research. Vol ٣٩ (٢)

۶٢. Vance , D.(٢٠٠۵). Spiritual activities for adults with alzheimer 's disease ,the cognitive components of dementia and religion. Journal of Religion ,Spirituality and aging. Vol ١٧(١)

۶٣. Webster 's New worlds. Medical Dictionary. ٢nd Edition (٢٠٠٣)۶۴. Worden , M.(٢٠٠۵). Cognitive Task D esign for F MRI. InternationalJ ournal of Learning Systems and Technology. Vol ۶(٢)

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally