تأملى بر مبانى اجتماعى و فرهنگى زيارت
زيارت از نمادهاى جامعه شناختى ملموس و آشكار دين باورى و هويت دينى هر جامعه‌اى محسوب مى‌شود.
چهارشنبه 2 خرداد 1397    
بازدید: 262

تأملى بر مبانى اجتماعى و فرهنگى زيارت

محمد حسن شربتيان 1

چكيده

زيارت موجب تحريك احساسات عاطفى، انسانى و تقويت انسجام و وحدت دينى مى‌شود، و ابزارى براى بيان احساسات فردى و گروهى است. اين پديده به عنوان يك فعاليت مشترك در ميان گروه‌هاى مذهبى از اهميت بسيار بالايى برخوردار است. زيارت داراى خصوصيت فرهنگى، اكتسابى است؛ كه از طريق مناسك و آداب و رسوم و متون خاص مى‌توان آن را به ديگران آموزش داد. اين پديده از طريق سمبل‌ها، احساس تعلق و هويت فرهنگى جامعه را نشان مى‌دهد. زيارت در واقع بخشى از اعتقادات و گرايشات مذهبى و هنجارهاى‌دينى هر جامعه‌اى است؛ كه از همان اوان كودكى به فرد آموزش داده مى‌شود. در كسب اين هويت خانواده، مدرسه، رسانه‌هاى همگانى، مؤثرند. فرايند جامعه‌پذيرى زيارت از لحاظ عينى، آن است كه جامعه فرهنگ معنوى خود را از نسلى به نسل ديگر انتقال داده است؛ هنگامى كه در رفتارهاى زيارتى بايدها و نبايدها رعايت شود، زيارت به عنوان هنجارى درونى، خود به خود و با ميل و بدون اجبار بيرونى در انسان‌ها به وجود مى‌آيد؛ زيرا اين مسأله از فطرت دينى انسان ناشى مى‌گردد. زيارت از نمادهاى جامعه شناختى ملموس و آشكار دين باورى و هويت دينى هر جامعه‌اى محسوب مى‌شود. و در واقع به عنوان نماد جمعى و دينى براى بيان ارزش‌ها و باورهاى مذهبى يك گروه به عنوان يك كل به حساب مى‌آيد.

كليدواژه‌ها: ارزش اجتماعى، جامعه‌شناسى، زيارت، فرهنگ، گروه اجتماعى، هنجار اجتماعى، نشانه، نياز اجتماعى.

پيشگفتار

زيارت به عنوان يك واقعيت اجتماعى و دينى امرى قدسى است؛ كه در زندگى انسان از ابعاد جامعه شناسى و انسان شناختى بر ساختار فرهنگ دينى جامعه تأثيرگذار است. اين پديده در قالب نياز اجتماعى و به صورت جمعى در تقويت نگرش‌هاى اعتقادى افراد در جامعه مؤثر است. در بعد گروه‌هاى اجتماعى، زيارت با توجه به كنش و فعاليت مشترك و احساسات جمعى در جامعه شناسى قابل بررسى است؛ همچنين در قالب گروه‌هاى نخستين كه داراى اهداف مشترك همراه با فاصلۀ اجتماعى نزديك و صميميت است قابل مطالعه مى‌باشد. از بعد ديگر، زيارت در فرهنگ معنوى هر جامعه‌اى داراى خصوصيت اكتسابى، عام، خاص و قابل انتقال است؛ و به عنوان ميراث اجتماعى سينه به سينه اشاعۀ فرهنگى پيدا مى‌كند. در فرايند جامعه‌پذيرى، زيارت در واقع بخشى از اعتقادات و گرايشات مذهبى و هنجارهاى دينى هر جامعه‌اى است كه از همان اوان كودكى به فرد آموزش داده مى‌شود. در كسب اين هويت، خانواده، مدرسه، رسانه‌هاى همگانى، نقش مؤثرى دارند.

در قالب ارزش اجتماعى، پديدۀ زيارت مورد احترام و تقدس قرار مى‌گيرد؛ كه اين مسأله ريشه در فطرت دينى و اجتماعى انسان دارد. از سوى ديگر زيارت به عنوان پديدۀ هنجارى، همراه با الگوها و معيارهاى مشتركى است كه در قالب الگوهاى رفتارى «بايدها و نبايدها» قابل مطالعه است. در بعد نماد شناختى از ديدگاه جامعه‌شناسى، زيارت بيان كنندۀ معانى است؛ اين نمادها در جامعه به رسميت شناخته شده است؛ و به عنوان نماد جمعى و دينى براى بيان ارزش‌ها و باورهاى مذهبى يك گروه به عنوان يك كل به حساب مى‌آيد.

زيارت به عنوان پديده‌اى در انسان‌شناسى دينى در قالب امر قدسى در حوزۀ نيايش و مناسك مذهبى قابل بررسى است، در حوزۀ انسان‌شناسى نمادين از خلال شبكه‌هاى نمادى و نشانه‌هاى معنادار در مفهوم اجتماعى و دينى قابل توجه است؛ در بعد انسان شناسى‌شناختى در قالب انديشه‌ها، نگرش‌ها و احساسات به عنوان يك امر اجتماعى و مقدس قابل پژوهش و ارزيابى است.

طرح مسأله

زيارت به عنوان يكى از مؤلفه‌هاى ساختار نظام دينى، در هر فرهنگى داراى آثار متفاوتى است. اين عنصر در انديشه‌هاى انسان‌شناسى و جامعه‌شناختى قابل بررسى است. از منظر علوم اجتماعى مى‌توان در ابعاد مختلف اين پديده را مورد توجه قرار داد. در اين مقاله به صورت موجزء به تشريح جايگاه زيارت براساس مبانى فرهنگى و اجتماعى مى‌پردازيم.

زيارت و نياز اجتماعى

زيارت در بعد نياز اجتماعى و روان‌شناختى در يك جامعۀ انسانى به صورت فردى و جمعى مى‌تواند نقش داشته باشد؛ اين نقش همان برقرارى وجود ارتباط ميان اعضا است. از بعد جامعه شناختى «وجود ارتباط ميان اعضاى يك جامعه ضرورتى اجتناب‌ناپذير است، چون اگر جامعه قادر به برقرارى ارتباط نباشد، رفتار اجتماعى اصولاً مفهومى نخواهد داشت، به همين سبب است كه هر جامعۀ انسانى حداقل يك زبان گفتارى كه ارتباط انسان‌ها را آسان مى‌سازد، دارا مى‌باشد». 2 زيارت كه به عنوان يك واقعيت دينى در انديشه‌هاى اسلامى باعث ارتباط ميان اعضاى يك جامعه شده است، منجر به برقرارى ارتباط جمعى ميان انسان‌ها در اماكن مقدس مى‌گردد. زيارت از طريق برقرارى ارتباط به رفتار اجتماعى و دينى معنا و مفهوم مى‌دهد. از طريق زيارت كردن با يك زبان گفتارى خاص، انسان‌ها با معبود خود و با ائمه اطهار عليهم السلام ارتباط برقرار مى‌كنند؛ اين زبان، يك زبان احساسى و خشوع و خضوع با پروردگار است. اين مقوله از بعد كاركردگرايى قابل بررسى است؛ در واقع زيارت در اين مفهوم پديده‌اى ايده‌آل مى‌باشد، كه نتيجۀ مناسب و مطلوب و سودمند براى افراد جامعه و تقويت دين دارد. انسان‌ها با خداوند از طريق زيارت كردن و خواندن متون زيارتى در زمان و مكان خاص رابطۀ معنوى برقرار مى‌كنند؛ اين نياز، يك نوع نياز به عزت نفس و احترام مى باشد كه به صورت معنوى در انسان هميشه وجود دارد؛ و انسان به دنبال پرورش آن است.

زيارت در قالب يك نياز اجتماعى (احترام) مى‌تواند در جامعۀ انسانى نمو پيدا كند؛ در اين بعد، اين نياز نوعى قدرشناسى از خداوند متعال و صالحانش است، اين نياز و انگيزۀ آن در انسان بسيار قوى است؛ هر قدر كه در جامعه مقياس‌هاى ارزشى رنگ و بوى معنوى داشته باشد و تقويت گردد، اين نياز از منزلت خاصى در ساختار فرهنگ دينى جامعه برخوردار است؛ با توجه به اين مسأله در جامعۀ اسلامى بايد به صورت متعادل به آن پرداخت.

زيارت در انديشه‌هاى اسلامى و تشيع همراه با يك نياز دينى است، كه در انسان از طريق روابط معنوى برقرار مى‌شود؛ براى اين‌كه بتوان با خدا ارتباط برقرار كرد، از طريق زيارت به اين مسأله مى‌توان دست يافت. بنابراين زيارت يك وسيله است براى رسيدن به ارتباط با خداوند و كمال معنوى و اخلاقى. به عبارتى ديگر زيارت مى‌تواند به عنوان يك پديده اجتماعى و دينى بر زندگى انسان اثر گذارد.

زيارت اماكن قدسى در واقع نوعى ارتباط اجتماعى يك‌سويه را به وجود مى‌آورد كه انسان‌ها در تمام مراحل عمر نيازمند عبادت و ستايش خداوند متعال و محبت به پيامبر و اهل بيتش مى‌باشد. اين واقعيت اجتماعى و دينى به رفتارهاى دينى و اخلاقى انسان جهت‌گيرى معنوى مى‌دهد.

از بعد جامعه شناختى در بحث زيارت، بايد اشاره كنيم كه زيارت در قالب روابط اجتماعى ميان انسان‌ها و خداوند، پيامبر و ائمۀ اطهار نوعى علاقه قلبى و الفت به وجود مى‌آورد؛ شيعيان در هنگام زيارت در اماكن مقدس با خواندن ادعيه‌هاى زيارتى بدون چشمداشت‌هاى مادى با جان و دل در جهت رسيدن به سعادتمندى، دين خود را تقويت مى‌كنند.

زيارت و گروه اجتماعى

در جامعه‌شناسى گروه اجتماعى شامل «عده‌اى افراد است كه داراى: يك وجه مشترك مهم، فعاليت مشترك و كنش متقابل و احساس تعلق خاطر يا احساس ما مى‌باشد.» 3 از بعد وجه مشترك تمام افرادى كه در اماكن مقدس حضور پيدا مى‌كنند؛ داراى اهداف مشترك هستند؛ اين هدف سعادتمندى و خيرخواهى و استغاثه از درگاه احديت است. زيارت به عنوان يك فعاليت مشترك در ميان گروه‌هاى مذهبى از اهميت بسيار بالايى برخوردار است، تمام اعضاى گروه در اماكن مقدس با خواندن زيارتنامه از طريق صاحب آن حرم شريف با خداوند ارتباط برقرار مى‌كنند. و طلب سعادتمندى و گره گشايى و ديدار مجدد مى‌نمايند. اين پيامدها در گروه‌هاى دينى و اجتماعى در ايام حج در بين تمام مسلمين مشاهده مى‌شود؛ مسلمين به عنوان يك گروه مذهبى با هرگونه سليقه و تفكر و گرايش، به دنبال بجا آوردن اعمال حج مى‌باشند؛ كه يك فعاليت مشترك را با راز و نياز به درگاه خداوند متعال هدف مشترك خود را يعنى سعادت و كمال جويى را دنبال مى‌كنند. بر اين اساس «وجوه اشتراك و فعاليت مشترك در گروه اجتماعى از اهميت بيشترى برخوردار است و در صورت تازه نگه داشتن اين وجوه پايدارى و استحكام پيوندهاى گروهى تقويت مى‌شود.» 4

از ديگر ابعاد گروه اجتماعى بر اساس فعاليت مشترك زيارت؛ احساس تعلق خاطر يا احساس مشترك دارد. زيارت در انديشۀ اسلامى موجب تحريك احساسات عاطفى، انسانى و تقويت انسجام و وحدت مى‌گردد. زيارت ابزارى براى بيان احساسات فردى و گروهى است؛ كه مى‌توان در برگزارى مناسك و مراسم‌هاى معنوى و روحانى مشاهده كرد؛ در جامعۀ اسلامى تشيع، ادعيه‌هاى زيارتى ائمۀ اطهار عليهم السلام يك نوع سرود جمعى و معنوى است كه با آن امام مورد نظر و انسان كامل مى‌توان ارتباط معنوى بر قرار كرد. تمام افرادى كه در آن مكان حضور مستقيم يا غير مستقيم دارند با خلوص نيت با معبود خود از طريق امام رئوف شان ارتباط برقرار مى‌كنند؛ اين ارتباط با خواندن زيارتنامه و ادعيه‌هاى مخصوص آن مكان و زمان مقدس شكل مى‌گيرد. در ايام حج، با توجه به زمان و مكان مقدس، اين احساس جمعى و تعلق خاطر، كه در جهت انسجام و وحدت روحيۀ دين‌باورى است به وجود مى‌آورد.

از ديگر ابعاد ارتباطى بين مفهوم زيارت با گروه اجتماعى در تقويت دين باورى و پرورش اخلاقى، خصوصيات ظاهرى است. به عنوان مثال در هنگام زيارت خانۀ خداوند، لباس احرام بر تن تمام زيارت‌كنندگان نشانۀ انسجام و وحدت است.

همچنين در كتب اسلامى و احاديث شيعى آمده است، كه زايران با لباس آراسته و شكيل به زيارت اماكن مقدس حضور يابند.

از ديگر مقوله‌هاى ارتباط زيارت با گروه اجتماعى، وجود تبليغات مختلف در شهرها و روستاهاى كشورمان است، كه در زمان‌هاى خاص، عموم شهروندان را براى حضور معنوى و انسجام بخش در مراسم‌هاى زيارتى دعوت مى‌كنند، اين دعوت در واقع نوعى تقويت دين پرورى و سازمان يافتگى در جهت ارتباط با معبود و گرامى‌داشت مقام شامخ ائمه عليهم السلام است.

ارتباط زيارت با گروه نخستين

گروه نخستين اصطلاحى است كه چارلز هورتن كولى در جامعه‌شناسى به كار برده است. «گروه‌هاى نخستين براى توصيف گروه‌هايى نظير خانواده، همسايگى، آشنايان، دوستان، و... به‌كار برده شده است. به اعتقاد كولى احساساتى نظير وفادارى، صميميت، و پيوستگى با ديگران در اين گروه‌ها آموخته مى‌شود. صفات مشترك گروه‌هاى نخستين عبارت‌اند از رابطه چهره به چهره وفادارى، پيوستگى عاطفى، همكارى نزديك، روابط دوستانه». 5

وجود گروه‌هاى زيارتى در ارتباط با خصوصيات گروه‌هاى نخستين، نوعى هدف تلقى مى‌گردد؛ زيارت در اين گروه‌ها به عنوان هدف و منبع مهمى در تأمين احساس و آرامش خاطر فرد از نظر عاطفى محسوب مى‌شود. زيارت در گروه‌هاى اجتماعى نخستين كه داراى صميميت ، وفادارى، و... رنگ و بوى قوى داشته، باعث پيوندهاى عاطفى نزديك و محكم مى‌شود، چون در اين گروه‌ها هدف معنوى است، خصايص خوب و مثبت انسان‌ها رشد بسيارى مى‌كند و تمام افراد باهم برابر مى‌باشند، تمام اعضا از هر طبقۀ اجتماعى كه باشند در برابر خضوع و خشوع خداوند با هم برابر هستند، يكدلى و يكرنگى در اين گروه‌ها حرف اول را مى‌زند. وجود گروه‌هاى زيارتى به عنوان نوعى از گروه‌هاى نخستين منجر به انتقال ايده‌آل‌ها و ارزش‌هاى مهم دينى جامعه مى‌گردد.

از بعد ديگر گروه‌هاى زيارتى به عنوان گروه نخستين كه فاصلۀ اجتماعى در آن بسيار نزديك است، نوعى ضرورت براى حيات جمعى انسان تلقى مى‌شود؛ كه در بهبود روابط انسانى و كيفيت و بازده تقويت روحيه اجتماعى افراد بسيار تأثيرگذار است. به عبارت ديگر زيارت به دليل اين‌كه با سنت‌ها و مناسك جمعى بيشتر پيوند خورده است؛ نوعى گروه خودى هم به حساب مى‌آيد. در اين گروه‌هاى اجتماعى افراد به يكديگر احساس تعلق مى‌كنند و خود را عنصرى مؤثرى در اين گروه مى‌دانند.

زيارت و فرهنگ

فرهنگ به عنوان يك واژۀ محاوره‌اى به فراورده‌هاى متعالى ذهن و سلايق دقيق و ظريف هنرى، ادبى، و... گفته مى‌شود. «فرهنگ ميراثى اجتماعى است كه افراد از گروه خود دريافت مى‌كنند، راهى براى انديشيدن، احساس كردن، و رفتار نمودن است. به عبارت ديگر فرهنگ مجموعه‌اى از ويژگى‌هاى رفتارى و عقيدتى اكتسابى اعضاى يك جامعه خاص كه از نسلى به نسل ديگر انتقال مى‌يابد». 6 زيارت به عنوان يك ميراث دينى و اجتماعى در يك جامعه وجود دارد؛ كه نسل به نسل انتقال يافته و مورد احترام و ارزشگذارى قرار گرفته است. در واقع زيارت يك الگوى رفتار دينى است؛ كه در هر فرهنگى با توجه به ساختار آن به صورت‌هاى متنوع يافت مى‌شود. از بعد ديگر زيارت يك نوع عقيده يا رفتار عقيدتى است؛ كه در جامعه به آن احترام گذاشته مى‌شود و از طرف افراد مؤمن آن جامعه آموزش داده مى‌شود؛ و سينه به سينه براى حفظ شدن و ارج‌گذارى آن اشاعه مى‌يابد.

زيارت به عنوان يك كالاى فرهنگ معنوى در هر جامعه‌اى با توجه به ساختار دينى توليد مى‌شود؛ و به صورت هنجار خاص از طرف افراد آن جامعه در ساختار فرهنگى پيروى مى‌گردد. خواندن زيارتنامه و انجام دادن اعمال زيارتى، شيوه‌اى از فرهنگ دينى و تقويت دين‌باورى در جامعه است؛ زيارت به عنوان پديده‌اى از عناصر فرهنگ دينى است؛ كه خاص زندگى انسان است؛ زيرا انسان از طريق بكار گيرى عناصر فرهنگى از ساير موجودات زندگيش جدا مى‌گردد. به عبارت ديگر با توجه به عنصر تفكر و انديشيدن در انسان زيارت و تدوين مناسك و اعمال زيارتى جزء خصايص فرهنگ آفرينى انسان تلقى مى‌شود. زيارت به عنوان عنصرى در فرهنگ دينى در خلال زمان حالت انباشتگى يافته است، براين اساس قابل اعتلا و تكامل است.

از بعد ديگر، زيارت در هر فرهنگى پديده‌اى نسبى است؛ يعنى در هر فرهنگى با توجه به ساختار آن، زيارت و مناسك زيارتى معنا، مفهوم و اشكال خاصى دارد كه با ساير ساختارهاى فرهنگ زيارتى متفاوت است؛ بر اين اساس نمى‌توان گفت كه اين واقعيت دينى در جامعه‌اى بر جامعۀ ديگر رجحان دارد. زيارت به عنوان يك پديدۀ فرهنگ معنوى در هر جامعه‌اى قابل انتقال و آموختنى است و به صورت يك ميراث معنوى به نسل‌هاى ديگر منتقل مى‌شود. زيارت به عنوان يك پديده آموختنى و اكتسابى در جامعه باعث ثبات دوام مى‌شود، هر قدر ساختار فرهنگى جامعه از نظر دينى قوى‌تر باشد؛ كم‌تر عناصر فرهنگ معنوى تغيير مى‌كند.

با توجه به اين‌كه فرهنگ داراى خصوصيات عام است به اين معنا كه «تفكر يا عمل هنگامى فرهنگى است كه به طور مشترك در برخى از جمعيت‌هاى يا گروه‌هاى وجود داشته باشد... هنگامى كه دربارۀ آداب و رسوم مشترك در يك جامعه صحبت به ميان مى‌آيد، در حقيقت به فرهنگ آنها توجه مى‌شود. وقتى دربارۀ آداب و رسوم مشترك زير گروهى در يك جامعه صحبت مى‌كنيم - كه جامعه‌شناسى بدان توجه دارد - به زير فرهنگ و نه فرهنگ توجه كرده‌ايم...» 7 زيارت يك عنصر فرهنگ دينى است كه صورت عام دارد؛ و در تمام اديان الهى مشاهده مى‌گردد. در اديان ديگر زيارت از مناسك و آداب و رسوم خاصى برخوردار است، با توجه به ساختار دينى هر فرهنگى آداب و رسوم و مناسك زيارتى شكل و اعمال ويژه‌اى به همراه دارد.

همان‌طور كه گفته شد فرهنگ امر آموختنى‌است. «خصوصياتى فرهنگى است كه گذشته از مشترك بودن، اكتسابى نيز باشند؛ اكتسابى بودن فرهنگ گوياى آن است كه فرهنگ بايد در فرايند اجتماعى شدن به فرد منتقل شود و بنابراين نقش آموزش در تداوم فرهنگى نقشى اساسى و غير قابل چشم‌پوشى است». 8

زيارت داراى خصوصيت فرهنگى اكتسابى است، كه از طريق مناسك و آداب و رسوم و متون خاص مى‌توان آن را به ديگران آموزش داد. زيارت از بعد ديگر داراى خصوصيات فرهنگى خاص است، يعنى اين‌كه هر فرهنگى با توجه به هويت دينى خود مناسك و آداب زيارتى خاصى‌دارد، كه جزء نشانه‌هاى فرهنگ دينى آن جامعه تلقى مى‌شود؛ كه احساس تعلق و هويت فرهنگى آن جامعه را نشان مى‌دهد.

از ديگر خصوصيات فرهنگ اين است كه فرهنگ وابسته به نشانه‌ها يا سمبول‌ها است؛ زيارت و مناسك زيارتى كه در هر جامعه‌اى وجود دارد، داراى يك‌سرى از نشانه‌هاى كاربردى است؛ كه فرهنگ زيارتى آن قوميت را از ساير اقوام و جوامع متمايز مى‌كند. به عنوان مثال در متون زيارتى فرهنگ شيعه از زبان عربى استفاده شده است، كه از مهم‌ترين نشانه‌هاى زيارتى و دينى است كه جانشين اعتقادات و معنويات فرهنگى شده است.

زيارت و اجتماعى شدن ( جامعه‌پذيرى)

جامعه‌پذيرى يا اجتماعى شدن، فرآيندى است كه انسان از بدو تولدش با جامعه و فرهنگ جامعه‌اش كه همان ارزش‌ها و هنجارهاست انطباق مى‌يابد. «اجتماعى شدن فرآيندى است كه انسان‌ها از طريق آن اعتقادات، گرايش‌ها، ارزش‌ها، هنجارها، و عادات را از فرهنگ اخذ مى‌كنند. اين فرايند همچنين به فرد امكان مى‌دهد تا شخصيت ويژه‌اى را براى خويش كسب كند. فرد از طريق اجتماعى شدن دربارۀ فرهنگ مى‌آموزد (انتقال فرهنگى). هر فرد دانش‌ها، اعتقادات، هنجارها، و انتظارات جامعه را از اين طريق كسب مى‌نمايد. از طريق يادگيرى (درونى كردن) فرهنگ انسان موفق مى‌شود براى خويش هويت خاص كسب نمايد. در پرتو تكامل اجتماعى موجود در فرايند اجتماعى شدن شخص مى‌تواند يك موجود انسانى باشد. به عنوان نتيجه‌اى از اين فرايند انسان داراى «خود» يا احساس هويت مى‌گردد.» 9

زيارت در واقع بخشى از اعتقادات و گرايشات مذهبى و هنجارهاى دينى هر جامعه‌اى است كه از همان اوان كودكى به فرد آموزش داده مى‌شود؛ در واقع آموزش هنجارها و ارزش‌هاى زيارتى از همان دوران طفوليت در هر جامعه‌اى نوعى انتقال فرهنگ معنوى محسوب مى‌شود. از طريق آموزش، زيارت كردن و... انسان‌ها هويت دينى خود را كسب مى‌كنند. در اين زمينه خانواده، مدرسه، رسانه‌هاى همگانى، از طريق برگزارى مراسم‌هاى زيارتى نقش بارزى دارند. «از طريق اجتماعى شدن انسان نظامى از الگوهاى رفتارى مكتسب را مى‌آموزد كه همۀ افراد متعلق به يك فرهنگ در آن سهيم‌اند. اين الگوهاى رفتارى مشترك يا معيارهاى رفتار هنجار ناميده مى‌شوند.

انسان از همان سنين كودكى هنجارهاى تصويب شده فرهنگى‌را فرا مى‌گيرد و در فراگرد اجتماعى شدن مى‌افتد». 10 زيارت داراى الگوهاى رفتارى دينى است، كه به صورت معيار مشترك رفتارى تمام افراد جامعه آن را انجام مى‌دهند. اين الگوهاى دينى هنجارهاى فرهنگى تصويب شده‌اى است كه افراد يك جامعه آن را پذيرفته‌اند.

فرايند جامعه پذيرى زيارت از لحاظ عينى، آن است كه جامعه فرهنگ معنوى خود را از نسلى به نسل ديگر انتقال داده است؛ و فرد را با شيوه‌هاى پذيرفته شده و تأييد شدۀ زندگى كه سازمان يافته، سازگار مى‌كند. بنابراين، كاركرد جامعه‌پذيرى زيارت اين است كه فرد را با نظام ارزش‌هاى دينى و آرمان‌هاى اخلاقى كه فرد نياز دارد پرورش دهد. از بعد ذهنى اجتماعى شدن از طريق زيارت، فرايندى است كه فرد خود را با آرمان‌هاى دينى و اخلاقى كه در محيط اجتماعى خود كه زندگى مى‌كند، سازگارى دهد.

زيارت و ارزش اجتماعى

ارزش در حقيقت در مفاهيم جامعه‌شناختى و فرهنگ‌شناسى مفهوم جمعى است.

اين پديده از نظر فرهنگى خوب، مطلوب و مناسب و يا اين‌كه غير مطلوب است. در هر اجتماعى ارزش‌هاى اجتماعى، تعيين كننده براى مردم آن جامعه هستند كه چه چيز مهم است، يا چه چيز از نظر اخلاقى درست است. ارزش‌ها به عنوان ضابطه‌اى جهت ارزيابى اعمال ديگران نيز مورد استفاده قرار مى‌گيرند. «در بررسى ارزش اجتماعى سه عنصر بايد مدنظر باشد: ١. خود " شىء" يك ارزش باشد، ٢. "توانايى" شىء در تأمين نيازهاى اجتماعى، ٣. "ارزيابى" كه در ذهن اشخاص از اين شىء و از توانايى‌اش در تأمين نياز مى‌شود». 11 زيارت به عنوان يك پديدۀ جامعه‌شناختى در هر ساختار فرهنگ دينى پديدهاى مطلوب و سودمند براى افراد در جهت ابراز احساسات عاطفى، آرامش، اميد، رضايت خاطر و لذت بردن به‌كار مى‌رود. در واقع زيارت يك ارزش دينى و شىء مهم است كه در جهت تقويت دين‌باورى و انسجام اجتماعى به كار مى‌رود. و از نظر اخلاقى ريشه در احترام به مقدسات و اعتقادات را به همراه دارد.

زيارت جزء ارزش‌ها و معيارهايى است كه به فرهنگ دينى معنا مى‌بخشد؛ اين ارزش اجتماعى - دينى در ميان تمام افراد مؤمن و معتقد به خدا مشترك مى‌باشد، اكثر افراد جامعه در بارۀ اهميت آن به توافق رسيده‌اند؛ اين توافق به نوعى وفاق اجتماعى به حساب مى‌آيد. از سوى ديگر زيارت به عنوان ارزش اجتماعى يك نوع قضاوت جمعى‌است؛ به اين معنا كه ارزيابى جمع كثيرى از افراد مؤمن و معتقد به دين، به پديدۀ زيارت و خواندن زيارت احترام مى‌گذارند. از منظر ديگر زيارت يك نوع ارزش اجتماعى است كه همراه با عواطف و احساسات است؛ و افراد مؤمن و دين باور به حفظ و صيانت از اين پديده مى‌پردازند؛ به عنوان مثال در طى ١۴٣٠ سال كه از ظهور اسلام مى‌گذرد، در جامعۀ اسلامى هنوز مناسك و آداب زيارت اماكن مقدس حفظ گرديده است.

منبع ارزش‌گذارى اجتماعى پديدۀ زيارت، انسان‌هاى جامعه هستند؛ در جامعۀ اسلامى، خصوصاً در بين امت شيعه، مكان‌هاى مقدس كه مرتبط با خداوند، پيامبر و خاندانش باشد از اهميت والايى براى احترام و مناسك زيارتى بر خوردار است؛ شأن مقدس پيامبر و ائمۀ اطهار عليهم السلام در شكل‌گيرى زيارت به عنوان يك ارزش دينى و اجتماعى بسيار مهم بوده است.

الگوهاى رفتارى كه در مناسك زيارتى در اماكن مقدس از افراد سر مى‌زند؛ نشان از اعتبار ارزشى است كه در يك جامعه براى آن پديدۀ مقدس قائل هستند. در واقع اين رسوم معنوى و اخلاقى با توجه به ارزش‌هايى كه در فرهنگ آن جامعه معنا يافته، قابل درك است. الگوهاى رفتارى در زيارت، به سبب ارزش‌هاى والاى نهاد دينى در جامعه در تراز بالاى رسوم اخلاقى جا دارد و با ضمانت اجرايى صحيح همراه است و در جامعه‌شناسى اين الگوى رفتارى با توجه به ساختار فرهنگى براى اعضاى آن جامعه معنادار است.

زيارت و الگوهاى رفتارى آن به صورت يك خط پيوستارى از ارزش‌هاى اجتماعى بر روى شخصيت اجتماعى اثر مى‌گذارد؛ در اين خط پيوستار زيارت به عنوان ارزش اخلاقى نيرومند در افراد مؤمن و معتقد درونى شده است. نقض اين ارزش در نزد افراد جامعه نوعى خطا و شرم تلقى مى‌گردد. در اين الگوى رفتارى شخص تعهد وجدانى دارد؛ كه آنها را محترم شمارد و جامعه نيز فعالانه شرايط ايفاى اين تعهد را تأمين مى‌كند. در مقابل افرادى كه به اين مسأله اهميت نمى‌دهند، در آن‌سوى خط پيوستار مورد نكوهش قرار مى‌گيرند. در اين طبقه‌بندى از ارزش‌ها، الگوهاى رفتارى زيارت براى احترام گذاشتن و انجام دادن با يك فشار وجدانى همراه است، اين مسأله درونمايۀ اخلاق شخصى فرد را مى‌سازد.

زيارت و الگوهاى رفتارى آن به نوعى از لحاظ كاركردى كه در تقويت انسجام و دين پرورى در جامعۀ اسلامى دارند، از اهميت در طبقه‌بندى ارزش‌هاى اجتماعى برخوردارند. در جامعۀ اسلامى براى اين‌كه دين‌باورى و اعتقادات دينى در جامعه تقويت گردد؛ برپايى مراسم‌ها و مناسك زيارتى با توجه به مكان و زمان خاص در اماكن مقدس، تبليغ و ترغيب مى‌شود. اين فرايند در واقع ارزش اجتماعى زيارت را در جهت انسجام و يگانگى دينى مى‌رساند. در واقع فرايند تشويق و ترغيب افراد جامعه به مشاركت در مراسم‌هاى زيارتى و دينى يك پديدۀ سودمند و مطلوب است.

در اين فرايند روابط اجتماعى كه از فطرت دينى و از عشق الهى الهام مى‌گيرد؛ بسيار كارساز است. بنابراين زيارت به عنوان ارزش اجتماعى - دينى در قطب پيوستار مثبت دينى با همسازى، همكارى و مانند گردى همراه است.

زيارت و هنجار اجتماعى

هنجار از مفاهيم مركزى و هسته‌اى جامعه‌شناسى است، در كليه شئون زندگى وجود دارد. هنجار يك نوع شيوۀ رفتار اجتماعى در فعاليت‌هاى مشترك و كنش‌هاى متقابل و همچنين زندگى فردى به حساب مى‌آيد. هنجارها در تنظيم روابط اجتماعى و ايجاد نظم اجتماعى بسيار مهم هستند. هنجار اجتماعى داراى چند مشخصه است:

«١. قاعده و استاندارد رفتار اجتماعى (تنظيم روابط اجتماعى، فعاليت مشترك و كنش اجتماعى)، ٢. رعايت كردن اكثريت، ٣. مجازات در صورت عدم رعايت». 12 زيارت به عنوان يك رفتار دينى از نرم يا مقياسى براى انجام برخوردار است، كه در تنظيم روابط اجتماعى با ديگران بسيار مهم است. اين رفتار به صورت معقول مورد قبول اكثريت براى پيروى است؛ بر اين اساس چنين پديده‌اى در ساختار فرهنگ دينى داراى كاركردهايى در تنظيم روابط اجتماعى و نظم دينى است؛ به اين معنى كه نظم اجتماعى عامل مؤثرى در حيات زندگى افراد مى‌باشد؛ هنگامى كه در رفتارهاى زيارتى، بايدها و نبايدها رعايت شود، افراد بهتر مى‌توانند نيازهاى عاطفى، آرامش، اميد، رضايت خاطر، لذت بردن از زيارت، و... را برآورده نمايند.

اين نوع رفتار دينى داراى اهميت و الزام‌آورى است؛ به اين معنا كه در هنگام انجام مناسك زيارتى در اماكن مقدس با توجه به احترامى كه براى اين فضاها قائل هستيم بايد آداب زيارت را رعايت كنيم؛ اين رعايت، نوعى الزام‌آورى را در هنجارهاى زيارتى به عنوان سودمندى و مطلوبى به وجود مى‌آورد، كه جزء كاركردهاى هنجارى زيارت تلقى مى‌گردد. انجام آداب و مناسك زيارتى در اماكن مقدس نوعى پيروى و همشكلى را به وجود مى‌آورد. اين همشكلى، همان چيزى است كه ديگران آن را ارزيابى مى‌كنند و برايشان مهم است كه ما چگونه رفتارهاى زيارتى را انجام مى‌دهيم. اين مسأله از ديگر كاركردهاى هنجارى مناسك زيارتى‌است؛ كه همان احساس تعلق خاطر ما را به انجام آداب زيارت مى‌رساند. زيارت در اماكن مقدس نوعى از هنجارهاى آداب و رسوم دينى در نظر گرفته مى‌شود.

در جامعه‌شناسى آداب و رسوم را مى‌توان اين‌گونه تعريف كرد: «مدل‌هاى اساسى و مهم رفتار كه افراد به اجبار در يك محيط اجتماعى مى‌پذيرند. يا مجموعۀ رفتارهايى كه به صورت عادت در آمده‌اند و افراد متعلق به يك طبقۀ به انجام مى‌رسانند و جامعه نيز در ترتيب ارزش‌هايش، براى آنان معنايى نهان قايل است». 13

زيارت جزء هنجارهاى است كه در فضاهاى دينى به صورت آداب و رسوم خاص بايد اجرا گردد؛ اين اجرا در واقع نوعى پيروى و احساس تعلق خاطر به آن گروه وابسته را مى‌رساند.

از بعد ديگر در جامعه‌شناسى بايد زيارت را نوعى هنجار درونى در نظر گرفت؛ اين هنجارها درون ما نهادينه و درونى شده‌اند. زيارت به عنوان هنجارى درونى، خود به خود و با ميل و بدون اجبار بيرونى در انسان‌ها به وجود مى‌آيد؛ زيرا اين مسأله از فطرت دينى انسان ناشى مى‌گردد. احترام به اماكن مقدس (سلام كردن، تعظيم و احترام گذاشتن، صلوات فرستادن، لباس آراسته و پاك پوشيدن، طهارت داشتن با وضو بودن و...) جزء هنجارهاى درونى زيارت مى‌تواند تلقى گردد. اين هنجارهاى درونى در زيارت بيشتر نانوشته مى‌باشد و به صورت شفاهى به يكديگر انتقال يافته است. بر اين اساس «هنجارهاى درونى براساس مكانيسم همشكلى به وجود مى‌آيد و داراى نيروى پتانسيل بسيار قوى هستند، اين نيرو مى‌تواند جامعه را بسازد». 14

از بعد ديگر در جامعه شناسى، زيارت به عنوان يك هنجار پايدار در رفتارهاى دينى كه با مناسك و آداب و رسوم خاصى همراه است در هر دينى عمر طولانى يافته است و به صورت يك سنت در فرهنگ آن جامعه در آمده است. مناسك زيارتى حج تمتع - عمره، آداب زيارتى ائمۀ اطهار عليهم السلام و... تمام جز هنجارهاى پايدارى است كه از ابتداى بناى دين اسلام مورد توجه قرار گرفته و در فرهنگ شيعه و ايران به صورت سنت اجتماعى و دينى حفظ گرديده است؛ اين مسأله به ثبات اجتماعى و انسجام دينى فرهنگ زيارتى در شيعه كمك فراوانى نموده است.

زيارت و نشانه

در هر فرهنگى در ابعاد مختلف آن، علايم و نشانه‌هاى مشخصى به طور ملموس و آشكار وجود دارد؛ كه بيان كنندۀ واقعيتى اجتماعى يا مجرد را در اعمال و افعال و انديشه به تصوير مى‌كشد. «نماد عبارت است از يك تصوير، صورت يا علامت و حاوى اين ارزش كه مى‌تواند مظهر چيزى غير مادى شود. نماد با واقعيت اخلاقى و يا واقعيت مربوط به جهان انديشه كه براى نشان دادن آن پديد آمده، به جهت معنايى و يا از طريق ارتباطى مبتنى بر شباهت طبيعى پيوند مى‌يابد. نمادها، از نقطه‌نظر جامعه‌شناسى، از آن رو كه بيان كنندۀ معنايى هستند، مورد قبول جامعه‌اند و از جانب آن به رسميت شناخته شده، به عنوان مظاهرى ملموس (در معناى اول) به حساب مى‌آيند. در واقع، براى آن‌كه نمادها در جريان ارتباطهاى انسانى، ارزش يابند، بايد از نظر اجتماعى مورد پذيرش همگان باشند.» 15

زيارت در فرهنگ دينى يكى از نمادهاى ملموس و آشكار دين باورى و هويت دينى هر جامعه‌اى محسوب مى‌گردد. در واقع نماد زيارتى، واقعيتى دينى است كه به صورت انتزاعى در قالب الفاظ و متون خاص آن فضا و شخصيت تدوين شده است.

از سوى ديگر داراى نمادها و نشانه‌هاى عملى است كه با انجام دادن آن افراد پايبندى و هويت دينى خود را تثبيت‌تر مى‌كنند. در واقع زيارت در قالب نماد و نشانه‌هاى دينى حاوى ارزش‌هاى اخلاقى و اجتماعى است؛ و نشانگر فرهنگ معنوى در جامعه مى‌باشد. زيارت در قالب نمادهاى اخلاقى و يا واقعيت مربوط به جهان انديشه دينى را كه براى نشان دادن آن پديد آمده؛ به جهت معنايى اجتماعى و يا از طريق ارتباط مبتنى بر شباهت طبيعى شكل گرفته است.

زيارت در قالب نمادهاى جامعه شناختى، بيان كنندۀ معانى‌اى هستند كه مورد قبول جامعه مى‌باشند؛ اين نمادها از طرف جامعه به رسميت شناخته شده و مورد پذيرش همگان قرار گرفته‌اند. زيارت به عنوان نماد جمعى و دينى براى بيان ارزش‌ها و باورهاى مذهبى يك گروه به عنوان يك كل به حساب مى‌آيد.

زيارت و انسان شناسى

انسان‌شناسى شاخه‌اى از علوم اجتماعى است كه به كليت فرهنگ انسانى توجه مى‌كند و از اين‌رو انسان را در تمام ابعادش مورد مطالعه قرار مى‌دهد. زيارت جزء پديده‌هاى انسان‌شناسى دينى قرار دارد. انسان‌شناسى يكى از قديمى‌ترين شاخه‌هاى انسان‌شناسى فرهنگى است. «انسان‌شناسى دينى را مى‌توان بخشى از انسان‌شناسى نمادين دانست كه تمامى ابعاد نمادين زبان، هنر و فرهنگ را پوشش مى‌دهد.

انسان‌شناسى دينى، انسان را به مثابۀ موجودى مورد مطالعه قرار مى‌دهد كه با آنچه خود با مافوق طبيعى يا امر قدسى مى‌پندارد، وارد رابطه شده و از خلال اين رابطه دست به ساختن و دگرگون ساختن نمادها مى‌زند». 16 زيارت به عنوان عنصر دينى در فرهنگ هر جامعه‌اى به صورت امر اجتماعى كاركردهايى به همراه دارد، اين كاركردها در قالب انسان‌شناسى و جامعه‌شناسى دينى قابل تحقيق و بررسى است.

اين امر اجتماعى در بعد روانى با آرامش و رضايت خاطر و اميد و... همراه است.

هنگامى‌كه مؤمنان در فضاهاى قدسى قرار مى‌گيرند و با خداى خود با خواندن متون زيارتى ارتباط برقرار مى‌كنند، به نوعى رضايت خاطر و آرامش روحى كسب مى‌نمايند. در بعد اجتماعى زيارت با تقويت دين‌پرورى و انسجام و همبستگى اجتماعى روبه‌رو است؛ افراد با شركت در مراسم‌هاى زيارتى و انجام دادن اعمال و آداب و رسوم زيارتى در زمان و مكان قدسى خاص به نوعى روحيۀ جمعى و وجدان جمعى‌شان را در جهت اتحاد و انسجام با يكديگر بودن و پايبند بودن به معتقدات دينى مستحكم‌تر مى‌كنند.

زيارت در قالب انسان‌شناسى دينى جزء مناسك جمعى هر فرهنگى محسوب مى‌شود. «واژۀ منسك خود ريشه‌اى مذهبى دارد و به مجموعه‌اى از اعمال تكرارپذير، رمزگذارى شده و اغلب رسمى اطلاق مى‌شود كه براى دست يافتن به اهدافى مشخص به صورت كلامى، يا با حركات و موقعيت‌هاى كالبدى بسيار نمادين و با تكيه بر اعتقاد و به قدرت عمل موجودات يا نيروى‌هاى قدسى انجام مى‌گيرند، نيروهايى‌كه انسان تلاش مى‌كند با آنها وارد رابطه شود». 17 زيارت در واقع در حوزۀ مناسك مربوط به رابطۀ انسان با خدا مى‌باشد. در اين رابطه حوزۀ نيايش مطرح است كه در اين حوزه متخصصان دينى حضور مستمر در تدوين و تهيه و تقويت مناسك زيارتى را دارند. در واقع مناسك زيارتى به صورت كلامى و عملى، نوعى رابطه با نظم دينى را برقرار مى‌كنند. مناسك زيارتى در اماكن مقدس يك نوع حالت گذار يا تغيير را به همراه دارد. «اين مناسك به باور وان جنپ در لحظه‌هاى حساس زندگى انسان كه گذار از يك وضعيت به وضعيت ديگر انجام مى‌گيرد، به منظور تثبيت اين گذار انجام مى‌گيرند. وان جنپ در مناسك گذار سه مرحله قابل تفكيك را مشاهده كرد: نخست، مرحلۀ «گسست» يا «پيش گذار» كه فرد از موقعيت يا وضعيت قبلى خود جدا مى‌شود. دوم، مرحلۀ «گذار» يعنى مرحله‌اى كه فرد از حالت قبلى جدا شده، اما هنوز به موقعيت جديد وارد نشده است؛ و سرانجام سوم، مرحلۀ «پيوند دوباره» يا «پسا گذار» كه در آن فرد به موقعيت يا وضعيت ثانوى خود وارد شده و در آن پذيرفته شده است. 18

در مناسك زيارتى، مؤمنانى كه به مكۀ معظمه و مدينۀ منوره و يا كربلاى معلا و...

مشرف مى‌شوند، داراى چنين حالتى هستند؛ در مرحلۀ اول كه هنوز به آن‌جا مشرف نشده‌اند، در زندگى و حالات درونى‌شان شكاف و بى‌نظمى مشاهده مى‌شود.

احساس و انديشۀ آنها معطوف ديدار معشوق است؛ پس در حالت گسست قرار دارند. هنگامى‌كه آمادۀ رفتن به سمت زيارتگاه هستند، زندگى روزمره را فراموش مى‌كنند و عطش آنان براى زيارت بيشتر مى‌شود. اين همان مرحلۀ دوم است. سومين مرحلۀ زيارت معبود است كه پيوندى دوبارۀ و نظمى جديد در خود به وجود مى‌آورند و خود را با اين نظم تطبيق مى‌دهند. بر اين اساس مناسك زيارتى به عنوان نظم جديد، در زندگى معنوى و اعتقادى و نيز در تقويت و انسجام دينى و هويت اخلاقى افراد بسيار تأثيرگذار است.

زيارت به عنوان نمادهايى از فرهنگ دينى در انسان‌شناسى نمادين قابل بررسى است. «انسان‌شناسى نمادين و تفسيرى گرايشى است كه عمدتاً درون انسان‌شناسى فرهنگى به وجود آمده است. و به طور كلى از اين باور حركت مى‌كند كه فرهنگ مجموعه‌اى از معانى است كه از خلال نمادها و نشانه‌ها درك و تفسير مى‌شود و بنابراين براى درك آن بايد ابتدا به سراغ تحليل اين نمادها رفت». 19

زيارت به عنوان مجموعه‌اى از فرهنگ معنوى در جامعه داراى نمادها و نشانه‌هاى اخلاقى و اجتماعى است؛ بايد اين نشانه‌ها را در متون و مناسك زيارتى تحليل و تفسير نمود. از بعد انسان‌شناسى، فرايند دينى زيارت علاوه بر امر اجتماعى و قدسى، امرى است كه داراى مناسك و اعمال مى‌باشد. بايد در اين بعد فرد و گروه اجتماعى كه به انجام اين مناسك مى‌پردازند و در شرايط روحانى و دراماتيك قرار دارند؛ نشانه‌هاى دينى، اخلاقى و اجتماعى آنها را تفسير كرد. در اين بعد از بررسى انسان‌شناختى، زيارت، بايد شبكه‌هاى معنايى كه از خلال نمادها و نشانه‌ها شكل مى‌گيرند و با يكديگر ارتباط برقرار مى‌كنند و فرآيندهايى را براى درك و محيط و جهان بيرونى براى فرد و گروه ايجاد مى‌كنند مطالعه كرد.

از بعد ديگر در انسان شناسى، زيارت، در قالب انديشۀ انسان‌شناختى هم قابل بررسى است. «اين شاخه از انسان‌شناسى، فرهنگ را به مثابۀ مجموعه‌اى از ذهنيت‌ها، ارزش‌ها، تصاوير و احساس‌ها در نظر مى‌گيرد كه در ذهن انسان پرداخته شده و به صورت ابزارى به وسيلۀ او براى انجام دادن فعاليت‌هاى اجتماعى‌اش به كار گرفته مى‌شود. بنابراين در اين شاخه از انسان‌شناسى، هدف آن است كه محتواى شناخت انسان‌ها از جهان بيرونى، فرايندهاى اين شناخت، رابطه شناخت، با رفتارهاى اجتماعى و ميزان اشتراك شناخت در بين انسان‌ها در يك جامعه و در جوامع مختلف، مورد مطالعه قرار گيرند». 20

زيارت در اين بعد از فرهنگ دينى در قالب برداشت‌ها و نگرش‌ها مى‌تواند مورد مطالعه قرار گيرد؛ در واقع افرادى كه به اماكن مقدس (مكه، مدينه و...) مشرف مى‌شوند و مدتى براى زيارت در آن‌جا حضور دارند، چه تصوير و ذهنيتى از اين فضاهاى قدسى دارند. از سوى ديگر چگونه مى‌توانند احساسات درونى خود را در هنگام زيارت براى ديگران بيان كنند. در واقع اين شاخه از انسان‌شناسى دربارۀ زيارت، به بررسى شناخت رفتارهاى اجتماعى و ميزان اشتراك شناخت نگرش‌ها و احساسات از زيارت مى‌پردازد.

نتيجه‌گيرى

زيارت به عنوان يك پديده دينى در فرهنگ معنوى هر جامعه‌اى از اهميت اعتقادى، اخلاقى و والايى برخوردار است. زيارت از بعد نياز اجتماعى در يك جامعۀ انسانى به صورت جمعى، نقش مؤثرى در برقرارى ارتباط ميان اعضا دارد. زيارت به عنوان يك واقعيت دينى در انديشه‌هاى اسلامى به برقرارى رابطه بين رفتار اجتماعى و دينى معنا مى‌دهد. اين پديده با يك زبان احساسى و خشوع و خضوع همراه است و از بعد كاركردگرايى قابل بررسى مى‌باشد. در واقع زيارت در اين مفهوم پديده‌اى ايده‌آل است كه با نتايج مناسب و مطلوب و سودمند منجر به تقويت بنيادهاى دينى در جامعه مى‌گردد. زيارت با يك نوع نياز به عزت نفس و احترام همراه است، كه به صورت معنوى در انسان هميشه وجود دارد.

زيارت به عنوان يك فعاليت مشترك در ميان گروه‌هاى مذهبى از اهميت بسيار بالايى برخوردار است. تمام زايران در اماكن مقدس با زيارت كردن به دنبال طلب سعادتمندى و گره‌گشايى مى‌باشند. اين پديده در انديشه‌هاى اسلامى موجب تحريك احساسات عاطفى و انسانى و تقويت انسجام و وحدت مى‌گردد؛ و نيز ابزارى براى بيان احساسات جمعى و گروهى است. وجود گروه‌هاى زيارتى به نوعى مرتبط با خصوصيات گروه‌هاى نخستين است؛ در اين گروه‌ها زيارت كردن به عنوان هدف و منبع مهمى در تأمين احساس و آرامش خاطر فرد محسوب مى‌شود. زيارت در گروه‌هاى اجتماعى نخستين با نوعى صميميت و وفادارى و فاصلۀ اجتماعى نزديك بين افراد همراه است. اين پديده باعث پيوندهاى عاطفى نزديك و محكم مى‌شود؛ چون در اين گروه‌ها هدف معنوى است، خصايص خوب و مثبت انسان‌ها رشد بسيارى مى‌كنند.

در واقع زيارت يك الگوى رفتار دينى است كه در هر فرهنگى با توجه به ساختار آن به صورت‌هاى متنوع يافت مى‌شود. زيارت به عنوان يك عنصر فرهنگ معنوى در هر جامعه‌اى با توجه به ساختار دينى آن جامعه توليد مى‌شود؛ و به صورت هنجار خاص از طرف افراد آن جامعه در ساختار فرهنگى رشد مى‌كند؛ و سينه به سينه انتقال و اشاعه پيدا خواهد كرد. زيارت به عنوان يك عنصر از فرهنگ دينى، صورت عام دارد؛ و در تمام اديان الهى مشاهده مى‌گردد؛ و در هر جامعه‌اى با توجه به ساختار فرهنگى از مناسك و آداب و رسوم معنوى خاصى برخوردار است. زيارت داراى خصوصيت فرهنگى، اكتسابى است؛ از طريق مناسك و آداب و رسوم و متون خاص مى‌توان آن را به ديگران آموزش داد. زيارت در واقع بخشى از اعتقادات و گرايشات مذهبى و هنجارهاى دينى هر جامعه‌اى است كه از همان اوان كودكى به فرد آموزش داده مى‌شود. در واقع آموزش هنجارها و ارزش‌هاى زيارتى از همان دوران خردسالى در هر جامعه‌اى نوعى انتقال فرهنگ معنوى محسوب مى‌شود. از طريق آموزش، زيارت كردن و... انسان‌ها هويت دينى خود را كسب مى‌كنند. در كسب اين هويت، خانواده، مدرسه، رسانه‌هاى همگانى، از طريق برگزارى مراسم‌هاى زيارتى نقش بارزى دارند. فرايند جامعه‌پذيرى زيارت از لحاظ عينى، آن است كه جامعه فرهنگ معنوى خود را از نسلى به نسل ديگر انتقال داده است؛ و فرد را با شيوه‌هاى پذيرفته شده و تأييد شده زندگى سازمان داده است.

از بعد ذهنى، اجتماعى شدن از طريق زيارت، فرايندى است كه فرد خود را با آرمان‌هاى دينى و اخلاقى كه در محيط اجتماعى‌اش نقش مؤثر دارند، سازگارى مى‌دهد. زيارت به عنوان يك پديده جامعه‌شناختى در فرهنگ دينى، عملى مطلوب و سودمند براى افراد در جهت ابراز احساسات عاطفى، آرامش، اميد، رضايت خاطر و لذت بردن به كار مى‌رود. اين پديده از نظر اخلاقى ريشه در احترام به مقدسات و اعتقادات را داشته؛ جزء ارزش‌ها و معيارهايى است كه به فرهنگ دينى معنا مى‌بخشد. اين ارزش اجتماعى - دينى در ميان تمام افراد مؤمن و معتقد به خدا مشترك مى‌باشد، اكثر افراد جامعه در بارۀ اهميت آن به توافق رسيده‌اند؛ اين توافق به نوعى وفاق اجتماعى به حساب مى‌آيد.

از سوى ديگر زيارت به عنوان ارزش اجتماعى يك نوع قضاوت جمعى است؛ به اين معنا كه ارزيابى جمع كثيرى از افراد مؤمن و معتقد به دين، به پديدۀ زيارت، از طريق خواندن زيارت و احترام گذاشتن است. زيارت و الگوهاى رفتارى آن به صورت يك خط پيوستارى از ارزش‌هاى اجتماعى بر روى شخصيت اجتماعى اثر مى‌گذارد؛ در اين خط پيوستار زيارت به عنوان ارزش اخلاقى نيرومند در افراد مؤمن و معتقد درونى شده است. نقض اين ارزش در نزد افراد جامعه نوعى خطا و شرم تلقى مى‌گردد. اين پديده به عنوان يك رفتار دينى از نرم يا مقياسى براى انجام برخوردار است، كه در تنظيم روابط اجتماعى با ديگران بسيار مهم است. اين رفتار به صورت معقول مورد قبول اكثريت است؛ بر اين اساس چنين پديده‌اى در ساختار فرهنگ دينى داراى كاركردهايى در تنظيم روابط اجتماعى و نظم دينى دارد. هنگامى كه در رفتارهاى زيارتى بايدها و نبايدها رعايت شود، افراد بهتر مى‌توانند نيازهاى عاطفى، آرامش، اميد، رضايت خاطر، لذت بردن از زيارت، و... بر آورده نمايند.

زيارت به عنوان هنجارى درونى، خود به خود و با ميل و بدون اجبار بيرونى در انسان‌ها به وجود مى‌آيد؛ زيرا از فطرت دينى انسان ناشى مى‌گردد. احترام به اماكن مقدس جزء هنجارهاى درونى زيارت مى‌تواند تلقى گردد.

زيارت در فرهنگ دينى يكى از نمادهاى ملموس و آشكار دين باورى و هويت دينى هر جامعه‌اى محسوب مى‌شود. در واقع نماد زيارتى واقعيتى دينى است كه به صورت انتزاعى در قالب الفاظ و متون خاص آن فضا و شخصيت تدوين شده است؛

زيارت در قالب نمادهاى جامعه شناختى، بيان كنندۀ معانى‌اى هستند كه مورد قبول جامعه باشند؛ زيارت به عنوان نماد جمعى و دينى براى بيان ارزش‌ها و باورهاى مذهبى يك گروه به عنوان يك كل به حساب مى‌آيند. اين پديده به عنوان عنصر دينى در فرهنگ هر جامعه‌اى به صورت امر اجتماعى كاركردهايى به همراه دارد، اين كاركردها در قالب انسان‌شناسى و جامعه‌شناسى دينى قابل تحقيق و بررسى است.

زيارت به عنوان مجموعه‌اى از فرهنگ معنوى در جامعه، داراى نمادها و نشانه‌هاى اخلاقى و اجتماعى است؛ بايد اين نشانه‌ها را در متون و مناسك زيارتى تحليل و تفسير نمود.

از بعد انسان‌شناسى، فرايند دينى زيارت علاوه بر امر اجتماعى و قدسى، امرى است كه داراى مناسك و اعمال مى‌باشد. زيارت در واقع در حوزۀ مناسك مربوط به رابطۀ انسان با خدا قرار دارد. در اين رابطه زيارت در حوزۀ نيايش قابل بررسى است؛ در واقع مناسك زيارتى به صورت كلامى و عملى، نوعى رابطه را با نظم دينى برقرار مى‌كنند. از بعد ديگر در انديشۀ انسان‌شناسى زيارت در قالب برداشت‌ها و نگرش‌هاى افراد مى‌تواند مورد مطالعه قرار گيرد؛ از سوى ديگر بررسى احساسات درونى در هنگام زيارت براى بيان كردن قابل بررسى است.

 
پی نوشت:
1) . مدرس دانشگاه و عضو باشگاه پژوهشگران دانشگاه آزاد اسلامى.
2) . مفاهيم كليدى جامعه‌شناسى، ص ۶٢.
3) . آناتومى جامعه، ص ١٠٩.
4) . همان، ص ١١١.
5) . مقدمات جامعه‌شناسى، ص ١٢٢.
6) . درآمدى بر مبانى انسان‌شناسى، ص ٢۴٧ .
7) . انسان‌شناسى عمومى، ص ٢٣٧ .
8) . درآمدى بر مبانى انسان‌شناسى، ص ٢۴٨.
9) . مقدمات جامعه‌شناسى، ص ١٠۵.
10) . درآمدى بر جامعه‌شناسى، ص ٧۴.
11) . مبانى جامعه‌شناسى، ص ٢٨٠ .
12) . آناتومى جامعه، ص ١٨٢.
13) . فرهنگ علوم اجتماعى، ص ٢٣٣.
14) . درآمدى بر جامعه‌شناسى، ص ٢٣٣.
15) . فرهنگ علوم اجتماعى، ص ۴١۴.
16) . درآمدى بر مبانى انسان‌شناسى، ص ٢۴٨ .
17) . همان، ص ٢۴٨.
18) . تاريخ انديشه‌ها و نظريات انسان‌شناسى، ص ٢۶١.
19) . همان، ص ٢۵١.
20) . همان، ص ٢۴١.
 
 
 

فهرست منابع

١. آناتومى جامعه، فرامرز رفيع پور، سهامى نشر، تهران، ١٣٧٨.

٢. انسان‌شناسى عمومى، عسگرى خانقاه، شريف كمالى، محمد اصغر، سمت، تهران، ١٣٨٠.

٣. تاريخ انديشه‌ها و نظريات انسان‌شناسى، ناصر فكوهى، نى، تهران، ١٣٨١.

۴. درآمدى بر جامعه‌شناسى، بروس كوئن، ترجمۀ محسن ثلاثى، معاصر، تهران، ١٣٨٠.

۵. درآمدى بر جامعه‌شناسى، بروس كوئن، ترجمۀ غلام عباس توسلى رضا فاضل، سمت، تهران، ١٣٨٢.

۶. درآمدى بر مبانى انسان‌شناسى، كلود ريوير، ترجمۀ ناصر فكوهى، نى، تهران، ١٣٧٩.

٧. فرهنگ علوم اجتماعى، آلن بيرو، ترجمۀ باقر ساروخانى، كيهان، ١٣٧۵.

٨. مبانى جامعه‌شناسى، عبدالحسين نيك گهر، رايزن، تهران، ١٣٧۵.

٩. مفاهيم كليدى جامعه‌شناسى، منصور قنادان و همكاران، آواى نور، تهران، ١٣٧۵.

١٠. مقدمات جامعه‌شناسى، منوچهر محسنى، دوران، تهران، ١٣٧٨.

١١. نظريه‌هاى جامعه‌شناسى، غلام عباس توسلى، سمت، تهران، ١٣٧٧.

١٢. نظريه‌هاى جامعه‌شناسى در دوران معاصر، جرج ريتزر، ترجمۀ محسن ثلاثى، علمى، تهران، ١٣٧٧.

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally