دعا از ديدگاه قرآن و معصومين عليهم السلام
مقالۀ حاضر نگاهى كوتاه دارد به بررسى آيات و رواياتى كه در مورد دعا و نيايش مى‌باشد.
سه شنبه 1 خرداد 1397    
بازدید: 21

دعا از ديدگاه قرآن و معصومين عليهم السلام

على كريمى

چكيده

مقالۀ حاضر نگاهى كوتاه دارد به بررسى آيات و رواياتى كه در مورد دعا و نيايش مى‌باشد. خداوند دعا را وسيلۀ ارتباطى بين خود و بندۀ خويش قرار داده است، تا بلكه بنده بتواند خود را به معبود خويش نزديك كند. دعا به انسان ارزش و اعتبار مى‌دهد و انسان را به باورهاى دينى نزديك‌تر مى‌كند. دعا مى‌بايست همراه با شناخت و آگاهى كامل از خداوند باشد. دعا باعث كاهش جرم و جنايت در اجتماع شده، و سبب پيشرفت انسان، هم در بُعد معنوى و هم در بُعد مادى مى‌شود. دعا موجب از بين بردن تشويش‌ها و هيجان‌هاى انسان مى‌گردد. دعا يا به اجابت مى‌رسد يا ذخيرۀ آخرت مى‌شود و يا باعث دفع بلا مى‌گردد.

دعا كشتى‌اى است كه انسان را از گرداب طوفان‌هاى بلا حفظ كرده، و او را صحيح و سالم به ساحل نجات مى‌رساند.

دعا خشنودى خداوند را به همراه دارد، و ذكر آن بالاتر از تلاوت قرآن است. دعا تكيه‌گاهى است كه ناراحتى‌هاى روحى انسان را برطرف كرده، و اميد را در دل او روشن مى‌سازد.

كليدواژه‌ها: قرآن، عترت، دعا، خدا، انسان.

مقدّمه

دعا به انسان قوت قلب مى‌دهد. همان‌طورى كه انسان در بُعد جسمانى تلاش مى‌كند تا غذاى سالم و نشاط‌آورى مصرف كند، روح انسان هم نياز به غذاى سالم دارد، چنانچه اگر روح ناسالم باشد از ادامۀ زندگى باز مى‌ماند و وى را گرفتار بيمارى‌هاى روانى خواهد كرد. غذايى كه بايد به روح داده شود، دعا و مناجات با پروردگار خويش است. اگر نگاهى به قرآن و روايات اسلامى بيفكنيم، مى‌بينيم كه پيامبران الهى و ائمۀ معصومين عليهم السلام توجه خاصى به دعا مى‌نمودند، چراكه خداوند فرمود: «اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »؛ 1«بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را». بنابراين بدون هيچ ترديدى بايد دانست كه دعا و نيايش يك چيز بى‌معنى نمى‌تواند باشد.

تمام انبياى الهى از طريق دعا و وحى با خدا ارتباط برقرار مى‌كردند، و ما انسان‌ها هم براى رفع مشكلاتى كه از دست بنده ساخته نيست، توسط دعا از خدا يارى مى‌طلبيم. همان‌طور كه در احاديث آمده است، خداوند مى‌فرمايد: اگر شما يك قدم به طرف من (خدا) برداريد، من ده قدم به سوى شما خواهم آمد.

دعا ريسمانى است كه همۀ اهل عالم براى نجات خود بايد آن را بگيرند. سورۀ حمد يك نوع دعاست و مناجات با پروردگار است. وقتى مى‌گوييم: «إِيّٰاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّٰاكَ نَسْتَعِينُ »؛ يعنى خدايا ما فقط تو را مى‌پرستيم و تنها از تو كمك مى‌گيريم.

خداوند از همان ابتدا بنده‌اش را با دعا و نيايش - كه در نماز است - تربيت كرده، چنانچه مى‌فرمايد: «إِنَّ الصَّلاٰةَ تَنْهىٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللّٰهِ أَكْبَرُ»؛ 2 نماز انسان را از زشتى‌ها و منكرات باز مى‌دارد و ذكر خدا از آن هم برتر و بالاتر است.

پس ما بايد بيش از پيش به دعا توجه كنيم، انسانى كه از خدا چيزى مى‌طلبد، خداوند از او خشنود مى‌شود، نه از باب اين‌كه خداوند نياز به دعاى ما دارد، بلكه نتيجه و عصارۀ دعا به خود ما بر مى‌گردد، و وجود ما را از عطش درونى رفع تشنگى مى‌دهد.

دعا داراى كليدى است، كليد دعا صلوات بر پيامبر و آلش مى‌باشد. در دعا از همه كس قطع اميد كرده و فقط به خداوند اميدوار باشيد. يكى از موقعيّت‌هايى كه دعا اثر بيشترى دارد، در نيمه‌هاى شب است. مناجات در شب زياد سفارش شده، زيرا توجه و خلوص بنده بيشتر است. شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند

مفهوم و ماهيت دعا

دعا به معنى خواندن است. در قرآن اين واژه تقريباً در هفت معنا و مفهوم به كار رفته است:

١. معنى ندا و صدا، سورۀ آل عمران مى‌فرمايد: «إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لاٰ تَلْوُونَ عَلىٰ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرٰاكُمْ ...»؛ 3 هنگامى كه از كوه بالا مى‌رفتيد، به عقب‌ماندگان نگاه نمى‌كرديد و پيامبر از پشت شما را صدا مى‌كرد.

در اين آيه دعا به معنى صدا زدن به كار برده شده و همچنين است در آيۀ ديگر مى‌فرمايد: «وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِيَ كِتٰابَهُ وَرٰاءَ ظَهْرِهِ* فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً»؛ 4 اما آن كس كه كارنامه‌اش از پشت سر (به دست چپ) او دهند، او برنامۀ خود تأسّف مى‌خورد.

٢. به معنى دعوت به مكتب: «قٰالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلاً وَ نَهٰاراً* فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعٰائِي إِلاّٰ فِرٰاراً»؛ 5 پروردگارا! من شب و روز قوم خود را به سوى توحيد دعوت كردم، آنان را سودى نبخشيد، مگر فرار و دورى.

٣. دعا به معنى جعل و قرارداد، مى‌فرمايد: «وَ لاٰ تَدْعُ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ»؛ 6 و هرگز با خداى يكتا كه جز او هيچ خدايى نيست ديگرى را به خدايى مخوان.

۴. دعا به معنى درخواست و طلب: «وَ لَكُمْ فِيهٰا مٰا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيهٰا مٰا تَدَّعُونَ »؛ 7 تدّعون به معنى درخواست است براى شما در بهشت آنچه دلتان مى‌خواهد و آنچه درخواست مى‌كنيد هست. «وَ يَدْعُ الْإِنْسٰانُ بِالشَّرِّ دُعٰاءَهُ بِالْخَيْرِ»؛ 8انسان بدى‌ها را مى‌طلبد آن‌گونه كه نيكى‌ها را مى‌طلبد.

۵. دعا به معنى به سوى خود خواندن: «قٰالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مٰا سَقَيْتَ»؛ 9دختر شعيب گفت: پدرم تو را مى‌طلبد كه اجرت كار تو را بدهد.

«قٰالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّٰا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ»؛ 10 خداوندا زندان برايم محبوب‌تر از كارى است كه اين زن‌ها مرا به سوى خود مى‌خوانند. معلوم است كه زن‌ها او را براى چه به سوى خود دعوت مى‌كردند.

۶. دعا به معنى سؤال و پرسش: «قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنٰا مٰا لَوْنُهٰا»؛ 11 بنى اسرائيل به موسى گفتند: از خدا بپرس توضيح دهد به ما رنگ اين گاو چيست؟

٧. دعا به معنى نيايش و ابتهال: «قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً »؛ 12بگو كيست كه شما را از تاريكى‌هاى بيابان‌ها و درياها نجات دهد كه مى‌خوانيد او را با حالت خشوع و پنهانى؟ «اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً»؛ 13 پروردگارتان را با حالت تضرع و پنهانى بخوانيد. آيات ديگرى كه دعا در آنها به معناى ابتهال است كم نيست. 14

دعا در مورد نارسايى‌هاى قدرت ماست، نه دربارۀ توانايى و قدرت. به عبارت ديگر دعاى مستجاب دعايى است كه به مضمون آيۀ «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذٰا دَعٰاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ»؛ 15 مفهوم دعا درخواست فراهم شدن اسباب و عواملى است كه از دايرۀ قدرت انسان بيرون باشد، آن هم از كسى كه قدرتش بى‌پايان و هر امرى براى او آسان است.

ولى اين درخواست بايد از تمام وجود او برخيزد تا به اقيانوس بى‌پايان بپيوندد و اتصال معنوى برقرار كند. به عبارت ديگر مفهوم آن توجه به اين حقيقت است كه اسباب و عوامل طبيعى، هر چه دارند از ناحيۀ او دارند، و به فرمان او هستند، اگر به دنبال دارو مى‌رويم، و از آن شفا مى‌طلبيم، به خاطر آن است كه او اثر بهبودى را به دارو بخشيده (اين نوع ديگرى از دعاست كه در احاديث اسلامى به آن اشاره شده است). رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

«الدّعاءُ مُخُّ الْعبادةِ وَ لا يُهْلَكُ مَعَ الدّعاء احَد»؛ 16 دعا مغز و هستۀ عبادت است و با وجود دعا كسى هلاك نمى‌شود. در حديثى ديگر دارد:

«الدّعاء سلاحُ المؤمِنِ وَ عَمدُ الدّينِ وَ نُورُ السّماواتِ وَ الْارَضيِنَ»؛ 17 دعا سلاح مؤمن و ستون و اساس دين و نور آسمان‌ها و زمين‌ها است.

دعا يك نوع آگاهى و بيدارى دل و انديشه و پيوند باطنى با مبدأ همۀ نيكى‌ها و خوبى‌هاست، لذا اميرالمؤمنين مى‌فرمايد:

«لا يَقْبَلُ اللّٰهُ عَزَّوَجَّلَ دُعاءَ قَلبٍ لاه»؛ 18 خداوند دعاى غافل‌دلان را مستجاب نمى‌كند. نبايد خدا را از روى بى‌ميلى ياد كرد. خداوند به داود فرمود:

«اذكرنى فى ايّام سرّائك حتّى أستجيب لك فى ايّام ضرّائك »؛ 19 مرا در روزهاى خوشى و آسايش هم ياد كن، تا من دعاى تو را در روزهاى گرفتارى و سختى اجابت كنم.

قرآن كريم مى‌فرمايد: «أَلاٰ بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ 20دل‌ها فقط با ياد خدا آرام مى‌گيرد. البته ذكرى كه مقدمۀ فكر، و فكرى كه انگيزۀ عمل باشد. چنانچه امام صادق عليه السلام فرمود:

«ذِكرُ اللّٰهِ عِنْدَ ما أحَلَّ وَ حَرَّمَ» ياد خدا كردن به هنگام انجام كارهاى حلال و حرام، يعنى به ياد خدا بيفتد تا به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد. 21

در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

«ان الله عزّوجل لا يستجيب دعاء بظهر قلب ساه ». 22

در حديثى ديگر دارد: دعا سپر مؤمن است و هر زمانى كه بسيار در را كوبيدى به روى تو باز مى‌شود. 23 در جاى ديگر مى‌فرمايد:

«الدّعاءُ هُو الْعبادَةُ الْتى قال عزَّوَجَلَّ»؛ 24 به راستى دعا، همان عبادت است كه خداوند عزّوجل فرمود: «وَ قٰالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »؛ 25 مرا بخوانيد شما را اجابت كنم، كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‌ورزند به زودى با ذلت وارد دوزخ مى‌شوند. رسول مكرّم اسلام مى‌فرمايد:

«عَمَلُ البِرِّ كلّهُ نِصْفُ الْعِبادَةِ وَ الدُّعاءُ نِصْفٌ فَاِذا أرادَ اللّٰهُ تَعالى بِعَبْدٍ خَيْراً انتَحى قَلْبَهُ لِلدُّعاءِ»؛ 26 همۀ اعمال خير يك نيمۀ عبادت است و دعا نيمۀ ديگر و چون خدا براى بنده‌اى خير خواهد، قلب او را به دعا متمايل كند.

فلسفۀ دعا و نيايش

آنها كه حقيقت و روح دعا و اثرات تربيتى و روانى آن را نشناخته‌اند ايرادهاى گوناگونى به مسألۀ دعا دارند، گاه مى‌گويند: دعا عامل تخدير است، چراكه مردم را به جاى فعاليت و كوشش و استفاده از وسايل پيشرفت و پيروزى، به سراغ دعا مى‌فرستد و به آنها تعليم مى‌دهد كه به جاى همۀ اين تلاش‌ها دعا كنند! و گاه مى‌گويند: اصولاً آيا دعا كردن فضولى در كار خدا نيست؟! خدا هر چه را كه مصلحت بداند انجام مى‌دهد، او به ما محبت دارد، مصالح ما را بهتر از خود ما مى‌داند، پس چرا ما هر ساعت مطابق دلخواه خود از او چيزى بخواهيم؟! و زمانى مى‌گويند: از همۀ اينها گذشته آيا دعا منافات با مقام رضا و تسليم در برابر ارادۀ خداوند ندارد؟

كسانى كه چنين ايرادهايى را مطرح مى‌كنند از آثار روانى، اجتماعى، و تربيتى و معنوى دعا و نيايش غافلند؟ زيرا انسان براى تقويت اراده و برطرف كردن ناراحتى‌ها به تكيه‌گاهى مطمئن نياز دارد. دعا چراغ اميد را در درون انسان روشن مى‌سازد.

انسان‌هايى كه دعا و نيايش را فراموش كنند، با عكس‌العمل‌هاى نامطلوب روانى و اجتماعى مواجه خواهند شد.

يكى از روان‌شناسان معروف به نام الكسيس كارل مى‌گويد: جامعه‌اى كه در آن دعا و نيايش نباشد، آن جامعه سقوط مى‌كند، وقتى مردم آن اجتماع نيايش را در خود كشته‌اند از فساد و جرم و جنايت مصون نخواهد بود.

البته نيايش بايد پيوسته باشد، تا اثر خود را در انسان از دست ندهد. آنان كه براى دعا اثر تخديرى (سست شدن) قائلند، معنى دعا را نفهميده‌اند، زيرا معنى دعا اين نيست كه از وسايل و علل طبيعى دست بكشيم و به جاى آن دست به دعا برداريم؛ بلكه مقصود اين است كه نهايت كوشش خود را در استفاده از همۀ وسايل به كار ببنديم، تا آن جا كه دست ما كوتاه شد و به بن‌بست رسيديم، به سراغ دعا برويم.

دعا به انسان صفاى روح و متانت رفتار و انبساط و شادى درونى مى‌دهد. و حتى به انسان‌هاى عقب مانده و كم استعداد نيز مى‌تواند نيروى عقلى و اخلاقى خويش را بهتر به كار بندند و از آن بيشتر بهره گيرند. اما متأسفانه در دنياى ما كسانى كه نيايش را در چهرۀ حقيقى‌اش بشناسد بسيار كم است. 27

از آنچه كه گفتيم، پاسخ اين ايراد كه مى‌گويند دعا برخلاف «رضا و تسليم» است نيز روشن شد، زيرا دعا همان‌طور كه در بالا شرح داده شده يك نوع كسب قابليت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض بى‌پايان پروردگار است. انسان به وسيلۀ دعا توجه تازه‌اى به ذات خداوند پيدا مى‌كند، همان‌طورى كه عبادات اثر تربيتى دارد، دعا هم چنين اثرى خواهد داشت.

كسانى كه مى‌گويند: «دعا فضولى در كار خداست! خدا هر چه مصلحت باشد انجام مى‌دهد» توجه ندارند كه مواهب الهى بر حسب استعدادها و لياقت‌ها تقسيم مى‌شود، هر قدر استعداد و شايستگى بيشتر باشد سهم بيشترى از آن مواهب نصيب انسان مى‌گردد.

لذا امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

«اِنّ للّٰه‌عَزّوجلَّ منزِلة لا تنالَ إلّابمسألة»؛ در نزد خداوند مقاماتى است كه بدون دعا كسى به آنها نمى‌رسد. 28 دانشمندان مى‌گويند: امروزه جديدترين علم يعنى روانپزشكى همان چيزهايى را تعليم مى‌دهد كه پيامبران تعليم مى‌دادند، چرا؟ به علت اين كه پزشكان روانى دريافته‌اند كه دعا و نماز و داشتن يك ايمان محكم به دين، نگرانى و تشويش و هيجان و ترس را كه موجب نيم بيشترى از ناراحتى‌هاى ماست برطرف مى‌سازد.

اهميت دعا و شرايط استجابت

روايات متعددى كه از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و ساير پيشوايان بزرگ، نقل شده است، اهميت دعا را كاملاً روشن مى‌سازد. در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله آمده است:

«مَنْ سَرَّهُ أنْ يُسْتَجابَ لَهُ دَعْوتُهُ فَلْيُطِبْ مَكْسَبَهُ»؛ 29 كسى كه دوست دارد كه دعايش مستجاب گردد بايد غذا و كسب خود را پاك كند.

يكى از ياران امام صادق عليه السلام از ايشان سؤال كرد؟ «ما تَقول فى رجلين دَخلا المَسجد جميعاً كان أحدهما اكْثر صلاة، و الآخر دعاء فأيّهما أفضل؟ قال: كلّ حسن»؛ دو نفر وارد مسجد شدند، يكى از آنها مشغول نماز شد و ديگرى مشغول دعا خواندن، كدام يك از اين دو افضلند؟

آن حضرت فرمود: هر دو خوبند، ولى آن كس كه بيشتر دعا مى‌كند افضل است، مگر سخن خداوند را نشنيده‌اى كه فرمود: «اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را، سپس افزود: «هى العبادة الكبرى »؛ دعا عبادت بزرگ است.

هم دعا از تو اجابت هم ز تو

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: چيزى نزد خدا افضل از اين نيست كه از او تقاضا كنند و از آنچه نزد او است بخواهند، و هيچ كس نزد خداوند مبغوض‌تر و منفورتر از كسانى نيست كه از عبادت او تكبُّر مى‌ورزند و از مواهب او تقاضا نمى‌كنند.

در جاى ديگر مى‌فرمايد: نزد خدا مقامى است كه جز با دعا و تقاضا نمى‌توان به آن رسيد. و اگر بنده‌اى دهان خود را از دعا فرو بندد و چيزى تقاضا نكند چيزى به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود.

امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد:

«الدعاء افْضَل مِن قرائة القُرآن»؛ 30 دعا كردن از تلاوت قرآن هم افضل شمرده شده است. دعا به انسان اعتماد به نفس مى‌دهد، و از يأس و نوميدى باز مى‌دارد و به تلاش و كوشش بيشتر دعوت مى‌كند. انسان نبايد دعا را جانشين تلاش و كوشش كند، زيرا قطعاً مستجاب نخواهد شد. مثلاً كار و كوشش نكند و بگويد خدا روزى‌رسان است، خدا كمك مى‌كند، اين با نظام الهى منافات دارد. 31

يكى از مردان خدا گفت: براى دعا كردن و عرض حاجت كافى است كه سر را به سوى آسمان بالا كرده، آن هم نه از نظر آن كه خدا در آسمان است، بلكه از آن نظر كه حضرت سجّاد عليه السلام عرض كرد:

«وَاِلى جُودِكَ وَ كَرَمَكَ ارْفَعُ بَصَرى» از اين جهت سر را به آسمان بالا كند، در حالى كه بداند خدا به او نزديك است و سپس دل را متوجه عالم اعلا نمايد، چون او سبحانه و تعالى از راه هر كس آگاه است «وَ عالِمُ السّرِ وَ الْخَفيّات» 32 است. براى اجابت دعا خوب است انسان قبل از اين‌كه گرفتار سختى شود به دعا مشغول باشد.

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

«مَنْ سرَّهُ أنْ يُسْتجابَ لَهُ فِى الشِّدَّةِ فَلْيُكْثِرِ الدُّعاءَ فِى الرَّخاء»؛ 33 هر كه دوست دارد كه در حال سختى دعايش به اجابت رسد، بايد در حال راحتى بسيار دعا كند. در ادامه مى‌فرمايد: يكى ديگر از راه‌هاى اجابت دعا اين است كه كسب خود را پاك و حلال كند. 34

مولاى موحدان على عليه السلام مى‌فرمايد: هرگز از تأخير اجابت دعا نااميد مباش، زيرا بخشش الهى به اندازۀ نيّت است. گاهى در اجابت دعا تأخير مى‌شود تا پاداش درخواست‌كننده بيشتر و جزاى آرزومندان يا در وقت مشخص، به تو خواهد بخشيد، يا به جهت اعطا بهتر از آنچه خواستى، دعا به اجابت نمى‌رسد، زيرا چه خواسته‌هايى دارى كه اگر داده شود مايۀ هلاكت دين تو خواهد بود. پس خواسته‌هاى تو به گونه‌اى باشد كه جمال و زيبايى تو را تأمين، و رنج و سختى را از تو دور كند، پس نه مالِ دنيا براى تو پايدار است، و نه تو براى مال دنيا باقى خواهى ماند. 35 اجابت دعا در زمان مشخص است. امام صادق عليه السلام فرمود: دعا را در چهار زمان بخوانيد. موقع وزيدن بادها، هنگام ظهر، هنگام فرود آمدن باران، هنگام ريختن خون مؤمن در راه خدا (جبهۀ جنگ) زيرا در اين زمان‌ها درهاى آسمان گشوده است. 36 در حديثى ديگر از رسول اكرم آمده: هنگام نزول باران و هنگام ديدار كعبه. 37

امام سجاد عليه السلام مى‌فرمايد:

«المُؤمن مِنْ دُعائِهِ عَلى ثَلاثٍ امّا يُدَّخَرُ لَهُ وَ امّا يُعَجَّلُ لَهُ وَ امّا يُدْفَعُ عَنْهُ البَلاءُ يُريدُ انْ يُصِيبَهُ»؛ 38 مؤمن نسبت به دعاى خود از سه حال خارج نيست: يا براى او ذخيره مى‌شود و در آيندۀ دور يا نزديك و حتى در آخرت به او داده مى‌شود، و يا با شتاب به او خواهد رسيد و يا مانع بلايى مى‌گردد كه مى‌خواهد او را فرا گيرد.

تأثير دعا و مناجات در دلِ شب

قرآن مى‌فرمايد: «إِنَّ نٰاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً»؛ 39 يعنى مسلماً برنامه (عبادت) شبانه پابرجاتر و با استقامت‌تر است.

عبادت شبانه، نيايش و مناجات در سحرگاهان، و راز و نياز و نجواى با محبوب، در تهذيب نفس و پرورش روح و جان اثر فروانى مى‌گذارد. در آيۀ بعد مى‌افزايد: «إِنَّ لَكَ فِي النَّهٰارِ سَبْحاً طَوِيلاً»؛ 40 اين به خاطر آن است كه در روز تلاش و كوشش مستمر و فراوانى خواهى داشت. 41

رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: نيمۀ شب درهاى آسمان را مى‌گشايند و يكى ندا مى‌كند: آيا كسى هست كه دعا كند تا مستجاب شود، آيا كسى هست كه چيزى بخواهد تا به او داده شود، آيا غم‌زده‌اى هست كه غمش تخفيف يابد، در اين هنگام هر مسلمانى چيزى بخواهد خداوند خواهش او را مى‌پذيرد. 42 سوز دل، اشك روان، آه سحر نالۀ شب اين همه، از نظرِ لطف شما مى‌بينم

آرى نخستين ويژگى داعيان شب اين است كه آنها كسانى هستند هنگامى كه آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مى‌شود به خاك مى‌افتند و سجده مى‌كنند و گريه شوق سر مى‌دهند. 43

از امام صادق روايت شده است كه آن حضرت فرمود: در شب ساعتى است كه اگر بندۀ مؤمنى در آن دعا كند، قطعاً مستجاب مى‌شود. راوى مى‌گويد: فدايت شوم اين چه ساعتى از شب است. فرمود: هنگامى كه نيمى از شب گذشته، و يك ششم اول نيمۀ شب فرا رسيده است. 44

امام صادق عليه السلام به يكى از ياران خود فرمود: مى‌خواهى تمام ابواب خير را به تو معرفى كنم. گفت: بفرماييد فدايت شوم. امام فرمود: «الصوم جُنّة، و الصدقة تذهب بالخطيئة، و قيام الرجل فى جوف الليل بذكر اللّٰه، ثّم قرأ: «تَتَجٰافىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضٰاجِعِ»؛ 45روزه سپرى است در مقابل آتش و صدقه محوكنندۀ گناهان است، و برخاستن انسان در دل شب او را به ياد خدا مى‌اندازد، سپس آيه «تَتَجٰافىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضٰاجِعِ» 46 را تلاوت فرمود.

دعا درمان دردها

علاء بن كامل مى‌گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: بر تو باد به دعا كردن، زيرا دعا درمان هر دردى است. دعا پايگاه اجابت است، چنانچه ابر پايگاه باران است. هيچ بنده‌اى دست به درگاه خداى عزيز جبّار برنياورد جز اين‌كه خداوند عزّوجل حيا دارد از اين‌كه آن را تهى برگرداند، تا از فضل و رحمت خود در آن بنهد و هرگاه يكى از شماها دعا كرد، دستش را برنگرداند تا آن را به روى و سر خود بكشد.

هشام بن سالم گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: آيا مى‌دانيد بلا طولانى است يا كوتاه است؟ گفتم: نه، فرمود: چون به هر كدام كه شما مبتلا شويد، الهام شد كه دعا كنيد، بدانيد كه مدت بلا كوتاه است. ابى ولّاد گويد: امام كاظم عليه السلام فرمود: هيچ بلايى بر بنده مؤمن نازل نشود كه خداى عزوجل بدو الهام بخشيد تا دعا كند، جز اين‌كه برطرف شدن آن بلا نزديك است و هيچ بلايى بر بندۀ مؤمن نازل نشود كه از دعا كردن خوددارى كند، جز اين‌كه بلا طولانى باشد، پس هرگاه بلا نازل شد، بر شما باد كه دعا و زارى كنيد به درگاه خداوند عزوجل. 47

مولاى موحدان على عليه السلام مى‌فرمايد: آن كس كه به شدت گرفتار دردى است، نيازش به دعا بيشتر از تندرستى كه از بلا در امان است، نمى‌باشد. 48 زيرا دعا درمان هر دردى است. لذا مى‌بينيم امام در دعاى كميل مى‌فرمايد: «يا من اسمه دواء و ذكره شفاء و طاعته غنى ...» اى كسى كه به جز دعا و تضرّع به درگاهت چيزى نداريم، اى كه نامت دواى دردمندان عالم، و يادت شفاى بيماران است، و طاعتت بى‌نيازى از هر چه در عالم است را به همراه دارد، ترحّم كن به كسى كه تمام اميدش تو هستى.

امام صادق عليه السلام فرمود:

«عَلَيْكَ بِالدُّعاءِ، فَإنَّ فيهِ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ»؛ 49 بر تو باد به دعا كردن، زيرا كه شفاى هر دردى است. قرآن كريم مى‌فرمايد: «وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ الضُّرُّ دَعٰانٰا لِجَنْبِهِ أَوْ قٰاعِداً أَوْ قٰائِماً فَلَمّٰا كَشَفْنٰا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنٰا إِلىٰ ضُرٍّ مَسَّهُ كَذٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ »؛ 50 و هنگامى كه به انسان زيان و (ناراحتى) برسد ما را (در همه حال) در حالى كه به پهلو خوابيده، يا نشسته، يا ايستاده است مى‌خواند. امّا هنگامى كه ناراحتى او را برطرف ساختيم چنان مى‌رود كه گويى هرگز ما را براى حل مشكلى كه به او رسيده نخوانده، اين‌گونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است.

چه خوب گفته مولوى: آن زمان كه مى‌شوى بيمار تو

بلى انسان فطرتاً خداجوى است و نور فطرت در روح دميده شده، ولى بر اساس مسايلى كه در اجتماع به وجود مى‌آيد، گرفتار گناه و زيان‌كارى مى‌شود. لذا خداوند باب توبه را باز گذاشته و وسيلۀ نزديكى به خود را دعا و نيايش قرار داده است.

بنابراين مى‌بينيم مولا على عليه السلام مى‌فرمايد:

«اِدْفَعُوا أمواج البَلاءِ بِالدُّعاءِ...»؛ 51امواج بلا را با دعا دور كنيد. بلا ديده‌اى كه بلا جانش را به لب رسانده است، نيازش به دعا بيشتر از عافيت چشيده‌اى نيست كه از بلا در امان نيست.

امام سجاد عليه السلام مى‌فرمايد: خدايا مرا از آنان قرار مده كه خوشى سرمستشان مى‌كند و بلا و گرفتارى از پايشان در مى‌آورد. اينان فقط زمانى تو را مى‌خوانند كه گرفتار شوند و تنها هنگامى به ياد تو مى‌افتند كه به مصيبتى گرفتار آيند؛ در اين هنگام در برابر تو به خاك مى‌افتند و دست خواهش به سويت بر مى‌دارند. 52

مراعات ادب دعا

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: دعاكننده بايد ادب دعا را رعايت كند و بنگرد كه چه كسى را، چگونه و براى چه مى‌خواند؟ عظمت و بزرگى خداوند را باور داشته باشد، با ديدۀ دل آگاهى او از باطن و اسرار و اعتقادات خود را بنگرد و راه نجات و هلاكت خود را دريابد، مبادا چيزى از خدا بخواهد كه باعث هلاكت او شود. 53

در واقع عجول بودن انسان براى كسب منافع بيشتر و شتابزدگى او در تحصيل خير و منفعت، سبب مى‌شود كه تمام جوانب مسايل را مورد بررسى قرار ندهد، و چه بسا كه با اين عجله، نتواند خير واقعى خود را تشخيص دهد، بلكه هوى و هوس‌هاى سركش چهرۀ حقيقت را در نظرش دگرگون سازد و به دنبال شر برود.

در حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:

«و اعرف طريق نجاتك و هلاكك، كى لا تدعوا اللّٰه بشىء عسى فيه هلاكك، و أنتَ تظنّ أن فيه نجاتك، قال اللّٰه تعالى: «وَ يَدْعُ الْإِنْسٰانُ بِالشَّرِّ دُعٰاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ عَجُولاً »؛ 54 انسان نمى‌تواند راه نجات و هلاكت خود را بشناسد و مبادا از خدا چيزى طلب كند كه نابودى او در آن باشد؛ در حالى كه خود انسان گمان مى‌كند نجاتش در آن است، خداوند متعال مى‌گويد: انسان دعاى شرّ مى‌كند، آن‌گونه كه دعاى خير مى‌كند، چرا كه انسان عجول است.

در عين حال از خدا بخواهيد «فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي»؛ 55 (با تمام وجود) مرا اجابت كنيد و به من ايمان بياوريد. در دعاهاى معصومين عليهم السلام آمده است: خداوند! ظاهر ما را با فرمانبرداريت، باطن ما را با شناختت، و دل‌هاى ما را با دوستيت و جان‌هاى ما را با ديدارت روشن فرما. 56

پنهان كردن دعا

قرآن كريم مى‌فرمايد: «قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشّٰاكِرِينَ»؛ 57 بگو چه كسى شما را از تاريكى‌هاى خشكى و دريا (به هنگام درماندگى) رهايى و نجات داد؟ در حالى كه او را آشكارا و در پنهانى مى‌خوانيد و (مى‌گوييد) اگر خداوند ما را از اين ظلمت رهايى دهد، از شكرگزاران خواهيم بود.

حال اگر همين ظلمت و تاريكى در يك سفر دريايى همراه با بيم موج و گردابى حايل محاصره شود، در چنين لحظاتى است كه انسان همه چيز را فراموش كرده و جز نور تابناكى كه در اعماق جانش مى‌درخشد كه او را به سوى مبدأيى مى‌خواند كه تنها اوست مى‌تواند چنان مشكلات را حل كند، در چنين حالتى از درون دل و جان خود او را مى‌خواند اين جاست كه انسان دست به دعا بر مى‌دارد، و همۀ اميدش به اوست و به غير از او دل به كسى نبسته است.

پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

«خير الدعاء الخفى و خير الرزق ما يكفى»؛ بهترين دعا آن دعايى است كه پنهانى و از روى اخلاص صورت گيرد و بهترين روزى آن است كه به قدر كافى باشد. 58

امام حسن عليه السلام فرمود: خداوند از دل پرهيزگار و دعاى پنهان آگاه است، چه بسا كسى قرآن را جمع كرده است و همسايه‌اش از وى خبر ندارد، چه بسا كسى فقه را بسيار مى‌داند و مردم بدان آگاهى ندارند و چه بسا شخصى نمازهاى طولانى مى‌گزارد و حتى نزد او ديداركننده هم هست و آنها بدان آگاهى ندارند. در مقابل، ما به دسته‌هايى برخورده‌ايم، اگر در يك نگاه عملى امكان سرّى انجام دادن آن باشد، آنها آن را مخفيانه انجام نمى‌دهند، و هميشه آن عمل را آشكارا، انجام مى‌دهند، آن عمل افشا نخواهد شد. 59

امام رضا عليه السلام فرمود: يك دعاى پنهانى برابر با هفتاد دعاى آشكار است و در روايت ديگر نقل شده است: يك دعا در پنهانى، بهتر است نزد خدا از هفتاد دعا كه آشكار باشد. 60 در جايى ديگر آمده است: با ديگران دعا كنيد كه دعاى جمع باعث اجابت مى‌شود. بهترين جمعيت براى دعا چهل نفر است و به جاى آن چهار نفر هم مى‌شود هر كدام ده بار دعا كنند. اگر نتوانست در جمع دعا كند، خود مى‌تواند يك نفره چهل بار دعا كند.

قرآن كريم مى‌فرمايد: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ وَ لاٰ تَكُنْ مِنَ الْغٰافِلِينَ »؛ 61 و پروردگارت را از روى خوف و تضرّع، آهسته و آرام در دل خود و در هر صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.

امام صادق عليه السلام فرموده است: عظمت ثواب دعا و تسبيحى را كه بنده در خلوت خويش گويد، جز خداى تبارك و تعالى كس نداند. 62 خداوند به عيسى عليه السلام وحى نمود:

اى عيسى مانند غريق غمزده‌اى كه ياورى ندارد، به درگاه من دعا و دلت را برايم خوار كن و در خلوت بسيار به ياد من باش و آگاه باش من با چاپلوسى تو خوشحال مى‌شوم. با خوشحالى و نشاط اين عمل را انجام بده و صداى غمناك خود را به من برسان. و خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد: يا موسى هنگامى كه مرا مى‌خوانى ترسان باش، صورت خود را خاك آلود كن و با اعضاى مهم بدنت برايم سجده كن. و با ايستادن در مقابل من به اطاعت من مشغول شو و با ترسى كه از قلبى ترسان برخاسته است، با من مناجات كن، قلبت را با ترس از من بميران، زنده دل و كهنه لباس باش، در ميان زمينيان ناشناس و در آسمان معروف باش، همنشين خانه و چراغ شب باش. 63 شب هجران خدا روز جهان افروز است روشنان را به حقيقت شب ظلمانى نيست

قرآن كريم اثبات‌كنندۀ اين ادّعاست كه مى‌فرمايد: «إِنَّمٰا يُؤْمِنُ بِآيٰاتِنَا الَّذِينَ إِذٰا ذُكِّرُوا بِهٰا خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لاٰ يَسْتَكْبِرُونَ »؛ 64 تنها كسانى به آيات ما ايمان مى‌آورند كه هر وقت اين آيات به آنها يادآورى شود به سجده مى‌افتند، و تسبيح و حمد پروردگارشان را به جاى مى‌آورند و تكبر نمى‌كنند.

اگر دعاى شما نبود ارزشى نداشتيد

قرآن مى‌فرمايد: «قُلْ مٰا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لاٰ دُعٰاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزٰاماً»؛ 65 بگو اگر دعا نكنيد پروردگار من براى شما ارزشى قائل نيست، شما (آيات خدا و پيامبران را) تكذيب كرديد و سرانجام دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد.

دربارۀ معنى دعا در اين جا احتمالات زيادى داده شده است. 66 بعضى گفته‌اند: دعا به همان معنى دعا كردن معروف است. و بعضى ديگر به معنى عبادات و توحيد، و بعضى به معنى شكر و... .

امام على عليه السلام در فرازى مى‌فرمايد: در دعا پروردگارت را با اخلاص بخوان، كه بخشيدن و محروم كردن به دست اوست و فراوان از خدا درخواست خير و نيكى داشته باش. 67 آنچه كه به انسان ارزش مى‌دهد ارتباط با خداوند است.

مولاى متقيان على عليه السلام ضمن سفارش به يكى از اصحاب خود به نام نوف فرمود:

اى نوف! خوشا به حال آنان كه از دنياى حرام چشم پوشيدند، و دل به آخرت بستند؛ آنان مردمى هستند كه زمين را تخت، خاك را بستر، آب را عطر، قرآن را پوشش زيرين، و دعا را لباس رويين خود قرار دادند. 68

 
پی نوشت:
1) . سورۀ غافر، آيۀ ۶٠.
2) . سورۀ عنكبوت، آيۀ ۴۵.
3) . سورۀ آل عمران، آيۀ ١۵٣.
4) . سورۀ انشقاق، آيات ١٠ و ١١.
5) . سورۀ نوح، آيات ۵ و ۶.
6) . سورۀ قصص، آيۀ ٨٨.
7) . سورۀ فصلت، آيۀ ٣١.
8) . سورۀ اسراء، آيۀ ١١.
9) . سورۀ قصص، آيۀ ٢۵.
10) . سورۀ يوسف، آيۀ ٣٣.
11) . سورۀ بقره، آيۀ ۶٩.
12) . سورۀ انعام، آيۀ ۶٣.
13) . سورۀ اعراف، آيۀ ۵۵.
14) . شرح دعاى عرفه، ص ۶.
15) . سورۀ نمل، آيۀ ۶٢.
16) . بحار الأنوار، ج ٩٣، ص ٣٠٠.
17) . همان، ص ٢٩۴.
18) . تفسير نمونه، ج ١، ص ۶۴٣.
19) . بحار الأنوار، ج ٩٣، ص ٣٨١.
20) . سورۀ رعد، آيۀ ٢٨.
21) . رساله حقوق امام سجاد عليه السلام ، ص ١۶٠.
22) . تفسير نمونه، ج ١، ص ۶۴٣.
23) . كافى، ج ۶، ص ٢١.
24) . همان، ج ۶، ص ١٨.
25) . سورۀ غافر، آيۀ ۶٠.
26) . رهنماى انسانيت، ص ٢٨٢.
27) . تفسير نمونه، ج ١، ص ۶۴١.
28) . همان.
29) . كافى، ج ۶، ص ۶٨.
30) . تفسير نمونه، ج ٢٠، ص ١۴٩.
31) . همان.
32) . بيان حقيقت، ص ١٠٠.
33) . كافى، ج ۶، ص ٣٣.
34) . همان، ص ۶٩.
35) . نهج البلاغه، نامه ٣١، ص ٣٧٩.
36) . كافى، ج ۶، ص ۴۵.
37) . رهنماى انسانيت، ص ٢٨۴.
38) . بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ١٣٨.
39) . سورۀ مزمل، آيۀ ۶.
40) . سورۀ مزمل، آيۀ ٧ .
41) . تفسير نمونه، ج ٢۵، ص ١٧۵.
42) . رهنماى انسانيت، ص ٢٨١.
43) . سورۀ مريم، آيۀ ۵٨.
44) . المراقبات، ص ٢۵۴.
45) . تفسير نمونه، ج ١٧، ص ١۵۵.
46) . سورۀ سجده، آيات ١۶ و ١٧.
47) . كافى، ج ۶، ص ٣١ و ٣٢.
48) . نهج البلاغه، حكمت ٣٠٢، ص ۵٠١.
49) . ميزان الحكمه، ج ۴، ص ١۶۴٨.
50) . سورۀ يونس، آيۀ ١٢.
51) . ميزان الحكمه، ج ۴، ص ١۶۵٠.
52) . همان، ص ١۶۵٣.
53) . المراقبات، ص ۴۵٢.
54) . تفسير نمونه، ج ١٢، ص ۴١.
55) . سورۀ بقره، آيۀ ١٨۶.
56) . المراقبات، ص ۴۵١.
57) . سورۀ انعام، آيۀ ۶٣.
58) . تفسير نمونه، ج ۵، ص ٢٨١.
59) . فرهنگ سخنان امام حسن عليه السلام ، ص ٣٣٢.
60) . كافى، ج ۶، ص ۴٣.
61) . سورۀ اعراف، آيۀ ٢٠۵.
62) . ميزان الحكمه، ج ۴، ص ١۶۶٩.
63) . المراقبات، ص ٢۴٢ و ٢۴٣.
64) . سورۀ سجده، آيۀ ١۵.
65) . سورۀ فرقان، آيۀ ٧٧.
66) . تفسير نمونه، ج ١۵، ص ١٧٢.
67) . نهج البلاغه، نامه ٣١، ص ٣٧١.
68) . همان، حكمت ١٠۴، ص ۴۶١.

فهرست منابع

١. قرآن كريم.

٢. اصول كافى، محمّد بن يعقوب كلينى، ترجمۀ محمد باقر كمره‌اى، تهران، اسوه، چاپ دوم، ١٣٧٢.

٣. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسى، تهران، المكتبة الاسلامية.

۴. بيان حقيقت، احمد زمرديان، شيراز، انتشارات نويد، ١٣٧۶.

۵. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى، قم، مدرسۀ اميرالمؤمنين عليه السلام ، چاپ پانزدهم، ١٣٧۶.

۶. رسالۀ حقوق امام سجاد عليه السلام ، على محمّد حيدرى نراقى، قم، اعتماد، ١٣٨۴.

٧. رهنماى انسانيت، مرتضى فريد تنكابنى، تهران، نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، ١٣٧۶.

٨. شرح دعاى عرفه، محمّدباقر مدرس بستان آبادى، تهران، گوهر انديشه، ١٣٧٩.

٩. فرهنگ سخنان امام حسن عليه السلام ، ترجمۀ محمّد دشتى، قم، محدث، ١٣٨٢.

١٠. مثنوى مولانا، محمّد استعلامى، تهران، قلم، چاپ ششم، ١٣٧٩.

١١. المراقبات، حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى، ترجمۀ ابراهيم محدث، قم، اخلاق، ١٣٧۶.

١٢. ميزان الحكمة، محمّد محمدى رى شهرى، ترجمۀ حميدرضا شيخى، قم، دارالحديث، چاپ پنجم، ١٣٨۴.

١٣. نهج البلاغه، ترجمۀ محمّد دشتى، قم، مؤسسۀ فرهنگى تحقيقاتى اميرالمؤمنين عليه السلام ، چاپ هجدهم، ١٣٨٣.

 
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally