چاووشی خوانی
در این مقاله به بررسی چاووشی خوانی جلالی و رضوی(ع) میپردازیم
پنج شنبه 13 اردیبهشت 1397    
بازدید: 53

  چاووشی خوانی

 
بررسی چاووشی خوانی جلالی و رضوی(ع)
 
 
در استان گیلان

محمود رنجبر[1]

خلاصه

چاووشی یکی از انواع ادبیات شفاهی محسوب می‌شود. مجموعه اشعار چاووشی، در مراسم بدرقه و استقبال زوّار مشهدالرضا، حجاج و عتبات­عالیات خوانده می­شد. در گذشته­های دور چاووشی خوان جزوی از کاروان اعزامی به شمار می­رفت؛ وی اشعاری را قرائت می­کرد، این اشعار که شامل مدح و منقبت پیامبر اسلام(ص) و خاندان ایشان بود، به دلیل وجه معنوی مستتر در آن جزو مواریث فرهنگی ایرانیان به شمار می‌رود. با صنعتی شدن جوامع این رسم در شرف نابودی است درحالی‌که با تحلیل متنی اشعار حماسی در چاووشی­ها معلوم می­شود این اشعار بر جنبه­های واقعی سفر و هدف زوّار اشاره دارد. در این پژوهش به شیوه‌ای میدانی و کتابخانه‌ای به بررسی چاووشی خوانی در استان گیلان پرداخته‌شده است. هدف از این پژوهش نشان دادن وجوه ارادت مردم گیلان به خاندان اهل‌بیت و بررسی محتوای چاووشی خوانی است.


مقدمه

چاووش یا چووشی čâvoši واژه­ای ترکی است به معنای چو دادن، با صدای بلند چیزی را گفتن، جارچی، علمدار، پیش‌قراول، پیک و پیشرو کاروان است. خواندن یا صلا زدن مهمانان زیارت ائمه اطهار به همراه دعا رابطه معنوی میان خالق و مخلوق و رشته پیوند میان عاشق و معشوق را به وجود می‌آورد. این رسم از زمان پیامبر(ص) نیز وجود داشته است. نظامی گنجوی در مدحیه­ای خطاب به پیامبر اسلام وی را سلطانی می­داند که چهار پیامبر دیگر در خیل همراهان او هستند و موکب وی را همراهی می کنند:

زده در موکب سلطان سوارش به نوبت پنج نوبت چار یارش

خلیل از خیل تاشان سپاهش کلیم از چاوشان بارگاهش(نظامی)

حضرت موسی چاووشی خوان موکب پیامبر اسلام است.

چاووشی ازجمله سنت­های صلا دادن بوده است. رسم صلا دادن از دیرباز یکی از مهم‌ترین وجوه مخاطب خوانی به شمار می‌رفته است. مردم صحرا نشین عرب برای دعوت مهمانان خود آتشی بر درگاه چادر خویش بر پا می­کردند تا ره گم کردگان به‌جانب آنان روانه شوند. منشأ دقیق این نوع صلا دادن را نمی‌توان به‌طور دقیق مشخص نمود، اما شیوة موکبی آن‌که برای همراهی با تخت سلطنتی بوده به‌احتمال‌قوی با دوره شاهان هخامنشی ایران ارتباط داشته باشد. از میان رسم عبور حاکمان و بردا برد گفتن همراهان آنان معلوم است که هر قومی بر اساس شیوه خود از این شیوه اطلاع‌رسانی بهره می‌گرفته است. بنابراین چاووشی درگذشته‌های دور، یکی از مشاغل و منصب‌های دیوانی محسوب می‌شد؛ به‌گونه‌ای که خواندن اشعار در مدح پادشاه و چاووشی خوانی در مراسم مشایعت حرکت سپاهیان برای جنگ و دعاخوانی در مراسم مختلف نذر از آیین‌های اختصاصی و کهن مردم ایران بود. در اشعار فهلوی به‌جای مانده به‌جز «ایاتکار زریران» یا «درخت آسوریک»که جنبة مذهبی داشته است، اشعاری نیز سروده شده که دال بر ورود بهرام گور است با عنوان«اندر آمدن شه وهرآم»(شمیسا،14:1382) بوده است. این رسم علاوه بر وجه دیوانی و حکومتی، که عمدتاً در مدح و ثنای حکام و پادشاهان جاری بود، آیینی مردمی نیز به شمار می‌رفت. این آیین به‌عنوان میراث فرهنگ ایرانیان با ورود دین اسلام در محتوا تغییراتی داشته است. در این بخش به‌جای شادی و هلهله، صلوات و منقبت ائمه و دین جایگزین مدح شاهان و امرا شد.

چاووشی­خوانی در میان توده مردم، متفاوت از روشی بوده که درباریان بهره می­گرفتند. در این سنت که از دیرباز بین مردم نقاط مختلف ایران رواج داشته است، چاووشی خوان جزوی از کاروان اعزامی به شمار می­رفت، وی سوار بر اسب به آبادی­های اطراف می­رفت و با خواندن اشعاری در مدح و منقبت ائمه و پیامبر اسلام اعلام می­کرد که کاروانی در روزی خاص با همراهی بزرگی شناخته‌شده برای مردم روستا به زیارت اعزام می­شود و هرکسی می­تواند در روز خواسته‌شده به میدانگاهی روستای موردنظر بیاید.

چاووشی خوانان نقش بیدارباش کاروان را هم بر عهده داشتند. در کتاب« استاد عشق» از مجموعه خاطرات دکتر حسابی آمده است که همراه کاروان­ها چاووش­ها هم بودند آن­ها در زمان استراحت کاروان تا صبح بیرون پشتی­ها گشت می­زدند و دورتادور قافله قدم می­زدند تا اگر علامتی از حمله راهزنان به قافله به گوششان برسد یا ببینند که حیوان درنده­ای به قافله حمله می­کند شیپور بزنند تا زن­ها و بچه‌ها بیدار شوند و از صدای تیراندازی و صفیر گلوله‌ها نترسند و تفنگچی­ها هم آماده بشوند. درواقع چاووشی­ها صدای خوبی داشتند آن‌ها اشعار موزونی را بر اساس سختی و دشواری راه انتخاب می­کردند و در طول سفر می­خواندند. این اشعار هم آموزنده بود و هم باعث رفع خستگی مسافران می‌شده است. علاوه بر آن ریتم حرکت چهارپایان را نیز هماهنگ می­کرد (حسابی،38:1395).

با گسترش فرهنگ شهرنشینی و نیز فناوری‌های جدید اعم از ماشین و هواپیما، شیوه گردآمدن و سفر نیز تغییر بنیادی داشته است. همچنین به دلیل وجود فناوری‌های جدید برای مسافرت‌ها، شیوه‌های کهن و اصیل به محاق فراموشی سپرده می‌شود. اهتمام به جمع‌آوری و بسط فرهنگ چاووشی خوانی برای زائران اهل‌بیت(ع) به‌ویژه چاووشی‌های منسوب به سید جلال‌الدین اشرف و زوّار رضوی(ع) ضمن گسترش فرهنگ ولایی و آموزه‌های دینی، موجب همدلی و روح همکاری می‌شود.

استان گیلان به دلیل میزبانی مراقد مطهر فاطمه اخری خواهر رضاعی امام هشتم در رشت و سید جلال‌الدین اشرف از فرزندان امام موسی کاظم(ع) در آستانه‌اشرفیه و تعداد زیادی از فرزندان خاندان ائمه(ع) به‌عنوان یکی از قطب‌های فرهنگ علوی به شمار می­رود. در این پژوهش به دلیل اندک بودن منابع به‌صورت توأمان از روش میدانی و کتابخانه‌ای سود برده­ایم. هدف از این پژوهش زنده کردن این سنت ارزشمند و ترویج فرهنگ مشایعت و استقبال زائران اماکن متبرکه و تحلیل محتوای اشعار چاووشی است.

چاووشی خوانی در هنگام سفرهای زیارتی

بر اساس تحقیقات میدانی مشخص شد که این رسم در دوره­ای که شهرهای گیلان فاقد جاده شوسه بود، بسیار مرسوم بوده است. چاووشی خوان با دعوت مردم به سفر اشعاری دینی با مضمون حماسی می­خواند و از واجدان شرایط برای سفر دعوت می­کرد. مراسم چاووشی خوانی درواقع نوعی خداحافظی همیشگی از زائران بوده است، زیرا بسیاری از کسانی که به‌وسیله چهارپایان به سفر می‌رفتند، در طول مسیر به دلیل بیماری یا حمله راهزنان جان خود را از دست می‌دادند، به‌گونه‌ای که در پاره‌ای از سفرها ، کاروان‌سالاران گروه که متشکل از چند پارچه آبادی می­شدند، در طول راه شاهد مرگ عده‌ای از زوّار همراه خود بودند. اغلب کاروان‌سالاران در هنگام بازگشت همواره افسار ده‌ها قاطر یا اسب بدون سوار را- که نشانه از مرگ زائران شامل پیرمردان و پیرزنان بود- در دست داشتند(گلدشتی،1391).

نقشه یک مسیر عزیمت زائران به آستانه و مشهدارضا(ع)

حاج محمد جمشیدی متولد 1317(ه.ش) به یاد می­آورد که زائران گیلانی به دلیل نبود جاده مواصلاتی شوسه در مسیر فعلی رشت تا آستانه‌اشرفیه به ‌صورت کاروانی از رشت یا شهرهای منتهی به رشت به سمت آستانه‌اشرفیه حرکت می‌کردند. بسیاری از مشایعت‌کنندگان به همراه زائران مشهد با پای پیاده از رشت به‌صورت شبانه با در دست داشتن فانوس به سمت آستانه حرکت می‌کردند. آن‌ها شب را با عزاداری در جوار فرزند برومند حضرت امام موسی کاظم(ع) به صبح می‌رسانند و پس از عبور زائران با کرجی‌ها از رودخانه سپیدرود به رشت بازمی‌گشتند. برخی از زوّار مشهدالرضا(ع) نیز از اسکله کنار سپیدرود سوار با کرجی­ها به سمت بارفروش(بابل) یا گرگان سواری دریایی را پیش می‌گرفتند.

غلام مرزبان پرشکوهی 63 ساله از مداحان اهل‌بیت(ع) ساکن پرشکوه لنگرود نیز معتقد است حتی پس از آسفالت شدن جاده‌ها در شهرها به دلیل نبود راه در روستاهای کوچک و بزرگ مردم روستاهای مختلف مجبور بودند با طی مسیری به محل تجمع زائران و آخرین نقطه جاده آسفالته بیایند و ازآنجا به‌وسیله ماشین به اماکن متبرکه اعزام شوند.

مضامین چاووشی­

با نگاهی به سروده­های چاووشی‌ها می‌توان آن­ها را به لحاظ ساختار بر اساس موضوع در سه بخش کلی تقسیم نمود. البته چاووشی­ها به لحاظ مضمون با چاووشی­های حج، کربلا، مشهد و حضرت زینب مشترکاتی دارد. ساختار کلی چاووشی بر اساس موضوع در سه بخش زیر تقسیم می­شود:

1- چاووشی­های پیش از حرکت 2- چاووشی در طول مسیر 3- چاووشی بازگشت

درگذشته این سه بخش عمدتاً توسط یک نفر انجام می‌شده است. حاج سید آقاجان میر محمدی متولد 1299 شمسی در روستای میانده چابکسر می‌گوید. چاووشی­خوان علاوه بر قرائت برنامه­های بدرقه و استقبال از زائران، با توجه به بی­سواد یا کم‌سواد بودن مردم درگذشته، غالب موارد دینی اعم از اطلاع‌رسانی درباره مسائل شرعی، حل اختلافات، تلقین میت، استخاره توسط یک نفر صورت می‌گرفت. این فرد با توجه به روزگاری که بلندگو وجود نداشت، به‌عنوان چاوشی خوان نیز در مراسم بدرقه و استقبال از زوّار نقش مهمی داشته است. بنابراین چاووش‌خوان سعی می­کرد این سنت را همانند میراثی از یک نسل به نسل دیگر منتقل نماید. در بخش‌های سه‌گانه چاووشی سه نوع شعرخوانی توأم با دعا صورت می‌گرفت.

1-1- شعرهای پیش از سفر:

در شعرهای پیش از حرکت عمدتاً جنبه ترغیبی سفر موردنظر بوده است.

هرکی خیه بوشه به دیدارامام رضا، بسم الله هرکی دل دبسته در راه خدا بسم الله

خاییم بیشیم زیارت آن امام نور هشتمین هرکی نذری دری دی با یاد خدا بسم الله

میرمحمدی می­گوید: این اشعار حکم نوعی اعلامیه همراه با خواندن نام زائران ونیز حضور و همراهی سایرین را در برمی‌گیرد:

سفر شونیم زیارتی به سوی سلطان غریب رومضان علی[2]، بار دبست، امدرین امدرین

شونیم به پابوس غریب و نوة رسول کیله مامدعلی، برنج وته، امدرین امدرین

ویا:

شکر­کانیم­شکرخداسینه­زنیم­تاحرم پاک­رضا دل­بوشا، ترم­بیه، سینه­زنان، تاحرم­پاک رضا

شادریم بهر زیارت سوی اون فخر عالمین مشهدالرضای توس و قبرفخر هشتمین

شادریم بورمه کنان بر سر و بر سینه زنان هرکی دل دبست بر حرمش بسم الله

ویا:

ایوان طیلا من یادی از ما دشته باش امید به کرم پاک کبریا دشته باش

2-1- شعرهای حین سفر:

در شعرهای حین سفر عمدتاً با توجه به اینکه سفرها- پیش از ورود اتومبیل با قاطر و اسب بوده است- دو ماه یا بیشتر طول می‌کشید، توأم با مسائل مختلف شرعی و حتی تلقین میت هم بوده است. حاج اسماعیل حلاجیان یکی دیگر از گویشوران محلی می‌گوید: در سفری که خود شاهد بوده‌ام ،چاووشی خوانی پیاده به همراه جمع زیادی از اهالی روستا از راه رودسر، جواهرده،الموت، قزوین، سمنان، سبزوار، نیشابور به مشهد عزیمت نمودیم در راه به دلیل کهولت سن برخی زوّار و بیماری‌های مختلف اعم از نبود آب بهداشتی و با مرگ تعدادی از کاروانیان پس از زیارت به هنگام بازگشت چاووشی­خوان ضمن اینکه سوار بر اسب بوده است، هفده اسب بی­سوار دیگر را یدک کشیده و به روستا آورد. در چنین شرایط دشواری بود که محتوای چاووشی­خوانی ضمن ارادت به امام رضا(ع) به سمت ذکر مصیبت ائمه و به‌ویژه دشواری رسالت امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) تغییر می‌یافت.. با ورود کاروان زائران به شهرها و روستاهای دیگر این منقبت‌ها و مصیبت‌خوانی‌های با حضور مردم شهرها و روستاها همراه می‌شد.

درحریم کعبه سلطان‌علی موسی‌الرضا دلم به حال غریبان همیشه سوزان است

علی‌الخصوص غریبی که در خراسان است غریب اگرچه که در غربت میانه گنج است

به وقت شام رسد آن غریب دلتنگ است بیا که جنت فردوس در خراسان است

3-1- شعرهای حین بازگشت:

در شعرهای حین بازگشت نیز منقبت‌ها به‌صورت رباعی و دوبیتی قرائت می‌شود. در پایان این اشعار که گاه به تک‌بیتی هم می‌رسد، چاووشی خوان بابیان صلوات ورود زوّار را این‌گونه به مردم خبر می‌دهد. پس از دیدار اولیه زوّار جمعی از آنان با سوزاندن عود و پخش عطر مشهدی[3] به دست استقبال‌کنندگان، به‌سوی خانه‌های خود روانه می‌شوند. فردای روز بازگشت اهالی روستا به دیدار مشهدی‌ها می‌روند.

اي كعبه به خود مناز ، هر كه جايي دارد * * * بين شاه رضا چه بارگاهي دارد

خاك در او سجده گه شاه و گدا * * * با ورد زبان حمد و ثنايي دارد

كه خدا گفته در همه آيات * * * در طوس غريب الغربا را صلوات

در اشعار ضمن بازگشت همچنین همواره از زائران امام رضا (ع) به حج‌گزار یاد می‌شده است.

خطاب به فرزندان زائر:

پدرت زائر قبر هشتمین امام، رضاست کانجا زیارتگه عشاق و حج فقراست

برای بازگشتگان از سفر مشهد (به نقل از آقاي قربانی)( یزدانشناس،چاووشی خوانی:1389):

غم کدام غریـــب ای خــــدا کنم انشاء رضا به طوس غریب و حسین به کرب و بلا

رضا دو دیده حسرت به راه خواهر داشت حســـین به شام دو خواهر اسير لشکر داشت

ویژگی چاووشی‌های رضوی (ع)

چاووشی‌ها از زیرمجموعه‌های ادبیات شفاهی محسوب می‌شود، پیوند چاووشی با مردم‌شناسی به سابقة دیرینة ادبیات عامیانه و قبل از به وجود آمدن ادبیات مکتوب برمی‌گردد(سادات­اشکوری،1377 : 63). چاووش خوانی از حیث ادبی، از نمونه­های ادبیات عامیانه و از نوع غنایی آن به شمار می‌رود که محتوای آن، احساسات، عواطف، عشق و دلدادگی، بیان آرزوها، برآورده شدن حاجات، غم و اندوه سفر و مشکلات راه و مصائبی است که بر خاندان پیامبر صلی‌الله علیه و آله وسلم گذشته است برگزاری چاووشی خوانی در فرم نیز اضافه‌هایی را به خود پذیرفته است، اذان‌گویی پیش از ورود یا خروج زوّار؛ علمداری و بردن زوّار به مزار اموات و قبرستان روستا ازجمله مواردی است که چاووشی‌ها را باشکوه‌تر نموده است.

چاووش­خوانی بیش از هر چیز به طهارت باطنی و صفا و اخلاص و در مرحله بعد به کسب تجربه و تمرین و ممارست نیازمند است. چاووشانِ پیش‌کسوت، پس از رسیدن به مرحله علمداری، درصدد برمی‌آمدند به تربیت شاگرد بپردازند؛ بنابراین به آموزش مراحلی به نوآموزان چون نوچگی، روخوانی از چاووش نامه‌ها، از برکردن، هم‌آوایی و همراهی با چاووش ماهر، می‌پرداختند.

چاووش‌خوانی با توجه به ظرایف هنری آن، گاه به‌صورت تک‌خوانی و گاه به‌صورت هم‌آوایی اجرا می‌شده که در شکل دوم، حال و هوای خاصی داشته است. در این نوع از چاووش‌خوانی، زوّار و مردم بدرقه کننده با چاووشان هم‌نوا می‌شده‌اند. در چنین فضای معنوی، هیجان و شور همه‌جا را فرا می­گرفت و لحظاتی زائر و غیر زائر با خداوند متعال و اولیایش به زمزمه مشغول می­شدند. همین حال روحانی باعث می‌گردید که اگر افراد احیاناً کینه و کدورتی در دل نسبت به هم داشتند، آن را فراموش کرده و محبّت و همدلی بر آن‌ها حکم‌فرما شده، از هم حلالیّت بطلبند( فرهنگ­کوثر،1381).

در دوره قاجار توجه فراوانی به چاووشی خوانی شد. ناصرالدین‌شاه پس از نخستین سفر فرنگ(1290ه.ق) قصد داشت به سیاق تأتر اروپا و به تقلید از سبک معماری ساختمان رویال آلبرت هال لندن محلی را برای نمایش آماده سازد، تکیه دولت بر پا شد اما روحانیت با نمایش تأتر به سبک اروپایی مخالفت کردند و تماشاخانه به تکیه و محل تعزیه خوانی و اعزام مسافران به عتبات عالیات و مکه تبدیل شد(ر.ک،محجوب:1278:1383). غلام مرزبان پرشکوهی نیز معتقد است چاووشی خوانی در دوره قاجاریه به ویژه از دوره ناصرالدین‌شاه رشد چشمگیری یافته است. اما بر اساس منابع موجود این رسم از دوره صفویه (۹۰۶ـ۱۱۳۵ه.ش) رواج داشته است.

با تورّقی در دواوین شاعران مداح و درباریان ملاحظه می‌شود که آنچه در تاریخ مدایح سلاطین ظهور می‌یابد، وجوه انفرادی، ظالمانه و استبدادی آنان است، معمولاً سلاطین تعدادی از نویسندگان و شاعران جاه‌طلب و متملّق را برای خلق مضامین بدیع و توجیه کشورگشایی‌های خود در یکجا جمع می‌کردند.در کنار این ادبیات درباری وجهی دیگر از سخن‌پردازی به شیوة عامیانه در میان توده‌ها رواج داشت که به‌خوبی تاریخ اجتماعی مردم هر سامان را آن‌چنان‌که در تاریخ ثبت‌شده است، در معرض دید پژوهشگران قرار می‌داد. دست‌یابی به این گنجینه‌ها از راه تحلیل محتوای آن‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد که برخلاف برساخته‌های مداحی سلاطین و واگویه­های شخصی، ادبیات عامیانه به ضروریات و بایسته‌های نواحی مختلف پرداخته است. یکی از مشکلات پیش رو، درآمیختگی مضمونی چاووشی‌ها و منقبت‌ها با شیوه‌های زندگی امروزی است. ازاین‌رو به‌جای بررسی درزمانی یک مجموعه شعری از چاووشی‌ها می‌توان به بررسی و تحلیل هم‌زمانی با نشان دادن شاخص زمانی آن بسنده کرد.یکی دیگر از نکات مهم در بررسی ادبیات شفاهی و به‌تبع آن موضوع موردپژوهش (چاووشی) تأثیر متقابل آن­هاست. این تأثیرپذیری‌ها هم از جنبه ساختار و هم از جنبه محتوا نیازمند بررسی است.

ویژگی‌های چاووشی را با توجه به ساختار و محتوای آن می‌توان در موارد زیر موردتوجه قرارداد.

ویژگی‌های ساختاری:

غلام مرزبان پرشکوهی ، تفاوت چاووشی خوانی با سایر گونه‌های مقتل خوانی معتقد است چاووشی خوانی به لحاظ قالب القایی حماسی است و متن آن با مرثیه،مقتل خوانی و مصیبت متفاوت است. اگرچه موضوع سفر کربلا به لحاظ ظاهری با مرثیه‌خوانی متفاوت است اما در دل آن نوعی حماسه جریان دارد. در چاووشی­های کربلایی عمدتاً شرح‌حال اماکن و شهیدان کربلا و عنصر سفر برجسته‌سازی می‌شود. اماکنی مانند: حبیب بن مظاهر در سمت راست مرقد امام حسین(ع) یا نزدیک نهر علقمه که مرقد مطهر حضرت عباس(س) است.چاووشی‌ها به دو شیوه نظم و نثر قرائت می‌شود. اهالی روستا با جمع‌کردن نذری‌ها و هدایا که عمدتاً پول نقد و توشه راه است، از مسجد تا تکیه به سمت منزل زائر می‌روند، زائر امام رضا(ع) که بر سر در منزل خود پرچم سبزرنگی به نشانه سیادت و ارادت به خاندان امام رضا(ع) نصب‌کرده است، به استقبال دسته­ها و چاووشی خوانان و مشایعت کنان می‌رود، چاووشی‌ها از سه قالب شعری بهره می‌گیرد:

1. رباعی

2. مثنوی

3. قصیده

4. مواردی خارج از وزن هجایی

پیشینه این نوع اوزان به قبل از اسلام می‌رسد .

2- سادگی بیان :

چاووشی‌ها، زبان حال مردم و مشایعت‌کنندگان زوّار است، در این اشعار اصل بر واقع‌گرایی است. بنابراین توجیهات و اغراق‌های شاعرانه در آن راه ندارد. صناعات و کلمات ورز آمده در آن کمتر دیده می‌شود، هر آنچه هست، تلفیقی از این کلمات و صنایع به همراه تخیّل خودجوش و ساده است.

ما به نزد حضرت شاه خراسان می‌رویم

با سر و جان در بر سلطان ایمان می‌رویم

قبله هفتم، امام هشتمین باشد رضا

ما به نزد آن شهنشاه غریبان می‌رویم

هرکه دارد آرزو بر گوبیا با کاروان

ما به نزد آن امام انس و هم جان می‌رویم

آن امامی که مراد عالَمی سازد روا

در حضور او به امید فراوان می‌رویم

خاک ایوان طلا را سرمه‌ی چشمان کنیم

سر ز پا نشناخته در نزد جانان می‌رویم

هر که را عشق امام دین بُوَد برگو بیا

(فرهنگ کوثر،1381)

گو بیا با ما که ما با عهد و پیمان می‌رویم

ویژگی‌های محتوایی

1- تأکید بر نقش آموزشی چاووشی

در دورانی که ابزارهای آموزشی و اطلاع‌رسانی در روستاها وجود نداشت،و در شهرها نیز به‌ندرت یافت می‌شد،ادبیات، در خدمت پیام‌رسانی بود،چاووشی‌ها علاوه بر ویژگی سایر انواع ادبی در ادبیات شفاهی، ازجمله قصه، حکایت و چیستان که نقش سرگرم‌کنندگی مردم رادارند، نقش آموزشی، نظم دهی و ثبات دهی به فرهنگ( بلوک باشی ،1356: 212) را نیز بر عهده داشت.

2- نگرش مذهبی و رویکرد ولایی:

چاووشی، به شکل تغییر محتوا یافتة آن، برگرفته از آموزه‌های قرآنی و معارف دینی است. چنین رویکردی در جهت­گیری ولایی مردم نقش بارزی را بر عهده داشته است. در چاووشی‌ها سلب و ایجاب نقش مهمی در انگاره‌های دینی بازی می­کند، به‌گونه‌ای که چاووشی خوان با قرائت هر بیت از چاووشی و بلند کردن دست راست خویش به نشانه یاری‌رساندن به رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع)،آمادگی همراهان را برای دین امام رضا(ع) اعلام می­دارند.

درواقع این اشعار صدای درونـی مشایعت‌کنندگان است که توسط چاووشی خوان قرائت می­شود.

ای مسافر که تو از کرب و بلا می‌آیی از مزار پسر شیر خدا می‌آیی

خبر از غربت و غم‌های حسین آوردی خسته از ظلم و ستم، جور و جفا می‌آیی

رفتی و مرقد شش‌گوشه بغل کردی تو از دیار غم شاه شهداء می‌آیی

دیده‌ای زینب کبری به کجا ناله زده از برِ علقمة شاهِ وفا می‌آیی

ای که کفین ابالفضل ربود از تو قرار از مقام شهدا، سعی و صفا می‌آیی

ناله کردی به نجف آن حرم نورانی ای که از صحن و سرای مرتضی می‌آیی

گریه کردی تو به یاد دل زهرا هر جا از حریم کاظمین و سامرا می‌آیی

(فطرس به نقل از حسن زاده،1394)

3- شاعرانی بی‌نام و نشان:

اغلب اشعاری را که چاووشی خوان قرائت می‌کند، از شاعران ناشناس است، برخی از شاعرانی را که چاووشی خوان‌ها به آن ارجاع می‌دهند، فاقد دفتر و مجموعة شعر هستند. بنابراین نمی‌توان به قطع و یقین دربارة این موارد اظهارنظر کرد. ضمن اینکه سرودن چنین اشعاری در برهه‌ای از زمان به‌ویژه در دوره حاکمان ظلم و جور که شعر را مهم‌ترین سلاح تبلیغ خود و دستگاه حکومتی اشان می‌دانستند، جرمی بزرگ محسوب می‌شد. از سوی دیگر با توجه به اینکه این اشعار از دل تودة بی‌سواد یا کم‌سواد سروده می‌شد در پاره‌ای موارد بدون وزن و نظام عروضی بود،اما به دلیل محتوای ارزشمند آن، از نسلی به نسل بعد منتقل شد.

4- بهره‌مندی از تخیّل شاعرانه و احساس عمیق دینی:

شخصیت امام رضا (ع) برای مردم ایران به‌عنوان فرزندی از خاندان پاک نبوت نشانة علاقه‌مندی پیامبر اسلام (ص) به دوستداران اهل‌بیت (ع) محسوب می‌شود. از همین رو امام رضا(ع) همچون نگینی برای ایران،موجب رونق و جلای دل‌های ایرانیان شده است.لذا اشعار بازمانده از چاووشی‌های کهن نشان می‌دهد که علاقة به امام رضا(ع) نمادی از علاقه به پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین است. شاعران عمدتاً گمنام چاووشی به‌سادگی تخیّل خود را پرواز می‌دادند، تا سلام آن‌ها را از گنبد طلایی و مناره‌های آن به گوش دنیا برساند.

هردرم لاوند من تیته تره صب بده بهار وکته خوشتره

هرکسی سولام دره شفا هده گل باهاری تو تومام امره

توشفیعی پیش حق ای شاه خراسان

ویا:

اول به نبی حضرت خاتم صلوات دوم به علی شیر دو عالم صلوات
سوم به گل وجودِ پاک زهرا چهارم به حسن خون جگر غم صلوات
از بهر حسین آن شه کرب و بلا وآن تشنة در مقتلِ ماتم صلوات

پنجم به باقر علم نبوی صلوات ششم به نور صادق علوی صلوات

هفتم به موسای کاظم صلوات هشتم به علی بن موسا صلوات

نهم به روی جوان جواد صلوات دهم به امام علی النقی صلوات

یازدهم به سیرت پاک عسکری صلوات(لال نمیری) به امام حیّ مهدی موعود صلوات

5- جامع بودن مخاطب

چاووشی‌ها به دلیل گستره معنایی و بسط مفاهیم عمیق دینی مخاطبان زیادی را می‌تواند جذب نماید. برخلاف بسیاری از پژوهشگران که مخاطبان ادبیات شفاهی(عوام) را افراد بی‌سواد و روستائیان می‌دانند؛ باید بر این نکته تاریخی پای فشرد که عمده مناقشه آنان بر سر واژة عوام قرارگرفته است. این واژه هم می‌تواند مفهوم افراد بی‌سواد را افاده کند، و هم آن طبقات و اقشار اجتماعی را به ذهن متبادر نماید، که در سلسله‌مراتب قدرت، فاقد امتیاز ویژه بوده و در قاعدة جامعه قرارگرفته‌اند (نگ ک : بیهقی،18:1367). اگر اصطلاح عوام را برای هر یک از دو معنای مذکور در نظر بگیریم، باید بگوییم که ادبیات شفاهی(عوام)، نه، مختص این افراد بوده است، و نه مخاطب آن ، فقط شامل آن‌ها می­شود. بنابراین اگر مخاطب ادبیات شفاهی(عوام) را عموم افراد جامعه اعم از خواص و عوام بدانیم ، بیشتر به واقعیت نزدیک است (جعفری قنواتی ، 1384 : 92) .

6- حس ارادت ورزی

عشق شیعیان به حضرت علی (ع) و خاندان وی، باعث شده تا آن بزرگواران به‌عنوان چهره‌های قدسی و برگزیدگان خداوند نقش مهمی در آثار فولکلوریک ایران داشته باشند. خاندان پیامبر اعظم(ص) نماد محبت و ملاک وجه آسمانی اعمال گویندگان و زمزمه کنندگان چاووشی‌ها و مناقب می‌گردند (احمد پناهی ، 74: 1383).

7- تلفیق تعزیه امام حسین (ع)

در بسیاری از چاووشی‌های گیلان، چاووشی خوان پس از بیان گوشه­هایی از ارادت همراهان و اهالی روستا، گذری به حادثه کربلا دارد. با این تلفیق که برآمده وجه منبری چاووشی‌ها و مداحی‌هاست،به دلیل عمق مصیبت کربلا گوشه‌هایی از مصائب اهل‌بیت امام حسین(ع) بیان می‌شود.

بر مشامم مي‌رسد هرلحظه بوي كربلا بر دلـم ترسـم بماند آرزوي كربـلا

تشـنه آب فراتـم اي اجل مهـلت بده تا بگيرم در بغــل قبر شهيد كربلا

از مهم‌ترین دلایل این تلفیق را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

اشاره به جریان مظلومیت امام حسین (ع) و امام رضا (ع)

شهادت در غربتِ دو امام همام

دفن مظلومانه آن دو بزرگوار

مقابله با ظالمانی که موجب شهادت این دو امام شده‌اند.

این اشعار به زبان فارسی گویش گیلکی (میانده­ای) خوانده می‌شود:

کربلا ای کربلا بوی رضا دره توهم بوی مظلوم وغریب الغربا دره توهم

کربلا مشتاق دیدار تو هسم روز وشب مثل مظلوم نجف عطر خدا دره توهم

ویا:

غم کدام غریـــب ای خــــدا کنم انشاء رضا به طوس غریب و حسین به کرب و بلا

رضا دو دیده حسرت به راه خواهر داشت حســـین به شام دو خواهر اسير لشکر داشت

بارالها کن نصیب شیعیان هر سال­ها هم نجف هم کربلا هم مشهد شاه رضا

***

رضا اگر به غربت زهر کین خورده است حسین ز کرببلا بی کفن مانده است

رضا اگر به غربت انتظار خواهر داشت حسین به کرببلا انتظار مادر داشت

رضا به شهر خراسان ز کینه گشته شهید حسین زکرببلا کشته شد به حکم یزید

رضا اگر به شهر خراسان نداشت اساس ولی به کرببلا شد حسین بی عباس

رضا اگر به توسش نبودش پسر ولی بود حسین به کربلا بی سپاه و بی لشکر

8- تحیت به رسول اکرم (ص) و خاندانش

از مهم‌ترین ویژگی‌های چاووشی‌ها، ذکر صلوات دسته‌جمعی حضار زوّار است، با ملحق شدن هر یک از اهالی محل به جمع مشایعت‌کنندگان ؛ چاووشی خوان صلوات می‌فرستد.

حضرت رضا (ع) در اهمیت صلوات می‌فرمایند: هرکس قادر به کفاره گناهان و خود نیست،صلوات بفرستد،که صلوات بر محمد وآل محمد گناهان را می‌ریزاند.(جامع الاخبار،28). اگرچه صلوات به‌عنوان نیایشی ارزشمند در بین مسلمانان مطرح است ، اما چاووشی خوان علاوه بر جنبة نیایشی آن بر وجه اطلاع‌رسانی آن نیز تأکید می‌نماید. بنابراین، گاهی این صلوات، همراه با خواندن ابیاتی است که ردیف شعری آن صلوات است:

اول به رسول پاک مصطفی صلوات بعداً به شیر خدا علی مرتضی صلوات

در کربلا به تشنگان نینوا صلوات در شهر توس به غریب الغربا صلوات

***

لال نمیـری صلـوات بــده به شـاه خــراسان صلـوات بده

به اون که غریب طوس ببا به تربت پاک رضا صلوات بده

***

سـلام بـده اول امام مـا یـه دوم سلام کانیم رضای با صفایه

از کربـلای بـوی نبـی هنـه از تــــوس بــوی غـریبـی هنـه

صلوات

***

خــاک تـوس خـــاک بـا صـفـایه تـربــت پـــاک امـام رضـا یه

هر کی خنه بشه پابوس غریب الغربا بلند بگو صلوات بر رسول خدا

ویژگی‌ها و بن‌مایه‌های چاووشی جلالیه و رضوی

چاووشی‌های زائران امام رضا (ع) در سیر تاریخی خود، تغییرات زیادی را پذیرفته است. در سال‌های بسیار دور که زائران امام رضا (ع) حرکتی طولانی را به مقصد مشهد الرضا (ع) انجام می‌دادند، با توجه به بروز بیمارهای متعدد و مشقات سفر، نوعی احساس همدردی و همراهی را به مشایعت‌کننده انتقال می‌داد.

چنین احساسی با ظهور پدیده‌های جدید فناوری دستخوش تغییراتی اساسی گردید، به‌گونه‌ای که می‌توان تغییر گویش مرثیه‌خوانان در خوانش متن چاووشی‌ها به زبان فارسی را از مهم‌ترین تغییرات نام برد.

اما با عطف به چنین تغییراتی، بن‌مایه‌های ارجمندی در آن دیده می‌شود، که به زعم گویشوران محلی و چاووشی خوانان کهن‌سال،تغییر چندانی در آن دیده نشده است.

برخی از این بن‌مایه­ها به شرح زیر است:

1- چاووشی‌ها، پیوند مستحکمی بازندگی و مظلومیت امام رضا (ع) و سلطان جلال‌الدین دارد. ازآنجاکه شهادت امام رضا و سید جلال‌الدین اشرف درنهایت مظلومیت و غربت بوده است،عنصر مظلومیت از موارد برجسته چاووشی‌هاست:

(چاووشی مظلومیت)

مظلوم و غریب امام رضایه اون مانده جدا زخواهر ماه لقایه

***

مظلوم توس و مانده به دشت خراسان غریب آن هشتمین و آن امام نجیب

2- چاووشی‌ها بازگوکننده آمال ، آرزوها و عقاید گویندگان نسبت به مذهب و امام رضا (ع) هستند.

3- آهنگ چاووشی‌ها برگرفته از واگویه­ها و ترانه­های محلی و شالیزارها نیز بوده است:

موگونم یا رضا اَی امام غریب تو بوگو یا رضا اَی امام نجیب

دل دُبستم تره تی زیارت رضا تو بـخواهی مره ای امام حبیب

زینـده نیم اگر نیم تی پابـوس برنـج و زیتون ببرم تی پاپـوس

خوشته دیل روانه کانم ایمـام زودتـه بیه بیشیم تی پابـوس

***

بر جمال پاک غریب الغربا صلوات بر جمال پاک ایمام هشتم صلوات

زوّار غریب هنـن تـی پابـوس با خود هرنن دست بوس(متاسفانه این قسمت از چاووشی در دست نوشته چاووشی خوان ناخوانا بود.)

***

اهالی گیلان، عمدتاً در دو فصل سال بیشتر از همة فصل‌ها به زیارت امام رضا (ع) می‌روند. نخست، پس از فصل کاشت برنج در فصل بهار است . در این فصل میزان سفرها آن‌چنان چشمگیر نیست، زیرا این کشاورزان سخت‌کوش علاوه بر کاشت برنج می‌بایست درزمینهٔ داشت آن نیز تلاش نمایند. اما اوج سفرهای کشاورزان گیلان پس از برداشت محصول و در اواخر شهریور صورت می‌گیرد، در این ماه آنان پس از خرمن برنج یا تلمبار آن (ذخیره‌سازی ساقه‌های بریده‌شده برنج در انبار) به سفر زیارتی مشهد می‌روند. این سفر در حکم نوعی شکرگزاری به درگاه باری‌تعالی و قدردانی از رأفت و مهربانی و نعمت وجود امام رضا (ع) است. در این سفرها اگرچه چاووشی‌ها تفاوتی با سایر فصول ندارد، اما جاذبة برداشت محصول توجه به برخی تعابیر را چشمگیر می‌سازد. مانند:

امی زوّار زوّار عالِم آل محمــدن (ص) عـازم پی دیـدار عالِـم آل محمـــدن (ص)[4]

شکر خدا امی توم بیجار رونق هر ساله دشت یعنی همه شکر گزار عالِم آل محمدن(ص)

نتیجه‌گیری

با بررسی و تحلیل چاووشی‌های رضوی می‌توان بن‌مایه‌های معارف اسلامی و آموزه‌های اسلامی را دریافت کرد. بر اساس این آموزه‌ها اسلام برای تمامی جوانب زندگی انسان برنامه‌ای آموزشی تدارک دیده است. خروج زوّار برای اعزام به عتبات عالیات حکم نوعی سفر بی‌بازگشت داشته است. لذا حرکت آنان از سر بصیرت صورت می‌گرفته است. بیان غربت امام رضا(ع) نیز یکی از وجوه بارز چاووشی‌های رضوی است. این چاووشی‌ها در زمانه‌ای که فناوری جدید اطلاعات وجود نداشت،حکم نوعی رسانه آموزشی تعالیم دینی را بر عهده داشت.معارف مستتر در چاووشی‌های رضوی(ع) در ساختار مانند بزرگداشت مقام انسان در تعالیم اسلام است. با تأکیدی که درباره مقام انسان و دیدارها بوده، شیوه بدرقه و استقبال زائران یکی از زیبایی‌های سفر در اسلام بوده است.

1- جمع‌آوری و تهیه اطلس چاووشی خوانی امام رضا (ع) شامل چاووشی نواحی مختلف کشور امری ضروری است.

2- با بررسی چاووشی‌های روستاها و شهرهای مختلف می‌توان ، ضمن غنای ادبیات شفاهی به ادبیات کهن مکتوب کمک شایان توجهی نمود.

3- با تحلیل و بررسی چاووشی‌های امام رضا (ع) در نواحی مختلف میزان بهره‌مندی این اشعار و تأثیرپذیری آن‌ها از جوانب زندگی امام رضا (ع) را می‌توان موردبررسی قرارداد.

4- با تحلیل چاووشی‌ها می‌توان به جامعه شناسان و مردم شناسان و نهادهای فرهنگی کشور برای گسترش زمینه‌های بهره‌مندی از معارف اصل بیت به‌ویژه امام رضا کمک نمود.

5- معارف اسلامی برای تمامی زوایای وجودی انسان برنامه دارد. انسان«موجودی پرتاب‌شده به این جهان» نیست، بلکه سفر که همواره از آن به‌عنوان یک عامل ارتباط فرهنگ نیز یاد می‌کنند،در اسلام به نیکی یادشده است.برنامه معرفتی برگرفته از آموزه‌های اسلامی نشان می‌دهد که در پیش از حرکت ، حین حرکت و پس‌ازآن نیز برنامه زندگی و معرفت آموزی از اهل‌البیت همواره زنده و پویا وجود دارد.

 
----------------------------------------------

منابع:

- احمد پناهی سمنانی، محمد (1383) علی (ع) در ترانه‌های عامه، (مقاله) کتاب ماه هنر، فروردین و اردیبهشت صص 79- 74

- اصلاح عربانی، ابراهیم و دیگران (1380) کتاب گیلان،تهران، انتشارات گروه پژوهشگران ایران

- بلوکباشی ، علی (11356) فرهنگ‌عامه، وزارت آموزش‌وپرورش، تهران

- بیهقی، حسین‌علی(1367) پژوهش و بررسی فرهنگ عام ایران، ، اداری موزه‌های آستان قدس رضوی،

- جعفری قنواتی،محمد(1384)مخاطب،منابع و انواع نثر شفاهی،(مقاله)کتاب ماه کودک و نوجوان، مرداد، صص 97-92

- دیوان حافظ،(1366)تصحیح محمد قزوینی، تهران،زوّار

- ژوکوفسکی، والنتین (1382) اشعار عامیانه ایران در عصر قاجار ، به اهتمام عبدالحسین نوایی ، تهران، اساطیر

- سادات اشکوری (1377) اشاره‌ای به مردم‌شناسی در ادبیات مکتوب و ادبیات شفاهی،(مقاله) نامه علوم اجتماعی، شمارة 11، بهار و تابستان ص ص 67- 59

- شمیسا،سیروس(1382)سبک‌شناسی شعر،تهران،فردوس.

- فرهنگ کوثر(1381) چاووشی سنتی فراموش شده، بهار، شماره 53، http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View

- حسن­زاده، حجت­الله(1394) وبلاگ ذاکر شمس، http://zakereshams.blogfa.com/post/159

- گلدشتی،علی(1391) مصاحبه شفاهی،

- محجوب، محمد جعفر(1383) ادبیات عامیانه، تهران، نشر چشمه.

- مرزبان پرشکوهی، غلام(1394) مصاحبه شفاهی مصاحبه کننده معصومه رامهرمزی.

- میر محمدی، سید آقاجان(1390) مصاحبه شفاهی مصاحبه کننده محمود رنجبر.

- یزدان‌شناس، محمدعلی(1389)چاووشی خوانی،www.yazdanshenas57.blogfa.com



[1] - استادیار گروه ربان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

[2] - اسم خاص در اینجا به‌عنوان نمونه ذکرشده است

-[3] - عطر گل محمدی که در فضای ملکوتی صحن امام هشتم نیز استشمام می‌شود.

[4] . عالم آل محمد به‌واسطه وسعت دانش امام رضا (ع) این لقب شایسته آن حضرت گردیده است. اباصلت از محمدبن اسحاق بن موسی نقل کرده است: امام موسی بن کاظم (ع) به فرزندانش می‌فرمود: علی بن موسی‌الرضا دانای خاندان پیامبر و عالم آل محمد است. (نگ . ک ؛ مرادی، عبدالمجید، زندگی آسمانی ، نگاهی به سیره امام رضا (ع) ، زایر؛ ماهنامه بین المللی ، سال سیزدهم ، شماره‌اش144 ، آذر 85 ص 9-8

---
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally