راهکارهای هدفمند تبدیل‌شدن حرم حضرت بی‌بی حکیمه(س) به قطب فرهنگی منطقه
در این مقاله تلاش شده است که با تبیین ده راهکار عمده به صورت عینی به تحقق موضوع مقاله اشاره شود
یک شنبه 9 اردیبهشت 1397    
بازدید: 432

راهکارهای هدفمند تبدیل‌شدن حرم حضرت بی‌بی حکیمه(س) به قطب فرهنگی منطقه

 
فاطمه بدخشان
شهرام نکوئی
فرزین نکوئی

چکیده

یکی از مؤثّرترین‌ عواملِ ماندگاری یک تمدّن، فرهنگ آن است. تمدّن بزرگ اسلامی نیز برای استمرار خود از این عنصر با تمام ظرفیت‌های آن بهره برده است. در این میان، بقاع متبرّک امامزادگان به مثابة یک پایگاه فرهنگی مستحکم و اطمینان‌بخش، همواره بخشی از این ظرفیت‌های فرهنگی اسلام، بخصوص اسلام شیعی بوده‌اند. بنابراین با توجه به اهمیّت فرهنگی و اجتماعی این مراکز مذهبی در استمرار تمدّن اسلامی، ضرورت دارد که نقش این بقاع در بازخوانی مهندسیِ فرهنگیِ کشورهای اسلامی، بیش از پیش مورد بازخوانی و بازشناسی قرار گیرد تا از تمامی ظرفیت‌های این مراکز در بینش و گرایش هوشمندانه به آموزه‌های فرهنگیِ اصیلِ دینی استفاده شود. در این میان آنچه به لحاظ کاربرد، اهمیّت بیشتری دارد، بیان راهکارهای کاربستی برای قرار دادنِ هرچه بیشترِ این بقاعِ متبرّک در مرکز توجه مسلمانان است. رسالت مقالة حاضر، واکاوی و تبیین مهم‌ترین راهکارهای عملی در راستای قرار گرفتن حرم حضرت بی‌بی حکیمه(س) در کانون توجه مسلمین و تبدیل این مرکز به یکی از قطب‌های اصلی فرهنگی است. در این مقاله تلاش شده است که با تبیین ده راهکار عمده مانند تبدیل این مرکز به «مرکز فرهنگ، دیانت و سلامت»، «فعّال‌‌سازی ظرفیت‌های منابعِ انسانی بومی»، «کانون آموزش مهارت‌های زندگی» و ... ، به صورت عینی به تحقق موضوع مقاله اشاره شود.

مقدمه

از صدر اسلام تاکنون مراکز دینی، مورد توجه رهبران و متدیّنان بوده است. این مراکز که نمونة عینی‌اش در مساجد بروز یافته، به‌مثابة پایگاه اصلی رسیدگی به همة امور مردم بوده و امور مهمّی چون جهاد، قرآن آموزی، نماز جمعه و غیره در این مکان‌های شریف صورت می‌گرفت. در دورهای بعد مخصوصاً بعد از شهادت ائمه(ع) و به وجود آمدن اعتاب مقدّسه، این مکان‌ها علاوه بر کارکرد مساجد، به‌عنوان کانون شکل‌گیری جنبش‌های عدالت‌خواه و ضدّ حاکمیتِ ناصالح، مورد توجه قرار گرفت. فشارهای گوناگون در ادوار مختلف برای منصرف کردن مردم از روآوری به این اماکن که در قالب منع زیارت صورت می‌گرفت حکایت از نقش پُررنگ این مراکز دینی دارد. قبور امامزادگان – که بسیاری از ایشان خود یک رهبر دینی بوده و در جهاد با حاکمیت‌های جور به شهادت رسیده‌اند- کارکردی مشابه با کارکرد اعتاب مقدّس ائمه(ع) اما در مقیاسی کوچک‌تر و گاه منطقه‌ای داشته‌اند. در این میان، نقش این بقاع متبّرکه در شکل‌گیری فرهنگ‌ دینی درخور توجه است؛ چرا که درس‌‌آموزه‌های فراوان این بزرگان در میدان جهاد علمی، عملی و دفاعی بستر طرح ارزش‌های دینی و به تبعِ آن ارائة منظومه‌ای از شاخصه‌های فرهنگ‌ساز را فراهم نموده است. از این‌رو بر مسؤولان امر لازم است تا با بازخوانی تراث علمی و عملیِ برجای مانده از این بزرگان، به طرح نقشة ‌راهی برای احیاء و تقویت ارزش‌های دینی با محوریت این بقاعِ متبرّک اقدام نمایند؛ چرا که به لحاظ علقة معنویِ مردم با این مراکز مذهبی، زمینة مناسبی برای قرار گرفتن بقاع متبرّک در کانون توجّهات مردمی و تبدیل آنها به قطب‌های اصلی فرهنگِ‌ دینی وجود دارد.

1. بقعة متبرّک حضرت بی‌بی حکیمه(س) و فرهنگ

عوامل مختلفی در شکل‌گیری، دوام و پویایی یک فرهنگ نقش دارد؛ علم، امنیّت و غیره که در سطور پیش‌روی این نوشتار به آنها خواهیم پرداخت. اما در این میان نقش حرم حضرت بی‌بی حکیمه(س) در شکل‌گیری و شاخص‌سازی فرهنگی منطقه بی‌بدیل است، علاه بر آن، حرم حضرت بی‌بی حکیمه(س) همواره به‌عنوان نمادی برای فرهنگ ‌ِدینی در عِداد نماد‌های دیگر مانند معماری مساجد در قالب گنبد و مناره بوده ‌است. برای تبیین بیشتر این بحث، در این بخش به طور کاملاً اختصاری – به خاطر دور نشدن از رسالت اصلی نوشتار حاضر- به سه موضوع تعریف و چیستی فرهنگ، نقش حرم حضرت بی‌بی حکیمه(س) در شاخص‌سازی فرهنگی و معنای قطب فرهنگی می‌پردازیم.

1-1. چیستی فرهنگ

فرهنگ در لغت به «مجموعة آداب و رسوم» و یا«مجموعة علوم و معارف و هنرهای یک قوم» معنا شده است. ]1[ اما در اصطلاح، تعاریف گوناگونی از فرهنگ صورت گرفته است که شمارة آنها به بیش از دویست تعریف می‌رسد ولی در یک جمع‌بندی کلّی می‌توان همة این تعاریف را به صورت زیر جمع‌بندی نمود: «فرهنگ، مجموعه و کلیّت به هم‌تافته و پیچیده‌اى از ایده‌ها، باورها، آرمان‌ها، ارزش‌ها، هنجارها، نهادها، نمادها و سایر آموخته‏ها و عاداتى است که حاصل و دستاورد نسل‏هاى مختلف مردم جهان، منطقه، امت و یا یک کشور است و مبانى، اصول، چگونگى و چرایى این طرز تفکر، نحوة زندگى و چگونگى و نوع اعمال و رفتار فردى، جمعى و اجتماعى آنان را توجیه، تعقیل، تبیین یا تعیین نموده و روند حال و آتى آن را معلوم و مشخص مى‏کند» ]2[. به طور کلّی، فرهنگ‌ها به دو دستة عمده قابل تقسیم‌اند: فرهنگ مادی و فرهنگ الهی. در فرهنگ مادی زیربناى اصلی بر اقتصاد و بهره‌مندى از لذت‏هاى دنیوی است؛ ولی فرهنگ الهى بر پایة اخلاق و ارزش‏هاى الهى- انسانى بنا نهاده شده است. با عنایت به بیان فوق فرهنگی که در ارتباط با امامزادگان تعریف می‌شود فرهنگ الهی است که برپایة ارزش‌های الهی – انسانی شکل یافته است. بنابراین توقّع این است که بقاع متبرّک، مرکزی برای ترویج این الگوی فرهنگی باشند نه مروّج هرگونه الگوی فرهنگ یا کار فرهنگی.

2-1. شاخص‌سازی فرهنگی

اساساً یک فرهنگ و شکل پیچیده و پیشرفته‌تر آن یعنی تمدّن، دارای چند رکن اصلی‌ است که عبارتند از: علم، نظم، امنیّت، وحدت و تعاون. به اعتراف بسیاری از اندیشمندان، انبیاء و ادیان از اصلی‌ترین پایه‌گذاران شکل‌گیری این عواملِ فرهنگ‌ساز بوده‌اند. ]3[ با این بیان، کارکرد وجود مبارک حضرت بی‌بی حکیمه(س) که در راستای کارکرد انبیاء – ولو در مقیاسی کوچک‌تر – تعریف می‌شود، عاملی برای ایجاد این ارکان است. علاوه بر این، نباید نقش حرم حضرت بی‌بی حکیمه(س) را در شکل‌دهی به شاخصه‌های فرهنگی اسلام مخصوصاً خوانش شیعی در شهرستان گچساران و منطقه را نادیده انگاشت؛ چرا که در اسلامِ شیعی، عناصر عینی برای پیاده‌سازی فرهنگ دینی با فراوانی بالا دیده می‌شود که یکی از آن عناصر وجود خودِ حضرت بی‌بی حکیمه(س) است. در سیرة عملی حضرت، می‌توان به این شاخصه‌های فرهنگ‌ساز اشاره کرد: مهاجرت برای تبلیغ دین، صبر و ایستادگی در راه تحقق آرمان، ایثار و گذشت از جان و مال در راه تحقق هدف، گرایش به تکلیف محوری با نگاه به نتیجه، ترویج دانشِ دینی و غیره، که هریک از اینها علاوه بر اینکه تأیید و تأکید می‌کنند که فرهنگِ اسلام یک فرهنگِ ارزش محور است، در شکل‌گیری و استمرار فرهنگ ‌دینی نیز نقش بسزایی داشته‌اند.

3.1. قطب فرهنگی

علاوه بر نقش شاخص‌سازی حضرت بی‌بی حکیمه(س) در امر فرهنگ، این مرکز باید در مقام عمل نیز در کانون توجّهات مردم قرار گیرد؛ به گونه‌ای که بتواند طیف وسیعی از نیازهای فرهنگی منطقه را تحت پوشش قرار داده و مدیریت کند؛ تنها در این صورت است که این بقعة متبرّکه به جایگاه واقعی خود دست‌ یافته و می‌تواند به‌مثابة یک قطب فرهنگی عمل کند. بی‌تردید نیازهای فرهنگی به لحاظ گونه‌شناسی و نیز حساسیّت، از تنوّع بالایی برخوردارند که پاسخ به آنها نیازمند مدیریت هوشمند، دقیق و هنرمندانه است. چنانچه نیازسنجی فرهنگی منطقه به طور دقیق و پاسخگویی به آن به موقع صورت گیرد می‌توان ادّعا کرد که این مرکز به اهداف کوتاه‌مدّت خود( جذب حداکثری مردم) برای تحقق اهداف بلندمدّت‌تر( تبدیل شدن به قطب فرهنگی) نزدیک شده است .به هر حال، منظور ما از قطبِ فرهنگی در این نوشتار، فراهم شدن بسترِ شکل‌گیریِ یک ساختار منظومه‌ای در بقعة متبرّک است که با پاسخ به عمده‌ترین نیازهای فرهنگی، این مرکز را به یکی از پایگاه‌های اصلی فرهنگی شهرستان و حتی استان‌های همجوار تبدیل کند.

2. راهکارهای عملی

برای تبدیل بقعة متبرّکه به قطب فرهنگی، علاوه بر تقویت و تعمیق شناخت مردم نسبت به این امامزاده باید به یک سری اقدام‌های عملی دست زد. این اقدامات ممکن است طیف وسیعی داشته و شمارش همة موارد آنها در چارچوب یک مقاله نگنجد، اما می‌توان عمده‌ترین آنها را با رعایت اختصار به صورت زیر دسته‌بندی نمود:

1-2. زیبا‌سازی محیطی و معنوی

بی‌تردید اولین قدم در جلب توجّه و جذب افراد به سمت هر چیز از جمله مکان‌های مذهبی، وجود زیبایی‌های ظاهری است. در صدر اسلام به دلیل اینکه هنوز بقاع متبرّک شکل نگرفته بودند، در منابع دینی مطالب زیادی پیرامون آن وجود ندارد اما اگر این اماکن را به معنای عام یک مکان مذهبی به شمار آوریم، در این صورت روایاتی که پیرامون اماکن مذهبی مثل مسجد و یا دعوت ائمه(ع) به زیارت خود یا امام دیگر وارد شده، شامل این اماکن نیز می‌شود. البته باید توجه داشت که زیبا‌سازی به دو صورت امکان دارد: 1- زیبا‌سازی ظاهری که می‌تواند در قالب‌هایی چون نقشة معماری زیبا، ساخت بوستان‌‌ها، نظافت و پاکیزگی زوّار، زیبا و پاک‌بودن متعلّقاتِ این اماکن مثل فرش‌ها و غیره تحقق یابد. البته باید دقت نمود که این زیبا‌سازی با رویکرد معماری اصیل اسلامی و مطابق سفارش‌های قرآنی و روایی باشد نه صِرف آراستن با نورهای مختلط نئون که گاه آزار‌دهنده است و بیش از آنکه جذب‌کننده باشند صرفاً جلب‌کنندة نظرها به صورت آنی و بی‌هدف است؛2- زیبا‌سازی معنوی؛ بدین معنا که در محیط‌های مذهبی می‌توان با مدیریت و ترغیب بر ترک محرّمات به شکل‌گیری فضای معنوی، امنیّت‌بخش و آرامش‌آور کمک کرد. در دین اسلام برای به وجود آمدن این نوع زیبایی، راهکار نهی از ارتکاب رذایل اخلاقی بویژه در این اماکن مطهّر پیشنهاد شده است. بنابراین، زیبا کردن محیط امامزاده به شیوه‌ای درست، می‌تواند عاملی برای جذب بوده و از این راه بسترِ لازم برای برقراری ارتباط با مردم و آشناسازی آنها با فرهنگِ دینی را فراهم نماید و نهایتاً زمینة تبدیل این مرکز به مرجع اصلی فرهنگی مردم شهرستان، استان و همچنین استان‌های همجوار فراهم گردد.

2-2. ابزار قدرتمند رسانه‌ های شهرستان و استان

عرصة فرهنگ به خاطر حساسیّت و ظرافت‌های خاصِ خود، لزوم استفاده از امکانات متنوع با ساز‌ و‌کارهای گوناگون را گوشزد می‌کند. در تعامل فرهنگ‏ها نیز فرهنگی برتر است که با مدیریتی توانمند به ساماندهی همة ابزارها در راستای عینیّت‌بخشی به اهداف خویش همّت گمارد. یکی از ابزارهای مهمّی که به تحقّق اهداف فرهنگی کمک شایانی می‌کند رسانه است. کارشناسان رسانه را این گونه تعریف می‌کنند: «رسانه وسیله‌ای است که فرستنده به کمک آن معنا و مفهوم مورد نظر خود (پیام) را به گیرنده منتقل می‌‌کند»]4[. مواردی چون وسعت جغرافیایی و جمعیتی تحت‌ِ پوشش، انتقال و توزیع سریع پیام و هزینة اندک، رسانه‌ها را به ابزاری مؤثّر در حوزة ارتباط جمعی تبدیل می‌کنند. امروزه قدرت رسانه‌ها به اندازه‌ای است که می‌توانند حتی با کارکرد متناقض – فرهنگ‌سازی و فرهنگ سوزی- از یک نقطة دنیا، نقطة دیگری را تحت تأثیر قرار دهند. علل رویکرد قدرت‌های سلطه‌طلب به رسانه‌ها در همین راستا قابل توجیه است. بنابراین نباید از ظرفیتی که این ابزار در اختیار قرار می‌دهد چشم‌ پوشید؛ ظرفیت‌هایی که به صورت خدمت گرفتن در سه قالب دیداری، شنیداری و مکتوب می‌تواند تأثیرات غیرقابل انکاری در شناساندن، تبیین و ترویج افکار و آرمان‌های مورد نظرخصوصاً مردم شهرستان و در نگاهی فراتر مردم استان و استان‌های همجوار داشته باشد. در ساحت نظام دینی یکی از وظایف عمده‌ای که برای رسانه‌ها متصور است تبیین درست آموزه‌های دینی و تعمیق‌بخشی به باورهای دینی است، امری که یکی از بسترهای مهم برای عینیّت‌یافتن آن بقعة متبرّک است. امامزاده بی‌بی حکیمه(س) به مثابة اسوه‌‌ای است که در راستای تحقّق آموزه‌های دینی متحمّل رنج‌های فراوان شده و باور علمی خود را با جهاد عملی در هم‌ آمیخته است. چنانکه در روایات نیز آمده است ایشان از حیث دانش نسبت به دیگر فرزندان امام هفتم برتری داشته است؛ همین صداقت قولی و عملی امامزاده به‌عنوان حجّتی روشن در تقویت باور دینیِ مردم منطقه کمک شایانی کرده است. همچنین، آگاهی بخشی به اقشار جامعه پیرامون نقش آن امامزاده در حفظ و استمرار دین که از طریق رسانه‌های استانی صورت می‌گیرد، زمینة روی‌آوری مردم به این امکنه را فراهم می‌سازد. از این‌رو می‌شود گفت که نوعی ارتباط دوسویه بین رسانه و بقعة متبرّکه وجود دارد؛ از یک‌سو رسانه‌ها با توجه به وسعت مخاطبان می‌توانند نقش رساننده را در رساندن پیام قولی و عملی آن امامزادة همام ایفا کنند و از دیگر‌سو، حضرت بی‌بی حکیمه(س) که مصداق‌ عملی آموزه‌های دینی ‌است می‌تواند کمک منحصر به‌فردی در تبیین و تعمیق درک دینی مردم منطقه – که یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه‌ها در نظام دینی است- داشته باشد. بنابراین، کارکردِ درست و هدفمند رسانه‌ها در اشکالِ مختلف آن یکی از عواملی است که بسترسازِ جذب مردم به بقعة متبرّک و تبدیل آن به مرکز اصلی فرهنگی منطقه است.

3-2. دست‌اندرکاران خوش‌نام و خوش‌ خلق

از عواملی که در جذابیّت و تأثیرگذار شدن این مکان مذهبی نقش شایانی دارد، وجود دست‌اندرکاران خوش‌نام و خوش‌خلق است. خوش‌خلقی با مردم به اندازه‌ای اهمیّت دارد که خداوند علت گرایش مردم نسبت به پیامبر(ص) را در اخلاق لیّن او می‌داند. ]5[ در روایات نیز این موضوع مورد توجه فراوان قرار گرفته است. امام علی(ع) یکی از عناصر سه‌گانة‌ زمینه‌سازِ جلب محبّت را خوش‌خلقی می‌داند[6[. امام صادق(ع) نیز در کلامی زیبا، محدودة خوش‌خلقی را در نرم‌خویی و مهربانی، گفتار پاکیزه و مؤدبانه و گشاده‌رویی در برخورد برادر دینی بیان می‌فرماید. ]7[ برخورداری دست‌اندرکاران این مراکز همچون هیئت ‌امنا، متولّیان، خادمین و امامانِ‌ جماعت از این فضیلت اخلاقی، تأثیر شگرفی در تبدیل این بقعه به مرکز مراجعات مردمی دارد. روشن است که تحقّق این امر در سایة برگزیدن افراد مؤمن، خوش‌نام و باتقوا امکان‌پذیر خواهد بود. قرآن کریم نیز واجد بودن عنصر تقوا را در آبادگران مراکز دینی ضروری می‌داند. (توبه: 17) شاید ریشة این تأکید‌ها در این نکته نهفته باشد که تأثیرپذیری از گفتار هیچ‌گاه به اندازة تأثیرپذیری از رفتار نیست، امری که در روایات نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ امام صادق(ع) می‌فرمایند: «کونوا دعاة للناس إلَى الخَیر بِغیر ألسنتکم‏؛ مردم را با غیر زبان به کار خیر فراخوانید». ]8,9[ بنابراین برخورداری بقعة متبرکه از دست‌اندرکاران خوش‌نام و خوش‌خلق، بسترسازِ روی‌آوری مردم به این مرکز و تبدیل آن به مرکز اصلی مراجعات فرهنگی خواهد بود.

4-2. لحظه‌های ماندگار

بی‌تردید در زندگی هر شخص لحظاتی وجود دارد که به‌عنوان خاطره‌ای ماندگار تا آخر عمر وی با او باقی ‌می‌ماند؛ لحظاتی چون عقدِ ازدواج، آغاز برداشت محصول، جشن فارغ التحصیلی، تمجید از موفقیّت‌های علمی و ورزشی، جشن تکلیف، مناسبت‌های انقلابی و غیره. همة این موارد از فرصت‌های مغتنم و مهمّ در زندگی طیف‌های مختلف جامعه‌ است که هم برای خود مردم و هم برای مهندسین فرهنگی، حائز اهمیّت است. بی‌گمان می‌توان با ظرفیت‌سازی، از این فرصت‌ها به نفع فرهنگ و دین استفاده نمود. البته مواردی از این دست از سابقة تاریخی هم برخوردارند؛ مانند مراسم عقد و عروسی حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) که در مسجد برگزار شد. ]10[ پیوند‌زدن این لحظاتِ ماندگار با بقاع متبرّکه، باعث ایجاد نوعی گرایش به این مکان‌ها می‌شود که خود به عنوان یک مقدمة تمهیدی برای مباحث فرهنگی است؛ زیرا افرادی که خاطرات خوشی از یک مکان‌ها داشته باشند علاوه بر تمایل درونی برای رفتن به این مکان‌ها، به نوعی خوشی‌های خود را مدیون آن می‌دانند. برانگیخته شدن حسّ قدرشناسی در این افراد بستر بسیار مناسبی برای استفاده از ظرفیت‌های فردی برای تحقق آرمان‌های این اعتاب مقدسه فراهم می‌کند. به هر روی، گره‌زدن لحظاتِ نشاط‌بخش و پرشور زندگیِ افراد با بقعة متبرّکه و تکمیل و استمرار این امر با شعوربخشی به این شور، زمینه‌ساز ارتباط مستمر با این مرکز و تبدیل آن به کانون توجه و مراجعات مردمی بویژه در امور فرهنگی خواهد بود.

5-2. مرکز فرهنگ، دیانت و سلامت

یکی دیگر از راهکارهای تبدیل مراقد شریف امامزادگان به قطب‌های فرهنگی، توجه به سه ظرفیت مهمّی است که در این مراکز به صورت بالقوّه وجود دارد. این ظرفیت‌ها عبارتنداز: ظرفیت‌های فرهنگی، ظرفیت‌‌های درمانی و سلامت مردم و ظرفیت‌های مراسم دینی. بازمهندسی و شکوفا‌کردن این ظرفیت‌ها می‌تواند نقش انکارناپذیری در جلب و جذب مردم به سمت این مراکز داشته باشد.

در حوزة ظرفیت‌های فرهنگی، این بقاع متبّرکه می‌توانند از مواردی چون ایجاد کتابخانه‌های روزآمد و مفید، برگزاری مراسم ملی مانند عید نوروز، آموزش و فراهم‌سازی ارتباط و استفادة صحیح از امکانات فضای مجازی با تأسیس کافی‌نت و غیره بهره ببرند. با فراهم کردن چنین امکاناتی، اماکن مطهّر می‌توانند نقش بسیار مهمّی در معماری اندیشة فردی و عمومی و همچنین به ‌عنوان هستة اصلی آگاهی‌بخشی نسبت به معارف حیات‌بخش دینی و انتقال آن به نسل‌های بعدی داشته باشند.

درحوزة ظرفیت‌های سلامت، می‌توان با ایجاد مراکز پیشگیری و درمانی وابسته به بقاع متبرّکه، از این ظرفیت‌سازی برای جذب مردم به سوی مرقد امامزادگان سود جست. ایجاد و استفاده از کانون‌های ورزش و نیز درمانگاه‌ها – حتّی‌الإمکان به صورت خیریه - در این راستا قابل تعریفند. ناگفته پیداست که این مراکز درمانی می‌توانند در حوزة سلامت و بهداشت روانی نیز ایفای نقش کنند؛ اهمیت این امر با عنایت به تأثیر غیر قابل انکارِ دستورالعمل‌های دین اسلام در راستای آرامش‌بخشی و بهداشت روحی و روانی افراد در قالب نماز، دعا، زیارت و غیره درخور توجه است.

در حوزة ظرفیت‌های برگزاری مراسم دینی نیز بقاع متبرّکه از ویژگی‌های فوق‌العاده‌ای برخوردارند که با برنامه‌ریزی منسجم و هوشمند می‌توان از این ویژگی‌ها در راستای تحقق‌بخشی به موضوع پژوهش حاضر بهره برد. برگزاری مراسم مذهبی همانند برنامه‌های مذهبی روزانه مثل نماز جماعت، مراسم‌های هفتگی مانند دعای کمیل، نماز جمعه، دعای توسل و غیره، مراسم‌های مناسبتی چون ایام شهادت و موالید ائمه(ع) و غیره همه و همه در صورتی که با برنامه‌ریزی هدفمند و به کمک جلوه‌های هنری صورت گیرد نقش مهمی در قرار دادن بقاع متبرکه در کانون توجهّات مردمی دارد.

بنابراین مرکزیّت بقاع متبرّکه در امر سلامت، دیانت و امور فرهنگی جامعه یکی از راهکارهای تبدیل این مراکز به‌عنوان قطب اصلی فرهنگی خواهد بود.

6-2. فعّال‌سازی ظرفیت‌ِ منابع انسانی

راهکار دیگری که برای عینیّت‌ یافتن موضوع این نوشتار نباید مورد غفلت قرار گیرد، توجه به استعدادهای بومی و فرصت‌سازی برای شکوفا شدن و استفاده از همة این ظرفیت‌هاست. در بسیاری از مناطق، از یک سو منابع انسانی روزآمد و توانمندی وجود دارد و از دیگر سو و در کنار آن، مسألة نیاز به مهارت‌ها و توانمندی‌هایی که در این افراد وجود دارد، بی‌پاسخ مانده است. دست‌اندرکاران این امکنه می‌توانند با شناسایی، به‌کارگیری و مدیریت این منابع با محوریت بقعة متبرّکه به نحو فزاینده‌ای در جذب مردم به این مکان‌های مقدّس ایفای نقش کنند. برگزاری کلاس‌های مفید آموزشی با به کارگیری نیروهای بومی، مانند کلاس‌های تقویت درسی، هنری، مشاوره، و غیره، علاوه بر پاسخ به یک نیاز – ولو این نیاز از طرف برخی مخاطبان، احساس نشده باشد- با شورآفرینی و جذب مردم، باعث ایجاد بستر مناسب و فرصتِ برابر برای شکوفایی برخی استعدادها و شناسایی و به کار‌گیری افراد نخبه در راستای خدمت‌رسانی‌های بعدی می‌شود. در آموزه‌های دینی نیز بر اهمیت این امر اشاره شده است؛ مواردی چون آزادکردن اسیران جنگی در قبال آموزش خواندن و نوشتن به ده کودکِ مسلمانان ]11[ و واگذاری مسؤولیت به جوانان فرهیخته مانند انتصاب یک جوان بیست‌ساله به فرمانداری مکّه از سوی پیامبر(ص) در هنگام عزیمت به جنگ ]12[ همه و همه در راستای توجّه اسلام به استفاده از تمام ظرفیت‌ها و فرصت‌ها، قابل توجه است.

بنابراین فراهم کردنِ بستر مناسب در راستای شناسایی ظرفیت‌های منابعِ انسانیِ بومی، فعّال‌سازی این ظرفیت‌ها و جهت‌دهی به آن می‌تواند علاوه بر پاسخ‌گویی به برخی از نیازهایِ جامعه در تبدیل این بقعة متبرّکه به مراکز فرهنگی نقش بسزایی داشته باشد.

7-2. کانون آموزش مهارت‌های زندگی

بروز رفتارهای عینیِ برخواسته از افکار و اعتقاداتی که در درون انسان وجود دارد، سبک زندگی او را شکل می‌دهد. برای برخورداری از سبک زندگی خاصی مانند سبک ‌زندگی دینی، فراگیری مهارت‌های متناسب با آن ضروری است. به عقیدة برخی نویسندگان، گسترده‌‌شدن و پیچیدگی‌های زندگی امروزی این مهارت‌ها را نیز پیچیده کرده است. ]13[ بنابراین برای داشتن یک زندگی با‌نشاط، ضرورت نیاز به فراگیری این مهارت‌ها کاملاً احساس می‌شود. حال، سؤال اساسی این است که مرجع پاسخ‌گویی به این نیاز در منطقه کدام سازمان یا نهاد است؟ فارغ از اینکه مسؤول رسمی و ملزم به پاسخِ این نیاز کدام ارگان است، یکی از مراکزی که می‌تواند نقش محوری در جوابگویی به این نیاز ایفا کند بقعة متبرّکه است؛ چرا که یکی از اولین مراکزی که مردم متدیّن با مواجهه با هر مشکلی به آنجا مراجعه می‌کنند همین مراکز و بقاع متبرکه است. دست‌اندرکاران این مرکز می‌توانند با فرصت‌سازیِ هوشمندانه از این ظرفیت بالقوه به گونه‌ای شایسته بهره‌ ببرند. ایجاد کلاس‌های گوناگون مهارت‌آموزی بویژه برای بانوان می‌تواند نقش‌ بسزایی در رو‌ی‌آوری مردم به این مکان‌ مطهّر داشته باشد. در این میان، هم به نیازی‌ از نیاز‌های مردم پاسخ داده شده که در جای خود مورد تأکید فراوانآموزهای دینی است و هم، بستری برای ترویج فرهنگ‌دینی و رونق‌بخشی به این بقعة شریف فراهم شده است. علاوه بر این، انسان اساساً به دنبال منفعت است و زمانی که احساس کند فرد، زمان و یا مکانی برای او فایده‌دار است گرایش نسبت به آن در او فزونی‌ می‌یابد.

بنابراین ایجاد کلاس‌هایِ آموزش مهارت‌های زندگی علاوه بر پاسخ به یک نیاز ضروری، می‌تواند به صورت غیر مستقیم فرصت مناسبی برای مرجعیّتِ این بقعه در امر رفع نیاز مردم و تبدیل آن به قطب فرهنگی و متحوّل کنندة سبک ‌زندگی باشد.

8-2. از نشستِ مسؤولان تا کلاسِ درس

نقش الگو‌بخشی مسؤولین نظام – ولو در مقیاس جغرافیایی کوچک- غیر قابل انکار است. در روایات نیز به این مطلب اشاره شده است؛ امام علی(ع)می‌فرمایند: «مشابهت مردم به امیران و زمامداران خود بیش از شباهتی است که به پدران خود دارند». ]14,15[ در همین راستا برگزاری برخی از جلسات مهم محلی یا منطقه‌ای مانند جلسات استانداری، فرمانداری، شهرداری و غیره در فواصل معیّن و با حضور مسؤولان مربوط، در این امامزاده، نقش مهمّی در جلب توجه و جذب مردم به سمت این مرکز دینی دارد؛ چرا که حضور مسؤولین شهرستان و استان در ادوار مشخص در این مرکز و دیدارهای عمومی برای رفع مشکلات مردم به صورت خودکار این بقاع را در کانون توجّهات مردمی قرار می‌دهد. علاوه براین، برگزاری برخی از کلاس‌های درس دانش‌آموزان و دانشجویان – بویژه درس‌های معارفی- نقش مهمّی در روآوری نسل ‌نو به این مرکز دینی دارد. همچنین ایجاد و فعّال‌سازی این ظرفیت‌ها با برنامه‌ریزی و هماهنگی دستگاه‌های مختلف حتی برای شهرهایی که بقاع متبرّک در آنها وجود ندارد به صورت حداقلی در قالب اردوهای زیارتی قابل تعریف است. بنابراین حضور مسؤولین در قالب جلسات اداری و غیره و همچنین برگزاری برخی کلاس‌های درس، بویژه دروس معارفی در این مکان مطهّر نقش درخور توجّهی در جذب مردم و بخصوص نسل نو به این مرکز دینی دارد که این امر به نوبة خود بسترساز تبدیلِ این بقعه به مرکز اصلی فرهنگی خواهد بود.

9-2. اطعام و اکرام

از جمله آموزه‌های دینی که بسیار مورد سفارش پیشوایان دین قرار گرفته، موضوع اطعام است. این آموزه مانند بسیاری از آموزه‌های دینی، کارکرد دوسویة دنیوی و اخروی دارد. از نظر دنیوی، اطعام موجب شکل‌گیری و تقویت صفات والای انسانی همچون اخلاص، کرم و محبّت نسبت به دیگران می‌شود و از این جهت به‌مثابة عاملی مهمّ در استحکام‌بخشی به پیوند‌های اجتماعی ایفای نقش می‌کند و از منظر اخروی نیز باعث سعادت اخروی و آمرزش گناهان در قیامت می‌شود. در بحث پاداش اطعام، روایات بسیاری نقل شده است که برای رعایت اختصار و وفادار ماندن به موضوع از ذکر مفصّل آنها خودداری نموده و فقط به ذکر یک نمونه اکتفا می‌کنیم؛ امام صادق(ع) می‌فرماید: »مَن أطعم مُسلِماً حتّى یشبعهُ لَم یدر أحَد مِن خَلقِ الله ما لهُ مِن الأجر فِی الآخرة لا مَلَک مُقرّب و لا نبی مُرسل إلّا ربّ العَالَمِین" کسی که مسلمانی را تا سرحدّ سیری اطعام کند، هیچ کس، حتی فرشتگان مقرّب و پیامبران مرسل، جز خداوند جهان نمی‌داند که ثواب این‌کار در آخرت چه اندازه است». ]16,17[ بقاع متبّرک به لحاظ جایگاه معنوی و مقبولیّت عمومی می‌تواند به‌عنوان مکانی مناسب برای عملی‌کردن این آموزه باشد و از این طریق موجب جذب عموم مردم به این مکان مطهّر شود. نکته‌ای که در این میان درخور توجه است و گاه به عنوان مانعی برای اجرای این امر تلقی می‌شود بحث هزینه‌های این کار است که البته باید توجه داشت که با توجه به همان مقبولیّتی که امامزادگان مطهّر در بین مردم دارند با یک برنامه‌ریزی درست و مدیریت هوشمند و کاستن از تشریفات دست و پا گیر می‌توان کلیة هزینه‌ها را از محل مشارکت‌های مردمی تأمین نمود. علاوه بر اطعام، بحث تکریم زوّارِ این امامزاده نیز نقش بسزایی در جلب و جذب مردم به سمت این مکان مطهّر دارد. در اسلام، اکرام مؤمنان به نحوی گسترده مورد توجه است تا جایی که در روایتی از امام صادق(ع) حرمت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر دانسته شده است. ]18,19[ از این رو اطعام و در کنار آن اکرام زائران می‌تواند بستری فراهم سازد که در آن مردم هر چه بیشتر به سوی این مرکز دینی جذب شوند و این امر به نوبة خود فرصتی فراهم خواهد کرد تا بتوان با ارائة برنامه‌های گوناگون فرهنگی و تبلیغی این بقعه را به قطب فرهنگی تبدیل کرد.

10.2. مساعدت‌های اقتصادی

تردیدی نیست که اقتصاد به معنای عام، یکی از ارکان مهم و پایه‌ای در مقولة دینداری است. پیامبر اکرم(ص) در این باره به اهمیّت این موضوع و نیز مبنا بودن آن اشاره دارد؛ آن حضرت(ص) می‌فرماید: «لولا الخُبز ما صلینا؛ اگر نان نبود ما نمى‏توانستیم نماز بخوانیم». ]20[ این سخن بیانگر نقش غیر قابل انکار مسائل اقتصادی – ولو به نحو حداقلی- به‌عنوان زیربنای بسیاری از امور از جمله دین‌ورزی است. در آموزه‌های دینی به نحو مبسوطی دربارة اقتصاد، اهمیّت تقدیر معاش در زندگی و مذمّت فقر سخن به میان آمده است؛ تا جایی که از یک سو فقر به‌ عنوان عاملِ سوق‌دهندة انسان به سوی کفر قلمداد شده ]21[ و از سوی دیگر یک علامت از سه علامت کمال هر انسان در مدیریت اقتصادی – تقدیر المعیشه- دانسته شده است. ]22[ با این بیان، نقش تعیین کنندة عنصر اقتصاد در زندگی دینی انسان به خوبی قابل درک است؛ چرا که هم در اصل دین‌ورزی نقش دارد و هم در پایداری آن و جلوگیری از خارج شدن از مسیر ایمان، تعیین‌کننده است. بنابراین، این مکان مذهبی و تولیت‌ آن نباید از نقش بااهمیّتی که این عنصر در زندگی مردم دارد غفلت ورزند بلکه باید از این بستر در راستای انجام کارهای فرهنگی و ترویج سُنن فرهنگیِ مورد تأیید دین استفاده کنند. در همین راستا، تشکیل صندوق قرض‌الحسنه برای مساعدت‌های مالی بویژه برای مصارفی که از درجة اهمیّت بیشتر برخوردارند- مانند ازداوج جوانان- نقش بی‌بدیلی در تشویق و ترغیب مردم در روی‌آوری به این مکان شریف دارد، که این امر به نوبة خود زمینة مناسبی برای انجام کارهای فرهنگی و تبدیل این بقعة مطهّر به قطب‌ فرهنگی منطقه را فراهم می‌نماید.

نتیجه‌گیری

با عنایت به نوشتار فوق و کاربست راهکارهای پیش‌نهادی، می‌توان به خروجی و دستاوردهای ارزنده‌ای دست یافت که عمده‌ترین آنها در قالب نتیجة نوشتار حاضر به صورت زیر قابل بیان است:

1. زیباسازی ظاهری و معنوی بقعة متبرّکه با بهره‌گیری از معماری اسلامی و دستورالعمل‌های روایی نقش بِسزایی در راستای جذب مردم و تبدیل این بقعة شریف به مرکز اصیل فرهنگی دارد.

2. بهره‌گیری درست و هدفمند از رسانه با توجه به ظرفیت تأثیرگذاری بالای آن، شیوه‌ای کارآمد در شناساندن جایگاه آن امامزاده و عمق‌بخشی به معارف عموم مردم در این زمینه و نهایتاً تبدیل این بقعه به کانون اصلی دینی - فرهنگی منطقه است.

3. برخورداری از نیروهای توانمند در حوزة اخلاق و دانشِ دینی در سِمتِ دست‌اندرکارانِ بقعة متبرّکه و نیز تلاش برای ایجاد نوعی پیوند ماندگار بین مردم و آن امامزاده از راهکارهای تبدیل این بقاع به مراکز پیشرو در امر فرهنگ است.

4. سه حوزة اصلی دیانت، سلامت و امور فرهنگی از ظرفیت‌های بالقوه‌ای هستند که می‌توان با فعّال‌سازی هوشمندانه و مدبّرانة آنها، بسترِ جلب و جذب مردم به این مرکز دینی و تبدیل آن به قطب‌ فرهنگی را فراهم ساخت.

5. فرصت منابع انسانیِ بومی و فعّال‌سازی شایستة این استعداد‌ها، می‌تواند به عنوان یک عامل مهم در روی آوردن مردم به بقعة متبرّکه در راستای تبدیل این مکان مقدّس به قطب‌های فرهنگی باشد.

6. احساس فایده‌مندیِ هرچه بیشتر این مکان متبرّک از سوی مردم، عاملی تعیین‌کننده در روی ‌آوردن مردم به این بقعه مطهّر است. در همین راستا از راهکارهای عمده در برانگیختن این احساس مثبت، می‌توان به برگزاری دوره‌های مختلف با موضوع مهارت‌های زندگی بویژه برای بانوان اشاره نمود.

7. التزام عملی بزرگان و مسؤولان به ارتباط با این مرکز دینی با کارکرد الگوبخشی‌‌ که این هنجار رفتاری دارد زمینة گرایش و روی‌آوردن مردم به حرم متبرّک و تبدیل آن به مرکز اصلی فرهنگی را فراهم می‌سازد.

8. فرهنگ اطعام و نیز دست‌گیری‌های اقتصادی به‌عنوان دو عامل مهم در جذب تودة مردم بویژه اقشار کم‌برخوردار به بقعة متبرّک و فراهم شدن زمینة کار فرهنگی و نهایتاً تبدیل این جایگاه مقدّس به قطب فرهنگی خواهد بود.

 
------------------------------------------------

منابع و پی‌نوشت‌ها:

1- عمید، حسن(1388)، فرهنگ عمید، تهران: فرهنگ نما، چاپ اول.

2- علی احمدی، علیرضا و دیگران(1383) شناخت فرهنگ، فرهنگ سازمانى و مدیریت بر آن، تهران: تولید دانش، چاپ اول.

3- حجازى، فخرالدین(1349) نقش پیامبران در تمدن انسان، تهران: بعثت، چاپ اول.

4- مریجی، شمس‌الله، «رسانه‌های جمعی و نقش آنها در تحکیم و یا تضعیف ارزشها»، مجله معرفت، شماره 91، صص35-19.

5- قرآن کریم- ال عمران 159

6- ری‌شهری، محمد مهدی(1383) میزان الحکمه، قم: انتشارات دارالحدیث، چاپ چهارم.

7- ابن بابویه، محمد بن علی(معانی الأخبار)، ج2، ترجمه محمدی، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم.

8- ورّام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى‏(1410ق)، مجموعه ورّام، ج1، قم: مکتبه فقیه‏، چاپ اول.

9- فیض کاشانی، محمد محسن(1406ق)، الوافی،ج4، اصفهان: کتابخانه امام أمیر المؤمنین على(ع)، چاپ‌ اول.

10- قمی، شیخ عباس، (1404ق) بیت الاحزان فی ذکر احوالات سیده نساء العالمین فاطمه زهرا (س)، قم: انتشارات سید الشهداء، بی‌تا

11- سبحانی، جعفر(1366)، فروغ ابدیّت، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، چاپ اول.

12- ابن هشام حمیری، عبدالملک(بی‌تا) السیره النبویه، ج4، بیروت: دارالمعرفه، چاپ دوم.

13- خنیفر، حسین؛ پورحسینی، مژده(1385)، مهارت‌های زندگی، قم: مرکز نشر هاجر، چاپ سیزدهم

14- مجلسی، محمدباقر(1403ق)، بحارالانوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم.

15- شهیدثانی، زین الدین بن على(بی‌تا)، مُسکّن الفؤاد عند فقد الأحبّة و الأولاد، قم: بصیرتی، چاپ اول.

16- برقی، احمدبن محمدبن خالد(2371ق) المحاسن، ج2، قم: دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم.

17- شیخ حر عاملی، محمدبن حسن(1409ق) وسائل الشیعه، ج24، قم: مؤسسة آل البیت (ع)، چاپ اول.

18- العروسى الحویزى، عبد على بن جمعة(1415ق) تفسیر نورالثقلین، ج3، تصحیح رسولی محلاّتی، قم: اسماعیلیان، چاپ چهارم.

19- طبرسی، علی بن حسن(1344) مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، نجف: المکتبة الحیدریة، چاپ دوم.

20- حکیمی، محمدرضا و دیگران(1380) الحیاة، ج3، ترجمه احمد آرام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول.

21- کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق(1407ق) الکافی، ج2، تصحیح غفاری و آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم.

22- ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏(1404ق) تحف العقول، تصحیح غفاری، قم: جامعه مدرسین، چاپ دوم.

---
 
 
 
 
 
 
mehrab motavally