کد مثاله : 6533

تاریخ درج مقاله : سه شنبه 18 آذر 1393
پایگاه جامع امامزادگان و بقاع متبرکه ایران اسلامی
• نقش کوفه در تاریخ تشیع
در خصوص فضیلت شهر کوفه روایات فراوانی از طرق أئمه (ع) نقل شده است

نقش کوفه در تاریخ تشیع
نویسنده : حمید عطایی نظری
منبع : اختصاصی راسخون

بنا گذاری و جغرافیای شهر کوفه:
بنیانگذاری شهر کوفه به سال 17 هجری ( 638 م ) صورت گرفت که نتیجه مستقیم فتح عراق به دست باز مانده نیروهای ساسانی را به فلات ایران عقب رانده بودند،در این هنگام بود که آنها لزوم بر پایی یک » دارالهجره » را در حاشیه سرزمینهای فتح شده احساس کردند تا هم کانونی باشد برای مهاجران از راه رسیده و هم پایگاهی نظامی برای مقابله با دشمن بوجود آمده . ( هشام جعیط ، ص 8 )
طبق یک گزارش عمر به سعد بن ابی وقاص دستور داد جای مناسبی را برای ایجاد یک پایگاه نظامی تدارک ببیند و آنگاه عبدالمسیح بن بقیله نزد سعد آمد و او را به جایگاه کوفه امروزی راهنمایی کرد.( حسین قرچانلو ، ص 269 )
و چون سعد بن أبی وقاص به جایگاه مسجد کوفه رسید، مردی را دستور داد تا تیرهایی در جهت وزش باد قبله ، باد شمال ، باد جنوب و باد صبا رها کند و محل فرود تیرها را علامت گذارد . آنگاه مسجد و دارالاماره کوفه را در محل بلندی تعیین کرد و در اطراف مسجد و دارالاماره برای هر قوم سهمی از زمین در نظر گرفت . ( بلاذری ، ص 393 )
اما بنابر روایتی دیگر سعد بن سلمان و حنیفه دستور داد تا محلی را پیدا نمایند و آن دو جایگاه کنونی کوفه را مشخص نمودند و طرح ریزی اولیه شهر را انجام دادند . ( براقی نجفی ، ص 159 )
مقصود از ساختن کوفه این بود که در جانب غربی شط فرات، یعنی جانب بادیه آن شط ، اردوگاه ثابتی برای لشکریان ایجاد شود ، این شهر جلگه پهناوری بود که در کنار شط و در جوار شهر حیره از شهرهای قدیمی ایران بنا شد . (لسترینج ، ص81 )
بنا به گفته یعقوبی : کوفه شهر بزرگ عراق و مصر اعظم و قبة الاسلام و محل هجرت مسلمین است و نخستین شهر در عراق است که مسلمین در سال چهارده برای ساختمان آن خط کشی کردند و خطه ها را برای خود نشان دار ساختند و زمین های نشان دار عرب آنجاست و کوفه بر معظم فرات است و شرب اهالی از همان آب فرات تأمین می شود . کوفه از پاکیزه ترین و حاصلخیزترین شهرهاست .( تاریخ یعقوبی ، 72 البلدان )
2- فضیلت شهر کوفه و مسجد کوفه و اهل کوفه
در خصوص فضیلت شهر کوفه روایات فراوانی از طرق أئمه (ع) نقل شده است از جمله :
الف) حضرت صادق (ع) فرمودند: مکه حرم خداست و مدینه حرم رسول خدا و کوفه حرم علی بن أبی طالب است
ب) کوفه باغی از باغ های بهشت است که در آن قبر نوح و ابراهیم( علیهما السلام ) و قبر سیصد نبی و ششصد وصی و قبر سید أوصیاء علی بن ابی طالب می باشد
ج) نیز فرمودند : کوفه تربتی است که ما را دوست دارد و ماهم آن را دوست داریم
د) حضرت امیر (ع) فرمودند : کوفه شهر ما و جایگاه ما و مسکن شیعیان ماست ( سفینة البحار ج 4 ص 268 باب کوفه )
ه) نقل است از امیر مؤمنان (ع) که فرمودند : کوفه گنج ایمان و مرکز اسلام و شمشیر و نیزه خداوند است که هرجا بخواهد می نهد ، سوگند به خدایی که جانم به دست اوست خداوند متعال مردم کوفه را در مشرق و مغرب یاری می کند چنان که در حجاز یاری می کرد ( براقی نجفی ص 170 )
و) سلمان فارسی نیز گوید : مردم کوفه ملتی الهی هستند و کوفه قبة الاسلام است که هر مسلمانی مشتاق دیدار آن می باشد . ( همان )
در فضیلت مسجد کوفه نیز احادیث زیادی بیان شده مثل اینکه :
نماز واجب در مسجد کوفه برابر با یک حج مقبول و نماز مستحبی برابر با یک عمره مقبول است ( همان ص 63 )
تمام بندگان صالح خدا و پیامبران در این مسجد نماز خوانده اند ( همان ، ص 62 )
اقامه یک نماز واجب در مسجد کوفه معادل هزار نماز در مساجد دیگر است . ( همان )
اما در باب اهل کوفه نیز مدحهای فراوانی از سوی أئمه (ع) وارد شده است از جمله :
الف) امام صادق (ع) فرمودند : خداوند ولایت ما را بر مردم شهرها عرضه داشت و جز مردم کوفه هیچ کس آن را نپذیرفتند . ( سفینة البحار ، ج 4 ، ص 269 )
ب) عده ای نزد امام صادق (ع) آمدند و حضرت پرسیدند اهل کجائید ؟ جواب دادند : ما اهل کوفه هستیم حضرت فرمودند : هیچ شهری و سرزمینی به اندازه اینکه اهل کوفه نسبت به ما محبت دارند ما را دوست نمی دارند خداوند شما را به امری ( ولایت ) هدایت کرد که مردم از آن بی خبرند شما ما را دوست داشتید ولی مردم با ما دشمنی کردند شما ما را تصدیق کردید ولی مردم ما را تکذیب کردند، شما از ما پیروی کردید ولی مردم با ما مخالفت کردند خداوند شما را به زندگانی ما زنده بدارد و به مرگ ما بمیراند ( سفینة البحار ، ج 4 ، ص 268 )
همچنین حضرت امیر (ع) هنگامیکه برای فرا خواندن اهل کوفه به جنگ با ناکثین در منطقه ذی قار فرود آمدند فرمودند:ای اهل کوفه!شما از بزرگوارترین مسلمانان و پایدارترین آنها و در اجرای سنت عادلترین مردم می باشید که بیشترین سهم را در اسلام دارید و دوستدارترین مردم عرب نسبت به رسول ا... و اهل بیت او هستید ( الارشاد، ص 133)
3- ترکیب جمعیتی شهر کوفه
گروههای هفت گانه ای که در دوران خلافت عثمان و امیرالمؤمنین علی (ع) در کوفه ساکن شدند بنا به روایت ابو مخنف عبارتند از :
1. مذحج ،أشعر و طی
2. حمیر و همدان
3. قیس بن عیلان و عبدالقیس
4. کنده و قبایل حضرموت ، قضاعه و مهره
5. أزد ، بجیله ، خثعم ، انصار
6. بکر بن وائل و تغلب
7. قریش ، کنانه ، أسد ، تمیم ، ضبة ، رباب ، مزینه
جمعیت اولیه شهر کوفه شامل دوازده هزار نفر یمنی و هشت هزار نفر نزاری بود که غلبه عناصر یمنی در کوفه موجب شد که این شهر ، شهر شیعیان و محبان امیرالمؤمنین نام گیرد و کوفه پایگاه حامیان اهل بیت (ع) بر ضد امویان شود ؛ علاوه بر اعراب گروهی از ایرانیان و یهودیان نیز در این شهر سکونت داشتند ، بدین سان کوفه شهری تازه تأسیس با نژادهای مختلف و سنت های متفاوت و نا پایدار و هویت فرهنگی و افکار ناهمگون و بی ثبات و مردمی جسور ، استقلال طلب ، خود بزرگ بین ، بودند . ( نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت ، ص 163 )
نکته قابل توجه در ترکیب جمعیتی کوفه حضور پر رنگ و قوی شیعیان و اصحاب بزرگوار رسول خدا (ص) در این شهر است که نقش مهمی در ایجاد یک مرکز شیعی در راه اندازی جریانات ضد اموی داشتند کسانی همچون :
1. عمار یاسر که دو سال از طرف خلیفه دوم والی کوفه بود
2. عبدا... بن مسعود که از جانب خلیفه دوم عامل بیت المال بود
3. سلمان فارسی
4. حدیفة بن یمان که در مسجدکوفه حلقه تدریس داشت
5. عثمان بن حنیف
6. مالک بن حارث نخعی
7. عمرو بن زراره نخعی
8. کمیل بن زیاد نخعی
9. زید بن صوحان عبدی
10. صعصعه بن صوحان
11. جندب بن زهیر ازدی
12. حجربن عدی کندی
13. عدی بن حاتم طایی
14. براء بن عازب
15. أبو مسعود انصاری
16. سهل بن حنیف
17. ابو قتادة بن ربعی
18. زید بن أرقم
19. سلیمان بن صرد
ابن سعد در کتاب الطبقات الکبری ج 6 شرح حال تعداد 850 تابعی را که در کوفه اقامت گزیدند ذکر کرده است بیشتر آنها دارای مقام والای معنوی و جایگاه بلند رهبری و از راویان احادیث أئمه (ع) بودند ( الطبقات الکبری ، ج 6 )
نکته مهم دیگری که با توجه به ترکیب جمعیتی کوفه آشکار می شود اینست که کوفه یک شهر مهاجر نشین قبیله ای بوده لذا هیچ گاه یک قبیله نتوانست حاکمیت مطلق کوفه را بدست آورد و برکل آن حکومت کند
به نظر می رسد یکی از عوامل مهمی که سبب شد در طول تاریخ در کوفه جریانهای مختلف با گرایشها و اهداف متفاوت و بعضاً متضاد پدید آیند و مردم کوفه واکنشها و عکس العملهای متفاوتی در مواجهه با حوادث و وقائع از خودشان بروز دهند ، ترکیب نا همگون جمعیتی این شهر می باشد به دیگر بیان ، وجود اقوام مختلف با گرایشات و عقائد مختلف در این شهرسبب شد که در مقاطع تاریخی مختلف وحتی همزمان شاهد عملکردهای گوناگون و ناسازگار از جانب مردم کوفه باشیم
جهت روشن شدن این مطلب به بررسی نحوه عملکرد کوفیان در زمان هر یک أئمه (ع) می پردازیم :
الف) نحوه عملکرد مردم کوفه در زمان امام علی (ع) :
مردم کوفه در زمان امام علی (ع) همواره با بی اعتنایی ، سستی ، خیانت ، نفاق ، پیمان شکنی ، تفرق و دو دستگی ، فرار از جنگ موجبات ناراحتی ایشان را فراهم ساختند تا حدیکه ایشان در خطبه ای سال 40 هجری پس از شکست کوفیان از سپاه شام فرمودند :
« خدایا من این مردم را با پند و تذکرهای مداوم خسته کردم و آنها نیز مرا خسته نمودند ، آنها از من به ستوه آمدند و من از آنان به ستوه آمده ام . دل شکسته ام ، به جای آنان افرادی بهتر به من مرحمت فرما و به جای من بدتر از من بر آنها مسلط کن»(نهج البلاغه ، خطبه 25 ، ص 72 )
در خطبه 27 که به سال 38 هجری نیز در نکوهش کوفیان فرمودند :
« ای مردم نمایان نا مرد ، ای کودک صفتان بی خرد که عقل های شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم و هرگز نمی شناختم
به خدا قسم شناسایی شما جز پشیمانی حاصلی نداشت و اندوهی غم بار سرانجام آن شد !
خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون ، و سینه ام از خشم شما مالامال است
کاسه های غم و اندوه را با جرعه جرعه به من نوشاندید و با نا فرمانی و ذلت پذیری ، رأی و تدبیر مرا تباه کردید » (نهج البلاغه ، خطبه 27 ، ص 76 )
در سال 36 هجری و پس از پیروزی بر شورشیان بصره توسط کوفیان امام علی (ع) در نامه ای به اهل کوفه از اطاعت و فرمانبری آنان تقدیر و تشکر می کنند (نهج البلاغه، نامه 2 ،ص 480 )
در سال 39 هجری نیز پس از غارتگری های معاویه در عین القمر از عدم مقابله کوفیان با شامیان خدمت شدید کردند (نهج البلاغه ، خطبه 68 ، ص 118 ) و فرمودند :
در میان شما به پا خاسته فریاد می کشم و عاجزانه از شما یاری می خواهم ، اما به سخنان من گوش نمی سپارید و فرمان مرا اطاعت نمی کنید تا آن که پیامدهای ناگوار آشکار شد ، نه با شما می توان انتقام خونی را گرفت و نه با کمک شما می توان به هدف رسید . ( نهج البلاغه ، خطبه 39 ، ص 92 )
در سال 38 هجری پس از جنگ نهروان و در پی سستی کوفیان برای نبرد با معاویه خطاب به اهل کوفه فرمودند :
گرفتار شما شده ام که سه چیز دارید و دو چیز ندارید :
1. کرهایی با گوشهای شنوا ( با وجودی که گوش دارید کر هستید )
2. با وجودی که زبان دارید گنگ هستید
3. چشم دارید ولی کور هستید
اما آن دو چیز که در شما نیست :
1. هنگام جنگ استوار و ثابت قدم نیستید
2. در زمان بلا و گرفتاری قابل اعتماد نیستید
به خدا سوگند می بینم که اگر جنگ سخت شود و آتش آن شعله گیرد و گرمی آن سوزان شود پسر ابو طالب را رها می کنید و هر یک به سویی می گریزید . ( نهج البلاغه ، خطبه 97 ، ص 180 )
براین اساس ملاحظه می شود که در طی دوران حکومت امام علی (ع) در مجموع ، کوفیان نقش چندان مثبتی نداشتند و همواره مورد نکوهش حضرت واقع می شده اند اما سئوال مهم اینست که چرا با وجود اینکه کوفه شهری شیعه نشین بوده و حامیان اهل بیت (ع) در آن سکونت داشته اند چنین عملکردی از خود نشان دادند در پاسخ به این سئوال باید گفت به نظر می رسد صرفنظر از یاران و شیعیان خاص حضرت علی (ع) همچون سلمان ، اباذر ، کمیل ، مالک اشتر ، و ... عموم مردم کوفه دچار یک تفرقه و پراکندگی در آراء و عقایدشان بوده اند و این اختلاف عقیده و سلیقه سبب شده بود که اطاعت و تبعیت محض از امام علی (ع) نداشته باشند . چنانکه حضرت فرموده اند:
1. شما کوفیان بسیار طعنه زن ، عیب جو ، رویگردان از حق ، پر مکر و حیله اید مادام که افکار شما پراکنده است فراوانی تعداد شما سودی ندارد ( نهج البلاغه ، خطبه 119 ، ص 228 )
2. ای مردمی که بدنهای شما حاضر و عقل های شما پنهان و افکار و آراء شما گوناگون است و زمامداران شما دچار مشکلات شمایند رهبر شما از خدا اطاعت می کند و شما با او مخالفت می کنید ( نهج البلاغه ، خطبه 97 ، ص 180 )
البته عامل مهم دیگری که نباید آن را نادیده گرفت نفوذ و تأثیر شخصیتی همچون أشعث بن قیس بر تصمیم گیری های کوفیان بود .
أشعث بن قیس کندی از نوادگان شاهان کنده بود که ادعای پادشاهی داشت . شخصیت قدرت طلب و سلطه جوی أشعث از یک طرف و ناکامی اش در جوانی و شکست در برابر قبیله مراد و در جریان ارتداد از او اقتدار طلبی ساخته بود که بدون نوجه به مبانی و تربیت دینی به فکر برپایی حکومت تازه ای برای خود باشد .
شیوه برخورد أشعث در شرایط متفاوت بر ما معلوم می سازد أشعث خواهان ریاست بر عراق نیز بود و به همین جهت ، به دنبال گرد آوری کوفیان به دور خود بود تا بر نفوذ خود بیفزاید . وی از نوابغ شیخوخیت قبیله ای بود که استعداد و قابلیت های منحصر به فردی داشت و توانست نیروهای عوام را در مسیر اهداف خود قرار دهد و خود را در سطح گروه مرجع قرار دهد و در لحظات حساس و سرنوشت ساز برقدرت تصمیم گیری کوفیان تأثیر گذارد .
أشعث با درک شرایط و اوضاع ، احوال اجتماعی و محیطی اوضاع را به نفع خود سوق داد و در شرایط حساس به عنوان یک نخبه قبیله ای حرکت اجتماعی و تاریخی کوفه را به دست گرفت . او در یک حرکت حساب شده موفق گردید ارزش های دنیا دوستی ، رفاه طلبی و ترک پیکار و آسایش جویی را با ارزش های الهی ، دینی و شهادت جویی جا به جا کند و امیر مؤمنان چنین حالتی را با نام فتنه و فساد یاد می کند که پست ترین مردم به مقام بلندترین مردم دست می یابد . أشعث از شرایط پس از شهادت یاران فذاکار علی (ع) بهترین سود را برد و مرجع تصمیم گیری حوادث گردید . ( نقش قبایل یمنی ، ص 235
ب) عملکرد کوفیان در زمان امام حسن و امام حسین (ع)
در دوران امام حسن (ع) نیز کوفیان در ابتدا با ایشان بیعت نمودند ولی به زودی فریفته زر و زور و تزویر معاویه شدند و به او پیوسته تا حدیکه به حضرت حمله کردند و ایشان را مجروح نمودند و خیمه گاه ایشان را غارت نمودند و او را مجبور به پذیرش صلح کردند . ( نقش قبایل یمنی ، ص 272 )
در این بین نقش اشرافیت قبیله ای کوفه بیش از هر عامل دیگری به چشم می خورد و برخی از سران قبایل کوفی مثل خالد بن معمر سدوسی با معاویه بیعت کرده و خواهان حکومت معاویه شدند تا خودشان نیز به مقامی برسند.
همین بزرگان کوفه بودند که قول کشتن حسن بن علی (ع) را به معاویه داده بودند و بیشترین اثر را در تضعیف موقعیت امام حسن (ع) داشتند ( همان ، ص 277 )
پس در زمان امام حسن مجتبی (ع) نیز بغیر از خواص شیعیان ، بقیه مردم کوفه تحت نفوذ اشراف و سران قبایل کوفه عملکردی منفی داشته و دست از حمایت اهل بیت (ع) برداشتند هر چند که پس از شهادت امام حسن مجتبی (ع) شاهد بروز قیامهایی در کوفه علیه دولت اموی هستیم که عمدتاً رهبری این قیامها بدست یکی از خواص شیعیان همچون حجربن عدی بوده است این قیامها نیز نهایتاً به شکست انجامید و باز یکی از عوامل مهم این شکستها تفرقه و دو دستگی اعتقادی حتی بین بزرگان شیعه بود چنانچه به هنگام قیام حجر بزرگانی چون سلیمان بن صرد خزاعی و عدی بن حاتم و سعید بن قیس همدانی از او حمایت نکردند و با قیام کردن مخالف بودند . ( همان ، ص 288 )
در دوران امام حسین (ع) نیز همچنان با دو نوع عملکرد از جانب کوفیان روبرو هستیم یعنی عده ای که از شیعیان خاص محسوب می شدند بطور جانانه از امام حسین (ع) دفاع و حمایت کردند که برخی از آنها توسط ابن زیاد دستگیر شدند و به زندان افتادند (تشیع از آغاز تا پایان غیبت صغری ، ص 177 ) و عده ای دیگر نیز به همراه امام حسین (ع) در روز عاشورا به شهادت رسیدند که از آن جمله اند :
1. حبیب بن مظاهر أسدی
2. مسلم بن عوسجه أسدی
3. بریر بن خضیر همدانی مشرفی
4. قیس بن سهر أسدی
5. عمرو بن خالد أسدی
6. عابس بن ابی شیب همدانی
7. زهیر بن قین بجلی
8. حجاج بن مسروق مذحجی
9. مسلم بن کثیر
10.حر بن یزید ریاحی ( تاریخ کوفه ، ص 520 )
عملکرد دیگر از سوی عموم مردم کوفه بود که در ابتدا با ارسال 12 هزار نامه به امام حسین (ع) ایشان را به کوفه دعوت کردند و در ابتدا با مسلم بن عقیل بیعت نمودند اما پس از چندی بواسطه ترس از ابن زیاد و تحت تأثیر اشرافیت کوفی ، خیانت کردند و پیمان شکستند. ( همان، ص 293 ) و حتی بسیاری از آنان در روز عاشورا به جنگ با امام حسین (ع) برخاستند بطوریکه مسعودی در مروج الذهب می نویسد :
« همه سپاهیانی که در مقتل حسین حضور داشتند و با او جنگ کردند و مرتکب قتل او شدند ، از اهل کوفه بودند و هیچ شامی در آن میان نبود » ( مروج الذهب،ج 2 ، ص 65 )
پس از واقعه عاشورا نیز باز کوفیان به زید شهید خیانت کردند و هر چند در ابتدا 25 هزار نفر از اهالی کوفه با او بیعت کردند ولی سرانجام پیمان شکستند و او را به شهادت رساندند . ( تاریخ کوفه ، ص 330 )
شهادت امام حسین و واقعه عاشورا سبب شکل گیری قیامهای چندی مانند قیام قوامین و مختار از کوفه گشت که همچون گذشته اشرافیت کوفه تلاش فراوانی در جهت سرکوب این قیامها انجام دادند ، در تمام این رویدادها به خوبی چهره واقعی عامه مردم کوفه شناخته می شود و بی وفایی و پیمان شکنی ، شک و تردید ، عدم اراده و قدرت تصمیم گیری ، عدم اتحاد و همدلی وخباثت و خیانت آنها کاملاً روشن می شود و بهترین سخن درباره ساکنان این شهر که بصورت ضرب المثل در آمده این جمله است که : الکوفی لا یوفی ، کوفی وفا ندارد . ( همان ، ص 14 )
کوفه در زمان امام باقر و امام صادق (ع) :
کوفه در دوران امام باقر و امام صادق (ع) بصورت کانون تشیع در آمد و متعصب ترین شیعیان امیرالمؤمنین از اهل کوفه به شمار می آمدند و علاقه و محبت مردم به امامان شیعه به حدی رسید که امام باقر (ع) را پیامبر کوفه و امام مردم عراق می خواندند و شاگردان نامدار و برجسته امام باقر (ع) و امام صادق (ع) از اهل کوفه بودند ، این دو بزرگوار بارها به کوفه تشریف فرما شدند و محدثان کوفی از ایشان بهره های وافر بردند و اقامت چند ساله امام صادق (ع) در زمان حکومت منصور عباسی در شهرها نزدیک کوفه ، بیش از پیش به حیات علمی و معنوی کوفه کمک کرد . ( تاریخ کوفه ، ص 15 )
مسجد کوفه نقش یک مرکز علمی مهم را در این زمان داشت چنانچه نجاشی در ذیل احوال حسن بن علی بن زیاد الوشاء نقل می کند که وشاء در مسجد کوفه 900 شیخ را درک کرده که همگی از امام صادق (ع) روایت نقل می کرده اند.( نجاشی ، ص40 )
بدین ترتیب شهر کوفه از بهترین مراکز نقل حدیث و کانون نشر معارف اسلامی گردید و به زودی به منزله یک کتابخانه و مرکز علمی در آمد که افراد مختلف از نواحی گوناگون به این شهر می آمدند تا علوم ومعارف اهل بیت (ع) را یاد بگیرند و به شهر خودشان انتقال دهند از اینروست که ماسینیون کوفه را پایتخت فرهنگی تمدن اسلامی در زمان خودش نام می نهد . ( خطط الکوفه ، ص 15 )
البته کوفه از ابتدای تأسیس ، محل نشر و توسعه علوم اسلامی بود ، ماسینیون درخطط الکوفه می نویسد :
« بعضی از قبایل متمدن و شهر نشینی که از یمن و حضرموت چون قبایل کنده ، بجیله از یمن ، مذحج ، حمیر ، همدان و قبیله بنی عبدالقیس از شهر هجر و قبیله بنی الحمراء از ایرانیان بودند ، نهضت علمی و جنبش فکری کوفه را پایه گذاری نموده اند » ( خطط الکوفه ، ص 13 )
وی همچنین معتقد است که اکثر فرق امامیه از کوفه نشأت گرفته اند ( همان ، ص 14 ) در شهر کوفه مکتب تشیع با کوشش و تلاش علمای شیعه و اصحاب أئمه (ع) مدرسه تسنن را درهم کوبید گر چه، چند تن از علمای اهل سنت در آنجا حضور داشتند اما هیچ تأثیر مهمی در محیط علمی و مدرسه کوفه نداشتند و علی رغم اینکه در عصر اموی ارعاب و تهدید و خفقان و کشتار در کوفه زیاد بود ولی هرگز توازن بر هم نخورد و شیعه و تشیع اکثریت قاطع خود را در کوفه و اطراف حفظ نمود . ( دایرة المعارف تشیع ، ج 11 ، ص 204 )
مکتب علمی و ادبی کوفه
1- مکتب حدیثی کوفه
مکتب حدیثی کوفه در مقابل مکتب حدیث مدینه لحاظ می شود ، مدرسه حدیثی مدینه چون مشتمل بر صحابیان و تابعیان بود که سعی در ترویج احادیث نبوی داشته اند به مدرسه اهل حدیث معروف شدند و مکتب کوفه نیز به لحاظ حضور دانشمندانی که به « رأی » و « اجتهاد » پایبند بودند به مدرسه « اهل رأی » اشتهار یافتند .
عالمان شیعی کوفه هرچند متأثر از أئمه (ع) و همسو با آنان بودند لکن اختلاط شیعیان با گروههای غیر شیعی موجب شده بود که بطور طبیعی حرکتهایی به سمت مکتب رأی و اجتهاد در میان برخی دانشمندان شیعه پدید آید به گونه ای که ابان بن تغلب از محدثان برجسته مکتب کوفه تحت تأثیر اهل رأی کوفه ، نسبت به حکم تنصیف دیه زن نسبت به مرد پس از گذر از ثلث در مسئله قطع انگشتان دست ، به امام صادق (ع) اعتراض کرد .
از سوی دیگر دوری محدثان و فقهای کوفه از محل سکونت و حضور ائمه (ع) و در دسترس نبودن آنان در هر زمان موجب شد امامان شیعه ، راه و روش اجتهاد را به اصحاب خود بیاموزند لذا از جمله مشخصات فقه شیعی در دوره حاکمیت مکتب کوفه ، پیدایش اصول کلی استنباط است
از جمله ویژگی های دیگر مکتب کوفه ، پرداختن محدثان این حوزه به تدوین کتابت منابع حدیثی است بطوریکه بخش عمده ای از شش هزار و ششصد کتابی که شیخ حر عاملی تدوین آنها را به قدمای شیعه اثنا عشری معاصر ائمه (ع) نسبت می دهد ، توسط محدثان کوفی تدوین شده است .(تاریخ تشیع، ج 2 ، ص 319 )
نکته مهم دیگر تأثیر عمیق مکتب کوفه بر مکتب بغداد و قم است بطوریکه می توان گفت مکتب حدیثی قم و مکتب کلامی بغداد هر دو محصول مکتب کوفه اند ؛ دلیل این مدعا بنیانگذاری مکتب حدیثی قم توسط اشعریان مهاجر از کوفه می باشد ، اشعریان از جمله قبایل ساکن در کوفه بودند که به جهت ظلم وستم و فشار فراوانی که حجاج بن یوسف ثقفی بر آنها روا می داشت مجبور به مهاجرت از کوفه شدند و به قم آمدند و عالمان این خاندان محافل علمی در آنجا تأسیس نمودند که نهایتاً منجر به شکل گیری مکتب قم گردید . ( همان ، ص 167 )
مکتب کلامی بغداد نیز عمدتاً توسط متکلمانی همچون هشام بن حکم که در کوفه حضور داشتند و بعدها به بغداد مهاجرت نمودند بنا گذاری شد . از اینروست که می توان بغداد و قم را دو شعبه از کوفه دانست .
2- مکتب ادبی کوفه
الف ) نحویان کوفه :
در دوره اول عباسی مناظرات علمی بسیاری در فقه ، نحو ، ادبیات ، زبان و جز آن ، میان کوفیان و بصریان رواج داشت که سبب پدید آمدن دو مکتب کوفی و بصری گردید . البته در این بین خلفای عباسی از کوفیان حمایت بیشتری می کردند زیرا آنها در به حکومت رسیدن عباسیان همکاری نمودند و به همین دلیل عباسیان عنایت بیشتری به عالمان کوفی داشتند و فرزندانشان از میان آنها انتخاب می کردند کسانی همچون کسائی ، فراء ، مفضل .
تعداد زیادی از نحویان کوفه را « ابوبکر محمد زبیدی اشبیلی » متوفای 379 ه . ق در کتابش طبقات اللغویین و النحاة فی المشرق و الأندلس و نیز جلال الدین سیوطی در کتاب بغیه الوعاة فی طبقات اللغویین و النحاة ذکر نموده اند که از جمله مهمترین آنها می باشند :
1- ابو جعفر رواسی : نامش محمد بن حسن بن ابی ساره و استاد کوفیان در نحو بود او اولین کتاب را از سوی کوفیان درباره نحو تألیف نمود وی استاد کسایی بود و در 190 ه در گذشت
2- معاذ بن مسلم هراء : استاد کسایی بود و در سال 187 وفات یافت
3- ابوالحسن علی بن حمزه معروف به کسایی : پیشوای کوفیان در علم نحو ، لغت و یکی از هفت قاری مشهور قرآن بود وی در سال 189 در ری وفات یافت
4- ابو زکریا فراء یحیی بن زیاد بن عبدالله باهلی : در علم ودانش سر آمد همه کوفیان بود و در سال 207 در مکه وفات یافت
5- یعقوب بن اسحاق ابو یوسف بن سکیت : استاد نحو کوفیان بود و به علوم قرآنی و لغت و شعر احاطه داشت کتابهای بسیاری در نحو و معانی شعر و تفسیر دیوانهای شعر عرب دارد وی مربی فرزندان متوکل و همنشین او بود و بدست وی در سال 244 کشته شد . ( تاریخ کوفه ، ص 533 )
ب ) زبان شناسان کوفه
هنگامی که مسلمانان به تفسیر قرآن پرداختند ، به ثبت معانی الفاظ و فهم سبک عبارات آن نیازمند شدند از اینرو به بحث و بررسی در سبکها ، سخنان ، اشعار و ضرب المثلهای عرب رو آوردند و به جمع آوری اصطلاحات و معانی الفاظ از اعراب بادیه نشین پرداختند .
کسانیکه زبان و اصطلاحات آن را از قبایل منتقل و در کتابها ثبت نمودند و آنرا به صورت یک علم مدون در آوردند تنها اهل بصره و کوفه بودند و از با سابقه ترین کسانیکه به این امر پرداخت ابو عمر بن علاء تمیمی ( م 154 ) بود
براقی نجفی نزدیک به 45 نفر از زبان شناسان کوفه را در کتاب خودش معرفی کرده است . ( نک ، تاریخ کوفه ، ص 540 )
ج ) شاعران کوفه
کوفه در عصر امویان کانون و مرکز علم و ادب و محل ملاقات دانشمندان ، ادیبان و شاعران بود آنها در مسجد یا سایر اجتماعات عمومی و انجمنها و مجالس مناظره و شعر خوانی ازدحام می کردند .
کوفه و اطراف آن مانند بازار عکاظ در عصر جاهلیت بود که در آنجا مجالس به منظور تفاخر شاعران و محافلی برای خطیبان تشکیل می شد و ادیبان برای سرودن شعر به آنجا می رفتند .
در کوفه به جهت ارتباط عربها با سایر ملتهای متمدن علم و ادب رشد بیشتری نمود و همچنین محافل ادبی بیشتری تشکیل می شد و این عامل از جمله علتهای ظهور شعر در کوفه بود البته بیشتر شاعران ، خود شعرای سیاسی بودند که به جهت طرفداری از گروههای مختلف سیاسی و یا حاکم وقت به شعر گویی می پرداختند و تنها در دوره عباسی بود که به جهت میل و علاقه سلاطین عباسی به شعر و ادبیات عربی ، مجالس ادبی صرفاً به جهت یک منظور ادبی بر پا می شد. ( تاریخ کوفه ، ص 543 )
بطور کلی شاعران فراوانی در کوفه ظهور نمودند که برخی از آنها همچون دعبل خزاعی ، قاضی عبدالله بن شبرمه کمیت بن زید ارادت عمیقی نسبت به اهل بیت داشتند و اشعار کثیری در مدح خاندان نبوت سروده اند . براقی نجفی نام 80 شاعر کوفی را در کتابش ذکر کرده است . ( نک ، همان ، ص 550 - 555 )
د ) مکتب تاریخ نگاری کوفه
بصره و کوفه هر دو از شهرهایی هستند که مورخان فراوانی را پرورانده اند و به این سبب مکتب مستقل تاریخی عراق در مقابل مکاتب تاریخ نگاری حجاز ، شام ، مصر ، ایران ، اندلس و مغرب ، بنیان نهادند .
محورهای ویژه قابل بحث در این مکتب انساب و ایام و اخبار بود و مشهورترین مورخان این مکتب عبارتند از :
1- عبیدالله بن أبی رافع : او کاتب امیرالمؤمنین (ع) بود که بنیانگذار مکتب تاریخ نگاری عراق به حساب آمده است و اولین نگاشته های تاریخی را در موضوعات مغازی و سیر و رجال در اسلام تألیف کرده است و همگان او را توثیق نموده اند وی کتابی به نام « تسمیة من شهد مع أمیرالمؤمنین فی حروب الجمل و صفین و نهروان من الصحابه » نگاشته است .
2- أبو عمرو بن شراحیل شعبی ( م 103 ) : به سال 19 ه در کوفه به دنیا آمد و 6 اثر تاریخی از خود به جای گذاشت ، شهرت او در نقل اسرائیلیات است که از اهل کتاب نو مسلمان فرا گرفته بود ، شعبی از این حیث که در اخبار یمن مرجع اخباریان بعد از خود در مکتب تاریخ نگاری کوفه می گردد می توان او را صاحب سبک بحساب آورد .
3- ابو مخنف لوط بن یحیی ( م 157 ) : وی أشهر أخباریان مکتب عراق است که 132 اثر را به او منسوب داشته اند و کتب او از منابع مورد اعتماد طبری در تاریخش بوده است
4- عوانة بن حکم ( م 147 ) : از اخباریان کوفه است که دو اثر بنام های 1) کتاب التاریخ ، 2) سیرة معاویه و بنو أمیه نگاشته است ، دومین کتاب او نخستین کتابی است که به شیوه تخصصی به بررسی حکومت یک خاندان حاکم در عصر اسلامی می پردازد .
عوانه به سه ویژگی ممتاز است :
1- طرح محور امت در تاریخ نگاری اسلامی و حذف محور قبیله
2- نگارش تاریخ در موضوع دول و حکومت ها
3-اجتناب از تعصب در تاریخ نگاری
5- ابوالفضل نصر بن مزاح بن سیار منقری تمیمی ( م 212 ) : او از اقدم أخباریان شیعه است که در نگارش اخبار به شیوه ایام و قصص میل دارد ، گرایش ضد اموی او در آثارش آشکار است ولی در تاریخ نگاری انصاف را رعایت می کند ، کتاب « وقعة صفین » او از منابع معتبر تاریخ صدر اسلام به شمار می رود .
6- هشام بن محمد کلبی ( م 204 ) : او و پدرش از عالمان بزرگ اسلامی بوده اند که تاریخ اسلام و نسب وام دار این دو تن است نگاشته های او در تاریخ عرب جاهلی مرجع و مأخذ مورخان است تألیفات او را بیش از 142 کتاب ذکر کرده اند که نجاشی تعدادی از آنها را ذکر کرده است . ( نک ، رجال نجاشی ، ص 434 )
7- ابو اسحاق ابراهیم بن محمد بن سعید ثقفی کوفی ( م 283 ) : از مورخان و عالمان معروف عصر خود بوده و حدود 50 تألیف داشته است .وی در اوایل عمر زیدی مذهب بوده و سپس به مذهب امامیه گروید وی کتابی بنام « المعرفه » در مناقب اهل بیت (ع) نگاشت و برای نشر آن به اصفهان مهاجرت نمود و در آنجا ساکن شد ، کتاب « الغارات » او از مهمترین نگاشته های تاریخی در این موضوع است . ( علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی ، ص 464 - 515 )
3- خاندانهای دانشور کوفه :
براقی نجفی در تاریخ کوفه اسامی بیست و یک خاندان دانشور کوفه را بیان می کند و علامه محقق ، سید مهدی بحرالعلوم نیز در « الفوائد الرجالیه » بطور نسبتاً مفصل شرح حال این خاندان را ذکر کرده است . (نک ، الفوائد رجالیه ، ج 1 ، ص 203 - 414 )
که در اینجا به مهمترین این خاندان ها اشاره می نمائیم :
الف ) خاندان أبی رافع :
از ارجمند ترین ، بر جسته ترین و پیشتاز ترین خاندانهای شیعه در پذیرش اسلام در میان مسلمانان بوده اند از آن جمله عبیدالله و علی از کاتبان حضرت علی (ع) به شمار می رفتند و پدر آنها « رافع » ، غلام پیامبر (ص) بود که همراه امیرالمؤمنین در جنگهایش حضور داشت و مسئول بیت المال حضرت در کوفه بود و در اوایل حکومت امام (ع) در گذشت . ( تاریخ کوفه ، ص 502 )
ب ) خاندان أعین :
این خاندان بزرگترین و برجسته ترین خاندان شیعی کوفه به شمار می رفتند و تعداد شخصیتهای آن بیشتر از خاندانهای دیگر کوفه است ، نخستین افراد این خاندان ، حضرت سجاد (ع) ، امام باقر و امام صادق ( علیهما السلام ) را درک کردند و آخرین آنها تا اوایل غیبت کبری می زیستند . در میان این خاندان دانشمندان ، فقیهان ، قاریان ، ادیبان ، و راویان حدیث فراوانی وجود داشت . مشهورترین افراد این خاندان عبارتند از : حمران ، زرارة ، عبدالملک ، بکیر ، بنو اعین ، حمزة بن حمران ، عبید بن زرارة ، ضریس بن عبدالملک ، عبدالله بن بکیر ، محمد بن عبدالله بن زرارة ، حسن بن جهم بن بکیر ، ابو غالب احمد بن محمد بن محمد بن سلیمان .
خاندان اعین احادیث زیادی از پیامبر (ص) نقل کردند و با فقه آشنایی زیادی داشتند ؛ ابو غالب درباره این خاندان رساله مفصلی تألیف نموده و نام راویان حدیث خاندانش را ذکر نموده . ( همان ، ص 504 )
بنا به گفته علامه بحر العلوم تمام افراد این خاندان از ارادتمندان خاص اهل بیت (ع) بوده اند بغیر از مالک و ملیک و قعنب که در امر امامت به طریقه اهل سنت گرایش پیدا کرده بودند و عبدالله بن بکیر که فطحی مذهب بوده هر چند از اصحاب اجماع شمرده شده است . ( الفوائد الرجالیه ،ج 1 ، ص 255 )
در مدح و توثیق این خاندان روایات زیادی صادر شده است خصوصاً درباره زرارة و پسرانش ( عبید ، عبدالله ، ضریس بن عبدالملک ، حسن بن جهم ) و حمران بن أعین و بکیر بن أعین
شیخ طوسی در رجال کشی نقل می کند که وقتی خبر فوت بکیر بن أعین به حضرت صادق (ع) رسید فرمودند :
« أما و الله لقد أنزله الله بین رسوله و امیرالمؤمنین » ( اختیار معرفه الرجال ، ص 200 )
ج ) خاندان دراج
جمیل بن دراج و برادرش نوح و برادرزاده اش ایوب از این خاندان هستند ، جمیل از امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) روایت کرده است ، برادرش نوح بن دراج قاضی نیز از جمله شیعیان بود ولی مذهبش را مخفی می کرد . ( تاریخ کوفه، ص 513 )
کشی در رجالش او را از صاحبان اجماع شمرده است . ( اختیار معرفة الرجال ، ص 265 )
وی به ثقه بودن و بزرگواری شهرت داشته و برادرزاده اش ایوب نیز چنین بود و امام حسن عسگری (ع) او را ثقه دانستند .
نجاشی گوید : ایوب بن نوح نخعی ابوالحسین ، وکیل امام هادی (ع) و امام حسن عسگری (ع) بود و نزد آنها مقام بلندی داشت و مورد اطمینان آنان بود . وی بسیار با تقوا و عابد و در نقل روایات ثقه بود ، پدرش نوح بن دراج قضاوت کوفه را بر عهده داشت وی یکی از چهل شاهدی بود که به وکالت عثمان بن سعید شهادت دادند وی از جمله کسانی است که حضرت قائم (ع) را دید و گفت که به امامت آن حضرت (ع) تصریح شده است . ( رجال نجاشی ، ص 102 )
دیگر خاندان های علم پیشه کوفه عبارتند از :
1. خاندان أبی جعد
2. خاندان أبی جهم
3. خاندان أبی ساره
4. خاندان حیان تغلبی
5. خاندان حر جعفی
6. خاندان عبد ربه
7. خاندان عطیه
8. خاندان بنی رباط
9. خاندان فرقد
10. خاندان عمار بجلی( تاریخ کوفه ، ص 502)
نتیجه :
شهر کوفه از آغاز پیدایش ، نقش مهم و سرنوشت ساز در تاریخ تشیع بخصوص قرن اول و دوم داشته است . ترکیب جمعیتی شهر کوفه و وجود قبائل مختلف در آن قرار گرفتن مرکزیت حکومت ، حضور صحابه بزرگوار پیامبر (ص) و شیعیان خاص امیرالمؤمنین (ع) در آن سبب گشت که این شهر مرکز تحولات فرهنگی وسیاسی عراق و بطور کلی جهان اسلام باشد .
این شهر از ابتدا محل زندگی شیعیان قرار گرفت و اکثر ساکنان آن از حامیان اهل بیت (ع) بودند و به همین جهت در مقاطع مختلف تاریخی ، جریانهای سیاسی نظامی زیادی در جهت حمایت از اهل بیت (ع) خصوصاً پس از حادثه عاشورا در این شهر شکل گرفت . در زمان صادقین ( علیهما السلام ) نیز کوفه بعنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام تلقی می شد ؛ وجود محدثان فراوان ، شاعران ، ادیبان ، مورخان و خاندان های دانشوری همچون آل اعین ، أبی رافع و ابن دراج سبب شکل گیری یک مکتب علمی – فر هنگی مستقل بنام مکتب کوفه شد که تأثیر بسزایی در رشد جریان فرهنگی تشیع داشت و تا مدتها بعد هیچ شهر دیگری نتوانست چنین تأثیری را به نمایش بگذارد . حتی در مکتب تأثیر گذار قم و بغداد نیز مولود همین مکتب کوفه بودند . در کنار این ویژگی ها ، کوفیان تنها در مقاطع کوتاهی همچون زمان حکومت امیرالمؤمنین (ع) بازیگران نقش منفی شدند و به جهت خیانتهای پیاپی و سستی ورزیهای فراوان مورد مذمت امیرالمؤمنین (ع) قرار گرفتند که از عوامل آن می توان به :
1. تفرقه و تشتت آراء
2. راحت طلبی
3. قدرت طلبی
4. تأثیر و نفوذ شخصیتهایی همچون اشعث بن قیس
اشاره نمود .
لکن در یک نگاه کلی کوفه و کوفیان نقش خطیر و سرنوشت سازی را در تاریخ تشیع داشته اند و بخصوص رشد فرهنگی تشیع تا حد زیادی وامدار این شهر و ساکنان آن می باشد .
کتابنامه
1. نهج البلاغه
2. ابن سعد ، محمد ، الطبقات الکبری ، تصحیح محمد عبدالقادر عطا ، چ 3 ، 10 ج ، دارالکتب العلمیه ، بیروت ، 1410
3. آئینه وند ، صادق ، علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی ، چ اول ، 2 ج ، پژوهشگاه علوم انسانی ، تهران ، 1377
4. بحر العلوم طباطبایی ، سید محمد مهدی ، الفوائد الرجالیة ، چ اول ، 4 ج ، مکتبة الصادق ، تهران ، 1363
5. براق نجفی ، سید حسین ، تاریخ کوفه ، مترجم سعید راد رحیمی ، چ اول ، آستان قدس رضوی ، مشهد ، 1381
6. حسینیان مقدم حسین ، داداش نژاد منصور ، مرادی نسب حسین و دیگران ، تاریخ تشیع ، چ2 ، 2 ج ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، قم، 1385
7. دایرة المعارف تشیع ، ج 11 ، مدخل عراق
8. طوسی ، أبی جعفر محمد بن حسن ، اختیار معرفة الرجال ، چ 6 ، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی ، قم ، 1429
9. قرچانلو ، حسین ، جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی ، چ 2 ، 2 ج ، سمت ، تهران ، 1385
10. قمی ، شیخ عباس ، سفینة البحار ، چ اول ، 4 ج ، آستان قدس رضوی ، مشهد ، 1378
11. لسترینج ، گای ، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، مترجم محمود عرفان ، چ 6 ، علمی فرهنگی ، تهران ، 1383
12. ماسینیون ، لویی ، خطط الکوفه ، ترجمه تقی محمد المصبحی ، چ اول ، الغری ، نجف اشرف ، 1399
13. محرمی ، غلام حسن ، تاریخ تشیع از آغاز تا پایان غیبت صغری ، چ 6 ، مؤسسه امام خمینی ، قم ، 1386
14. مسعودی ، علی بن حسین ، التنبیه و الاشراف ، مترجم ابوالقاسم پاینده ، چ 3 ، علمی فرهنگی ، تهران ، 1381
15. مسعودی ، علی بن حسین ، مروج الذهب ، مترجم ابوالقاسم پاینده ، چ 6 ،2 ج ، علمی فرهنگی ، تهران ، 1378
16. مفید ، محمد بن محمد بن نعمان ، الارشاد ، چ 3 ، اعلمی ، بیروت ، 1410 ه
17. نجاشی ، احمد بن علی ، رجال نجاشی ، چ 8 ، مؤسسه نشر اسلامی ، قم ، 1385
18. یعقوبی ، احمد ( ابن واضح ) ، البلدان ، مترجم محمد ابراهیم آیتی ، چ 4 ، علمی فرهنگی ، تهران ، 1381