کد مثاله : 24648

تاریخ درج مقاله : چهارشنبه 3 مرداد 1397
پایگاه جامع امامزادگان و بقاع متبرکه ایران اسلامی
• زيارت در نگاه علامه امينى رحمه الله
مرحوم علامه امينى در «الغدير» با تكيه بر منابع متعدد كوشيده است تا بى‌پايه بودن ادعاهاى وهابيون، به‌ويژه «ابن تيميه» و «قصيمى» را اثبات كند.
زيارت در نگاه علامه امينى رحمه الله
 
 
 

توضيح

يكى از موضوعاتى كه پيوسته دستاويز مغرضان و دشمنان شيعه، به‌ويژه «وهابيت» براى تاختن به شيعه بوده، مسئله «زيارت» است. آنان كوشيده‌اند تا زيارت قبور ائمه و اولياى دين و دعا و تضرع در كنار مرقد معصومين (ع) را بدعت و شرك معرفى كنند و از اين رهگذر، پيروان اهل بيت (ع) را مشرك بشمارند.

مرحوم علامه امينى در «الغدير» با تكيه بر منابع متعدد و روايات فراوان از خود اهل سنت و استناد به سيره بزرگان مذاهب اربعه و علماى آنان نسبت به «زيارت» ، كوشيده است تا بى‌پايه بودن ادعاهاى وهابيون، به‌ويژه «ابن تيميه» و «قصيمى» را اثبات كند و نتيجه بگيرد كه اگر رفتن به زيارت حرم‌هاى مطهر و بقاع متبرك و زيارت قبور، شرك باشد و با توحيد ناسازگار، پس همه مسلمين و صحابه و ائمه مذاهب چهارگانه در طول تاريخ اسلام، از زمان صحابه تاكنون مشرك بوده‌اند و تنها ابن‌تيميه مسلمان خالص بوده است! بحث علامه امينى، مشروعيت زيارت پيامبر (ص) و امامان (ع) و توسل به قبور آنان را نيز در برمى‌گيرد.

اين نوشته ترجمه خلاصه شده بخشى از مبحث «زيارة مشاهد العترة الطاهره» است كه در جلد پنجم «الغدير» (از ص ٨۶ تا ٢٠٧) آمده و در اين شماره فصلنامه زيارت تقديم خوانندگان عزيز مى‌شود.[1]

* * *

زيارت قبور و تبرك و توسل به آنها و ختم قرآن براى صاحبان قبور و دعا و نماز در كنار آنها، چيزى نيست كه از ابدعات شيعه باشد؛ بلكه ريشه‌هاى تاريخى اين سنت به نخستين دوران اسلام بازمى‌گردد. در طول تاريخ اسلام، مسلمانان پيوسته قبورى را زيارت مى‌كردند. فايده اين بحث، شناخت سيرۀ مسلمانان در اين باره و شعائر آنان و سنت‌هاى‌شان از ديرباز تاكنون است. اينك به نمونه‌هايى از اين امر در تاريخ شخصيت‌هاى دينى مى‌پردازيم.

١. بلال حبشى (رحمه الله) : مؤذّن پيامبر اكرم (ص) كه در سال ٢٠ هجرى درگذشت، در دمشق مدفون است. بالاى قبر او نام و تاريخ وفات او ثبت است. دعا در اين محل مستجاب است و بسيارى از نيكان و اولياء و زائران، آن را آزموده‌اند.[2]

٢. سلمان فارسى (رحمه الله) : در سال ٣۶ هجرى درگذشت. قبر او امروزه در نزديكى ايوان كسرى در عراق مشهور است و ساختمان و خدّامى دارد كه به آن بقعه رسيدگى مى‌كنند.[3]

٣. طلحه: در جنگ جمل در سال ٣۶ هجرى كشته شد. ابن‌بطوطه درباره قبر مى‌گويد:

بقعه او داخل شهر بصره است و قبه‌اى دارد و مسجدى، و در گوشه‌اى به واردين و زائرين طعام مى‌دهند. بصريان او را بسيار بزرگ مى‌دارند. در بصره، قبور ديگرى هم هست كه به صحابه تابعين تعلق دارد و نام صاحب قبور و تاريخ وفاتشان بر آنها نگاشته شده است.[4]

۴. زبير: متوفاى ٣۶ هجرى. ابن‌جوزى درباره قبر او گفته است:

در سال ٣٨۶ مردم بصره ادعا كردند جسد او را از قبرى قديمى، تازه و با لباس يافته‌اند. جسدش را بيرون آورده، كفن كردند و پس از دفن، بر قبر او قبه‌اى ساختند و براى آن خادم و موقوفاتى قرار دادند.[5]

۵. ابوايوب انصارى: در سال ۵٢ هجرى در روم درگذشت. مردم به زيارت قبر او مى‌روند و هنگام خشكسالى، با توسل به قبرش، از خدا باران مى‌طلبند.[6]

۶. مشهد رأس الحسين (ع) : در مصر محلى وجود دارد كه مى‌گويند سر مطهر سيد الشهداء (ع) در آن‌جا مدفون است؛ در تابوتى نقره‌اى در زيرزمين، كه بنايى شكوهمند و زيبا و آراسته با ديباهاى گران‌قيمت و افراشته با ستون‌هاى بلند دارد، با قنديل‌هاى نقره‌اى، چشم‌نواز و خوش‌منظره، و چنان زيباست كه به وصف درنمى‌آيد. بر ديوار آن حرم و مسجد، سنگى سياه و براق، همچون آينه هندى صيقل خورده است كه مردم آن را براى تبرك لمس مى‌كنند. مردم در كنار آن ازدحام مى‌كنند و دعا مى‌خوانند و اشك مى‌ريزند و به بركت‌آن نربت مقدس، به خداى سبحان متوسل مى‌شوند و چنان مى‌نالند كه از سنگ ناله برمى‌خيزد و دل، آب مى‌شود! [7]

شيخ عبدالله شبراوى در كتاب خود، در فصلى مبسوط به توصيف اين مكان و بيان فضيلت و آداب زيارتش پرداخته و بخشى از كراماتى را كه از آن حرم ديده شده، نقل كرده و آنها را صحيح دانسته است. [8]

حمزاوى عدوى (متوفاى ١٣٠٣ق) در كتاب خويش پس از سخنى مفصل درباره اين بارگاه شريف كه منسوب به سر مبارك امام حسين (ع) است، مى‌گويد:

سزاوار است كه اين حرم را بسيار زيارت كنند و به خدا توسل جويند و از اين امام، آنچه را كه در حال حياتش مى‌خواستند، بطلبند؛ چرا كه او وسيله اندوه‌زدايى است و زيارتش موجب رفع گرفتارى‌هاست و هر كه به آن توسل جويد، دلش به نور الهى متصل مى‌گردد.[9]

آن‌گاه نمونه‌اى از كرامات اين زيارتگاه را چنين نقل مى‌كند: همه كتاب‌هاى محمد شلبى (معروف به ابن‌ست) را از خانه‌اش دزديدند، ناراحت و متحير بود كه چه كند. به اين حرم آمد و در ضمن اشعارى كه سروده بود، به آن حضرت استغاثه كرد. هنگامى كه پس از زيارت به خانه بازگشت، همه كتاب‌ها را بى‌كم و كاست در جاى خود يافت.

٧. عمر بن عبدالعزيز: هفتمين خليفه اموى، متوفاى ١٠١ هجرى. قبر او در «دير سمعان» (در نواحى دمشق) زيارتگاه مردم است.[10]

٨. ابوحنيفه: پيشواى مذهب حنفى، متوفاى ١۵٠ هجرى كه قبرش در «اعظميه» بغداد، مزارى معروف است و به گفته خطيب بغدادى، شافعى همه روزه به زيارت قبرش مى‌رفته و به آن تبرك مى‌جسته و هنگام پيش آمدن مشكل، دو ركعت نماز مى‌خوانده و كنار قبرش مى‌آمده و از خداوند، برطرف شدن نيازش را مى‌طلبيده است. [11]

در قرون بعد، بر مزار او قبه و بارگاهى ساختند و مسجدى بنا كردند. در سفرنامه ابن جبير و تاريخ ابن خلّكان آمده است كه در قرن پنجم، حرمى باشكوه و قبه‌اى سفيد و بلند داشته است.

٩. مصعب بن زبير: متوفاى ١۵٧ هجرى. به گفته ابن‌جوزى قبر او در «مسكن» (نزديك بغداد) مثل قبر امام حسين (ع) زيارتگاه مردم بوده است. [12]

١٠. ليث بن سعد حنفى: پيشواى مردم مصر كه در ١٧۵ هجرى درگذشت و در «قرافه كوچك» (نزديك قاهره) مدفون شد و قبرش، زيارتگاه مردم است.[13]

١١. مالك بن انس: پيشواى مذهب مالكى، متوفاى ١٧٩ هجرى كه در بقيع مدفون است و قبه‌اى داشته[14] و فقهاى اهل سنت زيارتش را مستحب دانسته‌اند.

١٢. امام موسى بن جعفر (ع) : امام هفتم شيعيان كه در سال ١٨٣ هجرى شهيد شد و در كاظمين مدفون گشت. حتى بزرگان اهل سنت، مثل حسن بن ابراهيم خلال، هنگام دچار شدن به مشكلات، با زيارت و توسل به قبر او حاجت مى‌گرفتند.[15] وقتى امام جواد (ع) در بغداد درگذشت، كنار قبر جدش موسى بن جعفر (ع) دفن شد. مرقد اين دو امام زيارتگاه عموم مردم است.[16]

١٣. امام على بن موسى الرضا (ع) : امام هشتم شيعيان كه در طوس مدفون است. ابوبكر بن خزيمه و ابوعلى ثقفى و گروهى از بزرگان علماى حديث هنگام ورود به طوس، ديدند كه ابن خزيمه در برابر آن قبر مطهر، تعظيم و تواضع و تضرع فوق‌العاده‌اى داشت؛ به گونه‌اى كه همه شگفت‌زده شدند.[17]

١۴. عبدالله بن غالب بصرى: در سال ١٨٣ هجرى در روز ترويه كشته شد. مردم خاك قبر او را هم‌چون مُشك گرفته و در لباس‌هاى‌شان قرار مى‌دادند.[18]

١۵. معروف كرخى: متوفاى ٢٠٠ هجرى. قبر او مشهور است و بسيارى از مردم براى برآورده شدن حوايج و رفع نيازهاى خود به زيارت آن مى‌روند و حاجت مى‌گيرند. قبر او در بغداد قبه و بارگاهى داشته و مردم به بركت قبرش باران مى‌طلبيدند .[19]

١۶. عبيدالله بن محمد بن عمر بن على بن الحسين (ع) : قبر او در «باب البردان» بغداد معروف و زيارتگاه مردم است و حاجتمندان به قصد زيارت و تبرك و حاجت گرفتن به آن‌جا مى‌روند و براى آن نذر و نيازهاى فراوان مى‌كنند. حتى داستانى درباره عضدالدوله ديلمى نقل شده كه علت نام‌گذارى آن‌جا به «مشهد النذور» در آن بيان شده است. صاحب اين قبر، شهيدى از نوادگان امام سجاد (ع) است كه در گريز از تعقيب خليفه بود. اما سرانجام دستگير شد او را زنده زنده دفن كردند. مردم هر نذرى كه براى اين قبر مى‌كنند، حاجتشان روا مى‌شود؛ از اين‌رو آن‌جا به «قبر النذور» شهرت يافته است.[20]

١٧. محمد بن ادريس شافعى: پيشواى مذهب شافعى كه در ٢٠۴ هجرى درگذشت. قبر او در «قرافه» مصر (نزديك قاهره) ، زيارتگاه مردم است و قبه و ضريحى بر آن ساخته‌اند.[21]

١٨. بانو نفيسه: دختر حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى‌طالب (ع) كه از بانوان بزرگ عصر خود بود و در سال ٢٠٨ هجرى در مصر درگذشت. مصريان قبرش را بسيار محترم مى‌شمارند و معتقدند دعا نزد قبر او مستجاب است. قبر ايشان قبه و بارگاهى نيز دارد.[22]

١٩. احمد بن حنبل: پيشواى مذهب حنبلى، متوفاى ٢۴١ هجرى. قبر او نيز مشهور و ضريحش، زيارتگاه مردم بغداد است. حتى بسيارى از بزرگان به زيارت قبر او عنايت داشته‌اند و على‌رغم ازدحام جمعيت پيرامون قبرش، منتظر فرصتى مى‌ماندند تا خلوت شود و به قبر او نزديك شوند. بارها بر قبرش قبه‌اى ساخته‌اند و ويران شده است.[23] حنبلى‌ها به او و قبرش و زيارت مرقدش بسيار معتقدند و از راه‌هاى دور براى زيارت به سوى آن مى‌شتابند و او را صاحب مقامات بالايى مى‌دانند.

٢٠. ذوالنون مصرى: متوفاى ٢۴۶ هجرى. مدفنش در قرافه مصر است و بقعه‌اى دارد و در كنار او گروهى از صالحان هم مدفونند.[24]

٢١. بكار بن قتيبه بصرى حنفى: متوفاى ٢٧٠ هجرى در مصر. قبر او نيز زيارت مى‌شود و آن را متبرك و دعا نزد آن را مستجاب مى‌دانند.[25]

٢٢. ابراهيم حربى: متوفاى ٢٨۵ هجرى كه مدفنش در خانه خود است و مردم به آن تبرك مى‌جويند.[26]

٢٣. اسماعيل بن يوسف ديلمى: قبرش پشت قبر معروف كرخى است و او نيز زيارت مى‌شود.[27]

٢۴. على بن محمد بن بشّار: متوفاى ٣١٣ هجرى. قبرش در بغداد، زيارتگاه است. [28]

٢۵. ى عقوب بن اسحاق بن ابراهيم نيشابورى اسفراينى: از محدثان شافعى و متوفاى ٣١۶ هجرى است. قبرش در اسفراين (خراسان) مزار مردم است كه به آن تبرك مى‌جويند و آستانش را مى‌بوسند و احترام مى‌گذارند.[29]

٢۶. عبدالله بن احمد بن على بن حسن بن ابراهيم طباطبا: متوفاى ٣۴٨ هجرى. از عالمان و ثروتمندان بنام از خاندان طباطبا كه در حجاز زاده شد و سپس به مصر رفت و در همان‌جا درگذشت. به سخاوت و گشاده‌دستى شهره بود و مردم مصر به اجابت دعا در بقعه او معتقدند.[30]

٢٧. على بن محمد عامرى: متوفاى ۴٠٣ هجرى. پس از مرگش، مردم شب‌هاى متوالى كنار قبرش ماندند و برايش قرآن و دعا خواندند و شاعران نيز از مناطق مختلف آمدند و برايش مرثيه سرودند و براى او رحمت طلبيدند.[31]

٢٨. ابوسعيد خرگوشى، متوفاى ۴٠۶ هجرى . قبرش در نيشابور مشهور و زيارتگاه مردم است. [32]

٢٩. ابوجعفر بن ابى‌موسى: متوفاى ۴٧٠ هجرى. وى پيشواى حنبليان در زمان خود بود. او را در قبر احمد بن حنبل به خاك سپردند. مردم ملازم قبرش بودند و هر شب چهارشنبه كنار قبرش بيدار مى‌ماندند و برايش ختم‌ها مى‌گرفتند. در آن ايام ده‌هزار ختم بر او خواندند و پيرامون قبر او آباد شد و فروشنده‌ها نيز به فروش اجناس در اطراف مزار او پرداختند.[33]

٣٠. نورالدين محمود بن زنگى: متوفاى ۵۶٩ هجرى. قبر او در دمشق زيارتگاه مردم است و مردم به پنجره‌هاى آن دخيل مى‌بندند و رهگذران به آن تبرك مى‌جويند. نقل مى‌كنند كه همراه او، سه تار موى صورت مبارك رسول خدا (ص) مدفون است و سزاوار است هر كس او را زيارت مى‌كند، در زيارت خود، پيامبر اكرم (ص) را هم نيت كند.[34]

٣١. احمد بن جعفر خزرجى: در ۶٠١ هجرى در مراكش درگذشته است. مردم براى ديدار قبرش تجمع مى‌كنند و اجابت دعا كنار قبرش مجرب است و مردم هنگام زيارت، هدايا و نذورات فراوانى از طلا و نقره تقديم مى‌كنند كه همه صرف نيازمندان آن منطقه مى‌شود. مؤلف «نيل التهاج» گويد:

اين وضع تاكنون ادامه دارد و من بيش از پانصد بار آن را زيارت كرده‌ام و بيش از سى شب در آن‌جا بيتوته داشته‌ام و بركت‌هاى بسيارى ديده‌ام.[35]

٣٢. احمد بن علوان يمنى: از اكابر تصوف بوده كه در ۶۵٠ هجرى درگذشته است. براى او هم كراماتى نقل مى‌كنند. از جمله آن‌كه حتى فقهايى كه از نسل او بودند و او را قبول نداشتند، در مصائب و مشكلات، به قبر او پناه مى‌بردند تا از گزند حكومت محفوظ بمانند. مزار او در منطقه «يفرس» در يمن به شكل زيبايى بنا شده است.

٣٣. ابوعبدالله قرشى اندلسى: او پس از كسب علم از مشايخ مغرب، به مصر رفت و چندى در آن‌جا اقامت گزيد و آوازه‌اى يافت. سپس به قصد زيارت، به بيت‌المقدس رفت، اما در همان‌جا ماندگار شد و در ۵٩٩ هجرى درگذشت و آرامگاهش به سبب كراماتى كه به او نسبت مى‌دادند، زيارتگاه مردم شد.[36]

٣۴. ابوبكر بن عبدالله عيدروس: متوفاى ٩١۴ هجرى در عدن. مزار او در آن‌جا بسيار مشهور است و از مناطق دوردست براى زيارت و تبرك به آن‌جا مى‌روند و گروهى عقيده دارند هركس هفت روز پياپى او را زيارت كند، حاجتش برآورده مى‌شود.[37]

[1] اين تلخيص و ترجمه توسط استاد جواد محدثى انجام گرفته است.

[2] ابن‌جبير اندلسى، الرحلة، ص٢٢٩.

[3] ابوالفرج ابن‌جوزى، المنتظم، ج۵، ص٧۵.

[4] ابن‌بطوطه، الرحلة، ج١، ص١١۶.

[5] المنتظم، ج۵، ص١٨٧.

[6] ابن‌جوزى، صفة الصفوة، ج١، ص١٨٧.

[7] رحلة ابن جبير، ص١٢.

[8] عبدالله الشبراوى، الأتحاف بحبّ الأشراف، ص٢۵ - ۴٠.

[9] شيخ حسن عدوى خمراوى، مشارق الأنوار، ص٩٢ (در الغدير، اشعار فوق هم نقل شده است) .

[10] ذهبى، طبقات الحفاظ، ج١، ص١۴.

[11] خطيب بغدادى، تاريخ بغداد، ج١، ص١٢٣.

[12] المنتظم، ج٧، ص٢٠۶.

[13] ابن ابى‌الوفاء، الجواهر المضيئه، ج١، ص۴١٧.

[14] رحلة ابن‌جبير، ص١۵٣.

[15] تاريخ بغداد، ج١، ص١٢٠.

[16] ابن‌عماد حنبلى، شذرات الذهب، ج٢، ص۴٨.

[17] ابن‌حجر عسقلانى، تهذيب التهذيب، ج٧، ص٣٨٨.

[18] همان، ج۵، ص٣۵۴.

[19] تاريخ ابن خلّكان، ج٢، ص٢٢۴.

[20] تاريخ بغداد، ج١، ص١٢٣.

[21] ذهبى، دول الاسلام، ج٢، ص١٠۵.

[22] ابن‌خلكان، وفيات الأعيان، ج٢، ص٣٠٢.

[23] دول الأسلام، ج١، ص١۴ و رحله ابن‌بطوطه، ج١، ص١۴٢.

[24] وفيات الأعيان، ج١، ص١٠٩.

[25] الجواهر المضيئه، ج١، ص١٧٠.

[26] صفة الصفوة، ج٢، ص٢٣٢.

[27] همان، ص٢٣٣.

[28] المنتظم، ج۶، ص١٩٩.

[29] ابن‌جوزى، تذكرة الخواص، ج٣، ص٣ و وفيات الأعيان، ج٢، ص۴۶٩.

[30] وفيات الأعيان، ج١، ص٢٨٢.

[31] ابن‌كثير، البداية و النهاية، ج١١، ص٣۵١.

[32] تقى‌الدين سبكى شافعى، شفاء السقام، ص٢٩.

[33] شذرات الذهب، ج٣، ص٣٣٧ و المنتظم، ج٨، ص٣١٧.

[34] شذرات الذهب، ج۴، ص٢٣١ و البداية و النهاية، ج١٢، ص٢٨۴.

[35] احمد بابا التنبكتى، نيل الأبتهاج، ص٨٢.

[36] شذرات الذهب، ج۴، ص٣۴٢.

[37]ابن‌عيدروس، النور السافر، ص٨٠ و ٨١؛ شذرات الذهب، ج٨، ص۶۴.